همزمان با انفجارهای بندرعباس، آمریکا از عملیات تازه علیه اهدافی در جنوب ایران خبر داد
در پی شنیده شدن صدای چند انفجار در بندرعباس، مقامهای آمریکایی اعلام کردند ارتش آمریکا چند پهپاد ایرانی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون و یک سایت نظامی مرتبط با پرتاب پهپاد را هدف قرار داده است؛ رخدادی که میتواند مذاکرات تهران و واشینگتن را پیچیدهتر کند.
در حالی که گزارشها از شنیده شدن صدای چند انفجار و فعال شدن پدافند هوایی در اطراف بندرعباس حکایت دارد، مقامهای آمریکایی اعلام کردند نیروهای ایالات متحده در واکنش به آنچه «تهدید علیه نیروهای آمریکایی و تردد تجاری در تنگه هرمز» توصیف شده، چند هدف مرتبط با پهپادهای جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با سیبیاس این عملیات را «دفاعی» توصیف کرد و گفت حمله علیه یک سایت نظامی انجام شده که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و مسیرهای تجاری در تنگه هرمز بوده است. او در عین حال تاکید کرد آتشبس میان حکومت ایران و آمریکا همچنان برقرار است.
رویترز نیز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده چند عملیات علیه سایتهای نظامی و پهپادهای ایران انجام داده است. این مقام گفت نیروهای آمریکایی چند پهپاد ایرانی را که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی و ترافیک دریایی تجاری محسوب میشدند، رهگیری و سرنگون کردهاند.
همزمان، اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی چهار پهپاد انتحاری را به سمت یک کشتی تجاری آمریکایی پرتاب کرده بود، اما ارتش آمریکا این پهپادها را ساقط و یک سکوی دیگر پرتاب پهپاد ایران را نیز پیش از شلیک هدف قرار داده است.
آسوشیتدپرس نیز به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد نیروهای سنتکام یک ایستگاه کنترل زمینی پهپادها در بندرعباس را هدف قرار دادهاند؛ مرکزی که به گفته این مقامها در آستانه پرتاب پنجمین پهپاد بوده است.
این تحولات پس از آن رخ داد که رسانههای ایران بامداد پنجشنبه هفتم خرداد از شنیده شدن صدای سه انفجار در شرق بندرعباس خبر دادند. گزارشها حاکی بود پدافند هوایی برای چند دقیقه فعال شده و مقامهای محلی در حال بررسی منشا صداها هستند.
با این حال، خبرنگار صداوسیمای جمهوری اسلامی در ارتباط زنده اعلام کرده بود با وجود شنیده شدن صداها، «نشانهای از انفجار» در بندرعباس مشاهده نشده و هیچ مقام رسمی نیز منشا این صداها را تایید نکرده است.
در سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم، وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، به نقل از یک منبع نظامی نامشخص اعلام کرد نیروهای آمریکایی پس از آنکه سپاه پاسداران با یک «نفتکش آمریکایی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشت» مقابله کرد، مناطقی در اطراف بندرعباس را هدف قرار دادهاند.
این حملات در حالی رخ میدهد که مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یک توافق احتمالی همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه ششم خرداد گفت حکومت ایران «در شرایط فرسایشی مذاکره میکند» و در عین حال ابراز اطمینان کرد که دستیابی به توافق نزدیک است، هرچند مقامهای آمریکایی اذعان کردهاند حملات اخیر میتواند روند مذاکرات را پیچیدهتر کند.
نشریه آتلانتیک مینویسد دونالد ترامپ که امیدوار بود بهسرعت به توافقی با جمهوری اسلامی برسد، اکنون با جنگی فرسایشی، مذاکراتی مبهم و فشار فزاینده داخلی روبهرو شده؛ وضعیتی که حتی نزدیکانش آن را نشانه بنبست راهبردی کاخ سفید میدانند.
آتلانتیک در گزارشی تحلیلی نوشت ترامپ با وجود هفتهها تلاش برای پایان دادن به جنگ با جمهوری اسلامی، هنوز نتوانسته توافقی را که بارها از نزدیک بودن آن سخن گفته بود نهایی کند و اکنون با بحران سیاسی و راهبردی پیچیدهای روبهرو شده است.
به نوشته آتلانتیک، ترامپ حتی در تعطیلات آخر هفته نیز واشینگتن را ترک نکرد و در مراسم ازدواج پسر بزرگش شرکت نکرد، زیرا انتظار داشت توافقی که روز شنبه آن را «تا حد زیادی مذاکرهشده» توصیف کرده بود، بهزودی نهایی شود.
در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ابتدا اعلام کرد توافق ممکن است همان روز نهایی شود، اما بعدتر گفت هنوز «چند روز دیگر» زمان لازم است.
ترامپ نیز جلسهای ویژه را در کمپدیوید، محل توافقهای تاریخی خاورمیانه، برنامهریزی کرد تا نشانهای از نزدیک بودن توافق باشد؛ اما در نهایت مجبور شد اذعان کند هنوز چیزی برای اعلام وجود ندارد. البته محل نشست در نهایت به کاخ سفید منتقل شد. او در نشست کابینه گفت: «ایرانیها خیلی میخواهند توافق کنند، اما هنوز به آن نرسیدهاند.»
آتلانتیک مینویسد خود ترامپ نیز هنوز به توافق نرسیده است. توافق مورد بحث، که گفته میشود در قالب یک «یادداشت تفاهم» یکصفحهای تدوین شده، قرار است دو طرف را وارد یک بازه ۶۰ روزه کند تا درباره برنامه هستهای ایران و ذخایر اورانیوم غنیشده تهران مذاکره کنند.
بر اساس این گزارش، ترامپ بهشدت از ناتوانی در وادار کردن [حکومت] ایران به تسلیم کامل ناامید شده و همزمان از تحلیلگرانی که بنبست فعلی را نشانه ضعف او میدانند خشمگین است.
به نوشته آتلانتیک، مشکل ترامپ کمبود تمایل به توافق نیست؛ او هفتههاست به دنبال راه خروجی از جنگ میگردد. کاخ سفید تلاش کرده با تهدیدها و ضربالاجلهای پیدرپی، تهران را وادار به عقبنشینی کند، اما [حکومت] ایران هر بار این تهدیدها را بیاثر دانسته و ترامپ ناچار شده آتشبس را تمدید کند.
این گزارش میافزاید ترامپ برخلاف مواضع تهاجمی علنی، تمایل چندانی به ازسرگیری جنگ ندارد. مشاوران او گفتهاند رییسجمهوری آمریکا نگران کاهش ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده و همچنین حملات احتمالی [حکومت] ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس است؛ حملاتی که میتواند بحران جهانی انرژی را تشدید کند.
در عین حال، دولت آمریکا معتقد است محاصره تنگه هرمز و توقف صادرات نفت ایران در نهایت تهران را تحت فشار قرار خواهد داد، هرچند ترامپ از کندی روند مذاکرات ناراضی است و خواهان تشدید تلاشهای دیپلماتیک شده است.
به نوشته آتلانتیک، رهبران خاورمیانه نیز در تماس تلفنی اخیر با ترامپ خواستار تسریع توافق شدهاند. منطقه طی ماههای اخیر هم از حملات [حکومت] ایران و هم از بحران تنگه هرمز آسیب دیده است. [حکومت] ایران اندکی پس از آغاز جنگ عملاً تنگه را بست و آمریکا نیز در واکنش، محاصره دریایی علیه صادرات نفت ایران را آغاز کرد.
بر اساس این گزارش، توافق احتمالی میتواند شامل بازگشایی دوباره تنگه هرمز، تمدید آتشبس در جنگ اسرائیل و حزبالله در لبنان و حتی کاهش محدود برخی تحریمها علیه جمهوری اسلامی باشد.
اما همین موضوع باعث نگرانی برخی از جمهوریخواهان و حامیان جنگ شده است. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه، هشدار داده که توانایی [حکومت] ایران برای تهدید دائمی تنگه هرمز و آسیب زدن به زیرساختهای نفتی خلیج فارس، «توازن قدرت منطقه را تغییر میدهد و برای اسرائیل به کابوسی بلندمدت تبدیل خواهد شد.»
همچنین راجر ویکر، رییس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، گفته آتشبس ۶۰ روزه بر پایه این فرض که [حکومت] ایران «با حسن نیت مذاکره خواهد کرد» میتواند «فاجعهبار» باشد.
آتلانتیک مینویسد فشارهای داخلی جمهوریخواهان باعث شد ترامپ لحن خود را تغییر دهد و بهجای نزدیک نشان دادن توافق، تاکید کند تنها «یک پیروزی واضح» را خواهد پذیرفت؛ هرچند مشخص نکرد این پیروزی دقیقاً چه معنایی دارد.
این گزارش همچنین میگوید ترامپ تلاش کرده توافق احتمالی با [حکومت] ایران را به گسترش «توافق ابراهیم» پیوند بزند تا آن را بهعنوان یک دستاورد بزرگ منطقهای معرفی کند، اما با توجه به انتقادهای گسترده از عملکرد اسرائیل و خسارتهای جنگ، چنین سناریویی بعید به نظر میرسد.
آتلانتیک در ادامه به مقایسه وضعیت کنونی با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میپردازد و یادآوری میکند آن توافق پس از بیش از یک سال مذاکره و تمرکز صرف بر برنامه هستهای ایران حاصل شد. اما ترامپ اکنون همزمان به دنبال توقف برنامه هستهای، فروپاشی حکومت ایران، نابودی توان موشکی و حذف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است؛ مجموعهای از اهداف که رسیدن به توافق را پیچیدهتر کرده است.
طبق این گزارش، [حکومت] ایران همچنان خواهان حفظ نقش نظارتی خود بر تنگه هرمز حتی پس از بازگشایی آن است؛ موضوعی که برای آمریکا قابل قبول نیست. ترامپ در نشست کابینه گفت: «تنگه باید برای همه باز باشد؛ این آبراه بینالمللی است.»
این گزارش همچنین میگوید توافق احتمالی ممکن است شامل آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران باشد؛ موضوعی که تهران آن را نوعی غرامت جنگی تلقی میکند. با این حال ترامپ در اظهارات اخیر خود تلاش کرده احتمال کاهش تحریمها را کماهمیت جلوه دهد.
آتلانتیک در بخش دیگری از گزارش به آشفتگی در تیم مذاکرهکننده آمریکا اشاره میکند و مینویسد برخلاف مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵ که تحت هدایت مستقیم جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا انجام میشد، اکنون پرونده ایران میان چند چهره تقسیم شده است.
به نوشته این نشریه، نقش اصلی مذاکرات فعلی را استیو ویتکاف و جرد کوشنر بر عهده دارند؛ دو چهرهای که به گفته آتلانتیک، سابقه موفقیت آنها در پروندههای بینالمللی «ترکیبی و محدود» بوده است.
در پایان، آتلانتیک نتیجه میگیرد ترامپ اکنون با آزمونی دشوار روبهروست؛ او سالها با اعلام پیروزیهای یکجانبه توانسته روایت مطلوب خود را بسازد، اما این بار افکار عمومی آمریکا بهدلیل افزایش قیمت سوخت و پیامدهای اقتصادی جنگ، نسبت به عملکرد او تردید بیشتری دارد.
این نشریه مینویسد حتی اگر توافقی حاصل شود، جمهوری اسلامی نشان داده همچنان میتواند از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی استفاده کند و نفوذ منطقهای خود را حفظ کند؛ موضوعی که ادعای ترامپ درباره دستیابی به توافقی «بهتر از توافق اوباما» را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است.
کیت کلاگ، ژنرال بازنشسته آمریکایی، میگوید رهبران جمهوری اسلامی خود را در موضع ضعف میبینند و شکاف در ساختار تصمیمگیری تهران، به مانع اصلی مذاکرات با آمریکا تبدیل شده است.
کلاگ، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و فرستاده پیشین دونالد ترامپ در امور اوکراین، چهارشنبه ششم خرداد در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز تاکید کرد که ترامپ «در ذهن» رهبران جمهوری اسلامی حضور دارد و تهران اکنون خود را در موقعیتی بازنده میبیند.
کلاگ گفت: «فکر میکنم رییسجمهوری در ذهن آنهاست. آنها این را میدانند. الان در سمت بازنده قرار دارند.»
او در عین حال تاکید کرد که مشکل اصلی دولت آمریکا برای رسیدن به توافق، نبودِ یک مرکز تصمیمگیری روشن در ساختار جمهوری اسلامی است. به گفته او، اگرچه بهصورت رسمی مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تصمیمگیرنده نهایی محسوب میشود، اما واشینگتن همزمان با چند مرکز قدرت دیگر نیز روبهرو است؛ از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، و مسعود پزشکیان، رییسجمهوری [حکومت] ایران.
به گفته کلاگ، جمهوری اسلامی اکنون بر اساس راهبرد «دفاع موزاییکی» سپاه پاسداران عمل میکند؛ ساختاری غیرمتمرکز که برای حفظ توان ادامه جنگ حتی در صورت هدف قرار گرفتن رهبران اصلی طراحی شده است.
او افزود: «مساله این است که واقعاً باید با چه کسی صحبت کنیم که بتواند تصمیم سخت بگیرد. قرار است رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیرنده باشد، اما ما اصلاً او را پیدا نکردهایم.»
به نوشته نشریه هیل، اظهارات این مقام پیشین آمریکایی در حالی مطرح میشود که مذاکرات تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافقی جهت پایان دادن به جنگ نزدیک به سهماهه همچنان ادامه دارد. اگرچه از اوایل آوریل [اواخر فروردین] آتشبسی شکننده برقرار شده، اما هنوز اختلافهای مهمی میان دو طرف باقی مانده است.
ترامپ آخر هفته گذشته گفته بود توافقی «تا حد زیادی مذاکرهشده» روی میز قرار دارد و بهزودی درباره آن اطلاعرسانی خواهد شد. با این حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سهشنبه پنجم خرداد اعلام کرد برای نهایی شدن جزئیات توافق احتمالاً «چند روز دیگر» زمان لازم است.
روبیو در دهلینو گفت: «وقتی وارد جزئیات میشوید، باید منتظر پاسخ بمانید و ایرانیها معمولاً زمان بیشتری برای پاسخ دادن نیاز دارند.»
در این میان، وضعیت جسمانی و نقش واقعی مجتبی خامنهای نیز به یکی از موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شده است. او پس از کشته شدن پدرش، علی خامنهای، در حملات ۹ اسفند، به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شد، اما از آن زمان تاکنون در انظار عمومی دیده نشده است.
پت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پیشتر گفته بود مجتبی خامنهای در حمله به محل اقامت پدرش زخمی و احتمالاً دچار تغییر چهره شده است. با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی این گزارشها را رد کردهاند و تاکید دارند او همچنان کنترل امور را در دست دارد.
ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مقام پیشین آمریکایی، به فایننشالتایمز گفته بود: «آنها تلاش میکنند نشان دهند هیچ تغییری رخ نداده و رهبر جمهوری اسلامی همچنان در راس نظام قرار دارد، زنده است و کنترل اوضاع را در دست دارد.»
گزارش سیبیاس نیوز به نقل از مقامهای اطلاعاتی آمریکا درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباطات او به پیکهای مورد اعتماد، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره کارآمدی ساختار تصمیمگیری، فرماندهی نظامی و انسجام درونی جمهوری اسلامی مطرح کرده است.
گزارش اختصاصی سیبیاس نیوز بهنقل از مقامهای اطلاعاتی ایالات متحده، درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباط او با مقامهای جمهوری اسلامی، تصویری کمسابقه از وضعیت هسته مرکزی قدرت در ایران ارائه میدهد.
بر اساس این گزارش، مجتبی خامنهای از بیم تهدیدهای امنیتی، ارتباطات دیجیتال و الکترونیکی خود را بهشدت محدود کرده است و تماس او با جهان خارج و حتی شماری از نزدیکترین مقامهای حکومت، از طریق پیکهای مورد اعتماد انجام میشود.
اگرچه چنین شیوهای میتواند با هدف حفظ امنیت فیزیکی او اتخاذ شده باشد، اما پیامدهای آن برای ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی، بهویژه در شرایط جنگی و بحرانهای دیپلماتیک، میتواند بسیار سنگین باشد.
در ساختارهای نظامی و امنیتی مدرن، سرعت انتقال اطلاعات و صدور دستور یکی از عوامل اصلی در مدیریت بحران است. محدود شدن ارتباطات رهبر یا فردی که در راس تصمیمگیری قرار دارد، میتواند روند ارزیابی، واکنش و هماهنگی میان بخشهای مختلف حکومت را دچار اختلال کند.
اگر اطلاعات مربوط به تحرکات نظامی، تهدیدهای امنیتی یا پیشنهادهای دیپلماتیک ناچار باشد از مسیر پیکها و واسطههای محدود عبور کند، تصمیمگیری در بالاترین سطح با تاخیر روبهرو میشود؛ تاخیری که در شرایط جنگی میتواند هزینهساز باشد.
بر اساس گزارشها، برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی نیز گفتهاند اطلاعاتی که به مجتبی خامنهای میرسد، گاه با تاخیر و پس از گذشت زمان موثر به دست او میرسد.
چنین وضعیتی میتواند توان حکومت برای واکنش سریع به تحولات نظامی، امنیتی یا دیپلماتیک را کاهش دهد.
پنهان ماندن محل اقامت مجتبی خامنهای حتی از برخی مقامهای ارشد، از نگاه ناظران میتواند نشانهای از نگرانی جدی درباره نفوذ امنیتی در ساختار جمهوری اسلامی باشد.
در سالهای اخیر، حملات و رخدادهایی که به کشته شدن چهرههای ارشد نظامی، امنیتی و مرتبط با برنامههای حساس جمهوری اسلامی انجامیده، پرسشهای جدی درباره میزان نفوذ سرویسهای اطلاعاتی خارجی در ساختار امنیتی ایران ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، محدود کردن دسترسی مقامها به رهبر جدید یا چهره اصلی تصمیمگیری، ممکن است برای کاهش خطر ترور یا نفوذ طراحی شده باشد، اما همزمان میتواند اعتماد درونی میان نهادهای حکومت را نیز تضعیف کند.
وقتی رأس هرم قدرت به فرماندهان، وزیران یا مدیران ارشد خود دسترسی مستقیم و عادی نمیدهد، هماهنگی میان دستگاههای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک دشوارتر میشود و تصمیمگیری جمعی جای خود را به روندی کند، بسته و پرابهام میدهد.
این انزوا در شرایطی گزارش شده که همزمان نشانههایی از تلاش برای مدیریت بحران، مذاکره یا ارسال پیامهای دیپلماتیک نیز دیده میشود. در چنین موقعیتی، هرگونه تاخیر در تصمیمگیری میتواند دست مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی را ببندد.
در مذاکرات بینالمللی، بهویژه در شرایط بحران، تغییر در جزئیات، پذیرش یا رد پیشنهادها و تعیین خطوط عقبنشینی یا امتیازدهی، نیازمند تصمیمگیری سریع در بالاترین سطح است.
اگر رهبر یا مرجع نهایی تصمیمگیری تنها از راه پیکهای محدود و با تاخیر در جریان تحولات قرار گیرد، تیمهای مذاکرهکننده ممکن است نتوانند در زمان لازم واکنش نشان دهند. نتیجه چنین وضعیتی میتواند کاهش انعطاف دیپلماتیک و از دست رفتن فرصتهای سیاسی باشد.
غیبت از انظار عمومی و بحران تصویر رهبری
جمهوری اسلامی همواره بر تصویر رهبری مقتدر، حاضر و تعیینکننده تاکید کرده است؛ رهبری که در لحظههای بحرانی با سخنرانی، پیام یا فرمان مستقیم، مسیر نیروهای وفادار به حکومت را تعیین میکند.
اما غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای از انظار عمومی و منتشر نشدن پیام صوتی یا تصویری از او، میتواند این تصویر را تضعیف کند. در شرایطی که حکومت با بحران امنیتی، فشار خارجی و شکاف داخلی روبهروست، نبود حضور علنی رهبر جدید میتواند به گسترش شایعات درباره میزان کنترل، سلامت یا توان تصمیمگیری او دامن بزند.
برای نیروهای عقیدتی و بدنه وفادار به جمهوری اسلامی، حضور مستقیم رهبر و دریافت پیامهای روشن از او بخشی از سازوکار انسجام سیاسی و روانی بوده است. غیبت طولانیمدت در چنین ساختاری میتواند به سردرگمی، تردید و کاهش روحیه در میان نیروهای حکومتی منجر شود.
پنهان شدن در مکانی نامشخص و قطع یا محدود کردن ارتباطات مدرن، شاید از منظر امنیتی به کاهش خطرهای فوری کمک کند، اما از نظر سیاسی و حکمرانی، هزینههای سنگینی دارد.
چنین وضعیتی میتواند جمهوری اسلامی را با نوعی «رهبری در سایه» روبهرو کند؛ رهبریای که از نظر فیزیکی محافظت میشود، اما از نظر عملیاتی، کمتر در دسترس است و توان او برای فرماندهی سریع و هماهنگ با محدودیت روبهروست.
در نتیجه، ساختار قدرت به جای پویایی و واکنش سریع، با تاخیر، احتیاط بیش از حد و بیاعتمادی درونی مواجه میشود. این همان نقطهای است که انزوای امنیتی میتواند به ضعف راهبردی تبدیل شود.
گزارش سیبیاس، اگرچه تنها بخشی از وضعیت درونی حاکمیت را نشان میدهد، اما تصویری مهم از بحرانی عمیقتر ارائه میکند: حکومتی که برای حفظ رهبر خود ناچار به پنهان کردن او شده، اما همین پنهانکاری میتواند توان آن را برای اداره جنگ، دیپلماسی و بحرانهای داخلی کاهش دهد.
«اگر ایران تصور میکند برای پرهیز از یک بنبست طولانی موضع خود را نرمتر خواهم کرد، دچار اشتباه محاسباتی شده است.» ترامپ، نشست کابینه ایالات متحده در روز چهارشنبه ششم خرداد را با این جمله آغاز کرد و در ادامه این جلسه از مفاد توافق مورد مذاکره با جمهوری اسلامی ابراز نارضایتی کرد.
در حالی که مذاکرات واشینگتن و تهران برای پایان دادن به جنگ وارد مراحل حساس شده است، بخش مهمی از جلسه چهارشنبه کابینه آمریکا به مداکرات جاری اختصاص داشت. دونالد ترامپ در این جلسه بار دیگر تاکید کرد که مقامهای تهران «خیلی مایل به توافق هستند» سپس گفت هنوز نتیجهای حاصل نشده و او از این وضعیت رضایت ندارد.
ترامپ در این جلسه بار دیگر تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق مطلوب، آمریکا ممکن است اقدام نظامی را از سر بگیرد. او گفت جمهوری اسلامی در وضعیتی مذاکره میکند که «عملا چیزی در اختیار ندارد» و افزود: «شاید مجبور شویم برگردیم و کار را تمام کنیم، شاید هم نه.» به گفته او، مقامهای تهران «فقط میخواهند به توافق برسند» و «انتخاب دیگری» ندارند.
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره تنگه هرمز گفت این آبراه «برای همه باز خواهد بود» و «هیچکس آن را کنترل نخواهد کرد». او تاکید کرد آمریکا بر این مسیر آبی «نظارت» خواهد داشت و از آن مراقبت خواهد کرد، اما این آبها «بینالمللی» هستند.
ترامپ گفت جمهوری اسلامی «دوست دارد» تنگه هرمز را کنترل کند، اما چنین چیزی رخ نخواهد داد و این موضوع بخشی از مذاکرات جاری است.
او همچنین گفت یکی از شروط اصلی توافق این است که «تنگهها فورا، فورا باز شوند»، و در عین حال افزود: «توافق باید کامل باشد. من این کار را نکردم که یک توافق بیارزش بگیرم.»
کاخ سفید ابتدا اعلام کرده بود جلسه کابینه در اقامتگاه ریاستجمهوری کمپ دیوید برگزار میشود؛ محلی که پیشینه برگزاری نشستهای مهم و تاریخی روسای جمهوری آمریکا را دارد. همین موضوع توجه رسانهها را به این جلسه بیشتر کرد، اما به دلیل شرایط جوی، نشست در کاخ سفید برگزار شد.
بسیاری از گمانهزنیها بر اساس اخبار درز کرده از فرآیند مذاکرات بر این تمرکز داشتند که توافق در حال شکلگیری، بسیاری از مسائل حیاتی را برای حلوفصل در آینده به تعویق میاندازد. این دیدگاه، انتقادهای شدیدی را متوجه کاخ سفید کرد و حتی همحزبیهای ترامپ نیز بابت ایجاد فرصت نجات برای جمهوری اسلامی به او هشدار دادند.
دونالد ترامپ، در کنار مارکو روبیو (چپ) و پیت هگست (راست) و دیگر اعضای دولت، ۲۷ مه ۲۰۲۶، اتاق کابینه کاخ سفید - رویترز، اوان ووچی
همه اینها درست در زمانی به نقطه حساس رسیده که انتخابات میاندورهای برای تعیین کنترل کنگره در کانون توجه قرار میگیرد و جمهوریخواهان نگراناند که افزایش هزینهها و قیمت سوخت، فضای ذهنی رأیدهندگان آمریکایی را تیرهتر کند.
اما ترامپ روز چهارشنبه این ایده را رد کرد که انتخابات پیش رو کوچکترین وزنی در شکل دادن به راهبرد او در قبال ایران داشته باشد.
ترامپ گفت: «آنها فکر کردند میتوانند آنقدر صبر کنند تا من کوتاه بیایم. میدانید، گفتند: "صبر میکنیم تا او را از پا درآوریم. او انتخابات میاندورهای را پیش رو دارد." من اهمیتی به انتخابات میاندورهای نمیدهم.»
ترامپ پیروزی کن پکستون در دور دوم انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان در تگزاس را «مقدمهای بر انتخابات میاندورهای» توصیف کرد و گفت این پیروزی شاهد دیگری است بر اینکه با وجود نامحبوب بودن جنگ در داخل آمریکا، «مردم آن را درک میکنند.»
ترامپ گفت افکار عمومی میتواند این درگیری را تحمل کند، چون «مردم آن را میفهمند؛ آنها میدانند که خیلی ساده، ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد. من این کار را برای جهان انجام میدهم.»
ترامپ: هیچ تحریمی، هیچ پولی، هیچ چیزی
ترامپ درباره احتمال کاهش تحریمها نیز با لحنی قاطع گفت واشینگتن درباره «هیچگونه کاهش تحریمها یا دادن پول» گفتوگو نمیکند و افزود: «هیچ تحریمی، هیچ پولی، هیچ چیزی.»
او گفت آمریکا کنترل پولهایی را که جمهوری اسلامی ادعا میکند متعلق به خودش است در اختیار دارد و این کنترل را حفظ خواهد کرد. به گفته ترامپ، اگر جمهوری اسلامی «رفتار درستی» داشته باشد و «کار درست را انجام دهد»، ممکن است اجازه دسترسی به این منابع داده شود، اما «در حال حاضر» چنین کاری انجام نخواهد شد.
او تاکید کرد آمریکا میتواند همین حالا با جمهوری اسلامی به «یک توافق خوب» برسد، اما اگر توافق «عالی» نباشد، آن را نخواهد پذیرفت.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت با انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به روسیه یا چین موافق نیست.
ترامپ روز چهارشنبه همچنین بار دیگر بر درخواست خود تاکید کرد که توافق برای پایان دادن به جنگ ایران باید شامل شرطی باشد که چند کشور دیگر، از جمله کویت، عربستان سعودی، قطر و پاکستان، به توافقهای ابراهیم بپیوندند؛ توافقهایی که با میانجیگری آمریکا در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ برای عادیسازی روابط دیپلماتیک و اقتصادی با اسرائیل منعقد شد.
ترامپ گفت: «ما، میدانید، قویا از آنها میخواهیم که بپیوندند.»
روبیو: جمهوری اسلامی هرگز نباید به سلاح هستهای برسد
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در این نشست گفت هدف نهایی واشینگتن این است که جمهوری اسلامی «هرگز» به سلاح هستهای دست پیدا نکند. او جمهوری اسلامی را «بزرگترین حامی تروریسم در جهان» خواند و گفت چنین حکومتی نباید به سلاح هستهای دسترسی داشته باشد.
روبیو تاکید کرد ترجیح ترامپ همواره مذاکره و دستیابی به توافق از مسیر دیپلماسی بوده و این تلاشها از طریق استیو ویتکاف، جرد کوشنر و معاون رییسجمهوری ادامه دارد. با این حال، او هشدار داد اگر دیپلماسی نتیجه ندهد، رییسجمهوری آمریکا «گزینههای دیگری» در اختیار دارد.
روبیو تصریح کرد تا زمانی که ترامپ رییسجمهوری باشد، جمهوری اسلامی هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
روبیو یک روز پیش از برگزاری این جلسه به خبرنگاران گفته بود که رفتوآمد زیادی درباره جزییات متن اولیه در جریان است و مذاکرات چند روزی زمان خواهد برد.
ابتدا گفته شده بود که توافق شنبه دوم خرداد در جریان سفر فرمانده ارتش پاکستان اعلام خواهد شد، اما از آن هنگام تا کنون رسیدن به توافق بهطور پیوسته به تعویق افتاده است.
همزمان با برگزاری جلسه کابینه آمریکا در روز چهارشنبه، رسانههای ایران از تماس تلفنی مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، با مقامهای ارشد پاکستانی خبر دادند.
هگست: جمهوری اسلامی را به زانو در آوردیم
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در همین جلسه گفت ترامپ در هر دو دوره ریاستجمهوری خود تنها کسی بوده که در برابر جمهوری اسلامی ایستاده و گفته است تهران «هرگز» به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
او از کشتن قاسم سلیمانی، خروج از توافق هستهای دوره اوباما و جنگ ۱۲ روزه به عنوان نمونههایی از سیاست ترامپ در برابر جمهوری اسلامی نام برد.
هگست با اشاره به عملیات «خشم حماسی» گفت دولت ترامپ مسیر جنگهای عراق و افغانستان را تکرار نکرد، بلکه به گفته او، با استفاده از «حداکثر قدرت کشندگی» جمهوری اسلامی را «به زانو» درآورد.
او گفت نیروی دریایی، نیروی هوایی، سامانههای پدافندی و زیرساخت صنعتی دفاعی جمهوری اسلامی بهشدت آسیب دیدهاند و تهران فعلا نمیتواند تولید موشک، پهپاد و کشتی را مانند گذشته ادامه دهد.
وزیر جنگ آمریکا گفت همین فشارها جمهوری اسلامی را به میز مذاکره کشانده است. او افزود آمریکا همزمان «یک محاصره در سطح جهانی» برقرار کرده و تهران نتوانسته چیزی را به بندرهای ایران وارد یا از آن خارج کند.
هگست گفت اطلاعات امنیتی نشان میدهد اقتصاد جمهوری اسلامی بهشدت آسیب دیده، زیرا این مسیرها «شاهرگ حیاتی» اقتصاد ایران است.
هگست در پایان تاکید کرد اگر مذاکرات نتواند تضمین کند جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد، وزارت جنگ آمریکا آماده است «کار را از آن راه تمام کند».
او همچنین گفت فشار آمریکا بر ناوگان سایه نفتکشهای ایرانی نشان میدهد «هیچ نفتکش ایرانی در هیچ نقطه جهان در امان نیست».
در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ممنوعیت احتمالی ورود پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها، به مناقشهای تازه میان شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی و فیفا تبدیل شده است؛ مناقشهای که از مرز ورزش فراتر رفته و به بحثی درباره هویت، نمایندگی و سیاست رسیده است.
برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، جام جهانی فقط یک رویداد ورزشی نیست؛ صحنهای است برای دیدهشدن، ابراز هویت و طرح حرفهایی که بیان آنها در داخل ایران هزینه دارد.
اکنون در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، همین صحنه به میدان مناقشهای تازه تبدیل شده است؛ مناقشهای که در ظاهر بر سر یک پرچم است، اما در واقع به پرسشی عمیقتر درباره هویت، نمایندگی و مرز میان ورزش و سیاست گره خورده است.
فدراسیون جهانی فوتبال میگوید ورود پرچمها، بنرها و نمادهایی که ماهیت سیاسی داشته باشند به ورزشگاههای جام جهانی ممنوع است. این سیاست، بهگفته مسئولان فیفا، برای حفظ بیطرفی ورزش و جلوگیری از تبدیل ورزشگاهها به میدان کشمکشهای سیاسی وضع شده است.
اما در مورد ایران، این مرزبندی برای بسیاری از ایرانیان روشن و قابل قبول نیست.
گروهی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی میگویند در عمل تنها پرچمی مجاز شناخته میشود که جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه گذشته بهعنوان پرچم رسمی کشور معرفی کرده است؛ در حالی که پرچم شیر و خورشید، که برای بخشی از ایرانیان نمادی تاریخی و هویتی است، بهعنوان نمادی سیاسی کنار گذاشته میشود.
برای این گروه، این تصمیم صرفا اجرای یک آییننامه ورزشی نیست، بلکه نوعی انتخاب میان دو روایت از ایران است.
یکی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس به ایراناینترنشنال گفت: «اگر حکومت ایران نماد خودش را به عنوان پرچم رسمی ثبت کرده، چرا نمادی که قرنها بخشی از تاریخ ایران بوده باید سیاسی محسوب شود؟ چه کسی این تعریف را تعیین میکند؟»
این بحث تازه نیست.
در جام جهانی قطر نیز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد برخی هواداران ایرانی برای ورود با پرچم شیر و خورشید یا نمادهای مرتبط با اعتراضات با محدودیت مواجه شده بودند. همان زمان نیز این پرسش مطرح شد که آیا تعریف نهادهای ورزشی از «نماد سیاسی» واقعا بیطرفانه است یا خود به تصمیمی سیاسی تبدیل شده است.
از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، رابطه بخشی از جامعه ایران با تیم ملی فوتبال نیز دستخوش تغییری جدی شده است.
برای دههها، حتی در سالهایی که جمهوری اسلامی میکوشید همه نهادهای عمومی کشور را در چارچوب روایت رسمی خود تعریف کند، تیم ملی فوتبال برای بسیاری از ایرانیان چیزی فراتر از حکومت بود؛ بخشی از غرور ملی، خاطره جمعی و هویت مشترک.
اما پس از اعتراضات سراسری و تشدید سرکوب در ایران، نگاه بخشی از افکار عمومی به تیم ملی دیگر فقط ورزشی نماند. رفتار بازیکنان، سکوت یا موضعگیریهای آنان و نسبتشان با حکومت زیر ذرهبین قرار گرفت.
اکنون، پس از پس از قتل عام دهها هزار نفر از ایرانیان در جریان اعتراضات دیماه و افزایش فشارهای امنیتی پس از جنگ ۳۹ روزه، برخی مخالفان جمهوری اسلامی میگویند این فاصله عمیقتر از همیشه شده است.
در گفتوگوهایی که ایراناینترنشنال با شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس و سیاتل انجام داده، یک گزاره بارها تکرار شده است: این تیم برای بخشی از مردم دیگر نماینده ملت ایران نیست.
یکی از آنان گفت: «ما عاشق فوتبالیم. عاشق تیم ملی ایرانیم. با بردهایش خوشحال شدیم و با باختهایش ناراحت. اما امروز خیلیها احساس میکنند این تیم دیگر آن تیم ملیای نیست که مردم در آن خودشان را ببینند.»
برای این گروه، مساله دشمنی با فوتبال یا نفی ورزش ملی نیست. برعکس، آنان خود را بخشی از جامعهای میدانند که فوتبال برایش بخشی از زندگی و هویت ملی بوده است.
اما استدلال آنان این است که وقتی ساختار حاکم تلاش میکند از همه نمادهای ملی، از ورزش گرفته تا پرچم، برای مشروعیتبخشی سیاسی استفاده کند، تفکیک ورزش از سیاست دیگر ساده نیست.
در چنین فضایی، پرچم شیر و خورشید برای بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی فقط یک نماد تاریخی نیست؛ تلاشی است برای بازپسگیری روایتی از ایران که احساس میکنند از آنان گرفته شده است.
یکی از معترضان گفت: «اگر قرار است تیمی که جمهوری اسلامی نمایندهاش میداند وارد زمین شود، ما هم میخواهیم ایران خودمان را روی سکوها نشان بدهیم.»
همینجا مناقشه پیچیدهتر میشود.
اگر برای بخشی از ایرانیان، تیم رسمی کشور دیگر بازتاب هویت ملی مورد نظرشان نباشد، ممنوع کردن نمادی که آنان خود را در آن بازمیبینند، دیگر صرفا اجرای یک مقررات ورزشی تلقی نمیشود؛ بلکه به چشم حذف صدای بخشی از یک ملت دیده میشود.
همزمان، برخی گروههای حقوقی و مدنی ایرانی نیز در حال پیگیری مسیرهای قانونی برای اعتراض به این تصمیم هستند و استدلال میکنند که ممنوعیت چنین نمادهایی با اصول آزادی بیان در تضاد است؛ بهویژه در کشوری مانند آمریکا که آزادی بیان جایگاه ویژهای دارد.
با این حال، این موضوع از منظر حقوقی پیچیدگیهای خود را دارد؛ چرا که ورزشگاههای تحت مدیریت فیفا فضاهایی با مقررات خاص هستند و الزاما تابع همان قواعد فضای عمومی نیستند.
با وجود این، خشم مخالفان جمهوری اسلامی واقعی است. برخی صریح میگویند حتی اگر ورود این پرچم ممنوع شود، باز هم راهی برای نمایش آن پیدا خواهند کرد.
برای آنان، مساله فقط ورود یک پرچم به ورزشگاه نیست؛ مساله این است که چه کسی حق دارد تعیین کند ایران چیست، کدام نماد نماینده آن است و کدام صدا حق دیدهشدن در عرصه جهانی را دارد.
فیفا میگوید سیاست نباید وارد ورزش شود. اما وقتی برای بخشی از یک ملت، خود هویت به موضوعی سیاسی تبدیل شده، پرسش اصلی این است: آیا میتوان از آنان خواست هویتشان را پشت در ورزشگاه جا بگذارند؟