جنگندهها بر فراز شهرها؛ صدای انفجارهای شدید در دستکم هشت استان ایران پیچید | ایران اینترنشنال
جنگندهها بر فراز شهرها؛ صدای انفجارهای شدید در دستکم هشت استان ایران پیچید
از بامداد جمعه هفتم فروردین، گزارشها و پیامهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال از پرواز جنگندهها و شنیده شدن صدای انفجار در شماری از شهرهای دستکم هشت استان ایران خبر میدهد.
گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که در بامداد جمعه هفتم فروردین، صداهای مربوط به پرواز جنگندهها و انفجار در شماری از شهرهای دستکم هشت استان ایران، از جمله تهران، البرز، اصفهان، قم، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، کرمانشاه و کردستان شنیده شد.
بر اساس این روایتها، صداهای انفجار در مناطق غربی، جنوبی و شرقی تهران شنیده شد و صداهای انفجار در منطقه تهرانسر بسیار مهیب بود.
در استان تهران، صداهای انفجار در شهریار و شهر قدس نیز شنیده شد.
شهروندان در استان اصفهان هم از پرواز جنگندهها و صداهای انفجار در اصفهان و شاهینشهر خبر دادند و در کاشان نیز صداهای انفجار شنیده شد.
در استان البرز، صداهای انفجار در گوهردشت، گلشهر، مهرویلای کرج و نیز در کمالشهر شنیده شد.
بر اساس این گزارشها، در شهرهای قم، کرمانشاه، ارومیه و تبریز نیز شهروندان از صداهای انفجار خبر دادند و در قروه کردستان صدای پرواز جنگندهها شنیده شد.
همچنین پیامهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال از تشدید حملات هوایی در شهرهایی از جمله اهواز، آبادان، تهران، گرمدره، پرند، رباطکریم، شهرک اندیشه، کرج، شاهینشهر، همدان، اصفهان و تبریز حکایت دارد.
ساکنان اهواز و آبادان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از شنیده شدن صدای پرواز جنگندهها از نخستین دقایق بامداد جمعه و دستکم دو انفجار در اهواز خبر دادند.
همچنین بر اساس پیامهای دریافتی، صدای انفجارهای شدید در تمام مناطق تهران از حوالی سه بامداد جمعه شنیده شد. یکی از شهروندان در پیام خود نوشت: «سه انفجار شدید و عمیق از ساعت ۳:۰۴ تا ۳:۰۷ بامداد در تهران حس شد.»
شهروند دیگری از تهران نوشت که پس از شنیده شدن صداهای شدید انفجار، ستونهایی از دود در غرب و شمال غرب تهران دیده شد.
پیام دیگری از تهران حاکی از شنیده شدن «صدای مهیب و احساس موج انفجار بسیار شدید پس از آن» در حوالی پادگان سپاه اسلام در منطقه ۲۱ تهران است.
پیامهای دیگری از گرمدره، پرند، رباط کریم، شهرک اندیشه، کرج، شاهینشهر، همدان، اصفهان و تبریز از حملات هوایی شدید حکایت دارد.
یک شهروند از همدان نوشت: «حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد جمعه صدای رفتوآمد پرشمار جنگندهها بهطور گسترده شنیده شد.»
یک شهروند از شهر پرند نیز گفت: «صدای چند انفجار آمد. طوری شدید بود که تمام خانه و شیشهها لرزید و همه بیدار شدیم.»
شهروند دیگری از تبریز از حمله هوایی شدید به «محله میرداماد» این شهر خبر داده است. پژوهشکده رانشگرهای فضایی متعلق به وزارت ارتباطات در این منطقه قرار دارد.
در همین حال، اطلاعات و تصاویر ارسالی به ایراناینترنشنال از یک انفجار شدید در محدوده مرکز خرید گل یاس کاشان حوالی ۱:۳۰ بامداد جمعه خبر میدهد. این انفجار موجب قطعی برق در برخی از محلههای این شهر شد.
گفته میشود این مرکز خرید که در بلوار امام رضا، حد فاصل میدان کتاب و بلوار عباسزاده قرار دارد، متعلق به سپاه پاسداران است و مجموعهای از ساختمانهای متعلق به این نهاد نیز در کوچههای منتهی به این مرکز خرید قرار دارند.
در این میان، ارتش اسرائیل حدود ساعت پنج صبح جمعه اعلام کرد که «موجی از حملات در قلب تهران» را به پایان رسانده است.
ارتش اسرائیل این حملات را «گسترده» توصیف کرد و گفت که زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
براساس دادههای ردیابی نفتکشها از شرکت «کپلر» (Kpler) که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، تلاشهای جمهوری اسلامی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تاکنون تغییر عملی قابلتوجهی ایجاد نکرده است.
بیش از یک دهه است که تهران سرمایهگذاری سنگینی روی پایانه نفتی جاسک انجام داده؛ پروژهای که هدف آن انتقال بخشی از صادرات نفت خام به دریای عمان و ایجاد مسیر جایگزین خارج از خلیج فارس در زمان بحران بوده است. با این حال، دادهها نشان میدهد این پایانه هنوز نقش حاشیهای در سیستم صادراتی ایران دارد.
بر اساس دادههای کپلر، ایران در ۲۵ روز نخست ماه مارس بهطور میانگین روزانه حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه نفت خام بارگیری کرده است، اما سهم پایانه جاسک در این میان بسیار محدود بوده است.
میانگین بارگیری از جاسک در این دوره حدود ۸۱ هزار بشکه در روز بوده - کمتر از ۵ درصد کل صادرات نفت ایران.
الگوهای گذشته نیز نشان میدهد این محدودیت احتمالاً ساختاری است. ایران نخستین بار در اکتبر ۲۰۲۴ و همزمان با افزایش تنشهای نظامی با اسرائیل، صادرات از جاسک را آغاز کرد، اما حتی در آن زمان نیز حجم صادرات حدود ۷۷ هزار بشکه در روز بود. در مارس ۲۰۲۵ نیز این رقم بهطور متوسط حدود ۵۴ هزار بشکه در روز گزارش شده است.
این در حالی است که جاسک از طریق خط لولهای نزدیک به هزار کیلومتر به مناطق اصلی تولید نفت ایران متصل است. زیرساختی که با هدف افزایش ظرفیت صادرات خارج از خلیج فارس طراحی شده بود.
در عمل، وابستگی ایران به جزیره خارک همچنان بسیار بالا باقی مانده است.
بر اساس دادهها، بیش از ۸۴ درصد صادرات نفت ایران در ماه مارس از خارک انجام شده، در حالی که سهم جاسک تنها ۴.۴ درصد بوده است. حدود ۱۰ درصد دیگر نیز از پایانههای سروش و پارس جنوبی در خلیج فارس صادر شدهاند.
این تمرکز، یک آسیبپذیری راهبردی آشکار ایجاد میکند: هرگونه اختلال در خارک میتواند صادرات نفت ایران را بهشدت مختل کند.
این موضوع با تشدید جنگ میان حکومت ایران و ایالات متحده و اسرائیل اهمیت بیشتری یافته است. تنگه هرمز - که حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند - به نقطهای مرکزی در تنشها تبدیل شده و تهران بهطور دورهای عبور و مرور دریایی را محدود کرده است.
در همین حال، گزارشهایی درباره گسترش عملیات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده، از جمله طرحهایی برای استفاده از جزایر استراتژیک نزدیک تنگه هرمز جهت کنترل دسترسی به این آبراه.
در چنین سناریویی، وابستگی مداوم ایران به زیرساختهای صادراتی متمرکز در خارک، تجارت نفت این کشور را در معرض اختلال جدی قرار میدهد.
در مجموع، دادههای صادراتی یک واقعیت اساسی را برجسته میکند: با وجود سالها سرمایهگذاری، ایران نتوانسته وابستگی خود به تنگه هرمز - و مهمتر از آن، به پایانه خارک - را بهطور معناداری کاهش دهد.
در شرایط بیثبات کنونی منطقه، این وابستگی یک ضعف ساختاری مهم برای اقتصاد ایران محسوب میشود.
سفیر اسرائیل در سازمان ملل با انتقاد از مواضع کشورهای اروپایی در قبال تهران، نقش قاطع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در مهار نفوذ جمهوری اسلامی را یکی از چشمگیرترین تحولات در سازمان ملل طی هفتههای اخیر دانست.
دنی دانون در گفتوگو با روزنامه اورشلیمپست که پنجشنبه ششم فروردین منتشر شد، گفت: «من بهطور قطع از آنچه در هفتههای اخیر در سازمان ملل اتفاق افتاده است، شگفتزده هستم. در گذشته، ما با کشورهای خلیج فارس همکاری داشتیم و مواضع مشابهی داشتیم، اما این همکاریها پشت صحنه بود. اما این بار، آنها صرفاً به شیوهای آشکار، با قاطعیت، به نظر من، علیه [حکومت] ایران عمل میکنند.»
دانون به قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط کشورهای عربی خلیج فارس در محکومیت حملات جمهوری اسلامی و اقدام بعدی در مورد آزادی دریانوردی - قطعنامهای که بحرین روی میز این شورا قرار داد - «به عنوان شاهدی بر این تصمیم جدید» کشورهای عربی خلیج فارس اشاره کرد.
او اضافه کرد این قطعنامه لحن بسیار تندی علیه [حکومت] ایران دارد و تهدید میکند که اگر تهران به کشتیها اجازه آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را ندهد، از زور استفاده خواهد شد.
دانون در عین حال، به شدت از کشورهای اروپایی - به ویژه فرانسه - به دلیل تلاشهایشان برای ارائه یک «قطعنامه ضعیف» انتقاد کرد.
او گفت: «کشورهای اروپایی مانند فرانسه در تلاش هستند تا این پیشنهادها را تعدیل کنند، گاهی حتی آنها را خنثی کنند و اساساً کاری برای ایران انجام دهند. این پدیدهای است که من به یاد نمیآورم هرگز در راهروهای سازمان ملل دیده باشم.»
دانون اشاره کرد که حتی رقبای منطقهای نیز اختلافات خود را برای مقابله با تهدید مشترک کنار گذاشتهاند و افزود: «تنش بسیار بالایی بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی در بسیاری از مسائل وجود داشت. آنها موفق شدند همه اختلافات را کنار بگذارند و در حال حاضر در مبارزه خود علیه [حکومت] ایران، نیروها را متحد کنند.»
به گفته او، بخش کلیدی ماموریت دیپلماتیک اسرائیل «بیدار کردن» جهان با ارائه اطلاعات دقیق در مورد قابلیتهای جمهوری اسلامی بوده است.
دانون در این ارتباط به جلسه توجیهی اخیر خود اشاره کرد که در آن برد دقیق زرادخانه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی را ارائه داده بود.
او گفت مردم وقتی دیدند که جمهوری اسلامی هزاران موشک دارد که میتوانند به خانههایشان برسند، نگران شدند، و اضافه کرد: «اکثر کشورهای جهان هیچ حمایتی ندارند و ناگهان احساس میکنند که آنها نیز ممکن است از قلدری [حکومت] ایران آسیب ببینند.»
دانون اشاره کرد که این درک، موضوع را از «یک درگیری محلی اسرائیل و [حکومت] ایران به یک مساله امنیتی جهانی تغییر داده است» و گفت که «این موضع که [حکومت] ایران به اسرائیل حمله میکند، در مقایسه با این واقعیت که [حکومت] ایران به ۱۳کشور حمله میکند، متفاوت است.»
درگیری اسرائیل با حزبالله لبنان
او در مورد تشدید تنشها در شمال، جنگ بین اسرائیل و حزبالله، از شکست دولت لبنان و ناظران بینالمللی در مهار این گروه نیابتی جمهوری اسلامی سخن گفت.
دانون ضمن اذعان به این نکته که دولت لبنان برخی اقدامات نمادین مانند اخراج سفیر جمهوری اسلامی انجام داده است، تاکید کرد: «واقعیت میدانی بدون تغییر باقی مانده است.»
او افزود در عمل شاهدیم که حزبالله هنوز در مکانهایی است که از حضور در آنها منع شده است و ارتش لبنان در این ماجرا حضور ندارد.
دانون اضافه کرد که نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفل) در «مراحل پایانی» خود است و انتظار میرود تا پایان سال پس از تصمیم شورای امنیت سازمان ملل عقبنشینی کند.
او گفت: «مشکل، یونیفل نیست. مشکل، ارتش لبنان است. قرار بود ارتش، تواناییهای حزبالله را از بین ببرد، اما این کار را نکرد.»
دانون اشاره کرد که باوجود فشارهای شدید بینالمللی برای آتشبس، جایگاه اسرائیل در سازمان ملل همچنان قوی است و هم عملکرد نظامی آن و هم همکاریاش با ایالات متحده، آن را تقویت میکند.
روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی نوشت که مذاکرات آمریکا با حکومت ایران نشانه ناامیدی نیست بلکه نشانه قدرت است. این روزنامه پیشبینی کرد که پس از پایان عملیات نظامی، آمریکا و اسرائیل شرایط مساعدی برای ایرانیان ایجاد خواهند کرد تا آزادیهای از دسترفته خود را بازپسگیرند.
واشینگتنپست در این یادداشت که پنجشنبه ششم فروردین منتشر شد، اشاره کرد: «گمانهزنیها زیاد است که دونالد ترامپ، که تحت فشار افزایش قیمت بنزین و نگرانیهای سیاسی داخلی قرار گرفته، بهدنبال یک راه خروج است و بهدنبال توافق با [حکومت] ایران برای پایان دادن به جنگ است.»
با این حال، به نوشته مارک تیسن، ستوننویس روزنامه واشینگتنپست، عضو موسسه امریکن انترپرایز و نویسنده ارشد سابق سخنرانیهای جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری اسبق آمریکا، «این زمزمهها و شایعات نادرست هستند.»
او تاکید کرد: «در حالی که دیگران ممکن است هراسان باشند، از طریق منابع مطلع میدانم که ترامپ هرگز مصممتر از اکنون نبوده است که این کمپین نظامی را تا پایان ادامه دهد.»
تیسن افزود: «نزدیک به چهار هفته از آغاز عملیات خشم حماسی میگذرد و رییسجمهوری در آستانه دستیابی به همه اهداف نظامیای است که تعیین کرده، اما او درک میکند که هیچیک از آنها هنوز بهطور کامل محقق نشدهاند.»
او با اشاره به اینکه «همه اهداف آسان مورد اصابت قرار گرفتهاند» نوشت: «آنچه باقی مانده پیچیدهترین، محکمترین و پنهانترین چالشهاست.»
در این یادداشت آمده است که برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، (سنتکام) به سه هفته دیگر نیاز دارد تا به اهداف مورد نظر برسد.
در این ارتباط، جک کین، ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده، گفت که در آن هنگام، نیروهای نظامی همه وظایف محوله «از جمله باز کردن تنگه هرمز با توسل به زور و باز نگه داشتن آن» و نیز «خروج اورانیوم غنیسازی شده» از ایران را انجام خواهند داد.
تیسن در یادداشت خود تاکید کرد که مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی نشانه ناامیدی نیست بلکه نشانه قدرت است، و در این مورد به طرح ۱۵ مادهای ترامپ بر روی میز مذاکره اشاره کرد که «عملاً شرایط آن تسلیم را تعیین میکند.»
در این یادداشت آمده است که ترامپ «آماده گفتوگو با [حکومت] ایران است اما در حالی که مذاکره میکند، رژیم را میکوبد.»
یادداشتنویس واشینگتنپست نوشت پیام به [حکومت] ایران این است که جنگ میتواند به یکی از دو طریق پایان یابد: یا رژیم آنچه ترامپ میخواهد را بدهد، یا ایالات متحده درهای جهنم را باز خواهد کرد و مطالبات ترامپ را از آنها خواهد گرفت.
او اضافه کرد: «ترامپ کار درستی انجام میدهد که همزمان هر دو گزینه را دنبال کند: مذاکره با بخشهای باقیمانده رژیم تا ببیند آیا آماده تسلیم هستند، و حمله بیرحمانه به آنها از دریا و آسمان.»
در یادداشت واشینگتنپست آمده است: «پس از آنکه توانایی ایران برای غنیسازی هستهای از بین برود و تنگه هرمز بازگشایی شود، وظیفه نهایی نظامی، تصرف جزیره خارک خواهد بود، که از طریق آن حدود ۹۶ درصد از صادرات نفت خام ایران عبور میکند.»
در این یادداشت تاکید شده که «اگر ایالات متحده کنترل خارک و تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، کنترل نفت ایران و نیز اقتصاد آن را در اختیار خواهد داشت. به عبارت دیگر، ترامپ سر این رژیم ظالم و حامی تروریسم را در انبری قرار خواهد داد که راه فراری از آن نیست.»
طبق این یادداشت، در آن زمان، ترامپ «میتواند شرایط تسلیم را تحمیل کند: پایان غنیسازی هستهای، پایان تولید موشکهای بالستیک، قطع حمایت از نمایندگان نیابتی تروریستی و، از همه مهمتر، پایان کشتار معترضان.»
تیسن در ادامه نوشته است: «اگر بقایای رژیم هر یک از شرایط ترامپ را نقض کنند، او میتواند هر زمان که خواست انبر را تنگتر کند؛ یا با قطع صادرات نفت ایران و تحمیل فروپاشی اقتصادی بر کشور، یا با حمله نظامی به آن.»
یادداشت واشینگتنپست به این نکته اشاره دارد که «گرچه هر چیزی ممکن است رخ دهد، اما بعید است رژیم در سه هفته آینده محو شود. اما پس از پایان عملیات نظامی، ایالات متحده و اسرائیل شرایط مساعدی برای ایرانیان ایجاد خواهند کرد تا آزادیهای از دسترفته خود را بازپسگیرند.»
تیسن تاکید کرد: «باید به رهبران باقیمانده ایران بهروشنی گفته شود: اگر اعدامها را ادامه دهید یا به معترضان تیراندازی کنید، بهای سنگینی خواهید پرداخت. این تهدید، فضایی برای مردم ایران فراهم خواهد کرد تا سازمانیابی کنند، اپوزیسیونی تشکیل دهند و دوباره به خیابانها بازگردند تا تغییر دموکراتیک را رقم بزنند.»
او به نقل از کین نوشت: «این موضوع حتمی است که به پایان نزدیکتر از آغاز هستیم و کمپین نظامی، فراتر از انتظارات پیش میرود.»
کین همچنین گفت: «در سه هفته آینده، هدف آمریکا حذف ظرفیت غنیسازی هستهای ایران، اقدام نظامی تهاجمی و تولیدات نظامی؛ تصرف تنگه هرمز و نفت ایران؛ و ایجاد شرایط برای فروپاشی نهایی رژیم است. اگر این اهداف محقق شوند، دستاوردی خیرهکننده خواهند بود.»
یک تحلیل منتشرشده در سندیکای اخبار یهودیان (Jewish News Syndicate) هشدار میدهد که ادامه حیات جمهوری اسلامی بدون شکست کامل نظامی، نهتنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه پیام ضعف به رقبای جهانی غرب مخابره خواهد کرد.
این یادداشت به قلم «ملانی فیلیپس» (Melanie Phillips)، روزنامهنگار و تحلیلگر بریتانیایی، تحت عنوان «کار را تمام کنید، آقای رئیسجمهور!» نوشته شده و استدلال میکند که برخلاف برخی ارزیابیها، [حکومت] ایران در میدان نظامی در حال عقبنشینی است. به نوشته او، «پدافند هوایی تقریباً نابود شده، نیروی دریایی از بین رفته و توان موشکی بهشدت کاهش یافته است.»
با این حال، نویسنده تاکید میکند که جمهوری اسلامی همچنان یک بازیگر خطرناک باقی مانده و با بستن تنگه هرمز و ادامه حملات موشکی به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، به فشار خود ادامه میدهد.
هشدار درباره پیامدهای عدم شکست کامل [حکومت] ایران فیلیپس در این مطلب هشدار میدهد که اگر [حکومت] ایران بتواند از جنگ جان سالم به در ببرد و دوباره خود را بازسازی کند، «نهتنها تهدید منطقه ادامه خواهد یافت، بلکه این تصور شکل میگیرد که رهبر جهان آزاد یک قدرت پوشالی است.»
او به نقل از کارشناسان دفاعی اسرائیل، از جمله «دن شوفتان» (Dan Schueftan)، مینویسد که شکست آمریکا در این جنگ میتواند به تضعیف جایگاه غرب در برابر چین و روسیه منجر شود.
نقش سیاستهای گذشته غرب در این تحلیل، بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی متوجه سیاستهای پیشین غرب دانسته شده است. بهویژه، توافق هستهای سال ۲۰۱۵- که در دوران باراک اوباما منعقد شد - به گفته نویسنده، به [حکومت] ایران فرصت داد تا برنامه هستهای خود را پیش ببرد.
فیلیپس همچنین اشاره میکند که [حکومت] ایران توانسته با دور زدن تحریمها و فروش نفت، منابع مالی لازم برای توسعه زیرساختهای نظامی، از جمله «شهرهای موشکی» زیرزمینی، را تامین کند.
فیلیپس مینویسد فاجعه واقعی، تلفات انسانی و تخریب گسترده - از جمله در میان مردم ایران - است که نتیجه سیاستهای مماشاتآمیز غرب است.
او تاکید میکند که غرب به اشتباه تصور میکند همه بحرانها با مذاکره قابل حل هستند، در حالی که جمهوری اسلامی با منطق ایدئولوژیک و مذهبی متفاوتی عمل میکند؛ منطقی که حتی «شهادت» را پیروزی میداند.
جنگ نامتقارن و چالشهای پیشرو این گزارش تاکید دارد که جمهوری اسلامی با تکیه بر «جنگ نامتقارن» - از جمله حمله به زیرساختهای غیرنظامی - توانسته هزینههای جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد، در حالی که غرب خود را به قواعد محدودکننده پایبند میداند.
در همین حال، نویسنده معتقد است که در نگاه ایدئولوژیک حاکم بر تهران، حتی بقا در جنگ نیز بهعنوان «پیروزی» تلقی میشود؛ موضوعی که به گفته او، از سوی غرب بهدرستی درک نشده است.
درخواست برای «پایان کار» این تحلیل در نهایت نتیجه میگیرد که تنها راه پایان دادن به تهدید ایران، «شکست کامل» این رژیم است. نویسنده از دولت دونالد ترامپ میخواهد که از اعلام پیروزی زودهنگام خودداری کرده و «کار را بهطور کامل به پایان برساند».
نشریه هیل در گزارشی نوشت جنگ در ایران بخش کوچک اما مهمی از زنجیره تامین پیچیدهای را که به تولید تراشههای جهان کمک میکند، تهدید میکند، زیرا این درگیری، دسترسی به بخش عمدهای از هلیوم جهان را محدود میکند.
هیل در این گزارش که پنجشنبه ششم فروردین منتشر شد، نوشت قطر حدود یک سوم هلیوم جهان را تولید میکند؛ گازی که در فرآیند تولید نیمههادیها نقش اساسی دارد.
این نشریه اشاره کرد که اختلال در تولید هلیوم در قطر به دلیل حملات جمهوری اسلامی، تولید گاز طبیعی قطر و هلیومی را که در کنار آن استخراج میشود، مختل کرده است.
هیل به نقل از سیمون کروم، استاد مدیریت زنجیره تامین در دانشگاه سن دیهگو، نوشت: «شما دو مشکل دارید؛ اینکه تولید ندارید و در لجستیک و حمل و نقل دچار وقفه میشوید.»
او افزود: «این موضوع پیچیدهتر میشود زیرا بسیاری از محصولات دیگر در زنجیره تامین از خاورمیانه عبور میکنند، چه تنگه هرمز باشد و چه کانال سوئز.»
هیل اشاره کرد درگیری با حکومت ایران که اکنون بیش از سه هفته به طول انجامیده، به ویژه برای بازارهای انرژی مخرب بوده است. بهویژه که تهران پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل در نهم اسفند، با هدف قرار دادن اهدافی در سراسر خاورمیانه، از جمله زیرساختهای گاز و نفت، به این حملات پاسخ داده است.
جمهوری اسلامی همچنین تنگه هرمز، آبراهی که خلیج فارس را به اقیانوس هند متصل میکند و حدود یک پنجم نفت جهان از طریق آن صادر میشود، مسدود کرده است.
به نوشته این نشریه، این موضوع باعث شده است که قیمت نفت گاهی اوقات به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد. اما در شرایطی که توجه زیادی به بازارهای نفت و گاز معطوف شده است، همین عوامل نیز در حال ایجاد اختلال در عرضه هلیوم هستند.
بر اساس این گزارش، حملات جمهوری اسلامی، کارخانههای گاز طبیعی قطر را هدف قرار داده، به طوری که به نوشته رویترز، صادرات هلیوم این کشور پس از یکسری حملات، ۱۴ درصد کاهش خواهد یافت.
هیل اضافه کرد انجمن صنایع نیمههادی در پاسخ به سازمان زمینشناسی ایالات متحده در سال ۲۰۲۳میلادی در مورد خطر عرضه هلیوم، خاطرنشان کرده بود که این گاز «ماده اولیه حیاتی» برای تولید نیمههادیها است.
این انجمن نوشته بود: «خواص منحصر به فرد هلیوم به عنوان یک گاز بیاثر و یک رسانای حرارتی بالا، آن را برای استفاده در کارکردهایی که نیاز به جلوگیری از واکنشهای شیمیایی ناخواسته و تضمین کنترل و دقت دمای ویفر (یک برش نازک و گرد از مواد نیمه هادی) دارند، ایدهآل میکند.»
هانا دومن، تحلیلگر ارشد تحقیقاتی در مرکز امنیت و فناوریهای نوظهور جورج تاون، به این نشریه گفت که گاز هلیوم میتواند علاوه بر خنک کردن منابع نور لیتوگرافی، برای کمک به خنک کردن ویفرها در طول فرآیندهایی مانند حکاکی و رسوبگذاری نیز استفاده شود.
بر اساس این گزارش، حکاکی، رسوبگذاری و فوتولیتوگرافی، همگی مراحل مختلفی در فرآیند ایجاد الگوهای پیچیدهای هستند که ویفرها را به تراشه تبدیل میکنند. هلیوم همچنین میتواند برای اهداف دیگری مانند تشخیص نشتی استفاده شود.
پیشتر شبکه خبری بلومبرگ چهارشنبه پنجم فروردین گزارش داده بود که شرکت «اِیر گَس» یکی از بزرگترین شرکتهای فعال در حوزه گازهای صنعتی، پس از آسیب دیدن میدان گاز مایع قطر در پی حملات هوایی جمهوری اسلامی، سفارشهای هلیوم خود را کاهش میدهد.