چگونه درباره «جنگ ایران» با کودکان صحبت کنیم؟

کارشناسان میگویند افزایش تصاویر جنگ در شبکههای اجتماعی، والدین را با چالش گفتوگو با فرزندان روبهرو کرده است.

کارشناسان میگویند افزایش تصاویر جنگ در شبکههای اجتماعی، والدین را با چالش گفتوگو با فرزندان روبهرو کرده است.
شبکه محلی «WRIC»، وابسته به شبکه ایبیسی، در گزارشی به این چالش والدین پرداخته است. بنابر این گزارش با گذشت بیش از یک ماه از تشدید تنشها میان حکومت ایران، اسرائیل و ایالات متحده، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای مرتبط با جنگ در شبکههای اجتماعی، نگرانیهای تازهای برای والدین ایجاد کرده و آنها را به گفتوگو با فرزندانشان واداشته است.
آنا مکچسنی، مشاور حرفهای و مدیر یک مرکز مشاوره در ریچموند، در ایالت ویرجینیا، میگوید مشاهده تصاویر بدون زمینه در فضای مجازی میتواند برای کودکان «آزاردهنده و ترسناک» باشد. او توصیه میکند والدین گفتوگو با فرزندان را با پرسشهای ساده و باز درباره دانستهها و احساسات آنها آغاز کنند و این موضوع را در موقعیتهای طبیعی مانند هنگام رانندگی یا صرف غذا مطرح کنند.

به گفته این کارشناس، استفاده از تعابیری مانند «خوب» و «بد» میتواند تصویر سادهسازیشدهای از واقعیت ارائه دهد و بهتر است والدین از چنین چارچوبهایی پرهیز کنند. او همچنین تاکید میکند که والدین باید پیش از گفتوگو در وضعیت روانی آرامی باشند، چرا که «کودکان احساسات والدین را دریافت میکنند».
مکچسنی در ادامه میگوید نوجوانان معمولاً با برداشتها و اطلاعات خود- که اغلب تحت تاثیر دوستان یا شبکههای اجتماعی است - وارد این گفتوگوها میشوند و این بخشی طبیعی از روند رشد آنهاست.
او همچنین به والدین توصیه میکند که برای حفظ سلامت روان خود، میزان مواجهه با اخبار را مدیریت کنند و در صورت نیاز از خدمات مشاوره حرفهای استفاده کنند.






رسانهها گزارش میدهند در پی سرنگونی یک جنگنده اف-۱۵ آمریکایی، عملیات گسترده جستوجو و نجات آغاز شده و یکی از خدمه همچنان مفقود است.
به گزارش هیل، دو جنگنده نیروی هوایی ایالات متحده روز جمعه ۱۴ فروردین در جریان عملیات علیه اهدافی در ایران در دو حادثه جداگانه هدف قرار گرفتند که یکی از آنها در حریم هوایی ایران سرنگون شد.
بر اساس این گزارش، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی یک جنگنده اف-۱۵ را سرنگون کرد و خدمه آن مجبور به خروج اضطراری شدند. این نخستین مورد سرنگونی یک جنگنده آمریکایی توسط حکومت ایران از زمان آغاز جنگ توصیف شده است. به گفته یک مقام آمریکایی، یکی از دو خدمه این جنگنده نجات یافته، اما وضعیت خدمه دوم همچنان نامشخص است.
به نوشته هیل، پنتاگون نیز به کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان اطلاع داده که از سرنوشت این نظامی اطلاعی در دست نیست. موضوعی که معمولاً به معنای نامشخص بودن محل حضور اوست. همزمان، گزارشهایی از نیویورکتایمز حاکی است نیروهای ایرانی نیز در حال جستوجو برای یافتن این نظامی مفقود هستند.
در پی این حادثه، عملیات جستوجو و نجات با مشارکت چندین واحد نظامی آمریکا آغاز شد. به گفته منابع، یک جنگنده پشتیبانی نزدیک از نوع ای-۱۰ نیز در این عملیات هدف قرار گرفت، اما خلبان آن توانست وارد حریم هوایی کویت شود و پس از خروج اضطراری نجات یابد. همچنین دستکم دو بالگرد جستوجو و نجات نیز در جریان این عملیات هدف حمله قرار گرفتهاند، هرچند یکی از آنها موفق به خروج از منطقه شده است.
این تحولات در حالی رخ میدهد که، به گفته مقامهای کاخ سفید، دونالد ترامپ در جریان کامل این حادثه قرار گرفته و همراه با تیم امنیت ملی خود آخرین گزارشها از جنگ را دریافت کرده است.
بر اساس آمار منتشرشده از سوی پنتاگون، از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند، در مجموع ۳۶۵ نظامی آمریکایی زخمی شدهاند؛ از جمله ۲۴۷ نفر از ارتش، ۶۳ نفر از نیروی دریایی، ۱۹ نفر از تفنگداران دریایی و ۳۶ نفر از نیروی هوایی. شمار کشتهشدگان آمریکایی در این درگیری تاکنون ۱۳ نفر اعلام شده است.
این گزارش همچنین نشان میدهد که تشدید درگیریها و گسترش دامنه حملات، خطرات عملیات نظامی آمریکا در ایران را افزایش داده و نگرانیها درباره سرنوشت نیروهای درگیر در میدان را تشدید کرده است.
منابع اطلاعاتی آمریکا میگویند تهران از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند و بازگشایی آن در کوتاهمدت بعید است.
به گزارش رویترز، ارزیابیهای اخیر نهادهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد حکومت ایران در آینده نزدیک تنگه هرمز را بازگشایی نخواهد کرد و از کنترل این آبراه حیاتی بهعنوان مهمترین ابزار فشار بر ایالات متحده بهره میبرد.
به گفته سه منبع آگاه، این رویکرد میتواند به تهران اجازه دهد با محدود نگه داشتن عبور و مرور در تنگه، قیمت انرژی را بالا نگه دارد و از این طریق دولت دونالد ترامپ را برای پایان سریعتر جنگ تحت فشار قرار دهد.
رویترز مینویسد این وضعیت نشان میدهد جنگی که با هدف تضعیف توان نظامی حکومت ایران آغاز شد، ممکن است در عمل به افزایش نفوذ منطقهای تهران منجر شده باشد؛ چرا که توانایی این کشور در تهدید یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان برجسته شده است.
در حالی که ترامپ بازگشایی تنگه هرمز را ساده جلوه داده و حتی از امکان «باز کردن تنگه و بهرهبرداری از نفت» سخن گفته، تحلیلگران هشدار میدهند اقدام نظامی برای تحقق این هدف میتواند پرهزینه، پرریسک و حتی به یک جنگ زمینی طولانی منجر شود.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، در اینباره گفته است: «در تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح کشتار جمعی، آمریکا عملاً به ایران یک سلاح اختلال گسترده داده است.» او تاکید کرد توانایی [حکومت] ایران در تأثیرگذاری بر بازار انرژی از طریق تنگه هرمز «حتی از یک سلاح هستهای هم قدرتمندتر» است.
موضع دولت آمریکا نیز در قبال نحوه بازگشایی تنگه یکدست نبوده است. ترامپ از یک سو آن را پیششرط آتشبس دانسته و از سوی دیگر از کشورهای وابسته به انرژی خلیج فارس و متحدان ناتو خواسته خود مسئولیت این کار را بر عهده بگیرند. یک مقام کاخ سفید در عین حال گفته است که رییسجمهوری «اطمینان دارد» تنگه بهزودی باز خواهد شد.
در همین حال، سپاه پاسداران با استفاده از تاکتیکهایی مانند حمله به کشتیها، کارگذاری مین و حتی مطالبه عوارض عبور، عملاً تردد در تنگه را مختل کرده و این موضوع به افزایش قیمت جهانی نفت و بروز کمبود سوخت در برخی کشورها انجامیده است.
کارشناسان هشدار میدهند حتی در صورت اقدام نظامی، کنترل کامل تنگه دشوار خواهد بود. این آبراه باریک، کشتیها و نیروهای نظامی را به اهدافی آسان تبدیل میکند و [حکومت] ایران میتواند با استفاده از پهپادها و موشکها از داخل خاک خود همچنان آن را تحت فشار نگه دارد.
به گفته منابع آگاه، تهران که اکنون قدرت این اهرم را تجربه کرده، بهسادگی از آن صرفنظر نخواهد کرد. همچنین برخی تحلیلگران معتقدند [حکومت] ایران ممکن است در دوره پساجنگ نیز با دریافت عوارض از کشتیها، از این مسیر برای تامین هزینههای بازسازی استفاده کند.
بیل برنز، رییس پیشین سیا، نیز گفته است [حکومت] ایران احتمالاً از این ابزار برای کسب «تضمینهای امنیتی بلندمدت» و منافع اقتصادی در مذاکرات آینده استفاده خواهد کرد- موضوعی که به گفته او، روند دستیابی به توافق را «بسیار دشوار» میکند.
ایندیپندنت گزارش میدهد رییسجمهوری آمریکا همزمان با ادامه عملیات جستوجو، از اعلام واکنش احتمالی واشینگتن خودداری کرده است.
به گزارش ایندیپندنت، در حالی که عملیات جستوجو برای یافتن یکی از خدمه جنگنده اف-۱۵ سرنگونشده در ایران ادامه دارد، دونالد ترامپ اعلام کرده هنوز آماده نیست درباره واکنش آمریکا در صورت آسیب دیدن این خلبان اظهار نظر کند.
ترامپ در یک گفتوگوی تلفنی کوتاه با این رسانه گفت: «نمیتوانم در اینباره اظهار نظر کنم، چون… امیدواریم چنین اتفاقی نیفتد»، و سپس تماس را پایان داد. این نخستین مورد سرنگونی یک خلبان آمریکایی در خاک دشمن از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ توصیف شده است.
پیش از این نیز ترامپ به انبیسی نیوز گفت که سرنگونی یک هواپیمای نظامی آمریکایی در ایران بر مذاکرات درباره پایان دادن به جنگ بیش از یکماهه آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی تاثیری نخواهد گذاشت.
او در پاسخ به این پرسش که آیا این رویداد بر هرگونه مذاکره با جمهوری اسلامی اثر خواهد داشت، گفت: «نه، اصلا.» او افزود: «نه، این جنگ است. ما در جنگ هستیم.»
به نوشته ایندیپندنت، یکی از دو خلبان این جنگنده اندکی پس از حادثه نجات یافته، اما خلبان دوم همچنان مفقود است. همزمان، تلویزیون حکومتی ایران از شهروندان خواسته «خلبان دشمن» را به نیروهای امنیتی تحویل دهند و برای این کار پاداش تعیین شده است. همچنین مقامهای محلی در استان کهگیلویه و بویراحمد وعده «تقدیر ویژه» از افرادی دادهاند که این خلبان را دستگیر یا کشته باشند.
ایندیپندنت مینویسد این جنگنده چهارمین هواپیمای جنگی آمریکایی است که از آغاز حملات گسترده واشینگتن علیه حکومت ایران در ۹ اسفند از دست رفته و نخستین موردی است که بر اثر آتش دشمن سرنگون شده است.
در ادامه گزارش آمده است که با وجود این تحول، ترامپ هنوز بهطور علنی به این حادثه واکنش نشان نداده و در عوض به انتشار پیامهایی درباره جنگ در شبکه اجتماعی خود ادامه داده است. او پیشتر گفته بود که حکومت ایران «بهشدت تضعیف شده» و تاکید کرده بود آمریکا «کار را بهسرعت تمام خواهد کرد».
به نوشته ایندیپندنت، این تحولات در حالی رخ میدهد که تنشها بر سر تنگه هرمز و حملات متقابل، بازارهای جهانی انرژی را با نوسان مواجه کرده و نگرانیها درباره گسترش درگیری افزایش یافته است.
مذاکره راهی برای تعیین پیروز میدان جنگ است. واشینگتن میکوشد برتری هوایی خود را به زبان توافق ترجمه کند و تهران میخواهد نشان دهد بدون به رسمیت شناختن اقتدارش در تنگه هرمز، پایانی برای جنگ نیست.
تفاوت خواستههای طرفین به حدی است که توافق را فعلا ناممکن کرده است. پس آنچه خواهیم دید، قدرتنمایی بیشتر برای رسیدن به توافق پیروز برای یکی از طرفین است.
مذاکره میان طرفین جنگ در شرایط کنونی زبانی بیشتر نظامی دارد تا سیاسی. هر بار که واشینگتن از پیشرفت، انعطاف یا نزدیک شدن به توافق سخن میگوید، فقط گزارشی از وضعیت ارائه نمیکند، بلکه میکوشد این تصور را بسازد که فشار نظامی، طرف مقابل را به پذیرش چارچوب مطلوب خود نزدیک کرده است.
در سوی دیگر، انکار مذاکره از سوی تهران نیز صرفا تکذیب دیپلماتیک نیست. انکار، تلاشی است برای جلوگیری از آنکه تماسهای موجود بهعنوان نشانهای از پذیرش موقعیت فرودست فهمیده شوند.
نتیجه این تماسها اما فقط با اراده دو طرف تعیین نخواهد شد، چرا که سایر کشورهای منطقه نیز در توافق احتمالی خواهان سهم خود خواهند بود و هر کشور یا اتحادی که بخواهد تنگه هرمز را بازگشایی کند، خواستههایش را در توافق خواهد گنجاند.
گفتار پیروزی و دیکته نتیجه
واشینگتن فقط در میدان به دنبال برتری نیست، بلکه در زبان نیز میکوشد تفوق یابد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در هفته دوم جنگ گفته بود: «در همه مراحل، شرایط جنگ به واسطه ما تعیین خواهد شد.»
این زبان در ادبیات دونالد ترامپ نیز مدام با عبارت «فرستادن به عصر حجر» تکرار میشود.
اما تکیهگاه این ادبیات قدرت نظامی است. این قدرت نظامی وقتی برای یک دولت به پیروزی عملی تبدیل میشود که بتواند آن را به قالبی سیاسی، قابلفروش و پایدار تبدیل کند.
به این معنا، وقتی طرف آمریکایی از «پیشرفت مذاکره» یا «نقاط عمده توافق» سخن میگوید، بخشی از تلاش واشینگتن است برای عبور از مرحله وارد کردن ضربه، به مرحله دیکته کردن نتیجه.
اما محدودیتهایی که آمریکا دارد در همین زبان سیاسی آشکار است.
اگر برتری نظامی بهخودیخود به پیروزی سیاسی کامل تبدیل شده بود، واشینگتن دیگر نیازی به این تاکید بر برقراری تماس، میانجیگری و توافق نداشت. اصرار بر وجود پیشرفت نشان میدهد که گذار از زمین نظامی به سیاست هنوز کامل نشده است.
آمریکا در سطح نظامی دست بالا را دارد، اما در کلیت این موضوع بهدست نیامده است. تنگه هرمز بسته است و به همپیمانان آمریکا هنوز هم حمله میشود. در واکنش به این وضعیت، ترامپ در سخنرانی خطاب به ملت آمریکا گفت با تنگه هرمز کاری ندارد و کسانی که میخواهند، آن را باز میکنند: «بروند و انجام دهند.»
با این حال، اختیار زبان پیروز در واشینگتن، صرفا متوجه جمهوری اسلامی نیست. چرا که این زبان برای مخاطبان جهانی و داخلی آمریکا مصرف دارد: برای بازارها، برای افکار عمومی، برای دستگاه سیاسی، و برای ساختاری که باید هزینههای جنگ و پیامدهای آن را مدیریت کند.
این در حالی است که خواستههای طرف اسرائیلی با آمریکایی تفاوت دارد. تفاوت، در نتیجهای است که از جنگ باید حاصل شود. موضوعی که سفیر اسرائیل در آمریکا بر آن تاکید کرد.
همچنین تولسی گبارد، رییس اطلاعات ملی آمریکا نیز گفت: «اهدافی که رییسجمهور مطرح کرده با اهدافی که دولت اسرائیل مطرح کرده متفاوت است. از اقداماتی که انجام شده مشخص است که دولت اسرائیل بر تضعیف رهبری ایران تمرکز دارد.»
انکار، شرطگذاری و ناتمام گذاشتن پیروزی
واکنش جمهوری اسلامی صرفا در سطح تکذیب معنادار نیست. تهران نیز بهدنبال پیروزی است اما پیروزی را در بقای حکومت میبیند، در عین حال که میخواهد رژیم دریایی در تنگه هرمز را تغییر دهد. به همین خاطر اگر جمهوری اسلامی بهسادگی بپذیرد که در میانه این حجم از فشار و شروط ۱۵ گانه آمریکا موافقت کرده است، عملا فرودستی سیاسی را پذیرفته است.
از همین رو، تکذیب، بخشی از نبرد بر سر قدرت سیاسی است، نه صرفا رد یک خبر.
با این حال، جمهوری اسلامی که ناوگان هوایی و زمینیاش در هم شکسته و بسیاری از سرانش کشته شده یا در معرض حذف هستند نیز بهدنبال راه خروج است و بههمین دلیل، ناچار است میان دو نیاز متضاد تعادل برقرار کند: از یک سو، راههای ارتباطی را باز نگه دارد تا بحران فقط به تشدید ختم نشود؛ و از سوی دیگر، نگذارد همین تماسها بهعنوان نشانه عقبنشینی فهمیده شوند.
این شرطگذاریها فقط ابزار چانهزنی نیستند. آنها راهی برای این هستند که اگر قرار است گفتوگویی هم شکل بگیرد، در چارچوب روایتی پیش برود که ایران را از موضع شکستخورده بیرون نگه دارد و دستاوردی هم برای حکومت فراهم کند.
در این معنا، تهران بیش از آنکه بخواهد ثابت کند برنده شده، میکوشد مانع آن شود که آمریکا بتواند پیروزی خود را کامل، تثبیت و قابل دیکته کردن جلوه دهد.
پس اهرم اصلی ایران، دستکم در این مقطع، بیش از آنکه در اثبات یک پیروزی نهایی باشد، در ناتمام گذاشتنِ پیروزیِ طرف مقابل نهفته است.
این همان منطقی است که هم در زبان رسمی، هم در حداکثرسازی شروط، و هم در تاکید بر ظرفیتهای منطقهای و دریایی دیده میشود.
تهران شاید نتواند بهسادگی بگوید «من پیروز شدهام»، اما میکوشد بگوید «تو هنوز آنقدر پیروز نشدهای که بتوانی نتیجه را یکجانبه بنویسی».
مذاکره بهمثابه سنجش منبع قدرت
ترامپ تاکید دارد که نظم سیاسی در ایران عوض شده است و کسانی که به قدرت رسیدهاند افراد معقولتری هستند. اما به واقع نمیدانیم که در ایران چه اتفاقی در سطح سیاست افتاده است و مکانیسم تصمیمگیری چگونه است یا دست چه کسانی است.
با این حال میتوان گفت رویکرد ترامپ در تاکید بر مذاکره روشی برای سنجش منبع واقعی قدرت در تهران نیز است. هر تماس، هر تکذیب، و هر نامی که بهعنوان کانال احتمالی مطرح میشود، فقط بخشی از گفتوگوی دیپلماتیک نیست و آزمایشی است برای فهمیدن اینکه در ساختار قدرت ایران چه کسی هنوز توان تصمیمگیری دارد.
پس از کشته شدن علی خامنهای، گزارشها خبر از شکاف در دستگاه رهبری دارد. با این حال سپاه پاسداران به خاطر موقعیت جنگی و به دست گرفتن بیشتر ساختارهای پیش از جنگ، دست برتر را در زمین سیاست دارد.
نقش محوری سپاه پاسداران در برکشیدن مجتبی خامنهای، نشان از تاثیرگذاری این نهاد در امروز ایران است. با این حال معلوم نیست که کشته شدن فرماندهان سپاه چه تاثیری در این نهاد گذاشته است.
نام بردن هدفمند از محمدباقر قالیباف بهعنوان چهرهای «معقول»، تاکتیک ترامپ برای تحریک گسلهای قدرت در تهران است. در حالی که پایگاه خبری اکسیوس، او را پلی به جناحهای غیرنظامی میبیند، این اقدام شکاف میان جبهه سپاه-مجتبی خامنهای و قالیبافِ سهمخواه را علنی کرده است.
به گزارش نیویورکتایمز، این «بازی تاج و تخت» بر سر حق نمایندگی و تعیین خطوط قرمز، عملا تصمیمگیری در ایران را فلج کرده؛ وضعیتی که دقیقا خروجیِ آزمون ترامپ برای شناسایی کانون واقعی قدرت است.
همین فضای سوءظن، در کنار تخریب مرحلهبهمرحله زیرساختها و توان نظامی، میتواند بهشکلی پارادوکسیکال امکان مذاکره را جدیتر کند؛ چرا که هراس از فروپاشی، ممکن است بخشی از بدنه قدرت را برای بهدست گرفتن کاملِ سکان سیاست و تضمین بقای حکومت به تکاپوی جدی وادارد؛ هرچند وقوع چنین چرخشی در این روزها، همچنان گزارهایست با احتمال اندک.
میانجیها و معماری نتیجه
در مورد اقدامات میانجیگرانهای که این روزها در جریان است، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در یک مصاحبه گفت که اکنون ایران حق دارد خواستههای زیادی داشته باشد اما تاکید کرد نه خواستههای تهران و نه واشینگتن در این سطح نخواهد ماند.
او گفت کار میانجیها واقعی کردن خواستهها برای رسیدن به توافق است.
اما واقعیت این است که میانجیها در این صحنه فقط یک واسطه ساده نیستند. آنها خودشان بخشی از معماران نتیجه خواهند بود، چون هر توافقی که نهایی شود، باید «سهم» و منافع آنها را در نظم جدیدِ انرژی و امنیت منطقه تضمین کند.
در واقع، کشورهای همسایه نه برای صلحِ مطلق، بلکه برای تثبیت جایگاه خودشان در معادله قدرت است که میانجیگری میکنند.
با این همه، این میانجیها دقیقا در میانه یک «هراسِ دوگانه» گرفتار شدهاند. آنها از یک طرف نمیخواهند خلیج فارس به ابزار فشار دائمیِ ایران تبدیل شود و از طرف دیگر، نه کاملا در اردوگاه آمریکا هستند و نه میخواهند با خروج ناگهانی واشینگتن از این نبرد، با جمهوری اسلامی تنها بمانند.
همین «ماندن در میانه» است که آنها را واداشته تا همزمان با مهارِ جنگ، به دنبال راهی برای محدود کردن اهرمهای منطقهای ایران باشند، با این احتمال که شاید برای تغییر وضعیت تنگه هرمز خود دست به اقدام نظامی نیز بزنند. موضوعی که این روزها از چین تا اروپا را نیز به شدت درگیر کرده است.
تلاشهای میانجیگرانه فعلی نه برخاسته از ارادهای برای صلح، بلکه نتیجه نوعی همگرایی اجباری برای مهار بیثباتی در خلیج فارس است.
این تبادل پیامها، بیش از آن که مقدمه توافق باشد، صحنهای برای بازتعریفِ موازنه قدرتی است که هنوز در میدان نبرد تثبیت نشده و در واقع، طرفین از دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای نظامی خود استفاده میکنند.
به همین دلیل در کوتاهمدت، تشدید تنش محتملتر از صلح است؛ چرا که تقابل دو «ادعای پیروزی» از سوی تهران و واشینگتن، راه را بر هرگونه عقبنشینی بسته است.
تا زمانی که طرفین خود را در موضع برتر ببینند و هزینه ادامه تنش را کمتر از بهایِ امتیازدهی بدانند، دیپلماسی تنها ابزاری برای مدیریت بحران خواهد بود، نه پایانی بر آن.
سیبیاسنیوز به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد یک خدمه از جنگنده آمریکایی اف-۱۵اِی که هنگام پرواز بر فراز ایران، سقوط کرد، نجات پیدا کرده و عملیات جستوجو و نجات برای یافتن خدمه دیگر ادامه دارد. همزمان گزارشی درباره سقوط یک جنگنده آمریکایی دیگر منتشر شده است.
سخنگوی کاخ سفید جمعه ۱۴ فروردین به رسانهها گفت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در جریان گزارشها درباره جنگنده آمریکایی سقوط کرده، قرار گرفته است.
کارولین لیویت جزییات بیشتری درباره این موضوع ارائه نکرد.
از سوی دیگر، نیویورکتایمز ۱۴ فروردین به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت که یک جنگنده دیگر نیروی هوایی آمریکا (هواپیمای تهاجمی ای-۱۰)، جمعه در منطقه خلیج فارس و در نزدیکی تنگه هرمز سقوط کرد که خلبان آن نجات یافت.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به سقوط جنگنده اف-۱۵ آمریکا، به زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از ۳۷ بار شکست دادن ایران بهصورت متوالی، این جنگ درخشان و بدون استراتژی که آنها آغاز کردند، از براندازی، به آیا کسی میتواند خلبانان ما را پیدا کند لطفا، تنزل یافته است.»
بهدنبال انتشار گزارشهای متعدد درباره خلبانان جنگنده آمریکایی سقوط کرده در ایران، سیبیاسنیوز و اورشلیمپست گزارش کردند که یک خلبان نجات یافته است.
شبکه فاکسنیوز اعلام کرد این خلبان تحت مراقبتهای پزشکی قرار دارد و بالگردهای نیروهای ویژه در حال انجام ماموریت جستوجو برای خدمه دیگر هستند.
آسوشیتدپرس بهنقل از یک افسر ارتش اسرائیل گزارش داد این کشور در عملیات جستوجو و نجات خدمه جنگنده آمریکایی، کمک میکند.
بر اساس این گزارش، یک جنگنده آمریکایی که بر فراز جنوب غرب ایران در پرواز بود، سقوط کرده و دستکم یکی از خدمه آن از هواپیما خارج شده است.
دو منبع به سیبیاسنیوز گفتند این جنگنده با دو خدمه پرواز میکند، اما هنوز مشخص نیست چه تعداد خدمه در این هواپیما حضور داشتهاند.
تحلیلگر امنیتی: پرواز هواپیماها بر فراز ایران با ماموریت نجات همخوانی دارد
یک مقام اسرائیلی به شبکه سیانان گفت اسرائیل ۱۴ فروردین برخی از حملات برنامهریزیشده خود در ایران را به تعویق انداخت تا با عملیات جستوجو و نجات دو خدمه جنگنده آمریکایی که در ایران سرنگون شد، تداخل ایجاد نشود.
او جزییات بیشتری درباره زمان اجرای این حملات اعلام نکرد.
از سوی دیگر، آرون مکلین، تحلیلگر امنیت ملی، به سیبیاسنیوز گفت تصاویر و ویدیوهایی که رسانهها در ایران با عنوان پرواز هواپیماهای جنگی آمریکا بر فراز این کشور منتشر کردهاند، با الگوی عملیات جستوجو و نجات همخوانی دارد.
او افزود: «آمریکا در صورتی دست به چنین اقدامی میزند که دلیل مهمی داشته باشد.»
رسانههای حکومتی در ایران پیش از این با انتشار تصاویری اعلام کردند پدافند هوایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی یک جنگنده نیروی هوایی ایالات متحده را بر فراز خاک ایران در استان کهگیلویه و بویراحمد، سرنگون کرده است.
آنها همچنین تصاویری منتشر کردند که ظاهرا لاشه یک جت را نشان میدهد.
به گفته برخی کارشناسان نظامی در فضای مجازی، این قطعات مربوط به یک اف-۱۵ای استرایک ایگل از اسکادران جنگنده ۴۹۴ است.
جنگنده اف-۱۵اِی چه ویژگیهایی دارد؟
جنگنده اف-۱۵اِی ساخت آمریکا، یک هواپیمای رزمی دو منظوره است که هم ماموریتهای هوا به هوا و هم هوا به زمین را انجام میدهد.
این جنگنده در عملیاتهای هوا به هوا میتواند پهپادها و موشکهای کروز را رهگیری و سرنگون کند و در ماموریتهای هوا به زمین، به عنوان سکوی تسلیحاتی عمل کرده و توانایی رهاسازی مهمات هدایتشونده و انواع بمبها را دارد.
این هواپیمای جنگی با دو خدمه پرواز میکند: خلبان در صندلی جلو هدایت جنگنده را بر عهده دارد و افسر سامانههای تسلیحاتی، در صندلی عقب وظیفه هدفگیری و برنامهریزی تسلیحات را بر عهده دارد.
ساختار دوخدمهای تقسیم وظایف را ممکن میسازد و فشار کاری خلبان را بهویژه در شرایط عملیاتی پیچیده، کاهش میدهد.
