• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

اوایل ورود اینترنت، بسیاری آن را فقط یک فناوری تازه یا ابزار سرگرمی می‌دانستند؛ اما به‌تدریج اینترنت از یک امکان جانبی خارج شد و به بخشی از جریان اصلی زندگی تبدیل شد؛ تا جایی که امروز بخش بزرگی از کار، ارتباطات، آموزش و حتی تجربه ما از جهان بدون آن قابل تصور نیست.

امروزه برای میلیون‌ها نفر، اینترنت بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و شرط حضور در جهان اجتماعی است. معیشت بخش بزرگی از جامعه نیز به اینترنت وابسته شده است؛ از فروشگاه‌های آنلاین و کسب‌وکارهای کوچک گرفته تا رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، افراد شاغل به‌صورت دورکاری و پروژه‌ای، تولیدکنندگان محتوا و مشاغلی که شبکه‌های اجتماعی بستر اصلی فعالیت آن‌هاست.

به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به معنای کند شدن ارتباطات نیست، بلکه می‌تواند مستقیما جریان زندگی، درآمد و احساس امنیت افراد را مختل کند.

شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در سال‌های اخیر به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل شده‌اند؛ فضایی برای حرف زدن، دیده شدن، روایت کردن و شریک شدن در تجربه‌های مشترک. افراد بخش مهمی از احساس باهم‌بودن را در فضای دیجیتال تجربه می‌کنند.

در بحران‌ها، همین فضا می‌تواند به بستری برای همدلی، انتقال تجربه، شکل‌گیری حافظه جمعی و حتی سازماندهی اجتماعی تبدیل شود.

این فضا بخشی از تجربه روانی و اجتماعی انسان امروز شده است؛ جایی که افراد در آن خود را بیان می‌کنند، دیده می‌شوند و احساس می‌کنند به جهان پیرامون متصل‌اند. در چنین شرایطی، محرومیت از اینترنت فقط محرومیت از یک ابزار نیست، بلکه می‌تواند تجربه‌ای از حذف شدن، نادیده گرفته شدن و قطع ارتباط با جهان بیرون باشد؛ وضعیتی که افراد در آن نوعی محرومیت روانی و اجتماعی را تجربه می‌کنند.

اینترنت و کنترل ادارک

با توجه به اینکه اینترنت در جامعه ما همواره با نوسان، کندی و قطعی‌های دوره‌ای همراه بوده، در زمان‌های بحران این اختلال‌ها شدت بیشتری پیدا می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که دسترسی به اطلاعات و امکان اشتراک‌گذاری روایت‌ها در شرایط بحرانی به مسئله‌ای حساس تبدیل می‌شود؛ جایی که کنترل یا محدودسازی اینترنت می‌تواند بر آگاهی جمعی و شکل‌گیری روایت‌های عمومی اثر بگذارد. هرچه اینترنت بیشتر در زندگی روزمره ریشه دوانده، حساسیت نسبت به کنترل آن نیز بیشتر شده است.

در لحظه‌های بحران، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به کمبود اطلاعات منجر نمی‌شود، بلکه پیوستگی تجربه مشترک از واقعیت را دچار اختلال می‌کند. افراد به تصویر هم‌زمان و مشترکی از آنچه در حال رخ دادن است دسترسی ندارند؛ خبرها با تاخیر می‌رسند، روایت‌ها ناقص‌اند و منابع مختلف اطلاعاتی هم‌پوشانی ندارند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی تعلیق ذهنی و ناامنی جمعی است؛ وضعیتی که در آن تشخیص واقعیت دشوارتر شده و احساس اطمینان نسبت به جهان پیرامون کاهش می‌یابد.

در چنین شرایطی، اختلال در اینترنت می‌تواند درک مشترک جامعه از واقعیت را دچار گسست و آشفتگی کند.

به همین دلیل، محدودسازی اینترنت در بحران‌ها بخشی از شیوه‌های مدیریت و کنترل افکار جمعی است؛ جایی که مساله فقط قطع ارتباط نیست، بلکه مدیریت سرعت انتشار اطلاعات، دیده‌شدن روایت‌ها و شکل‌گیری تصویر عمومی از رویدادهاست.

در این وضعیت، اینترنت از یک زیرساخت ارتباطی فراتر رفته و به بخشی از سازوکار تنظیم و مدیریت فضای اجتماعی تبدیل می‌شود.

در امتداد همین منطق، مساله اینترنت فقط به لحظه‌های بحران محدود نیست و در سطح دسترسی نیز نوعی نابرابری ساختاری وجود دارد. اگرچه این نابرابری پیش‌تر هم وجود داشت، اما در ماه‌های اخیر با شکل‌گیری انواعی از اینترنت طبقاتی و دسترسی‌های متفاوت، نمود روشن‌تری پیدا کرده است.

پدیده‌هایی مانند اینترنت ویژه، دسترسی‌های سازمانی یا عبور برخی گروه‌ها از محدودیت‌های عمومی نشان می‌دهند که همان ساختار محدودکننده، امکان عبور را نیز به‌صورت نابرابر توزیع می‌کند. به این ترتیب، اینترنت به‌تدریج از یک حق عمومی و شهروندی به نوعی امتیاز اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود.

این وضعیت مستقیما بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد. وقتی بخشی از جامعه به امکانات ارتباطی و اطلاعاتی گسترده‌تر دسترسی دارد و بخش دیگر در محدودیت قرار می‌گیرد، احساس بی‌عدالتی، طردشدگی و شکاف اجتماعی تشدید می‌شود. فرد نه‌تنها از دسترسی به اطلاعات محروم می‌شود، بلکه ممکن است احساس کند از جریان کامل زندگی اجتماعی و امکان حضور برابر کنار گذاشته شده است.

در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی نیز فرسوده می‌شود؛ زیرا شهروندان درمی‌یابند که حتی دسترسی به واقعیت و امکان ارتباط نیز به شکلی نابرابر توزیع شده است. در نتیجه، اینترنت به بخشی از سازوکار توزیع قدرت، مدیریت ادراک و بازتولید شکاف اجتماعی تبدیل می‌شود.

پیامدهای روانی و اجتماعی گسست دیجیتال در بحران

وقتی جریان اینترنت در دوره‌های بحران دچار قطع یا محدودیت می‌شود، اثر آن فقط در سطح نبود اطلاعات یا تغییر در ادراک جمعی باقی نمی‌ماند. این وضعیت به‌طور مستقیم وارد زندگی روزمره افراد می‌شود و خود را در روابط خانوادگی، کاری، آموزش و حتی شکل تعاملات ساده اجتماعی نشان می‌دهد.

در سطح خانواده، اینترنت به یکی از بسترهای اصلی ارتباط میان اعضا تبدیل شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که فاصله‌های جغرافیایی یا شغلی وجود دارد. در لحظه‌های قطع یا اختلال، این ارتباط ناگهان دچار وقفه می‌شود. تماس‌های روزمره، پیام‌های فوری و اطلاع از وضعیت یکدیگر با تاخیر یا عدم امکان مواجه می‌شود و همین موضوع می‌تواند احساس نگرانی، بی‌خبری و تنش‌های عاطفی را افزایش دهد. حتی در روابط نزدیک، نوعی اضطراب ناشی از دسترسی نداشتن به دیگری شکل می‌گیرد.

در حوزه کاری، وابستگی به اینترنت در بسیاری از مشاغل به حدی است که اختلال در آن به معنای توقف واقعی کار است. کسب‌وکارهای آنلاین، مشاغل خدماتی و حتی بخش‌هایی از اقتصاد سنتی که به ارتباط دیجیتال وابسته شده‌اند، در این شرایط با وقفه ناگهانی مواجه می‌شوند. این وقفه مستقیماً به کاهش درآمد، ناامنی شغلی و فشار روانی ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی منجر می‌شود.

در حوزه آموزش نیز این گسست به‌وضوح قابل مشاهده است. دانش‌آموزان و دانشجویان که بخش مهمی از فرآیند یادگیری آن ها به منابع آنلاین، کلاس‌های مجازی و ارتباط با استادان وابسته شده است، در زمان اختلال اینترنت با نوعی توقف اجباری مواجه می‌شوند. این توقف می‌تواند احساس عقب‌ماندگی، اضطراب تحصیلی و از بین رفتن پیوستگی یادگیری را به همراه داشته باشد.

در سطح اجتماعی گسترده‌تر، اختلال در اینترنت الگوی تعاملات روزمره را نیز تغییر می‌دهد. بسیاری از هماهنگی‌های ساده، از قرارهای کاری گرفته تا ارتباطات دوستانه و فعالیت‌های جمعی، به بسترهای دیجیتال وابسته شده‌اند. در نتیجه، قطع این بسترها باعث نوعی ناپیوستگی در زندگی اجتماعی می‌شود؛ جایی که ارتباطات نه کاملاً قطع می‌شوند، اما به‌شدت دشوار، کند و غیرقابل پیش‌بینی می‌گردند.

در سطح روانی، این وضعیت می‌تواند احساس کند شدن زندگی و از دست رفتن کنترل بر امور روزمره را تقویت کند. افراد در موقعیتی قرار می‌گیرند که بخشی از ابزارهای اصلی تنظیم زندگی روزمره از دسترس خارج شده است، بدون آنکه جایگزین فوری و پایدار برای آن وجود داشته باشد. این وضعیت به‌مرور می‌تواند احساس خستگی روانی، تنش و کاهش توان برنامه‌ریزی برای آینده را تشدید کند.

در شرایط بحران، انسان بیش از هر زمان دیگری به ارتباط، اطلاع از وضعیت دیگران و حفظ پیوندهای اجتماعی نیاز دارد. افراد می‌خواهند از حال خانواده، دوستان و اطرافیان خود باخبر شوند، اخبار را دنبال کنند و احساس کنند در مواجهه با بحران تنها نیستند. اما قطع یا محدودسازی اینترنت دقیقا همین شبکه ارتباطی را مختل می‌کند و بخشی از زندگی روزمره را از کار می‌اندازد؛ از ارتباط با خانواده و پیگیری اخبار گرفته تا کار، آموزش و حفظ احساس پیوند با دیگران. در نتیجه، اختلال در اینترنت مستقیماً بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد و می‌تواند احساس ابهام، اضطراب و بی‌ثباتی را تشدید کند.

صورت‌بندی نهایی

در چنین شرایطی، اینترنت برای جمهوری اسلامی به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان جامعه و قدرت تبدیل شده است.

دلیل اصلی این مساله به تجربه‌ای بازمی‌گردد که ساختار قدرت طی سال‌های اخیر از نقش اینترنت در شکل‌گیری آگاهی جمعی، انتشار روایت‌های مستقل و سازماندهی اجتماعی به دست آورده است.

در گذشته، ساختارهای قدرت می‌توانستند تا حد زیادی جریان اطلاعات را کنترل کنند؛ روایت رسمی از طریق رسانه‌های حکومتی منتشر می‌شد و امکان دسترسی گسترده به روایت‌های جایگزین محدود بود. اما اینترنت این معادله را تغییر داد.

شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال باعث شدند مردم بتوانند تجربه‌های شخصی، تصاویر و روایت‌هایی را منتشر کنند که پیش‌تر امکان دیده‌شدن نداشتند. اینترنت به فضایی تبدیل شد که در آن شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیسته مردم آشکارتر شد. اعتراضات، خشونت‌ها، سرکوب‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی دیگر صرفا در سطح فردی باقی نمی‌ماندند، بلکه به‌سرعت در سطح جمعی و حتی جهانی بازتاب پیدا می‌کردند.

به همین دلیل، اینترنت به بستری برای شکل‌گیری نوعی آگاهی جمعی تبدیل شد؛ آگاهی‌ای که می‌توانست احساس مشترک، خشم مشترک و امکان کنش جمعی را تقویت کند.

برای ساختاری که سال‌ها بر کنترل روایت و روان جمعی تکیه داشته، این تغییر به‌تدریج به یک مساله حساس و تهدیدکننده تبدیل شد. اینترنت نه‌تنها جریان اطلاعات را گسترش داد، بلکه انحصار قدرت بر تفسیر واقعیت را نیز به چالش کشید.

به بیان دیگر، مساله فقط دیده‌شدن اخبار نبود؛ بلکه این بود که مردم دیگر صرفا دریافت‌کننده روایت رسمی نبودند، بلکه خود به تولیدکننده روایت تبدیل شدند. از همین رو، اینترنت وارد حوزه امنیت و کنترل اجتماعی شد و کنترل آن به بخشی از مداخله در ادراک، احساس و واکنش اجتماعی تبدیل شد.

در این چارچوب، کنترل اینترنت را می‌توان بخشی از منطق سیاسی حفظ و بازتولید اقتدار دانست؛ به‌ویژه در شرایطی که ساختار قدرت با کاهش شدید اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شود.

اما نکته اساسی اینجاست که هرچه سطح کنترل و محدودسازی اینترنت افزایش می‌یابد، این پیام نیز در سطح جامعه تقویت می‌شود که مسئله فقط امنیت یا مدیریت فنی نیست، بلکه ترس از آگاهی، ارتباط و دیده‌شدن نیز در میان است.

به همین دلیل، اینترنت در جامعه به نمادی از رابطه پیچیده میان قدرت، آگاهی جمعی، کنترل اجتماعی و بحران اعتماد تبدیل شده است.

پربازدیدترین‌ها

شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن
۱
اختصاصی

شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

۲

قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام عبدالجلیل شه‌بخش، زندانی سیاسی، خبر داد

۳

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

۴

جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

۵

رویترز از حملات اعلام‌نشده عربستان سعودی به ایران در جریان جنگ خبر داد

انتخاب سردبیر

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

  • آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

    آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

  • شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

    شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

  • افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

    افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

  • «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

    «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

•
•
•

مطالب بیشتر

وال‌استریت ژورنال: رییس موساد در جریان «جنگ ایران» به امارات متحده عربی سفر کرد

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

دیوید بارنئا، رییس سازمان اطلاعات و وظایف ویژه اسرائیل (موساد)، در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، دست‌کم دو بار به‌صورت محرمانه به امارات متحده عربی سفر کرده تا درباره هماهنگی‌های مرتبط با جنگ گفت‌وگو کند.

روزنامه وال‌استریت ژورنال چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت به نقل از مقام‌های عرب و یک منبع آگاه گزارش داد بارنئا در دو ماه‌ گذشته، دست‌کم دو بار با هدف هماهنگی درباره جنگ با جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی سفر کرده است.

آنچه در این گزارش آمده است، نشانه‌ای از گسترش همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل و امارات متحده عربی است.

وال‌استریت ژورنال نوشت دو کشور در طول جنگ، هماهنگی امنیتی نزدیکی داشته‌اند.

این روزنامه پیش‌تر گزارش داده بود اسرائیل سامانه‌های پدافندی گنبد آهنین و ده‌ها نیروی نظامی را برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی فرستاده است.

وال‌استریت ژورنال ۲۱ اردیبهشت نیز به نقل از منابع آگاه خبر داد که امارات متحده عربی به‌طور مخفیانه حملاتی به جمهوری اسلامی کرده و در یکی از این حملات در ماه آوریل، پالایشگاه نفتی جزیره لاوان در ایران را هدف قرار داده است.

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، این اقدام می‌تواند امارات را به یکی از طرف‌های فعال جنگی تبدیل کند که در آن، خود بیش از هر کشور دیگری هدف حملات حکومت ایران بوده است.

برخی مقامات جمهوری اسلامی پیش از این از دست داشتن امارات در بعضی حملات به جنوب ایران سخن گفته بودند.

رهبران جمهوری اسلامی در جریان آتش‌بس نیز به تندی به این کشور هشدار داده‌اند.

امارات متحده عربی حتی در جریان آتش‌بس چند بار هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است.

وزارت خارجه امارات متحده عربی و دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تاکنون به درخواست وال‌استریت ژورنال برای اظهار نظر پاسخ نداده‌اند.

  • تقدیر رییس موساد از ماموری که در موفقیت جنگ علیه جمهوری اسلامی نقش داشت و کشته شد

    تقدیر رییس موساد از ماموری که در موفقیت جنگ علیه جمهوری اسلامی نقش داشت و کشته شد

موساد: همین حالا وقت عمل است

کانال ۱۳ اسرائیل ۱۹ اردیبهشت به نقل از یک مقام اسرائیلی که نامش فاش نشده گزارش داد دولت این کشور همچنان در وضعیت «انتظار دائمی» درباره تصمیم مورد انتظار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در قبال ایران قرار دارد.

بر اساس این گزارش، مقام‌های نظامی و اطلاعاتی اسرائیل در جریان نشست‌های اخیر، مواضعی تهاجمی‌تر علیه تهران را به نتانیاهو ارائه کرده‌اند.

این گزارش افزود ارتش اسرائیل وضعیت کنونی توان نظامی [حکومت] ایران را یک «فرصت عملیاتی» برای از سرگیری حملات و «تکمیل ماموریت» می‌داند.

کانال ۱۳ تلویزیون اسرائیل گزارش داد موساد به نتانیاهو گفته است: «باید همین حالا به ایران حمله کرد.»

بنا بر این گزارش، موساد معتقد است از سرگیری جنگ می‌تواند روند فروپاشی حکومت ایران را تسریع کند.

نشست وزیران خارجه بریکس در دهلی تحت‌الشعاع «جنگ ایران»

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران بر نشست دو روزه وزیران خارجه گروه بریکس که از پنج‌شنبه در دهلی نو آغاز می‌شود، سایه انداخته است. این نشست توانایی این بلوک را برای رسیدن به موضعی مشترک در این زمینه و انتشار بیانیه نهایی، محک خواهد زد.

گروه بریکس که در ابتدا شامل آفریقای جنوبی، برزیل، چین، روسیه و هند بود، در سال‌های اخیر با پیوستن اتیوپی، امارات متحده عربی، اندونزی، ایران و مصر، گسترش یافته است.

خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت خبر داد که تهران از هند، رییس دوره‌ای بریکس در سال ۲۰۲۶، خواسته است از این سازوکار برای «ایجاد اجماع در محکوم کرد اقدامات آمریکا و اسرائیل در جنگ و تنش در خلیج فارس» استفاده کند.

  • هگست اعلام کرد برای تشدید یا عقب‌نشینی در خاورمیانه برنامه دارد اما قدم بعدی را فاش نکرد

    هگست اعلام کرد برای تشدید یا عقب‌نشینی در خاورمیانه برنامه دارد اما قدم بعدی را فاش نکرد

اختلاف میان تهران و ابوظبی

اصلی‌ترین اختلاف‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی شکل گرفته است. دو کشوری که در دو سوی جبهه جنگی قرار دارند که آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، احتمالا اواخر روز چهارشنبه برای شرکت در این نشست وارد دهلی خواهد شد. این نشست روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برگزار می‌شود.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز قرار است در این نشست حضور داشته باشد.

هنوز مشخص نیست چه کسی نمایندگی امارات را در این نشست بر عهده خواهد داشت.

رویترز نوشت: «دور جدید مذاکرات می‌تواند پرتنش باشد؛ به‌ویژه پس از گزارش‌هایی مبنی بر اینکه امارات و عربستان سعودی در واکنش به حملات ایران، حملاتی نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام داده‌اند.»

رندهیر جایسوال، سخنگوی وزارت خارجه هند، پیش از این گفته بود برخی اعضای بریکس مستقیما در این جنگ درگیر هستند و به همین دلیل «رسیدن به اجماع برای ما دشوار بوده» است.

با این حال، یکی دیگر از مقام‌های وزارت خارجه هند به رویترز گفت دهلی امیدوار است پس از این دور از نشست‌ها، بیانیه‌ای مشترک صادر شود.

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

تلاش برای حفظ انسجام بریکس

مانجیو سینگ پوری، دیپلمات پیشین هند، گفت: «خوشحال‌کننده است که وزیران خارجه همه کشورهای بریکس، به‌جز چین که به‌دلیل دیگری درگیر است، در نشست حضور پیدا می‌کنند.»

اشاره سینگ پوری به درگیری وزیر خارجه چین احتمالا به سفر پیش روی دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به چین برمی‌گردد.

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

او افزود: «این نشانه مثبتی برای تلاش‌ها به منظور ایجاد ائتلافی در بریکس حول موضوعات مهم برای اقتصادهای نوظهور و کشورهای جنوب جهانی است.»

پوری گفت: «البته رسیدن به راه‌حل سیاسی دشوار است، اما همین که آن‌ها دور هم جمع می‌شوند اتفاق مثبتی است و امیدواریم راهی رو به جلو ایجاد کند.»

افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از جنگ با حکومت ایران باعث شده است بسیاری از کشورهای بریکس، از جمله هند، اقدام‌های اضطراری برای حفاظت از اقتصاد و مصرف‌کنندگان خود انجام دهند.

  • پالایشگاه‌های «مستقل» چینی چگونه به بقای اقتصادی جمهوری اسلامی کمک می‌کنند؟

    پالایشگاه‌های «مستقل» چینی چگونه به بقای اقتصادی جمهوری اسلامی کمک می‌کنند؟

موضع محتاطانه چین

چین تاکنون موضعی ظاهرا بی‌طرفانه اتخاذ کرده است. موضوعی که به روابط نزدیک پکن هم با تهران و هم با کشورهای عرب سنی‌مذهب مرتبط دانسته می‌شود.

قرار است شو فیهونگ، سفیر چین در هند، به‌جای وانگ یی، وزیر خارجه چین، در نشست وزیران خارجه بریکس شرکت کند، چون وانگ احتمالا همزمان با سفر ترامپ به پکن، امکان حضور در دهلی را نخواهد داشت.

آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

متیو شارپ و نیت سوانسون، که هر دو سال‌ها در دولت‌های آمریکا بر روی پرونده هسته‌ای ایران کار کرده‌اند، در مقاله‌ای دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید و موثر با تهران را دشوارتر دانسته‌اند زیرا اکنون هم مطالبات واشینگتن افزایش یافته و هم تهران اهرم‌های بیشتری در دست دارد.

متیو شارپ پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او در دولت‌های اوباما، بایدن و هر دو دولت ترامپ در وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی بر روی مسائل هسته‌ای کار کرده است.

نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به‌عنوان مدیر پرونده ایران در شورای امنیت ملی فعالیت داشت. در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ با جمهوری اسلامی بود.

این دو در مقاله‌ای که سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت در نشریه فارین‌افرز منتشر شد، نوشته‌اند از زمانی که ایالات متحده، در کنار اسرائیل، در اواخر فوریه وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، دونالد ترامپ در تعریف اهداف این درگیری با دشواری مواجه بوده است. تمرکز او از درخواست تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی رژیم و سپس به تامین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، در بیشتر موارد، به نظر می‌رسد ترامپ بر ضرورت عقب راندن برنامه هسته‌ای تهران تاکید می‌کند و هرچند این چارچوب برای جنگی که تقریبا هیچ تاثیری بر توان هسته‌ای ایران نداشته عجیب است، اما برای رهبری که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، خارج شد و سال گذشته مدعی شد برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را «نابود کرده»، قابل درک است.

ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی خود، تروث‌سوشیال نوشت: «توافقی که با ایران می‌کنیم بسیار بهتر از برجام خواهد بود.»

  • آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

    آیا عملیات ویژه اسرائیل در سوریه می‌تواند الگوی انتقال ذخایر اورانیوم از ایران باشد؟

اما نویسندگان مقاله تاکید کرده‌اند که دستیابی به چنین توافقی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که رییس‌جمهوری ایالات متحده تصور می‌کند؛ عمدتا به این دلیل که توان هسته‌ای ایران از زمان خروج آمریکا از توافق ۲۰۱۵ در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ پیشرفت کرده است.

گزارش‌های عمومی نشان می‌دهد مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای تهران بر دو موضوع متمرکز است: مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا.

به‌نوشته نویسندگان، هر دو مولفه برای هر توافق موفقی در آینده ضروری‌اند، اما کافی نیستند. طی هفت سال گذشته، حکومت ایران توانایی خود در تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر را به‌طور چشمگیری افزایش داده و زمان لازم برای تولید مواد مورد نیاز برای یک سلاح هسته‌ای را کاهش داده است. همچنین شکاف‌های بیشتری در دانش بازرسان بین‌المللی درباره ابعاد این برنامه به وجود آمده است.

به‌گفته شارپ و سوانسون، ترامپ برای آنکه بتواند از نظر تبلیغاتی موفق جلوه کند، فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز ندارد، بلکه به توافقی کاملا متفاوت نیاز دارد. هر توافقی در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از محدود کردن غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم برود؛ باید سازوکارهای دقیق و جدیدی ایجاد کند که به بازرسان اجازه دهد توان فعلی ایران را درک کنند و مانع پیشرفت مخفیانه این کشور به سمت سلاح هسته‌ای شوند.

  • گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

    گروسی: اورانیوم ۶۰ درصدی ایران احتمالا در سایت اصفهان نگهداری می‌شود

نویسندگان تاکید کرده‌اند که بدون پرداختن به این نگرانی‌ها، مهم نیست آمریکا چه میزان ایران را بمباران کند، یا توقف غنی‌سازی چه مدت ادامه داشته باشد، یا چه بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا بیاید. تهران می‌تواند از این جنگ در حالی خارج شود که نسبت به قبل به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شده است.

یاد گرفتن دویدن

در ژوئن گذشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه غنی‌سازی جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شد. دانشمندان هسته‌ای کشته شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تاسیسات زیرزمینی فردو و نطنز به‌شدت آسیب دید یا نابود شد. با این حال، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، زمانی که آخرین توافق هسته‌ای نهایی شد، چالش بزرگ‌تری محسوب می‌شود. آن توافق نه‌تنها تعداد سانتریفیوژهایی را که حکومت ایران می‌توانست به کار گیرد محدود می‌کرد، بلکه مهم‌تر از آن، نوع سانتریفیوژهایی را که می‌توانست استفاده یا تولید کند نیز محدود می‌ساخت. برجام همچنین تهران را از انجام برخی تحقیقات که می‌توانست برنامه سانتریفیوژهایش را پیشرفته‌تر کند، بازمی‌داشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این محدودیت‌ها دیگر اجرا نشد.

  • گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

    گزارش یک اندیشکده از تحرکات مشکوک در تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز

در سال‌های بعد، جمهوری اسلامی دانشی فنی‌ در زمینه تولید و بهره‌برداری از سانتریفیوژها به دست آورد که با بمباران از بین نمی‌رود. تا ژوئن ۲۰۲۵، پیشرفته‌ترین سانتریفیوژهای ایران حدود شش برابر کارآمدتر از نمونه‌های سال ۲۰۱۵ شده بودند. ایران همچنین سرعت نصب آنها را افزایش داد: سرعتی که یک کشور می‌تواند مواد لازم برای سلاح هسته‌ای تولید کند، نه‌تنها به تعداد و نوع سانتریفیوژها، بلکه به سرعت نصب آنها در «آبشارها» یا شبکه‌های به‌هم‌پیوسته‌ای که فرایند غنی‌سازی را تسریع می‌کنند بستگی دارد.

در سال ۲۰۱۵، حکومت ایران می‌توانست حدود دو آبشار در ماه نصب کند که هر کدام شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ متصل به هم بودند. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانست این روند را تقریبا سه برابر سریع‌تر انجام دهد.

به‌گفته نویسندگان مقاله، این پیشرفت‌های فناورانه در مجموع زمان لازم برای تولید مواد لازم برای یک سلاح هسته‌ای را به‌شدت کاهش داده است، حتی اگر تهران مجبور شود زیرساخت هسته‌ای خود را از ابتدا بازسازی کند.

نویسندگان توضیح داده‌اند: «اگر توانایی تولید مواد هسته‌ای را مانند یک مسابقه در نظر بگیریم، جایی که سرعت به توان فناوری و نقطه شروع به میزان محدودیت‌ها بستگی دارد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ می‌توانست این مسیر را در حدود یک سال و با سرعتی متوسط طی کند. حامیان توافق استدلال می‌کردند این فاصله زمانی فرصت کافی برای شناسایی و واکنش فراهم می‌کند. اما بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، تهران یاد گرفت بدود. در نتیجه، حتی اگر جمهوری اسلامی با خواسته‌های ترامپ برای توقف کامل غنی‌سازی و واگذاری ذخایر اورانیوم با غنای بالا موافقت کند، باز هم ممکن است بتواند سریع‌تر از گذشته به هدف برسد.»

  • شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

    شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

متیو شارپ و نیت سوانسون افزوده‌اند: «در واقع، حتی اگر حکومت ایران همه این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژهای نطنز و فردو را نابود کرده باشد، برآورد ما این است که تهران می‌تواند در حدود شش ماه، نه یک سال، سانتریفیوژهای جدید نصب و مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. اگر تهران بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را حفظ کند، این زمان حتی کوتاه‌تر خواهد شد.»

شکاف‌های دانشی

به‌نوشته این دو، اگرچه بسیاری از سایت‌های هسته‌ای شناخته‌شده ایران زیر آوار رفته‌اند، اما همچنان عدم قطعیت زیادی درباره وجود تاسیسات دیگر وجود دارد. جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های مخفیانه دارد؛ تاسیسات نطنز و فردو نیز در ابتدا به‌صورت مخفی ساخته شده بودند و این اقدام نقض تعهد ایران برای اطلاع‌رسانی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود. در اوایل ۲۰۲۵، تهران اعلام کرد قصد ساخت تاسیسات زیرزمینی سوم در اصفهان را دارد و تصاویر ماهواره‌ای نیز نگرانی‌ها درباره سایت احتمالی دیگری را افزایش داد. از آنجا که آژانس از این سایت‌ها بازدید نکرده، وضعیت آنها نامشخص است.

در ادامه مقاله گفته شده است که در جریان اقدامات دیپلماتیک، تلاش‌هایی برای مقابله با احتمال پنهان‌کاری‌های جمهوری اسلامی انجام شده است. در سال ۲۰۰۳، تهران به‌طور موقت اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت. توافق ۲۰۱۵ نیز اجرای این پروتکل و نظارت گسترده‌تر را الزامی کرد. اما این نظارت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد. از آن زمان، جمهوری اسلامی ده‌ها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. اگر حتی تعداد کمی از آنها به سایت‌های مخفی منتقل شده باشند، می‌توانند به‌سرعت برای تولید مواد تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرند.

  • ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

    ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

توافق خوب، ضروری اما ناکافی

متیو شارپ و نیت سوانسون در عین حال تاکید کرده‌اند که با وجود این چالش‌ها، رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک همچنان در راستای منافع آمریکا است. اما توافقی که فقط به غنی‌سازی و ذخایر بپردازد دیگر کافی نیست.

به‌گفته آنها یک توافق جدید باید به فناوری پیشرفته ایران، احتمال فعالیت‌های مخفی و توانایی تبدیل مواد به سلاح نیز بپردازد و برای این منظور، تهران باید اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد و امکان بازرسی گسترده فراهم شود. حکومت ایران همچنین باید اطلاعاتی قابل راستی‌آزمایی درباره فعالیت‌های نظامی مرتبط ارائه دهد. بدون این اقدامات، هر توافقی ناقص خواهد بود.

نویسندگان در پایان مقاله خود نوشته‌اند: «جنگ اخیر نشان داد حتی یک توافق کامل نیز تمام تهدیدهای جمهوری اسلامی را برطرف نمی‌کند. تهدیدهای فوری‌تر شامل کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی تهران است. اما جمهوری اسلامی مجهز به سلاح هسته‌ای این تهدیدها را بسیار خطرناک‌تر خواهد کرد. در نهایت، یک توافق هسته‌ای ضروری است، اما کافی نیست. توافقی که فقط به سایت‌های شناخته‌شده بپردازد، برنامه تهران را متوقف نخواهد کرد، بلکه آن را پنهان‌تر خواهد ساخت.»

ترامپ: برای پایان جنگ ایران به کمک چین نیاز ندارم

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت قبل از پرواز به سوی پکن گفت فکر نمی‌کند برای پایان دادن به جنگ ایران به کمک چین نیاز داشته باشد.

او که دوشنبه طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی برای توافق را «آشغال و غیرقابل قبول» خوانده بود، بار دیگر تاکید که آمریکا به خواسته‌هایش از جمهوری اسلامی خواهد رسید.

ترامپ در فرودگاه به خبرنگاران گفت قصد ندارد از شی جین‌پینگ، رییس‌جمهوری چین، برای حل این مناقشه کمک بگیرد.

او گفت: «فکر نمی‌کنم به هیچ کمکی درباره ایران نیاز داشته باشیم. به هر حال پیروز می‌شویم، چه به‌صورت مسالمت‌آمیز و چه به‌شکلی دیگر.»

  • هگست اعلام کرد برای تشدید یا عقب‌نشینی در خاورمیانه برنامه دارد اما قدم بعدی را فاش نکرد

    هگست اعلام کرد برای تشدید یا عقب‌نشینی در خاورمیانه برنامه دارد اما قدم بعدی را فاش نکرد

ترامپ با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی از نظر نظامی شکست خورده‌ افزود: «یا کار درست را انجام خواهد داد یا ما کار را تمام خواهیم کرد.»

بیش از یک ماه پس از اجرایی شدن آتش‌بسی شکننده، دو طرف هیچ پیشرفتی در جهت دستیابی به توافقی برای پایان دادن به درگیری‌ها از خود نشان نداده‌اند.

خبرگزاری رویترز به‌نقل از منابع آگاه گزارش داده که جمهوری اسلامی در حال تثبیت کنترل خود بر تنگه هرمز است و با عراق و پاکستان برای انتقال نفت و گاز طبیعی مایع از منطقه به توافق رسیده است.

  • ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

    ترامپ پاسخ تهران به طرح آمریکا را «آشغال» و آتش‌بس را بسیار شکننده توصیف کرد

این منابع افزودند کشورهای دیگری نیز در حال بررسی توافق‌های مشابه هستند؛ اقدامی که می‌تواند کنترل تهران بر این آبراه حیاتی را به‌صورت بلندمدت تثبیت کند.

دولت ترامپ سه‌شنبه اعلام کرد مقام‌های ارشد آمریکا و چین ماه گذشته توافق کرده‌اند که هیچ کشوری نباید برای عبور از این منطقه عوارض دریافت کند.

چین که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد و یکی از خریداران اصلی نفت این کشور است، این روایت را رد نکرد.

با وجود اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر نیاز نداشتن به کمک چین در پایان دادن به جنگ ایران، رسانه‌ها گزارش داده‌اند که انتظار می‌رود او در دیدار با شی از چین بخواهد تهران را برای رسیدن به توافقی با واشینگتن تحت فشار قرار دهد.

  • سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

    سمافور: جنگ ایران، نقش چین در خلیج فارس را پررنگ‌تر می‌کند

مطالبات آمریکا از جمله شامل پایان برنامه هسته‌ای ایران و رفع کنترل این کشور بر تنگه هرمز است. در مقابل جمهوری اسلامی گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای خود را به برآورده شدن پنج شرط موکول کرده است: خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان، لغو همه تحریم‌ها، آزاد شدن دارایی‌های مسدودشده ایران، پرداخت غرامت جنگی و پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.

ترامپ دوشنبه این خواسته‌ها را «مزخرف» خواند.

  • خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

    خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

افزایش قیمت نفت

در پی ادامه بن‌بست موجود که باعث بسته ماندن بخش زیادی از تنگه هرمز شده، قیمت نفت برنت به روند صعودی خود ادامه داد و به بیش از ۱۰۷ دلار در هر بشکه رسید.

فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در دریای عرب برای اجرای محاصره دریایی جمهوری اسلامی حضور دارد و تاکنون مسیر ۶۵ کشتی تجاری را تغییر داده و چهار شناور دیگر را از کار انداخته است.

پنتاگون هزینه جنگ ایران را تاکنون ۲۹ میلیارد دلار برآورد کرده که نسبت به برآورد اواخر ماه گذشته چهار میلیارد دلار افزایش داشته است.

یک مقام به قانون‌گذاران گفت این رقم جدید شامل هزینه‌های به‌روزشده تعمیر و جایگزینی تجهیزات و همچنین هزینه‌های عملیاتی است.

  • شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

    شورای سردبیری نیویورک‌پست: تنگه هرمز را باز کنید و به بازیِ وقت‌کشی تهران پایان دهید

جنگ ایران همچنین باعث افزایش قیمت بنزین در سراسر آمریکا شده است؛ به‌طوری که شاخص قیمت مصرف‌کننده برای دومین ماه متوالی در آوریل رشد قابل توجهی داشته و بیشترین افزایش سالانه تورم در نزدیک به سه سال گذشته ثبت شده است.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد این جنگ در میان رأی‌دهندگان آمریکایی، کمتر از شش ماه مانده به انتخابات سراسری که تعیین خواهد کرد آیا جمهوری‌خواهان ترامپ کنترل کنگره را حفظ می‌کنند یا نه، محبوب نیست.

بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس که دوشنبه تکمیل شد، دو نفر از هر سه آمریکایی، از جمله یک‌سوم جمهوری‌خواهان و تقریبا تمام دموکرات‌ها، معتقدند ترامپ به‌طور شفاف توضیح نداده چرا کشور وارد جنگ شده است.

رویترز از حملات اعلام‌نشده عربستان سعودی به ایران در جریان جنگ خبر داد

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

پس از افشای حملات تلافی‌جویانه امارات متحده عربی به اهدافی در لاوان و عسلویه، خبرگزاری رویترز گزارش داد که عربستان سعودی نیز در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به خاک این کشور در جریان جنگ اخیر، چندین حمله اعلام‌نشده علیه ایران انجام داده است.

خبرگزاری رویترز سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت به نقل از دو مقام غربی که در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و دو مقام ایرانی نوشت: «عربستان سعودی به تلافی حملاتی علیه این کشور در جریان جنگ ایران، حملات متعددی را علیه اهدافی در ایران اجرا کرد اما این حملات به‌صورت عمومی اعلام نشدند.»

دو مقام غربی به این رسانه گفته‌اند که حملات نیروی هوایی عربستان سعودی در آخرین روزهای ماه مارس (اوایل فروردین) انجام شد.

به نوشته رویترز این حملات نخستین مورد شناسایی‌شده از حملات مستقیم عربستان علیه جمهوری اسلامی است و نشان می‌دهد این کشور در دفاع از خود در برابر «رقیب اصلی‌اش در منطقه» نسبت به گذشته «بسیار جسورتر» شده است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی

پیش از انتشار این گزارش، بلومبرگ به نقل از «افراد آگاه از موضوع» نوشت که امارات متحده عربی در جریان جنگ جاری، بیش از یک‌بار به اهدافی در خاک ایران حمله کرده است؛ حملاتی که تنها به جزیره لاوان محدود نبود و هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل می‌شد.

به گفته یکی از منابع بلومبرگ، امارات یک بار پیش از آتش‌بس ۲۰ فروردین به ایران حمله کرد و یک بار پس از آن، در هفتم اردیبهشت. این گزارش می‌گوید یکی از این اقدامات، واکنشی هماهنگ‌شده با اسرائیل به حمله ایران به تاسیسات پتروشیمی «بروج» امارات بود.

  • سود فراتر از انتظار آرامکو؛ خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی به حداکثر ظرفیت رسید

    سود فراتر از انتظار آرامکو؛ خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی به حداکثر ظرفیت رسید

بلومبرگ همچنین نوشت که امارات و اسرائیل در حمله ۱۷ اردیبهشت اسرائیل به بزرگ‌ترین تاسیسات پتروشیمی ایران در عسلویه، با یکدیگر هماهنگ بودند. این حمله در واکنش به حمله تهران به مجتمع بروج امارات انجام شد.

این منبع همچنین به بلومبرگ گفت حملات تلافی‌جویانه امارات شامل حمله به یک پالایشگاه ایرانی در جزیره لاوان در خلیج فارس نیز بوده است.

وال‌استریت ژورنال دوشنبه ۲۱ اردیبهشت در گزارشی تنها از حمله امارات به جزیره لاوان پیش از آغاز آتش‌بس خبر داده بود. روایت بلومبرگ نشان می‌دهد دامنه اقدامات امارات گسترده‌تر بوده و علاوه بر حمله به لاوان، هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل شده است.

افشای نقش عربستان و امارات در حملات تلافی‌جویانه علیه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد جنگ اخیر، فراتر از تقابل مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، به شکلی گسترده‌تر و کم‌تر علنی کشورهای عربی خلیج فارس را نیز درگیر کرده بود.

کاهش تنش پس از حملات

رویترز به نقل از مقام‌های ایرانی و غربی نوشت که عربستان سعودی پس از انجام حملات، حکومت ایران را آگاه کرد و پس از آن، رایزنی‌های دیپلماتیک فشرده و تهدید ریاض به تلافی بیشتر دو کشور را به تفاهمی برای کاهش تنش رساند.

یکی از مقام‌های جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با رویترز دستیابی به این تفاهم میان تهران و ریاض را تایید کرد و گفت هدف از این اقدام، «توقف خصومت‌ها، حفاظت از منافع متقابل و جلوگیری از تشدید تنش‌ها» بوده است.

  • عربستان و کویت محدودیت‌های دسترسی نظامی آمریکا به پایگاه‌ها و حریم هوایی خود را لغو کردند

    عربستان و کویت محدودیت‌های دسترسی نظامی آمریکا به پایگاه‌ها و حریم هوایی خود را لغو کردند

به نوشته رویترز، تفاهم غیررسمی تهران و ریاض برای کاهش تنش، در هفته منتهی به توافق آتش‌بس که ۱۹ فروردین اجرایی شد، حاصل شده است. کاخ سفید به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این باره پاسخی نداد.

منابع غربی به این رسانه گفتند تا پایان ماه مارس، تماس‌های دیپلماتیک و تهدید عربستان سعودی مبنی بر اتخاذ رویکردی تندتر، مشابه امارات متحده عربی، و تلافی بیشتر، به تفاهمی برای کاهش تنش انجامید.

رویترز نوشت که هرچند یک مقام ارشد وزارت امور خارجه عربستان این پرسش را که آیا توافقی برای کاهش تنش با ایران حاصل شده است یا نه، بی‌پاسخ گذاشت، اما گفت: «ما بر موضع ثابت عربستان سعودی در حمایت از کاهش تنش، خویشتنداری و کاستن از تنش‌ها در راستای ثبات، امنیت و شکوفایی منطقه و مردم آن تاکید می‌کنیم.»

بررسی‌ الگوی حملات، کاهش تنش میان تهران و ریاض را تایید می‌کند

رویترز با بررسی بیانیه‌های وزارت دفاع عربستان نوشته است که شمار حملات پهپادی و موشکی علیه این کشور در هفته منتهی به ۱۱ فروردین بیش از ۱۰۵ مورد بود اما یک هفته پس از آن، یعنی در فاصله بین ۱۲ تا ۱۷ فروردین (دو روز پیش از شروع رسمی و عملی آتش‌بس) به ۲۵ مورد کاهش یافت.

  • هم‌زمان با مذاکرات اسلام‌آباد، عربستان از استقرار جنگنده‌های پاکستان در این کشور خبر داد

    هم‌زمان با مذاکرات اسلام‌آباد، عربستان از استقرار جنگنده‌های پاکستان در این کشور خبر داد

در این گزارش بر اساس ارزیابی منابع غربی آمده است که منشاء پرتابه‌های شلیک‌شده به عربستان سعودی در روزهای منتهی به آتش‌بس، عراق بود. این نشان می‌دهد که تهران حملات مستقیم را محدود کرده بود، در حالی که گروه‌های متحدش همچنان به فعالیت علیه عربستان ادامه می‌دادند.

عربستان سعودی ۲۳ فروردین سفیر عراق را احضار کرد تا به حملاتی که از خاک عراق انجام شده بود، اعتراض کند. با وجود این، تماس‌های عربستان و جمهوری اسلامی حتی پس از آغاز آتش‌بس گسترده‌تر میان تهران و واشینگتن نیز ادامه یافت. وزارت دفاع عربستان گزارش داد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ فروردین، ۳۱ پهپاد و ۱۶ موشک به سوی این پادشاهی شلیک شد.

وال‌استریت‌ ژورنال اواخر فروردین در گزارشی تحلیلی نوشت که شبه‌نظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب ده‌ها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگ‌تر منطقه رقم زده‌اند.

این رسانه نوشت که حملات شبه‌نظامیان عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، این تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان را بیش از هر زمان دیگری به مرز درگیری آشکار با بغداد سوق داده است.

مقامات سعودی در ارزیابی‌های خود برآورد کردند که نیمی از حدود ۱۰۰۰ حمله پهپادی انجام‌شده به این کشور، شامل هدف قرار دادن پالایشگاه حساس «ینبع» در دریای سرخ و میادین نفتی در استان شرقی عربستان، از درون خاک عراق انجام شده بود.

این موج از حملات، ریاض را به بررسی گزینه تلافی علیه ایران و عراق واداشت. هم‌زمان، پاکستان برای اطمینان دادن به عربستان سعودی، جنگنده‌هایی به این کشور اعزام کرد و با شدت گرفتن تلاش‌های دیپلماتیک، خواستار خویشتنداری شد.