حمید کوهساری، معترض ۳۱ ساله ایرانی که میگوید در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در گرگان از ناحیه پا هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفته، در گفتوگو با ایراناینترنشنال از تیراندازی مستقیم به معترضان، کشته و زخمی شدن شهروندان و هشت ماه زندگی مخفیانه خود پیش از خروج از ایران گفت.
کوهساری گفت ۱۸ دی ماه، زمانی که اعتراضات در گرگان مرکز استان گلستان گسترش یافته بود، نیروهای امنیتی مستقیما به سوی جمعیت آتش گشودند.
او که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات سال ۱۴۰۱ پس از جانباختن مهسا ژینا امینی نیز شرکت کرده بود، گفت خشونتی که در دیماه مشاهده کرد با تجربههای پیشین او قابل مقایسه نبود.
او گفت: «باورتان نمیشد چه میبینید. اسلحهها را مستقیم به سمت جمعیت گرفتند و شلیک کردند. مردم مثل گنجشک روی زمین میافتادند.»
بهگفته کوهساری، نیروهای امنیتی با سلاحهایی از نوع کلاشنیکف و تفنگهای ساچمهای به معترضان شلیک میکردند و افرادی نیز در نقاط مرتفع مستقر شده بودند.
او همچنین گفت برخی معترضان ابتدا با لیزر علامتگذاری و سپس از نقاط مرتفع هدف قرار میگرفتند.
ایراناینترنشنال اعلام کرده است تصاویر دوربینهای مداربسته مربوط به ۱۹ دی در گرگان را دریافت و راستیآزمایی کرده است. این تصاویر استفاده نیروهای امنیتی از لیزر را نشان میدهد.
کوهساری گفت رضا اسدی، یکی از معترضانی که ۱۸ دی با گلوله جنگی در گرگان کشته شد، از جمله افرادی بود که او پیش از تیراندازی، علامتگذاریشدنش با لیزر را دیده بود.
روایت تیراندازی به یک کودک
کوهساری گفت یکی از تکاندهندهترین صحنههایی که در آن شب شاهد آن بود، تیراندازی به یک زوج و کودک حدودا دوساله آنها بود.
بهگفته او، پدر خانواده از پایینتنه و مادر از ناحیه صورت، گردن و شکم هدف قرار گرفتند. او و شماری دیگر از معترضان ابتدا پدر و مادر زخمی را به افرادی سپردند که به مجروحان کمک میکردند، اما سپس متوجه شدند صدای گریه کودک نیز دیگر شنیده نمیشود.
کوهساری گفت کودک را در نزدیکی جدول خیابان پیدا کرد و هنگامی که او را بلند کرد، متوجه جراحت شدید ناشی از اصابت گلوله به صورتش شد.
او گفت: «فقط دعا میکردم بچه نمرده باشد و بیهوش شده باشد.»
بهگفته او، «نیمی از صورت کودک در اثر گلوله از بین رفته بود.»
کوهساری گفت کودک را به زنی که به مجروحان کمک میکرد سپرد و از او خواست کودک را به همان جایی منتقل کند که پدر و مادرش را برده بودند. او گفت هرگز از سرنوشت این خانواده مطلع نشد.
اصابت گلوله هنگام نجات یک زن زخمی
کوهساری گفت ساعاتی بعد زنی مجروح از او خواست کمکش کند و گفت: «کمکم کن. نگذار من را بکشند.»
او زن را بر پشت خود گذاشت و به سمت جمعیت حرکت کرد، اما هنگامی که به دیگر معترضان نزدیک میشد، نیروهای امنیتی از پشت به پای راستش شلیک کردند.
کوهساری گفت پس از اصابت گلوله توانست چند قدم دیگر حرکت کند، اما سپس بر زمین افتاد. معترضان او را به میان جمعیت کشیدند و با روسری و بند کفش تلاش کردند خونریزی پایش را متوقف کنند.
حمید کوهساری، پس از آنکه به پایش شلیک شد، پنهان شد و از ترس بازداشت به بیمارستان نرفت
ایراناینترنشنال میگوید ویدیویی را بررسی کرده که کوهساری را در خانهای که در آن مخفی شده بود نشان میدهد؛ در این تصاویر او در حالی که از درد رنج میبرد، خون پای زخمی خود را در ظرفی تخلیه میکند.
کوهساری گفت بهدلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت معترضان زخمی، نمیتوانست به بیمارستان مراجعه کند و حتی از تهیه دارو از داروخانه هراس داشت.
او گفت: «از اینکه به من شلیک کرده بودند نمیترسیدم. وحشتم از این بود که بیایند و من را ببرند.»
بهگفته او، این ترس به تجربهاش پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بازمیگشت؛ زمانی که بازداشت شد و بعدتر به یکی از مراکز سپاه پاسداران در گرگان احضار و طی چند ساعت برای ضبط اعتراف تحت فشار قرار گرفت.
کوهساری گفت پدرش از جانبازان جنگ هشتساله ایران و عراق است، اما چند دهه بعد، خود او در خیابان هدف گلوله نیروهای امنیتی کشورش قرار گرفت.
بهگفته او، پزشکی که بعدا بهطور خصوصی پایش را معاینه کرد، به دلیل آسیب استخوان و اعصاب انجام عمل جراحی را ضروری دانست، اما این جراحی هرگز انجام نشد.
انتقال پیکر یکی از کشتهشدگان و فشار بر خانواده
کوهساری همچنین گفت مصطفی کوهساری، یکی از بستگانش و پدر دو فرزند از آزادشهر، در اعتراضات ۱۸ دی هدف گلوله قرار گرفت.
بهگفته او، مصطفی حدود ساعت ۹ شب هدف قرار گرفت و هنگامی که معترضان تلاش میکردند او را به بیمارستان منتقل کنند، جان باخت.
مصطفی کوهساری
کوهساری گفت نیروهای سپاه پاسداران پیکر او را تحویل گرفتند و خانواده برای چهار روز اطلاعی از محل نگهداری آن نداشتند.
بهگفته او، خانواده پس از چند روز جستوجو سرانجام پیکر را در سردخانهای در گنبد کاووس پیدا کردند.
او افزود ماموران اطلاعاتی سپس پیکر را تا روستای ویرو در شرق گرگان همراهی کردند و خانواده را برای برگزار نکردن مراسم عمومی تحت فشار گذاشتند. مصطفی کوهساری حدود ساعت شش صبح در این روستا به خاک سپرده شد.
بهگفته حمید کوهساری، خانواده اجازه برگزاری مراسم یادبود در مسجد روستا را نداشت و مراسم روزهای سوم، هفتم و چهلم بهصورت خصوصی در خانه مصطفی برگزار شد.
او گفت افراد دیگری از نزدیکانش نیز در اعتراضات کشته شدند، اما خانوادههای آنان بهدلیل نگرانی از اقدامات تلافیجویانه خواستهاند نامشان اعلام نشود.
هشت ماه زندگی مخفیانه
کوهساری پس از زخمی شدن، با پای درماننشده حدود هشت ماه زندگی مخفیانه داشت. او گفت در این مدت میان کارواشها، دامداریها، خانههای متروکه و ویلاهای دورافتاده متعلق به دوستانش جابهجا میشد.
او گفت: «وقتی صدای پلیس را میشنیدم، مو به تنم سیخ میشد.»
دوستانش برای او غذا و دارو تهیه میکردند، اما عمل جراحی مورد نیاز پایش هیچگاه انجام نشد.
بهگفته کوهساری، پس از بازداشت یکی از دوستانش نگرانی او از شناسایی افزایش یافت.
کوهساری گفت این فرد زیر شکنجه اطلاعاتی را در اختیار ماموران گذاشت و از آن پس احتمال یافتن مخفیگاهش بیشتر شد.
کوهساری سرانجام با افزایش خطر بازداشت و نگرانی از جان خود ایران را ترک کرد.
«شب خروج از ایران برای اولین بار در هشت ماه آرام خوابیدم»
او پیش از خروج، پس از خالی کردن خانهاش از وسایل، از آن عکس گرفت و گفت فرصت خداحافظی مناسب با بسیاری از اعضای خانوادهاش را پیدا نکرد و نمیداند چه زمانی دوباره آنها را خواهد دید.
کوهساری گفت خداحافظی با مادرش «بسیار سخت» بود. یکی دیگر از آخرین خاطرات او در ایران، خداحافظی با سگش بود که آن را به یکی از دوستانش سپرد.
او گفت: «وقتی با سگم خداحافظی میکردم، تمام خانوادهام را در آن حیوان میدیدم.»
کوهساری افزود: «شبی که ایران را ترک کردم، برای اولین بار در هشت ماه توانستم با آرامش بخوابم.»
روایتها و تصاویر ارسالی شهروندان از اعتراضات دیماه در استان خوزستان نشان میدهد نیروهای امنیتی و سرکوبگر برای شناسایی، بازداشت و سرکوب معترضان، از زیرساختها و امکانات غیرنظامی از جمله «شبکه بهداشت و درمان» و «شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب» استفاده کردهاند.
بر اساس گزارشهای رسیده به مدیابات ایراناینترنشنال، مدیریت شبکه بهداشت شهرستان لالی به کادر درمان دستور شناسایی معترضان را داد و در اهواز نیز خودروها، مهمانسراها و ساختمانهای اداری شرکت نفت در اختیار نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفت تا به کشتار معترضان بپردازند.
درگیری دوسوم استان خوزستان در اعتراضات
اعتراضات در استان خوزستان از ۱۱ دیماه با تجمعات خیابانی در اهواز، ماهشهر، آبادان و خرمشهر آغاز شد و تا ۲۰ دیماه ادامه یافت.
بررسی اطلاعات رسیده نشان میدهد دستکم ۱۹ شهرستان در این موج اعتراضی فعال بودهاند؛ از جمله اهواز، دزفول، بهبهان، ایذه، رامهرمز، شوشتر، لالی، مسجدسلیمان، باغملک، اندیمشک و شادگان.
این گستره بخش بزرگی از استانی را پوشش میدهد که بر اساس آخرین آمارهای رسمی با بیش از ۴.۷ میلیون نفر جمعیت، نزدیک به شش درصد جمعیت ایران، را در خود جا داده است.
ترکیب جمعیت این استان چندقومیتی شامل اقوام مختلف از جمله عربها، بختیاریها، لرها، فارسها، دزفولیها و شوشتریها بود و اوج درگیریها و شدت سرکوب در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه گزارش شده است.
بهکارگیری شبکه بهداشت برای شناسایی معترضان و تحویل مجروحان
براساس اطلاعات و تصاویر ارسالی به ایراناینترنشنال در شهرستان لالی با جمعیتی حدود ۷۰ هزار نفر، امیر حسنوند، رییس شبکه بهداشت و درمان، کادر درمان را برای شناسایی معترضان و همکاری با نیروهای امنیتی تحت فشار قرار داده بود.
بررسی سوابق و فعالیتهای حسنوند نشان میدهد او با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران جلسات هماهنگی مختلفی در زمان تصدی خود داشته است.
بر اساس این روایات، اقدامات صورتگرفته شامل تحمیل دستورالعملهای ایدئولوژیک بر کادر پزشکی و درمان بوده است.
علاوه بر این، موضعگیری آشکار علیه معترضان و ممانعت از مداوا و ارائه خدمات درمانی به مجروحان، ورود نیروهای امنیتی به مراکز درمانی و تحویل معترضان شناساییشده به سپاه از دیگر اقدامات او بوده است.
شهرستان لالی در ۱۸ دیماه شاهد تجمعات گسترده شهروندان بود.
در استانهای دیگر ایران نیز ماموران امنیتی و حکومت نیروهای کادر درمان را تحت فشار قرار داده و مجبور به همکاری علیه معترضان کرده بودند. نهادهای حقوق بشری همواره نسبت به ورود نیروهای لباسشخصی به بیمارستانها، بازداشت مجروحان روی تخت درمان و استفاده از آمبولانسها برای حمل نیروهای سرکوب هشدار داده بودند.
استفاده از امکانات شرکت ملی نفت
روایتهای شهروندان نشان میدهد که امکانات لجستیکی، ترابری و رفاهی شرکت نفت در خدمت عملیات سرکوب علیه معترضان در دیماه قرار گرفته است.
شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب با مرکزیت اهواز، بزرگترین شرکت تابع شرکت ملی نفت ایران است که بخش زیادی از نفت و همچنین گاز کشور را تولید میکند و دهها هزار نیروی انسانی دارد.
طبق روایت مخاطبان، در شب ۱۹ دیماه در نزدیکی پارک زیتون اهواز، تعداد زیادی خودرو پیکاپ استیجاری با آرم شرکت نفت مشاهده شده و در ۲۰ دیماه سرکوب خیابانی با بهرهگیری خودروهای این شرکت انجام گرفته است.
همچنین شواهد از بهکارگیری خودروهای شاسیبلند کیامسی شرکت جهت جابهجایی نیروها و بازداشتیها خبر میدهند.
از سوی دیگر، مهمانسراها و ساختمانهای چندطبقه شرکت نفت و ترابری آن جهت استقرار و تامین غذای نیروهای سپاه خالی و تجهیز شد.
برخی شهروندان اشاره کردهاند که از پایگاه بسیج تندگویان (متعلق به شرکت نفت) بهعنوان محل استراحت و سازماندهی نیروها استفاده شد.
شلیک گلوله جنگی و استفاده از امکانات شهرداری
روایت مخاطبان حاکی از شدت بالای خشونت و بهکارگیری ابزارهای مرگبار علیه معترضان در استان خوزستان است.
طبق این گزارشها، در اهواز از سلاحهای جنگی مانند کلاشنیکف، ژ۳ و دوشکا برای شلیک مستقیم به معترضان استفاده شده است.
علاوه بر این، الگوی نظامیسازی و استقرار در مراکز شهری در چند منطقه دیده شد. در دزفول نیروهای مسلح در فرمانداری مستقر شدند، تکتیراندازان بر فراز ساختمانهای بلند قرار گرفتند و شهرداری مرکزی و مساجد به محل نگهداری بازداشتیها تبدیل شدند. در ماهشهر نیز نصب سلاح سنگین (رگبار) بر پشتبام فرمانداری گزارش شده است.
ابعاد دیگری از سرکوب شامل تعقیب مجروحان در بیمارستانها بوده است. در بهبهان نیروهای امنیتی برای بازداشت معترضان تا داخل اتاقهای عمل پیش رفتند و کادر پزشکی را تهدید کردند. در اهواز نیز شلیک گاز اشکآور به مراکز درمانی و بازداشت پزشکان و اینترنها گزارش شده است.
همزمان، بازداشتهای گسترده در شهرهای مختلف ادامه داشت که دستگیری دستکم ۱۹ نفر در ایذه و انتقال آنها به زندان اهواز، تهدید معترضان به اعدام در شوشتر و بازداشت کارمندان معترض شهرداری شوشتر نمونههایی از آن است.
مخاطبان میگویند نیروهای غیرایرانی، بهخصوص عراقیان حشد شعبی، در سرکوب شهرستانهای خوزستان حضور داشتهاند.
مثلث بحران در خوزستان
استان خوزستان بهدلیل بحرانهای زیستمحیطی از جمله تنش شدید آبی، مشکلات هورالعظیم و تنش خاکی، تبعیض اقتصادی-اجتماعی و نرخ بالای بیکاری علیرغم تمرکز ثروت نفتی کشور، طی سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و بهویژه تابستان ۱۴۰۰ محل اعتراضات معیشتی و سیاسی بوده است.
رسانههای داخلی از جمله خبرگزاریهای دولتی معمولا اعتراضات این منطقه را به «تنشهای آبی» یا «تحریکات بیرونی» نسبت میدهند، اما شعارهای این اعتراضات از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» بعد سیاسی و ضدحکومتی این اعتراضات را نشان داده است.
خسرو محمدینیا، مسعود توشمالانی، سیروان شعبانی و مهدی نامی، چهار تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، به اعدام محکوم شدند. همزمان گزارشها از ادامه فشار بر سودا (مرضیه) ابراهیمی شمسآبادی، محبوبه شعبانی و علی زارعی دوزدرهسی، سه زندانی سیاسی محکوم به اعدام، حکایت دارند.
وبسایت حقوق بشری هرانا گزارش داد شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران محمدینیا، توشمالانی و شعبانی را در پروندهای مشترک با اتهامهای «محاربه، اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم»، به اعدام محکوم کرده است.
محمدینیا، توشمالانی و شعبانی، هر سه اهل کرمانشاه، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در یکی از خیابانهای اسلامشهر به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند و در حال حاضر در زندان قزلحصار کرج به سر میبرند.
هرانا همچنین گزارش داد یک زن که هویت او اعلام نشده، در همین پرونده تحت تعقیب قرار گرفته و به پنج سال حبس محکوم شده است.
۴۶ کشور در بیانیهای مشترک که هشتم مهر در شصتوسومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل خوانده شد، تشدید اعدامها در ایران، بهویژه اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه را محکوم کردند.
این کشورها با اشاره به اعدام دستکم ۳۱ معترض، از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند اجرای مجازات اعدام را بیدرنگ متوقف کنند.
در پروندهای جداگانه، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، نامی را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرد.
نامی در جریان اعتراضات دیماه در خانه خود در تهران بازداشت شد و در حال حاضر در زندان قزلحصار کرج به سر میبرد.
محرومیت ابراهیمی از درمان در زندان بندرعباس
ابراهیمی شمسآبادی، بلاگر و زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان بندرعباس، با وجود ابتلا به بیماری اماس و چند بیماری دیگر، از رسیدگی پزشکی مناسب و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.
ابراهیمی شمسآبادی همچنین به پسوریازیس، نارکولپسی و کولیک معده مبتلاست و در حال حاضر با درد و مشکلات جسمانی ناشی از بیماری اماس روبهروست.
همزمان، پرونده او پس از اعتراض به حکم اعدام برای رسیدگی به شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور ارسال شده است.
سودا (مرضیه) ابراهیمی شمسآبادی
هرانا اتهام منجر به صدور حکم اعدام برای ابراهیمی شمسآبادی را «افساد فیالارض» اعلام کرده است.
ایراناینترنشنال نیز ۲۱ شهریور گزارش داد شعبه سوم دادگاه انقلاب بندرعباس او را با اتهامهایی از جمله «فعالیت رسانهای و تبلیغی برخلاف امنیت ملی» و «اقدام اطلاعاتی و امنیتی به نفع دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرده است.
حکم اعدام او اول شهریور به وکیلش ابلاغ شد. ابراهیمی شمسآبادی که نهم فروردین بازداشت شد، در دوران بازداشت ۲۰ روز در سلول انفرادی نگهداری شد و بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در دوران بازجویی تحت فشار شدید قرار داشت.
ضربوشتم شعبانی پس از انتشار فایل صوتی از زندان
منابع آگاه از وضعیت شعبانی به ایراناینترنشنال گفتند او پس از انتشار یک فایل صوتی از زندان وکیلآباد مشهد، به بخش تحت نظر منتقل و ارتباطش با خارج از زندان قطع شده است.
به گفته این منابع، ماموران زندان شعبانی را مورد ضربوجرح قرار دادند که در پی آن دستها و پاهای او آسیب دید و بخشهایی از بدنش کبود شد.
پس از مقاومت شعبانی، او را به بهداری زندان منتقل کردند و دستها و پاهایش را به تخت بستند؛ اقدامی که در زندان از آن با عنوان «فیکس کردن» یاد میشود و میتواند برای ساعتها و حتی تا ۲۴ ساعت ادامه داشته باشد.
منابع ایراناینترنشنال گفتند هدف از این اقدام، جلوگیری از مشاهده و ثبت آثار ضربوجرح بوده است.
هرانا ششم مهر گزارش داده بود شعبانی به سلول انفرادی زندان وکیلآباد منتقل شده است.
شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد او را به اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» به اعدام محکوم کرده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، انتقال مجروحان اعتراضات دیماه به بیمارستان، از دلایل صدور این حکم علیه او بوده است.
شعبانی پیش از انتقال به سلول انفرادی، در یک فایل صوتی درباره در خطر بودن جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام هشدار داده و خواستار کمک شده بود.
بازگشت زارعی به بند عمومی
هرانا گزارش داد زارعی دوزدرهسی پس از چند روز نگهداری در سلول انفرادی، هشتم مهر به بند ۳۷ واحد سه زندان قزلحصار کرج بازگردانده شد.
او ۳۰ شهریور، در پی انتشار یک فایل صوتی از زندان که در آن اعلام کرده بود حکم اعدامش تایید شده است، بهعنوان تنبیه به سلول انفرادی منتقل شده بود.
همچنین بر اساس این گزارش، شورای انضباطی و مسئولان زندان، زارعی را از سه نوبت ملاقات حضوری و کابینی محروم کردهاند.
شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران شهریورماه او را به اتهام «افساد فیالارض از طریق اقدام گسترده در انجام فعالیتهای سیاسی، ایجاد انعکاس خسارت تصنعی، تهیه اخبار کذب، تبلیغ علیه نظام، بر هم زدن امنیت و ورود و خروج غیرمجاز به کشور» به اعدام محکوم کرد.
این زندانی سیاسی که پیشتر در آلمان زندگی میکرد، هشتم اردیبهشت سال جاری پس از ورود به ایران بازداشت و نهم تیر به زندان قزلحصار منتقل شد.
او در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بر اثر اصابت ساچمه، از ناحیه یک چشم آسیب دیده بود.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۷۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی به اعدام محکوم شدهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیه هفته صدوچهلم خود که هفتم مهر منتشر شد، اعلام کرد برای حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی، از جمله شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، حکم اعدام صادر شده است.
۴۶ کشور در بیانیهای مشترک در شورای حقوق بشر سازمان ملل، تداوم و تشدید اعدامها در ایران، بهویژه اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، را محکوم کردند. این کشورها با اشاره به اعدام دستکم ۳۱ معترض، از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند اجرای مجازات اعدام را بیدرنگ متوقف کنند.
دانیل باتلینر، نماینده لیختناشتاین، این بیانیه را چهارشنبه ۳۰ سپتامبر، برابر با هشتم مهر، در شصتوسومین نشست شورای حقوق بشر قرائت کرد؛ همان روزی که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام دو معترض دیگر در مشهد خبر داد.
کشورهای حامی بیانیه با استناد به یافتههای کارشناسان سازمان ملل هشدار دادند که مجازات اعدام در ایران برای «ایجاد ترس، سرکوب مخالفتها و بازداشتن مردم از بیان مسالمتآمیز دیدگاههای خود و برگزاری تجمعات مسالمتآمیز» به کار گرفته میشود.
در بیانیه آمده است: «هیچکس نباید به دلیل استفاده از حقوق خود یا تلاش برای رساندن صدایش، با هراس از اعدام روبهرو شود.»
بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا، استرالیا و شماری دیگر از کشورهای اروپایی، همراه با شیلی، کاستاریکا، نیوزیلند و جزایر مارشال، از جمله حامیان این بیانیهاند.
نگرانی از خطر اعدام دهها معترض دیگر بر اساس این بیانیه، پس از سرکوب خشونتبار اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، برابر با دیماه ۱۴۰۴، به دست نیروهای امنیتی، دستکم ۳۱ معترض اعدام شدهاند و دهها معترض دیگر، از جمله زنان و کودکان، با احکام اعدام و خطر قریبالوقوع اجرای آنها روبهرو هستند.
کشورهای امضاکننده همچنین اجرای اعدام در ملاعام را بهویژه نگرانکننده خواندند و به گزارشهای کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگر ویژه در امور ایران و هیات مستقل بینالمللی حقیقتیاب درباره افزایش شدید اعدامها و صدور احکام مرگ اشاره کردند.
این کشورها درباره گزارشهای مربوط به برگزاری جلسات غیرعلنی دادگاه، محرومیت متهمان از تضمینهای دادرسی عادلانه، شکنجه و بدرفتاری، ناپدیدسازی قهری و گرفتن اعترافات اجباری ابراز نگرانی کردند. به گفته آنان، روندهای قضایی منتهی به صدور برخی احکام اعدام، با معیارهای بینالمللی محاکمه عادلانه فاصله زیادی دارد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران، با استقبال از بیانیه مشترک گفت: «ضرورت توقف اجرای مجازات اعدام تا زمان لغو آن، هیچگاه به اندازه امروز نبوده است.»
هیات حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران نیز پیشتر، در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با اول مرداد، از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته بود همه اعدامها، از جمله اعدامهای مرتبط با اعتراضات، را بیدرنگ متوقف کنند و اجرای این مجازات را به حالت تعلیق درآورند.
اعدام دو معترض در مشهد همزمان با قرائت بیانیه در یکی از تازهترین موارد اعدام معترضان، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، هشتم مهر اعلام کرد حکم اعدام علی همتی سیستانی و مجید نیکاندیش، دو بازداشتشده اعتراضات دیماه در مشهد، بامداد همان روز پس از تایید دیوان عالی کشور اجرا شده است.
میزان مدعی شد این دو نفر در کشته شدن چهار نیروی حکومتی نقش داشتند، اما عنوان دقیق اتهام منتهی به حکم اعدام، شعبه دادگاه، تاریخ جلسات محاکمه و زمان صدور حکم را اعلام نکرد.
این خبرگزاری نوشت دادگاه با حضور متهمان و وکلای آنان برگزار شده است، اما نام وکلا و جزئیات دفاعیات آنها را منتشر نکرد. همچنین روشن نکرد اقدامات منتسب به هر یک از این دو نفر چگونه به مرگ چهار نیروی حکومتی مرتبط بوده و این ارتباط بر پایه چه مدارکی در دادگاه اثبات شده است.
روایت میزان بهطور عمده بر اعترافات اجباری منتسب به همتی و نیکاندیش استوار بود. با این حال، سندی از دادگاه یا مدرک مستقلی برای تایید این ادعاها منتشر نشد و اطلاعات مستقلی درباره شرایط بازداشت و بازجویی آنان یا دسترسیشان به وکیل منتخب در دست نیست.
شمار اعدامشدگان به دستکم ۳۱ نفر رسید اعدام همتی و نیکاندیش در ادامه اجرای احکام مرگ بازداشتشدگان اعتراضات دیماه صورت گرفت. پیش از آنان، شهرام صادقی در ۲۵ مرداد و مجید آدینه در یکم شهریور اعدام شده بودند.
سازمان حقوق بشر ایران ۲۴ شهریور اعلام کرده بود دستکم یکصد معترض بازداشتشده در معرض خطر اعدام قرار دارند. این سازمان شمار معترضان اعدامشده تا آن تاریخ را ۲۹ نفر گزارش کرده بود که با احتساب اعدام همتی و نیکاندیش، به دستکم ۳۱ نفر رسید.
در هفتههای اخیر همچنین گزارشهایی از صدور حکم اعدام برای امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله، و حسین رسولینسب، معترض زندانی در وکیلآباد مشهد، منتشر شده است.
نهادهای حقوق بشری درباره محاکمههای شتابزده، محرومیت بازداشتشدگان از وکیل منتخب و صدور احکام اعدام بر پایه اعترافات گرفتهشده زیر فشار و شکنجه هشدار دادهاند؛ نگرانیهایی که در بیانیه مشترک ۴۶ کشور نیز بازتاب یافته است.
اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» حاکی است علیرضا سپاهی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و محکومان به اعدام در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، هنگام بازداشت در خانه هدف چهار گلوله ساچمهای قرار گرفته و سپس در بازداشتگاه، تحت شکنجه بوده است.
پرونده سپاهی پس از طی مراحل قضایی به اجرای احکام رسیده و نگرانی درباره اجرای حکم اعدامش افزایش یافته است.
یک زندانی سابق که مدتی با او همبند بوده، گفت شخصا آثار چهار محل اصابت گلوله را روی پاهای او دیده است.
به گفته این منبع، سپاهی گفته بود بهبود اولیه جراحاتش حدود دو ماه طول کشید.
او که اکنون در بند امنیتی «الفطا» در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود، ششم مرداد، همزمان با اجرای حکم اعدام دو زندانی دیگر که یکی از آنان ابوالفضل سپاهی، پسرعمویش بود، دچار سکته شد و به بیمارستان الزهرا انتقال یافت.
پس از طی دوره درمان، او بار دیگر به زندان بازگردانده شد.
شلیک به پاها هنگام بازداشت در خانه
بر اساس روایت این منبع، سپاهی دو روز پس از اعتراضات دیماه در خانه بازداشت شد. ماموران هنگام ورود، اعضای خانواده را روی زمین خواباندند و به طبقه بالا، جایی که سپاهی در اتاقش بود، رفتند.
این منبع گفت یکی از ماموران، سپاهی را نگه داشت و مامور دیگری گفت: «نگهش دار، میخواهم با تیر بزنمش.»
به گفته او، سپس به هر دو ساق پای سپاهی شلیک شد و هنگام انتقال نیز دو گلوله دیگر به رانهای او اصابت کرد.
یکی از گلولهها در استخوان ران سپاهی باقی ماند و او برای جراحی به بیمارستان کاشانی منتقل شد. منبع آگاه گفت ماموران از پزشک خواستند او را هرچه سریعتر مرخص کند و سپاهی پس از دو روز بستری، به بازداشتگاه سروش قائمیه منتقل شد.
به گفته این همبند سابق، خواهر نوجوان، برادر و مادر سپاهی نیز بازداشت شدند و ماموران بخشی از وسایل خانه و جهیزیه خواهر او را تخریب کردند.
این منبع گفت سپاهی حدود ۲۶ روز در بازداشتگاه سروش تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.
به گفته او، در دورهای از این مدت، مادر سپاهی را به اتاق مجاور میآوردند تا صدای شکنجه فرزندش را بشنود یا شاهد آنچه بر او میگذشت باشد.
بر اساس این روایت، در یکی از بازجوییها یک درجهدار از سربازی میخواهد تا به صورت سپاهی سیلی بزند. ضربات به اندازهای شدید بوده که صورت و چشم او بهشدت متورم و دچار خونریزی میشود.
این زندانی سابق افزود در روزهای بعد، پابندهای سپاهی را باز میکردند و به محل اصابت گلولهها ضربه میزدند و با شلنگ به زخمهای او میکوبیدند؛ بهگونهای که زخمها دوباره خونریزی میکردند.
شدت فشار به حدی بوده که سپاهی فریاد زده است: «هرچه شما بگویید امضا میکنم.»
بازجویان در پاسخ، او را به برخورد با مادرش تهدید میکردند و از او میخواستند آنچه را «حقیقت» میخواندند بیان کند.
سپاهی گفته که «من حقیقت را گفتهام» اما بازجویی و فشار ادامه یافته است.
مهدی محمودیان، فعال مدنی، نیز ۲۱ شهریور اعلام کرد سپاهی و شماری دیگر از متهمان این پرونده در دوره بازداشت شکنجه شدهاند و ماموران، مادر او را هم مقابل چشمانش شکنجه کردهاند.
او افزود تعدادی از متهمان در دادگاه از شکنجه، تعرض و تهدید به تجاوز برای گرفتن اعتراف علیه یکدیگر سخن گفتهاند و بخش مهمی از پرونده و احکام صادرشده بر همین اعترافات استوار بوده است.
اعتراض سپاهی در دادگاه به نحوه بازداشت
این منبع گفت سپاهی در دادگاه به قاضی اعلام کرد ماموران هنگام بازداشت به او شلیک کردهاند. به گفته او، قاضی احتمال داد تیراندازی هنگام فرار صورت گرفته باشد، اما سپاهی پاسخ داد: «فرار چه بود؟ من را داخل اتاق خودم با تیر زدند.»
بر اساس همین روایت، چند متهم دیگر پرونده نیز که پیشتر علیه سپاهی اعتراف کرده بودند، در دادگاه گفتند اظهاراتشان تحت شکنجه گرفته شده است.
این منبع افزود پس از بازگشت متهمان از دادگاه به زندان، شماری از آنان بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفتند و برخی با «اعدام مصنوعی» و تهدید به مرگ مجبور شدند بار دیگر اعترافاتی علیه سپاهی و دیگر متهمان بنویسند.
به گفته او، برخی متهمان هنگام اجرای اعدام مصنوعی کنترل خود را از دست دادند و پس از بازگردانده شدن، برگههای اظهارات قبلیشان پاره شد و از آنان خواسته شد اعترافات تازهای بنویسند.
سمیه سپاهی، مادر علیرضا سپاهی، نیز اکنون در زندان دولتآباد به سر میبرد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او به اتهامهای «اجتماع و تبانی»، «اقدام علیه امنیت ملی» و «شورش» به پنج سال حبس محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.
تصویری که خبرگزاری میزان از مجید نیکاندیش و علی همتی منتشر کرده است
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام علی همتی سیستانی و مجید نیکاندیش، دو معترض بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، اجرا شده است. میزان مدعی شد این دو نفر در کشته شدن چهار نیروی حکومتی نقش داشتند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، چهارشنبه هشتم مهر گزارش داد احکام اعدام همتی و نیکاندیش بامداد همان روز و پس از تایید دیوان عالی کشور اجرا شد.
در این گزارش عنوان دقیق اتهام منتهی به صدور حکم اعدام، شعبه دادگاه، تاریخ برگزاری جلسات محاکمه و زمان صدور حکم مشخص نشده است.
میزان تنها نوشت دادگاه با حضور متهمان و وکلای آنان برگزار شده، اما نام وکلا و جزییات دفاعیات آنها را منتشر نکرد.
قوه قضاییه اعتراضات ضدحکومتی دیماه ۱۴۰۴ را «کودتا» و معترضان را «عوامل دشمن» و «اغتشاشگر» خوانده است.
جمهوری اسلامی در ماههای گذشته اعتراضات سراسری را به آمریکا و اسرائیل نسبت داده و از این روایت برای توجیه سرکوب، بازداشت و اعدام معترضان استفاده کرده است.
بر اساس روایت قوه قضاییه، همتی و نیکاندیش ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات منطقه طبرسی مشهد حضور داشتند و در «حمله به یک فروشگاه، آتش زدن ساختمانها و تخریب اموال عمومی» مشارکت کردند.
میزان به نقل از اعترافات منتسب به همتی نوشت او با چاقو به یک عضو بسیج حمله کرده و سپس چاقو را به نیکاندیش داده است تا او نیز فرد دیگری را هدف قرار دهد.
این رسانه توضیح نداد دو متهم مشخصا به قتل کدام یک از چهار نیروی حکومتی متهم شدهاند و ارتباط مستقیم اقدامات منتسب به آنان با مرگ هر چهار نفر چگونه در دادگاه اثبات شده است.
قوه قضاییه همچنین مدعی شد نیکاندیش سه کوکتل مولوتف و یک چاقو همراه داشته، از اعتراضات فیلم گرفته و تصاویر را برای شمارهای در خارج از کشور فرستاده است.
هویت صاحب این شماره و محتوای پیامهای ردوبدلشده اعلام نشده است.
میزان افزود ماموران در خانه همتی کالاهایی یافتند که به ادعای قوه قضاییه از یک فروشگاه برداشته شده بودند.
هیچ سند دادگاه یا مدرک مستقلی برای تایید این ادعاها منتشر نشده است.
این گزارش عمدتا بر اعترافات منتسب به دو اعدامشده استوار است و این در حالی است که پیشتر گزارشهای متعددی درباره اخذ اعترافات اجباری از بازداشتشدگان تحت فشار و شکنجه و استفاده از آنها برای صدور احکام سنگین منتشر شده است.
اطلاعات مستقلی درباره شرایط بازداشت و بازجویی این دو نفر یا دسترسی آنان به وکیل منتخب در دست نیست.
اجرای این دو حکم در ادامه موج اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه صورت گرفت.
جمهوری اسلامی ۲۵ مرداد شهرام صادقی را به اتهام حمله با خودرو به ماموران در کرج اعدام کرد و یکم شهریور نیز حکم اعدام مجید آدینه را اجرا کرد.
در هفتههای اخیر، امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله، به اعدام محکوم شده و حسین رسولینسب، معترض محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، نیز با حکم اعدام روبهرو شده است.
سازمان حقوق بشر ایران ۲۴ شهریور اعلام کرد دستکم یکصد معترض بازداشتشده در معرض خطر اعدام قرار دارند. بر اساس این گزارش، تا آن تاریخ ۲۹ نفر از معترضان دیماه اعدام شده بودند که با احتساب اعدام همتی و نیکاندیش، این شمار به دستکم ۳۱ نفر رسیده است.
نهادهای حقوق بشری درباره محاکمههای شتابزده، محروم ماندن متهمان از وکیل منتخب و صدور احکام مرگ بر پایه اعترافات گرفتهشده زیر فشار و شکنجه، هشدار دادهاند.