فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۵ فروردین گفت خسارتهای ناشی از کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
روزنامه نیویورکتایمز نیز بهنقل از سه مقام ایرانی و دو اقتصاددان گزارش داد که برآوردهای اولیه بهطور کلی با این رقم همخوانی دارد و میزان خسارت را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر ارزیابی کرده است.
برآوردهای اولیه اندیشکده آمریکایی «بنیاد دفاع از دموکراسیها» نیز نشان میدهد ایران حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده است.
با در نظر گرفتن جمعیتی حدود ۹۲ میلیون نفر، برآورد پایین ۱۵۰ میلیارد دلار معادل حدود ۱۶۰۰ دلار به ازای هر نفر است و در برآورد بالاتر به نزدیک ۳۲۵۰ دلار برای هر نفر میرسد.
این ارقام نشاندهنده از دست رفتن ثروت ملی از طریق تخریب، توقف تولید و اختلال در تجارت است.
بهگفته منابع آگاه از رایزنیهای داخلی در جمهوری اسلامی که با ایران اینترنشنال صحبت کردهاند، بانک مرکزی ایران به مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هشدار داده است که بازسازی اقتصاد آسیبدیده از جنگ ممکن است بیش از یک دهه طول بکشد.
در این ارزیابی که اخیرا به پزشکیان ارائه شده، مقامهای ارشد اقتصادی گفتهاند خسارتهای وارد شده در جریان جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل، در کنار وضعیت شکننده پیشین اقتصاد ایران، ممکن است تا ۱۲ سال زمان برای جبران نیاز داشته باشد.
بخشهای صنعتی بیشترین خسارت را متحمل شدهاند
بخش پتروشیمی بیشترین سهم از خسارتها را دارد. این بخش با فروش سالانه ۲۹.۱ میلیارد دلار، پس از حملات به مراکز اصلی از جمله ماهشهر و پارس جنوبی، حدود ۸۵ درصد از ظرفیت صادراتی خود را از دست داده است. خسارتها بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
زیرساختهای انرژی نیز بهشدت آسیب دیدهاند. پالایشگاهها، انبارهای ذخیره و تاسیسات گازی هدف قرار گرفتهاند و بخشی را تضعیف کردهاند که در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۸ میلیارد دلار صادرات داشته است. خسارتها بین ۱۵ تا ۲۵ میلیارد دلار برآورد میشود.
تولید فولاد که پایه تولید صنعتی و بازسازی است، بهشدت کاهش یافته و حدود ۷۰ درصد ظرفیت آن مختل شده است. خسارتها در این حوزه بین ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
کاهش تولید، زیانی فراتر از خسارتهای فیزیکی
فراتر از خسارتهای فیزیکی، جنگ باعث کاهش شدید تولید شده است.
کارشناسان برآورده کردهاند که تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۰ درصد کاهش یابد. این امر به معنای کاهشی معادل ۳۴ تا ۴۴ میلیارد دلار در فعالیتهای اقتصادی است که پیش از جنگ نیز تحت فشار بوده است.
علاوه بر خسارتهای فیزیکی، اختلالات ناشی از سیاستها نیز به زیانها افزوده است.
قطع اینترنت
قطع سراسری اینترنت از ۹ اسفند هزینههایی اضافی ایجاد کرده است.
زیانهای مستقیم روزانه بین ۳۷ تا ۴۲ میلیون دلار برآورد شده که در مجموع طی بیش از پنج هفته به ۱.۵ تا ۲.۵ میلیارد دلار رسیده است.
افشین کلاهی، عضو اتاق بازرگانی ایران، دوشنبه ۲۴ فروردین گفت بهدلیل اختلال در کسبوکارهای آنلاین، زیانهای غیرمستقیم میتواند رقم روزانه را به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار افزایش دهد.
فروش آنلاین در این دوران حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است، در حالی که شاخص بورس تهران طی چهار روز ۴۵۰ هزار واحد افت کرد.
به گفته معصومه طاهرخانی، تحلیلگر اقتصادی، قطع اینترنت همزمان لایههای مختلف اقتصاد را تحت تاثیر قرار داده است.
طاهرخانی به ایران اینترنشنال گفت: «اقتصاد ایران در سه سطح از اختلال اینترنت آسیب میبیند. این آسیب از هسته دیجیتال که بین چهار تا پنج میلیون نفر در آن اشتغال دارند آغاز میشود. سپس لایه پلتفرمها فرو میریزد و در نهایت اقتصاد گستردهتر به شکلی تحت تاثیر قرار میگیرد که در تولید و خدمات گسترش مییابد.»
طاهرخانی گفت اثر ترکیبی این عوامل به از دست رفتن گسترده مشاغل منجر میشود.
او افزود: «وقتی اقتصاد بهطور کامل راکد شود، نتیجه آن بیکاری کارگران است و این چیزی نیست که بهراحتی قابل بازگشت باشد.»
اختلال در تجارت
اختلالات مرتبط با تنگه هرمز فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد کرده و خسارتهایی بین ۵ تا ۱۵ میلیارد دلار پدید آورده است.
این محدودیتها واردات کالاهای اساسی را تحت تاثیر قرار داده، صادرات غیرنفتی را تضعیف کرده و به اختلال در زنجیره تامین در سراسر اقتصاد انجامیده است.
انتظار میرود محاصره دریایی آمریکا که مسیرهای تجارت دریایی ایران را هدف قرار داده، زیانها را تشدید کند.
میعاد ملکی، استراتژیست تحریمها و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، برآورد کرده است که قطع تجارت دریایی میتواند حدود ۴۳۵ میلیون دلار فعالیت اقتصادی روزانه را از بین ببرد. این خسارت در طول یک ماه به حدود ۱۳ میلیارد دلار میرسد.
ایران برای بیش از ۹۰ درصد تجارت خود به خلیج فارس وابسته است و همین موضوع اقتصاد کشور را در برابر اختلالات پایدار بسیار آسیبپذیر میکند.
صادرات نفت حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز، که حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد روزانه ایجاد میکند، ممکن است تقریبا بهطور کامل متوقف شود و منبع اصلی ارز خارجی کشور را از بین ببرد.
با هزینه خسارات چه میشد کرد
مقیاس خسارتها معادل سطحی از سرمایهگذاری است که میتوانست بخشهای اصلی اقتصاد را متحول کند.
یک نیروگاه سیکل ترکیبی بزرگ با ظرفیت حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ مگاوات، بسته به فناوری و زیرساخت سوخت، معمولا بین ۶۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار هزینه دارد.
با برآورد پایین ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت، ایران میتوانست حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ نیروگاه از این نوع احداث کند. در برآورد بالای ۳۰۰ میلیارد دلار، این عدد به ۳۰۰ تا ۵۰۰ نیروگاه میرسد که برای رفع کمبود برق و افزایش قابل توجه ظرفیت صادرات کافی است.
در بخش مسکن، هزینه متوسط ساخت یک واحد آپارتمانی معمولی بین ۳۰ تا ۵۰ هزار دلار است. با ۱۵۰ میلیارد دلار میتوان بین سه تا پنج میلیون واحد مسکونی ساخت. با ۳۰۰ میلیارد دلار، این رقم به حدود شش تا ۱۰ میلیون واحد میرسد که برای رفع کمبود در شهرهای بزرگ کافی است.
ساخت راهآهن پرسرعت معمولا بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون دلار به ازای هر کیلومتر هزینه دارد. برآورد پایین خسارت میتوانست حدود ۳۷۵۰ تا ۷۵۰۰ کیلومتر راهآهن تامین کند، در حالی که برآورد بالاتر تا ۱۵ هزار کیلومتر را پوشش میدهد و شهرهای بزرگ کشور را به هم متصل میکند.
ساخت و تجهیز یک بیمارستان مدرن بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار هزینه دارد. برآورد پایین خسارت میتوانست ۳۰۰ تا ۷۵۰ بیمارستان ایجاد کند و برآورد بالاتر میتوانست هزینه ساخت نزدیک به ۱۵۰۰ مرکز درمانی را تامین کند و دسترسی به خدمات سلامت را در سراسر کشور گسترش دهد.
این خسارتها برای ایرانیان چه معنایی دارد
زیان سرانه تا ۳۲۵۰ دلار، بخش قابل توجهی از درآمد سالانه بسیاری از خانوارها را تشکیل میدهد.
با درآمد متوسط ماهانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار، هر فرد سالانه حدود ۱۸۰۰ تا ۲۴۰۰ دلار درآمد دارد، به این معنا که زیان ۳۲۵۰ دلاری بیش از یک سال درآمد بسیاری از شهروندان است.
اگر چنین مبلغی در دسترس بود، میتوانست بین ۱۲ تا ۲۰ ماه هزینه زندگی یک کارگر متوسط را پوشش دهد. خانوادهها میتوانستند آن را صرف هزینههای مسکن، از جمله پیشپرداخت یا تکمیل خرید خانه در شهرهای کوچک کنند.
کسبوکارهای کوچک میتوانستند با سرمایه اولیه دو تا پنج هزار دلار راهاندازی شوند و امکان خوداشتغالی در بخشهایی مانند خردهفروشی، خدمات یا تجارت آنلاین فراهم شود. خانوارها همچنین میتوانستند هزینههای درمان خصوصی، آموزش یا مهاجرت را که در غیر این صورت خارج از توان آنهاست، تامین کنند.
حتی برآورد پایین سرانه نیز معادل چند ماه درآمد است و میتواند بهعنوان حاشیه امنی در برابر تورم، بیکاری یا هزینههای غیرمنتظره عمل کند.
دامنه کلی این ارقام نشاندهنده خسارتهای وارد شده تا این مرحله است، در حالی که با ادامه اختلال در تجارت، تولید و جریانهای مالی، زیانهای بیشتری در حال انباشته شدن است.