مسعود کاظمی: رسانههای ایران بهشدت اخبار مربوط به حملات را سانسور میکنند
مسعود کاظمی، روزنامهنگار میگوید رسانههای ایران بهشدت اخبار مربوط به حملات را سانسور میکنند. به گفته او، حملات امروز در تهران هدفمند بوده و ساختمانها و مراکز مشخصی مورد حمله قرار گرفتهاند.
در فاصله سه ماه تا سوت آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، فوتبال ایران با بزرگترین بحران تاریخ خود روبهرو است. احمد دنیامالی، وزیر ورزش، با اشاره به کشته شدن علی خامنهای در حملات اخیر و شرایط جنگی حاکم، صراحتا اعلام کرد: «شرایط حضور در جام جهانی فوتبال را نداریم.»
هنوز مشخص نیست اظهارات احمد دنیامالی تصمیم نهایی جمهوری اسلامی است یا اینکه صرفا برای فشار بر فیفا و مظلومنمایی عنوان شده است؛ اما آنچه مسلم است، هراس مقامهای حکومت و فدراسیون فوتبال تنها به مسائل نظامی محدود نمیشود.
پناهندگی دستهجمعی ستارگان تیم ملی فوتبال زنان در استرالیا، از جمله چهرههای شاخصی چون زهرا قنبری، کاپیتان تیم ملی، و عاطفه رمضانیزاده، شوک سنگینی به بدنه فوتبال وارد کرده است.
پناهندگی این بازیکنان که پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، از خواندن سرود جمهوری اسلامی امتناع کرده بودند، به کابوسی برای مقامها تبدیل شده است و اکنون ترسی عمیق از تکرار سناریویی مشابه برای تیم ملی مردان در خاک آمریکا، خواب را از چشمان مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، ربوده است.
تاج با ادبیاتی که بوی انصراف میدهد، صراحتا اعلام کرد: «با دورنمای فعلی، هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که تیم ملی به آمریکا اعزام شود.»
این اظهارات نشاندهنده هراس از فروپاشی تیمی است که قرار است در شهرهایی چون لسآنجلس و سیاتل به میدان برود. کانونهایی که مرکز تجمع ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی هستند.
برخلاف جام جهانی قطر، این بار هواداران حکومتی شانسی برای دریافت ویزای آمریکا ندارند و پیشبینی میشود فضای ورزشگاهها، بهویژه پس از کشتار دیماه ۱۴۰۴، بهطور کامل علیه جمهوری اسلامی باشد.
از سوی دیگر، چالش صدور ویزای بازیکنان نیز «قوز بالای قوز» شده است.
مهدی طارمی، ستاره خط حمله ایران، بهدلیل سوابق انتشار مطالب علیه اسرائیل در فضای مجازی و گذراندن دوران سربازی در نیروی دریایی سپاه پاسداران، با مانع جدی برای ورود به خاک ایالات متحده روبهروست.
اگرچه جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، گفته است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حضور ایران در جام جهانی چراغ سبز نشان داده، اما واقعیتهای میدانی متفاوت است.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی در حال بررسی گزینهای است که در آن «جنگ» را بهانه کرده و از ترس پناهندگی بازیکنان و تحقیر سیاسی در ورزشگاههای آمریکا، قید حضور در جام جهانی را بزند.
این تصمیم میتواند آرزوی دیرینه امیر قلعهنویی و شاگردانش را برای حضور در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان نقش بر آب کند.
ناتوانی در بازگرداندن عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز بهتدریج نشان میدهد که یک اختلال طولانیمدت ممکن است چه معنایی برای بازارهای جهانی انرژی داشته باشد.
بهدنبال آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، نوسانهای اولیه در بازار انرژی شدید بوده اما قابل مدیریت است. با این حال، هرچه این اختلال طولانیتر شود، خطر اینکه کمبودهای واقعی عرضه - و نه صرفا نوسان قیمت - عامل اصلی بحران شود، بیشتر خواهد شد.
در روزهای اخیر، حملات ایران به زیرساختهای انرژی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس گسترش یافته و همزمان بسته ماندن تنگه هرمز نیز ادامه داشته است.
دوشنبه ۱۸ اسفند، یک پالایشگاه نفت در امارات متحده عربی هدف حمله قرار گرفت.
قطر تولید گاز طبیعی مایع را متوقف کرده، در حالی که عراق و کویت هر یک تولید نفت خود را حدود ۷۰ درصد کاهش دادهاند.
با آغاز معاملات ۱۸ اسفند، قیمت نفت برنت برای مدت کوتاهی بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت و به ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید، اما پس از آنکه گروه هفت اعلام کرد در حال بررسی آزادسازی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی است، قیمتها عقب نشست.
بعدتر قیمتها به حدود ۹۸ دلار کاهش یافت - که همچنان حدود ۳۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است - و نشان میدهد بازارها کمتر نگران فروپاشی فوری هستند و بیشتر خود را برای اختلالی پایدار آماده میکنند.
پیش از آنکه عبور و مرور در تنگه هرمز مختل شود، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این گذرگاه عبور میکرد که بیشتر آن به مقصد آسیا بود.
افزون بر این، روزانه حدود ۳۳۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی مایع نیز از همین مسیر منتقل میشد.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی بخشی از صادرات خود را از طریق مسیرهای جایگزین خط لوله منحرف کردهاند، اما این حجم همچنان بسیار کمتر از میزانی است که پیشتر از تنگه هرمز عبور میکرد.
محدودیت توان بازار برای تحمل بحران
شرکتهای مشاوره انرژی از جمله وود مکنزی و کپلر از همان ابتدا هشدار داده بودند بازارهای جهانی تنها برای سه تا چهار هفته میتوانند نوسان شدید را بدون بازگشایی این آبراه تحمل کنند.
آزادسازی ذخایر راهبردی میتواند بهطور موقت ضربه را کاهش دهد، اما حتی آزادسازی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون بشکه نیز تنها تسکینی محدود فراهم میکند؛ بهویژه اگر حملات همچنان به زیرساختها آسیب بزند یا بازگشت ظرفیت صادراتی را به تاخیر بیندازد.
این ذخایر آزادشده نیز باید نسبتا سریع دوباره پر شوند. موضوعی که کارایی بلندمدت آنها را بهعنوان یک سپر محافظ، محدود میکند.
بازار گاز حتی بیش از این در معرض خطر قرار دارد. پیشتر حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد و برای عرضههای شرکت قطرانرژی جایگزینهای عملی اندکی وجود دارد.
قیمت جهانی گاز تقریبا دو برابر شده، آن هم در زمانی که سطح ذخیرهسازی در اروپا به پایینترین میزان از سال ۲۰۲۲ رسیده و مخازن کمتر از ۳۰ درصد پر هستند.
تنگه هرمز همچنین محل جابهجایی بخش قابل توجهی از تجارت جهانی گوگرد و کودهای شیمیایی است: یادآوری این نکته که اختلال طولانیمدت میتواند فراتر از شوک فوری انرژی، پیامدهای گستردهتری برای قیمت مواد غذایی و تورم داشته باشد.
ابعاد راهبردی بحران نیز هرچه بیشتر آشکار میشود.
۱۸ اسفند، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داد اگر عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز از سر گرفته نشود، ایالات متحده «۲۰ برابر شدیدتر» علیه جمهوری اسلامی واکنش نشان خواهد داد.
۱۹ اسفند، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس با لحنی چالشبرانگیز پاسخ داد: «تنگه هرمز یا گذرگاهی برای صلح و شکوفایی برای همه خواهد بود یا گذرگاهی برای شکست و رنج جنگطلبان.»
او افزود: «هشدار که مبادا شما کسانی باشید که ناپدید میشوید.»
در حال حاضر بازارها هنوز در حال جذب شوک هستند اما هرچه اختلال طولانیتر شود، نتیجه کمتر به نوسان قیمت وابسته خواهد بود و بیشتر به عرضه واقعی گره خواهد خورد.
تحولی که ذخایر راهبردی و مسیرهای جایگزین، به تنهایی قادر به جبران آن نخواهند بود.
وبسایت خبری واینت در یادداشتی تحلیلی نوشت جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته با سرکوب داخلی و حمایت از گروههای مسلح در منطقه، عامل بیثباتی و خشونت در خاورمیانه بوده و اکنون تنها ایالات متحده و اسرائیل بهطور جدی در برابر آن ایستادهاند.
در این یادداشت که به قلم رامی الدباس منتشر شده، آمده است جمهوری اسلامی از زمان تاسیس در سال ۱۹۷۹ با سرکوب مخالفان داخلی، بازداشت و زندانی کردن منتقدان و محدود کردن آزادیها قدرت خود را حفظ کرده است. نویسنده میگوید دهها هزار شهروند ایرانی طی سالهای گذشته به دلیل اعتراض یا مخالفت با حکومت کشته، شکنجه یا زندانی شدهاند.
به نوشته واینت، حکومت ایران همچنین از طریق حمایت از گروههایی مانند حزبالله، حماس و شبهنظامیان مورد حمایت خود در عراق و یمن نفوذ و فعالیتهای منطقهای خود را گسترش داده و به گفته نویسنده، این شبکهها در حملات و عملیات خشونتآمیز در منطقه نقش داشتهاند.
در این یادداشت همچنین به دشمنی دیرینه جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل اشاره شده و از جمله به حملات دهه ۱۹۸۰ در لبنان علیه اهداف آمریکایی و حملات گروههای مورد حمایت حکومت ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه اشاره شده است.
نویسنده این یادداشت استدلال میکند تلاشهای چند دهه گذشته برای مهار حکومت ایران از طریق مذاکره و دیپلماسی نتوانسته رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهد و به گفته او، توافق هستهای دوره باراک اوباما نیز نتوانست این روند را متوقف کند.
واینت در این یادداشت مینویسد که در شرایط کنونی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با اقدامات نظامی علیه حکومت ایران در حال مقابله با «تهدیدهای جمهوری اسلامی» هستند. به نوشته این یادداشت، این اقدامات با هدف هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و هستهای حکومت ایران انجام شده است.
در پایان این یادداشت تاکید شده است که به باور نویسنده، مقابله با جمهوری اسلامی میتواند به تضعیف شبکههای مسلح مورد حمایت حکومت ایران در منطقه و افزایش ثبات در خاورمیانه منجر شود.
صبح ۹ اسفند زمانی که ناقوس جنگ به صدا در آمد، جمهوری اسلامی آتش یک جنگ منطقهای را روشن کرد. ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه برای اینکه جنگ روی ندهد از دی ماه وارد میدان شده بود.
وزیر امورخارجه ترکیه در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ترامپ میخواست در دی ماه ایران را مورد هدف قرار دهد اما کشورهای منطقه ازجمله ترکیه، طرفین را به دیپلماسی دعوت کردند. اما حالا با دو پرتاب موشکی ایران به ترکیه، آنکارا جنگ را به خود بسیار نزدیک میبیند.
با وجود مورد حمله قرار گرفتن و مواضع نسبتا تند دستگاه دیپلماسی ترکیه، آنکارا خود را روی لبه تیغ میداند.
از یکسو نقض حاکمیت ملی ایران از سوی آمریکا و اسرائیل را محکوم میکند و از سوی دیگر، ماجراجوییهای موشکی تهران در منطقه را برنمیتابد. رجب طیب اردوغان، ریيسجمهوری این کشور گرچه ردای میانجیگری بر تن کرده، اما خود بهتر از هر کسی میداند که در فضای فعلی، این پیشنهاد بیشتر یک ژست نمادین است تا یک راهکار اجرایی.
آنکارا نمیخواهد وارد جنگ شود، همچنین نمیخواهد اعتبار سیاسی، وضعیت اقتصادی و مشروعیتش برای مدافعه سرزمینی زیر سوال برود. با این حال، یک «ایران ضعیف» که توان هستهای، موشکی و نفوذ منطقهایاش مهار شده باشد، فرصتی برای توسعه نفوذ ترکیه در منطقه است. اما مرز میان «تضعیف» دولت و «فروپاشی» آن برای ترکیه به باریکی یک مو است و به همین خاطر نگرانیهای بسیاری در کریدورهای قدرت آنکارا جریان دارد.
هراس از تولد نظم جدید در مرزهای غربی
برای دولتمردان ترکیه، جنگ، تنها یک بحران امنیتی در همسایگی نیست، بلکه تهدیدی موجودیتی علیه نظمی است که دههها ثبات مرزهای قومی را تضمین کرده بود. یکی از نگرانیهای عمده آنکارا، احتمال فعال شدن گسلهای قومی به واسطه تضعیف قدرت مرکزی در تهران است؛ خلائی که میتواند فضا را برای بازیگری گروههای مسلح کُرد فراهم کند.
تحلیلگران سیاسی ترکیه، به هرگونه تحرک در غرب ایران مانند قطعهای از یک پازل بزرگتر مینگرند. به همین خاطر ائتلاف احزاب کرد ایران در عراق را اقدامی خطرناک برای مناطق مرزی خود دانستند.
از دیدگاه امنیت ملی ترکیه، شکلگیری هرگونه منطقه خودمختار یا تشکل سیاسی جدید در این جغرافیا، فراتر از یک تغییر نقشه ساده، به معنای الهامبخشی مستقیم به کردها در داخل خاک ترکیه و برهم خوردن توازنی است که آنکارا دههها برای حفظ آن هزینه داده است.
اردوغان و هاکان فیدان که بر «تمامیت ارضی ایران» پافشاری میکنند، در واقع پیامی صریح به واشینگتن مخابره میکنند. آنها میگویند آمریکا نباید از کردها بهعنوان پیادهنظام استفاده کند و در نهایت با اعطای پاداشهای سیاسی یا شناسایی واحدهای جدید، یکپارچگی ارضی منطقه را به خطر بیندازد.
گزارشهای مربوط به حمایتهای اطلاعاتی سیا و موساد از گروهها و احزاب کُرد، علیرغم تضمینهای لفظی واشینگتن، تنشی پنهان اما عمیق را میان دو متحد ناتو رقم زده است.
سخنان اخیر ترامپ مبنی بر اینکه از کردها خواسته تا اقدامی انجام ندهند برای آنکارا یک برد سیاسی محسوب میشود. پیروزیای که فیدان آن را پیش از رییسجمهوری آمریکا اعلام کرد و گفت: «همتای آمریکاییام به من اطمینان داد که واشینگتن قصد ندارد کردها را وارد نبرد با ایران کند.»
با این حال آنکارا علیه اقلیم کردستان رویکرد هشدارآمیز دارد. ترکیه در این مدت به زبانهای مختلف به گروههای موجود در اقلیم گفته است هرگونه ورود به این ماجراجویی نظامی علیه ایران، به معنای انتحار اقتصادی و پایان ثبات در صادرات نفت خواهد بود.
برای ترکیه، بقای ساختار سیاسی فعلی ایران با تمام پیچیدگیهایش، به مراتب بر شکلگیری یک واحد سیاسی کردی جدید در مرزهای شرقی ارجحیت دارد.
سپر دفاعی لرزان و نگرانی از مهاجرت
یکی از موضوعاتی که ترکیه پیش از جنگ بارها در مورد آن سخن گفته است نگرانی از به وجود آمدن موج جدیدی از مهاجران به مرزهایش است. در روزهایی که فضا بین جنگ و توافق در نوسان بود، مقامات ترکیه از اجرای تدابیر جدی در مناطق مرزی خود با ایران گفتند و اعلام کردند که تدابیر نظامی در مرزها را افزایش دادهاند.
کارشناسان ترک معتقدند حملات هوایی بهتنهایی باعث موج مهاجرت نمیشود، اما اگر این حملات منجر به جنگ داخلی یا تلاش برای تغییر رژیم در ایران شود، ترکیه با موج گستردهای از پناهجویان روبرو خواهد شد.
با تمام این نگرانیها خبرنگاران ترک که در مرز ترکیه و ایران مستقر شدهاند با تعجب در روزهای گذشته از عبور و مرور عادی از مرز و ایرانیانی گزارش دادهاند که در شرایط جنگی به خانه خود باز میگردند.
نگرانی مهمتر ترکیه اما گسترش جنگ به مرزهایش است. ترکیه از آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر مدام تاکید کرده است که اسرائیل به دنبال نبرد با ترکیه است و آنها به خاک آناتولی چشم دوختهاند. اما شلیک دو موشک از سمت ایران به ترکیه میان مردم این کشور، این نگرانی را زنده کرد که آیا جنگ موعود از مرزهای ایران آغاز خواهد شد؟
وزارت دفاع ترکیه در دو بیانیه جداگانه از ورود دو موشک در ۴ و ۹ مارس به آسمان این کشور خبر داده است که با دخالت پدافند ناتو در شرق مدیترانه سرنگون شدهاند. بعد از موشک اول تهران مدعی شد: «به حاکمیت کشور دوست و همسایه، ترکیه، احترام میگذاریم و هیچ موشکی به سمت آن شلیک نکردهایم.» اما آنکارا که خطر تغییر نظم سیاسی در ایران را جدی میبیند، گمان میکند جمهوری اسلامی در حال فروپاشی، قابلیت هرگونه اقدامی را دارد.
با این حال ترکیه نگران است که ورودش به جنگ فاجعهای جدید بیافریند.
ریشه هراس ترکیه در خلاء جدی استراتژی دفاعی این کشور نهفته است. با وجود جهش در بومیسازی تجهیزات، این کشور هنوز از داشتن یک سپر دفاعی قابل اتکا در برابر موشکهای بالستیک دوربرد ایران محروم است.
از سوی دیگر، ناوگان اف-۱۶ بهعنوان ستون فقرات نیروی هوایی، با فرسودگی دست و پنجه نرم میکند و نیازمند نوسازی است. یکی از نقاط قوت ترکیه پهپادهای «بایراکدار» و «آکینجی» است که در نبرد میتوانند نقشی قابل ملاحظه بازی کنند.
اما نکته قوت اصلی ترکیه حضور نظامی آمریکا و ناتو در ۱۶ نقطه خاک این کشور است، از جمله پایگاه استراتژیک «اینجیرلیک». با این حال خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از جنوب ترکیه در روزهای گذشته در میان برخی از مردم این کشور این شائبه را به وجود آورده است که آیا آمریکا پشت آنها را خالی خواهد کرد؟
با وجود داشتن اهرم قدرت ناتو، ترکیه فعلا از این کارت استفاده نکرده است. چندی پیش مارک روته، دبیرکل ناتو، به روشنی اعلام کرد که فعال کردن «ماده ۵» در دستور کار نیست و ترکیه بعد از مهار موشک، برای بررسی آن درخواستی نداده است.
برآورد نهایی در آنکارا بر این اصل استوار است که تهران، با آگاهی از هزینههای تقابل با کل توان دفاعی ناتو، تمایلی به گشودن جبههای جدید علیه همسایه خود ندارد.
از «رکود تورمی» تا رویای تبدیل شدن به «هاب لجستیک»
وزیر امور خارجه ترکیه در ۷ مارس گفت: «جنگ علیه ایران پیامدهایی منفی به دنبال خواهد داشت و هیچکس از آن برنده بیرون نخواهد آمد.»
یکی از دلایل سخن وی ضربات اقتصادی ناشی از این جنگ بود. ترکیه مدتهاست در گیرودار یک «فشار رکود تورمی» است. اگر جنگ طولانی شود، رویای کاهش نرخ تورم در ترکیه به تعویق میافتد و سال ۲۰۲۶ سالی سخت برای رشد اقتصادی این کشور خواهد شد.
سلوا دمیرآلپ، استاد دانشگاه کوچ، معتقد است جنگ باعث افزایش قیمت نفت و کاهش درآمدهای گردشگری ترکیه میشود که هر دو ضربه سنگینی به اقتصاد این کشور وارد میکنند.
ترکیه بهعنوان واردکننده خالص انرژی، با افزایش قیمت نفت دچار بزرگی کسری بودجه و افزایش هزینههای تولید داخلی میشود. با افزایش ریسک جهانی، سرمایههای خارجی نیز از ترکیه خارج میشوند که نتیجهاش فشار بر نرخ لیر است.
برخی تحلیلگران اقتصادی در ترکیه فراتر از آمارها، معتقدند این جنگ میتواند بهمثابه پوششی برای ناکارآمدیهای ساختاری دولت در حوزه معیشت عمل کند. اوزگور اورهانغازی، اقتصاددان تاکید میکند که جنگ در شرق ترکیه صرفا یک چالش مالی نیست، بلکه یک «سپر ایدئولوژیک» است؛ ابزاری که به دولت اجازه میدهد بحرانهای ریشهدار خود را پشت شعارهای امنیت ملی پنهان و هرگونه اعتراض به فقر و کاهش دستمزدها را در نطفه خفه کند.
برخی تحلیلگران نزدیک به دولت ترکیه، این جنگ را فرصتی برای تثبیت جایگاه این کشور بهعنوان «پناهگاه امن لجستیکی» در اوراسیا میدانند. به باور آنها، ناامنی در خلیج فارس و ایران میتواند ترافیک کالا را به سوی «کریدور میانی» یعنی مسیر چین، دریای خزر تا اروپا و «جاده توسعه» یعنی مسیر فاو تا جنوب ترکیه، سوق دهد. برای بهرهگیری از این موقعیت، آنکارا باید با توسعه ناوگان دریای خزر، تقویت زیرساختهای ریلی و حذف بوروکراسی مرزی، هزینهها را کاهش دهد و خود را به تنها جایگزین پایدار در زنجیره تامین جهانی تبدیل کند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، حالا مجتبی خامنهای ۵۶ ساله به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی شده است. چهرهای به دور از انظار عمومی و بدون سابقه رسمی مدیریتی که گفته میشود سالها در پشت پرده قدرت نقش داشته است.
گفتوگو با مهرزاد بروجردی، رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه علم و فناوری میزوری