کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، امروز گفت: «غنیسازی اورانیوم بخشی از توافق با عربستان سعودی در مورد انرژی هستهای غیرنظامی نیست.»
او که در آستانه برگزاری نشست مجمع سرمایهگذاری آمریکا و عربستان سعودی در واشینگتن سخن میگفت، به شبکه خبری فاکس گفت: «این توافق مربوط به استفاده غیرنظامی از انرژی هستهای است. این مربوط به غنیسازی نیست.»
رایت اشاره کرد که در این توافق چیزی در مورد سلاح وجود ندارد و «فقط مربوط به تولید برق امن، قابل اعتماد و مقرون به صرفه است.»
او همچنین گفت که توافق در ارتباط با «ساخت یک نیروگاه هستهای بزرگ» در عربستان سعودی است.
این توافق یکی از چندین توافقی است که در جریان سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به واشنگتن اعلام شد. قرار است او و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در نشست مجمع سرمایهگذاری دو کشور شرکت کنند.
همزمان هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، گفت که ایالات متحده در زمینه انرژی هستهای صلحآمیز کمک خواهد کرد تا عربستان سعودی در انرژی خودکفا شود و منابعش را متنوع کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در مجمع سرمایهگذاری دو کشور در مرکز کندی در واشینگتن، شرکت میکنند.
این نشست قرار است امروز ۱۲ ظهر (به وقت واشنگتن) آغاز شود.
هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، گفت که ایالات متحده در زمینه انرژی هستهای صلحآمیز به عربستان سعودی کمک خواهد کرد تا در انرژی خودکفا شود و منابع خود را متنوع کند.
او تاکید کرد که عربستان سعودی میتواند به سریعترین رشد اقتصادی در بین کشورهای خاورمیانه برسد.
در سایت مجمع سرمایهگذاری آمریکا و عربستان سعودی ۲۰۲۵ آمده است که این گروه اقتصادی، «آیندهنگرها، رهبران و تغییردهندگانی را که آینده سرمایهگذاری جهانی را شکل میدهند، گرد هم میآورد.»
این سایت از مجمع سرمایهگذاری دو کشور به عنوان «یک پل بین دو ملت که معنای مشارکت را از نو تعریف میکنند» نام برده است.
بر اساس این گزارش، مسایل مربوط به انرژی، هوش مصنوعی، مراقبتهای بهداشتی و موضوعات مالی در نشست امروز بررسی خواهد شد.

محمد خاتمی، رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحرانها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».
خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبهروست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.
او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سالها میتواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن میرود یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»
خاتمی «تنها و کم هزینهترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزونخواهی بیگانه» خواند.
تاکید خاتمی بر «اصلاحپذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان در سالهای گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کردهاند.
میرحسین موسوی، از رهبران «جنبش سبز»، ۲۰ تیر با انتشار بیانیهای با تاکید بر حق شهروندان برای تعیین سرنوشت خود، خواستار برگزاری همهپرسی در کشور شده بود.
مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی در زندان اوین، نیز اول مرداد در بیانیهای، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت بحرانی ایران دانست و تاکید کرد خامنهای یا باید به خواست ملت تن دهد و زمینه تغییرات بنیادین را فراهم کند یا از قدرت کنار برود.
خاتمی در اظهارات جدید خود با نادیده گرفتن نقش خامنهای و سیاستهای او در شرایط فعلی کشور، گفت حدود ۷۲ میلیون نفر «به یک معنی سیاسی نیستند» و برایشان چندان مهم نیست که حاکم کیست و چگونه است.
او همچنین انتظار شهروندان برای رسیدن به دموکراسی در ایران را «خیالپردازانه» خواند و گفت باید در این زمینه از تجربه کشورهای دیگری مانند «چین» درس گرفت.
یک روز پیش از این اظهارات و در ۲۷ آبان، تاجزاده با انتشار نامهای از اوین، به شکست همهجانبه نظام ولایت فقیه اشاره کرد و نوشت خامنهای نهتنها مسئول وضعیت بحرانزده کنونی است، بلکه متهم اصلی هر بحران در آینده ازجمله بیدولتی، هرجومرج، جنگ داخلی و تهدید یکپارچگی ایران نیز خواهد بود.
این فعال سیاسی تاکید کرد خامنهای نمیتواند مانع وقوع تغییرات شود، ولی میتواند آن را بسیار پرهزینه کند و «آیندهای تیرهوتار و آکنده از خشونت» را برای ملت رقم بزند.
پیش از تاجزاده، عبدالله ناصری، استاد تاریخ و کنشگر مدنی، مهر امسال «نافرمانی مدنی» را شرط نجات کشور دانسته و گفته بود خامنهای با سیاستهایش راه به جایی نخواهد برد و تنها باید در انتظار خشم ایرانیان باشد.
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، نیز ۱۴ تیر در نامهای، مساله اصلی ایران را «استبداد دینی قائم به فرد» علی خامنهای و حکومتی خوانده بود که حول این محور سامان یافته است.

قوه قضاییه جانباختن فرزاد خوشبرش، زندانی سیاسی در مازندران را تایید کرد و نوشت او پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. ههنگاو پیشتر گزارش داد خوشبرش یک هفته پس از بازداشت بهطور مشکوکی در بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری جان باخت و بر پیکرش نشانههای ضربوجرح و کبودی مشاهده شد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۲۸ آبان گزارش داد که خوشبرش ۲۵ آبان در پی «بروز علایم بیماری» به بیمارستان منتقل شد و در همان روز با تودیع وثیقه «آزاد» شد.
درحالیکه ههنگاو ۲۷ آبان گزارش داده بود شاهدان عینی نشانههایی از کبودی و کوفتگی بر پیکر او مشاهده کردهاند، رسانه قوه قضاییه بدون اشاره به شکنجه نوشت او دو روز پس از انتقال به بیمارستان در ۲۷ آبان و «به علت بیماری» جان باخت.
ههنگاو در گزارش خود به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده خوشبرش نوشته بود: «اداره اطلاعات ساری مدعی شده که وضعیت سلامت این متهم سیاسی در بازداشتگاه وخیم شده و پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است.»
بر اساس گزارش ههنگاو، نیروهای اداره اطلاعات با حضور در قبرستان از حاضران ویدیو و تصویر گرفته و نسبت به هرگونه خبررسانی در این مورد هشدار دادهاند.
خوشبرش پیشتر در ٢١ آبان برای بار دوم بهدست ماموران وزارت اطلاعات در ساری بازداشت شده بود. او مردادماه نیز بهدلیل آنچه «انتشار پست و استوری انتقادی و اعتراضی سیاسی» عنوان شده، بازداشت و مدتی بعد با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
جانباختن زندانیان سیاسی پیش از این نیز در زندانها و بازداشتگاههای امنیتی در ایران سابقه داشته است.
حسن ساعدی، کاووس سیدامامی، سینا قنبری، سارو قهرمانی، وحید حیدری، کیانوش زندی، ستار بهشتی، زهرا کاظمی، محسن روحالامینی، محمد کامرانی، امیر جوادیفر، زهرا بنییعقوب، جواد روحی، ابراهیم ریگی، سپهر شیرانی، ابراهیم لطفاللهی و محمود رخشانی، برخی از زندانیان سیاسی جانباخته در بازداشتگاهها و زندانهای جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر هستند.
در مورد زندانیان با جرایم عادی هم چنین اتفاقی افتاده است. در بیش از چهار دهه اخیر شمار زیادی از متهمان بازداشتی با جرائم عمومی در بازداشتگاههای پلیس جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف ایران تحت فشار ضرب و شتم و شکنجه جان خود را از دست دادند.
ایمان حسنوند، مهرداد طالشی، میلاد جعفری، محمد گرگیج، جواد خسروانیان و امیرحسین حاتمی، شماری از شهروندان کشتهشده سالهای اخیر در برخی از بازداشتگاههای ایران هستند.
اینها تنها بخشی از اسامی افرادی است که با اتهامات عمومی بازداشت شدند و مرگ آنها به دلیل شکنجه در بازداشتگاهها، از سوی رسانههای حقوق بشری ثبت شده است.
شکنجه شهروندان در ایران درحالی ادامه دارد که طبق اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است.
جمهوری اسلامی با استناد به وجود این اصل در قانون اساسی ایران، همواره از پیوستن به «کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه» سر باز زده است.

داریوش ارجمند، بازیگر، در واکنش به انتشار گزارش کشف دهها جسد در بستر خشکشده سد کرج، آن را «شایعه و داستان» خواند و گفت: «ما در یک دوران بلوا و آشوب هستیم، ما هم یک جور سربازهایی هستیم که باید در مقابل این دروغپراکنیها دفاع کنیم.»
او اضافه کرد: «از چهار سو به ما تهاجم میشود. دانشمندمان را میکشند، نظامیمان را میکشند، هنرمند را مصادره میکنند. در این شرایط ما همه سربازهایی هستیم که باید از وطنمان دفاع کنیم.»
ایراناینترنشنال روز جمعه گزارش داده بود که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در تماس با رسانههای تصویری، نوشتاری و آنلاین در ایران دستور داده آنها نه در تایید و نه در تکذیب خبر پیدا شدن دهها جنازه در بستر خشکشده سد کرج، مطلبی منتشر نکنند.
محمدعلی معلم، مدیر سد کرج گفت که خبر کشف ۷۴ جسد در مخزن این سد واقعیت ندارد و رسانهها میتوانند برای رفع ابهام، با انجام هماهنگی از سد کرج بازدید کنند. اظهارات مدیریت سد کرج تایید خبری است که پیشتر ایراناینترنشنال منتشر کرده بود.
ایراناینترنشنال اعلام کرده بود قرار است تعدادی از رسانهها به صورت «تور رسانه» برای بازدید به این منطقه بروند.

پژوهشی تازه در ایران نشان میدهد «گوستینگ» یا همان قطع ناگهانی رابطه بدون ارائه توضیح، برای بسیاری از نوجوانان نه یک قهر معمولی، بلکه راهی برای فرار از اضطراب، تلاشی برای قدرتنمایی و نشانهای از ناتوانی در گفتوگو است.
این تحقیق را نفیسه یوسفی، عباس جواهری محمدی و سمیه شاهمرادی، از گروه مشاوره دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، انجام دادند.
پژوهشگران با مصاحبه با ۲۰ دختر ۱۶ تا ۱۸ ساله ساکن تهران که در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ دست کم یک بار دوستی خود را از طریق گوستینگ پایان داده بودند، تجربه زیسته آنها را بررسی کردند.
نتایج این پژوهش که در آخرین شماره فصلنامه «پژوهشهای روانشناختی کاربردی» دانشگاه تهران منتشر شد، حاکی از آن است که گوستینگ برای این نوجوانان پیش از هر چیز، راهی برای کم کردن تنش و فرار از رویارویی مستقیم به شمار میرود.
بر این اساس، پژوهشگران دلایل بهکارگیری گوستینگ از سوی نوجوانان را در قالب دو مضمون اصلی، چهار مضمون فرعی و ۱۷ مفهوم اولیه طبقهبندی کردند.
فرار از تنش و نیاز به کنترل شرایط
یکی از محورهای اصلی این پژوهش، انگیزههای روانی-هیجانی نوجوانان است. شماری از مشارکتکنندگان در این مطالعه باور داشتند برای کاستن از فشار احساسی یا جلوگیری از درگیری، بهتر است رابطه را بدون توضیح رها کنند.
یک دختر نوجوان در مصاحبه گفت: «آخه وقتی به حرف آدم گوش نده و فقط جیغ بزنه و فکر کنه حرف خودش درسته، چه فایدهای داره حرف زدن؟»
پژوهشگران این گونه رفتارها را تلاشی برای «کاهش پیامدهای منفی پایان رابطه» توصیف کردند.
گروهی دیگر از نوجوانان نیز گوستینگ را نوعی قدرتنمایی دانستند؛ تجربهای که در آن احساس میکنند کنترل رابطه در دست خودشان قرار دارد.
یکی از مصاحبهشوندگان گفت: «وقتی یه دفعه میکشی کنار، طرف نمیتونه چیزی رو درست کنه، چیزی از دستش برنمیآد. این بهم حس قدرت میده که اون دیگه نمیتونه کاری کنه.»
به باور پژوهشگران، این رفتار نشانهای از نیاز به بازیابی حس ارزشمندی و توان تاثیرگذاری در میان این گروه سنی است.

ضعف در مهارتهای ارتباطی و ناتوانی در گفتن «نه»
محور دوم این مطالعه، عوامل شناختی-عملکردی است. پژوهشگران بخش چشمگیری از علل گوستینگ را با «کمبود مهارتهای ارتباطی» مرتبط دانستند.
برخی نوجوانان توضیح دادند که «نه گفتن» و بیان مستقیم ناراحتی برایشان دشوار است و قطع ناگهانی ارتباط را سادهتر میدیدند.
یکی از مصاحبهشوندگان دلیل رفتار خود را این گونه توضیح داد: «مدل من این شکلیه که وقتی یه چیزی اذیتم کنه یا ناراحتم کنه، نمیتونم حلش کنم یا بهش بگم. آروم خودمو میکشم کنار.»
طبق یافتههای این پژوهش، تجربههای گذشته نیز نقش مهمی در استفاده از گوستینگ دارد.
یک دختر نوجوان گفت چون خود او پیشتر «گوست شده بود»، همان رفتار را تکرار کرد: «آخه من عادت کردم بدون اینکه بگن، منو ول کنن. مگه چه فرقی با من دارن؟ چرا من همیشه باید حواسم باشه تا کسی اذیت نشه، اما کسی حواسش به من نباشه؟»
پژوهشگران این رفتار را نشانه شکلگیری چرخهای از «انتقام خاموش» ارزیابی کردند.
باورهای ناکارآمد؛ از ذهنخوانی تا ترس از قضاوت
پژوهشگران معتقدند عواملی مانند توقع ذهنخوانی از طرف مقابل، احساس بیارزش بودن، ترس از طرد شدن و تلاش برای محافظت از تصویر خود از دیگر عوامل شناختی-عملکردی است که به گوستینگ در نوجوانان میانجامد.
برخی نوجوانان گفتند اگر دلیل پایان رابطه را بیان میکردند، ممکن بود «عجیب» یا «بیرحم» به نظر برسند. این ترس از قضاوت، سکوت و ناپدید شدن را برایشان آسانتر میکند.
در این مقاله آمده است: «نوجوانان برای حفظ احساس ارزشمندی، گاه ترجیح میدهند رابطه را بدون رویارویی مستقیم به پایان برسانند.»
این رویکرد، به گفته پژوهشگران، راهی برای پنهان کردن آسیبپذیری است.

پیامدها؛ احساس گناه، شرم و بیاعتمادی
به گفته محققان دانشگاه تهران، گوستینگ نهتنها برای نوجوان رهاشده، بلکه برای خود فرد «گوستر» هم پیامدهای سنگینی به دنبال دارد.
در مقاله آمده است که این رفتار «احساس گناه، شرم، خودسرزنشگری و بیاعتمادی طولانیمدت» را در نوجوانان افزایش میدهد.
پژوهشگران توصیه کردند متخصصان سلامت روان در حوزه نوجوانان، بهویژه مشاوران مدارس، باید به آموزش مهارتهای ارتباطی، حل تعارض و آگاهیبخشی درباره پیامدهای پایان دادن رابطه به روش گوستینگ، بهمنظور بهبود روابط اجتماعی و سلامت روان نوجوانان اقدام کنند.
این پژوهش بهدلیل تمرکز بر تجربه زیسته دختران نوجوان، دیدگاهی بومی و تازه درباره چرایی گسترش گوستینگ در میان نسل امروز ارائه میدهد؛ نسلی که بسیاری از تنشهای ارتباطی خود را نه در مواجهه مستقیم، بلکه در خاموشی و ناپدید شدن مدیریت میکند.





