• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

۱۰۰ روز پس از کشتار خونین معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴، نام و روایت شماری از کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان بار دیگر در حافظه عمومی ایرانیان برجسته شده است. نام‌هایی که در ۴۸ سال گذشته، از خاوران تا خیزش‌های سال‌های اخیر، از سوگ خانوادگی فراتر رفته و به نمادهای دادخواهی تبدیل شده‌اند.

جمهوری اسلامی در نزدیک به ۴۸ سال گذشته با اعدام، شکنجه، سرکوب خیابانی و کشتار معترضان، هزاران خانواده را داغدار کرده است.

در این میان، برخی قربانیان به‌واسطه شیوه جان‌باختن، روایت بازماندگان، تصویرها و صداهای به‌جا‌مانده و ایستادگی خانواده‌ها، به چهره‌هایی ماندگار در حافظه جمعی ایرانیان بدل شده‌اند.

آنچه این نام‌ها را متمایز کرده، نه ارزش بیشتر جان آنان، بلکه تبدیل شدن زندگی و مرگشان به زبان عمومی دادخواهی است.

گاهی یک گورستان، یک جمله کوتاه، یک فایل صوتی یا صدای مادری در سوگ، و گاهی ویدیویی از مراسم خاکسپاری، نامی را از دل سوگ شخصی بیرون آورده و به نشانه‌ای جمعی برای اعتراض و مطالبه عدالت بدل کرده است.

این گزارش تنها به بخشی از این نام‌ها می‌پردازد. نام‌هایی که در پی جنایت‌های بی‌شمار جمهوری اسلامی، از اعدام‌های دهه ۶۰ تا جان‌باختگان خیزش‌های اخیر، به اشکال مختلف در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شده‌اند.

از خاوران تا قتل‌های زنجیره‌ای؛ حافظه‌ای که پاک نشد

دادخواهی در ایران از همان سال‌های نخست استقرار جمهوری اسلامی و کشتارهای سال ۱۳۵۸ آغاز شد و در دهه ۶۰، با خاوران، صورتی ماندگار و تاریخی پیدا کرد.

خاوران، محل دفن شماری از زندانیان سیاسی اعدام‌شده دهه ۶۰ و کشتار ۱۳۶۷، به یکی از روشن‌ترین نشانه‌های این حافظه جمعی بدل شد.

خاوران فقط محل دفن نیست. نشانی جنایتی است که حکومت کوشیده بپوشاندش و خانواده‌هایی نگذاشته‌اند این تاریخ دفن شود. خانواده‌های اعدام‌شدگان بارها گفته‌اند خاوران فقط جغرافیای آنان نیست، بلکه تاریخ مشترک حذف‌شدگان و مبارزان راه آزادی و عدالت است.

100%

حکومت در سال‌های گذشته با محدود کردن حضور خانواده‌ها، بستن درهای خاوران و جلوگیری از برگزاری مراسم، کوشیده این حافظه را کنترل کند. اما همین محرومیت و ایستادگی، خاوران را به یکی از ریشه‌های اصلی دادخواهی در ایران بدل کرده است. جایی که حفظ نام کشته‌شدگان، خود بخشی از مبارزه برای حقیقت شده است.

در دهه ۷۰، با قتل‌های سیاسی-زنجیره‌ای این مسیر به شکلی دیگر ادامه یافت. قتل سازمان‌یافته نویسندگان، روشنفکران و منتقدان حکومت، از داریوش فروهر و پروانه اسکندری تا محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، نشان داد حذف مخالفان تنها به زندان و اعدام محدود نیست.

با وجود گذشت دهه‌ها، بسیاری از ابعاد این پرونده‌ها همچنان مبهم مانده و همین ابهام، در کنار جایگاه فرهنگی و سیاسی قربانیان، نام آنان را به بخشی از حافظه دادخواهی در ایران تبدیل کرده است.

سعید زینالی، دانشجوی دانشگاه تهران، پس از حمله ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در خانه‌اش بازداشت شد و پس از یک تماس کوتاه، برای همیشه ناپدید شد.

مادرش، اکرم نقابی، با پلاکارد «سعید من کجاست؟» در ۲۷ سال گذشته به یکی از نمادهای دادخواهی برای ناپدیدشدگان در ایران بدل شده است.

100%

دهه ۸۰ و ۹۰؛ از کهریزک تا طناب دار

سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ و پرونده کهریزک، شکل تازه‌ای از مواجهه جامعه با مرگ در بازداشت و خشونت حکومتی را رقم زد.

مصطفی کریم‌بیگی، از کشته‌شدگان آن اعتراضات، یکی از نام‌هایی بود که در امتداد همین حافظه ماندگار شد. شهناز اکملی، مادر او، بعدها گفت این دادخواهی پرچمی است که از مادران خاوران به ارث رسیده. جمله‌ای که پیوند نسل‌های دادخواه در ایران را نشان می‌دهد.

در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر، مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده، در اوین اعدام شد. ماندگاری نام او فقط به اعدامش برنمی‌گشت؛ جایگاهش به‌عنوان معلم، روند پرخطای پرونده و هم‌زمانی اعدامش با هفته معلم، او را به نماد بی‌عدالتی در جمهوری اسلامی و دادخواهی در میان معلمان و فعالان مدنی بدل کرد.

آبان ۱۳۹۱، ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس و کارگر، پس از بازداشت به دست پلیس فتا زیر شکنجه جان باخت. اما نام او فقط با مرگش در بازداشت ماندگار نشد. صدای مادرش، گوهر عشقی، در تثبیت این نام نقشی تعیین‌کننده داشت. جمله «من صدای ستارم» نیز به یکی از روشن‌ترین بیان‌های دادخواهی در ایران بدل شد.

نوید افکاری هم در همین مسیر قرار می‌گیرد. کشتی‌گیری که پس از اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ بازداشت و با وجود اعتراض‌های گسترده داخلی و بین‌المللی، اعدام شد.

جمله او در آخرین فایل صوتی منتشرشده‌اش، «برای طناب دارشان دنبال گردن می‌گردند»، به یکی از ماندگارترین عبارت‌های سال‌های اخیر بدل شد. عبارتی که هم ستم قضایی را عریان کرد و هم خشم عمومی را بازتاب داد.

آبان ۹۸ تا «زن، زندگی، آزادی»

اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بار دیگر نام‌هایی را وارد حافظه عمومی کرد که از سطح خبر فراتر رفتند. پویا بختیاری یکی از آن‌ها بود. ویدیویی که پس از کشته‌شدنش از تلفن همراهش منتشر شد، فقط تصویر یک معترض نبود، صدایی بود که از دل خیابان برخاست و او را با این جمله به یکی از نمادهای آبان ۹۸ بدل کرد: «من هم پسر کسی هستم ....»

محسن محمدپور، نوجوان ۱۷ ساله، کودک کار و کارگر ساختمانی که در خرمشهر کشته شد، نمونه دیگری بود.

روایت زندگی او، همراه با تصاویر منتشرشده، نشان داد چگونه مرگ نوجوانی که از سال‌های کم‌سن‌وسالی بار کار و معیشت را بر دوش می‌کشید، به نشانه‌ای از خشونت ساختاری حکومت بدل می‌شود.

با کشته‌شدن مهسا ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱، این روند وارد مرحله‌ای تازه شد و نام او با آغاز یکی از بزرگ‌ترین خیزش‌های ضدحکومتی گره خورد.

جمله «ژینا جان، نخواهی مرد، نامت نماد خواهد شد» خیلی زود به واقعیتی اجتماعی تبدیل و مرگ او به آغاز یک جنبش بدل شد.

100%

در همان خیزش، کیان پیرفلک با جمله «به نام خدای رنگین‌کمان» به نمادی گسترده تبدیل شد؛ جمله‌ای که هم معصومیت کودکانه را حمل می‌کرد و هم عمق فاجعه را.

سارینا اسماعیل‌زاده نیز با ویدیوهایی که پیش از کشته‌شدنش منتشر کرده بود، به نماینده نسلی بدل شد که خواهان زندگی عادی و آزاد بود.

خدانور لجه‌ای با تصویری از او در بازداشت، در حالی که دست‌هایش به میله بسته شده و لیوان آبی روبه‌رویش گذاشته بودند و نیز با ویدیوهایی از رقص و سرزندگی‌اش، در حافظه عمومی ماند و به یکی از چهره‌های نمادین خیزش تبدیل شد.

مینو مجیدی، از جان‌باختگان خیزش ۱۴۰۱ در کرمانشاه نیز با تصویری ماندگار در حافظه‌ها ثبت شد؛ جایی که دخترش بر مزار او، با موهای بریده در دست ایستاد. آن تصویر به یکی از نشانه‌های دادخواهی در اعتراضات آن سال بدل شد.

مجیدرضا رهنورد با وصیتی که پیش از اعدام از او منتشر شد در حافظه ایرانیان ماند؛ این‌که دوست ندارد بر مزارش گریه کنند و می‌خواهد آهنگ شاد پخش شود. او بر یکی از دستانش نشان شیر و خورشید داشت؛ دستی که بر اساس روایت‌های منتشرشده، در بازداشت، سوزانده و شکسته شد.

همین وصیت و آن تصویر، او را به یکی از چهره‌های ماندگار آن خیزش تبدیل کرد.

در کنار او، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی نیز با زندگی و صداهایشان ماندگار شدند. محمدمهدی، نان‌آور خانواده، با تماس تلفنی‌اش که گفت «بابا حکم‌ها رو دادن، حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو» به یکی از تکان‌دهنده‌ترین صداهای این دوره بدل شد.

محمد حسینی نیز کارگری تنها با پیشینه قهرمانی در رشته‌های رزمی، به نمادی از بی‌پناهی و بی‌عدالتی در روند سرکوب قضایی بدل شد.

حمیدرضا روحی، جوانی که با ویدیوی موتورسواری و خواندن ترانه «بارون اومد و یادم داد» به «پسر بارون» مشهور شد، یکی دیگر از این نام‌ها بود.

شهریار محمدی نیز با تصویری در حافظه‌ها ماند که او را در حال نشستن و عزاداری کنار پیکر دوستش محمد حسن‌زاده نشان می‌داد؛ تصویری که پیش از کشته شدن خودش در بوکان، به یکی از قاب‌های ماندگار خیزش ۱۴۰۱ تبدیل شد.

۱۰۰ روز پس از کشتار دی‌ماه و روایت‌های زنده

۱۰۰ روز پس از کشتار خونین معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴، برخی نام‌ها و صداهای آن روزها به‌وضوح به بخشی از حافظه عمومی تبدیل شده‌اند.

سپهر شکری از مهم‌ترین نمونه‌هاست. ویدیوی پدر او در پزشکی قانونی کهریزک، در حالی که میان اجساد به دنبال فرزندش می‌گشت و فریاد می‌زد «سپهر بابا کجایی؟»، خیلی زود به یکی از تکان‌دهنده‌ترین روایت‌های این اعتراضات بدل شد.

پس از انتشار این ویدیو، پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال رسید که از نام‌گذاری برخی نوزادان به نام «سپهر» خبر می‌داد. واکنشی که نشان داد چگونه یک نام، در دل یک روایت جمعی، به نشانه‌ای از همدلی و مقاومت تبدیل می‌شود.

سینا حق‌شناس، جوان ۲۷ ساله و صاحب یک مغازه گل‌فروشی در گرگان نیز با ویدیوی «رقص سوگ» خانواده و آشنایانش در مراسم یادبود، به یکی از چهره‌های ماندگار دی‌ماه ۱۴۰۴ بدل شد.

ترانه مازندرانی «دله دیگه» که پیش‌تر در جشن‌ها شنیده می‌شد، پس از آن به موسیقی سوگ و دادخواهی در بسیاری از مراسم‌ها تبدیل شد.

در بسیاری از مراسم‌های خاکسپاری و یادبود جان‌باختگان سال‌های اخیر، ترانه‌های دیگری نیز همین مسیر را طی کردند؛ از جمله ترانه لُری «دایه دایه وقت جنگه» که از یک آواز حماسی، به بخشی از زبان سوگ، همبستگی و دادخواهی بدل شد.

حمید مهدوی، آتش‌نشان مشهد، در حالی هدف گلوله قرار گرفت که به معترضان مجروح کمک می‌کرد. ویدیویی که از او در حال دویدن و حمل یک مجروح بر دوش خود باقی مانده، از همان تصویرهایی است که به‌سادگی از حافظه عمومی پاک نمی‌شود.

نگین قدیمی نیز با روایت پدرش در ذهن‌ها ماند. پدری که گفت دخترش در آغوش او جان داد؛ در حالی که برای مراقبت از او در خیابان مانده بود.

سینا کاظمی، دانشجوی ۲۲ ساله مهندسی نرم‌افزار، پس از چند روز جست‌وجوی خانواده‌اش در میان اجساد شناسایی شد. ویدیوی جشن تولد آخر او که در آن از آرزوهای بزرگترش می‌گوید، فاصله میان زندگی معمولی یک جوان و مرگ خشونت‌بار او را به شکلی عریان نشان داد.

مسعود ذات‌پرور، پروانه خجندی‌راد و صهبا رشتیان نیز از خلال ویدیوهای خاکسپاری، شعارها، ترانه‌ها و صدای خانواده‌هایشان به حافظه جمعی راه یافتند.

در مورد صهبا، فریادهای مادرش در مراسم خاکسپاری و درباره پروانه، ترانه‌هایی که فرزندانش در وداع با او خواندند، خود به بخشی از روایت دادخواهی تبدیل شد.

چرا برخی قربانیان به نماد دادخواهی تبدیل می‌شوند؟

مرور این نام‌ها از خاوران تا دی ۱۴۰۴ نشان می‌دهد نماد شدن، صرفا نتیجه کشته‌شدن یا اعدام نیست. آنچه یک قربانی را به نماد دادخواهی بدل می‌کند، ترکیبی از چند عامل است: زندگی ملموس، شکل خشونت‌بار مرگ، یک جمله یا تصویر ماندگار و مهم‌تر از همه، ایستادگی بازماندگان در روایت آنچه رخ داده است.

در این میان، مادران و پدران دادخواه نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند. از مادران خاوران تا دایه شریفه، دایه سلطنه و گوهر عشقی، از شهناز اکملی، اکرم نقابی، مینا سلطانی و ماشاالله کرمی تا اسماعیل شکری، این خانواده‌ها با ایستادگی و پافشاری بر حقیقت، نگذاشته‌اند روایت رسمی و تحریف‌شده بر این جنایت‌ها حاکم شود.

شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها این روند را شتاب داده‌اند. جمله‌ای کوتاه، یک فایل صوتی، تصویر یک خاکسپاری یا ویدیوی جست‌وجوی یک پدر، می‌تواند در حافظه ملی ثبت شود.

به همین دلیل، جمهوری اسلامی با وجود تلاش برای سانسور، از تحریف، تهدید خانواده‌ها و تخریب نشانه‌ها، بارها نتیجه معکوس گرفته است: نام‌هایی که قرار بود فراموش شوند، به سندهای زنده جنایت و به زبان ماندگار دادخواهی تبدیل شده‌اند.

این گزارش تنها بخشی از این تاریخ را مرور کرده است. هزاران نام دیگر، از بکتاش آبتین، نیکا شاکرمی و حدیث نجفی تا مهرشاد شهیدی، فرزاد انصاری‌فر، غزاله چلابی، پدرام آذرنوش و مهسا موگویی، در این حافظه جمعی حضور دارند.

گستردگی کشتار و اعدام در جمهوری اسلامی چنان است که هیچ متنی نمی‌تواند همه نام‌ها را در خود جای دهد. اما همین نمونه‌ها برای نشان دادن یک واقعیت کافی‌اند: جمهوری اسلامی در ۴۸ سال گذشته، با تداوم سرکوب و کشتار، ناخواسته باعث شده شماری از جان‌باختگان و اعدام‌شدگان به نمادهای پایدار دادخواهی در ایران بدل شوند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند
۱

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۳

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با محکوم کردن ارعاب و تهدیدها: به کار خود ادامه می‌دهیم

۴

ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

۵

ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

انتخاب سردبیر

  • حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
    اختصاصی

    حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

آمریکا رهبران چهار گروه عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد هفت فرمانده شبه‌نظامی عراقی را به اتهام برنامه‌ریزی و اجرای حملات علیه نیروها، تاسیسات و منافع آمریکا در عراق تحریم کرده است. افراد تحریم‌شده از رهبران گروه‌هایی از جمله کتائب حزب‌الله، کتائب سیدالشهدا، حرکت النجبا و عصائب اهل‌الحق هستند.

واشینگتن اعلام کرد این گروه‌ها با حمله به نیروهای آمریکایی و غیرنظامیان و همچنین با انتقال منابع مالی عراق، فعالیت‌های «تروریستی» خود را تامین مالی کرده و حاکمیت عراق را تضعیف می‌کنند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفت: «اجازه نخواهیم داد شبه‌نظامیان تروریستی عراق که از سوی ایران حمایت می‌شوند، جان یا منافع آمریکایی‌ها را تهدید کنند. کسانی که خشونت این شبه‌نظامیان را تسهیل می‌کنند، پاسخگو خواهند بود.»

این تحریم‌ها شامل عمار جاسم کاظم الرماحی، رضوان یوسف حمید المحمد و حسن ذیاب حمزه حمزه، مرتبط با «کتائب حزب‌الله»، و نیز صفا عدنان جبار سوید، از فرماندهان «عصائب اهل‌الحق»، می‌شود.

همچنین خالد جمیل عبدالبخطره و سعید کاظم مخمیس از رهبران «کتائب سیدالشهدا» و هشام هاشم جثوم، مرتبط با «حرکت النجبا»، هدف این تحریم‌ها قرار گرفته‌اند.

سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب

روزنامه‌نگاری در ایران سال‌هاست با محدودیت، سانسور، احضار، اخراج، بازداشت و زندان گره خورده است؛ حرفه‌ای پرهزینه که بسیاری از فعالان مستقل آن یا ناچار به ترک کشور شده‌اند یا با وجود همه فشارها، به امید تغییر، ماندن را انتخاب کرده‌اند.

در مقاطع مختلف، به‌ویژه هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات و تشدید بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، دامنه محدودیت‌ها گسترده‌تر شده و فضای فعالیت برای رسانه‌های مستقل تنگ‌تر شده است.

آنچه در این روند قابل مشاهده است، نه فقط افزایش فشارها، بلکه تغییر در شیوه و کیفیت اعمال محدودیت‌هاست؛ به‌گونه‌ای که مسیر تولید، راستی‌آزمایی و انتشار حتی ساده‌ترین روایت‌های میدانی نیز با موانع متعدد روبه‌رو شده است.

دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات گسترده مردمی و سرکوب شدید معترضان و سپس شرایط جنگی، این وضعیت را به‌مراتب پیچیده‌تر و سخت‌تر کرد.

  • صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

    صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

«ممانعت از انتشار گزارش»

یک روزنامه‌نگار ۳۳ ساله با اشاره به چشم‌انداز مبهم پیش‌رو می‌گوید: «یک‌بار از همکاری شنیدم که در دهه ۷۰، بعد از توقیف فله‌ای روزنامه‌ها، یکی از روزنامه‌نگاران به کارواش رفت تا امرار معاش کند. وضعیت پیش‌روی من بهتر از این نیست.»

او در ادامه از تجربه‌های خود در مواجهه با سانسور در تحریریه می‌گوید: سه بار با خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه گفت‌وگو کرده، اما هر بار مانع انتشار گزارش شده‌اند.

به گفته او، سردبیر گفته است: «اگر این مطلب چاپ شود، روزنامه را می‌بندند. می‌خواهی نان بقیه را آجر کنی؟ این همه موضوع هست، این یکی نمی‌شود.»

  • ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

    ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

محدودیت در روایت کشته‌شدگان

روزنامه‌نگار دیگری از محدودیت‌های محتوایی در پوشش کشته‌شدگان اعتراضات می‌گوید و توضیح می‌دهد: «فقط در صورتی اجازه انتشار داشتیم که روایت طوری تنظیم شود که فرد کشته‌شده ارتباطی با اعتراضات نداشته باشد یا نزدیک به نیروهای امنیتی معرفی شود. باید از واژه‌هایی مثل تروریست‌ها و ادبیات رسمی استفاده می‌کردیم؛ در غیر این صورت گزارش چاپ نمی‌شد.»

او که سابقه بازداشت دارد، از فشارهای امنیتی نیز می‌گوید: «تماس ناشناس بود. صدای بازجو گفت هیچ‌جا چیزی نمی‌نویسی. اگر در اینستاگرام یا توییتر چیزی بنویسی و لایک آن‌طرفی‌ها را داشته باشی، مهمان ما خواهی بود.»

به گفته او، شرایط در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های محلی به‌مراتب سخت‌تر است و برخی همکارانش در جریان اعتراضات بازداشت شده و هنوز وضعیت مشخصی ندارند.

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

دستورالعمل‌های رسانه‌ای در دوره جنگ

روزنامه‌نگار دیگری که به‌تازگی تعلیق شده، درباره دستورالعمل‌های پوشش رسانه‌ای در دوره جنگ می‌گوید: «فقط باید از امداد و نجات و رفتار دوستانه ماموران گزارش می‌دادیم. نباید درباره ایست‌های بازرسی خشن، تهدید مردم، نبود پناهگاه یا نبود آژیر هشدار چیزی منتشر می‌شد.»

او می‌گوید پس از دی‌ماه، نظارت‌ها شدیدتر شد: «قبل از آن هم سخت‌گیری بود، اما بعد از اعتراضات، هر خبر باید چندین بار بررسی می‌شد و عملاً امکان انتشار به نزدیک صفر رسیده بود.»

در مقایسه با سال ۱۴۰۱، او توضیح می‌دهد که حتی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی نیز زیر نظر قرار گرفته و برای حذف محتوا تماس و احضار انجام می‌شد.

  • رسانه‌ها پس از تهدید قوه قضاییه از انتشار اخبار و تصاویر حملات به ایران خودداری کردند

    رسانه‌ها پس از تهدید قوه قضاییه از انتشار اخبار و تصاویر حملات به ایران خودداری کردند

خبرنگاران خارجی و روایت‌های کنترل‌شده

او همچنین به نقش خبرنگاران خارجی اشاره می‌کند و می‌گوید: «خبرنگاران خارجی هم در حال حاضر سخت‌تر از دوره‌های پیشین اجازه فعالیت دارند. مترجم همراه آنها که مجوز رسمی دارد، در بسیاری موارد عملا نقش فیلتر و ناظر را ایفا می‌کند و مسیر روایت را از همان لحظه مصاحبه تحت تاثیر قرار می‌دهد.»

  • دستور شورای عالی امنیت ملی برای سانسور آمار کشتار معترضان

    دستور شورای عالی امنیت ملی برای سانسور آمار کشتار معترضان

روایت‌هایی که مجال انتشار ندارند

در جمع‌بندی این روایت‌ها، یک نقطه مشترک تکرار می‌شود: روایت رسمی میدان را در اختیار گرفته و روایت‌های مستقل یا در مرحله تولید متوقف می‌شوند یا اساسا اجازه ورود به فضای انتشار پیدا نمی‌کنند.

در نتیجه، آنچه از اعتراضات، بازداشت‌ها و سرکوب‌ها به جامعه می‌رسد، نه یک تصویر کامل، بلکه روایتی کنترل‌شده و گزینش‌شده است؛ روایتی که بخش بزرگی از واقعیت را در سکوت نگه می‌دارد.

صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن صالحی

صد روز از انقلاب ملی ایرانیان می‌گذرد؛ انقلابی که پیوند عمیق میان توده‌های مردم و قهرمانان ملی را به شکلی بی‌سابقه بازسازی کرد. در این انقلاب، ورزشکاران ایران فراتر از کسب مدال و القاب ورزشی، نقش «مرجعیت اجتماعی» خود را ایفا کردند.

آن‌ها نشان دادند که قهرمان و پهلوان واقعی کسی است که در روزهای سخت، مدال شرافت را با ایستادن در کنار مردم به گردن می‌آویزد.

از اسطوره‌های بازنشسته تا ستاره‌هایی که اموالشان توقیف شد و نوجوانانی که رویاهایشان زیر چکمه‌های سرکوب و طناب دار پرپر شد، همگی بخشی از هویت جنبشی شدند که خواستار تغییرات بنیادین و پایان دادن به دهه‌ها ظلم و بی‌عدالتی جمهوری اسلامی است.

ورزشکاران ایرانی در این صد روز ثابت کردند که بخش جدایی‌ناپذیر از پیکره جامعه هستند.

آن‌ها با درک این موضوع که ایستادن در «سمت درست تاریخ» به معنای همراهی با مطالبات به‌حق مردم است، هزینه‌های سنگینی را از بازداشت و توقیف اموال تا اهدای جان، به جان خریدند.

حضور دوگانه ورزشکاران، در قالب جان‌فشانی‌های میدانی و حمایت‌های معنوی، ورزش ایران را به یکی از اصلی‌ترین سنگرهای انقلاب ملی ایرانیان تبدیل کرده است.

  • روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

    روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

مدال‌های سرخ؛ از شلیک مستقیم تا طناب دار

هزینه این انقلاب برای جامعه ورزشی بسیار سنگین بود. خون قهرمانانی بر زمین ریخت که یا در خیابان سینه خود را سپر کردند یا در بیدادگاه‌های حکومتی، جانشان به قربانگاه برده شد.

صالح محمدی؛ ستاره‌ای که اعدام شد

یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرده‌های سرکوب ورزشکاران، اعدام صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله تیم ملی بود.

صالح که متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ بود، تنها چند ماه پیش از بازداشت، در شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات بین‌المللی «سایتی‌یف» روسیه خوش درخشید و مدال برنز را به گردن آویخت.

اما جمهوری اسلامی این امید آینده کشتی ایران را بدون طی کردن مراحل دادرسی عادلانه، به اتهام مشارکت در قتل دو مامور فراجا در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در سحرگاه ۲۸ اسفند به دار آویخت.

صالح محمدی نخستین ورزشکار بازداشت‌شده این انقلاب بود که اعدام شد؛ قهرمانی که به‌جای سکوی افتخار، بر سکوی اعدام ایستاد تا نامش به عنوان نماد مظلومیت ورزشکاران معترض در تاریخ ثبت شود.

100%

جاویدنام مسعود ذات‌پرور؛ نماد شرافت و پهلوانی

در میان بدنسازان، جاویدنام مسعود ذات‌پرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان، به نماد اصلی شرافت و پهلوانی تبدیل شد.

سکوت هادی چوپان در برابر کشته شدن هم‌رشته‌ای‌های خود از جمله ذات‌پرور، عرشیا براری، محمدحسین وثوقی و عرفان بزرگی، خشم عمومی بزرگی را برانگیخت.

در حالی که ذات‌پرور پیش از این برای قهرمانی چوپان از «اشک شوق» نوشته بود، چوپان با بی‌تفاوتی و «تقدیر» خواندن جان‌باختن جوانان، محبوبیت خود را از دست داد.

این موضوع منجر به شکل‌گیری کارزار گسترده‌ای شد که طی آن، باشگاه‌داران تصاویر هادی چوپان را از دیوار سالن‌های ورزشی پایین کشیدند و عکس جاویدنام مسعود ذات‌پرور را به عنوان الگوی واقعی پهلوانی جایگزین کردند.

100%

رویاهای پرپرشده در مستطیل سبز و استخر

در اراک، علی نوری، فوتبالیست ۱۶ ساله آکادمی بهمن، در حالی که رویای تشویق شدن در استادیوم‌های بزرگ را در سر داشت، با گلوله سرکوبگران کشته شد.

هم‌بازیانش در مراسم چهلم او، نامش را به سبک استادیومی فریاد زدند: «قرار بود یه استادیوم اسمتو صدا بزنه، الان یه دنیا اسمتو می‌دونن.» او در آخرین پیامش نوشته بود: «اگه روز آزادی من نبودم، تو به‌جای من قشنگ برقص.»

همچنین مجتبی ترشیز، بازیکن سابق نساجی و تراکتور، در لحظاتی دراماتیک در شهرک اندیشه، بدن خود را سپر همسرش آرزو مدنی کرد تا او را نجات دهد و خود جان باخت.

میلاد (مهدی) لواسانی، مربی فوتبال، در حالی که ویدیویی از شعار «جاوید شاه» خود در نارمک ثبت می‌کرد، هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت.

در قرچک نیز امیر یکتایی یگانه، استعداد ۱۶ ساله فوتبال، جانش را فدای میهن کرد. در گرگان، آرنیکا دباغ، شناگر نوجوان، به‌جای رکورد ملی، مدال ابدی شجاعت را به دست آورد.

خواهرش نوشت: «امسال می‌خواستی رکورد ملی بزنی، نشدی اما مدال جهانی برایمان آوردی.»

از «درد نان» تا «آزادی»؛ موج بی‌سابقه حمایت قهرمانان

در جبهه حمایت‌های اجتماعی، چهره‌های شاخص ورزش ایران تریبون انعکاس درد مردم شدند. رسول خادم، جهان‌پهلوان کشتی، با استعاره‌ای تاریخی از فیلم «مرگ یزدگرد» گفت که مردم از پند سیر شده و بر نان گرسنه‌اند.

او سرطان وطن را نابرابری دانست. علی دایی، اسطوره فوتبال، با انتقاد از رانت‌خواری آقازاده‌هایی چون «هکتور» و تورم افسارگسیخته، برای مردم اشک ریخت و مدیریت کشور را به چالش کشید.

دایی صراحتا اعلام کرد که اگر کسی از بیت‌المال دزدیده، همین مسئولان و صادرکنندگانی هستند که دلارها را بازنمی‌گردانند.

  • شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

    شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

در کنار این اسطوره‌ها، چهار چهره ورزشی با مواضعی شجاعانه، خشم دستگاه‌های امنیتی را برانگیختند و هزینه دادند.

علیرضا فغانی، داور بین‌المللی که پس از اعتراض صریح به کشتار مردم، با توقیف اموالش از سوی قوه قضاییه روبه‌رو شد، گفت قرار ما با سرکوبگران نه دادگاه و بخشش، بلکه رقص بر گور آن‌هاست. او نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید.»

سردار آزمون، مهاجم تیم ملی که با خالکوبی «از خون جوانان وطن» کنار مردم ایستاد، در پی آن با کشتن شخصیت از سوی رسانه‌های سپاه، توقیف اموال و اخراج از تیم ملی مواجه شد. او تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور می‌مانم.»

100%

رشید مظاهری، دروازه‌بان، شجاعانه و صریحا راس هرم قدرت را مسئول جنایات دانست و اعلام کرد فرماندهی خامنه‌ای بر این خاک به پایان رسیده است.

سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، با انتقاد از مجریان صداوسیما بابت نمک پاشیدن روی زخم مردم، از سوی مدیران انتصابی باشگاه با تهدید به اخراج روبه‌رو شد.

او گفت: «دردهای بزرگ آدم را لال می‌کنند.» اکنون آینده سروش در پرسپولیس در هاله‌ای از ابهام است و رسانه‌های سپاه خواهان اخراج او از تیم هستند.

  • حمله سازمان‌یافته رسانه‌های سرکوب به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس

    حمله سازمان‌یافته رسانه‌های سرکوب به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس

صدای بی‌صدایان

بخش بزرگی از بدنه ورزش ایران در این صد روز به اشکال مختلف همبستگی خود را با مردم نشان دادند.

مجتبی محرمی با صراحتی بی‌سابقه از گرسنگی مردم و علاقه‌اش به هویت ملی سخن گفت و اعلام کرد که شاه فقید به او خدمت کرده است.

مهدی مهدوی‌کیا هشدار داد که قطع اینترنت به معنای خاموش کردن حقوق بشر است و از جامعه جهانی خواست که صدای مردم ایران را بشنوند.

محمد خاکپور و محمد طلایی نیز برچسب «اغتشاشگر» را برای مردمی که زیر بار گرانی له شده‌اند، نپذیرفتند. طلایی نوشت: «فریادی که از سر فقر بلند می‌شود، اغتشاش نیست، به ستوه آمدن است.»

ستاره‌های دیگری چون مسعود شجاعی، اشکان دژاگه، فرهاد مجیدی و روزبه سینکی با استفاده از اعتبار بین‌المللی خود، جهان را به تماشای وضعیت ایران فراخواندند. شجاعی نوشت: «این مردم مجرم نیستند، آن‌ها خواهان آزادی و کرامت انسانی هستند.»

  • سنگربانی که در زمین مردم ماند؛ روایت روزبه سینکی

    سنگربانی که در زمین مردم ماند؛ روایت روزبه سینکی

در این میان، جان‌باختگانی چون احمد خسروانی (بسکتبالیست دانشگاه شریف)، ریبین مرادی (فوتبالیست ۱۷ ساله سایپا) و معین بصیری (هوادار پرسپولیس) نشان دادند که ورزشگاه‌های ایران اکنون نه در سازه‌های بتنی، بلکه در هر کوچه‌ای است که با خون این جوانان سرخ شده است.

در ستایش جان‌های جاوید

اگرچه محدودیت‌های نگارش اجازه نمی‌دهد شرح قهرمانی و جان‌فشانی تک‌تک ورزشکاران میهن را در این مجال بازگو کنیم، اما نام هر یک از آن‌ها به‌تنهایی فصلی از کتاب شجاعت ایران است.

آن‌ها که بدن‌های ورزیده خود را در برابر تیر تیره استبداد قرار دادند، پیروز واقعی این میدان هستند.

در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی می‌داریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیم‌زاده، مسعود ذات‌پرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهری‌پی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاح‌پور، محمد حاجی‌پور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علی‌محمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضان‌زاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنج‌دانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرین‌خو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانی‌راد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسی‌نیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایی‌نو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقی‌محسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمی‌راد، حمیدرضا حدادی‌شاندیز، علیرضا باقری‌منجیلی، پژمان نوروز‌رجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علی‌اصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروز تا طاها سلیمانی.

یادشان مانا و راهشان پررهرو باد.

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در پیام‌هایی از شهرهای مختلف، به افزایش قابل توجه قیمت کالاهای اساسی، تعدیل نیرو و بیکاری اشاره کردند. یک شهروند گفت حقوق یک ماه یک کارگر در تهران ۷۵ دلار و هزینه‌های یک زندگی ساده بالای سه هزار دلار است.

حداقلی بودن درآمدها در شرایطی است که گزارش‌های متعددی از تعدیل نیروی گسترده در مشاغل و به ویژه صنایع در هفته‌های اخیر منتشر شده است.

در مشهد برخی شرکت‌های هواپیمایی کارمندان خود را تعدیل کرده‌اند.

بر اساس گفته‌های شهروندان، شرکت بافندگی و ریسندگی جامعه در شهر مشهد، ۲۶ فروردین بسیاری از کارکنانش را تعدیل کرد.

به‌گفته شهروندان، تعداد زیادی از کارگران ساعات ابتدایی صبح مقابل در این کارخانه صف کشیدند و معطل دریافت نامه «عدم نیاز» خود بودند.

  • از کارخانه تا آنلاین‌شاپ؛ کسب‌وکارها متوقف شده و بیکاری افزایش یافته است

    از کارخانه تا آنلاین‌شاپ؛ کسب‌وکارها متوقف شده و بیکاری افزایش یافته است

پیش‌تر نیز پیام‌هایی درباره رکود در صنایع و کاهش فعالیت کارخانه‌ها به دست ایران‌اینترنشنال رسیده بود.

بر اساس این گزارش‌ها، مشاغل مرتبط با پتروشیمی، از جمله فروشندگان لوله‌های یو‌پی‌وی‌سی، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. همچنین شرکت‌هایی که مواد اولیه آنها پلی‌پروپیلن بوده، پس از آسیب دیدن پتروشیمی‌ها، با کمبود مواد اولیه مواجه شده‌اند.

ده‌ها شهروند در پیام‌های خود تاکید کردند بازار پس از جنگ دچار رکود شده و از طرفی، وصول چک‌ها نیز به مشکل برخورده است.

به گفته یک مخاطب، چک‌ها برگشت می‌خورند اما مبالغ در بانک دیگری مسدود می‌شود؛ نه صاحب چک به پول دسترسی دارد و نه ذی‌نفع.

این شهروند یادآوری کرد نبود زیرساخت انتقال، پول‌ها را بلوکه و فشار مضاعفی بر مردم و کسب‌وکارها وارد کرده است.

  • اقتصاد بحرانی‌تر از بحرانی است: بازار خوابیده، اینترنت قطع است و کارگران بیکار

    اقتصاد بحرانی‌تر از بحرانی است: بازار خوابیده، اینترنت قطع است و کارگران بیکار

افزایش چشم‌گیر قیمت کالاها

در شرایطی که بخش بزرگی از پیام‌ها به بحران اقتصادی و افزایش روز به روز کالاها اختصاص دارد، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، جمعه ۲۸ فروردین در سخنانی، کمبود در بازار را انکار کرد و گفت در این مدت «قیمت‌ها ثابت بوده است».

با این‌حال شهروندان روایت دیگری از گرانی دارند؛ در یک نمونه از این پیام‌ها به قیمت نیم میلیون تومانی یک شانه تخم‌مرغ اشاره شده است. درحالی‌که همین کالا تا دی ماه سال گذشته و باوجود گرانی‌ها، با قیمت حداکثر ۳۰۰ هزار تومان فروخته می‌شد.

بر اساس این گزارش‌ها، قیمت یک کیلوگرم نخود به ۲۵۰ هزار تومان، یک کیلوگرم پنیر گوسفندی یک میلیون تومان، یک کیلوگرم پنیر گاوی ۷۰۰ هزار تومان و ذرت هر کیلوگرم ۱۲۰ هزار تومان افزایش یافته است.

شهروندی در همین زمینه گفت: «سال گذشته مرغ کیلویی ۸۶ هزار و ۵۰۰ تومان بود. امروز به قیمت ۳۱۸ هزار تومان خریدم! اما افزایش حقوق کارمند دولت سه میلیون تومان است که فقط پول بیمه تکمیلی‌اش برای سه نفر از دو میلیون تومان به چهار میلیون و ۵۰۰ هزار افزایش یافته.»

مخاطبی نیز با اشاره به افزایش قیمت یک برند خاص از برنج ایرانی از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان گفت: «قیمت‌ها ترمز بریده‌اند و کنترل کردن این وضعیت سخت خواهد بود.»

هم‌زمان، برخی کسب‌وکارها نیز به‌دلیل بی‌ثباتی قیمت‌ها فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و برخی واردکنندگان دست از کار کشیده‌اند و در نتیجه، گزارش‌ها حاکی از کمبود برخی اقلام غذایی در شماری از شهرهاست.

به‌طور نمونه، در برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای وابسته به حکومت مانند دیلی‌مارکت و افق کوروش، روغن‌های پنج کیلویی اغلب موجود نیست.

پیام‌هایی نیز درباره قیمت انواع محصولات پلاستیکی با ماده اولیه پلیمرهای پتروشیمی به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است.

به گفته یک شهروند، قیمت آب معدنی در شماری از شهرها به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه بطری آن به ۴۵ هزار تومان رسیده است.

بر اساس این گزارش‌ها همچنین قیمت هر کیلوگرم «نایلون خرید» به ۴۰۰ هزار تومان رسیده و پلاستیک نیز از کیلویی ۲۲۰ هزار تومان به ۵۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

گرانی اثر خود را در همه اصناف نشان داده است. در نمونه‌ای دیگر، لنت جلو پراید از ۳۰۰ هزار تومان به یک میلیون و نیم رسیده است.

قیمت کپسول گاز در چابهار نیز تا ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد.

شهروندی با اشاره به وضعیت این روزهای ایران گفت: «قسط بیمه عقب‌افتاده دارم، خودم را با روزی یک وعده غذا خوردن وفق داده‌ام و از همه‌کس و همه‌چیز ناامید شده‌ام...»

شهروندی دیگر تاکید کرد: «کار جمهوری اسلامی تمام نشود، زندگی خیلی‌ها به پایان می‌رسد.»

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

رویترز به نقل از سه منبع خبر داد که ۲۴ جنگنده پاکستانی، آخر هفته گذشته تیم مذاکره ‌کننده جمهوری اسلامی را در بازگشت به ایران اسکورت کردند و این عملیات بزرگ پس از آن انجام شد که مقامات ایرانی گفتند اسرائیل ممکن است برای کشتن آنها اقدام کند.

دو منبع آگاه پاکستانی جمعه۲۸ فروردین به رویترز گفتند که پاکستان برای این اسکورت، علاوه بر جنگنده‌ها، سامانه هشدار و کنترل هوابرد برای نظارت هوایی را به کار گرفت تا امنیت هیات مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی را در مسیر بازگشت از اسلام‌آباد تضمین کند.

یکی از این منابع افزود در صورت درخواست مقامات جمهوری اسلامی، برای دورهای بعدی مذاکرات نیز حفاظت امنیتی مشابهی فراهم خواهد شد، «در غیر این صورت، هواپیماهای پاکستانی آنها را در حریم هوایی پاکستان تحویل خواهند گرفت.»

یک منبع سوم که در مذاکرات دخیل بوده، گفت که از پیش تمهیداتی برای دور بعدی احتمالی مذاکرات، که ممکن است به زودی در همین آخر هفته برگزار شود، در حال تدارک بوده است.

با این حال، یک دیپلمات منطقه‌ای که از سوی تهران اطلاعاتی دریافت کرده بود، گفت پاکستان پس از آن بر ارائه اسکورت اصرار کرد که نمایندگان جمهوری اسلامی احتمال وجود تهدید را مطرح کردند.

گفت‌وگوها با هیات جمهوری اسلامی درباره تهدید احتمالی در هنگام سفر و همچنین حضور اسکورت هوایی پاکستان تا داخل ایران، پیش‌تر گزارش نشده بود.

اسرائیل هنوز به این گزارش واکنشی نشان نداده است.

  • ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم

    ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم

یکی از منابع امنیتی گفت: «وقتی مذاکرات شکست خورد، مقامات جمهوری اسلامی نگران بودند که اوضاع خوب پیش نرفته است. آنها بر این گمان بودند که ممکن است هدف قرار بگیرند.»

او افزود: «اگر از دید یک خلبان نگاه کنید، این یک ماموریت عملیاتی عظیم بود.»

منبعی که در مذاکرات حضور داشته، اسکورت هوایی را تایید کرد اما جزئیاتی درباره عملیات ارائه نداد.

او گفت: «ما آنها را تا تهران همراهی کردیم. امنیت آنها حتی فراتر از مدت حضورشان در اینجا، مسئولیت ما بود.»

یکی از مقامات گفت ماموریت روز یک‌شنبه به ایران شامل استفاده از جنگنده‌های جی-۱۰ ساخت چین، پیشرفته‌ترین هواپیمای ناوگان نیروی هوایی پاکستان، بوده است.

دو منبع امنیتی گفتند هیات جمهوری اسلامی، به ریاست عباس عراقچی وزیر امور خارجه و محمدباقر قالیباف رییس مجلس، که عضو سپاه پاسداران و خلبان دارای گواهینامه است، درخواست اسکورت امنیتی داده بودند؛ درخواستی که بسیار فراتر از پروتکل‌های معمول است.

دیپلمات منطقه‌ای گفت اعضای هیات جمهوری اسلامی درخواست رسمی مطرح نکردند، اما «احتمال این‌ را که اسرائیل حتی هواپیما را هدف قرار دهد» نیز رد نکردند؛ موضوعی که پاکستان را بر آن داشت تا بر ارائه اسکورت امنیتی پافشاری کند.

این دیپلمات افزود که هیات در تهران فرود نیامد، اما از ذکر محل دقیق پیاده شدن آنها خودداری کرد.

بر اساس این گزارش، اسرائیل تا زمانی که پاکستان از واشینگتن خواست برای حذف نام اعضای تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی مداخله کند، عراقچی و قالیباف را در فهرست اهداف خود قرار داده بود؛ زیرا در غیر این صورت کسی برای مذاکره درباره جنگ باقی نمی‌ماند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ماه گذشته درباره جمهوری اسلامی گفته بود: «من برای هیچ‌یک از رهبران این سازمان تروریستی بیمه عمر صادر نمی‌کنم».

او افزود: «قصد ندارم در اینجا گزارش دقیقی از آنچه برنامه‌ریزی کرده‌ایم یا انجام خواهیم داد ارائه دهم.»