سپاه: به یک پایگاه هوایی آمریکا حمله کردیم؛ کویت از رهگیری موشک و پهپاد خبر داد
سپاه پاسداران اعلام کرد در واکنش به حمله بامداد پنجشنبه آمریکا به اطراف فرودگاه بندرعباس، یک پایگاه هوایی آمریکا را هدف قرار داده است؛ همزمان ارتش کویت نیز از رهگیری حملات موشکی و پهپادی «خصمانه» خبر داد، بدون آنکه عامل این حملات را معرفی کند.
روابط عمومی سپاه پاسداران در اطلاعیهای اعلام کرد «به دنبال تعرض سحرگاه امروز ارتش متجاوز آمریکا به نقطهای در حاشیه فرودگاه بندرعباس با پرتابههای هوایی»، پایگاه هوایی آمریکا که «مبدا تجاوز» بوده، ساعت ۴:۵۰ بامداد [به وقت محلی] هدف قرار گرفته است.
سپاه در این بیانیه تاکید کرد این حمله «اخطاری جدی» به آمریکا بوده و «تجاوز بدون پاسخ نخواهد ماند». در ادامه این اطلاعیه آمده است: «در صورت تکرار، پاسخ ما قاطعتر خواهد بود و مسئولیت عواقب آن با متجاوز است.»
در بیانیه سپاه اشارهای به محل دقیق پایگاه هدف قرار گرفته نشده است، اما ساعاتی پیش از انتشار این بیانیه، ستاد کل ارتش کویت اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال رهگیری حملات موشکی و پهپادی «خصمانه» هستند.
ارتش کویت در بیانیه خود اعلام کرده بود صداهای انفجار شنیدهشده در برخی مناطق ناشی از عملیات رهگیری و انهدام این اهداف توسط سامانههای پدافندی بوده است. مقامهای کویتی جزئیات بیشتری درباره منشا حملات یا میزان خسارت احتمالی منتشر نکرده بودند.
این تحولات پس از آن رخ میدهد که بامداد پنجشنبه هفتم خرداد گزارشهایی از شنیده شدن چند انفجار در شرق بندرعباس و فعال شدن پدافند هوایی در این شهر منتشر شد. مقامهای آمریکایی بعدا اعلام کردند ارتش ایالات متحده در عملیاتی که آن را «دفاعی» توصیف کردند، چند پهپاد ایرانی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون و یک سایت نظامی مرتبط با کنترل و پرتاب پهپادها در بندرعباس را هدف قرار داده است.
آمریکا تاکید کرده بود این عملیات در واکنش به تهدید علیه نیروهای آمریکایی و تردد تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.
در همین رابطه، خبرگزاری تسنیم، وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، به نقل از یک منبع نظامی نامشخص اعلام کرده بود نیروهای آمریکایی پس از آنکه سپاه پاسداران با یک «نفتکش آمریکایی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشت» مقابله کرد، مناطقی در اطراف بندرعباس را هدف قرار دادهاند.
ساعاتی بعد، شبکه خبر وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از «یک مقام آگاه نظامی» خبر داد که «ساعت ۳۵ دقیقه بامداد امروز، ۴ فروند شناور بدون هماهنگی با نیروهای امنیتی تنگه هرمز، قصد عبور از تنگه و ورود به خلیج فارس را داشتند، به آنها اخطار داده شد، به دنبال بی اعتنایی، شلیک اخطار به سمت آنان صورت گرفت و آنها را وادار به بازگشت کرد.»
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با سیبیاس این عملیات را «دفاعی» توصیف کرده و گفته بود حمله علیه یک سایت نظامی انجام شده که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و مسیرهای تجاری در تنگه هرمز بوده است. او در عین حال تاکید کرد آتشبس میان حکومت ایران و آمریکا همچنان برقرار است.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را که جمهوری اسلامی برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرده، در فهرست تحریمهای خود قرار داده است؛ اقدامی که در ادامه تنشها بر سر کنترل این آبراه راهبردی و دریافت عوارض عبور کشتیها انجام میشود.
این نهاد که بهتازگی از سوی جمهوری اسلامی تاسیس شده، مسئول هماهنگی، صدور مجوز عبور و تعیین مقررات تردد کشتیها در تنگه هرمز معرفی شده و تهران در هفتههای اخیر تلاش کرده از طریق آن کنترل بیشتری بر عبور و مرور دریایی اعمال کند.
تحریم این نهاد پس از آن اعلام شد که تام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، دوم خرداد در نامهای به اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، خواستار اعمال تحریم علیه نهادهای مسئول دریافت هزینه عبور از تنگه هرمز، از جمله «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» مرتبط با سپاه پاسداران، شده بود.
کاتن همچنین خواستار تحریم هر شرکت خارجی شد که هزینههای عبور از تنگه هرمز را به جمهوری اسلامی پرداخت میکند یا در پردازش و تسهیل این پرداختها نقش دارد. او تاکید کرده بود آمریکا باید «همه بازیگرانی را که جمهوری اسلامی را توانمند میکنند» پاسخگو کند و از طرحی قانونی برای حمایت از این اقدامات خبر داده بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا نیز چهارشنبه ششم خرداد در پاسخ به پرسشی درباره تنگه هرمز گفته بود این آبراه «برای همه باز خواهد بود» و «هیچکس آن را کنترل نخواهد کرد». او تاکید کرده بود آمریکا بر این مسیر آبی «نظارت» خواهد داشت و از آن مراقبت خواهد کرد، اما این آبها «بینالمللی» هستند.
ترامپ گفته بود جمهوری اسلامی «دوست دارد» تنگه هرمز را کنترل کند، اما چنین چیزی رخ نخواهد داد و این موضوع بخشی از مذاکرات جاری است.
حساب رسمی نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس ۳۱ اردیبهشت اعلام کرده بود جمهوری اسلامی محدوده نظارتی مدیریت تنگه هرمز را مشخص کرده و تردد در این محدوده تنها با هماهنگی و دریافت مجوز از این نهاد امکانپذیر است.
بر اساس اعلام این نهاد، محدوده نظارتی از «خط اتصال کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات» در شرق تنگه تا «خط اتصال انتهای جزیره قشم و امالقوین» در غرب تنگه را شامل میشود و عبور بدون مجوز در این محدوده «غیرقانونی» تلقی خواهد شد.
براساس گزارشها، این نهاد در ۱۵ اردیبهشت و در جریان بحران تنگه هرمز تاسیس و خبرش در ۲۸ اردیبهشت از سوی شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی اعلام شد. مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردهاند هدف از ایجاد آن، ساماندهی عبور کشتیها و هماهنگی مستقیم با سپاه پاسداران به عنوان «مسئول امنیت تنگه» است.
جمهوری اسلامی در ماه مارس نیز اعلام کرده بود کشتیها برای عبور ایمن از تنگه هرمز باید هزینه پرداخت کنند؛ تصمیمی که به گفته رسانهها در ایران «باعث سوءاستفاده برخی شبکههای کلاهبرداری و فروش اسناد جعلی ترانزیت» شده بود.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) اول مه [۱۱ اردیبهشت] هشدار داده بود هرگونه پرداخت به حکومت ایران برای عبور از تنگه هرمز، چه از سوی اشخاص آمریکایی و چه غیرآمریکایی، میتواند افراد و شرکتها را در معرض تحریم قرار دهد. این هشدار شامل پرداخت نقدی، ارز دیجیتال، انتقال غیرنقدی و حتی کمکهای خیریه به نهادهای مرتبط با جمهوری اسلامی میشود.
تحلیلگران صنعت کشتیرانی نیز هشدار دادهاند که پیروی از روند صدور مجوز نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس و پرداخت هزینههای ترانزیت، میتواند شرکتهای کشتیرانی را در معرض تحریمهای آمریکا قرار دهد.
ریچارد مید، تحلیلگر شرکت اطلاعات دریایی لویدز، به سیانان گفته بود به نظر میرسد این سیستم جدید برای «رسمیکردن اختیارات ایران بر ترانزیت از طریق تنگه هرمز» طراحی شده است.
در پی شنیده شدن صدای چند انفجار در بندرعباس، مقامهای آمریکایی اعلام کردند ارتش آمریکا چند پهپاد ایرانی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون و یک سایت نظامی مرتبط با پرتاب پهپاد را هدف قرار داده است؛ رخدادی که میتواند مذاکرات تهران و واشینگتن را پیچیدهتر کند.
در حالی که گزارشها از شنیده شدن صدای چند انفجار و فعال شدن پدافند هوایی در اطراف بندرعباس حکایت دارد، مقامهای آمریکایی اعلام کردند نیروهای ایالات متحده در واکنش به آنچه «تهدید علیه نیروهای آمریکایی و تردد تجاری در تنگه هرمز» توصیف شده، چند هدف مرتبط با پهپادهای جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با سیبیاس این عملیات را «دفاعی» توصیف کرد و گفت حمله علیه یک سایت نظامی انجام شده که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و مسیرهای تجاری در تنگه هرمز بوده است. او در عین حال تاکید کرد آتشبس میان حکومت ایران و آمریکا همچنان برقرار است.
رویترز نیز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده چند عملیات علیه سایتهای نظامی و پهپادهای ایران انجام داده است. این مقام گفت نیروهای آمریکایی چند پهپاد ایرانی را که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و ترافیک دریایی تجاری محسوب میشدند، رهگیری و سرنگون کردهاند.
همزمان، اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی چهار پهپاد انتحاری را به سمت یک کشتی تجاری آمریکایی پرتاب کرده بود، اما ارتش آمریکا این پهپادها را ساقط و یک سکوی دیگر پرتاب پهپاد ایران را نیز پیش از شلیک هدف قرار داده است.
آسوشیتدپرس نیز به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد نیروهای سنتکام یک ایستگاه کنترل زمینی پهپادها در بندرعباس را هدف قرار دادهاند؛ مرکزی که به گفته این مقامها در آستانه پرتاب پنجمین پهپاد بوده است.
این تحولات پس از آن رخ داد که رسانههای ایران بامداد پنجشنبه هفتم خرداد از شنیده شدن صدای سه انفجار در شرق بندرعباس خبر دادند. گزارشها حاکی بود پدافند هوایی برای چند دقیقه فعال شده و مقامهای محلی در حال بررسی منشا صداها هستند.
با این حال، خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی در ارتباط زنده اعلام کرده بود با وجود شنیده شدن صداها، «نشانهای از انفجار» در بندرعباس مشاهده نشده و هیچ مقام رسمی نیز منشا این صداها را تایید نکرده است.
در سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم، وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، به نقل از یک منبع نظامی نامشخص اعلام کرد نیروهای آمریکایی پس از آنکه سپاه پاسداران با یک «نفتکش آمریکایی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشت» مقابله کرد، مناطقی در اطراف بندرعباس را هدف قرار دادهاند.
این حملات در حالی رخ میدهد که مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یک توافق احتمالی همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه ششم خرداد گفت حکومت ایران «در شرایط فرسایشی مذاکره میکند» و در عین حال ابراز اطمینان کرد که دستیابی به توافق نزدیک است، هرچند مقامهای آمریکایی اذعان کردهاند حملات اخیر میتواند روند مذاکرات را پیچیدهتر کند.
نشریه آتلانتیک مینویسد دونالد ترامپ که امیدوار بود بهسرعت به توافقی با جمهوری اسلامی برسد، اکنون با جنگی فرسایشی، مذاکراتی مبهم و فشار فزاینده داخلی روبهرو شده؛ وضعیتی که حتی نزدیکانش آن را نشانه بنبست راهبردی کاخ سفید میدانند.
آتلانتیک در گزارشی تحلیلی نوشت ترامپ با وجود هفتهها تلاش برای پایان دادن به جنگ با جمهوری اسلامی، هنوز نتوانسته توافقی را که بارها از نزدیک بودن آن سخن گفته بود نهایی کند و اکنون با بحران سیاسی و راهبردی پیچیدهای روبهرو شده است.
به نوشته آتلانتیک، ترامپ حتی در تعطیلات آخر هفته نیز واشینگتن را ترک نکرد و در مراسم ازدواج پسر بزرگش شرکت نکرد، زیرا انتظار داشت توافقی که روز شنبه آن را «تا حد زیادی مذاکرهشده» توصیف کرده بود، بهزودی نهایی شود.
در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ابتدا اعلام کرد توافق ممکن است همان روز نهایی شود، اما بعدتر گفت هنوز «چند روز دیگر» زمان لازم است.
ترامپ نیز جلسهای ویژه را در کمپدیوید، محل توافقهای تاریخی خاورمیانه، برنامهریزی کرد تا نشانهای از نزدیک بودن توافق باشد؛ اما در نهایت مجبور شد اذعان کند هنوز چیزی برای اعلام وجود ندارد. البته محل نشست در نهایت به کاخ سفید منتقل شد. او در نشست کابینه گفت: «ایرانیها خیلی میخواهند توافق کنند، اما هنوز به آن نرسیدهاند.»
آتلانتیک مینویسد خود ترامپ نیز هنوز به توافق نرسیده است. توافق مورد بحث، که گفته میشود در قالب یک «یادداشت تفاهم» یکصفحهای تدوین شده، قرار است دو طرف را وارد یک بازه ۶۰ روزه کند تا درباره برنامه هستهای ایران و ذخایر اورانیوم غنیشده تهران مذاکره کنند.
بر اساس این گزارش، ترامپ بهشدت از ناتوانی در وادار کردن [حکومت] ایران به تسلیم کامل ناامید شده و همزمان از تحلیلگرانی که بنبست فعلی را نشانه ضعف او میدانند خشمگین است.
به نوشته آتلانتیک، مشکل ترامپ کمبود تمایل به توافق نیست؛ او هفتههاست به دنبال راه خروجی از جنگ میگردد. کاخ سفید تلاش کرده با تهدیدها و ضربالاجلهای پیدرپی، تهران را وادار به عقبنشینی کند، اما [حکومت] ایران هر بار این تهدیدها را بیاثر دانسته و ترامپ ناچار شده آتشبس را تمدید کند.
این گزارش میافزاید ترامپ برخلاف مواضع تهاجمی علنی، تمایل چندانی به ازسرگیری جنگ ندارد. مشاوران او گفتهاند رییسجمهوری آمریکا نگران کاهش ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده و همچنین حملات احتمالی [حکومت] ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس است؛ حملاتی که میتواند بحران جهانی انرژی را تشدید کند.
در عین حال، دولت آمریکا معتقد است محاصره تنگه هرمز و توقف صادرات نفت ایران در نهایت تهران را تحت فشار قرار خواهد داد، هرچند ترامپ از کندی روند مذاکرات ناراضی است و خواهان تشدید تلاشهای دیپلماتیک شده است.
به نوشته آتلانتیک، رهبران خاورمیانه نیز در تماس تلفنی اخیر با ترامپ خواستار تسریع توافق شدهاند. منطقه طی ماههای اخیر هم از حملات [حکومت] ایران و هم از بحران تنگه هرمز آسیب دیده است. [حکومت] ایران اندکی پس از آغاز جنگ عملاً تنگه را بست و آمریکا نیز در واکنش، محاصره دریایی علیه صادرات نفت ایران را آغاز کرد.
بر اساس این گزارش، توافق احتمالی میتواند شامل بازگشایی دوباره تنگه هرمز، تمدید آتشبس در جنگ اسرائیل و حزبالله در لبنان و حتی کاهش محدود برخی تحریمها علیه جمهوری اسلامی باشد.
اما همین موضوع باعث نگرانی برخی از جمهوریخواهان و حامیان جنگ شده است. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، هشدار داده که توانایی [حکومت] ایران برای تهدید دائمی تنگه هرمز و آسیب زدن به زیرساختهای نفتی خلیج فارس، «توازن قدرت منطقه را تغییر میدهد و برای اسرائیل به کابوسی بلندمدت تبدیل خواهد شد.»
همچنین راجر ویکر، رییس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، گفته آتشبس ۶۰ روزه بر پایه این فرض که [حکومت] ایران «با حسن نیت مذاکره خواهد کرد» میتواند «فاجعهبار» باشد.
آتلانتیک مینویسد فشارهای داخلی جمهوریخواهان باعث شد ترامپ لحن خود را تغییر دهد و بهجای نزدیک نشان دادن توافق، تاکید کند تنها «یک پیروزی واضح» را خواهد پذیرفت؛ هرچند مشخص نکرد این پیروزی دقیقاً چه معنایی دارد.
این گزارش همچنین میگوید ترامپ تلاش کرده توافق احتمالی با [حکومت] ایران را به گسترش «توافق ابراهیم» پیوند بزند تا آن را بهعنوان یک دستاورد بزرگ منطقهای معرفی کند، اما با توجه به انتقادهای گسترده از عملکرد اسرائیل و خسارتهای جنگ، چنین سناریویی بعید به نظر میرسد.
آتلانتیک در ادامه به مقایسه وضعیت کنونی با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میپردازد و یادآوری میکند آن توافق پس از بیش از یک سال مذاکره و تمرکز صرف بر برنامه هستهای ایران حاصل شد. اما ترامپ اکنون همزمان به دنبال توقف برنامه هستهای، فروپاشی حکومت ایران، نابودی توان موشکی و حذف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است؛ مجموعهای از اهداف که رسیدن به توافق را پیچیدهتر کرده است.
طبق این گزارش، [حکومت] ایران همچنان خواهان حفظ نقش نظارتی خود بر تنگه هرمز حتی پس از بازگشایی آن است؛ موضوعی که برای آمریکا قابل قبول نیست. ترامپ در نشست کابینه گفت: «تنگه باید برای همه باز باشد؛ این آبراه بینالمللی است.»
این گزارش همچنین میگوید توافق احتمالی ممکن است شامل آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران باشد؛ موضوعی که تهران آن را نوعی غرامت جنگی تلقی میکند. با این حال ترامپ در اظهارات اخیر خود تلاش کرده احتمال کاهش تحریمها را کماهمیت جلوه دهد.
آتلانتیک در بخش دیگری از گزارش به آشفتگی در تیم مذاکرهکننده آمریکا اشاره میکند و مینویسد برخلاف مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵ که تحت هدایت مستقیم جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا انجام میشد، اکنون پرونده ایران میان چند چهره تقسیم شده است.
به نوشته این نشریه، نقش اصلی مذاکرات فعلی را استیو ویتکاف و جرد کوشنر بر عهده دارند؛ دو چهرهای که به گفته آتلانتیک، سابقه موفقیت آنها در پروندههای بینالمللی «ترکیبی و محدود» بوده است.
در پایان، آتلانتیک نتیجه میگیرد ترامپ اکنون با آزمونی دشوار روبهروست؛ او سالها با اعلام پیروزیهای یکجانبه توانسته روایت مطلوب خود را بسازد، اما این بار افکار عمومی آمریکا بهدلیل افزایش قیمت سوخت و پیامدهای اقتصادی جنگ، نسبت به عملکرد او تردید بیشتری دارد.
این نشریه مینویسد حتی اگر توافقی حاصل شود، جمهوری اسلامی نشان داده همچنان میتواند از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی استفاده کند و نفوذ منطقهای خود را حفظ کند؛ موضوعی که ادعای ترامپ درباره دستیابی به توافقی «بهتر از توافق اوباما» را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است.
کیت کلاگ، ژنرال بازنشسته آمریکایی، میگوید رهبران جمهوری اسلامی خود را در موضع ضعف میبینند و شکاف در ساختار تصمیمگیری تهران، به مانع اصلی مذاکرات با آمریکا تبدیل شده است.
کلاگ، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و فرستاده پیشین دونالد ترامپ در امور اوکراین، چهارشنبه ششم خرداد در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز تاکید کرد که ترامپ «در ذهن» رهبران جمهوری اسلامی حضور دارد و تهران اکنون خود را در موقعیتی بازنده میبیند.
کلاگ گفت: «فکر میکنم رییسجمهوری در ذهن آنهاست. آنها این را میدانند. الان در سمت بازنده قرار دارند.»
او در عین حال تاکید کرد که مشکل اصلی دولت آمریکا برای رسیدن به توافق، نبودِ یک مرکز تصمیمگیری روشن در ساختار جمهوری اسلامی است. به گفته او، اگرچه بهصورت رسمی مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تصمیمگیرنده نهایی محسوب میشود، اما واشینگتن همزمان با چند مرکز قدرت دیگر نیز روبهرو است؛ از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، و مسعود پزشکیان، رییسجمهوری [حکومت] ایران.
به گفته کلاگ، جمهوری اسلامی اکنون بر اساس راهبرد «دفاع موزاییکی» سپاه پاسداران عمل میکند؛ ساختاری غیرمتمرکز که برای حفظ توان ادامه جنگ حتی در صورت هدف قرار گرفتن رهبران اصلی طراحی شده است.
او افزود: «مساله این است که واقعاً باید با چه کسی صحبت کنیم که بتواند تصمیم سخت بگیرد. قرار است رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیرنده باشد، اما ما اصلاً او را پیدا نکردهایم.»
به نوشته نشریه هیل، اظهارات این مقام پیشین آمریکایی در حالی مطرح میشود که مذاکرات تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافقی جهت پایان دادن به جنگ نزدیک به سهماهه همچنان ادامه دارد. اگرچه از اوایل آوریل [اواخر فروردین] آتشبسی شکننده برقرار شده، اما هنوز اختلافهای مهمی میان دو طرف باقی مانده است.
ترامپ آخر هفته گذشته گفته بود توافقی «تا حد زیادی مذاکرهشده» روی میز قرار دارد و بهزودی درباره آن اطلاعرسانی خواهد شد. با این حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سهشنبه پنجم خرداد اعلام کرد برای نهایی شدن جزئیات توافق احتمالاً «چند روز دیگر» زمان لازم است.
روبیو در دهلینو گفت: «وقتی وارد جزئیات میشوید، باید منتظر پاسخ بمانید و ایرانیها معمولاً زمان بیشتری برای پاسخ دادن نیاز دارند.»
در این میان، وضعیت جسمانی و نقش واقعی مجتبی خامنهای نیز به یکی از موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شده است. او پس از کشته شدن پدرش، علی خامنهای، در حملات ۹ اسفند، به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد، اما از آن زمان تاکنون در انظار عمومی دیده نشده است.
پت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پیشتر گفته بود مجتبی خامنهای در حمله به محل اقامت پدرش زخمی و احتمالاً دچار تغییر چهره شده است. با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی این گزارشها را رد کردهاند و تاکید دارند او همچنان کنترل امور را در دست دارد.
ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مقام پیشین آمریکایی، به فایننشالتایمز گفته بود: «آنها تلاش میکنند نشان دهند هیچ تغییری رخ نداده و رهبر جمهوری اسلامی همچنان در راس نظام قرار دارد، زنده است و کنترل اوضاع را در دست دارد.»
گزارش سیبیاس نیوز به نقل از مقامهای اطلاعاتی آمریکا درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباطات او به پیکهای مورد اعتماد، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره کارآمدی ساختار تصمیمگیری، فرماندهی نظامی و انسجام درونی جمهوری اسلامی مطرح کرده است.
گزارش اختصاصی سیبیاس نیوز بهنقل از مقامهای اطلاعاتی ایالات متحده، درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباط او با مقامهای جمهوری اسلامی، تصویری کمسابقه از وضعیت هسته مرکزی قدرت در ایران ارائه میدهد.
بر اساس این گزارش، مجتبی خامنهای از بیم تهدیدهای امنیتی، ارتباطات دیجیتال و الکترونیکی خود را بهشدت محدود کرده است و تماس او با جهان خارج و حتی شماری از نزدیکترین مقامهای حکومت، از طریق پیکهای مورد اعتماد انجام میشود.
اگرچه چنین شیوهای میتواند با هدف حفظ امنیت فیزیکی او اتخاذ شده باشد، اما پیامدهای آن برای ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی، بهویژه در شرایط جنگی و بحرانهای دیپلماتیک، میتواند بسیار سنگین باشد.
در ساختارهای نظامی و امنیتی مدرن، سرعت انتقال اطلاعات و صدور دستور یکی از عوامل اصلی در مدیریت بحران است. محدود شدن ارتباطات رهبر یا فردی که در راس تصمیمگیری قرار دارد، میتواند روند ارزیابی، واکنش و هماهنگی میان بخشهای مختلف حکومت را دچار اختلال کند.
اگر اطلاعات مربوط به تحرکات نظامی، تهدیدهای امنیتی یا پیشنهادهای دیپلماتیک ناچار باشد از مسیر پیکها و واسطههای محدود عبور کند، تصمیمگیری در بالاترین سطح با تاخیر روبهرو میشود؛ تاخیری که در شرایط جنگی میتواند هزینهساز باشد.
بر اساس گزارشها، برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی نیز گفتهاند اطلاعاتی که به مجتبی خامنهای میرسد، گاه با تاخیر و پس از گذشت زمان موثر به دست او میرسد.
چنین وضعیتی میتواند توان حکومت برای واکنش سریع به تحولات نظامی، امنیتی یا دیپلماتیک را کاهش دهد.
پنهان ماندن محل اقامت مجتبی خامنهای حتی از برخی مقامهای ارشد، از نگاه ناظران میتواند نشانهای از نگرانی جدی درباره نفوذ امنیتی در ساختار جمهوری اسلامی باشد.
در سالهای اخیر، حملات و رخدادهایی که به کشته شدن چهرههای ارشد نظامی، امنیتی و مرتبط با برنامههای حساس جمهوری اسلامی انجامیده، پرسشهای جدی درباره میزان نفوذ سرویسهای اطلاعاتی خارجی در ساختار امنیتی ایران ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، محدود کردن دسترسی مقامها به رهبر جدید یا چهره اصلی تصمیمگیری، ممکن است برای کاهش خطر ترور یا نفوذ طراحی شده باشد، اما همزمان میتواند اعتماد درونی میان نهادهای حکومت را نیز تضعیف کند.
وقتی رأس هرم قدرت به فرماندهان، وزیران یا مدیران ارشد خود دسترسی مستقیم و عادی نمیدهد، هماهنگی میان دستگاههای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک دشوارتر میشود و تصمیمگیری جمعی جای خود را به روندی کند، بسته و پرابهام میدهد.
این انزوا در شرایطی گزارش شده که همزمان نشانههایی از تلاش برای مدیریت بحران، مذاکره یا ارسال پیامهای دیپلماتیک نیز دیده میشود. در چنین موقعیتی، هرگونه تاخیر در تصمیمگیری میتواند دست مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی را ببندد.
در مذاکرات بینالمللی، بهویژه در شرایط بحران، تغییر در جزئیات، پذیرش یا رد پیشنهادها و تعیین خطوط عقبنشینی یا امتیازدهی، نیازمند تصمیمگیری سریع در بالاترین سطح است.
اگر رهبر یا مرجع نهایی تصمیمگیری تنها از راه پیکهای محدود و با تاخیر در جریان تحولات قرار گیرد، تیمهای مذاکرهکننده ممکن است نتوانند در زمان لازم واکنش نشان دهند. نتیجه چنین وضعیتی میتواند کاهش انعطاف دیپلماتیک و از دست رفتن فرصتهای سیاسی باشد.
غیبت از انظار عمومی و بحران تصویر رهبری
جمهوری اسلامی همواره بر تصویر رهبری مقتدر، حاضر و تعیینکننده تاکید کرده است؛ رهبری که در لحظههای بحرانی با سخنرانی، پیام یا فرمان مستقیم، مسیر نیروهای وفادار به حکومت را تعیین میکند.
اما غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای از انظار عمومی و منتشر نشدن پیام صوتی یا تصویری از او، میتواند این تصویر را تضعیف کند. در شرایطی که حکومت با بحران امنیتی، فشار خارجی و شکاف داخلی روبهروست، نبود حضور علنی رهبر جدید میتواند به گسترش شایعات درباره میزان کنترل، سلامت یا توان تصمیمگیری او دامن بزند.
برای نیروهای عقیدتی و بدنه وفادار به جمهوری اسلامی، حضور مستقیم رهبر و دریافت پیامهای روشن از او بخشی از سازوکار انسجام سیاسی و روانی بوده است. غیبت طولانیمدت در چنین ساختاری میتواند به سردرگمی، تردید و کاهش روحیه در میان نیروهای حکومتی منجر شود.
پنهان شدن در مکانی نامشخص و قطع یا محدود کردن ارتباطات مدرن، شاید از منظر امنیتی به کاهش خطرهای فوری کمک کند، اما از نظر سیاسی و حکمرانی، هزینههای سنگینی دارد.
چنین وضعیتی میتواند جمهوری اسلامی را با نوعی «رهبری در سایه» روبهرو کند؛ رهبریای که از نظر فیزیکی محافظت میشود، اما از نظر عملیاتی، کمتر در دسترس است و توان او برای فرماندهی سریع و هماهنگ با محدودیت روبهروست.
در نتیجه، ساختار قدرت به جای پویایی و واکنش سریع، با تاخیر، احتیاط بیش از حد و بیاعتمادی درونی مواجه میشود. این همان نقطهای است که انزوای امنیتی میتواند به ضعف راهبردی تبدیل شود.
گزارش سیبیاس، اگرچه تنها بخشی از وضعیت درونی حاکمیت را نشان میدهد، اما تصویری مهم از بحرانی عمیقتر ارائه میکند: حکومتی که برای حفظ رهبر خود ناچار به پنهان کردن او شده، اما همین پنهانکاری میتواند توان آن را برای اداره جنگ، دیپلماسی و بحرانهای داخلی کاهش دهد.