داروهای اعصاب و پارکینسون کمیاب و گران شدهاند

پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش شدید قیمت داروها و کمبود اقلام حیاتی پزشکی و طیف وسیعی از داروها از اعصاب و روان تا قلب و پارکینسون است.

پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش شدید قیمت داروها و کمبود اقلام حیاتی پزشکی و طیف وسیعی از داروها از اعصاب و روان تا قلب و پارکینسون است.
افزایش شدید قیمت خدمات درمانی از جمله موضوعاتی است که در روزهای اخیر بارها در گزارشهای شهروندان تکرار شده است.
یک شهروند گفت هزینه ویزیت پزشک متخصص به ۵۰۰ هزار تومان رسیده و بسیاری از مردم دیگر توان مراجعه به پزشک را ندارند.
به گفته او، حتی هزینه یک سونوگرافی ساده شکم و لگن به حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
قطع برق روزانه پس از آتشبس و کمبود برخی داروهای ساده نیز نگرانیها را افزایش داده است.
یکی از شهروندان با اشاره به قطع برق و کلافگی عمومی میان مردم، خبر داد که در داروخانهها «داروهای هورمونی ساده هم پیدا نمیشوند».
جهش قیمت دارو و نگرانی بیماران
یکی از مخاطبان گفت داروی «داسپتون» که برای بیماران مبتلا به پارکینسون شدید تجویز میشود، پیشتر برای یک ماه با بیمه حدود چهار میلیون تومان هزینه داشت، اما اکنون برای ۲۰ عدد از این آمپول باید حدود ۹۰ میلیون تومان پرداخت کرد.
شهروندی دیگر که خود را عضو کادر درمان در بیمارستان معرفی کرد، از افزایش شدید قیمت داروی «ویزیپک» خبر داد. این دارو برای سیتیاسکن با کنتراست استفاده میشود.
به گفته او، این دارو پیشتر کمتر از یک میلیون تومان قیمت داشت، اما اکنون اگر بیماران بتوانند آن را پیدا کنند، با قیمت چهار تا ۱۰ میلیون تومان عرضه میشود، در حالی که معمولا برای هر تصویربرداری، دو عدد از آن نیاز است.
در پیام دیگری نیز به کمبود داروی «پلاویکس» اشاره شده است.
به گفته یک شهروند، این داروی مهارکننده پلاکت خون یا یافت نمیشود یا در صورت موجود بودن، با قیمت ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تومان فروخته میشود؛ در حالی که پیشتر حدود ۱۰۰ هزار تومان قیمت داشت.
از سوی دیگر به گفته شهروندان، بسیاری از داروهای اعصاب و روان مانند «ونلافاکسین» و «ریتالین»، مدتهاست در داروخانهها یافت نمیشوند.
افزایش قیمت برخی اقلام بهداشتی و داروهای عمومی و بدون نسخه نیز گزارش شده است.
برای نمونه، محلول ریزش موی «ماینوکسیدیل» بهطور ناگهانی از ۱۲۰ هزار تومان به ۲۳۰ هزار تومان رسیده است.
پیشتر نیز شهروندان از کمبود و افزایش قیمت طیف گستردهای از داروها مانند انواع انسولین، آمپولهای مورد نیاز بیماران مبتلا به سرطان و بیماران قلبی خبر داده بودند.
با این حال کمبودها تنها به داروهای خاص محدود نیست و حتی داروهای عمومی و ساده مانند ژلوفن نیز در برخی شهرها بهسختی پیدا میشود.







معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست، با استناد به آمار ارگانهای حکومتی از بازداشتشدگان دی ۱۴۰۴، از شکاف عمیق میان نسلها و حضور پررنگ جوانان در اعتراضها خبر داد، «انسداد ارتباطی» را عامل کلیدی این وضعیت دانست و تاکید کرد بخش عمده بازداشتشدگان زیر ۳۰ سال داشتهاند.
ابتکار، چهارشنبه ۲۶ فروردین در یادداشتی با عنوان «خشم جوانان و سکوت بزرگترها؛ چرایی اعتراضهای دانشآموزان و دانشجویان» در روزنامه اعتماد نوشت حوادث «تلخ و پرهزینه» دی ۱۴۰۴ نتیجه نادیده گرفتن هشدارهایی است که سالها درباره وضعیت نسل جوان و سرمایه اجتماعی داده شده بود.
او با تاکید بر اینکه «۷۷ درصد از بازداشتشدگان زیر ۳۰ سال هستند» و افزود «۱۷ درصد دانشآموز و شش درصد دانشجو» بودهاند. آماری که به گفته او نشاندهنده نقش پررنگ نسل جوان در این اعتراضهاست.
این در حالی است که فرشاد ابراهیمپور، معاون وزیر آموزش و پرورش ۳۰ بهمن گفت ۲۸ درصد دستگیرشدگان زیر ۲۰ سال بودهاند و بازداشت افراد زیر ۱۸ سال بین ۲۵ تا ۲۸ درصد است.
سرکوب خونین دیماه ۱۴۰۴
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور وقت تهران، کشته شدند.
این آمار و آمارهای مشابه در شرایطی استخراج شده است که نهادهای حقوق بشری شمار معترضان بازداشتشده را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار، بازداشت یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ارتباط با اعتراضات دیماه خبر میدهند.
اصغر جهانگیر، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد دستکم برای ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده در حال ارسال به دادگاههاست.
از انسداد تا استرداد
ابتکار که در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود، تاکید کرد شرایط فعلی دیگر صرفا «شکاف نسلی» نیست، بلکه به «انسداد» تبدیل شده است. وضعیتی که به گفته او به دلیل نشنیدن مطالبات جوانان و نبود گفتوگوی موثر، شکل گرفته است.
ابتکار نوشت در چنین شرایطی «جوانان میگویند حرف ما اگر شنیده هم شود تفاوتی نمیکند، پس سکوت میکنند» و این سکوت میتواند به خشم و سرخوردگی تبدیل شود.
انتشار این یادداشت ابتکار در حالی است که وزارت خارجه آمریکا ۲۲ فروردین اعلام کرد عیسی هاشمی، پسر ابتکار، به همراه مریم طهماسبی، همسرش، و پسرشان بازداشت شدهاند. این وزارتخانه نوشت هاشمی و اعضای خانوادهاش پس از آن بازداشت شدند که وزیر خارجه آمریکا اقامت دائم آنها را لغو کرد.
بازداشت آنها از سوی ماموران فدرال انجام شد.
روزنامه نیویورکپست پیشتر در گزارشی درباره فرزند ابتکار، نوشت هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری ۱۹۷۹ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
دوگانگی در حرف و عمل مسئولان جمهوری اسلامی از دیگر زمینههای اعتراض در جمهوری اسلامی بوده است که به شکلگیری انقلاب ملی منجر شده است و واکنش سهمگین حکومت را به دنبال داشته است.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال از سیستان و بلوچستان گفت: «اینجا اوضاع خیلی خراب است. قیمت اجناس بالا رفته و مشاغل خوابیده. هر روز هم ایست و بازرسی مردم را به بهانههای مختلف میگیرند، میبرند و اذیت میکنند.»
مخاطب دیگری نوشت: «از وقتی آتشبس شده، جمهوری اسلامی پایش را روی خرخره مردم گذاشته است. داروها کمیاب شدند، قیمت مواد غذایی فضایی شده و وامها به صورت خودکار از حساب افراد برداشته میشوند؛ حتی اگر موجودی کافی نداشته باشی، هر چقدر پول در حساب باشد را برمیدارند.»
در پیام دیگری آمده است: «حقوق یک ماه کارگر در تهران ۷۵ دلار و خرجها بالای ۳۰۰۰ دلار است. اگر کار جمهوری اسلامی تمام نشود، زندگی خیلیها به پایان میرسد.»
یک شهروند گفت: «پلاستیک از کیلویی ۲۲۰ هزار تومان به ۵۰۰ هزار تومان رسیده است؛ یک نمونه از تورم و حمله به پتروشیمیها.»
جمهوری اسلامی با استفاده از یک ماهواره چینی، پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را رصد کرده و دقت حملات خود را افزایش داده است. همزمان گزارشهایی درباره احتمال ارسال سامانههای دفاع هوایی چین به ایران منتشر شده است.
فایننشال تایمز چهارشنبه ۲۶ فروردین در گزارشی نوشت اسناد جمهوری اسلامی نشان میدهد نیروی هوافضای سپاه پاسداران در سال ۲۰۲۴ خدمات یک ماهواره با نام تییییی-وانبی (TEE-01B) را خریداری کرده و حتی کنترل سامانه آن را نیز در اختیار گرفته است.
در سوی دیگر، وزارت امور خارجه چین این گزارش را تکذیب کرد.
اهداف تحت نظر
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، این ماهواره برای رصد پایگاههای کلیدی آمریکا در منطقه به کار گرفته شد، از جمله پایگاه هوایی «پرنس سلطان» در عربستان سعودی، پایگاه «موفق السالتی» در اردن و مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین.
همچنین پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، از جمله کمپ بوهرینگ و پایگاه هوایی علی السالم، به همراه پایگاه نظامی «کمپ لمونیه» در جیبوتی و فرودگاه بینالمللی الدقم در عمان نیز در فهرست اهداف رصد این ماهواره قرار داشتهاند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است این ماهواره تنها به اهداف نظامی محدود نبوده و برخی زیرساختهای غیرنظامی در منطقه خلیج فارس را نیز زیر نظر داشته است. از جمله این اهداف میتوان به بندر کانتینری خورفکان و تاسیسات برق و آبشیرینکن در امارات متحده عربی اشاره کرد.
همچنین تاسیسات آلبا در بحرین که یکی از بزرگترین مجتمعهای تولید آلومینیوم در جهان به شمار میرود، در میان مراکز تحت نظارت این ماهواره بوده است.
به نوشته فایننشال تایمز، این سطح از نظارت ماهوارهای میتواند به افزایش دقت حملات و گسترش دامنه اهداف احتمالی در منطقه منجر شود: «این توانایی نظارتی به جمهوری اسلامی کمک کرده اهداف خود را با دقت بیشتری مورد حمله قرار دهد.»
از سوی دیگر، سیانان ۲۲ فروردین و در آستانه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد پاکستان، در یک گزارش اختصاصی نوشت بر اساس ارزیابیها و اظهارات سه منبع آگاه، پکن قصد دارد سامانههایی را به ایران منتقل کند که میتوانند توان دفاعی جمهوری اسلامی را تقویت کنند. موضوعی که در صورت تحقق، با توجه به نقش ادعایی چین در میانجیگری آتشبس، «اقدامی تحریکآمیز» تلقی میشود.
بر اساس این گزارشها، احتمال دارد انتقال این تجهیزات از طریق کشورهای ثالث انجام شود تا نقش چین پنهان بماند.
سامانههای مورد بحث شامل موشکهای دوشپرتاب ضد هواپیما است که میتوانند هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی را در ارتفاع پایین تهدید کنند.
مقامهای چینی این گزارش را رد کردهاند.
سخنگوی سفارت چین در واشینگتن اعلام کرد: «چین هرگز به هیچیک از طرفهای این درگیری سلاح ارائه نکرده و این گزارش نادرست است.»
همزمان چین ۲۶ فروردین محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا را «خطرناک و غیرمسئولانه» خواند و هشدار داد این اقدام میتواند آتشبس شکننده را تضعیف و عرضه انرژی جهان را مختل کند.
در همین حال، انتظار میرود دونالد ترامپ و شی جیپینگ، روسای جمهوری آمریکا و چین در اوایل ماه می دیدار کنند و موضوع جنگ ایران نیز در دستور کار گفتوگوهای آنها قرار گیرد.
از سوی دیگر، گزارشهایی هم از همکاریهای نظامی جمهوری اسلامی با روسیه منتشر شده است؛ از جمله ارسال پهپاد و ارائه اطلاعات و تصاویر ماهوارهای در جریان درگیریهای اخیر.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال از قشم گفت: «من کاسب هستم. اینجا اوضاع اقتصادی بهشدت افتضاح است. همه کاسبها از دم ورشکست شدند. همان روز اول جنگ ۸۰ درصد جمعیت قشم را خالی کردند.»
شهروندی از اسلامشهر نوشت: «بعد از ۴۰ روز به اینترنت وصل شدم. ما بیپولی و کمبود مواد غذایی و دارو را تحمل میکنیم، به امید اینکه یک روز در آزادی زندگی کنیم.»
در پیام دیگری آمده است: «در یک هفته گذشته، تمامی محصولات غذایی در ایران حداقل ۵۰ درصد گران شدهاند. مردم دیگر توان خرید ضروریات زندگی را ندارند و بیکاری و فقر بیداد میکند.»
مخاطبی نوشت: «عرق سگی یکونیم لیتری قبلا ۴۰۰ هزار تومان بود. حالا یک لیتر آن شده یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان.»
در حالی که بیش از ۴۰ روز از آغاز درگیریهای نظامی در ایران میگذرد و آتشبسی موقت برای مذاکرات برقرار شده، ساختار آموزشی ایران با یکی از بزرگترین چالشهای تاریخ خود پس از جنگ ایران و عراق روبهروست.
تعطیلی گسترده مدارس و دانشگاهها که بهگفته مقامات حکومتی با هدف «حفظ جان دانشآموزان» آغاز شد، اکنون با قطع سراسری اینترنت بینالمللی و جایگزینی آن با شبکه ملی اطلاعات، به یک بنبست آموزشی تبدیل شده است.
وعدههای دولتی و واقعیتهای «شاد»
وزارت آموزش و پرورش در آخرین ابلاغیه خود که در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ صادر شد، رسما اعلام کرد که تمامی مدارس کشور تا ۳۱ فروردین ماه بهصورت غیرحضوری فعالیت خواهند کرد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، مدعی شده است که پلتفرم «شاد» بر بستر شبکه ملی بدون مشکل در حال ارائه خدمات است.
با این حال، واقعیت روی زمین حکایت از یک «تبعیض آموزشی» گسترده دارد. در حالی که ترافیک این شبکه طبق ابلاغیه ۱۷ فروردین رایگان اعلام شده، اما قطع اینترنت بینالمللی و اختلال در زیرساختهای مخابراتی، دسترسی دانشآموزان در مناطق محروم و درگیر جنگ را عملا به صفر رسانده است.
از سوی دیگر، وزارتخانه با تعلیق تصمیمگیری درباره امتحانات نهایی پایه دوازدهم به «اقتضای زمان»، صدها هزار دانشآموز را در وضعیت بلاتکلیفی مطلق قرار داده است.
دانشگاهها؛ تحصیل در انزوای علمی
در آموزش عالی، وضعیت از اختلال گذشته و به بنبست رسیده است. بر اساس بخشنامه ۹ فروردین ۱۴۰۵، تمامی دانشگاهها موظف به برگزاری صرفا مجازی کلاسها و جلسات دفاع شدهاند.
یک مخاطب با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «دانشجوی تحصیلات تکمیلی نیاز به اینترنت دارد. هیچ چشماندازی توسط دانشگاه برای این ترم مشخص نشده است. کلاسهای آزمایشگاه، تاریخ تصویب و دفاع پروپوزال و …، همهچیز بهنوعی در حالت تعلیق درآمده و به بخشنامههای سطحی و گنگ تبدیل شده که به تمامی زمانهای حدودی اعلام شده هم، مدتزمان جنگ اضافه خواهد شد.»
این دانشجو همچنین با اشاره به نبودن برنامهای مشخص برای حضوری کردن کلاسها، دلیل این تصمیم را «کنترل فضای امنیتی و استفاده از مراکز آموزشی برای نیروهای سرکوبگر» عنوان کرد و گفت: «واقعا توهینآمیز است، تنها کار عملیاتی که انجام شده، انتقال کلاسها به پیامرسانهای داخلی است. با این شرایط دانشجویان ارشد و دکتری چطور میتوانند از لحاظ روانی، ذهنی و سختافزاری کارآمد باشند؟»
دانشجوی دیگری در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «دوره لیسانس ما هیچ و پوچ بود. از کرونا تا جنبش مهسا، از انقلاب ملی تا جنگ؛ دانشگاه یا تعطیل و غیرحضوری بود، یا مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار میگرفت، یا محل استقرار آنها بود.»
او با اشاره به اینکه در ترم پایانی قرار دارد و باید از پایاننامه خود دفاع کند، گفت: «رشته من عکاسی است و باید برای دروس عملی و پایاننامهام عکاسی کنم. اما این روزها بالا بردن گوشی تلفن همراه برای عکاسی هم میتواند جرم باشد و تبعات داشته باشد، چه برسد به اینکه سهپایه و دوربین در شهر بگذاری. همین میتواند با اتهامات امنیتی جدی روبهرو شود.»
این دانشجو همچنین موضوع تعلیق کلاسها و روند آموزشی و دسترسی به منابع مختلف برای نوشتن پایاننامه و حتی در دسترس نبود استادان راهنما و تعطیلی دانشگاهها برای پیگیری چگونگی روند جلسات دفاع را از مهمترین موضوعات دانشجویان در قطعی اینترنت دانست.
تحصیل در خانه؛ کلاس درسی که دیگر نیست
بخش بزرگی از بحران آموزش در زمان جنگ اما بر دوش والدینی است که میان دو راهی «نان و جان» گرفتار شدهاند.
در حالی که ادارات بهصورت نوبتی فعالیت میکنند، بسیاری از والدین مجبورند فرزندان خود را در خانه تنها بگذارند و یا به نزدیکان خانواده از جمله پدر و یا مادربزرگ بسپارند که این وضعیت بار آموزشی را به دوش خانوادههایی انداخته است که خود تحت فشار شدید معیشتی و روانی هستند.
یک مخاطب ایراناینترنشنال گفت: «من و همسرم هر دو شاغل هستیم و تا ۵ عصر کار میکنیم. کلاسهای آنلاین دختر کلاس اولمان اما از ساعت ۱۲ ظهر شروع میشود. در این شرایط ما مجبور هستیم او را پیش مادربزرگش بگذاریم که کار کردن با این اپلیکیشنهایی را که مدام قطع میشود بلد نیست و طبیعتا با سیستم آموزشی و نحوه دروس آشنا نیست.»
این مخاطب، چنین وضعیتی را آزار مضاعف خانوادهها و خالی شدن کلاسها از بار علمی و پیشرفت بچهها دانست و تاکید کرد کودکان این رده سنی که در دوره کرونا، دو جنگ و دو اعتراض بسیار بزرگ زندگی کردهاند، زیست و آموزششان بهشدت آسیب دیده است.
این مادر به موضوع پرداختن شهریه کامل یک سال تحصیلی اشاره کرد و گفت: «ما فرزند خود را در یک مدرسه غیردولتی ثبتنام کردیم و هزینه کامل یک سال را هم پرداخت کردیم، اما تقریبا بیشتر سال تحصیلی یا مدارس تعطیل بود، یا غیرحضوری و بار آموزش به دوش ما و خانواده بود. همینطور این هزینه شامل کلاسها و فعالیتهای جانبی بود که فرزند ما از هیچکدام از آنها استفاده نکرد و خب مدرسه هم هیچ برنامهای برای بازپس دادن هزینه ندارد و این هم یک مشکل بزرگ دیگر است.»
تثبیت شکاف آموزشی در زیر سایه موشک
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، صرفا یک اختلال موقت تحصیلی نیست؛ بلکه تثبیت سیستم «اینترنت طبقاتی» در ساختار آموزشی است. درحالیکه اقلیتی با دسترسی به اینترنتهای خاص از جمله سیمکارت سفید به منابع آموزشی دسترسی دارند، یا گروهی اندک با پرداخت هزینههای بسیار زیاد به اینترنت ماهوارهای استارلینک متصل هستند، اکثریت جامعه با مدارس و دانشگاههایی که تنها نامی از آنها باقی مانده، رها شدهاند.
جمهوری اسلامی مدعی مدیریت بحران است، اما تمدید پیدرپی تعطیلیها و سکوت درباره سرنوشت امتحانات نهایی و کنکور، نشاندهنده نبود کمترین چشمانداز برای آینده است. با تداوم قطعی بیش از ۴۵ روزه اینترنت، حق آموزش در ایران به یک «امتیاز سیاسی» تبدیل شده و نسلی در حال شکلگیری است که هزینه جنگ را نه فقط با امنیت، بلکه با ویرانی آینده تحصیلی خود میپردازد.
