اروپا خود را برای خروج احتمالی آمریکا از ناتو آماده میکند

با تغییر موضع تاریخی آلمان و همراهی این کشور، اروپا به دنبال جایگزینی توانمندیهای نظامی، اطلاعاتی و حتی چتر هستهای آمریکا است.

با تغییر موضع تاریخی آلمان و همراهی این کشور، اروپا به دنبال جایگزینی توانمندیهای نظامی، اطلاعاتی و حتی چتر هستهای آمریکا است.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت کشورهای اروپایی در حال شتاب بخشیدن به یک «طرح پشتیبانی» برای سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) هستند تا در صورت خروج احتمالی آمریکا از این پیمان با فرمان دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، آمادگی دفاع از خود را داشته باشند.
تغییر موضع تاریخی آلمان
به نوشته والاستریت ژورنال در گزارش شامگاه سهشنبه ۲۵ فروردین، طرحی که برخی مقامها آن را «ناتوی اروپایی» مینامند، پس از موافقت آلمان جدیتر شده است.
برلین که دههها مخالف استقلال نظامی اروپا از آمریکا بود، اکنون تحت رهبری فریدریش مرتس، صدراعظم این کشور، «به دلیل غیرقابلاعتماد بودن واشینگتن در دوران ترامپ»، تغییر مسیر داده است.
مقامهای اروپایی اکنون به دنبال آن هستند که مسئولیتهای فرماندهی و کنترل در ناتو به نیروهای اروپایی واگذار شود و همچنین ادوات نظامی خود را جایگزین تجهیزات آمریکایی کنند.
این طرحها بهصورت غیررسمی در حاشیه نشستهای ناتو در حال پیگیری هستند.
محرکهای شتابدهنده
چند اتفاق کلیدی باعث شد اروپاییها با سرعت بیشتری به سمت خودکفایی نظامی حرکت کنند.
نخست، تنش بهوجودآمده بر سر جنگ با حکومت جمهوری اسلامی است.
عدم همراهی اروپا با آمریکا و اسرائیل، خشم ترامپ را برانگیخته و او بار دیگر تهدید به خروج از ناتو کرده است.
همچنین تهدید ترامپ برای تصاحب گرینلند از دانمارک، نگرانیها را درباره غیرقابل پیشبینی بودن واشینگتن، به اوج رساند.
موضوع دیگر، تردید در تعهدات هستهای است. اروپاییها نگرانند که واشینگتن دیگر امنیت آنها را در برابر روسیه تامین نکند.
چالشهای بزرگ در غیاب آمریکا
والاستریت ژورنال تاکید کرد که کل ساختار ناتو بر پایه رهبری آمریکا بنا شده است؛ از تدارکات و اطلاعات گرفته تا فرماندهی عالی نظامی.
جایگزینی این ساختار بسیار دشوار است. فرمانده کل ناتو همیشه یک آمریکایی است و واشینگتن تمایلی به واگذاری این پست ندارد.
همچنین اروپاییها نمیتوانند بهسرعت جایگزینی برای سیستمهای ماهوارهای و هشدار موشکی آمریکا، که ستون فقرات ناتو است، پیدا کنند.
بسیاری از کشورها مانند فنلاند معتقدند برای موفقیت این طرح، اروپا باید دوباره به سمت نظام وظیفه اجباری برود تا هویت ملی و توان دفاعی خود را تقویت کند.
جایگزینی چتر هستهای آمریکا و سرمایهگذاری در صنایع نظامی
حساسترین بخش این طرح، جایگزینی چتر هستهای ایالات متحده است.
والاستریت ژورنال گزارش داد که پس از تهدیدهای ترامپ، مذاکراتی میان صدراعظم آلمان و امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، آغاز شده تا امکان گسترش توان بازدارندگی هستهای فرانسه به سایر متحدان، از جمله آلمان، بررسی شود.
اروپاییها همچنین در حال افزایش تولید تجهیزات حیاتی در حوزههایی هستند که در آن بهشدت به آمریکا وابستهاند؛ از جمله در زمینه توانمندیهای فضایی و سوختگیری هوایی.
پروژه مشترک آلمان و بریتانیا برای توسعه موشکهای کروز و سلاحهای فراصوت نمونه دیگری از این تلاشهاست.
در نهایت، والاستریت ژورنال نوشت که اگرچه طرح ناتوی اروپایی یک تغییر بنیادین در تفکر رهبران این قاره است، اما تحقق آن بسیار دشوار خواهد بود.
با این حال، انتقال قدرت آغاز شده و اروپاییها در حال اشغال پستهای کلیدی بیشتری در فرماندهی ناتو هستند تا برای روزی که شاید آمریکا دیگر در کنار آنها نباشد، آماده باشند.







اسرائیل، لبنان و آمریکا سهشنبه ۲۵ فروردین در بیانیهای مشترک پس از نخستین دور مذاکرات واشینگتن اعلام کردند که مذاکرات میتواند زمینهساز بازسازی لبنان و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور شود. در این بیانیه آمده که اسرائیل از خلع سلاح و برچیدن زیرساختهای حزبالله حمایت میکند.
این مذاکرات اگرچه از سوی مقامهای آمریکایی «تاریخی» توصیف شده، اما طرفین، انتظار دستیابی به نتیجهای سریع یا توافقی فوری از آن ندارند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مذاکرات اسرائیل و لبنان در واشینگتن را «فرصتی تاریخی» خواند و گفت هدف پایان دائمی نفوذ حزبالله در دو تا سه دهه اخیر است.
او افزود حل همه پیچیدگیها در شش ساعت ممکن نیست، اما میتوان پیشرفت کرد و چارچوبی برای ادامه مذاکرات ایجاد کرد.
اسرائیل و لبنان برای نخستینباردرچند دهه گذشته و در تحولی کم سابقه، پس از دههها دشمنی و فقدان روابط رسمی، وارد مذاکرات مستقیم دیپلماتیک شدهاند. این گفتوگوها در واشینگتن، و در شرایطی بسیار حساس و همزمان با ادامه درگیریهای نظامی میان اسرائیل و گروه حزبالله انجام میشود.
به گزارش آسوشیتدپرس، دشمنی عمیق و ریشهدار میان لبنان و اسرائیل که به ۱۹۴۸، سال تاسیس اسرائیل بازمیگردد، از موانع اصلی پیشروی این گفتوگوهاست.
گروه حزبالله که از بازیگران کلیدی در صحنه سیاسی و نظامی لبنان است، با رد کامل این مذاکرات اعلام کرد که به هیچ توافق حاصل از آن پایبند نخواهد بود.
این گفتوگوها در حالی برگزار شد که حزبالله حملات راکتی خود به شمال اسرائیل را تشدید کرده و اسرائیل به عملیات نظامی گسترده در خاک لبنان ادامه میدهد.
این درگیریها پس از حملات موشکی حزبالله در اوایل ماه مارس شدت گرفت؛ حملاتی که در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوریاسلامی انجام شد و منطقه را وارد مرحلهای جدید از تنش کرد.
بر اساس گزارشها، طی درگیریهای اخیر، تاکنون بیش از دو هزار و ۱۰۰ تن در لبنان و در نتیجه این جنگ کشته و بیش از یک میلیون شهروند آواره شدهاند. وضعیتی که نشانگر ابعاد گسترده بحران انسانی در لبنان است.
علاوه براین، در اثر حملات هوایی اسرائیل و عملیات زمینی این کشور در جنوب لبنان، زیرساختهای متعددی تخریب و زندگی عادی مردم مختل شده است.
اسرائیل هدف خود از ادامه عملیات نظامی را ایجاد یک «منطقه امن» در جنوب لبنان اعلام کرد.
مقامات اسرائیلی میگویند تا زمانی که این منطقه از حضور نیروهای حزبالله پاکسازی نشود، اجازه بازگشت به ساکنان آواره داده نخواهد شد.
اسرائیل معتقد است، حزبالله، بهویژه بهدلیل وابستگیاش به حکومت ایران، اصلیترین مانع در مسیر دستیابی به صلح و ثبات در مرزهای شمالی این کشور است.
با این حال، دولت لبنان امیدوار است که این مذاکرات بتواند به برقراری آتشبس و کاهش تنشها منجر شود.
مقامات لبنانی همچنین به دنبال تقویت حاکمیت دولت و کاهش نفوذ گروههای مسلح غیردولتی چون حزبالله هستند. این در حالی است که اختلافات داخلی در لبنان و نفوذ بالای حزبالله در ساختار سیاسی و نظامی این کشور، روند رسیدن به هرگونه توافق پایداری را پیچیدهتر کرده است.
ایالات متحده به عنوان میانجی در تلاش است تا با نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف، زمینه را برای کاهش درگیریها فراهم کند.
این مذاکرات همچنین بخشی از یک چارچوب گستردهتر از تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران در منطقه است که شامل گفتوگوهای جداگانه میان آمریکا و جمهوری اسلامی نیز میشود.
با این حال، چالشهای اساسی همچنان پابرجاست.
اسرائیل خواستار خلع سلاح حزبالله است، در حالی که دولت لبنان تنها بر آتشبس تمرکز دارد و توانایی یا اختیار کاملی برای کنترل این گروه را ندارد.
حزبالله نیز با ادامه حملات خود، عملا روند مذاکرات را تضعیف کرده است.
به این ترتیب، اگرچه آغاز این مذاکرات را میتوان گامی مهم و بیسابقه در روابط لبنان و اسرائیل دانست، اما مسیر رسیدن به صلحی با ثبات، همچنان طولانی و دشوار به نظر میرسد.
تداوم خشونتها، اختلافات داخلی لبنان، نقش جمهوریاسلامی و حضور قدرتمند حزبالله در لبنان، همگی از جمله عواملی هستند که آینده این مذاکرات را با عدم قطعیت جدی مواجه میکنند.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که همین آغاز گفتوگو میتواند روزنهای برای کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش بیشتر بحران در منطقه باشد.
در پی اختلاف نظر آمریکا و بریتانیا درباره جنگ در ایران، دونالد ترامپ در یک جدال لفظی تازه در شبکههای اجتماعی، از نخستوزیر بریتانیا خواست حفاری نفت و گاز داخلی را گسترش دهد. همزمان، رویکرد کییر استارمر نسبت به انسداد تنگه هرمز با انتقاد سیاستمداران بریتانیایی روبهرو شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، شامگاه سهشنبه ۲۵ فروردین در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: «اروپا بهشدت به انرژی نیاز دارد، با این حال بریتانیا از بهرهبرداری از نفت دریای شمال که یکی از بزرگترین منابع در جهان است، خودداری میکند. فاجعهبار!!!»
او افزود: «نروژ نفت خود در دریای شمال را به دو برابر قیمت به بریتانیا میفروشد. آنها دارند ثروت هنگفتی به جیب میزنند. بریتانیا، که از نظر دسترسی به منابع انرژی در دریای شمال موقعیت بهتری نسبت به نروژ دارد، باید حفاری کند. حفاری کنید، عزیزم، حفاری کنید!!!»
این اظهارات تازهترین حمله لفظی رییسجمهوری آمریکا به کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا بهشمار میرود، در حالی که این دو همچنان بر سر رویکرد ترامپ به جنگ در خاورمیانه با یکدیگر اختلاف دارند.
استارمر در روزهای گذشته بارها اظهار کرده که به محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا نخواهد پیوست و از سوی دیگر بر ایجاد سازوکار دیگری با مشارکت کشورهای اروپایی برای پایان دادن به انسداد تنگه هرمز تاکید کرده است.
رسانه دیلیمیل این موضع بریتانیا را نشانهای از افزایش تنشها میان این کشور با دیگر اعضای ناتو، بهویژه ایالات متحده، ارزیابی کرده و نوشته است که همه اینها در حالی رخ میدهد که به نظر میرسد درگیریها در خاورمیانه ادامه خواهد یافت و همزمان ارتش اسرائیل برای آمادگی جهت درگیریهای بیشتر با جمهوری اسلامی «سطح بالاتری از آمادهباش» را اعلام کرده است.
جورج رابرتسون، دبیرکل پیشین ناتو و عضو مجلس اعیان بریتانیا که چهرهای کلیدی در حزب کارگر این کشور به شمار میآید، سهشنبه از سیاستهای دفاعی و نظامی دولتی که همحزب اوست انتقاد کرد.
او با اشاره به موضع استارمر در مخالفت با تامین بودجه دفاعی، هشدار داد که مواضع دفاعی دولت امنیت ملی بریتانیا را در معرض خطر قرار داده است.
برنارد جنکین، نماینده محافظهکار پارلمان بریتانیا، نیز پیشتر سیاست کنونی بریتانیا را «زمان صلح» نامید و از استارمر بابت در پیش گرفتن چنین سیاستی انتقاد کرد. او در نشست کمیته ارتباطات مجلس عوام این کشور گفت: «ما همگی متفقالقول هستیم که دولت در وضعیت جنگی نیست و باید خیلی سریع به آن برسد. چرا اکنون در وضعیت جنگی قرار ندارد؟ به نظر میرسد شما در صلح هستید در حالی که ما در واقع در جنگ به سر میبریم.»
هفته گذشته، تونی بلر، رهبر حزب کارگر و نخستوزیر پیشین بریتانیا، نیز از رویکرد کشورش به جنگ در ایران انتقاد کرد و گفت که این جنگ «آسیبپذیری ساختاری» بریتانیا در برابر شوکهای جهانی سوختهای فسیلی را آشکار کرده است.
بریتانیا و فرانسه قرار است جمعه ۲۸ فروردین، یک نشست ویدیویی درباره وضعیت تنگه هرمز برگزار کنند. به گفته رویترز این نشست در سطح رهبران کشورها برگزار میشود و پیش از برگزاری نشست اصلی، دیپلماتهای ارشد جلساتی برای هماهنگی ترتیب خواهند داد.
سخنگوی دولت بریتانیا گفت: «این اجلاس، کار را به سمت یک طرح هماهنگ، مستقل و چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی بینالمللی پس از پایان درگیری پیش خواهد برد.»
استارمر دوشنبه به نمایندگان مجلس گفته بود که ابتکار عمل بریتانیا و فرانسه شامل «برنامهریزی نظامی برای تضمین کشتیرانی» و همچنین تلاشهای دیپلماتیک خواهد بود.
همزمان روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی نوشت که جمهوری اسلامی میکوشد با نزدیک شدن به اروپا و فعالسازی کانالهای دیپلماتیک با اروپا، از شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدانش بهره ببرد و فشار بیشتری بر واشینگتن برای عقبنشینی در جنگ وارد کند.
بر اساس این گزارش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با هدف افزایش فشار بر آمریکا برای امتیازدهی در مناقشه جاری، پایتختهای اروپایی را در جریان جزییات پیشنهادهایی قرار داده که تهران در مذاکرات اسلامآباد درباره ذخایر اورانیوم و چشمانداز مدیریت تنگه هرمز مطرح کرد.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، نیز در روزهای گذشته نشان داده است به رویکرد «زمان صلح» لندن بیش از رویکرد واشینگتن نزدیک است. او سهشنبه از گفتوگوی خود با دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که در گفتوگو با رهبران دو کشور خواستار ازسرگیری مذاکرات با هدف «رفع سوتفاهمها و جلوگیری از ورود به مرحلههای جدیدی از تنش» شده است.
روزنامه گاردین در گزارشی با بررسی هشدار صندوق بینالمللی پول درباره پیامدهای احتمالی تشدید جنگ در خلیج فارس، تصویری نگرانکننده از چشمانداز رشد اقتصاد جهانی در سالهای پیشرو ارائه کرد.
این رسانه در گزارشی که سهشنبه ۲۵ فروردین منتشر شد، به نقل از صندوق بینالمللی پول نوشت که افزایش تنشها در خاورمیانه، بهویژه اختلال در عرضه انرژی و بالا رفتن قیمت نفت میتواند باعث افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و بیثباتی در بازارهای مالی جهانی شود.
برپایه این گزارش، جهش قیمت انرژی بهسرعت به دیگر بخشهای اقتصادی سرایت و موجب تشدید تورم در کشورهای مختلف خواهد شد.
صندوق بینالمللی پول در تازهترین بهروزرسانی خود، پیشبینی قبلیاش درباره رشد اقتصاد جهانی را کاهش و هشدار داده است که در صورت وخیمتر شدن شرایط، این نرخ میتواند به حدود ۲ درصد یا حتی کمتر سقوط کند و جهان را به سمت رکود سوق دهد.
این نهاد با تاکید بر اینکه اقتصاد جهان هنوز از شوکهای پیشین از جمله همهگیری کرونا و جنگ اوکراین کاملا بهبود نیافته است، آن را در برابر محرکهای جدید، بسیار آسیبپذیر ارزیابی می کند.
این هشدار در شرایطی است که اقتصاد ایالات متحده نیز با پیشبینی کاهش رشد مواجه است. اگرچه اقتصاد آمریکا همچنان بهطور نسبی مقاوم ارزیابی میشود، اما افزایش قیمت انرژی و تداوم نرخ بالای بهره، میتواند مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تحت فشار قرار دهد.
صندوق بینالمللی پول میگوید سیاستهای پولی سختگیرانهای که برای کنترل تورم اعمال شدهاند، اگر با یک شوک جدید در بازار انرژی همراه شوند، میتوانند رشد اقتصادی را بیش از پیش کند کنند.
یکی از بخشهای اصلی این گزارش، بررسی وضعیت بریتانیاست که در میان کشورهای گروه هفت، بدترین کاهش پیشبینی رشد را تجربه کرده است.
اقتصاد بریتانیا پیش از این نیز با چالشهایی مانند رشد پایین بهرهوری، فشارهای پسابرگزیت و تورم بالا مواجه بوده است. ارزیابیها میگویند، شوک جدید انرژی این مشکلات را تشدید و خانوارهای بریتانیایی را با بیشترین افزایش هزینههای جاری مواجه میکند.
در سطحی گستردهتر، گزارش توضیح میدهد که افزایش قیمت نفت نهتنها باعث افزایش تورم، بلکه باعث کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و افزایش هزینههای تولید برای کسبوکارها خواهد شد.
تداوم این وضعیت نیز میتواند به کاهش تقاضا، افت سودآوری شرکتها و در نهایت کاهش اشتغال منجر شود.
اثر بحران در خاورمیانه بر کشورهای در حال توسعه
به نوشته گاردین، از دیگر نگرانیهای مطرحشده در گزارش صندوق بینالمللی پول، تاثیر این بحران روی کشورهای در حال توسعه است.
بنا بر هشدار این نهاد جهانی، با توجه به اینکه بسیاری از این کشورها از جمله واردکنندگان انرژی محسوب می شوند، ممکن است با افزایش بدهی و کاهش رشد اقتصادی مواجه شوند و بحرانهای مالی گستردهتری در پیش داشته باشند.
گزارش همچنین تاکید می کند که سیاستگذاران در سراسر جهان بر سر یک دوراهی دشوار قرار دارند؛ از یک سو باید با افزایش تورم مقابله کنند و از سوی دیگر نباید باعث تضعیف بیش از حد رشد اقتصادی شوند.
در صورت وقوع یک شوک شدید انرژی، بانکهای مرکزی ممکن است ناچار به انتخاب میان افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی شوند.
صندوق بین المللی پول در نهایت تاکید میکند که مسیر آینده اقتصاد جهانی تا حد زیادی به تحولات ژئوپلیتیک بستگی دارد؛ اگر تنشها مهار شوند، اقتصاد جهانی میتواند بهتدریج به مسیر بهبود بازگردد، اما در صورت تشدید درگیری، خطر ورود به یک دوره رکود جهانی جدی خواهد بود.
در حالی که پکن بر دیپلماسی فعال برای توقف جنگ تاکید دارد، همزمان به دنبال راهی است تا ضمن تامین امنیت انرژی خود، از تقابل مستقیم با واشینگتن در آستانه دیدارهای دیپلماتیک مهم پیش رو، اجتناب کند.
روزنامه لوموند، سهشنبه ۲۵ فروردین در گزارشی تحلیلی به بررسی سیاست چین در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخت.
پکن در تلاش برای حفظ تعادل میان حمایت از متحد دیرینهاش، تهران، و مدیریت روابط با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است.
لوموند نوشت بحران در تنگه هرمز، چین را در وضعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو، پکن بزرگترین شریک تجاری تهران است و پیش از آغاز جنگ اخیر، بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکرد.
از سوی دیگر، این کشور ناچار است در آستانه سفر احتمالی ترامپ به پکن، از تحریک بیرویه واشینگتن خودداری کند.
جستوجوی نقطه تعادل
دیپلماسی چین به دنبال راهی است که نه تهران را برنجاند و نه مسیر مذاکره با آمریکا را مسدود کند.
پکن برخلاف کشورهای غربی، تهران را مقصر اصلی انسداد تنگه هرمز نمیداند، بلکه معتقد است حملات آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران را به واکنش و تلافی واداشته است.
گو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، در این باره گفت: «علت اصلی اختلال در تنگه هرمز، درگیریهای نظامی است و برای حل این مشکل، جنگ باید هرچه سریعتر متوقف شود.»
سود و زیان جنگ برای چین
جنگ اخیر برای پکن هم سود داشته و هم زیان. این جنگ نظم جهانی مبتنی بر تجارت را لرزانده، امنیت انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان را به خطر انداخته و به پکن آسیب زده است.
اما از سوی دیگر، این درگیری باعث شده آمریکا در خاورمیانه درگیر شود و ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کند.
این موضوع تمرکز نظامی آمریکا بر شرق آسیا و مهار چین را کاهش میدهد. همچنین، اکنون واشینگتن نیز مانند تهران به عنوان عاملی برای تهدید آزادی ناوبری معرفی میشود.
دیپلماسی پرکار پکن
چین در هفتههای اخیر در دیپلماسی بسیار فعال بوده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین، ۲۶ تماس تلفنی با مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل، کشورهای عربی و روسیه داشته است.
پکن حتی پیش از نشست اسلامآباد، طرحی پنج مادهای برای صلح پیشنهاد داده بود که شامل توقف فوری درگیریها و عدم حمله به اهداف غیرنظامی بود.
رییسجمهوری آمریکا ۱۸ فروردین گفت فشار چین باعث شده ایران پای میز مذاکره بیاید، اما رسانههای دولتی چین تلاش دارند این تصور را که «ایران فقط به حرف چین گوش میدهد»، رد کنند تا پکن مسئول رفتارهای بعدی تهران شناخته نشود.
وتو در شورای امنیت
چین در کنار روسیه، قطعنامهای را که خواستار همکاری کشورها برای حفاظت از امنیت ناوبری در تنگه هرمز بود، وتو کرد.
پکن معتقد بود این قطعنامه در نهایت به عنوان مجوزی برای مشروعیت بخشیدن به جنگ غرب علیه حکومت ایران استفاده خواهد شد.
وانگ دونگ، استاد دانشگاه پکن، در این زمینه گفت: «میانجیگری موثر به حسن نیت همه طرفها نیاز دارد، نه فقط فشار خارجی.»
ابهام در حمایت نظامی
بزرگترین پرسش فعلی این است که چین تا چه حد حاضر است به بازسازی توان نظامی ایران کمک کند.
در حالی که گزارشهای تاییدنشده از احتمال ارسال سیستمهای پدافند هوایی دوشپرتاب از طریق کشورهای ثالث به ایران خبر میدهند، پکن این ادعاها را بهشدت تکذیب کرده و آنها را «اخبار جعلی» خوانده است.
چین میخواهد به عنوان «یک نیروی ثباتدهنده» در جهان شناخته شود، اما وابستگی شدید به نفت ایران و رقابت پیچیده با آمریکا، پکن را به حرکت روی لبه تیغ واداشته است.
این کشور فعلا بر آتشبس دوهفتهای اصرار دارد تا شاید از این طریق، هم امنیت انرژی خود را تامین کند و هم از رویارویی مستقیم با ترامپ بگریزد.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است سهشنبه برای انجام مذاکراتی با میانجیگری آمریکا، در واشینگتن دیدار کنند. تلاشی در چارچوب فشارهای دونالد ترامپ به منظور مهار درگیری میان اسرائیل و حزبالله که آتشبس شکننده میان آمریکا و جمهوری اسلامی را نیز تهدید میکند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۵ فروردین نوشت که هر دو طرف تحت فشار واشینگتن برای پایان دادن به درگیریها هستند. خواستهای که همزمان از سوی تهران نیز در مذاکرات موازی با میانجیگری پاکستان مطرح شده است.
چه کسانی میجنگند و چرا؟
اسرائیل پس از آن حملات هوایی خود را به لبنان تشدید کرد که حزبالله در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، سه روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، موشکهایی بهسوی اسرائیل شلیک کرد.
از آن زمان، این کشور دامنه حمله زمینی خود را در جنوب لبنان گسترش داده و صدها هزار لبنانی را واداشته تا روستاهای محل سکونتشان را که پایگاههای حزبالله دانسته میشوند، ترک کنند.
به گفته وزارت بهداشت لبنان، حملات اسرائیل بیش از دو هزار و ۸۰ نفر را کشته است که در میان آنها ۲۵۲ زن و ۱۶۶ کودک دیده میشود.
حزبالله آمار تلفات نیروهای خود را منتشر نکرده، اما منابع آگاه، هشتم فروردین به رویترز گفتند بیش از ۴۰۰ نفر از نیروهای این گروه از ۱۲ اسفند به بعد کشته شدهاند.
حملات موشکی حزبالله عمدتا شهرهای نزدیک مرز شمالی اسرائیل را هدف قرار داده، اما به شهرهای بزرگی مانند حیفا و تلآویو نیز اصابت کرده و موجب خسارت و انتقال شهروندان به پناهگاهها شده است.
به گفته اسرائیل، از ۱۲ اسفند تاکنون دو شهروند و ۱۳ سرباز این کشور کشته شدهاند.
جنگ کنونی در پی دور جدیدی از درگیریها در سال ۱۴۰۳ شکل گرفت که در آن آمریکا میانجی توافقی با هدف خلع سلاح حزبالله شد. از آن زمان، دولت لبنان به ارتش دستور داده است انحصار سلاح را در دست بگیرد. تلاشی که اسرائیل آن را ناکام میداند.
حزبالله درخواستها برای خلع سلاح را رد کرده و تسلیحات خود را بخشی از دفاع ملی در برابر حملات اسرائیل میداند.
اسرائیل نیز پس از توافق ۱۴۰۳ به حملات خود علیه آنچه مواضع و انبارهای تسلیحاتی حزبالله میخواند، ادامه داده است.
مذاکرات چگونه شکل گرفت؟
یک هفته پس از آغاز جنگ جاری، ژوزف عون، رییسجمهوری لبنان، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات مستقیم با اسرائیل بهمنظور توقف درگیریها اعلام کرد و حتی از آمادگی برای عادیسازی روابط سخن گفت.
اسرائیل این پیشنهاد را رد کرد و آن را از سوی دولتی که اگرچه با خلع سلاح حزبالله همسو است، اما بدون خطر بروز جنگ داخلی قادر به اقدام علیه این گروه نیست، دیرهنگام دانست.
موضع اسرائیل پس از آن تغییر کرد که آمریکا و جمهوری اسلامی در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به توافقی برای توقف درگیریها دست یافتند و در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آغاز مذاکرات با لبنان خبر داد.
چه کسانی در مذاکرات حضور دارند؟
به گفته مقامها، مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان ساعت ۱۱ صبح به وقت واشینگتن میان یخیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، و ندا حماده معوض، همتای لبنانی او، برگزار میشود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، میشل عیسی، سفیر آمریکا در لبنان، و مایکل نیدهام، مشاور وزارت خارجه نیز در این نشست حضور خواهند داشت.
لبنان، اسرائیل و آمریکا، اظهارات متفاوتی درباره محورهای این مذاکرات ارائه کردهاند.
ریاستجمهوری لبنان اعلام کرده این گفتوگوها بر اعلام آتشبس و تعیین زمان آغاز مذاکرات دوجانبه متمرکز خواهد بود و به گفته وزیر فرهنگ این کشور، آتشبس تنها موضوعی است که نماینده لبنان مجاز به بحث درباره آن است.
در مقابل، سخنگوی دولت اسرائیل گفته این کشور در این مذاکرات درباره آتشبس گفتوگو نخواهد کرد و تمرکز آن بر خلع سلاح حزبالله و برقراری روابط صلحآمیز با لبنان است.
موضع اسرائیل چیست؟
مقامهای اسرائیلی مشخص نکردهاند در صورت پیشرفت مذاکرات، آیا حاضر به کاهش عملیات زمینی یا عقبنشینی از مواضع خود در لبنان هستند یا نه.
اسرائیل همچنان در تلاش برای ایجاد «منطقه حائل» در مرز شمالی خود، روستاهای لبنان را هدف حمله قرار میدهد.
با این حال، یک مقام ارشد اسرائیلی گفته این کشور پیش از مذاکرات، سطح حملات خود را کاهش داده است؛ از جمله در بیروت که از ۱۹ فروردین هدف حمله قرار نگرفته است.
رویترز نوشت که یک مقام دیگر نیز گفته است اسرائیل احتمالا از لبنان خواهد خواست وزیران وابسته به حزبالله را از دولت کنار بگذارد.
موضع لبنان چیست؟
یک مقام ارشد لبنانی گفته است موضع این کشور آن است که آتشبس پیششرط هرگونه مذاکرات بعدی برای دستیابی به توافقی گستردهتر با اسرائیل باشد.
موافقت لبنان با آغاز مذاکرات نشاندهنده سطحی بیسابقه از مخالفت داخلی با وضعیت حزبالله بهعنوان یک گروه مسلح است.
دولت لبنان در اسفند ۱۴۰۴ فعالیتهای نظامی این گروه را ممنوع کرده است.
با این حال، حزبالله همچنان از زرادخانهای قدرتمند برخوردار است و از حمایت بخشی از جامعه شیعه لبنان بهره میبرد. موضوعی که خلع سلاح آن را برای دولتی شکننده، در یکی از حساسترین مقاطع خود از زمان جنگ داخلی ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۹، به چالشی جدی تبدیل کرده است.
آیا پیشتر هم مذاکرهای انجام شده است؟
رویترز نوشت که اسرائیل و لبنان روابط دیپلماتیک رسمی ندارند و از زمان تاسیس اسرائیل در سال ۱۳۲۷، عملا در وضعیت جنگی بهسر میبرند.
اسرائیل سابقه طولانی در عملیات نظامی در لبنان دارد، از جمله اشغال ۱۸ ساله جنوب این کشور از ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۹.
در سال ۱۴۰۱، دو طرف با میانجیگری آمریکا به توافقی درباره تعیین مرزهای دریایی دست یافتند.
در آذر ۱۴۰۴ نیز مذاکرات غیرمستقیمی با میانجیگری آمریکا در ناقوره، در جنوب لبنان، برای تثبیت توافق پایاندهنده درگیریهای ۱۴۰۳ برگزار شد.

