هشدار وزیر جنگ آمریکا به تهران: در صورت ناکامی مذاکرات، آماده ازسرگیری حملات هستیم
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در سخنرانی خود در نشست «گفتوگوی شانگریلا» در سنگاپور هشدار داد اگر تلاشهای دیپلماتیک با تهران به نتیجه نرسد، ایالات متحده آماده است حملات علیه جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
هگست شنبه ۹ خرداد در این نشست گفت: «توانایی ما برای ازسرگیری عملیات در صورت لزوم کاملا کفایت میکند و از ظرفیت لازم برای انجام آن برخوردار هستیم.»
او ادامه داد: «ذخایر [نظامی] ما، هم در آنجا و هم در سراسر جهان، کاملا پاسخگوی نیازهای ما هستند و حتی فراتر از آن. بنابراین از این نظر در وضعیت بسیار مطلوبی قرار داریم.»
هگست با اشاره به روند مذاکرات تهران و واشینگتن افزود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همچنان رویکردی «صبورانه» در پیش گرفته و به دنبال «توافق خوبی» است تا اطمینان حاصل شود تهران به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات و مفاد توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن بالا گرفته است.
ترامپ عصر هشتم خرداد اعلام کرد در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت خواهد کرد تا «تصمیم نهایی» را در مورد نوع مواجهه با جمهوری اسلامی اتخاذ کند.
روزنامه نیویورکتایمز ساعاتی بعد به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد نشست دو ساعته ترامپ درباره مناقشه ایران بدون اتخاذ تصمیم نهایی پایان یافت.
هگست: آمریکا همزمان قادر به مدیریت چالشهای ایران و آسیا-اقیانوسیه است
وزیر جنگ ایالات متحده در ادامه سخنرانی خود در سنگاپور، با رد نگرانیها درباره احتمال انحراف تمرکز آمریکا از اولویتهای راهبردی در منطقه آسیا-اقیانوسیه بهدلیل مناقشه ایران اعلام کرد واشینگتن از توانایی مدیریت همزمان چندین چالش برخوردار است.
هگست تاکید کرد: «ما میتوانیم دو کار را بهطور همزمان انجام دهیم. ما در حال تقویت چشمگیر پایگاه صنعتی دفاعی خود هستیم تا بهزودی بتوانیم دو، سه یا حتی چهار برابر بیشتر مهمات تولید کنیم. این کار برای اطمینان از آن است که همه طرحهای عملیاتی ما در سراسر جهان بهطور کامل تامین شوند.»
«گفتوگوی شانگریلا» بزرگترین نشست دفاعی سالانه در آسیا به شمار میرود و سال جاری از ۸ تا ۱۰ خردادماه به میزبانی سنگاپور برگزار میشود.
در این نشست غیررسمی، طیف گستردهای از مقامها شامل وزیران دفاع، فرماندهان نظامی، روسای دستگاههای اطلاعاتی و دیپلماتها در کنار تحلیلگران و فعالان صنایع تسلیحاتی گرد هم میآیند تا چالشهای امنیتی را مورد بررسی قرار دهند.
تاکید هگست بر لزوم تقویت بازدارندگی در برابر پکن
در ادامه نشست «گفتوگوی شانگریلا»، هگست نگرانیها درباره گسترش سریع توان نظامی پکن را «موجه» خواند و از متحدان آسیایی واشینگتن خواست برای مقابله با افزایش نفوذ چین و جلوگیری از سلطه این کشور بر منطقه، بودجه دفاعی خود را به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند.
وزیر جنگ آمریکا تاکید کرد ایجاد «شبکهای قدرتمندتر و خوداتکاتر» از متحدان برای «ایجاد بازدارندگی در برابر تجاوز و حفظ توازن قدرت» در منطقه ضروری است.
او افزود: «اقیانوس آرامی که تحت سلطه یک قدرت هژمونیک قرار گیرد، توازن قدرت در منطقه را از بین خواهد برد. هیچ کشوری، از جمله چین، نباید بتواند هژمونی خود را تحمیل کند و امنیت یا رفاه کشور ما و متحدانمان را به خطر بیندازد.»
او در عین حال گفت روابط آمریکا و چین «بهتر از سالهای اخیر» شده است و افزایش تماسهای نظامی میان دو طرف به مدیریت تنشها کمک میکند.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که وزیر دفاع چین برای دومین سال متوالی در نشست شانگریلا حضور نیافت.
«موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک» که میزبان نشست «گفتوگوی شانگریلا» به شمار میرود، هفتم خرداد در گزارشی هشدار داد هرگونه درگیری میان آمریکا و چین بر سر تایوان میتواند خطر تشدید تنش تا سطح هستهای را به همراه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، جهان در آستانه یک رقابت تسلیحات هستهای جدید قرار دارد که منطقه آسیا-اقیانوسیه در مرکز آن خواهد بود.
تانکر متعلق به عربستان سعودی در حال بارگیری در ترمینالی در خلیج فارس
یافتههای یک گزارش میگوید [حکومت] ایران با ایجاد نظامی سهلایه برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز، ضمن معاف کردن هند از پرداخت عوارض، هزینههای سنگینی بر نفتکشهای مرتبط با چین تحمیل کرده و همین امر به کاهش چشمگیر صادرات نفت عربستان سعودی به بازار چین انجامیده است.
وبسایت «هاوس آو سعود» در گزارشی نوشت که [حکومت] ایران از اواسط ماه مه، با راهاندازی نهادی موسوم به «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» (PGSA)، نظام جدیدی برای مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز ایجاد کرده که بهجای بستن کامل این آبراه، عبور و مرور را بر اساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی طبقهبندی میکند.
بر اساس این گزارش، کشتیهای مرتبط با چین برای انتقال نفت خام عربستان سعودی از تنگه هرمز باید تا دو میلیون دلار برای هر سفر پرداخت کنند، در حالی که نفتکشهای دارای پرچم هند از این هزینه معاف شدهاند. نویسنده گزارش معتقد است این سیاست به یکی از عوامل اصلی کاهش بیش از ۶۰ درصدی صادرات نفت عربستان سعودی به چین از زمان آغاز جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است.
به نوشته این گزارش، ساختار جدید اعمال شده توسط حکومت ایران سه سطح متفاوت را شامل میشود: معافیت کامل برای برخی کشورها از جمله هند، عراق و پاکستان؛ دریافت عوارض از ناوگانهای مرتبط با چین و برخی کشتیهای موسوم به «ناوگان سایه»؛ و در نهایت اعمال فشارهای امنیتی و اقتصادی علیه کشتیهایی که حاضر به پرداخت هزینه یا تبعیت از مقررات جدید نباشند.
گزارش میگوید هند توانسته از طریق مذاکرات دوجانبه با تهران، امتیاز عبور بدون پرداخت عوارض را به دست آورد. به گفته نویسنده، این رویکرد نشاندهنده تغییر محسوسی در سیاست دهلینو نسبت به ایران در مقایسه با سال ۲۰۱۹ است؛ زمانی که هند تحت فشار تحریمهای آمریکا واردات نفت از ایران را متوقف کرده بود.
در عین حال، گزارش تاکید میکند که این معافیت دائمی یا تضمینشده نیست. نویسنده به حادثهای در آوریل ۲۰۲۶ اشاره میکند که طی آن نیروهای دریایی سپاه پاسداران به سوی دو کشتی هندی شلیک کردند؛ اقدامی که به گفته او نشان داد نهادهای نظامی حکومت ایران میتوانند مستقل از توافقهای دیپلماتیک عمل کنند.
این گزارش همچنین میگوید عربستان سعودی برای حفظ صادرات نفت به هند، بخش عمدهای از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع در ساحل دریای سرخ هدایت کرده است. با این حال، ظرفیت این خط لوله برای انتقال کل تولید نفت عربستان سعودی کافی نیست و حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز همچنان به مسیر هرمز وابسته باقی مانده است.
به نوشته هاوسآوسعود، بیشترین آسیب متوجه صادرات عربستان سعودی به چین شده است. گزارش با استناد به دادههای بازار نفت نوشته که خرید نفت عربستان توسط پالایشگاههای چینی، از جمله شرکت سینوپک، به شدت کاهش یافته و بخشی از این تقاضا به سمت نفت روسیه منتقل شده است. نویسنده علت این تغییر را افزایش هزینههای حملونقل، عوارض عبور از هرمز، هزینههای بیمه جنگی و خطر تحریمهای ثانویه آمریکا عنوان میکند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که وزارت خزانهداری آمریکا در هفتم خرداد «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را در فهرست تحریمهای خود قرار داده است. به اعتقاد نویسنده، این اقدام میتواند کشورهایی مانند هند را با چالشهای حقوقی و مالی تازهای روبهرو کند؛ زیرا حفظ توافقهای عبور با [حکومت] ایران ممکن است مستلزم تعامل با نهادی باشد که اکنون تحت تحریم آمریکا قرار دارد.
گزارش در پایان نتیجه میگیرد که [حکومت] ایران به جای مسدود کردن کامل تنگه هرمز، مدلی را طراحی کرده که امکان اعمال فشار انتخابی بر برخی کشورها و مسیرهای تجاری را فراهم میکند. نویسنده معتقد است این سیاست بیش از همه صادرات نفت عربستان سعودی به چین را هدف قرار داده و میتواند پیامدهای بلندمدتی برای بازار انرژی منطقه داشته باشد.
کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، در تحلیلی در آتلانتیک نوشت که حتی اگر دونالد ترامپ بتواند جنگ با ایران را متوقف کند، تقابل ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با آمریکا پایان نخواهد یافت؛ زیرا دشمنی با آمریکا بخشی از هویت نظام جمهوری اسلامی است، نه صرفاً یک سیاست خارجی.
به نوشته سجادپور تلاشهای دولت دونالد ترامپ برای دستیابی به توافقی با [حکومت] ایران با یک مانع بنیادین روبهرو است: واشینگتن به دنبال حلوفصل مناقشه است، اما جمهوری اسلامی بقای خود را در تداوم تقابل با آمریکا تعریف کرده است.
سجادپور معتقد است برخلاف دولتهای آمریکا که اولویتها و تمرکز آنها با تغییر دولتها و بحرانها تغییر میکند، جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه تمام ظرفیت سیاسی و ایدئولوژیک خود را بر «مقاومت در برابر آمریکا» متمرکز کرده است. به گفته او، مبارزه با آمریکا برای جمهوری اسلامی یک تاکتیک یا سیاست نیست، بلکه بخشی از هویت و فلسفه وجودی آن است.
این تحلیلگر مینویسد جنگ اخیر، موقعیت هر دو طرف را برای دستیابی به توافق دشوارتر کرده است. از یک سو ترامپ برای توجیه هزینههای سنگین جنگ و خسارات واردشده، ناچار است امتیازات بیشتری از تهران مطالبه کند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی که صدها میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده و بخشی از فرماندهان و رهبران خود را از دست داده است، نمیتواند بدون دریافت امتیازهای قابل توجه وارد توافقی شود که نشانه عقبنشینی تلقی شود.
به باور سجادپور، به همین دلیل هر دو طرف در موقعیتی قرار گرفتهاند که توافقی قابل قبول برای طرف مقابل، از نظر سیاسی برای خودشان دشوار یا حتی غیرممکن است.
این تحلیل همچنین به مذاکرات جاری بر سر تنگه هرمز اشاره میکند. نویسنده میگوید در مرحله نخست توافق احتمالی، [حکومت] ایران باید مینهای دریایی را جمعآوری کرده و مزاحمت برای کشتیهای عبوری را متوقف کند و در مقابل آمریکا نیز بخشی از محاصره دریایی خود را کاهش دهد. اما تهران اکنون تنگه هرمز را مهمترین اهرم فشار خود میداند.
به نوشته آتلانتیک، مقامهای جمهوری اسلامی آشکارا از این اهرم به عنوان تضمین اجرای هر توافق احتمالی یاد میکنند. سجادپور به نقل از علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر [کشته شده] جمهوری اسلامی، مینویسد که از نگاه تهران «تضمین واقعی هر توافق، تنگه هرمز است، نه امضا و کاغذ.»
او هشدار میدهد که بازگشایی تنگه هرمز میتواند مقدمهای برای موفقیت مذاکرات باشد، اما به همان اندازه ممکن است صرفاً وقفهای موقت در جنگ تلقی شود؛ وقفهای که به [حکومت] ایران فرصت بازسازی اقتصادی و نظامی و به آمریکا امکان کاهش فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی را میدهد.
بخش مهم دیگری از تحلیل به پرونده هستهای ایران اختصاص دارد. سجادپور مینویسد دولت ترامپ خواهان توقف بلندمدت غنیسازی، انتقال یا نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا و اجرای نظام بازرسیهای گسترده است. اما از نگاه جمهوری اسلامی، تجربه کشورهایی مانند عراق، لیبی و اوکراین نشان داده است که کنار گذاشتن برنامههای بازدارنده میتواند آنها را در برابر مداخله خارجی آسیبپذیر کند؛ در حالی که کره شمالی توانسته است در سایه توان هستهای خود بقا یابد.
او به نقل از یک مقام پیشین ایرانی مینویسد که جمهوری اسلامی همچنان دانش فنی لازم برای تولید سلاح هستهای را در اختیار دارد و اکنون بیش از گذشته انگیزه دستیابی به آن را پیدا کرده است. این مقام همچنین مدعی شده است که سپاه پاسداران دهها تاسیسات زیرزمینی موشکی در اختیار دارد که برخی از آنها از سایتهای هستهای هدف قرارگرفته نیز عمیقتر هستند.
سجادپور میگوید دولت ترامپ در حال ترسیم دو مسیر برای تهران است. مسیر نخست، کنار گذاشتن برنامه هستهای نظامی، محدود کردن فعالیت نیروهای نیابتی و کاهش خصومت با آمریکا و اسرائیل در ازای سرمایهگذاری گسترده کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی است. مسیر دوم، ادامه وضع موجود همراه با تحریمهای شدید، محاصره دریایی و احتمال ازسرگیری جنگ خواهد بود.
اما نویسنده تاکید میکند که تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی هرگز حاضر نشده اصول ایدئولوژیک خود را با رفاه اقتصادی مبادله کند. او یادآور میشود که تهران تنها دو بار دست به مصالحههای بزرگ زده است؛ نخست در سال ۱۳۶۷ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق و دوم در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با دولت باراک اوباما. در هر دو مورد نیز فشار اقتصادی و دیپلماتیک شدید وجود داشت، اما از جمهوری اسلامی خواسته نشده بود هویت انقلابی خود را کنار بگذارد.
سجادپور در پایان نتیجه میگیرد که نه جنگ و نه مذاکره تاکنون نتوانستهاند مساله اصلی روابط ایران و آمریکا را حل کنند. به نوشته او، معمایی که از سال ۱۳۵۷ همه روسایجمهوری آمریکا با آن مواجه بودهاند همچنان پابرجاست: «ایالات متحده به یک توافق نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی به آمریکا به عنوان یک دشمن نیاز دارد.» به همین دلیل، حتی اگر جنگ کنونی متوقف شود، رویارویی راهبردی و ایدئولوژیک میان دو کشور ادامه خواهد یافت.
سفر اخیر یک هیات بلندپایه ایرانی به دوحه به ریاست محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، با یک شکست مهم دیپلماتیک برای تهران پایان یافت. یک منبع آگاه از روند مذاکرات که در جریان جزئیات گفتوگوها قرار دارد، این موضوع را به ایراناینترنشنال اعلام کرده است.
به گفته این منبع، با وجود اصرار تهران بر آزادسازی فوری و بدون قید و شرط ۱۲ میلیارد دلار داراییهای خود همزمان با امضای یک یادداشت تفاهم اولیه (MoU) با ایالات متحده، مقامهای قطری این درخواست را رد کردند و تنها با آزادسازی نیمی از این مبلغ و آن هم تحت محدودیتهای سختگیرانه موافقت کردند.
بر اساس اطلاعاتی که یک منبع نزدیک به یکی از مقامهای قطری دخیل در مذاکرات ارائه کرده است، دوحه با انتقال مستقیم این منابع مالی یا پرداخت آن به صورت نقدی به ایران مخالفت کرده است. در عوض، این منابع تنها به شکل اعتبار مالی در اختیار تهران قرار خواهد گرفت تا جمهوری اسلامی بتواند کالاها و محصولات ضروری را مستقیماً از بازار قطر خریداری کند.
این محدودیتها در شرایطی اعمال شده است که ایالات متحده به شدت با اعطای دسترسی مستقیم و بدون محدودیت جمهوری اسلامی به منابع مالی نقدی مخالفت کرده است.
واشینگتن نگران است که تزریق مستقیم پول نقد به اقتصاد ایران، فضای تنفسی مهمی برای دولت جمهوری اسلامی فراهم کند و به تهران امکان دهد حقوقهای معوق کارکنان بخش عمومی را پرداخت کرده و همچنین در شرایط حساس کنونی منطقه، تجهیزات نظامی یا سایر کالاهای مورد نیاز خود را از کشورهای خارجی خریداری کند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که جمهوری اسلامی آزادسازی بدون محدودیت این ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدودشده در قطر را به عنوان یک پیششرط قطعی و غیرقابل مذاکره برای پیشبرد هرگونه تفاهم اولیه دیپلماتیک یا امضای توافق چارچوبی پیشنهادی با آمریکا مطرح کرده است.
به گفته این منابع، قالیباف در جریان مذاکرات بهطور مشخص خواستار دسترسی به منابع مالی نقدی برای کاهش فشارهای شدید اقتصادی داخلی ایران شده بود. با این حال، پیشنهاد متقابل قطر عملاً مانع از آن میشود که تهران بتواند این منابع را به تشخیص خود هزینه کند؛ موضوعی که ضربهای به راهبرد جمهوری اسلامی در مذاکرات با ایالات متحده تلقی میشود.
بر اساس توافق پیشنهادی قطر، جمهوری اسلامی به جای دسترسی مستقیم به پول نقد، تنها میتواند از یک خط اعتباری محدود برای خرید کالاهای اساسی و ضروری در بازار قطر استفاده کند.
این گزارش میافزاید برای جلوگیری از آنکه این اختلاف مالی روند مذاکرات حساس و گستردهتر میان ایران و آمریکا را با خطر مواجه کند - مذاکراتی که هدف آن دستیابی به آتشبس منطقهای و بازگشایی تنگه راهبردی هرمز عنوان شده است - همه طرفهای درگیر توافق کردهاند جزئیات این اختلاف مالی محرمانه باقی بماند.
آسوشیتدپرس گزارش داد که توافق در حال شکلگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی برای پایان دادن به جنگ، با انتقاد شدید بخشی از جمهوریخواهان مواجه شده است؛ منتقدانی که هشدار میدهند این توافق ممکن است بدون از بین بردن توان هستهای ایران، دستاوردهای نظامی ماههای گذشته را از بین ببرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، در حالی که دولت دونالد ترامپ از نزدیک شدن به چارچوب یک توافق با حکومت ایران خبر میدهد، شماری از چهرههای برجسته حزب جمهوریخواه این توافق را مورد انتقاد قرار داده و آن را عقبنشینی از اهداف اعلامشده آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی توصیف کردهاند.
بر اساس گزارش ایپی، توافقی که هنوز نهایی نشده است، شامل تمدید آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات جدید درباره برنامه هستهای ایران است. در مقابل، حکومت ایران باید مسیر عبور کشتیها از تنگه هرمز را باز نگه دارد و درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده خود وارد مذاکرات تکمیلی شود.
با این حال، منتقدان جمهوریخواه ترامپ میگویند این چارچوب ممکن است به [حکومت] ایران فرصت دهد بدون برچیدن کامل برنامه هستهای خود، از کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی بهرهمند شود.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه تگزاس، که از حامیان حمله نظامی به ایران بود، هشدار داد اگر نتیجه جنگ این باشد که جمهوری اسلامی همچنان تحت حاکمیت رهبران فعلی باقی بماند، امکان غنیسازی اورانیوم را حفظ کند و به منابع مالی بیشتری دسترسی پیدا کند، این توافق «یک اشتباه فاجعهبار» خواهد بود.
لیندسی گراهام، دیگر سناتور بانفوذ جمهوریخواه، نیز از هر توافقی که [حکومت] ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای حفظ کند یا توانایی تهدید زیرساختهای نفتی خلیج فارس را از بین نبرد، انتقاد کرد. راجر ویکر، رییس کمیته نیروهای مسلح سنا، نیز آتشبس ۶۰ روزه پیشنهادی را «فاجعهبار» خواند و گفت دستاوردهای عملیات نظامی آمریکا علیه [حکومت] ایران ممکن است بینتیجه شود.
در مقابل، ترامپ این انتقادها را رد کرده و گفته است توافق هنوز به طور کامل نهایی نشده است. او تاکید کرده که توافق مورد نظرش «دقیقاً برعکس» توافق هستهای دوران باراک اوباما است و هیچ تصمیمی بدون تضمین منافع آمریکا اتخاذ نخواهد شد.
ترامپ جمعه هشتم خرداد نیز پیش از شرکت در نشست اتاق وضعیت در کاخ سفید، در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «ایران باید موافقت کند که هرگز سلاح یا بمب هستهای نخواهد داشت. تنگه هرمز باید فورا باز باشد؛ بدون دریافت عوارض و برای عبور و مرور نامحدود کشتیها در هر دو جهت. همه مینهای دریایی (بمبها)، در صورت وجود، باید از میان برداشته شوند.»
ترامپ نوشت: «کشتیهایی که به دلیل محاصره دریایی شگفتانگیز و بیسابقه ما در تنگه متوقف شده بودند و اکنون این محاصره لغو خواهد شد، میتوانند روند بازگشت به خانه را آغاز کنند.»
آسوشیتدپرس مینویسد که در برابر منتقدان، برخی جمهوریخواهان نیز از تلاش ترامپ برای پایان دادن به جنگ حمایت کردهاند. رند پال، سناتور جمهوریخواه کنتاکی، گفته است جنگها در نهایت با مذاکره پایان مییابند و رییسجمهوری باید فرصت داشته باشد راهحلی مبتنی بر منافع آمریکا پیدا کند.
این گزارش همچنین به هزینههای جنگ اشاره میکند. بر اساس برآوردهای منتشرشده، جنگی که از ۹ اسفند با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، تاکنون دستکم ۲۹ میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته و ۱۳ نظامی آمریکایی نیز در جریان آن کشته شدهاند. همزمان، بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی و فشار بر اقتصاد جهانی شده است.
مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت نخست ترامپ، نیز از منتقدان توافق احتمالی است. او گفته است چارچوب در حال شکلگیری شباهت زیادی به توافق هستهای دوران اوباما دارد؛ توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد. جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین کاخ سفید، نیز هشدار داده است که در صورت صحت گزارشها، جمهوری اسلامی به یک «پیروزی مهم» دست خواهد یافت و بار دیگر در مسیر توسعه توان هستهای خود قرار خواهد گرفت.
در مقابل، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از رویکرد ترامپ دفاع کرده و گفته است هیچ رییسجمهوری به اندازه او در برابر [حکومت] ایران سختگیر نبوده است. روبیو تاکید کرده که دولت آمریکا هرگز توافقی را نخواهد پذیرفت که [حکومت] ایران را در موقعیت قویتری برای دستیابی به سلاح هستهای قرار دهد.
به نوشته آسوشیتدپرس، اختلاف نظر میان جمهوریخواهان بر سر توافق احتمالی با [حکومت] ایران، به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی ترامپ در ماههای منتهی به انتخابات میاندورهای کنگره تبدیل شده است؛ انتخاباتی که نتیجه آن میتواند بر آینده سیاست خارجی دولت او نیز تاثیر بگذارد.
روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داده که برخلاف گزارشهای اولیه اکنون روشن شده است که امارات متحده عربی از روزهای نخست جنگ دهها حمله هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام داده و ابعاد حملات این کشور بسیار بیشتر از آنچه که گزارش شده بوده است.
بهنوشته این روزنامه این حملات که با هماهنگی آمریکا و اسرائیل برای هفتهها انجام شد و حتی تا یک روز پس از اعلام آتشبس نیز ادامه یافت، نشان میدهد که امارات نقشی بسیار گستردهتر از آنچه پیشتر درباره مشارکت این کشور در کارزار هوایی تحت رهبری آمریکا و اسرائیل فاش شده بود، داشته است.
والاستریت ژورنال پیشتر در ۲۱ اردیبهشت برای نخستین بار خبر داده بود که امارات متحده عربی بهطور مخفیانه حملاتی علیه جمهوری اسلامی انجام و در یکی از این حملات در ماه آوریل پالایشگاه نفتی جزیره لاوان ایران را هدف قرار داده است.
این روزنامه، جمعه هشت خرداد در گزارشی تازه نوشت که ابعاد حملات هوایی امارات متحده عربی به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران، نشانهای دیگر از تمایل فزاینده این کشور برای دفاع از آنچه منافع راهبردی خود میداند، به شمار میرود؛ رویکردی که آن را از برخی همسایگانش در خلیج فارس که در برابر تهدید جمهوری اسلامی سیاستی بسیار محتاطانهتر در پیش گرفتهاند، متمایز کرده است.
والاستریت ژورنال در گزارش خود تاکید کرد که حملات امارات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شد و هر دو کشور اطلاعات لازم را در اختیار ابوظبی قرار دادند.
بهنوشته این روزنامه، اهداف این حملات شامل جزایر قشم و ابوموسی در تنگه هرمز، بندرعباس، پالایشگاه نفت لاوان در خلیج فارس و مجتمع پتروشیمی عسلویه بوده است.
والاستریت ژورنال افزود که برخی از حملات امارات، تاسیسات انرژی ایران را هدف قرار داد؛ اقدامی که در واکنش به حملات تهران علیه زیرساختهای نفت و گاز امارات انجام شد. بهگفته برخی منابع، حمله به عسلویه که با مشارکت اسرائیل صورت گرفت، واکنش منفی گستردهای در سطح بینالمللی برانگیخت و باعث شد آمریکا از اسرائیل بخواهد حمله به زیرساختهای انرژی را متوقف کند.
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پیش از آغاز جنگ اعلام کرده بودند که اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاههای خود برای حمله به جمهوری اسلامی را نخواهند داد اما برخی از آنها پس از آغاز جنگ مسیر خود را تغییر دادند؛ بهویژه پس از آنکه تهران با شلیک موشک و پهپاد به مراکز جمعیتی، زیرساختهای انرژی و فرودگاههای کشورهای خلیج فارس تلاش کرد هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ را برای آنها افزایش دهد.
در جریان جنگ امارات بیش از هر کشور دیگری هدف این حملات قرار گرفت. جمهوری اسلامی بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به سمت این کشور شلیک کرد؛ رقمی که از تعداد حملات ایران به هر کشور دیگر، از جمله اسرائیل، بیشتر بود.
شکاف میان ابوظبی و ریاض
والاستریت ژٰورنال بهنقل از منابع خود افزود که شدت واکنش نظامی امارات باعث تشدید اختلافات در میان کشورهای خلیج فارس شد.
در اوایل آوریل، عربستان سعودی به آمریکا شکایت کرد که حملات امارات خطر هدف قرار گرفتن تاسیسات انرژی منطقه از سوی جمهوری اسلامی را افزایش داده است؛ موضوعی که میتوانست قیمت نفت را بهشدت افزایش دهد و بازارهای جهانی را دچار آشفتگی کند.
این منابع میگویند ریاض از واشینگتن خواست بر امارات فشار بیاورد تا حملات تلافیجویانه خود را متوقف کند و به تلاشهای دیپلماتیک منطقهای بپیوندد.
وزارت امور خارجه امارات در واکنش اعلام کرد جمهوری اسلامی را مسئول کامل این حملات تروریستی و پیامدهای آن میداند.
عربستان سعودی و دفتر نخستوزیر اسرائیل به درخواستهای والاستریت ژورنال برای اظهار نظر پاسخ ندادند. کاخ سفید نیز از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرد.
عربستان که نسبت به امارات حملات کمتری را متحمل شده و خسارتهای محدودتری دیده است، ضمن محکوم کردن حملات جمهوری اسلامی، رویکردی کمتر تقابلی در پیش گرفته و تلاش کرده بحران را از طریق دیپلماسی حلوفصل کند.
بهگفته مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، محمد بن زاید، رییس امارات، در جریان جنگ از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، ناامید و خشمگین شد؛ زیرا او از مشارکت در عملیات نظامی هماهنگ علیه تهران خودداری کرد.
این اختلافات، شکاف رو به رشد میان دو قدرت بزرگ خلیج فارس را عمیقتر کرد؛ کشورهایی که پیشتر نیز در سودان و یمن در جبهههای متفاوتی قرار گرفته و برای نفوذ در منطقه دریای سرخ رقابت کرده بودند.
امارات در ماه آوریل با خروج از اوپک، این سازمان تحت رهبری عربستان را ترک و اعلام کرد همکاریهای امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل را گسترش خواهد داد.
اقدامات فراتر از حملات نظامی
امارات علاوه بر حملات هوایی به اهدافی در ایران، از پیشنویس قطعنامهای در سازمان ملل نیز حمایت کرد که در صورت لزوم استفاده از زور برای در هم شکستن کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را مجاز میکرد.
این کشور همچنین علیه منافع اقتصادی ایران اقداماتی انجام داد؛ از جمله مدارس و باشگاههای مرتبط با ایران در دبی را تعطیل کرد و صدور ویزا و حقوق ترانزیتی برای شهروندان ایرانی را محدود ساخت.
این اقدامات به یکی از مهمترین مسیرهای اقتصادی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمهای غرب آسیب وارد کرد.
جمهوری اسلامی نیز بارها امارات را به مشارکت در کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل متهم کرده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، امارات از دیرباز تمایل زیادی به پذیرش ریسک در سیاست خارجی و استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع خود داشته است.
در سالهای اخیر این کشور به شبهنظامیان در سودان و لیبی سلاح ارسال و در یمن نیز از نیروهای مزدور استفاده کرده است؛ اقداماتی که با هدف تقویت موقعیت منطقهای خود و مقابله با رقبایش انجام شدهاند.
با این حال، هنوز مشخص نیست که امارات توان بازدارندگی در برابر دشمنی بسیار بزرگتر و نزدیکتر مانند ایران را دارد یا نه. حملات این کشور در مقایسه با بیش از ۲۰ هزار حملهای که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند، عمدتاا نمادین محسوب میشوند.
اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی، خطر تبدیل شدن امارات به هدفی بزرگتر در دورهای طولانی از تنش با جمهوری اسلامی را افزایش داده است.
در اوایل ماه مه، حکومت ایران یکی از بنادر مهم نفتی امارات در فجیره را هدف قرار داد؛ حملهای که پس از آغاز عملیات نیروی دریایی آمریکا برای درهم شکستن کنترل تهران بر تنگه هرمز صورت گرفت.
در حادثهای دیگر، پهپادی که از عراق، محل فعالیت گروههای شبهنظامی نزدیک به جمهوری اسلامی پرتاب شده بود، در نزدیکی نیروگاه هستهای امارات سقوط کرد.
با این حال، بهگفته برخی منابع، امارات در هفتههای اخیر رویکردی مصالحهجویانهتر در پیش گرفته و از راهحلهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ حمایت کرده است؛ جنگی که تأسیسات عظیم انرژی این کشور را در معرض خطر قرار داده است.
محمد بن زاید از جمله رهبران منطقهای بود که در تماس تلفنی اوایل ماه مه، دونالد ترامپ را به دستیابی به توافق صلح با ایران تشویق کرد.
جنگ همچنین باعث تقویت بیش از پیش اتحاد میان امارات و اسرائیل شده است.
مقامهای اسرائیلی از عملکرد امارات در جریان جنگ ابراز رضایت کردهاند و روابط دو کشور را یک شراکت راهبردی بلندمدت میدانند.
بهگفته یکی از منابع مطلع، اسرائیل در طول جنگ سامانههای گنبد آهنین و نیروهای نظامی خود را برای دفاع از امارات به این کشور اعزام کرد و دهها نظامی اسرائیلی همچنان در یک مجتمع نظامی در خاک امارات مستقر هستند.
همچنین شماری از عالیترین مقامهای اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، رییس موساد، رییس شینبت و رییس ستاد ارتش اسرائیل، در طول جنگ بهصورت محرمانه به امارات سفر کردند تا هماهنگیهای لازم را درباره نحوه مقابله با جمهوری اسلامی انجام دهند.