بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سخنرانی اخیر خود در پارلمان اسرائیل، برنامههای دولتش برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران را تشریح کرده است. او در این سخنرانی به سه تهدید عمده از سوی جمهوری اسلامی اشاره کرده که به گفته وی، اسرائیل مصمم است با آنها مقابله کند.
بر اساس گفته نتانیاهو، تهدید گروههای نیابتی جمهوری اسلامی مانند حزبالله و حماس، تهدید موشکی، و تهدید برنامه هستهای ایران، سه تهدیدی هستند که اسرائیل قصد دارد با آن مقاله کند.
نتانیاهو در این سخنرانی توضیح داده چگونه اسرائیل طی سال گذشته با گروههای نیابتی ایران مقابله کرده است.
به گفته نخستوزیر اسرائیل، این کشور پس از حمله حماس به اسرائیل در سال گذشته، سه هدف را دنبال کرده است: پایان دادن به سلطه حماس بر نوار غزه، بازگرداندن گروگانهای اسرائیلی و جلوگیری از تهدیدات حماس از خاک غزه.
او مدعی شد که دولت اسرائیل توانسته تا حد زیادی توان نظامی حماس را نابود کند، فرماندهان ارشد آن از جمله اسماعیل هنیه و یحیی السنوار را به قتل برساند و عملیاتهای نظامی خود را بدون همراهی کامل دولت بایدن پیش ببرد.
اما با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، اسرائیل در برخورد با تهدیدات حماس دست بازتری خواهد داشت و به تلاشهایش برای نابودی کامل تواناییهای این گروه ادامه میدهد.
نتانیاهو همچنین وضعیت اسرائیل در برابر حزبالله را شرح داد. حزبالله یک روز پس از حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳، حملات راکتی خود به شمال اسرائیل را آغاز کرد تا فشار اسرائیل بر حماس را کاهش دهد.
جمهوری اسلامی نیز حزبالله را تشویق میکرد تا این مسیر را ادامه دهد. با این حال، اسرائیل به جای کاهش فشار بر حماس، هشدارهای جدی به حزبالله ارسال کرد و در نهایت، بدون توجه به فشارهای دولت بایدن، حملات گستردهای علیه این گروه آغاز کرد.
برخلاف تصور عمومی درباره قدرت نظامی حزبالله، اسرائیل نه تنها توانست توان موشکی و راکتی این گروه را نابود کند، بلکه فرماندهان ارشد آن، از جمله حسن نصرالله و هاشم صفیالدین را نیز در عملیاتهای دقیق و با استفاده از بمبهای سنگرشکن در بیروت از میان برد.
نتانیاهو توضیح داد که اسرائیل همچنان به بمباران شدید مواضع حزبالله در لبنان ادامه میدهد و دو شرط اصلی برای آتشبس تعیین کرده است:
عقبنشینی حزبالله از مرزهای لبنان و اسرائیل و استقرار در پشت رودخانه لیتانی و استقرار ارتش لبنان در مناطق مرزی.
او افزوده اسرائیل به آتشبس صرفا بر روی کاغذ اکتفا نخواهد کرد و در صورت هرگونه اقدام نظامی مجدد از سوی حزبالله، واکنش نظامی شدیدی نشان خواهد داد. همچنین، اسرائیل تاکید کرده که اجازه نخواهد داد ایران از طریق سوریه، مجددا حزبالله را مسلح کند و به بمباران کاروانها و تاسیسات تسلیحاتی در سوریه ادامه خواهد داد.
نتانیاهو در ادامه سخنرانی خود اعلام کرد که اسرائیل اکنون آماده است که تمرکز خود را به «تهدید اصلی» یعنی جمهوری اسلامی ایران معطوف کند. با بازگشت ترامپ به قدرت، فرصت مناسبی برای برخورد با برنامههای موشکی و هستهای ایران فراهم شده است. اسرائیل تاکنون توانسته است برخی از تاسیسات موشکی و هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد و سامانههای دفاعی اس-۳۰۰جمهوری اسلامی را که بهسختی از روسیه خریداری شده بود، بهطور کامل منهدم کند.
علیرغم ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی درباره قدرت سامانههای پدافندی خود، اسرائیل توانسته است به اهداف نظامی در ایران حمله کند بدون اینکه این سامانهها عملکرد قابل توجهی داشته باشند.
جمهوری اسلامی اکنون در تنگنای سختی قرار دارد: اگر پاسخ نظامی به اسرائیل دهد، احتمالاً با حملات شدیدتر و گستردهتری مواجه خواهد شد. اگر پاسخ ندهد، هم در بین طرفدارانش با انتقادات شدید مواجه خواهد شد و هم اعتبارش نزد گروههای نیابتیاش تضعیف میشود.
نتانیاهو تأکید کرده که اسرائیل برای هرگونه پاسخگویی جمهوری اسلامی آماده است و فرمانده ارتش اسرائیل نیز هشدار داده که در صورت هرگونه اقدام از سوی جمهوری اسلامی، اسرائیل پاسخ سختی خواهد داد که برای ایران غیرقابل تصور باشد.
با توجه به سخنان نتانیاهو، به نظر میرسد اسرائیل از تضعیف حماس و حزبالله به عنوان مقدمهای برای مقابله با جمهوری اسلامی استفاده کرده است. او تأکید کرده که این بهترین فرصت برای از بین بردن برنامههای موشکی و هستهای ایران است، چرا که بازگشت ترامپ به قدرت شرایط را برای اقدامات سختگیرانهتر اسرائیل فراهم کرده است.
به همین دلیل ممکن است در صورت تشدید درگیری؛ اسرائیل در گامهای بعدی در پنج سطح بالاتر به جمهوری اسلامی حمله کند. اول حمله گستردهتر به مراکز نظامی؛ دوم حمله به تاسیسات نفتی و زیرساختهای اقتصادی، سوم حمله به تاسیسات هستهای؛ چهارم تلاش برای کشتن فرماندهان سپاه پاسداران و پنجم تلاش برای کشتن مقامات ارشد سیاسی از جمله علی خامنهای.
خانوادههای قربانیان آمریکایی حملات هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، از جمله آیریس هگای، با استناد به اسناد جدید مبنی بر دست داشتن جمهوری اسلامی در این حملات، علیه تهران طرح دعوی کردهاند.
خانوادههای قربانیان در ۱۷ نوامبر شکایت خود را به دادگاه منطقهای ایالات متحده در واشینگتن تسلیم کردند.
در حملات هفتم اکتبر، ۴۶ شهروند آمریکایی در میان هزار و ۲۰۰ نفر کشتهشده و ۱۲ شهروند آمریکایی در میان ۲۵۰ گروگان به غزه منتقل شدند.
ایراناینترنشنال این دادخواست را بررسی کردهاست. دادخواست بر اساس شواهدی تنظیم شده که وکلای شاکیان از اسناد محرمانه کشفشده از سوی گری اوسن، یکی از وکلای پرونده، ارائه کردهاند.
حماس به همراه جهاد اسلامی فلسطین و جبهه خلق برای آزادی فلسطین، حمله هفتم اکتبر را در چارچوب طرحی هماهنگ اجرا کردند. طبق این دادخواست، نیروی قدس، شاخه برونمرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این عملیات را با هدف حمله همهجانبه به اسرائیل تامین مالی و مدیریت کردهاست.
اسناد ارائه شده شامل جزئیات کمکهای مالی چندین ساله جمهوری اسلامی به رهبران حماس و همچنین توافقنامه دفاع متقابل میان گروههای فلسطینی، ایران و نیروهای همسو با آن است.
طبق این شکایت، جمهوری اسلامی متعهد شده بود ماهانه هفت میلیون دلار به حماس پرداخت کند تا این گروه برای یک رویارویی برنامهریزی شده آماده شود.
این دادخواست همچنین مدعی است که جمهوری اسلامی و متحدانش پیش از «پروژه بزرگ» یحیی سنوار، رهبر حماس، نقشهای را طراحی کرده بودند که در آن از آنچه «فریب بزرگ» مینامند، در راستای اهداف محور مقاومت استفاده شدهاست.
بر اساس این دادخواست، حماس، حزبالله و سپاه پاسداران در برنامهریزی حمله هفتم اکتبر از شگرد «راستِ دروغ نما» استفاده کردند. آنها از روی عمد و بهطور علنی درباره مقاصد خود سخن میگفتند تا اسرائیل تصور کند این تهدیدها تنها در حد شعار است و قصد اجرای عملیات واقعی ندارند.
در ابتدا گمان میرفت ایتای چن، سرباز ۱۹ ساله، پسر روبی چن، در میان گروگانها است تا اینکه امسال مشخص شد او در حملات هفتم اکتبر کشته شده و پیکرش به غزه منتقل شدهاست.
روبی چن، پدر داغدار ایتای، امیدوار است این دادخواست گامی برای جلوگیری از تکرار چنین فاجعهای برای خانوادههای دیگر و فرصتی برای مقابله جدیتر با منابع مالی تروریسم باشد.
روبی چن در گفتگو با ایراناینترنشنال گفت: «تهران شبکه جهانی تامین مالی تروریسم را مدیریت میکند و حماس از این شبکه بهره میبرد. پولهایی که برای حمایت از تروریسم در سطح جهان جمعآوری میشود، اکنون در پوشش «سازمانهای خیریه» در کشورهایی مانند ترکیه، کویت، اندونزی و دیگر کشورها نگهداری میشود.»
این دادخواست با هدف جلوگیری از تامین مالی حملات تروریستی آینده و مقابله با حمایت کشورهای دیگر از تروریسم تنظیم شدهاست.
به گفته روبی چن، اگرچه مفهوم عدالت برای خانوادههای ۱۰۱ گروگان در غزه که حدود نیمی از آنها جان باختهاند دستنیافتنی به نظر میرسد، اما هدف بزرگتری در میان است.
او افزود: «میخواهیم فهرست حامیان تروریسم را به موسسات مالی و صندوقهای خیریهای گسترش دهیم که در شبکه جهانی تامین مالی تروریسم نقش دارند. این کار به قربانیان آمریکایی امکان میدهد از این نهادها شکایت کنند و آنها را در قبال پولهایی که به حماس رسیده و به حملات هولناک هفتم اکتبر منجر شده، پاسخگو کنند.»
برای آیریس این دادخواست برای پاسخگو کردن ایران و فرستادن یک پیام روشن است
آیریس در گفتگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد: «باید نقش سپاه در این رویدادها را به درستی درک کنیم. حماس رهبری حمله هفتم اکتبر را بر عهده داشت، اما جمهوری اسلامی نیز در هدایت آن نقش داشت. این رژیم تضمین میکند که حماس به سلاح دسترسی داشتهباشد و مطابق خواستههای تهران عمل کند.»
آیریس نه تنها پدر و مادرش را از دست داد، بلکه ۱۱۷ نفر از ساکنان کیبوتس نیر اوز که از کودکی میشناخت، یا کشته شدند یا مفقود شدند یا به گروگان گرفته شدند.
به گفته آیریس، والدینش جودی واینستین هاگی و گادی هاگی، مانند بسیاری دیگر از ساکنان نیر اوز، فعالان صلحطلبی بودند که از جنگ بیزار بودند.
پیادهروی معمول صبحگاهی آنها در کیبوتس، در هفتم اکتبر به فاجعه انجامید
جودی شاهد قتل همسرش بود. او با اورژانس تماس گرفت و جزئیات حادثه را گزارش داد، صدای این تماس را آیریس بعدها شنیده است. جودی نیز هدف گلوله حماس قرار گرفت. هنوز مشخص نیست که او در اثر این جراحات جان باخته یا بعدا کشته شدهاست. پیکر هر دوی آنها همچنان در غزه نگهداری میشود.
آیریس گفت: « این ماجرا فراتر از داغ پدر و مادر من است. این تراژدی، یک جامعه را نشانه گرفت. در یک روز، ۱۱۷ نفر از زندگی من ناپدید شدند.»
او معتقد است این دادخواست شواهد روشنی از نقش ایران در حملات هفتم اکتبر ارائه میدهد و امیدوار است این اقدام حقوقی توجهها را به این موضوع جلب کند و حکومت ایران را از استفاده از گروههای نیابتی برای پنهان کردن نقش خود بازدارد.
گیسو نیا، وکیل بینالمللی حقوق بشر در گفتگو با ایراناینترنشنال اظهار داشت که پروندههای حقوقی علیه جمهوری اسلامی میتواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم برای این نظام به همراه داشتهباشد.
او که نقش مهمی در اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن سازمان ملل داشت، اشاره کرد که هرچند بخش عمدهای از داراییهای مستقیم ایران پیشتر توقیف و مصادره شدهاند، اما تاثیرات این پروندهها همچنان ادامه دارد.
برای نمونه، توقیف نفتکشهای ایرانی در آبهای آزاد از سوی مقامات آمریکایی و انتقال درآمد حاصل از آن به «صندوق حمایت از قربانیان تروریسم» ایالات متحده، نمونهای از این تاثیرات است.
گیسو نیا افزود: «در صورت نقض تحریمها، شرکتهایی که با نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی همکاری میکنند، مشمول جریمههای سنگین میشوند. برای مثال، بانک بیانپی پاریباس (BNP Paribas) به دلیل همکاری با مقامات جمهوری اسلامی و نقض قوانین تحریمی، باید جریمهای را به دولت آمریکا بپردازد. این جریمهها به صندوق مربوطه واریز میشود.»
او گفت که گرچه دولتهای خارجی از حوزه قضایی دادگاههای آمریکا مستثنی هستند، اما بند مربوط به تروریسم در قانون مصونیتهای حاکمیت خارجی (FSIA) به دادگاهها اختیار میدهد تا در موارد خاص، این کشورها را پاسخگو نگه دارند.
به نظر میرسد دولت قصد دارد قیمت بنزین را افزایش دهد اما بهجای اعلام مستقیم، تلاش میکند این تصمیم را با عناوین و توجیهات مختلف مانند «بهینهسازی مصرف»، «اصلاح قیمت» و «عادلانهسازی یارانهها» پنهان کند.
رویکرد دولت مسعود پزشکیان در مواجهه با بنزین بهجز بیاعتماد کردن مردم نتیجهای ندارد چرا که جامعه بهخوبی میداند افزایش قیمت بنزین در نهایت بار سنگینی را بر دوش اقشار آسیبپذیر خواهد گذاشت.
بازی با کلمات و توهین به شعور مردم
دولتیها با استفاده از اصطلاحات پیچیده و پرطمطراق سعی دارند این افزایش قیمت را توجیه کنند اما مردم بهخوبی متوجه هستند که این تصمیمات، نه تنها از مشکلات آنها نمیکاهد بلکه بار اقتصادی بیشتری را بر آنها تحمیل میکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است هر بار قیمت بنزین افزایش یافته، فشار آن بر دوش اقشار زحمتکش مانند رانندگان تاکسی، وانتبارها و مصرفکنندگان نهایی کالاها بوده است.
در حالی که دولت ادعا میکند این تغییرات به نفع فقرا خواهد بود، شواهد نشان میدهد افراد ثروتمند کمترین تاثیر را از افزایش قیمت بنزین میپذیرند و فقرا بیشترین فشار را.
در مقابل، این چرخه باعث گرانی بیشتر کالاهای اساسی مانند نان، میوه، گوشت و دیگر اقلام ضروری میشود.
توجیهات تکراری و بیاثر
یکی از استدلالهای رایج برای افزایش قیمت بنزین، کنترل مصرف و جلوگیری از قاچاق سوخت است اما تجربه نشان داده که با وجود چندین مرحله افزایش قیمت، نه مصرف سوخت بهطور معناداری کاهش یافته و نه قاچاق سوخت متوقف شده است.
بهعلاوه، با کاهش ارزش پول ملی، حتی با افزایش قیمت بنزین نیز قاچاق آن همچنان بهصرفه خواهد بود.
مشکل اصلی: اقتصاد گروگان سیاست خارجی ماجراجویانه
بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که ریشه مشکلات انرژی در ایران به ناتوانی در جذب سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساختهای تولید برمیگردد.
سیاست خارجی ماجراجویانه و جنگطلبانه، اقتصاد ایران را گروگان گرفته و مانع توسعه صنعت نفت و گاز شده و در نتیجه تولید و مصرف بهطور مداوم در تعارض هستند.
حتی اقتصاددانان برجسته ایران تاکید کردهاند که حل مشکلات اقتصادی ایران مستلزم تعامل سازنده با جهان و رفع شکافهای عمیق میان دولت و مردم است.
بیتوجهی به نظر کارشناسان
دولت بهجای گوش دادن به هشدارهای کارشناسان اقتصادی، تنها به دنبال راهکارهای کوتاهمدت و موقتی مانند افزایش قیمتها است. این در حالی است که اقتصاددانان بارها اعلام کردهاند این روشها تنها به تعمیق بحران اقتصادی منجر خواهند شد. بهویژه در شرایطی که دولت توانایی حل مشکلات زیربنایی مانند ناترازیهای تولید و مصرف انرژی، یا حتی رفع اختلافات با جامعه جهانی را ندارد.
تصمیمات دولت برای افزایش قیمت بنزین، بدون توجه به تبعات آن برای اقشار مختلف جامعه، تنها به افزایش نارضایتی عمومی و تعمیق مشکلات اقتصادی میانجامد.
در حالی که مردم از این تصمیمات خسته و ناراضی هستند، حکومت اعتنایی به اصلاح سیاستهای داخلی و خارجی و تلاش برای کاهش فشار اقتصادی بر شهروندان نشان نمیدهد.
بیتوجهی به این مسائل، تنها به دور باطل افزایش قیمتها و تشدید مشکلات میانجامد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از مواضع دولت جو بایدن در قبال نحوه رویارویی اسرائیل با جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن در منطقه انتقاد کرد. در تحولی دیگر، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل در دولت آتی ترامپ، بر نابودی گروههای مسلح مورد حمایت حکومت ایران تاکید کرد.
نتانیاهو روز دوشنبه ۲۸ آبان در سخنرانی خود در صحن پارلمان اسرائیل (کنست) گفت دولت بایدن با پاسخ اسرائیل به حملات جمهوری اسلامی به این کشور موافق نبود.
او افزود که در پاسخ به واشینگتن گفته است «نشستن و واکنش نشان ندادن قابل قبول نیست، و ما پاسخ دادیم».
نتانیاهو همچنین با اشاره به حمله اخیر اسرائیل به اهداف نظامی در ایران گفت این عملیات باعث نابودی سامانههای دفاع هوایی جمهوری اسلامی شد و «به توانایی ایران در تولید موشکهای بالستیک آسیب واقعی وارد کرد».
حکومت ایران شامگاه ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد. این دومین حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل بود.
در سوی مقابل، جنگندههای ارتش اسرائیل بامداد شنبه پنجم آبان در عملیاتی تلافیجویانه به اهدافی نظامی در ایران حمله کردند.
جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا
نتانیاهو: بایدن با حمله به شهر غزه، خان یونس و رفح مخالف بود
نتانیاهو در ادامه اظهارت خود در کنست گفت: «دولت بایدن پس از تهاجم هفتم اکتبر حماس، در خصوص عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه «ملاحظاتی» داشت و «پیشنهاد کرد» از ورود به این باریکه صرفنظر کنیم.»
او افزود: «آمریکا در مورد ورود [ارتش اسرائیل] به شهر غزه و خان یونس ملاحظاتی داشت و مهمتر از همه، با ورود به رفح بهشدت مخالف بود».
به گفته نتانیاهو، بایدن به او هشدار داده بود در صورت حمله اسرائیل به رفح «ارسال محمولههای مهم تسلیحاتی به ما را متوقف خواهد کرد و همین کار را انجام داد».
نخستوزیر اسرائیل افزود آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز هشدار مشابهی را مطرح کرده بود، «اما من به او گفتم با چنگ و دندان خواهیم جنگید».
تانک ارتش اسرائیل در حال ورود به نوار غزه، ۲۱ آبان
اعضای حماس ۱۵ مهر سال گذشته (هفتم اکتبر) با حمله به جنوب اسرائیل حدود هزار و ۲۰۰ نفر را کُشتند و بیش از ۲۵۰ تن را به گروگان گرفتند.
اسرائیل در واکنش به این تهاجم، عملیات نظامی گستردهای را در نوار غزه آغاز کرد. در سوی دیگر، گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن، در حمایت از حماس وارد این مناقشه شدند و درگیریهای شدید و مرگبار در طول بیش از یک سال گذشته، منطقه را به بیثباتی کشانده است.
تاکید نتانیاهو بر مقابله با «قدرتگیری» مجدد حزبالله لبنان
نتانیاهو در سخنان خود در پارلمان اسرائیل به مذاکرات برای برقراری آتشبس در لبنان پرداخت و گفت آنچه در این میان اهمیت دارد، تنها یک «برگه کاغذ» نیست.
او افزود: «برای تضمین امنیت در شمال [اسرائیل]، باید اقداماتی نظاممند علیه حملات احتمالی حزبالله انجام دهیم.»
نتانیاهو بر ادامه تلاشهای اسرائیل برای ممانعت از قدرتگیری مجدد حزبالله در لبنان تاکید کرد.
پیشتر خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام ارشد لبنانی نوشت لیزا جانسون، سفیر ایالات متحده در بیروت، روز ۲۴ آبان طرح ۱۳ مادهای آتشبس را با مقامهای دولت لبنان در میان گذاشت.
بر اساس این طرح پیشنهادی، یک آتشبس ۶۰ روزه برقرار میشود و در این بازه زمانی، نیروی ارتش لبنان مجددا در مرز اسرائیل مستقر خواهند شد.
گزینه پیشنهادی ترامپ برای سفارت آمریکا در اسرائیل: گروههای نیابتی تهران باید نابود شوند
در همین حال، مایک هاکبی، گزینه پیشنهادی ترامپ برای تصدی مسئولیت سفارت ایالات متحده در اسرائیل، روز دوشنبه اعلام کرد دولت آتی آمریکا به دنبال «مذاکرات» نخواهد بود بلکه نابودی کامل گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی را بهعنوان هدف خود در نظر خواهد گرفت.
هاکبی در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز تاکید کرد: «آنها باید خفه شوند و به پایان برسند. تا زمانی که این گروههای تروریستی که از سوی جمهوری اسلامی تامین مالی میشوند بهطور کامل از بین نروند، صلح در آن منطقه برقرار نخواهد شد.»
دونالد ترامپ و مایک هاکبی
او مذاکره با گروههای نیابتی جمهوری اسلامی را بیفایده دانست و افزود: «چرا باید به هر طریقی وانمود کنیم که آنها قادر به نشستن بر سر میز مذاکرات هستند؟ این اتفاق رخ نخواهد داد. آنها باید از بین بروند.»
هاکبی به دلیل مواضعش در حمایت از اسرائیل شهرت دارد. او پیشتر در اظهارات خود گفته بود چیزی تحت عنوان «اشغال» سرزمینهای فلسطینی از سوی اسرائیل وجود ندارد.
وبسایت عرب نیوز روز دوشنبه با انتشار مطلبی به گمانهزنی درباره رویکرد دولت آتی ترامپ در برابر خاورمیانه پرداخت و نوشت چینش اعضای کابینه ترامپ و مواضع قبلی آنان نشان میدهد «واضحترین نقطه مشترک» میان این افراد «حمایت تزلزلناپذیر از اسرائیل» است.
با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، جمهوری اسلامی با سه سناریوی محتمل مواجه است. این سناریوها عبارتند از «تسلیم و پذیرش خواستههای ترامپ»، «مقاومت و تضعیف شدید در اثر فشارهای اقتصادی یا شکست در جنگ» و یا «سرنگونی در اثر فشارهای داخلی و خارجی».
نکته قطعی این است که جمهوری اسلامی نه تنها از بازگشت ترامپ تقویت نخواهد شد بلکه سناریوی چهارمی به نام تقویت نظام کاملا غیرممکن به نظر میرسد.
سناریویاول: تسلیموپذیرشخواستههایترامپ
ترامپ در دوران ریاستجمهوری پیشین خود و پیش از خروج از برجام، لیستی از خواستههای مشخص از جمهوری اسلامی ارائه کرد.
این خواستهها شامل محدودیت شدید در برنامههای هستهای و موشکی، توقف حمایت از گروههای تروریستی و پایان دخالتهای منطقهای ایران است.
جمهوری اسلامی تاکنون از پذیرش این خواستهها سر باز زده است.
امروز تمرکز اصلی آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا بر برنامه هستهای ایران است که به گفته آنها و به گفته خود جمهوری اسلامی، در آستانه تولید بمب اتمی قرار دارد.
جمهوری اسلامی نه تنها برنامه هستهای خود را متوقف نکرده بلکه از تسریع آن خبر داده است. همچنین، سران نظام بارها تاکید کردهاند که از برنامه موشکی خود عقبنشینی نخواهند کرد.
این موضعگیریها بهویژه در میان فرماندهان نظامی نزدیک به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با نوعی رقابت در رجزخوانی و نمایش قدرت همراه است.
با این شرایط، احتمال دستیابی به توافقی فراگیرتر و سختگیرانهتر از برجام، اندک است زیرا خامنهای بارها اعلام کرده که مذاکره بر سر «نقاط قوت نظام» غیرممکن است و عقبنشینی از برنامههای هستهای و موشکی را به معنای پایان حیات سیاسی جمهوری اسلامی میداند.
در صورت عدم توافق جمهوری اسلامی و ترامپ، پیشبینی میشود که دولت ترامپ از همان ابتدای کار، تحریمهای نفتی و اقتصادی شدیدی را مجددا اعمال کند.
ترامپ در دوره پیشین خود صادرات نفت ایران را به کمتر از ۲۰۰ هزار بشکه در روز رساند اما دولت جو بایدن با مماشات، این رقم را به بالای ۱/۷ میلیون بشکه افزایش داد. با بازگشت ترامپ و کنترل کنگره از سوی جمهوریخواهان، انتظار میرود این مماشات پایان یابد.
تحریمهای شدیدتر، همراه با حمایت گسترده از اقدامات نظامی اسرائیل، میتواند جمهوری اسلامی را وارد یک دوره طولانی از فشار اقتصادی، انزوا و حتی فشار نظامی کند.
در این شرایط، این احتمال وجود دارد که اسرائیل با پشتوانه ترامپ، حملات خود را به تاسیسات هستهای و زیرساختهای اقتصادی ایران افزایش دهد.
برخلاف بایدن، ترامپ مانعی برای اقدامات اسرائیل نخواهد بود و ممکن است دست آن را برای حملات گستردهتر باز بگذارد.
در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ممکن است به سرنوشتی مشابه عراق تحت حکومت صدام حسین پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ دچار شود؛ حکومتی که تحت تحریمهای شدید، منزوی شد و کنترل درآمدهای نفتی خود را از دست داد اما بهطور کامل سرنگون نشد.
سناریویسوم: احتمالسرنگونینظام
سناریوی سوم، احتمال سرنگونی جمهوری اسلامی است که میتواند در اثر مجموعهای از فشارهای داخلی و خارجی رخ دهد.
اعتراضات داخلی و فشارهای خارجی میتوانند به تضعیف پایههای حکومت منجر شوند و به فروپاشی آن بینجامد. این سناریو بهویژه در صورتی محتملتر است که تحریمهای اقتصادی و درگیریهای نظامی با اعتراضات گسترده مردمی و بحرانهای داخلی همزمان شوند.
جمهوری اسلامی در دوره ترامپ با یکی از دشوارترین چالشهای تاریخ خود مواجه خواهد شد.
در سناریوی اول، نظام مجبور به پذیرش خواستههایی خواهد بود که عملا به معنای تضعیف شدید و استحاله آن است.
در سناریوی دوم، مقاومت در برابر فشارها میتواند جمهوری اسلامی را به یک حکومت کاملا ضعیف و منزوی تبدیل کند.
در نهایت، در سناریوی سوم، احتمال فروپاشی حکومت بهطور کامل وجود دارد.
آنچه مسلم است، بازگشت ترامپ نه تنها برای جمهوری اسلامی تقویتی به همراه نخواهد داشت بلکه سرآغاز دورانی از بحرانهای عمیقتر خواهد بود.
امید شمس، حقوقدان و تحلیلگر امور بینالملل، در مصاحبه با ایراناینترنشنال با اشاره به تصمیم اخیر اسرائیل در خصوص ممنوعیت فعالیتهای آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی سازمان ملل (اونروا) هشدار داد این موضوع میتواند به یک فاجعه انسانی بینجامد.
او گفت در حال حاضر، اونروا «تنها شریان حیاتی» برای ارسال کمکهای بشردوستانه به نوار غزه به شمار میرود و تعطیلی فعالیتهای آن میتواند «نقض شدید قوانین بینالمللی» محسوب شود.
شمس افزود اونروا بهویژه در زمینه آموزشی و تغییر محتوای کتب درسی برای فلسطینیان نقشآفرین بوده و بسیاری از مطالب یهودستیزانه را حذف کرده است.
به گفته این تحلیلگر، اتهامات اسرائیل علیه اونروا جدی است زیرا تعدادی از اعضای این آژانس عضو حماس بودند و در فعالیتهای نظامی دست داشتند اما نمیتوان چنین موضوعی را به هزاران تن از کارکنان اونروا تعمیم داد.