• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
گزارش ویژه

کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران اینترنشنال

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

روایت‌ها و مستندات تازه‌ای که منابع آگاه و شاهدان عینی از رشت برای ایران‌اینترنشنال ارسال کردند، ابعاد تازه‌ای از سرکوب تمام عیار مردم در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در این شهر را برملا می‌کند.

روایت‌ها و مستندات تازه شامل شلیک به قصد کشت، ممانعت از امدادرسانی به مجروحان، دریافت پول از خانواده کشته‌شدگان در ازای تحویل پیکر و فشار بر آن‌ها برای خاک‌سپاری مخفیانه و جلوگیری از برگزاری مراسم است.

ایران‌اینترنشنال در کارزار مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دی‌ماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شب‌ها بوده‌اید، یا از خانواده و نزدیکان کشته‌شدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را از طریق چت‌بات اینتل‌مدیا با ما در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.

صبح ۱۹ دی؛ شهری در دود، خون و آتش

یکی از شاهدان عینی در روایت خود از صبح ۱۹ دی‌ماه در رشت گفت، حدود ساعت پنج صبح، هنوز حجم گسترده دود و آتش در منطقه شهرداری زبانه می‌کشیده است.

به گفته این شاهد، خیابان‌های منتهی به شهرداری، از جمله خیابان نامجو، خیابان امام، خیابان شهرداری و مسیر بازار به سمت میدان صیقلان، به‌شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از شهر سوخته بوده: «شهر در صبح ۱۹ دی بوی دود می‌داد. رد خون بر خیابان شهرداری و سعدی به وضوح دیده می‌شد. اثر دست‌های خونی معترضان روی دیوارهای شهر بود. بسیجی‌ها در میدان سبزه‌میدان با اسپری مشغول پاک کردن شعارها بودند و بخش‌های وسیعی از بازار به‌طور کامل سوخته بود.»

100%

انتقال پیکرها با وانت و ماشین زباله

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت صبح ۱۹ دی‌ماه چند وانت شهرداری از خیابان شهرداری خارج شدند و در پشت یکی از این وانت‌ها، پیکر تعدادی از کشته‌شدگان قرار داشت که روی آن با پارچه پوشانده شده بود.

ایران‌اینترنشنال همچنین گزارش‌های متعدد و معتبری دریافت کرده است که نشان می‌دهند پیکر برخی کشته‌شدگان در رشت با ماشین‌های حمل زباله جمع‌آوری و به‌صورت پنهانی منتقل شده‌اند.

شاهدان گفتند برخی مجروحان هم در میان پیکر‌های منتقل شده به باغ رضوان حضور داشتند.

یک منبع مطلع گفت که در یک مورد، یکی از مجروحان که همراه با پیکر کشته‌شدگان به باغ رضوان منتقل شده بود، موفق به فرار شد و مدتی در یکی از جنگل‌های اطراف پنهان ماند.

انتقال پیکرها به سوله‌ای بی‌نشان در جاده

اطلاعات تازه‌ای به ایران‌اینترنشنال رسیده است که نشان می‌دهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، پیکر شماری از کشته‌شدگان در رشت به سوله‌ای در جاده تهران، در فاصله میان باغ رضوان و سراوان، منتقل شده است.

این سوله با رنگ‌های قرمز، سفید و سبز رنگ‌آمیزی شده و هیچ تابلوی مشخص یا نشان رسمی ندارد.

پیکرهای کشته‌شدگان پیش از دفن یا انتقال به محل‌های دیگر، به‌طور موقت در این مکان نگهداری شده‌اند.

این گزارش‌ها در کنار روایت‌های پیشین درباره انتقال پیکرها با وانت‌های شهرداری، ماشین‌های حمل زباله و دفن‌های پنهانی در باغ رضوان، ابعاد گسترده‌تری از روند مخفی‌سازی و جابه‌جایی پیکرهای جان‌باختگان رشت را نشان می‌دهند.

شلیک به مردم و روایت استفاده از دوشکا

در روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال آمده است که نیروهای سرکوبگر، مردمی را که وارد برخی محدوده‌های نظامی شهر شده بودند، با سلاح سنگین به رگبار بستند.

بر اساس این روایت‌ها، محدوده استانداری رشت یکی از محل‌های اصلی کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بوده است.

به گفته یک شاهد عینی، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران با هدایت جمعیت به سمت استانداری، معترضان را در مسیری قرار دادند که امکان خروج و عقب‌نشینی برای آنان محدود بود.

بر اساس این روایت‌ها، پس از باز شدن درهای استانداری، نیروهای مسلح به سوی مردم شلیک کردند.

این روایت‌ها نشان می‌دهند سرکوب در رشت به خیابان‌های اطراف شهرداری، بازار، خیابان نامجو و درمانگاه سجاد محدود نبوده و محدوده استانداری نیز یکی از نقاط مهم تیراندازی و کشتار معترضان بوده است.

گزارش‌ها از درخواست پول برای تحویل پیکر

اطلاعات رسیده حاکی از فشار‌های شدید امنیتی بر خانواده کشته‌شدگان است.

از برخی خانواده‌ها برای تحویل پیکر فرزندانشان درخواست پول شده و مبلغ مطالبه‌شده بسته به وضعیت مالی خانواده‌ها متفاوت بوده است.

بر اساس این روایت‌ها، از بعضی خانواده‌ها چند صد میلیون و در مواردی حتی بیش از یک میلیارد تومان درخواست شده است.

یک شاهد عینی گفت از یک خانواده خواسته شده بود برای دریافت پیکر، علاوه بر پرداخت پول، یک جعبه شیرینی هم همراه خود ببرند.

به گفته او، این درخواست بخشی از روند تحقیرآمیز برخورد با بازماندگان بوده است.

دفن شبانه و جلوگیری از شست‌وشوی پیکرها

در روایت‌های رسیده همچنین آمده است که به خانواده‌ برخی کشته‌شدگان، اجازه غسل پیکر نزدیکانشان داده نشد.

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت ماموران به یک خانواده گفتند «کشته‌شدگان نجس‌اند» و پیکرها باید همان‌طور خون‌آلود و با لباس، دفن شوند.

بر اساس این روایت‌ها، دفن پیکرها اغلب در ساعات پایانی شب یا نزدیک سحر، با حضور محدود اعضای خانواده و تحت فشار نیروهای امنیتی انجام شده است.

محل دفن بسیاری از قربانیان در بخش‌های انتهایی باغ رضوان رشت است.

خانواده‌ها گفته‌اند در جریان تحویل گرفتن و خاک‌سپاری پیکرها، بارها تحقیر و تهدید شدند.

کارزار ایران‌اینترنشنال برای ثبت حقیقت کشتار رشت

ایران‌اینترنشنال با راه‌اندازی کارزار ثبت و مستندسازی کشتار دی‌ماه در رشت، از شاهدان عینی، خانواده‌های جان‌باختگان، کادر درمان، کارکنان خدمات شهری، رانندگان، کسبه بازار و همه کسانی که اطلاعات، تصویر، ویدیو یا سندی از آن روزها دارند، می‌خواهد روایت‌های خود را ارسال کنند.

هدف این کارزار، شناسایی قربانیان، ثبت مسیر انتقال پیکرها، روشن کردن نقش نهادهای امنیتی و شهری، و جلوگیری از پاک شدن آثار یکی از خونین‌ترین سرکوب‌ها در ایران است.

پربازدیدترین‌ها

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»
۱

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»

۲

فرمانده بازداشت‌شده کتائب حزب‌الله در دادگاه نیویورک با رد اتهامات خود: ما در جنگ هستیم

۳

واکنش‌ها به حذف سردار آزمون از تیم ملی؛ خشم جمهوری اسلامی را برانگیخت، به جام جهانی نرفت

۴

بی‌بی‌سی: حملات جمهوری اسلامی به ۲۰ سایت نظامی آمریکا در منطقه آسیب زده است

۵

ترامپ پس از تماس با نتانیاهو از توقف اعزام نیروهای اسرائیلی به بیروت خبر داد

انتخاب سردبیر

  • اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی
    تحلیل

    اولین ۱۴ خرداد بدون خامنه‌ای؛ سوگواری، جشن و جانشینی

  • کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند
    گزارش ویژه

    کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند

  • فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی
    تحلیل

    فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی

  • جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

    جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

  • لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند
    روایت شما

    لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد
    تحلیل

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

  • کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

    کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

  • «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

    «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

  • کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ آنچه در شب‌های جنایت رشت اتفاق افتاد

    کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ آنچه در شب‌های جنایت رشت اتفاق افتاد

•
•
•

مطالب بیشتر

چند روز پس از کشف پیکر مثله‌شده‌ مهشید فلاحی، زن ترنس، سر او در خیابانی در سنندج پیدا شد

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۵:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
چند روز پس از کشف پیکر مثله‌شده‌ مهشید فلاحی، زن ترنس، سر او در خیابانی در سنندج پیدا شد
100%

سازمان کوییرهای ایرانی سیمرغ در ارتباط با قتل اخیر مهشید فلاحی، زن ترنس ۳۲ ساله، در سنندج گزارش داداو حدود دو هفته پیش با چاقو به قتل رسید و سرش از پیکرش جدا شد. پیکر مثله‌شده مهشید چند روز پیش در نزدیکی سد سنندج پیدا شد و چند روز بعد نیز سر او در یکی از خیابان‌های شهر کشف شد.

سیمرغ به نقل از کنشگران کوییر و فعالان کرد داخل ایران نوشت مهشید سال‌ها پیش از سوی خانواده خود طرد شده و بی‌خانمان و کارتن‌خواب بود و از بازماندگان خشونت جنسی به شمار می‌رفت.

طبق گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، پیکر مهشید همچنان در پزشکی قانونی نگهداری می‌شود و هیچ‌یک از اعضای خانواده برای تحویل پیکر او اقدام نکرده‌اند.

در حالی که برخی گزارش‌های اولیه، قتل مهشید فلاحی را به اسلام‌گرایان سلفی نسبت داده‌ بودند، اما هنوز هویت عامل یا عاملان این قتل مشخص نیست.

های ساید ساب‌استک: یک خلبان اف-۱۵ای آمریکا هواپیمایش دو بار در جنگ ایران سرنگون شد

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
های ساید ساب‌استک: یک خلبان اف-۱۵ای آمریکا هواپیمایش دو بار در جنگ ایران سرنگون شد
100%

نشریه های ساید ساب‌استک به نقل از مقام‌های نظامی کنونی و پیشین آمریکا گزارش داد یکی از خلبانان اف-۱۵ای آمریکا که ۱۴ فروردین بر فراز ایران سرنگون شد، همان خلبانی بود که پنج هفته پیش از آن در یک حادثه شلیک خودی از سوی یک جنگنده اف/ای-۱۸ کویتی، با دو اف-۱۵ای دیگر سرنگون شده بود.

به گفته ساید ساب‌استک، این خلبان «تقریبا به طور قطع» نخستین خلبان هواپیمای بال‌ثابت نیروی هوایی است که از زمان جنگ ویتنام در یک جنگ واحد دو بار سرنگون شده است.

در حادثه اول در ۱۱ اسفند نیروهای دفاعی کویت به اشتباه به سه جنگنده اف-۱۵ئی استرایک ایگل شلیک کردند و هر شش خدمه این هواپیماها به بیرون پرتاب شدند و در خاک این کشور هم‌پیمان به سلامت فرود آمدند.

در ۱۴ فروردین نیز، بدشانسی دوباره به سراغ یکی از این خلبانان آمد و در یک جنگنده اف-۱۵ای بر فراز ایران هدف قرار گرفت. در این عملیات این خلبان به سرعت نجات یافت، اما افسر تسلیحات مجروح شد و روز بعد پس از آنکه نیروهای نظامی محل اختفای او را در کوه‌های زاگرس شناسایی کردند نجات یافت.

ارتش آمریکا ادعاهای حکومت ایران درباره هدف گرفتن مقر ناوگان پنجم در بحرین را تکذیب کرد

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با اشاره به درگیری‌های جدید نیروهای آمریکایی و سپاه اعلام کرد جمهوری اسلامی چندین موشک بالستیک به سمت کشورهای همسایه منطقه شلیک کرد، اما هیچ‌کدام به اهداف مورد نظر اصابت نکردند و هیچ‌یک از نیروهای آمریکایی نیز آسیب ندیدند.

طبق این اطلاعیه، دو موشک ایرانی که به سوی کویت شلیک شدند، در مسیر سقوط کردند یا حین حرکت متلاشی شدند و سه موشک که به سمت بحرین پرتاب شده بودند، بلافاصله از سوی سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا و بحرین رهگیری شدند.

پیش‌تر سپاه اعلام کرد در پاسخ به حمله‌ پرتابه‌های آمریکا به یک دکل مخابراتی سپاه در جنوب جزیرۀ قشم، نیروی هوافضای سپاه پایگاه هوایی و بالگردی ایالات‌متحده در یکی از کشورهای منطقه و همچنین مرکز ناوگان پنجم دریایی آمریکا را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است.

سنتکام: در پاسخ به حملات حکومت ایران، نیروهای آمریکا به اهدافی در جزیره قشم حمله کردند

۱۳ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
سنتکام: در پاسخ به حملات حکومت ایران، نیروهای آمریکا به اهدافی در جزیره قشم حمله کردند
100%

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد در پاسخ به تلاش‌های جمهوری اسلامی برای حمله در سراسر خاورمیانه، چندین موشک بالستیک و پهپاد ایرانی و یک ایستگاه کنترل زمینی نظامی در قشم را منهدم کرده است.

به گفته سنتکام، جمهوری اسلامی چندین موشک بالستیک به سمت کشورهای همسایه منطقه شلیک کرد، اما هیچ‌کدام به اهداف مورد نظر اصابت نکردند و هیچ‌یک از نیروهای آمریکایی نیز آسیب ندیدند.

طبق این اطلاعیه، دو موشک ایرانی که به سوی کویت شلیک شدند، در مسیر سقوط کردند یا حین حرکت متلاشی شدند و سه موشک که به سمت بحرین پرتاب شده بودند، بلافاصله از سوی سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا و بحرین رهگیری شدند.

به گفته ارتش آمریکا، لحظاتی پیش از آن، نیروهای سنتکام سه پهپاد انتحاری را که ایران به سمت کشتی‌های غیرنظامی در حال عبور از آب‌های منطقه‌ای پرتاب کرده بود، سرنگون کردند. نیروهای آمریکایی همچنین یک ایستگاه کنترل زمینی نظامی جمهوری اسلامی در جزیره قشم را هدف حملات دفاعی قرار دادند.

حق، امتیاز و جامعه: تحلیلی روان‌شناختی از عادی‌سازی محرومیت

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
حق، امتیاز و جامعه: تحلیلی روان‌شناختی از عادی‌سازی محرومیت
100%

شاید در نگاه اول، موضوع حقوق شهروندی، آزادی‌های فردی یا دسترسی به امکانات اجتماعی، مساله‌ای روشن به نظر برسد. اما اگر به تجربه سال‌های گذشته نگاه کنیم، می‌توان رد یک الگوی تکرارشونده را در بخش‌های مختلف زندگی اجتماعی مشاهده کرد.

در این الگو، آنچه از حقوق شهروندی ماست و باید بخشی طبیعی، پایدار و بدیهی از زندگی روزمره باشد، ابتدا سلب یا محدود می‌شود و سپس بازگرداندن کنترل‌شده همان حق، به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش، مدارا یا بهبود شرایط عرضه می‌شود.

شاید بسیاری از ما، بدون آنکه نام مشخصی برای آن داشته باشیم، سال‌هاست با تجربه‌ای مشترک زندگی کرده‌ایم؛ تجربه محدود شدن حقوقی که باید به‌صورت طبیعی و پایدار از آنها برخوردار می‌بودیم و سپس احساس رضایت از بازگرداندن محدود و موقت همان حقوقی که اساسا نباید از دسترس شهروندان خارج می‌شدند.

این الگو البته پدیده‌ای تصادفی نیست؛ چرا که در بسیاری از ساختارهای استبدادی، حقوق شهروندی نه به‌عنوان اموری پایدار و تضمین‌شده، بلکه به‌عنوان امتیازاتی وابسته به اراده قدرت تعریف می‌شوند.

در چنین الگویی، محدودیت هدف نهایی نیست؛ بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به رابطه‌ای است که در آن، جامعه به‌تدریج به جای مطالبه حق، به بازگشت محدود همان حقوق سلب‌شده رضایت می‌دهد و آن را به‌مثابه امتیاز یا گشایشی از سوی قدرت تجربه می‌کند.

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

در چنین فرایندی، به‌تدریج ادراک اجتماعی از مفهوم حق تغییر می‌کند. جامعه آرام‌آرام از مطالبه‌گری برای برخورداری از حقوق پایدار فاصله می‌گیرد و به سطحی از رضایت نسبت به بازگشت‌های محدود و موقت سوق داده می‌شود؛ بازگشت‌هایی که اغلب نه به معنای رفع مسئله، بلکه صرفا به معنای کاهش بخشی از محرومیت پیشین هستند.

این الگوی تکرارشونده بررسی می‌کند که چگونه تداوم آن می‌تواند به نوعی شرطی‌سازی روانی در سطح جمعی منجر شود؛ فرایندی که در آن حس حق‌مندی به‌تدریج فرسایش می‌یابد و جامعه، به‌جای تجربه حقوق به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل سلب، در چرخه‌ای از محرومیت، انتظار و بازگشت محدود همان حقوق قرار می‌گیرد.

معیشت؛ عادی سازی حداقل ها

شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این الگو را بتوان در حوزه اقتصاد و معیشت مشاهده کرد؛ حوزه‌ای که در آن با فرآیندی تدریجی از عادی‌سازی کمبود و کاهش سطح انتظارات اجتماعی مواجه هستیم.

در این روند، به‌جای تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکلاتی مانند تورم و کاهش قدرت خرید، سیاست‌ها به سمت سازگار کردن جامعه با شرایط موجود سوق پیدا کرده‌اند. در سال‌های گذشته، مفاهیمی مانند قناعت، صرفه‌جویی و تحمل، به‌طور مداوم تکرار شده‌اند تا تمرکز از چرایی بحران به چگونگی کنار آمدن با آن منتقل شود و بار روانی آن بر دوش زندگی روزمره افراد قرار گیرد.

تداوم این وضعیت، تغییر مهمی در روان جمعی ایجاد می‌کند؛ جامعه به‌تدریج خود را با کاهش مداوم استانداردهای زندگی هماهنگ می‌سازد، بقا جای رفاه را می‌گیرد و آنچه زمانی بخشی عادی از زندگی طبقه متوسط بود، کم‌کم از دسترس خارج می‌شود.

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

در این میان، هر زمان فشارهای اقتصادی تشدید شده، انواع یارانه‌ها یا بسته‌های حمایتی محدود ارائه شده‌اند؛ اقداماتی که اگرچه تناسبی با میزان کاهش قدرت خرید ندارند، اما در سطح عمومی به‌عنوان نشانه‌ای از مدیریت وضعیت بازنمایی می‌شوند.

در نتیجه، جامعه به‌جای مقایسه وضعیت خود با یک سطح مطلوب از رفاه، آن را با شرایط بحرانی‌تر پیشین می‌سنجد. به همین دلیل، حتی بازگشت جزئی بخشی از قدرت خرید نیز می‌تواند به‌طور موقت احساس کمتر بد شدن شرایط را ایجاد کند.

به این ترتیب، معیار ارزیابی زندگی تغییر می‌کند؛ در چنین چارچوبی، جلوگیری از سقوط بیشتر، به‌جای بهبود واقعی، به‌عنوان موفقیت درک می‌شود و رابطه‌ای روانی با کمبود شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که در آن استانداردهای زندگی پایین می‌آیند و تصور جامعه از حقِ برخورداری از یک زندگی بهتر، به‌تدریج دستخوش فرسایش می‌شود.

حجاب و آزادی های اجتماعی

اگر در حوزه اقتصاد با عادی‌سازی کمبود و کاهش تدریجی سطح رفاه مواجه بودیم، در حوزه حجاب و آزادی‌های اجتماعی با شکل دیگری از همان الگو روبه‌رو هستیم؛ الگویی که این بار نه بر معیشت، بلکه بر بدن، سبک زندگی و حق انتخاب افراد متمرکز است. در اینجا نیز مساله نحوه تبدیل یک حق فردی به امری مشروط، تعلیق‌پذیر و وابسته به اراده قدرت است.

موضوع پوشش از نخستین سال‌های پس از انقلاب تاکنون، یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های مداخله رسمی و از مهم‌ترین نقاط کشمکش میان قدرت و جامعه بوده است.

آنچه این حوزه را به نمونه‌ای بارز از الگوی مورد بحث تبدیل می‌کند، تکرار یک چرخه مشخص است: افزایش فشار، شکل‌گیری مقاومت اجتماعی، کاهش نسبی بخشی از فشار، و سپس تجربه همان کاهش محدود به‌عنوان نوعی گشایش. در نتیجه، جامعه به‌جای برخورداری از آزادی به‌عنوان یک حق پایدار، درگیر دوره‌های متناوب فشار و تنفس‌های کوتاه‌مدت می‌شود.

  • اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

    اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

در نهایت، تکرار این چرخه ادراک جامعه از مفهوم آزادی را تغییر می‌دهد؛ زمانی که یک حق بارها محدود و سپس بخشی از آن بازگردانده می‌شود، معیار ارزیابی از برخورداری پایدار از آزادی به میزان کاهش فشار نسبت به گذشته سقوط می‌کند.

به این ترتیب، حقوق فردی از یک حق طبیعی به امری مشروط و قابل تعلیق تبدیل می‌شود که جامعه را در نوسان دائمی میان فشار و بازگشت‌های موقت معلق نگه می‌دارد.

فرهنگ و هنر؛ کنترل و بازگرداندن

در حوزه فرهنگ و هنر نیز با یکی دیگر از نمودهای همین الگوی تکرارشونده مواجه هستیم؛ الگویی که در آن، تولید و مشارکت فرهنگی نه به‌عنوان یک حق بدیهی، بلکه به‌عنوان امری مدیریت‌شده، محدود و وابسته به مجوز تجربه می‌شود.

در اینجا مساله در کنار سانسور و محدودیت‌های پراکنده، شکل‌گیری یک ساختار پایدار از اجازه‌مندی است؛ ساختاری که در آن امکان فرهنگی نه بر پایه حق شهروندی، بلکه بر اساس صدور یا عدم صدور مجوز تعریف می‌شود.

در سال‌های گذشته، سینما، کتاب، موسیقی و تئاتر همواره از مسیرهای طولانی بررسی، اصلاح یا توقیف عبور کرده‌اند. نکته مهم‌تر، مرحله بعدی این الگوست؛ جایی که پس از دوره‌هایی از انسداد، بخشی از فضا به‌صورت گزینشی باز می‌شود.

  • پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

    پیام مخاطبان: اینترنت باز نشده؛ این «فیلترنت» است

در چنین شرایطی، بازگشت محدود برخی آثار یا صدور مجوز برای گروهی از هنرمندان، در سطح جامعه به‌عنوان نشانه‌ای از گشایش یا دستاورد فرهنگی تلقی می‌شود.

تکرار الگوی محدودیت و بازگشت کنترل‌شده، به‌تدریج معیارهای ذهنی مخاطب را تغییر می‌دهد؛ به‌طوری که معیار ارزیابی دیگر آزادی فرهنگی کامل نیست، بلکه میزان کاهش محدودیت نسبت به گذشته می‌شود.

همین جابه‌جایی، به عادی‌سازی یک وضعیت ناپایدار کمک می‌کند تا فرهنگ و هنر نیز به یکی از میدان‌های اصلی تبدیل شود که در آن، حقِ دسترسی به فرهنگ جای خود را به یک امتیاز مشروط و قابل تنظیم می‌دهد.

اینترنت؛ قطع حق ارتباط و بازگرداندن کنترل شده

در امتداد همین الگوی تکرارشونده، حوزه اینترنت و ارتباطات شاید ملموس‌ترین نمونه‌ای باشد که می‌توان در آن دگرگونی مفهوم حق را مشاهده کرد. اینترنت امروز به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده و دسترسی پایدار به آن، برای بسیاری از شهروندان به ضرورتی اجتماعی، آموزشی و اقتصادی بدل شده است.

  • اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

    اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

با این حال، در سال‌های اخیر، تجربه جامعه از اینترنت با فیلترینگ گسترده، کاهش سرعت و قطعی‌های مقطعی گره خورده است. اما بخش مهم‌تر این الگو زمانی آشکار می‌شود که پس از دوره‌های محدودیت، بخشی از دسترسی‌ها به‌صورت کنترل‌شده بازمی‌گردد.

در چنین شرایطی، رفع نسبی محدودیت‌ها به‌عنوان نوعی گشایش تلقی می‌شود، در حالی که در عمل تنها بخشی از وضعیت پیشین بازگردانده شده است.

تکرار چرخه محدودیت، اختلال و بازگشت نسبی به‌تدریج معیارهای ارزیابی را تغییر می‌دهد. به‌جای مطالبه دسترسی پایدار و بدون اختلال، توجه جامعه بر این متمرکز می‌شود که آیا وضعیت نسبت به گذشته کمتر محدود شده است یا نه.

نتیجه این فرایند، نوعی سازگاری با ناپایداری است؛ وضعیتی که در آن ثبات جای خود را به نوسان می‌دهد و یک حق زیرساختی، به امری مشروط و موقت تبدیل می‌شود.

صورت بندی

در نهایت، آنچه در این مسیر بررسی شد صرفا مجموعه‌ای از موضوعات پراکنده نبود، بلکه تلاشی برای فهم الگویی تکرارشونده در رابطه میان قدرت و جامعه بود؛ الگویی که در آن حقوق شهروندی، به‌جای آنکه به‌عنوان اموری پایدار و غیرقابل‌تعلیق تجربه شوند، در چرخه‌ای از محدودسازی، تعلیق و بازگردانی کنترل‌شده قرار می‌گیرند.

  • نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

    نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

در این چرخه، حق به‌تدریج جای خود را به امتیاز می‌دهد و بازگشت بخشی از همان حق سلب‌شده نیز می‌تواند به‌عنوان نوعی گشایش یا امری قابل قدردانی تجربه شود.

اما شاید مهم‌ترین بخش این فرایند، نه خودِ محدودیت، بلکه عادی‌سازی آن باشد. جامعه در طول سال‌ها آموخته است که قناعت و تحمل را بر مطالبه رفاه پایدار ترجیح دهد، محدودیت‌های اجتماعی را در قالب قانون یا سنت بپذیرد، نظارت بر فرهنگ و هنر را امری طبیعی تلقی کند و دسترسی به اینترنت و ارتباطات را حقی مشروط و وابسته به شرایط بداند.

تکرار این وضعیت، نوعی شرطی‌سازی روانی را به همراه دارد؛ فرایندی که در آن سطح انتظارات کاهش می‌یابد، حس حق‌مندی فرسوده می‌شود و سازگاری با ناپایداری، جای مطالبه‌گری برای حقوق پایدار را می‌گیرد.

با این حال، به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از تغییر در این الگو مشاهده می‌شود. واکنش‌های گسترده کاربران پس از بازگشت محدود اینترنت، نمونه‌ای از این تغییر است.

اگر در گذشته بازگرداندن بخشی از حقوق محدودشده می‌توانست احساس رضایت یا قدردانی ایجاد کند، امروز در بسیاری از واکنش‌ها پرسش اصلی چیز دیگری است: چرا باید برای بازگشت چیزی که اساسا حق ماست خوشحال باشیم؟

این جابه‌جایی صرفا یک نارضایتی مقطعی نیست، بلکه می‌تواند نشانه بازگشت تدریجی جامعه از منطق امتیاز به زبان حق باشد. اگر چنین تغییری در حال شکل‌گیری باشد، به این معناست که سازوکار روانی مبتنی بر عادی‌سازی محرومیت، کاهش انتظارات و رضایت از حداقل‌ها، دیگر کارایی گذشته را ندارد و بخشی از جامعه، به‌جای تمرکز بر آنچه بازگردانده شده، خودِ فرایند سلب و بازگردانی را به موضوع نقد تبدیل کرده است.

در نهایت، آرامشی که از بازگشت‌های محدود حاصل می‌شود، لزوماً نشانه رضایت واقعی نیست، بلکه بیشتر نوعی سازگاری اجباری با شرایط ناپایدار است. در لایه‌های زیرین این سازگاری نیز نوعی خشم انباشته، فرسودگی روانی و بی‌اعتمادی مزمن شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که ممکن است در مقاطع مختلف، خود را در قالب واکنش‌های اعتراضی، نارضایتی‌های گسترده یا کناره‌گیری اجتماعی نشان دهد.

از همین رو، مساله اصلی این مقاله نه صرفا اینترنت، حجاب، اقتصاد یا فرهنگ، بلکه چگونگی تبدیل حق به امتیاز و پیامدهای روانی و اجتماعی آن است؛ فرایندی که به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسش و تردید جامعه روبه‌رو شده است.