در پی بزرگترین تحریم انتخابات در جمهوری اسلامی، دومین دور رایگیری برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی از ساعت هشت صبح به وقت تهران در روز جمعه ۱۵ تیر، در سراسر ایران آغاز شد.
در این رایگیری، مسعود پزشکیان نامزد اصلاحطلبان و سعید جلیلی، نامزد اصولگرایان با یکدیگر رقابت میکنند.
در دور نخست که جمعه گذشته برگزار شد، بیش از ۶۰ درصد واجدان شرایط از حضور در پای صندوقهای رای خودداری کردند.
بر اساس آمار رسمی اعلامشده از سوی وزارت کشور، ۶۱ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۳۲۱ نفر واجد شرایط رای دادن در داخل و خارج کشور هستند.
پزشکیان تنها با کسب ۱۰ میلیون و ۴۱۵ هزار و ۹۹۱ رای و سعید جلیلی با کسب ۹ میلیون و ۴۷۳ هزار و ۲۹۸ رای به دور دوم انتخاباتی راه پیدا کردند که اکثریت شهروندان ایرانی آن را نمایشی خواندهاند.

بهاره هدایت، فعال و زندانی سیاسی، در گفتگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال با اعتراض به روشنفکران و نخبگانی که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت میکنند، خواستار گردن گذاشتن به نظر مردم و نه قاطع آنها به جمهوری اسلامی شد.
او در این مصاحبه در عین حال، عملکرد اپوزیسیون جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد و گفت مجادلات آنها مخالفان را مستهلک و مردم را ناامید کرده است.
بهاره هدایت روز پنجشنبه ۱۴ تیر، در برنامه «چشمانداز با مهدی مهدوی آزاد» افزود: «قشری از روشنفکران و نخبگان نه تنها کمکی به شنیده شدن صدای این مردم بیقدرت و بیصدا نکردند بلکه حتی پیروزی مردم در هفته گذشته را بهرسمیت نمیشناسند و دارند همه تلاش خود را میکنند که بسجی در حد چند میلیون نفر، حداکثر سه تا چهار میلیون، علیه پیروزی هفته گذشته مردم ایران به راه اندازند.»
هدایت گفت:« جناح اصلاحطلب در مورد بقای جمهوری اسلامی خیلی روشن سمت حکومت را گرفته است. اصلا عنوان اصلاحطلبی دیگر برای آنها روشنگر نیست و نمیتوان آنها را با این عنوان خطاب قرار داد زیرا قرار بوده آنها تغییر و تحولی بنیادین در نظام موجود پدید بیاورند، اما نه تنها از این موضع عقب نشستهاند بلکه در موقعیتی محافظهکارانه قرار گرفتهاند و این نکته را هم اظهار میکنند و میگویند برای بقای نظام آمدهاند. یعنی بین اینکه اصلاح و تحولی اندک هم به نفع مردم و برای بهبود شرایط بگیرد یا حفظ وضع موجود و بقای نظام، دومی را انتخاب کردهاند.
بهاره هدایت، کنشگر ۴۲ ساله که فعالیت سیاسی خود را با خط فکری اصلاحطلبی از اوایل دهه ۸۰ شمسی شروع کرد و تاکنون سالها زندان از جمله هفت سال حبس بعد از اعتراضها به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ را تحمل کرده است. او در سالهای اخیر با تجدیدنظرهایی در دیدگاه سیاسیاش خواهان براندازی جمهوری اسلامی شده است. بهاره هدایت دی ماه سال گذشته با انتشار نامه مفصلی از زندان اوین با عنوان «ما لیبرالها کجای میدان براندازی ایستادهایم؟»، خواستار تقویت حضور نیروهای لیبرال در عرصه سیاست شد.
دلیل انجام مصاحبه: نخبگانی که رای دادند
هدایت که اکنون برای تحمل چهار سال حکم حبس بهدلیل اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی از سوی سپاه پاسداران، در زندان اوین زندانی است، برای درمان پزشکی به مرخصی آمده است، در گفتگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال، با اشاره به شرایط خود و وضعیت سیاسی کشور، پس از پاسخ به سوال اول مهدی مهدوی آزاد، گفت: «باید در مورد این مصاحبه توضیحی بدهم. علیرغم اینکه حدس میزنم مرا بعد از این مصاحبه دوباره به زندان برگردانند و با توجه به اینکه از نظر پزشکی هم هنوز روند بهبود طی نشده، با این همه پذیرفتم این مصاحبه را انجام بدهم زیرا احساس میکنم مردم حرف خود را هفته گذشته زدند، بدون اینکه به رسانههای عجیب و غریبی دسترسی داشته باشند، صدایشان بهطور مستقیم شنیده شود یا حتی در نظرسنجیهای پیش از انتخابات آمار بالای مشارکت داده میشد، با این همه مردم آمدند و حرفشان را زدند.»
او افزود: «نگرانی و تاسف من و اصلا دلیل انجام این مصاحبه این است که اعتراض خود را به گوش بقیه برسانم و به آن دسته از روشنفکران و نخبگانی که در این چند روز مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند اعتراض کنم.»
بهاره هدایت پیامدهای این اقدام را مورد پرسش قرار داد و گفت:«همه ما مطمئنیم که تحولاتی پیش خواهد آمد. ما دوباره در بزنگاههایی نیاز داریم که این بدنه اجتماعی به نخبگان خود اعتماد کند و این دو با هم پیوندی راستین ایجاد کنند تا برای یک بار که شده بتوانیم پروژه تحولخواهی یا براندازی را یک گام به پیش ببریم.»
او افزود: «متاسفانه در این چند روز خلاف این را مشاهده کردیم. من پروایی ندارم و اسم هم میبرم. اینها خود بهطور عمومی اظهارنظر میکنند و میگویند که در انتخابات شرکت میکنند. آقایان مهندس کیوان صمیمی و علیرضا رجایی. من واقعا متاسفم. یک سری اقتصاددانان چپ و راست و عدهای دیگر از نخبگانی که به هر حال دست اندرکار بخشی از سیاستورزی در محاق در ایران هستند، آمدهاند و اعلام حمایت کردهاند. من از آنها میپرسم از چه چیزی دارید حمایت میکنید؟ چطور شما نمیتوانید صدای مردم را بشنوید؟»
هدایت گفت:«مهمترین ایرادی که گرفتهاند این بوده است که براندازی چه برنامهای دارد؟ گام بعدیاش چیست؟ این نقد به نیروهای سیاسی که مدعی این پروژه هستند وارد است، من هم نقد دارم؛ اما چه کسی باید برنامهریزی کند؟ چه کسی باید مسیر راه را تعیین کند؟ جز همین نخبگان؟ اینها دارند نشان میدهند که در این بزنگاه که این عده به دلایل مختلف اصلا از براندازی، از نبودن و فقدان جمهوری اسلامی واهمه دارند.»
او این موضوع را بسیار ناامیدکننده دانست اما در عین حال تاکید کرد: «مردم کماکان کار خود را انجام خواهند داد. اکثریتی که جمعه گذشته به جمهوری اسلامی گفت نه، این جمعه نیز این نه را تکرار خواهد کرد.»
بهاره هدایت تاکید کرد: «مساله شکافی است که بین نخبگان و مردمی که بهدرستی و بهحق به وضعیت موجود معترضاند، پدید آمده است و متاسفانه این مردم حمایتی از سوی نخبگان خود دریافت نمیکنند.»
چرا تحریم؟
او در توضیح علت تحریم انتخابات برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی گفت:« من جزو کسانی بودم که در سال ۹۴ و ۹۶ با همین دست استدلالها رای دادم. با این مدل تبلیغات هم کاملا آشنا هستم. اما مساله این است که پروژه اصلاحطلبی معنا و مفهوم مشخصی دارد و جلوتر هم که رفت شکست خورد. شما نمیتوانید منکر این شکست شوید. اصلاحطلبی عناصر خود در حاکمیت را از دست داده و یا اصلا از اول نداشته، امکان پیشرفت ندارد. در زمانی که مجلس و دولت را در دست داشتند نتوانستند یک گام به جلو بردارند. الان با این مجلس تندرو شما چه کسی را میخواهید به آنجا ببرید که رای اعتماد بگیرد؟ بنابراین این طور نیست که مثلا جلیلی بد است پزشکیان خوب و یا پزشکیان بد است و جلیلی بدتر.»
به گفته بهاره هدایت، «مساله این است که زمین سیاست دولتی در ایران پیشاپیش تصرف شده است و چیزی برای تصرف شدن از سوی اصلاحطلبان و یا هر نیروی دیگر وجود ندارد. امثال تیم جلیلی این زمین را تصرف کردهاند و شما زوری ندارید که اینها را کنار بزنید.»
او با اشاره به اظهارات عمومی پزشکیان گفت: «ایشان آمده میگوید منویات رهبری را قبول دارم و ایشان را میپرستم و ذوب در ولایتم، این عبارت را عینا به کار برد، خب چنین شخصی اصلا این جایگاه و اعتبار را دارد که برود و چانهزنی کند که حق مردم معترض را بگیرد؟ این زمین تصرف شده. فکر میکنید ما که میگوییم براندازی و انقلاب، عاشق انقلابیم؟ از مخاطرات آن آگاه نیستیم، ما مسیرهای دیگر را آزمودیم و جواب نداد و این وظیفه ما است. اگر این مردم رنج میبرند و نمیتوانند آینده خود را حتی برای دو ماه از نظر اقتصادی، سیاسی و حتی حمایت و حفاظت از فرزندشان پیشبینی کنند، ما نیز مسئولیت داریم.»
بهاره هدایت با طرح این نکته که هیچ یک از این نخبگان در پیشبینی مخاطرات و ارائه راه حل هیچ کاری نکردهاند، گفت:«آمدهاند از شعار «نجات ایران» که برای زمینهچینی شکل دادن به ائتلافی از نخبگان داخل کشور برای براندازی مطرح شد، برای چنین انتخاباتی سوءاستفاده میکنند و چنین کاری بسیار بسیار شرمآور است.»
او گفت:«کسانی که منتسب به واقعه ۵۷ هستند، عموما بهدلیل مختلف از انقلاب و براندازی میپرهیزند. بخشهایی از آنها، اگر نه همه، بر این باورند که در آینده ایران خط مشی آنها جایی ندارد و به همین دلیل، انواع و اقسام تردیدها و دلسردیها را از آنها میبینم. ولی نباید این امر را فقط به پنجاه و هفتیها محدود کرد. بعضی برای حفظ مقام و موقعیت خود شرکت میکنند. بعضیها هم واقعا نگران آینده این مملکت هستند.»
گردن گذاشتن به نظر مردم
بهاره هدایت افزود:«من به شهروندان عادی که تحت فشار و در مضیقه هستند و ممکن است با امید به اینکه وضعیت کمی بهتر شود، کار ندارم و آن را میفهمم. ما باید بپذیریم. اصلا همه حرف من این است. ما باید به نظر و رای مردم گردن بگذاریم. هفته پیش هم مردم گفتند نه. ما باید گردن بگذاریم. ما حق نداریم این بسیج را بشکنیم و مضمحل کنیم و این پیروزی را به روزنهگشایانی نسبت بدهیم که هنوز نام اصلاحطلبی را با خود حمل میکنند. ما اجازه نداریم چنین کاری بکنیم.»
بهاره هدایت تاکید کرد: «مازاد سیاسی که در حال تولید است، اهمیت دارد. این احیای گفتمان به محاقرفته اصلاحطلبی است و از آن نمیتوانیم بگذریم. این عده علیه براندازی، علیه تحول و علیه انقلاب عمل کردید و دارید آن گفتمان به محاقرفته را زنده میکنید و این به معنای جان گرفتن دوباره جمهوری اسلامی علیرغم همه جانفشانیهایی است که جوانان این سرزمین در سالهای گذشته انجام دادند.»
وظیفه روشنفکران و اپوزیسیون
او در پاسخ به این سوال که در ایران امروز و در همین مقطع، وظیفه یک روشنفکر چیست؟ گفت: «امکانی که ما الان داریم و نباید آن را به تاخیر بیندازیم اشاعه گفتمانها است. اگر گفتمانهای موجود را کافی نمیدانیم، گفتمانهای مورد نیاز را ایجاد کنیم. با سه ضلع مشخص که بتوانند گذشته را توضیح دهند، امروز را صورتبندی کنند و از همه مهمتر چشماندازی را برای آینده ترسیم کنند که قابل تحقق هم باشد.»
بهاره هدایت افزود: «در یک بحث روشنفکری این امکان وجود دارد که شما از واقعیت موجود خیلی انتزاع پیدا کنید. اما در سطح کنش و نیروی سیاسی، شما باید انتظارات و اهدافی را انتخاب کنید که قابل تحقق هم باشد.»
او گفت: «در حال حاضر عدهای از مردم معترض به جریان پادشاهیخواهی منتسب شده و یا با گفتمان پادشاهی متقاعد شدهاند و آن را پذیرفتهاند. اکثر روشنفکران با این جریان زاویه دارند و این حق آنها است. اما مساله این است که این واقعیت روی زمین را باید پذیرفت و اگر بخواهید گفتمانی برای عبور از وضعیت فعلی بسازید، این بخش را بهعنوان واقعیت موجود روی زمین باید به رسمیت بشناسید.»
هدایت گفت: «الان همه تلاشها صرف این دوگانگی میشود. این تلاش در مواجهه بین جبهه پادشاهیخواهی و جبهه غیرپادشاهیخواهی دیگری که خودش بسیار پراکنده است و نمیتوان با یک نام آن را معرفی کرد و شاید بتوان گفت که فقط همه ضدپهلوی هستند، اپوزیسیون را فرسوده و مستهلک کرده است. منظورم این نیست که همه ایرادها متوجه ضدپهلویها است. متاسفانه نحوه کنش و رفتار طرفداران سلطنت هم بهگونهای است که اصولا قرار نیست دیگری را به رسمیت بشناسند. این وضعیت مردم را ناامید و اپوزیسیون را مستهلک کرده است.»
او در پاین این گفتگو گفت: «من درباره روشنفکرانی که در این انتخابات مفتضح جمهوری اسلامی شرکت میکنند حرف زدم، ولی نمیتوانم نادیده بگیرم که در اپوزیسیون چه اتفاقی افتاد و چه ناامیدی ایجاد کرد. مردم، علیرغم همه جدلهای اپوزیسیون و همه ویرانی که در آن چشمانداز قابل حصول پدید آوردید، روز جمعه به نمایش انتخابات تن ندادند. این یک سرمایه است که اپوزیسیون باید از آن استفاده کند.»

پیش از انتخابات پنجشنبه بریتانیا، حزب کارگر بریتانیا در منشور انتخاباتی خود سپاه پاسداران را به عنوان یک نهاد دولتی متخاصم معرفی کرد. حال با تشکیل دولت از سوی این حزب در پی پیروزی در انتخابات سوال این است که دولت جدید چه اقدام عملی در برابر سپاه یا جمهوری اسلامی انجام خواهد داد.
چند روز پیش از برگزاری انتخابات، دیوید لمی، که در دولت جدید وزیر امور خارجه خواهد شد، در کنفرانسی مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی بدون اظهارنظر قطعی در این خصوص گفت که از روز نخست با (مسائل) خاورمیانه درگیر خواهد بود.
اشاره وی به مسائل خاورمیانه، که همیشه موضوعی چالش برانگیز برای وزیران امور خارجه بریتانیا بوده است، و لحن وی وقتی از سفرهای بسیار خود به منطقه و «روابط کاری بسیار نزدیکی» که در سراسر منطقه حفظ کرده با اعتماد بهنفس و حتی اشتیاق همراه بود.
لمی حتی به طور تلویحی با اشاره به احتمال پیروزی ترامپ، از روابط خوب کاری با شخصیتهای ارشد حزب جمهوریخواه سخن گفت.
محافظهکاران بیش از یک سال بود که بر سر اتخاذ چنین تصمیمی به نتیجه نمیرسیدند و با اظهار نگرانی از اینکه تروریستی خواندن سپاه ممکن است به روابط دیپلماتیک بریتانیا با جمهوری اسلامی آسیب بزند، از انجام آن خودداری کردند.
با اینکه پیشتر ایوت کوپر، فرد پیشنهادی برای وزارت کشور و دیوید لمی، گزینه پیشنهادی برای وزارت امور خارجه بریتانیا در حزب کارگر وعده داده بودند که در صورت پیروزی در انتخابات چهارم ژوئیه، از تروریستی خواندن سپاه حمایت میکنند، اما سوال این است که تبعات چنین تصمیمی چه خواهد بود.
این سوالی است که دیوید لمی، وزیر امور خارجه جدید بریتانیا، از ابتدای کار با آن روبرو خواهد بود.
دیوید لمی به رغم اشاره به منازعه اسرائیل-غزه، با اشاره به اهمیت همکاری با شرکای جهانی و منطقه از جمله شرکای عربی بریتانیا به نگرانیهای موجود در خصوص گسترش منازعه به لبنان نیز پرداخت و توجهش را به تهران و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی معطوف کرد و به صراحت به مشکلات متعدد ناشی از فعالیتهای نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی مثل حماس، حزبالله و حوثیها اشاره کرد.
او همچنین با اشاره مستقیم، سپاه پاسداران و سرکوب داخلی از سوی این نهاد را به عنوان یکی از عوامل نگرانی یاد کرد.
توجه همهجانبه در میان اعضای هر دو حزب عمده بریتانیا به موضوعات مرتبط با ایران طی دو سال گذشته در هر دو پارلمان بریتانیا اعم از مجلس عوام و مجلس لردها بیسابقه بوده است.
در هفتههای پیش از انتخابات، حدود ۵۰۰ نفر از اعضای پارلمان و لردها در دو نامه جداگانه به دولت وقت خواستار تحریم سپاه در دولت جدید شدند.
اگرچه زود است که بتوان حال و هوای پارلمان تازه و دولت جدید را رصد کرد، اما پرواضح است که اقدامات ایذایی و تروریستی سپاه پاسداران به شدت جدی گرفته شده و نه تنها به منشور حزب کارگر راه یافته است، بلکه نیاز برای ایجاد چارچوبی جامع و بازنگری در دستهبندی گروههای تروریستی بریتانیا برای مقابله با تهدیدات امنیت داخلی مبتنی بر بازیگران متخاصم دولتی را پررنگتر کرده است.
این امر، اصلاح قانون مبارزه با تروریسم بریتانیا در سال ۲۰۰۰ را بیش از پیش توجیه میکند.
دولت استارمر حالا فرصت دارد که این کار را انجام دهد و به پشتوانه آنچه کانادا صورت داد و آنچه از سوی بخش حقوقی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا به درخواست آلمان انجام گرفته، ممکن است دست به اقدامی در این زمینه بزند.
دولت کانادا در آخرین روز خرداد ماه رسما اعلام کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه بندی میکند.
بخش حقوقی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا نیز به تازگی درخواست آلمان را برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران پذیرفته و روند رسمی بررسی قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروهها و سازمانهای تروریستی در این اتحادیه را آغاز کرده است.
در صورتی که دولت بریتانیا سپاه پاسداران را به طور رسمی تروریستی معرفی کند، عضویت در این گروه و یا حتی حمایت از آن در این کشور جرم محسوب میشود.

خبرگزاری دولتی روسیه، تاس، گزارش داد که روسیه یک کشتی جنگی را برای گشتزنی مشترک با ناوگان نیروی دریایی چین به آبهای شرق آسیا در نزدیکی متحدان آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی اعزام کرده است.
ناوگان اقیانوس آرام روسیه که مقر آن در شهر فوکینو در خلیج پیتر کبیر در دریای ژاپن است، اعلام کردکه ناوگان دریایی سوورشنی (Sovershennyy) روز پنجشنبه ۱۴ تیر به سه کشتی نیروی دریایی چین در دریای چین شرقی پیوسته است.
نیروهای دریایی و هوایی روسیه و چین در دو دهه گذشته بیش از ۸۰ رزمایش مشترک برگزار کردهاند در برخی از آنها نیروهای کشورهای دیگر نیز حضور داشتهاند.
وزارت دفاع چین هنوز بهطور علنی برگزاری این رزمایشها را تایید نکرده است.
کشتی جنگی ۲۲۰۰ تنی کلاس استروگوشچی (Steregushchiy) با ناوشکن ین چوان نیروی دریایی چین مجهز به موشکهای هدایتشونده ۷۵۰۰ تنی از جمله شناورهایی هستند که در این گشتزنیها حضور خواهند داشت.
دفتر ستاد مشترک وزارت دفاع ژاپن، روز پنجشنبه اعلام کرد نیروی دریایی ژاپن روز چهارشنبه استقرار ناوگان سوورشنی در دریاهای شرقی چین را شناسایی و یک قایق گشتی کلاس هایابوسا و یک هواپیمای گشت دریایی P-1 را برای ردیابی این کشتی روسی از طریق گذرگاه تسوشیما اعزام کرد.
بر اساس بیانیه روسیه ، قرار است دو کشور بهعنوان بخشی از چهارمین گشت مشترک سالانه خود در منطقه، در زمینه جنگ ضد زیردریایی ، دفاع هوایی، و جستجو و نجات آموزش ببینند.
ناوگان روسیه در اقیانوس آرام اعلام کرد این کشتیها در نزدیکی جزیره استراتژیک ججو کره جنوبی مستقر هستند. این همان منطقهای است که نیروهای کره جنوبی، ژاپن و آمریکا اخیرا یک رزمایش مشترک با هدف آمادگی برای مقابله با کره شمالی برگزار کردند.
پیونگ یانگ زمانی پکن را بهعنوان تنها متحد رسمی خود در نظر میگرفت، اما در جریان سفر ماه گذشته ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه به کره شمالی، دو کشور معاهده ای را امضا کردند که در آن متعهد به کمک نظامی متقابل به یکدیگر شدند.
در اوت سال گذشته، کشتیهای نیروی دریایی روسیه و چین با هم هفت هزار مایل دریایی را از طریق اقیانوس آرام و دریاهای حاشیهای آن، در امتداد بیشتر جزایر اصلی ژاپن، در تکرار «نمایش قدرت » طی کردند.
در ژوئن و دسامبر ۲۰۲۳، ژاپن و کره جنوبی جتهای جنگنده خود را برای رهگیری هواپیماهای روسی و چینی، از جمله بمبافکنهاییی با قابلیت حمل سلاح هستهای، به پرواز درآوردند و عملیات مشترک گشتزنی هوایی انجام دادند.
به گفته ناوگان روسیه در اقیانوس آرام، «این رزمایش سالانه با هدف تقویت همکاری دریایی بین روسیه و چین، حفظ صلح و ثبات در منطقه آسیا و اقیانوسیه، نظارت بر مناطق دریایی و حفاظت از فعالیتهای اقتصادی دریایی فدراسیون روسیه و چین برگزار میشود.»
روز چهارشنبه، رهبران دو همسایه قدرتمند کره شمالی در آستانه، پایتخت قزاقستان و در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای با یکدیگر دیدار کردند.
بر اساس گزارشی از کرملین ، پوتین به همتای چینی خود، شی جین پینگ، گفت که روابط روسیه و چین «بهترین دوره تاریخ خود را تجربه میکند».
پوتین گفت: «همکاری ما علیه کسی نیست. ما هیچ بلوک یا اتحادی ایجاد نمیکنیم. ما صرفا در راستای منافع مردم خود عمل میکنیم.»
وزارت امور خارجه چین نیز با انتشار بیانیهای اعلام کرد که شی متعهد به حمایت پکن از تلاشهای مسکو برای «جلوگیری از جنگ سرد جدید و مخالفت با تحریمهای غیرقانونی یکجانبه و هژمونیسم» شده است.
شی گفت: «چین و روسیه باید به تقویت هماهنگی راهبردی جامع، مخالفت با مداخله خارجی و حفظ آرامش و ثبات منطقه ادامه دهند.»
روابط جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه در دهه اخیر از شتاب بیشتری برخوردار شده است. افزایش دو برابری تبادلات تجاری دو کشور، امضاء توافقنامههای مهم در حوزههای اقتصادی، انرژی و نظامی از مولفههای این گسترش روابط دوجانبه عنوان میشود.

یک سند رسمی اداره مهاجرت و پناهندگی کانادا نشان میدهد، دایره تجدیدنظر این اداره، لغو اجازه اقامت دائم و اخراج باقر اردشیر لاریجانی، مقام پیشین وزارت بهداشت جمهوری اسلامی و برادر علی و صادق لاریجانی، از کانادا را تائید کرده است.
بر اساس این سند رسمی، باقر لاریجانی شهریور ۱۳۹۶ (سپتامبر ۲۰۱۷) به همراه همسرش فاطمه حسنزاده آملی و ادریس، پسرش، اقامت دائم کانادا را به عنوان نیروی کار متخصص به دست آورد.
این سند نشان میدهد باقر لاریجانی از زمان گرفتن اقامت کانادا، بیشتر اوقات را در ایران زندگی کرده است و تا مهر ۱۴۰۱ تنها ۲۵۸ روز در کانادا اقامت داشته است.
مقامات اداره مهاجرت کانادا، در پی آخرین مراجعت او به کانادا در ۲۳ مهر ۱۴۰۱ [در اوج خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ایران] و تنها ۱۲ روز پیش از انقضای کارت اقامت دائمش به او اعلام کردند به خاطر اینکه در مدت ۵ سال پیش از آن، دستکم ۷۳۰ روز در کانادا اقامت نداشته، اجازه اقامت او لغو شده و باید این کشور را ترک کند.
لاریجانی با ثبت شکایتی نزد دایره تجدیدنظر اداره مهاجرت گفته است او به خاطر پرستاری از مادر پیرش در ایران نمیتوانسته در کانادا اقامت کند و خواستار تجدیدنظر در حکم لغو اقامت و اخراج از این کشور شده است.
این معاون پیشین وزارت بهداشت ایران، در ادامه گفته لغو اقامت او موجب شده او از پسرش دور شده و سختی دوری از عزیزانش بر او سخت خواهد گذشت.
باقر لاریجانی، که دو برادرش در مقاطع طولانی رئیس قوه قضائیه و رئيس مجلس بودهاند در درخواست خود همچنین گفته به خاطر شغل دولتی که در دانشگاه تهران داشته، جرات نکرده داشتن اقامت دائم کانادا را به دانشگاه تهران یا دولت ایران اعلام کند.
رسیدگی به درخواست تجدیدنظر لاریجانی ۸ آذر ۱۴۰۲ به صورت آنلاین برگزار شده و وکیل دولتی که مسئول رسیدگی به این درخواست بوده، حکم خود را ۵ بهمن ۱۴۰۲ صادر کرده است.
او با استناد به شواهدی که در حکم به تفصیل به آن اشاره شده است، درخواست باقر لاریجانی را رد کرده است و حکم لغو اقامات دائم او و اخراج او از این کشور را تائید کرده است.
باقر لاریجانی در مقاطع مختلف معاون فرهنگی و حقوقی، آموزشی، درمان و دارو، و دانشجویی وزارت بهداشت جمهوری اسلامی بوده است. در کارنامه او ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز دیده میشود..
سند اداره مهاجرت کانادا همچنین نشان میدهد که هرچند لاریجانی از طریق اجاره املاک در کانادا کسب درآمد میکند اما منبع اولیه درآمد او ایران است و از این طریق به تکمیل تحصیلات پسر خود در رشته داروسازی در کانادا کمک کرده است.
لاریجانی صاحب دو ملک در کانادا، از جمله یک ملک مسکونی است که اعضای خانواده او در آن زندگی میکنند.
این سند افزود لاریجانی «در وهله به نفع پسرش و احتمالا برای استقرار خود و همسرش در کانادا سرمایهگذاری کرده است».
بر اساس این مدرک، پسر باقر لاریجانی اکنون شهروند کانادا است و همسر او نیز تقاضای خود برای اخذ شهروندی این کشور را ارائه داده است. دختر او هم از اقامت دائم کانادا برخوردار است اما هماکنون در آمریکا زندگی میکند.
به گفته اداره مهاجرت کانادا، لاریجانی همچنین گفته پسر او قادر به سفر به ایران نیست زیرا در صورت بازگشت به ایران باید خدمت سربازی خود را بگذراند.
گفتنی است که هرچند اخراج باقر لاریجانی از کانادا، به دلیل نقض قوانین مهاجرتی این کشور از سوی او صروت گرفته است اما دولت کانادا اخیرا روند برخورد با آن دسته از مقامها و عوامل جمهوری اسلامی را که در این کشور حضور دارند، شدت بخشیده است.
در همین چارچوب، رسانههای کانادایی تائید کردند دولت کانادا ۱۳ تیر روند اخراج پنج تن از عوامل جمهوری اسلامی را آغاز کرد.
اداره مرزبانی کانادا در پاسخ به سوال ایراناینترنشنال درباره شروع روند اخراج این افراد اعلام کرد کانادا در کنار مردم ایران که به مبارزه برای حقوق خود ادامه میدهند، ایستاده است.

بر اساس دادههای یک مطالعه که نتایج آن روز چهارشنبه۱۲ تیر منتشر شد، داروی بسیار محبوب کاهش وزن ویگووی ( Wegovy) و داروهای مشابه آن میتواند مبتلایان به دیابت نوع دو را در معرض خطر ابتلا به بیماریهای چشمی تهدیدکننده بینایی قرار دهند.
داروهای دیابت Wegovy و Novo Ozempic و Rybelsus همگی حاوی ماده فعال یکسانی به نام سماگلوتید هستند، و در دسته ای از داروها جای میگیرند که بهعنوان آگونیست های گیرنده GLP1 شناخته میشوند.
به نوشته دیکشنری پزشکی دورلند، آگونیست یک مادهشیمیایی است که در یک سلول با اتصال به گیرندههای آن سلول باعث پاسخ و واکنش آن سلول میشود. آگونیست اغلب تقلیدکننده عمل یک ماده طبیعی در بدن است. در حالی که یک آگونیست باعث یک پاسخ و کنش در سلول میشود، آنتاگونیست با مسدود کردن محل اتصال، مانع اتصال و عمل آگونیست میگردد.
براساس نتایجی پژوهشی که پژوهشگران در موسسه جاما «JAMA Ophthalmology» انجام دادند، میزان مشکل چشمی که به عنوان نوروپاتی ایسکمیک اپتیک غیر شریانی قدامی یا NAION شناخته میشود، در افرادی که سماگلوتید برای دیابت نوع دو مصرف می کردند، ۸.۹ درصد بود. این میزان، برای بیمارانی که از داروهای دیابت غیر GLP1 استفاده میکردند، ۱.۸ درصد بود.
طبق نتایج این پژوهش، میزان بیماری چشم در میان افرادی که سماگلوتیید را برای کاهش اضافه وزن یا چاقی مصرف میکردند، ۶.۷ درصد بود، در حالی که این میزان برای کسانی که انواع دیگر داروها را برای کاهش وزن دریافت میکردند، ۰.۸ بود.
در این مطالعه مشاهدهای که ۳۶ ماه به طول انجامید، ۷۱۰ بزرگسال مبتلا به دیابت نوع دو و ۷۷۹ نفر دیگر برای کاهش وزن از این داروها استفاده کردند.
NAION از نرسیدن خون کافی به عصب بینایی ایجاد میشود و باعث از دست دادن ناگهانی بینایی بدون درد در چشم میشود. این دومین علت شایع کوری ناشی از آسیب عصب بینایی پس از گلوکوم است.
در این پژوهش، پس از در نظر گرفتن سایر عوامل خطرزا برای این بیماری، مانند فشار خون بالا و آپنه انسدادی خواب، استفاده از سماگلوتید با بیش از چهار برابر بیشتر خطر ابتلا به NAION در افرادی که آن را برای دیابت دریافت کرده بودند و بیش از هفت برابر کسانی که آن را برای کاهش وزن دریافت میکنند، افزایش یافت.
شرکت داروسازی دانمارکی نووو نوردیسک ( Novo Nordisk) در بیانیهای به چند محدودیت در طراحی این مطالعه اشاره کرد و گفت این پژوهش یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده نبود.
به گفته این شرکت، «بهطور کلی، دادههای منتشر شده در این مطالعه برای ایجاد ارتباط علمی بین استفاده از آگونیست گیرنده GLP-1 و NAION کافی نیست.»
NAION اغلب افراد مسن را تحت تاثیر قرار میدهد. به گفته آکادمی چشمپزشکی آمریکا، در کل جمعیت ایالات متحده، میزان بروز سالانه این بیماری ۰.۵۴ در هر ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده شده است که به ۲.۳ تا ۱۰.۲ در هر ۱۰۰ هزار بزرگسال بالای ۵۰ سال افزایش مییابد.
میانگین سنی در این مطالعه در بین بیمارانی که از سماگلوتید برای کاهش وزن استفاده میکردند ۴۶ سال و در بیماران دیابتی ۵۷ سال بود.
گراهام مک گیون از دانشگاه کوئینز که درباره بیماری چشمی دیابتی مطالعه میکند اما در این پژوهش شرکت نداشت، درباره این پژوهش گفت: «این کار با کیفیت بالایی انجام شده است و نشاندهنده ارتباط بین درمان سماگلوتید و یکی از انواع نوروپاتی بینایی تهدید کننده بینایی است، اما درستی چنین امری باید بهطور ایدهآل در مطالعات بزرگتری آزمایش شود.»
مک گیون گفت: «با توجه به افزایش سریع استفاده از سماگلوتید و مجوز احتمالی آن برای طیف وسیعی از مشکلات غیر از چاقی و دیابت نوع دو، این موضوع مستحق مطالعه بیشتر است، هرچند عوارض جانبی احتمالی دارو همیشه باید با مزایای احتمالی سنجیده شود.»





