موسسه مطالعات جنگ: وحیدی در نبرد قدرت داخلی پیروز شده است
موسسه مطالعات جنگ در مورد تقابل جناحهای سیاسی در جمهوری اسلامی نوشت احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، و حلقه نزدیکانش بارها تلاشهای محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و دیگر مقامات، که آنها را «عملگرا» توصیف کرده، برای «سوق دادن رژیم به سمت اتخاذ یک موضع انعطافپذیرتر در مذاکرات، خنثی کردهاند.»
پیشتر ایراناینترنشنال بر اساس اطلاعات دریافتی خبر داد که قالیباف، سرپرست هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی با هیات آمریکایی در اسلامآباد، از عضویت در این هیات و ریاست آن کناره گرفته است.
بر اساس این اطلاعات، احتمال جایگزینی سعید جلیلی به جای قالیباف در صدر هیات مذاکرهکننده مطرح شده است.
موسسه مطالعات جنگ در این مورد نوشت به نظر میرسد وحیدی در این نبرد قدرت داخلی پیروز شده است و احتمالاً رویکرد رژیم نسبت به مذاکرات و جنگ را با موضعی حداکثری و سازشناپذیر شکل خواهد داد.
به نوشته این موسسه، مقامات «عملگرا» ممکن است همچنان از رویکردی انعطافپذیرتر حمایت کنند، اما بعید است تلاشهای آنها در کوتاهمدت به طور معناداری تصمیمگیریهای رژیم را شکل دهد.
این تحلیل اشاره میکند که «پیروزی آشکار» وحیدی احتمالاً پیامدهای قابل توجهی برای مذاکرات احتمالی آینده ایالات متحده و جمهوری اسلامی خواهد داشت و میگوید وحیدی همچنین تمایل بیشتری نسبت به مقامات بهاصطلاح «عملگرا» برای پذیرش خطر درگیری مجدد با ایالات متحده نشان داده است.
این اولین بار نیست که گزارشهایی از اختلاف در جمهوری اسلامی پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران منتشر میشود.
پیشتر نیز گزارشهای اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تعمیق بیسابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی بود که از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار پزشکیان، و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، درباره کنار گذاشته شدن محمدباقر قالیباف از هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال گفت: «از زمانی که ترامپ اشاراتی درباره تغییر رژیم در ایران مطرح کرد، نشانهها حکایت از این داشت که از نظر آمریکا این قالیباف است که در خلاء ایجاد شده در پی کشته شدن سطوح اول و دوم رهبری در جمهوری اسلامی عملا رهبری حکومت ایران را در دست گرفته است.»
او افزود: «اما طرح این موضوع، باعث شعلهور شدن آتش منازعات بین گروههای مختلف قدرت در جمهوری اسلامی هم شد. به ویژه با ابهامات بسیار جدی که در مورد وضعیت، مجتبی خامنهای وجود دارد.»
برزگر گفت: «رقابتهایی که همیشه بین باندهای قدرت در جمهوری اسلامی وجود داشته، امروز بیش از هر زمان دیگری شعلهور شده و طیفهای مختلف سعی میکنند که این خلاء قدرت را به سود خود پر بکنند. بنابراین در شرایطی که قالیباف سعی کرد این جایگاه را پر کند و خود را به عنوان چهره اول در تصمیمگیری در جمهوری اسلامی به آمریکا معرفی کند، دامنه مخالفتها عملاً باعث شد که او نتواند این مسیر را طی کند.»
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: «در جریان مذاکرات مشخص شد قالیباف توانایی دادن جواب نهایی به آمریکا را ندارد. این موضوع را ما در مورد مسئله باز شدن موقتی تنگه هرمز هم مشاهده کردیم و دیدیم که او و عراقچی بهشدت در داخل مورد حمله قرار گرفتند و نیروی دریایی سپاه با بستن دوباره تنگه هرمز نشان داد که در واقع قدرت واقعی در دست چه کسی است.»
برزگر گفت: «اکنون آشفتگی در سطوح رهبری در جمهوری اسلامی عملا باعث شده که مذاکرات متوقف شود. ضمن اینکه با توجه به شگردی که جمهوری اسلامی برای خرید وقت دارد، سعی میکند از این نقطه ضعف، یعنی نبود رهبری و تشتت در رهبری به عنوان یک نقطه مثبت در شرایط فعلی برای طولانیتر کردن مذاکرات استفاده کند.»
او افزود: «هرچند که با تداوم محاصره، وضعیت برای جمهوری اسلامی چندان ساده نخواهد بود و شاید سفر عباس عراقچی به پاکستان را در همین راستا بشود ارزیابی کرد.»
روابط جمهوری اسلامی و امارات متحده عربی، در دو ماه گذشته به سرعت فروپاشیده است. روندی که با حملات هوایی حکومت ایران به اهدافی در امارات در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا آغاز شد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که یکی از مهمترین کانالهای تجاری و مالی تهران را تهدید میکند.
در جریان این درگیری، ایران ساختمانهای غیرنظامی، تاسیسات نفتی و زیرساختهای حساس از جمله یک مرکز داده مرتبط با شرکت اوراکل را هدف قرار داد. در واکنش، امارات سفیر خود را از تهران فراخواند. اقدامی که نشاندهنده تشدید سریع تنشهای دیپلماتیک بود.
این تنشها در هفته جاری با اعلام نهادهای امنیتی امارات مبنی بر بازداشت اعضای یک «گروه تروریستی مرتبط با ساختار حاکم در ایران» در شارجه، وارد مرحله جدیدی شد. این افراد متهم شدهاند در حال «برنامهریزی برای انجام حملات، تضعیف امنیت ملی و تسهیل انتقالهای مالی غیرقانونی» بودهاند.
همزمان، تهران بهطور رسمی از چند کشور منطقه از جمله امارات خواسته است بهدلیل دادن اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاههایشان از سوی آمریکا و اسرائیل برای حمله به مواضعی در ایران، غرامت پرداخت کنند.
این تحولات بحرانی را تشدید کرده که میتواند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران را مختل کند.
روابط جمهوری اسلامی و امارات متحده عربی، در دو ماه گذشته به سرعت فروپاشیده است. روندی که با حملات هوایی حکومت ایران به اهدافی در امارات در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا آغاز شد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که یکی از مهمترین کانالهای تجاری و مالی تهران را تهدید میکند.
در جریان این درگیری، ایران ساختمانهای غیرنظامی، تاسیسات نفتی و زیرساختهای حساس از جمله یک مرکز داده مرتبط با شرکت اوراکل را هدف قرار داد. در واکنش، امارات سفیر خود را از تهران فراخواند. اقدامی که نشاندهنده تشدید سریع تنشهای دیپلماتیک بود.
این تنشها در هفته جاری با اعلام نهادهای امنیتی امارات مبنی بر بازداشت اعضای یک «گروه تروریستی مرتبط با ساختار حاکم در ایران» در شارجه، وارد مرحله جدیدی شد. این افراد متهم شدهاند در حال «برنامهریزی برای انجام حملات، تضعیف امنیت ملی و تسهیل انتقالهای مالی غیرقانونی» بودهاند.
همزمان، تهران بهطور رسمی از چند کشور منطقه از جمله امارات خواسته است بهدلیل دادن اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاههایشان از سوی آمریکا و اسرائیل برای حمله به مواضعی در ایران، غرامت پرداخت کنند.
این تحولات بحرانی را تشدید کرده که میتواند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران را مختل کند.
با وجود اختلافات دیرینه، از جمله مناقشه بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، تهران و ابوظبی طی چند دهه گذشته روابط اقتصادی گسترده و پایداری ایجاد کردهاند.
نزدیکی جغرافیایی، زیرساختهای پیشرفته بندری و مقررات تجاری آزاد، امارات را پس از پایان جنگ ایران و عراق به یکی از مراکز اصلی تجارت ایران تبدیل کرد. هزاران شرکت ایرانی در این کشور فعالیت خود را آغاز کردند و بخش بزرگی از واردات ایران از طریق مسیرهای صادرات مجدد مستقر در دبی انجام شده است. بهتدریج، امارات نهتنها شریک تجاری، بلکه دروازهای حیاتی برای دسترسی ایران تحت تحریم به بازارهای جهانی شد.
در بخش عمدهای از دو دهه گذشته، امارات همواره یکی از دو شریک تجاری اصلی ایران بوده و اغلب با چین رقابت نزدیکی داشته است. امروزه نیز این کشور یکی از بزرگترین تامینکنندگان کالا برای ایران به شمار میرود و سهم قابل توجهی از واردات ایران را تامین میکند.
حدود یکسوم کالاهای وارداتی به ایران - از تلفن همراه و تجهیزات الکترونیکی گرفته تا قطعات خودرو، لوازم آرایشی و پوشاک - از طریق امارات وارد میشدند. تجارتی که سالانه میلیاردها دلار ارزش داشت.
اختلال در این جریان اکنون محسوس شده است و در برخی بخشها، مانند بازار تلفن همراه، گزارش شده قیمتها پس از توقف واردات، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته است.
با توجه به اینکه گزینههای جایگزین با همان سطح از نزدیکی، زیرساخت و اتصال مالی محدود هستند، هرگونه اختلال طولانیمدت میتواند انزوای اقتصادی ایران را تشدید کرده و بازآرایی پرهزینهای در شبکههای تجاری آن ایجاد کند.
صادرات ایران به امارات عمدتا شامل فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی مانند کودها و خوراکهای صنعتی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی از جمله میوه تازه و خشکبار، و مصالح ساختمانی مانند سنگ بوده است. با این حال، بخش زیادی از این تجارت بهصورت غیرمستقیم انجام شده و امارات برای کالاهای ایرانی نقش یک مرکز صادرات مجدد به بازارهای ثالث را ایفا کرده است.
در مقابل، صادرات امارات به ایران همواره بیشتر از صادرات ایران به این کشور بوده و همین امر به عدم توازن قابل توجه در تجارت دو طرف انجامیده است.
نقش امارات بهعنوان واسطه، نه مقصد نهایی، عامل اصلی این عدم توازن بوده است.
اهمیت امارات بعد از تشدید تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران، بهویژه پس از خروج واشینگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، بهطور چشمگیری افزایش یافت.
با محدود شدن مسیرهای مستقیم تجارت، امارات به مسیر اصلی انتقال کالا، سرمایه و جریانهای مالی ایران تبدیل شد.
صادرات امارات به ایران از حدود ۵.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سالهای اخیر افزایش یافت. دبی نیز به مرکز مالی صرافیهای ایرانی تبدیل شد که بسیاری از آنها نقش مهمی در انتقال ارز و دور زدن تحریمها ایفا کردند.
نرخ ارز تعیینشده در بازارهای دبی اغلب بر ارزش ریال ایران در داخل کشور تاثیرگذار بوده است.
با این حال، این ساز و کار اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
گزارشها حاکی از آن است که مقامهای اماراتی صرافیهای ایرانی و شرکتهای موسوم به «اعتماد» را هدف قرار دادهاند، حسابها را مسدود کرده، دفاتر را تعطیل کرده و برخی از فعالان این حوزه را بازداشت کردهاند.
این اقدامات میتواند دسترسی ایران به کانالهای مالی بینالمللی را بهشدت محدود کند.
این اقدامات تنها به حوزه تجارت محدود نمیشود و جامعه بزرگ ایرانیان مقیم امارات را نیز تحت تاثیر قرار داده است. بیش از ۵۰۰ هزار ایرانی در این کشور زندگی و کار میکردند و پیش از این، ارتباطات هوایی گستردهای میان دو کشور برقرار بود که شامل حدود ۳۰۰ پرواز هفتگی میشد.
از زمان آغاز درگیریها، مقامهای اماراتی مجموعهای از اقدامات محدودکننده را اعمال کردهاند. یک بیمارستان قدیمی متعلق به جمهوری اسلامی تعطیل شده. مدارس ایرانی و شعبهای از دانشگاه آزاد اسلامی نیز بسته شدهاند.
گزارش شده برخی دانشجویان نیز بازداشت و سپس آزاد شدهاند.
همچنین داراییهای مرتبط با نهادهای دولتی حکومت ایران، از جمله سپاه پاسداران، هدف قرار گرفتهاند.
اگرچه داراییهای شهروندان عادی بهطور گسترده مصادره نشده، اما بسیاری از ایرانیان از لغو ویزا، بهویژه برای کسانی خبر دادهاند که در زمان وقوع این تحولات خارج از امارات بودهاند و برخی، برای ترک کشور تنها چند روز فرصت داشتهاند.
صاحبان کسبوکار نیز گفتهاند در برخی موارد حسابهای بانکی آنها مسدود شده و بسیاری که طی دههها برای خود کاری ایجاد کرده بودند، اکنون با جابهجایی ناگهانی مواجه شدهاند.
در نتیجه، شماری از تجار ایرانی در حال انتقال فعالیتهای خود به مراکز جایگزین مانند چین، هنگکنگ، عمان یا ترکیه هستند. روندی که میتواند منجر به تغییرات بلندمدت در الگوهای تجارت منطقهای شود.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد این کشور برای ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آمادگی دارد و اهداف عملیاتی خود را تعیین کرده است.
او افزود حمله بعدی «مرگبارتر و متفاوت» خواهد بود و برنامهریزی برای حذف کامل ساختار رهبری جمهوری اسلامی انجام شده است.
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، با اشاره به احتمال ازسرگیری جنگ گفت جمهوری اسلامی مانند یک حکومت اشغالگر از منابع و زیرساختهای ایران برای سرکوب مردم و تهدید کشورهای منطقه استفاده کرده است.