در پی تصمیم دولت استرالیا برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی بهدلیل دست داشتن تهران در حملات یهودستیزانه، مدیر شورای جامعه یهودیان ویکتوریا در ملبورن گفت افشای نقش جمهوری اسلامی در حملات یهودستیزانه در استرالیا «شوک مطلق» ایجاد کرده است.
عومی لوین این موضوع را «حمله به امنیت ملی» و تهدیدی برای جوامع یهودی و انسجام اجتماعی دانست.
او تاکید کرد که جامعه یهودی استرالیا همواره نگران تهدید نیروهای نیابتی ایران بوده و این افشاگری «موجی از شوک» در میان یهودیان ایجاد کرده است.
کایلی مور گیلبرت، زندانی پیشین بریتانیایی-استرالیایی در ایران، تاکید کرد سپاه پاسداران در حملات علیه روزنامهنگاران، مخالفان و جوامع یهودی در خارج نقش داشته و سفارت ایران در کانبرا نیز در رصد مخالفان دست داشته است.

دی ۱۴۰۱، مور گیلبرت، پژوهشگر استرالیایی که بیش از دو سال به اتهام «جاسوسی» در ایران زندانی بود، از «دخالت ماموران و مخبران» جمهوری اسلامی و تلاش آنان برای «ضبط اعتراضات و ارسال پیامهای تهدیدآمیز» به ایرانیان معترض ساکن استرالیا خبر داد.
دخالت عوامل جمهوری اسلامی نه تنها نیروهای ناشناس، بلکه پای سفیر فعلی جمهوری اسلامی در استرالیا را هم به میان کشید.
احمد صادقی، بهمن ۱۴۰۲ برای یک کاربر ایرانی-استرالیایی شبکه ایکس، پیامهای حاوی آزار و اذیت ارسال کرده بود.
در واکنش به این اقدام، وزارت خارجه استرالیا به تلویزیون ایراناینترنشنال اعلام کرد دولت این کشور اقدامهای خصمانه در قالب نظارت، آزار و اذیت یا ارعاب، علیه افراد یا اعضای خانوادهها در استرالیا را تحمل نخواهد کرد.
این تنها نمونه از اقدامات مخرب جمهوری اسلامی علیه افراد و نهادها در استرالیا نبود.
بهمن ۱۴۰۱، طبق گزارشی که در پارلمان استرالیا ارائه شد، عوامل وابسته به سپاه پاسداران، سازمانهایی در استرالیا را هدف حملات سایبری قرار دادند تا از اطلاعات آنها برای اخاذی استفاده کنند.
در همین ارتباط، آبان ۱۴۰۳، ریچارد مارلز، وزیر دفاع استرالیا، در مصاحبه با شبکه ایبیسی گفت این کشور شاهد فعالیتهای فزاینده سایبری کشورهای متخاصم، از جمله جمهوری اسلامی، علیه زیرساختهای حیاتی خود بوده است.
مرداد ۱۴۰۳، رییس سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا، از عملیات مداخلهجویانه جمهوری اسلامی در این کشور خبر داد و گفت جمهوری اسلامی یکی از «دستکم سه یا چهار» کشوری است که در مداخله خارجی، در جوامع مهاجر در استرالیا دخیل بوده است.
دی ۱۴۰۲، وزارت کشور استرالیا در پاسخ به ایراناینترنشنال، جاسوسی از مخالفان جمهوری اسلامی را تهدیدی جدی برای امنیت و یکپارچگی نهادهای ملی استرالیا عنوان کرد.
بیشتر بخوانید: نگرانی دولت استرالیا از تهدیدهای امنیتی جمهوری اسلامی در این کشور
مایک برجس، رییس سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا (ASIO)، گفت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از «شبکهای پیچیده از گروههای نیابتی» استفاده کرده تا نقش خود را در حملات یهودیستیزانه در خاک استرالیا پنهان کند.

برجس گفت: «تحقیقات طاقتفرسای ما، ارتباط میان جرایم ادعاشده و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را کشف و بازگشایی کرد.»
او ادامه داد که باور ندارد جمهوری اسلامی مسئول همه حملات یهودیستیزانه در استرالیا باشد اما ممکن است مسئول بیش از دو حملهای باشد که امروز اعلام شد.
برجس در نشست مطبوعاتی پارلمان افزود: «ما دهها حادثه را بررسی کردهایم و اکنون بر این باوریم که حکومت ایران دستکم دو و احتمالا چند حمله بیشتر را علیه منافع یهودیان در استرالیا هدایت کرده است.»
او نیز اقدامات حکومت ایران را «کاملا غیرقابلقبول» خواند و افزود: «این اقدامات جان انسانها را به خطر انداخت، جامعه را وحشتزده کرد و بافت اجتماعی ما را هدف گرفت. جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، به معنای واقعی و مجازی، کبریتها را روشن کردند و آتش را شعلهور ساختند.»
برجس به مردم استرالیا اطمینان داد که سازمان اطلاعات امنیتی و دستگاههای اجرایی این مسائل را بسیار جدی میگیرند.
او تابستان سال گذشته نیز از عملیات مداخلهجویانه جمهوری اسلامی در این کشور خبر داده و اعلام کرده بود «برخی کشورهای دوست نیز در استرالیا عملیات مداخلهجویانه انجام دادهاند».
پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، اعلام کرد مقامهای جمهوری اسلامی هفت روز فرصت دارند تا خاک استرالیا را ترک کنند.
وانگ گفت: «هیچ تردیدی نیست که این اقدامهای فوقالعاده خطرناک و تجاوزکارانه از همه خط قرمزها عبور کردهاند و بههمین دلیل ما سفیر جمهوری اسلامی در استرالیا را عنصر نامطلوب اعلام کردهایم.»

وانگ گفت این نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم است که یک سفیر از استرالیا اخراج میشود و «دلیل آن هم اقدامهای کاملا غیرقابل قبول ایران است».
او گفت: «استرالیا از سال ۱۹۶۸ در ایران سفارت داشته اما این سابقه هرگز به معنای تایید حکومت کنونی ایران نبوده است.»

آنتونی آلبانیز، نخستوزیر استرالیا، اعلام کرد که در پی اثبات نقش جمهوری اسلامی در دستکم دو حمله یهودستیزانه، سفیر جمهوری اسلامی را از این کشور اخراج کرده، فعالیت سفارت استرالیا در تهران را به حالت تعلیق درآورده و قصد دارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد.
او صبح سهشنبه چهارم شهریور همراه با وزیر امور خارجه، وزیر امور داخلی و رییس سازمان اطلاعات استرالیا در یک نشست مطبوعاتی در پارلمان این کشور حاضر شد و گفت حکومت ایران دستکم دو حمله را علیه جامعه یهودیان در استرالیا هدایت کرده است.
آلبانیز دو حمله تروریستی علیه کنیسه آداس اسرائیل در ملبورن و رستوران لوئیس کانتیننتال در سیدنی را «تجاوزهایی خارقالعاده و خطرناک» خواند و گفت: «احتمالا جمهوری اسلامی حملات بیشتری در خاک استرالیا پیاده کرده است.»

سخنرانی تازه علی خامنهای بار دیگر بر همان روایت قدیمی استوار بود. آمریکا دشمن اصلی است، مردم ایران یکپارچه پشت نظام ایستادهاند، اپوزیسیون وابسته و خائن است، و تنها راه ادامه، مقاومت و مقابله است.
آیا این سخنان با واقعیت زندگی مردم ایران همخوانی دارد، یا رهبر جمهوری اسلامی در جهانی از توهمات زندگی میکند و عملاً به «دشمن مردم» بدل شده است؟
«میخواهند ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد»
خامنهای مدعی شد دشمنان میخواهند ایران «گوشبهفرمان آمریکا» باشد و کسانی که ریشه دشمنی را در شعارهای ضد آمریکایی میبینند، «ظاهربین» هستند.
اما تاریخ روشن میگوید خصومت با ایالات متحده از اشغال سفارت آمریکا و شعار «مرگ بر آمریکا» آغاز شد، نه از مردم ایران. تجربه جهانی نیز خلاف ادعای اوست. کشورهایی مانند آلمان، ژاپن، ترکیه و کره جنوبی ضمن حفظ هویت و استقلال خود، روابط سیاسی و اقتصادی گسترده با آمریکا دارند. استقلال واقعی در توان انتخاب و تصمیمگیری آزادانه است، نه در دشمنی دائمی با جهان.
«پادشاه بعدی را در اروپا تعیین کردند»
خامنهای گفت دشمنان «یک روز پس از شروع حمله، در اروپا جلسه گذاشتند و پادشاه بعدی ایران را تعیین کردند».
این ادعا هیچ سندی ندارد و نمونهای آشکار از تئوری توطئه است. اپوزیسیون ایران متنوع است و هیچ قدرت خارجی نمیتواند نظام سیاسی آینده را برای مردم تعیین کند. ریشه بحران در ناکارآمدی و فساد ساختاری جمهوری اسلامی است، نه نشستهای خیالی در اروپا.
«خاک بر سر آن ایرانی که علیه کشور خود فعالیت کند»
او مخالفان را «خاک بر سر» خواند و آنان را علیه کشور معرفی کرد. حال آنکه منتقدان حکومت، علیه ملت فعالیت نمیکنند؛ اعتراض آنان متوجه نظامی است که آزادیها را سرکوب، اقتصاد را نابود و کشور را منزوی کرده است. وطندوستی با نقد حاکمان معنا مییابد، نه با سکوت در برابر آنان.
«ملت متحد در کنار نظام است»
خامنهای تاکید کرد ملت یکپارچه پشت نظام ایستاده است. اما واقعیت، چیز دیگری میگوید. اعتراضات ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، مشارکت کمتر از ۴۰ درصدی در انتخابات اخیر، موج مهاجرت و اعتصابات گسترده همگی نشاندهندهٔ نارضایتی عمیقاند. جامعه ایران متحد است، اما نه در حمایت از نظام؛ بلکه در مخالفت با وضع موجود.
«آزادی بیان عامل اختلاف است»
خامنهای نویسندگان و منتقدان را عامل اختلاف دانست. اما چندصدایی نشانه سلامت جامعه است و یکصدایی اجباری تنها در دیکتاتوریها دیده میشود. زندانی کردن روزنامهنگاران، نشانه ترس حکومت از حقیقت است، نه خیانت منتقدان.
«یمن الگوی ماست»
او گفت ایران باید همچون یمن راههای کمک به اسرائیل را ببندد. اما یمن فقیرترین کشور عربی است و جنگ داخلی آن یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن بیستویکم را رقم زده است. الگوبرداری از یمن یعنی پذیرش فقر و نابودی، نه راهی برای توسعه ایران.
«مشت محکم ملت بر دهان دشمن»
خامنهای مدعی شد ملت با ایستادگی «مشت محکمی» به دهان دشمن زده است. واقعیت اما نشان میدهد نتیجه این سیاستها تحریمهای بیشتر و فشار اقتصادی شدیدتر بر مردم ایران بوده است. این مشتها نه بر دهان دشمن، که بر زندگی روزمره شهروندان فرود آمدهاند.
«مسئله آمریکا حلنشدنی است»
او مذاکره مستقیم با آمریکا را «حلنشدنی» دانست. اما تجربه جمهوری اسلامی خلاف این ادعاست. از ماجرای ایران- کنترا تا توافق برجام، هرگاه بقای نظام در خطر بوده، تابوی مذاکره شکسته شده است.
امروز نیز حکومت بهطور غیرمستقیم با آمریکا درباره تبادل زندانیان یا آزادسازی داراییها مذاکره میکند.
بنابراین، خط قرمز واقعی نه اصل مذاکره، بلکه پیامد سیاسی و اجتماعی آن است. اگر رابطهای عادی با آمریکا شکل گیرد، توجیه سرکوب داخلی و دشمنسازی خارجی فرو میریزد. مخالفت او با مذاکره و تداوم دشمنی با آمریکا نه از منافع ملی، بلکه از منطق بقای نظام سرچشمه میگیرد.
دشمنسازی به حکومت هویت میدهد، سرکوب داخلی را توجیه میکند و هر صدای آلترناتیوی را تهدیدی وجودی جلوه میدهد. حساسیت او به نام بردن از مخالفان و اشاره به نشستهای خیالی در اروپا نیز ترس عمیق از آلترناتیو سیاسی را آشکار میکند.
«رهبر مردم» دشمن مردم است!
تا زمانی که این ساختار قدرت پابرجاست، چشمانداز بهبود شرایط زندگی مردم بسیار دور خواهد بود. خامنهای نه صدای ملت، که مانعی در برابر آینده آنان است. «رهبر مردم» قرار است واقعیت را ببیند و برای نجات مردم تصمیم بگیرد، اما خامنهای با انکار واقعیت و زیستن در دنیای توهمات، بیش از هر زمان دیگری به «دشمن مردم» شبیه است.
چطور علی خامنهای که عنوان «رهبر» را دارد، عملاً به دشمن مردم ایران تبدیل شده است؟ این امشب سوال «برنامه با کامبیز حسینی» بود. روح الله رحیم پور مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این سوال جواب دادند.
«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۱ شب به وقت تهران از شبکهٔ ایران اینترنشنال بهصورت زنده پخش میشود.





