حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانیها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یک مرد ایرانی در مرکز لندن هدف حملهای خشونتآمیز قرار گرفته است. گفته میشود پلیس متروپولیتن در حال بررسی این حادثه است.
هویت این فرد هنوز فاش نشده است اما منابع ایراناینترنشنال گفتند او «فردی حرفهای و شاغل در لندن» بوده که در سالهای گذشته، فعالیتهای مسالمتآمیز علیه جمهوری اسلامی داشته است.
این حمله در شرایطی رخ داده است که نگرانیها درباره تهدید، ارعاب و خشونت علیه افراد مرتبط با ایران، در بریتانیا رو به افزایش است.
پلیس بریتانیا ۲۸ فروردین سه نفر را در ارتباط با تلاش برای ایجاد آتشسوزی در نزدیکی ساختمان مرکزی ایراناینترنشنال در لندن بازداشت کرد.
پلیس اعلام کرد این افراد به اتهام پرتاب بمب آتشزا به سمت دفتر مرکزی این شبکه در شمالغرب لندن تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند.
این حمله، خسارت جانی یا مالی نداشت، اما بار دیگر نگرانیها را درباره امنیت رسانههای فارسیزبان در بریتانیا، افزایش داد.
پیش از آن، در اوایل فرودین امسال (سوم فروردین)، یک گروه همسو با جمهوری اسلامی، مسئولیت پرتاب کوکتلمولوتوف به چند دستگاه آمبولانس متعلق به یک نهاد خیریه یهودی در منطقه گولدرز گرین در شمال لندن را بر عهده گرفته بود.
در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز سه مرد ایرانی پس از تحقیقات گسترده ضدتروریسم، بر اساس قانون امنیت ملی بریتانیا، متهم شدند.
دادستانها اعلام کردند یکی از این افراد به انجام مراقبت، شناسایی و تحقیقات اینترنتی با هدف ارتکاب خشونت شدید علیه فردی در بریتانیا متهم شده است. دو متهم دیگر نیز به انجام فعالیتهایی مشابه با هدف کمک به دیگران برای ارتکاب خشونت جدی متهم شدند.
وزیر کشور بریتانیا گفت این پرونده بخشی از واکنش گسترده دولت به تهدیدهای مرتبط با حکومت ایران بوده است.
مقامهای بریتانیایی در سالهای اخیر بارها هشدار دادهاند که حکومت ایران تهدیدی جدی در خاک بریتانیا به شمار میرود.
کن مککالوم، رییس وقت سازمان امنیت داخلی بریتانیا، مهر ۱۴۰۳ گفته بود نهادهای امنیتی و پلیس این کشور از دی ۱۴۰۰ تا آن زمان، ۲۰ توطئه مورد حمایت جمهوری اسلامی را خنثی کردهاند.
به گفته او، بسیاری از این موارد به مخالفان حکومت ایران در بریتانیا مربوط بودهاند.
در حالی که تنشها در تنگه هرمز ادامه دارد، دستکم دو کشتی تجاری اعلام کردند هنگام تلاش برای عبور از این گذرگاه در روز شنبه، هدف تیراندازی قرار گرفتند. سه منبع امنیت دریایی و کشتیرانی این موضوع را تایید کردند.
این رویداد شنبه ۲۹ فروردین ساعاتی پس از آن رخ داد که ایران اعلام کرد بار دیگر کنترل خود را بر این آبراه راهبردی تشدید کرده است.
تانکر ترکرز خبر داد که دو شناور هندی پس از شلیک از سوی نیروهای سپاه پاسداران در تنگه هرمز، ناچار شدند مسیر خود را تغییر داده و به سمت غرب بازگردند.
بر اساس این گزارش، یکی از این شناورها یک نفتکش بسیار بزرگ با پرچم هند بوده که حدود دو میلیون بشکه نفت عراق را حمل میکرده است.
هند در حال حاضر همراه با چین، از خریداران اصلی نفت ایران است.
خبرگزاری رویترز نوشت که ردیابهای دریایی پیشتر نشان داده بودند کاروانی متشکل از هشت نفتکش در حال عبور از تنگه هرمز هستند. نخستین جابهجایی عمده کشتیها از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود هفت هفته پیش.
با این حال، تهران اعلام کرد کنترلهای نظامی سختگیرانه را بر این مسیر حیاتی از سر گرفته است. گذرگاهی که پیش از جنگ، محل عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت بود.
این اقدام در حالی صورت گرفت که ایالات متحده همچنان محاصره بنادر ایران را ادامه میدهد.
در همین حال، مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی، در پیامی در کانال تلگرامی خود اعلام کرد نیروی دریایی ایران آماده است «شکستهای تلخ جدیدی» به دشمنان وارد کند.
چند ساعت پیشتر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از «برخی خبرهای نسبتا خوب» درباره ایران سخن گفته بود، بدون آنکه جزییاتی ارائه دهد.
او در عین حال هشدار داد در صورت عدم دستیابی به توافق صلح تا چهارشنبه (دوم اردیبهشت ۱۴۰۵)، همزمان با پایان آتشبس دو هفتهای، ممکن است درگیریها از سر گرفته شود.
حکومت ایران پیشتر و در ۲۸ فروردین، در پی توافق جداگانه آتشبس ۱۰ روزه با میانجیگری آمریکا میان اسرائیل و حزبالله لبنان، از بازگشایی موقت تنگه هرمز خبر داد. اما ۲۹ فروردین، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد عبور و مرور در تنگه هرمز بار دیگر تحت «کنترل سختگیرانه نظامی جمهوری اسلامی» قرار گرفته است.
این نهاد، آنچه را «نقضهای مکرر آمریکا» و اقدامات «دزدی دریایی» تحت پوشش محاصره خواند، دلیل این تصمیم عنوان کرد.
سخنگوی این ستاد گفت ایران پیشتر «با حسن نیت» با عبور مدیریتشده شمار محدودی از نفتکشها و کشتیهای تجاری موافقت کرده بود، اما اقدامات ادامهدار آمریکا، تهران را ناگزیر به اعمال مجدد کنترلهای شدیدتر کرده است.
واشینگتن تاکنون واکنشی فوری به این اظهارات نشان نداده است.
ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، ۲۹ فروردین گفت با وجود آتشبس در جنگ ایران، تنگه هرمز هنوز به وضعیت عادی بازنگشته و از تهران خواست اجازه دهد تردد کشتیها بهطور کامل از سر گرفته شود.
او در حاشیه یک نشست دیپلماتیک در آنتالیا به رویترز گفت: «ما در یک لحظه حساس دیپلماتیک قرار داریم و آتشبس برقرار شده است، اما هنوز عبور عادی از تنگه برقرار نشده است.»
کوپر همچنین تاکید کرد آتشبس میان واشینگتن و تهران باید به صلحی پایدار تبدیل شود و بازگشت کامل تردد کشتیها برای اقتصاد جهانی ضروری است.
او گفت: «ما به باز بودن تنگه هرمز نیاز داریم، زیرا این موضوع به اقتصاد همه کشورهای جهان که اکنون تحت فشار هستند، کمک میکند.»
به گفته وزیر خارجه بریتانیا، بیش از ۵۰ کشور از تلاشها برای تضمین آزادی ناوبری حمایت کردهاند و بیش از ۱۲ کشور نیز آمادگی دارند پس از پایان درگیریها، در حوزههایی مانند مینروبی و تامین امنیت کشتیرانی، مشارکت کنند.
او در پایان تاکید کرد هنوز «کار قابل توجهی» برای تبدیل آتشبس به یک توافق پایدار باقی مانده و از همه طرفها خواست به این آتشبس پایبند بمانند.
در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تازهترین اظهاراتش درباره ایران گفت که «خبرهای نسبتا خوبی» دریافت کرده و همچنان احتمال توافق را مطرح کرد، سران جمهوری اسلامی و هواداران حکومت بر سر ادامه جنگ یا مذاکره با آمریکا دچار تنش شدهاند و به جان هم افتادهاند.
رییسجمهوری آمریکا شنبه ۲۹ فروردین در هواپیمای ایرفورس وان در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد آمریکا به هر شکل ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی را به دست میآورد.
ترامپ هشدار داد در صورت شکست مذاکرات، این اقدام «بسیار غیر دوستانهتر» انجام میشود؛ اما در هر صورت واشینگتن این مواد را بازخواهد گرداند.
او گفت خبرهای «نسبتا خوبی» درباره ایران دریافت کرده، اما جزییاتی ارائه نداد.
ساعاتی پیش از این اظهارات، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، از باز شدن تنگه هرمز خبر داد و گفت که متناسب با آتشبسی که در لبنان برقرار شده، عبور و مرور در تنگه هرمز در جریان است: «عبور و مرور همه کشتیهای تجاری از تنگه هرمز (از همان مسیری که جمهوری اسلامی تعیین کرده است) تا پایان دوره آتشبس موقت با آمریکا بهطور کامل آزاد شده است.»
ترامپ اما در تروثسوشال نوشت که تنگه هرمز کاملا باز است اما محاصره دریایی ایران همچنان برقرار خواهد ماند.
مجموعه این اظهارات، خشم طیفی از حاکمیت در جمهوری اسلامی و هواداران تندروی حکومت را برانگیخت و آنان را واداشت تا واکنش نشان دهند و در نهایت، ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد کنترل تنگه هرمز «به حالت قبل برگشت» و «تحت مدیریت و کنترل شدید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» قرار دارد.
همزمان، دادههای مراکز مستقل نشان میدهد تردد کشتیها در تنگه هرمز به طرز قابل ملاحظهای افزایش یافته است.
در واکنشی دیگر، رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، گفت که تنگه هرمز «فقط در وضعیت آتشبس به صورت محدود و مشروط باز است» و افزود: «وضعیت اعلامشده در تنگه هرمز موقتی بوده و در صورت فشار بر برادران و خواهران لبنانی، شرایط به وضعیت پیشین باز خواهد گشت.»
او ادامه داد: «اگر دشمن در دیپلماسی خدعهای به کار گیرد، در میدان رزم قاطع ورود خواهیم کرد.»
پیش از این موارد، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در حساب کاربری ایکس خود که بعد مسدود شد، خواستار پاسخ صریح و فوری به سخنان ترامپ شد.
او نوشت: «بعد از توییت عراقچی، شاهد هتاکی و بدمستی ترامپ بودیم. اگر دروغ است، با صدای بلند، بدون لکنت، قاطع و سریع جوابش را بدهید. اگر هم خدای نکرده واقعیت دارد، چیزی که دشمن زبون در میدان به دست نیاورده را نباید سر میز مذاکره به او هدیه کنیم.»
زاکانی تاکید کرد که قرار بود میز مذاکره «ادامه و مکمل میدان» باشد.
از سوی دیگر، خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، با انتقاد از نحوه اعلام بازگشایی تنگه هرمز از سوی عراقچی، نوشت که پست بدون توضیحات تکمیلی او، «بهترین فرصت را برای ترامپ مهیا کرد تا فراتر از واقعیت، خود را برنده جنگ اعلام کند و جشن پیروزی بگیرد».
مهر در ادامه تاکید کرد مذاکرات مربوط به آتشبس تنها از سوی وزارت امور خارجه پیگیری نمیشود و افزود طبیعی است در چنین شرایطی لازم باشد همه اعضای تیم بهصورت یکپارچه درباره تصمیمهای اتخاذ شده، توضیح دهند.
همزمان عزتالله ضرغامی، عضو شورای عالی فضای مجازی، در پی اعلام بازگشایی تنگه هرمز و اظهارات ترامپ درباره پذیرش ممنوعیت غنیسازی از سوی جمهوری اسلامی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «یک مسلمان نیست یک خرده به مردم بگوید چه خبر است و دارد چه میشود؟»
وزیر پیشین میراث فرهنگی و گردشگری نوشت: «مراقب روایات یاسآور دشمن و شکلگیری دوقطبیها هستید؟»
دوقطبی شکل گرفته است؟
با وجود این هشدار ضرغامی، بهنظر میرسد دوقطبی مورد نظر او همین حالا نیز علاوه بر طبقه حاکم، در میان هواداران جمهوری اسلامی هم شکل گرفته است و دو طرف رویاروی هم ایستادهاند.
در همین راستا، محمدمهدی بابایی که کانال تلگرامی پرمخاطبی دارد و «اخبار جنگ» را بر پایه روایت جمهوری اسلامی مینویسد، در تلگرام خود نوشت: «مردم انقلابی خیابونارو ول نکنید ... به حرف رهبر انقلاب گوش کنید. خیابون نباید رها شه. احتمالا بهزودی شعار نه به جنگ یه سری قراره بدن.»
او در پست دیگری نوشت: «واقعا الان هیچکس نمیدونه مملکت چه خبره. حتی صبح شهادت رهبر شهید (اشاره به علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران) هم انقدر شلم شولبا نبوده. رهبر شهید فرمودن شبه کودتا ... خب چی شدن کودتاچیا؟ بیاید اصلا من رو بگیرید بگید رییس کودتا باباییه. باز حداقل مشخص شه چی بوده کی بوده و به کجا وصل ....»
از سوی دیگر، خوانندگان تلگرام خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پای پست مرتبط با اعلام عراقچی درباره باز شدن تنگه هرمز، به انتقاد تند از او پرداختند و به این رویکرد جمهوری اسلامی تاختند.
در یک نمونه، کابری نوشت: «فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شد. دیگر به همه شهدای جهان اسلام خیانت کردید. درباره حرفهای رهبری فکر میکنم. فتنه مسئولان .... حتی به شهدای میناب هم فکر نکردید. خون رهبری هم هیچ. شما به عذاب سخت الهی گرفتار خواهید شد. این واقعیت تلخ را باید قبول کنم: این بار هم ملت را مسخره کردید. خداوند از شما نمیگذرد.»
کانال تلگرام رسانه اصولگرای تندروی رجانیوز نیز ویدیویی از صحبتهای مهدی سلحشور، مداح، در بروجرد منتشر کرد که گفت: «اگر کسی در مقابل دشمن ترسی در دلش جا داده باشد، گورش را گم کند تا کسی در میدان باشد که مانند رزمندگان جگر داشته باشد.»
مرتضی محمودی، نماینده مجلس، نیز در حساب ایکس خود نوشت: «اگر بهانه جنگ نبود حتما آقای عراقچی را به خاطر پیام توئیتریاش استیضاح میکردیم. این بار چندم است که وزیر امور خارجه ایران در بزنگاه های حساس جنگ، با اظهار نظر عجیب و بیموقع، نقش آرامشبخش بازارهای جهانی نفت و انرژی را ایفا میکند.»
او در ادامه پست خود نوشت «پ.ن: جهت اطلاع مسئول تیم مذاکره کننده ایران» که به محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، اشاره دارد.
همزمان با این فعل و انفعالات، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد مقامهای جمهوری اسلامی، «تا این لحظه» با حضور در دور بعدی مذاکرات موافقت نکردهاند.
تسنیم نوشت این موضوع از طریق واسطه پاکستانی به مقامات آمریکایی اطلاع داده شده است.
به گزارش این خبرگزاری، «ادامه محاصره دریایی ایران و همچنین زیادهخواهیهای آمریکاییها در مذاکره که در پیامهای رد و بدل شده اخیر نیز ادامه دارد»، دلیل این اتفاق بوده است.
از سوی دیگر، ترامپ درباره علت تناقض سخنان او که گفته است «مقامهای حکومت ایران با همه خواستههای آمریکا موافقت کردند» با اظهارات عمومی مقامهای جمهوری اسلامی، در پاسخ به یک خبرنگار گفت: «آنها مجبورند چیز متفاوتی بگویند، چون افرادی دارند که باید راضی نگه دارند. من فقط دارم واقعیت را همانطور که هست بیان میکنم.»
۱۰۰ روز پس از کشتار خونین معترضان در دیماه ۱۴۰۴، نام و روایت شماری از کشتهشدگان و اعدامشدگان بار دیگر در حافظه عمومی ایرانیان برجسته شده است. نامهایی که در ۴۸ سال گذشته، از خاوران تا خیزشهای سالهای اخیر، از سوگ خانوادگی فراتر رفته و به نمادهای دادخواهی تبدیل شدهاند.
جمهوری اسلامی در نزدیک به ۴۸ سال گذشته با اعدام، شکنجه، سرکوب خیابانی و کشتار معترضان، هزاران خانواده را داغدار کرده است.
در این میان، برخی قربانیان بهواسطه شیوه جانباختن، روایت بازماندگان، تصویرها و صداهای بهجامانده و ایستادگی خانوادهها، به چهرههایی ماندگار در حافظه جمعی ایرانیان بدل شدهاند.
آنچه این نامها را متمایز کرده، نه ارزش بیشتر جان آنان، بلکه تبدیل شدن زندگی و مرگشان به زبان عمومی دادخواهی است.
گاهی یک گورستان، یک جمله کوتاه، یک فایل صوتی یا صدای مادری در سوگ، و گاهی ویدیویی از مراسم خاکسپاری، نامی را از دل سوگ شخصی بیرون آورده و به نشانهای جمعی برای اعتراض و مطالبه عدالت بدل کرده است.
این گزارش تنها به بخشی از این نامها میپردازد. نامهایی که در پی جنایتهای بیشمار جمهوری اسلامی، از اعدامهای دهه ۶۰ تا جانباختگان خیزشهای اخیر، به اشکال مختلف در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شدهاند.
از خاوران تا قتلهای زنجیرهای؛ حافظهای که پاک نشد
دادخواهی در ایران از همان سالهای نخست استقرار جمهوری اسلامی و کشتارهای سال ۱۳۵۸ آغاز شد و در دهه ۶۰، با خاوران، صورتی ماندگار و تاریخی پیدا کرد.
خاوران، محل دفن شماری از زندانیان سیاسی اعدامشده دهه ۶۰ و کشتار ۱۳۶۷، به یکی از روشنترین نشانههای این حافظه جمعی بدل شد.
خاوران فقط محل دفن نیست. نشانی جنایتی است که حکومت کوشیده بپوشاندش و خانوادههایی نگذاشتهاند این تاریخ دفن شود. خانوادههای اعدامشدگان بارها گفتهاند خاوران فقط جغرافیای آنان نیست، بلکه تاریخ مشترک حذفشدگان و مبارزان راه آزادی و عدالت است.
حکومت در سالهای گذشته با محدود کردن حضور خانوادهها، بستن درهای خاوران و جلوگیری از برگزاری مراسم، کوشیده این حافظه را کنترل کند. اما همین محرومیت و ایستادگی، خاوران را به یکی از ریشههای اصلی دادخواهی در ایران بدل کرده است. جایی که حفظ نام کشتهشدگان، خود بخشی از مبارزه برای حقیقت شده است.
در دهه ۷۰، با قتلهای سیاسی-زنجیرهای این مسیر به شکلی دیگر ادامه یافت. قتل سازمانیافته نویسندگان، روشنفکران و منتقدان حکومت، از داریوش فروهر و پروانه اسکندری تا محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، نشان داد حذف مخالفان تنها به زندان و اعدام محدود نیست.
با وجود گذشت دههها، بسیاری از ابعاد این پروندهها همچنان مبهم مانده و همین ابهام، در کنار جایگاه فرهنگی و سیاسی قربانیان، نام آنان را به بخشی از حافظه دادخواهی در ایران تبدیل کرده است.
سعید زینالی، دانشجوی دانشگاه تهران، پس از حمله ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در خانهاش بازداشت شد و پس از یک تماس کوتاه، برای همیشه ناپدید شد.
مادرش، اکرم نقابی، با پلاکارد «سعید من کجاست؟» در ۲۷ سال گذشته به یکی از نمادهای دادخواهی برای ناپدیدشدگان در ایران بدل شده است.
دهه ۸۰ و ۹۰؛ از کهریزک تا طناب دار
سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ و پرونده کهریزک، شکل تازهای از مواجهه جامعه با مرگ در بازداشت و خشونت حکومتی را رقم زد.
مصطفی کریمبیگی، از کشتهشدگان آن اعتراضات، یکی از نامهایی بود که در امتداد همین حافظه ماندگار شد. شهناز اکملی، مادر او، بعدها گفت این دادخواهی پرچمی است که از مادران خاوران به ارث رسیده. جملهای که پیوند نسلهای دادخواه در ایران را نشان میدهد.
در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر، مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده، در اوین اعدام شد. ماندگاری نام او فقط به اعدامش برنمیگشت؛ جایگاهش بهعنوان معلم، روند پرخطای پرونده و همزمانی اعدامش با هفته معلم، او را به نماد بیعدالتی در جمهوری اسلامی و دادخواهی در میان معلمان و فعالان مدنی بدل کرد.
آبان ۱۳۹۱، ستار بهشتی، وبلاگنویس و کارگر، پس از بازداشت به دست پلیس فتا زیر شکنجه جان باخت. اما نام او فقط با مرگش در بازداشت ماندگار نشد. صدای مادرش، گوهر عشقی، در تثبیت این نام نقشی تعیینکننده داشت. جمله «من صدای ستارم» نیز به یکی از روشنترین بیانهای دادخواهی در ایران بدل شد.
نوید افکاری هم در همین مسیر قرار میگیرد. کشتیگیری که پس از اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ بازداشت و با وجود اعتراضهای گسترده داخلی و بینالمللی، اعدام شد.
جمله او در آخرین فایل صوتی منتشرشدهاش، «برای طناب دارشان دنبال گردن میگردند»، به یکی از ماندگارترین عبارتهای سالهای اخیر بدل شد. عبارتی که هم ستم قضایی را عریان کرد و هم خشم عمومی را بازتاب داد.
آبان ۹۸ تا «زن، زندگی، آزادی»
اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بار دیگر نامهایی را وارد حافظه عمومی کرد که از سطح خبر فراتر رفتند. پویا بختیاری یکی از آنها بود. ویدیویی که پس از کشتهشدنش از تلفن همراهش منتشر شد، فقط تصویر یک معترض نبود، صدایی بود که از دل خیابان برخاست و او را با این جمله به یکی از نمادهای آبان ۹۸ بدل کرد: «من هم پسر کسی هستم ....»
محسن محمدپور، نوجوان ۱۷ ساله، کودک کار و کارگر ساختمانی که در خرمشهر کشته شد، نمونه دیگری بود.
روایت زندگی او، همراه با تصاویر منتشرشده، نشان داد چگونه مرگ نوجوانی که از سالهای کمسنوسالی بار کار و معیشت را بر دوش میکشید، به نشانهای از خشونت ساختاری حکومت بدل میشود.
با کشتهشدن مهسا ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱، این روند وارد مرحلهای تازه شد و نام او با آغاز یکی از بزرگترین خیزشهای ضدحکومتی گره خورد.
جمله «ژینا جان، نخواهی مرد، نامت نماد خواهد شد» خیلی زود به واقعیتی اجتماعی تبدیل و مرگ او به آغاز یک جنبش بدل شد.
در همان خیزش، کیان پیرفلک با جمله «به نام خدای رنگینکمان» به نمادی گسترده تبدیل شد؛ جملهای که هم معصومیت کودکانه را حمل میکرد و هم عمق فاجعه را.
سارینا اسماعیلزاده نیز با ویدیوهایی که پیش از کشتهشدنش منتشر کرده بود، به نماینده نسلی بدل شد که خواهان زندگی عادی و آزاد بود.
خدانور لجهای با تصویری از او در بازداشت، در حالی که دستهایش به میله بسته شده و لیوان آبی روبهرویش گذاشته بودند و نیز با ویدیوهایی از رقص و سرزندگیاش، در حافظه عمومی ماند و به یکی از چهرههای نمادین خیزش تبدیل شد.
مینو مجیدی، از جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ در کرمانشاه نیز با تصویری ماندگار در حافظهها ثبت شد؛ جایی که دخترش بر مزار او، با موهای بریده در دست ایستاد. آن تصویر به یکی از نشانههای دادخواهی در اعتراضات آن سال بدل شد.
مجیدرضا رهنورد با وصیتی که پیش از اعدام از او منتشر شد در حافظه ایرانیان ماند؛ اینکه دوست ندارد بر مزارش گریه کنند و میخواهد آهنگ شاد پخش شود. او بر یکی از دستانش نشان شیر و خورشید داشت؛ دستی که بر اساس روایتهای منتشرشده، در بازداشت، سوزانده و شکسته شد.
همین وصیت و آن تصویر، او را به یکی از چهرههای ماندگار آن خیزش تبدیل کرد.
در کنار او، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی نیز با زندگی و صداهایشان ماندگار شدند. محمدمهدی، نانآور خانواده، با تماس تلفنیاش که گفت «بابا حکمها رو دادن، حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو» به یکی از تکاندهندهترین صداهای این دوره بدل شد.
محمد حسینی نیز کارگری تنها با پیشینه قهرمانی در رشتههای رزمی، به نمادی از بیپناهی و بیعدالتی در روند سرکوب قضایی بدل شد.
حمیدرضا روحی، جوانی که با ویدیوی موتورسواری و خواندن ترانه «بارون اومد و یادم داد» به «پسر بارون» مشهور شد، یکی دیگر از این نامها بود.
شهریار محمدی نیز با تصویری در حافظهها ماند که او را در حال نشستن و عزاداری کنار پیکر دوستش محمد حسنزاده نشان میداد؛ تصویری که پیش از کشته شدن خودش در بوکان، به یکی از قابهای ماندگار خیزش ۱۴۰۱ تبدیل شد.
۱۰۰ روز پس از کشتار دیماه و روایتهای زنده
۱۰۰ روز پس از کشتار خونین معترضان در دیماه ۱۴۰۴، برخی نامها و صداهای آن روزها بهوضوح به بخشی از حافظه عمومی تبدیل شدهاند.
سپهر شکری از مهمترین نمونههاست. ویدیوی پدر او در پزشکی قانونی کهریزک، در حالی که میان اجساد به دنبال فرزندش میگشت و فریاد میزد «سپهر بابا کجایی؟»، خیلی زود به یکی از تکاندهندهترین روایتهای این اعتراضات بدل شد.
پس از انتشار این ویدیو، پیامهایی به ایراناینترنشنال رسید که از نامگذاری برخی نوزادان به نام «سپهر» خبر میداد. واکنشی که نشان داد چگونه یک نام، در دل یک روایت جمعی، به نشانهای از همدلی و مقاومت تبدیل میشود.
سینا حقشناس، جوان ۲۷ ساله و صاحب یک مغازه گلفروشی در گرگان نیز با ویدیوی «رقص سوگ» خانواده و آشنایانش در مراسم یادبود، به یکی از چهرههای ماندگار دیماه ۱۴۰۴ بدل شد.
ترانه مازندرانی «دله دیگه» که پیشتر در جشنها شنیده میشد، پس از آن به موسیقی سوگ و دادخواهی در بسیاری از مراسمها تبدیل شد.
در بسیاری از مراسمهای خاکسپاری و یادبود جانباختگان سالهای اخیر، ترانههای دیگری نیز همین مسیر را طی کردند؛ از جمله ترانه لُری «دایه دایه وقت جنگه» که از یک آواز حماسی، به بخشی از زبان سوگ، همبستگی و دادخواهی بدل شد.
حمید مهدوی، آتشنشان مشهد، در حالی هدف گلوله قرار گرفت که به معترضان مجروح کمک میکرد. ویدیویی که از او در حال دویدن و حمل یک مجروح بر دوش خود باقی مانده، از همان تصویرهایی است که بهسادگی از حافظه عمومی پاک نمیشود.
نگین قدیمی نیز با روایت پدرش در ذهنها ماند. پدری که گفت دخترش در آغوش او جان داد؛ در حالی که برای مراقبت از او در خیابان مانده بود.
سینا کاظمی، دانشجوی ۲۲ ساله مهندسی نرمافزار، پس از چند روز جستوجوی خانوادهاش در میان اجساد شناسایی شد. ویدیوی جشن تولد آخر او که در آن از آرزوهای بزرگترش میگوید، فاصله میان زندگی معمولی یک جوان و مرگ خشونتبار او را به شکلی عریان نشان داد.
مسعود ذاتپرور، پروانه خجندیراد و صهبا رشتیان نیز از خلال ویدیوهای خاکسپاری، شعارها، ترانهها و صدای خانوادههایشان به حافظه جمعی راه یافتند.
در مورد صهبا، فریادهای مادرش در مراسم خاکسپاری و درباره پروانه، ترانههایی که فرزندانش در وداع با او خواندند، خود به بخشی از روایت دادخواهی تبدیل شد.
چرا برخی قربانیان به نماد دادخواهی تبدیل میشوند؟
مرور این نامها از خاوران تا دی ۱۴۰۴ نشان میدهد نماد شدن، صرفا نتیجه کشتهشدن یا اعدام نیست. آنچه یک قربانی را به نماد دادخواهی بدل میکند، ترکیبی از چند عامل است: زندگی ملموس، شکل خشونتبار مرگ، یک جمله یا تصویر ماندگار و مهمتر از همه، ایستادگی بازماندگان در روایت آنچه رخ داده است.
در این میان، مادران و پدران دادخواه نقشی تعیینکننده داشتهاند. از مادران خاوران تا دایه شریفه، دایه سلطنه و گوهر عشقی، از شهناز اکملی، اکرم نقابی، مینا سلطانی و ماشاالله کرمی تا اسماعیل شکری، این خانوادهها با ایستادگی و پافشاری بر حقیقت، نگذاشتهاند روایت رسمی و تحریفشده بر این جنایتها حاکم شود.
شبکههای اجتماعی و رسانهها این روند را شتاب دادهاند. جملهای کوتاه، یک فایل صوتی، تصویر یک خاکسپاری یا ویدیوی جستوجوی یک پدر، میتواند در حافظه ملی ثبت شود.
به همین دلیل، جمهوری اسلامی با وجود تلاش برای سانسور، از تحریف، تهدید خانوادهها و تخریب نشانهها، بارها نتیجه معکوس گرفته است: نامهایی که قرار بود فراموش شوند، به سندهای زنده جنایت و به زبان ماندگار دادخواهی تبدیل شدهاند.
این گزارش تنها بخشی از این تاریخ را مرور کرده است. هزاران نام دیگر، از بکتاش آبتین، نیکا شاکرمی و حدیث نجفی تا مهرشاد شهیدی، فرزاد انصاریفر، غزاله چلابی، پدرام آذرنوش و مهسا موگویی، در این حافظه جمعی حضور دارند.
گستردگی کشتار و اعدام در جمهوری اسلامی چنان است که هیچ متنی نمیتواند همه نامها را در خود جای دهد. اما همین نمونهها برای نشان دادن یک واقعیت کافیاند: جمهوری اسلامی در ۴۸ سال گذشته، با تداوم سرکوب و کشتار، ناخواسته باعث شده شماری از جانباختگان و اعدامشدگان به نمادهای پایدار دادخواهی در ایران بدل شوند.
مقامهای اسرائیلی پس از انتشار پستی از دونالد ترامپ که در آن اعلام شده بود اسرائیل «از انجام هرگونه حمله به لبنان منع شده»، از کاخ سفید توضیح خواستند. این اظهارات بهگفته منابع، با مفاد توافق آتشبس میان اسرائیل و لبنان در تضاد بوده و باعث نگرانی در سطح عالی در تلآویو شده است.
به گزارش اکسیوس، به نقل از یک منبع آمریکایی و یک منبع آگاه، دولت اسرائیل از واشینگتن خواسته است درباره این موضعگیری توضیح دهد. این در حالی است که متن رسمی آتشبس که وزارت خارجه آمریکا منتشر کرده، حق اقدام نظامی اسرائیل در چارچوب «دفاع از خود» را حتی در دوران آتشبس محفوظ میداند.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو و مشاورانش از پست ترامپ شوکه شدند، زیرا لحن آن بهگونهای بود که گویی رییسجمهوری آمریکا دستور مستقیمی صادر کرده که اسرائیل باید از آن تبعیت کند؛ موضوعی که به گفته منابع، در دولتهای پیشین آمریکا بیسابقه بوده است.
ترامپ روز پنجشنبه از توافق بر سر یک آتشبس ۱۰ روزه میان اسرائیل و لبنان خبر داده بود؛ توافقی که در پی چند روز فشار دیپلماتیک آمریکا حاصل شد و همزمان با تلاشهای واشینگتن برای پیشبرد مذاکرات با حکومت ایران دنبال میشود.
طبق مفاد این توافق، اسرائیل متعهد شده است عملیات تهاجمی علیه اهداف لبنانی انجام ندهد، اما در عین حال حق اقدام نظامی در پاسخ به حملات برنامهریزیشده، قریبالوقوع یا در حال وقوع را برای خود حفظ کرده است. با این حال، ترامپ روز جمعه ۲۸ فروردین در پستی نوشت: «اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد. آنها از سوی ایالات متحده از این کار منع شدهاند.»
او در گفتوگویی با اکسیوس نیز تاکید کرد که خواهان توقف کامل حملات اسرائیل است و گفت: «اسرائیل باید متوقف شود. نمیتوانند به تخریب ساختمانها ادامه دهند. من اجازه این کار را نمیدهم.»
به گفته منابع، مقامهای اسرائیلی از طریق رسانهها از این اظهارات مطلع شدند و غافلگیر شدند. در پی آن، دستیاران نتانیاهو از جمله یخیل لایتر تلاش کردند دریابند آیا سیاست آمریکا تغییر کرده است یا خیر.
مقامهای اسرائیلی در تماس با کاخ سفید تاکید کردند که اظهارات ترامپ با مفاد توافق آتشبس همخوانی ندارد. پس از درخواست توضیح از سوی اکسیوس، یک مقام آمریکایی گفت که توافق بهصراحت میان «عدم انجام عملیات تهاجمی» و «حفظ حق دفاع از خود» تمایز قائل شده است.
در همین حال، این گزارش میافزاید که آتشبس برای نتانیاهو از نظر سیاسی بسیار حساس است و دولت او بارها تاکید کرده که در صورت لزوم، همچنان قادر به هدف قرار دادن حزبالله خواهد بود.
در تحولی مرتبط، شامگاه جمعه، اندکی پیش از مصاحبه ترامپ، یک پهپاد اسرائیلی حملهای را در جنوب لبنان انجام داد. یک منبع اسرائیلی مدعی شد که این اقدام در پاسخ به نقض آتشبس از سوی حزبالله و حمله به نیروهای اسرائیلی در منطقه امنیتی صورت گرفته است.
این منبع گفت: «نیروهای ما در چارچوب دفاع از خود و مطابق با توافق با ایالات متحده و لبنان برای رفع تهدید اقدام کردند.»
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد هفت فرمانده شبهنظامی عراقی را به اتهام برنامهریزی و اجرای حملات علیه نیروها، تاسیسات و منافع آمریکا در عراق تحریم کرده است. افراد تحریمشده از رهبران گروههایی از جمله کتائب حزبالله، کتائب سیدالشهدا، حرکت النجبا و عصائب اهلالحق هستند.
واشینگتن اعلام کرد این گروهها با حمله به نیروهای آمریکایی و غیرنظامیان و همچنین با انتقال منابع مالی عراق، فعالیتهای «تروریستی» خود را تامین مالی کرده و حاکمیت عراق را تضعیف میکنند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «اجازه نخواهیم داد شبهنظامیان تروریستی عراق که از سوی ایران حمایت میشوند، جان یا منافع آمریکاییها را تهدید کنند. کسانی که خشونت این شبهنظامیان را تسهیل میکنند، پاسخگو خواهند بود.»
این تحریمها شامل عمار جاسم کاظم الرماحی، رضوان یوسف حمید المحمد و حسن ذیاب حمزه حمزه، مرتبط با «کتائب حزبالله»، و نیز صفا عدنان جبار سوید، از فرماندهان «عصائب اهلالحق»، میشود.
همچنین خالد جمیل عبدالبخطره و سعید کاظم مخمیس از رهبران «کتائب سیدالشهدا» و هشام هاشم جثوم، مرتبط با «حرکت النجبا»، هدف این تحریمها قرار گرفتهاند.