• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بند «الف‌طا»، شکنجه‌گاهی در دل زندان دستگرد اصفهان

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

پیام‌های رسیده به کارزار کشف حقیقت درباره زندان دستگرد اصفهان حکایت از وضعیت بسیار وخیم نگهداری زندانیان در «بند الف‌طا» در این زندان دارند.

منابع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفتند زندانیان در بند موسوم به «الف‌طا» در زندان دستگرد، در سلول‌هایی بدون پنجره و تهویه مناسب و با دسترسی بسیار محدود به هواخوری نگهداری می‌شوند.

به گفته این منابع، شماری از زندانیان در جریان بازجویی با کابل و میله مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و در مواردی، زندانیان با کشیدن ناخن شکنجه شده‌اند.

یک منبع مطلع گفت «الف‌طا» از بخش‌هایی است که زندانیان برای بازجویی، نگهداری پیش از اعدام و در برخی موارد به‌منظور اعمال فشار بیشتر، به آن منتقل می‌شوند.

به گفته او، در این بخش علاوه بر برخی زندانیان سیاسی، زندانیان متهم به جرایم خشن و شماری از روحانیون نیز نگهداری می‌شوند.

علیرضا سپاهی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و محکومان به اعدام در پرونده موسوم به «علیخانی»، از جمله زندانیانی است که به این بند منتقل شده است.

سلول‌های هشت متری بدون پنجره و تهویه مناسب

بر اساس روایت منابع، «الف‌طا» از چند اتاق تشکیل شده که در اصل برای نگهداری افراد در سلول انفرادی طراحی شده‌اند. مساحت هر سلول حدود هشت متر عنوان شده و تنها دو پتوی آلوده در اختیار زندانی قرار می‌گیرد.

بخش قابل توجهی از فضای سلول را حمام و سرویس بهداشتی بدون در و دیوار جداکننده تشکیل می‌دهد. استفاده از آب نیز رطوبت فضای بسته سلول را به‌شدت افزایش می‌دهد.

سلول‌ها پنجره و جریان هوای مناسب ندارند و تنها یک فن برای تهویه وجود دارد که به گفته منابع، گاهی خاموش می‌شود. برخی زندانیان برای تنفس، صورت خود را به شکاف زیر در سلول نزدیک می‌کنند.

منابع گفتند با وجود طراحی این اتاق‌ها برای یک نفر، گاهی چند زندانی هم‌زمان در یک سلول نگهداری می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که امکان خوابیدن عادی نیز محدود می‌شود.

۱۵ دقیقه هواخوری و چراغ‌هایی که خاموش نمی‌شوند

به گفته منابع، زندانیان در برخی موارد تنها هفته‌ای یک‌بار امکان هواخوری دارند. آنان با چشم‌بند از سلول به پشت‌بام منتقل می‌شوند و حدود ۱۵ دقیقه در آنجا می‌مانند که تنها آسمان از آن قابل مشاهده است.

زندانیان به ساعت، تلفن، تلویزیون، بوفه و امکان گرم کردن غذا دسترسی ندارند و کیفیت نامناسب غذا و نبود امکان گرم کردن آن نیز به موارد متعدد مسمومیت غذایی منجر شده است.

چراغ‌های ال‌ای‌دی سلول‌ها به‌طور دائم روشن می‌ماند و نبود پنجره و ساعت، تشخیص شب و روز را دشوار می‌کند.

به گفته منابع، یکی از معدود نشانه‌های زمان، صدای سیستم مرکزی تخلیه فاضلاب است که حدود ساعت شش صبح و شش عصر فعال می‌شود.

روایت‌هایی از ضرب‌وجرح در بازجویی

منابع گفتند زندانیان ممکن است در طول شبانه‌روز چند بار برای بازجویی از سلول خارج شوند.

بر اساس این روایت‌ها، شماری از آنان با کابل و میله مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و با آسیب‌هایی در پا، دهان و دندان، به سلول بازگردانده شده‌اند.

ایران‌اینترنشنال همچنین روایت‌هایی درباره کشیده شدن ناخن زندانیان در جریان بازجویی دریافت کرده است.

در عین حال یک منبع گفت شرایط برخی بازداشتگاه‌های وابسته به سپاه پاسداران در مجموعه دولت‌آباد چنان سخت است که شماری از بازداشت‌شدگان ترجیح می‌‌دهند برای بازجویی به «الف‌طا» منتقل شوند.

زندان دستگرد در ماه‌های اخیر محل نگهداری شمار قابل توجهی از بازداشت‌شدگان و محکومان پرونده‌های امنیتی بوده است.

ایران‌اینترنشنال ۱۸ شهریور بر اساس یک سند قضایی گزارش داد ۱۸ زندانی این زندان در ارتباط با ناآرامی‌ها و آتش‌سوزی فروردین‌ماه با اتهام‌هایی روبه‌رو شده‌اند که می‌تواند مجازات اعدام در پی داشته باشد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند
۱

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

۲

پایان حضور نظامی آمریکا در عراق؛ چالش خلا امنیتی، سایه نیابتی‌ها و بیم تجدید قوای داعش

۳

جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

۴

بیژن مرتضوی با انتشار لایو اینستاگرامی، از سفر خود به ایران خبر داد

۵
تحلیل

محمدرضا جلایی‌پور و سفیدشویی انفرادی؛ وقتی شکنجه «فرصت بالندگی» خوانده می‌شود

انتخاب سردبیر

  • رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

    رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

  • جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

  • بدن به مثابه میدان نبرد در مبارزه ایران؛ تتو در برابر گلوله
    گزارش ویژه

    بدن به مثابه میدان نبرد در مبارزه ایران؛ تتو در برابر گلوله

  • بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

    بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

  • یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین به‌دلیل بدهی ۳ میلیون یورویی در استانبول توقیف شد

    یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین به‌دلیل بدهی ۳ میلیون یورویی در استانبول توقیف شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ شرح شکنجه‌های علیرضا سپاهی در زندان دستگرد اصفهان

    کارزار کشف حقیقت؛ شرح شکنجه‌های علیرضا سپاهی در زندان دستگرد اصفهان

  • بحران سلامت در زندان دستگرد اصفهان بیداد می‌کند

    بحران سلامت در زندان دستگرد اصفهان بیداد می‌کند

  • چند زندانی در زندان دستگرد اصفهان بر اثر شیوع بیماری عفونی جان باختند

    چند زندانی در زندان دستگرد اصفهان بر اثر شیوع بیماری عفونی جان باختند

•
•
•

مطالب بیشتر

کارزار کشف حقیقت؛ شرح شکنجه‌های علیرضا سپاهی در زندان دستگرد اصفهان

۸ مهر ۱۴۰۵، ۰۸:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» حاکی است علیرضا سپاهی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و محکومان به اعدام در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، هنگام بازداشت در خانه هدف چهار گلوله ساچمه‌ای قرار گرفته و سپس در بازداشتگاه، تحت شکنجه بوده است.

پرونده سپاهی پس از طی مراحل قضایی به اجرای احکام رسیده و نگرانی درباره اجرای حکم اعدامش افزایش یافته است.

یک زندانی سابق که مدتی با او هم‌بند بوده، گفت شخصا آثار چهار محل اصابت گلوله را روی پاهای او دیده است.

به گفته این منبع، سپاهی گفته بود بهبود اولیه جراحاتش حدود دو ماه طول کشید.

او که اکنون در بند امنیتی «الف‌طا» در زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شود، ششم مرداد، هم‌زمان با اجرای حکم اعدام دو زندانی دیگر که یکی از آنان ابوالفضل سپاهی، پسرعمویش بود، دچار سکته شد و به بیمارستان الزهرا انتقال یافت.

پس از طی دوره درمان، او بار دیگر به زندان بازگردانده شد.

شلیک به پاها هنگام بازداشت در خانه

بر اساس روایت این منبع، سپاهی دو روز پس از اعتراضات دی‌ماه در خانه بازداشت شد. ماموران هنگام ورود، اعضای خانواده را روی زمین خواباندند و به طبقه بالا، جایی که سپاهی در اتاقش بود، رفتند.

این منبع گفت یکی از ماموران، سپاهی را نگه داشت و مامور دیگری گفت: «نگهش دار، می‌خواهم با تیر بزنمش.»

به گفته او، سپس به هر دو ساق پای سپاهی شلیک شد و هنگام انتقال نیز دو گلوله دیگر به ران‌های او اصابت کرد.

یکی از گلوله‌ها در استخوان ران سپاهی باقی ماند و او برای جراحی به بیمارستان کاشانی منتقل شد. منبع آگاه گفت ماموران از پزشک خواستند او را هرچه سریع‌تر مرخص کند و سپاهی پس از دو روز بستری، به بازداشتگاه سروش قائمیه منتقل شد.

به گفته این هم‌بند سابق، خواهر نوجوان، برادر و مادر سپاهی نیز بازداشت شدند و ماموران بخشی از وسایل خانه و جهیزیه خواهر او را تخریب کردند.

  • شهروندان اعدام دو معترض دی‌ماه در خیابان‌های اصفهان را «جنایت علیه بشریت» خواندند

    شهروندان اعدام دو معترض دی‌ماه در خیابان‌های اصفهان را «جنایت علیه بشریت» خواندند

۲۶ روز بازجویی و روایت شکنجه

این منبع گفت سپاهی حدود ۲۶ روز در بازداشتگاه سروش تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.

به گفته او، در دوره‌ای از این مدت، مادر سپاهی را به اتاق مجاور می‌آوردند تا صدای شکنجه فرزندش را بشنود یا شاهد آنچه بر او می‌گذشت باشد.

بر اساس این روایت، در یکی از بازجویی‌ها یک درجه‌دار از سربازی می‌خواهد تا به صورت سپاهی سیلی بزند. ضربات به اندازه‌ای شدید بوده که صورت و چشم او به‌شدت متورم و دچار خون‌ریزی می‌شود.

این زندانی سابق افزود در روزهای بعد، پابندهای سپاهی را باز می‌کردند و به محل اصابت گلوله‌ها ضربه می‌زدند و با شلنگ به زخم‌های او می‌کوبیدند؛ به‌گونه‌ای که زخم‌ها دوباره خون‌ریزی می‌کردند.

شدت فشار به حدی بوده که سپاهی فریاد زده است: «هرچه شما بگویید امضا می‌کنم.»

بازجویان در پاسخ، او را به برخورد با مادرش تهدید می‌کردند و از او می‌خواستند آنچه را «حقیقت» می‌خواندند بیان کند.

سپاهی گفته که «من حقیقت را گفته‌ام» اما بازجویی و فشار ادامه یافته است.

مهدی محمودیان، فعال مدنی، نیز ۲۱ شهریور اعلام کرد سپاهی و شماری دیگر از متهمان این پرونده در دوره بازداشت شکنجه شده‌اند و ماموران، مادر او را هم مقابل چشمانش شکنجه کرده‌اند.

او افزود تعدادی از متهمان در دادگاه از شکنجه، تعرض و تهدید به تجاوز برای گرفتن اعتراف علیه یکدیگر سخن گفته‌اند و بخش مهمی از پرونده و احکام صادرشده بر همین اعترافات استوار بوده است.

اعتراض سپاهی در دادگاه به نحوه بازداشت

این منبع گفت سپاهی در دادگاه به قاضی اعلام کرد ماموران هنگام بازداشت به او شلیک کرده‌اند. به گفته او، قاضی احتمال داد تیراندازی هنگام فرار صورت گرفته باشد، اما سپاهی پاسخ داد: «فرار چه بود؟ من را داخل اتاق خودم با تیر زدند.»

بر اساس همین روایت، چند متهم دیگر پرونده نیز که پیش‌تر علیه سپاهی اعتراف کرده بودند، در دادگاه گفتند اظهاراتشان تحت شکنجه گرفته شده است.

این منبع افزود پس از بازگشت متهمان از دادگاه به زندان، شماری از آنان به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند و برخی با «اعدام مصنوعی» و تهدید به مرگ مجبور شدند بار دیگر اعترافاتی علیه سپاهی و دیگر متهمان بنویسند.

به گفته او، برخی متهمان هنگام اجرای اعدام مصنوعی کنترل خود را از دست دادند و پس از بازگردانده شدن، برگه‌های اظهارات قبلی‌شان پاره شد و از آنان خواسته شد اعترافات تازه‌ای بنویسند.

سمیه سپاهی، مادر علیرضا سپاهی، نیز اکنون در زندان دولت‌آباد به سر می‌برد.

بر اساس اطلاعات رسیده، او به اتهام‌های «اجتماع و تبانی»، «اقدام علیه امنیت ملی» و «شورش» به پنج سال حبس محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.

جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

۸ مهر ۱۴۰۵، ۰۶:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%
تصویری که خبرگزاری میزان از مجید نیک‌اندیش و علی همتی منتشر کرده است

قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام علی همتی سیستانی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در مشهد، اجرا شده است. میزان مدعی شد این دو نفر در کشته شدن چهار نیروی حکومتی نقش داشتند.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، چهارشنبه هشتم مهر گزارش داد احکام اعدام همتی و نیک‌اندیش بامداد همان روز و پس از تایید دیوان عالی کشور اجرا شد.

در این گزارش عنوان دقیق اتهام منتهی به صدور حکم اعدام، شعبه دادگاه، تاریخ برگزاری جلسات محاکمه و زمان صدور حکم مشخص نشده است.

میزان تنها نوشت دادگاه با حضور متهمان و وکلای آنان برگزار شده، اما نام وکلا و جزییات دفاعیات آنها را منتشر نکرد.

قوه قضاییه اعتراضات ضدحکومتی دی‌ماه ۱۴۰۴ را «کودتا» و معترضان را «عوامل دشمن» و «اغتشاشگر» خوانده است.

جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته اعتراضات سراسری را به آمریکا و اسرائیل نسبت داده و از این روایت برای توجیه سرکوب، بازداشت و اعدام معترضان استفاده کرده است.

  • جمهوری اسلامی مجید آدینه، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مجید آدینه، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

روایت میزان از اتهام‌های دو معترض

بر اساس روایت قوه قضاییه، همتی و نیک‌اندیش ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات منطقه طبرسی مشهد حضور داشتند و در «حمله به یک فروشگاه، آتش زدن ساختمان‌ها و تخریب اموال عمومی» مشارکت کردند.

میزان به نقل از اعترافات منتسب به همتی نوشت او با چاقو به یک عضو بسیج حمله کرده و سپس چاقو را به نیک‌اندیش داده است تا او نیز فرد دیگری را هدف قرار دهد.

این رسانه توضیح نداد دو متهم مشخصا به قتل کدام یک از چهار نیروی حکومتی متهم شده‌اند و ارتباط مستقیم اقدامات منتسب به آنان با مرگ هر چهار نفر چگونه در دادگاه اثبات شده است.

قوه قضاییه همچنین مدعی شد نیک‌اندیش سه کوکتل مولوتف و یک چاقو همراه داشته، از اعتراضات فیلم گرفته و تصاویر را برای شماره‌ای در خارج از کشور فرستاده است.

هویت صاحب این شماره و محتوای پیام‌های ردوبدل‌شده اعلام نشده است.

میزان افزود ماموران در خانه همتی کالاهایی یافتند که به ادعای قوه قضاییه از یک فروشگاه برداشته شده بودند.

هیچ سند دادگاه یا مدرک مستقلی برای تایید این ادعاها منتشر نشده است.

این گزارش عمدتا بر اعترافات منتسب به دو اعدام‌شده استوار است و این در حالی است که پیش‌تر گزارش‌های متعددی درباره اخذ اعترافات اجباری از بازداشت‌شدگان تحت فشار و شکنجه و استفاده از آنها برای صدور احکام سنگین منتشر شده است.

اطلاعات مستقلی درباره شرایط بازداشت و بازجویی این دو نفر یا دسترسی آنان به وکیل منتخب در دست نیست.

  • حکم اعدام امید گودرزوند چگینی، معترض زندانی، تایید شد

    حکم اعدام امید گودرزوند چگینی، معترض زندانی، تایید شد

شتاب گرفتن اعدام معترضان دی‌ماه

اجرای این دو حکم در ادامه موج اعدام بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه صورت گرفت.

جمهوری اسلامی ۲۵ مرداد شهرام صادقی را به اتهام حمله با خودرو به ماموران در کرج اعدام کرد و یکم شهریور نیز حکم اعدام مجید آدینه را اجرا کرد.

در هفته‌های اخیر، امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله، به اعدام محکوم شده و حسین رسولی‌نسب، معترض محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، نیز با حکم اعدام روبه‌رو شده است.

سازمان حقوق بشر ایران ۲۴ شهریور اعلام کرد دست‌کم یک‌صد معترض بازداشت‌شده در معرض خطر اعدام قرار دارند. بر اساس این گزارش، تا آن تاریخ ۲۹ نفر از معترضان دی‌ماه اعدام شده بودند که با احتساب اعدام همتی و نیک‌اندیش، این شمار به دست‌کم ۳۱ نفر رسیده است.

نهادهای حقوق بشری درباره محاکمه‌های شتاب‌زده، محروم ماندن متهمان از وکیل منتخب و صدور احکام مرگ بر پایه اعترافات گرفته‌شده زیر فشار و شکنجه، هشدار داده‌اند.

محمدرضا جلایی‌پور و سفیدشویی انفرادی؛ وقتی شکنجه «فرصت بالندگی» خوانده می‌شود

۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

محمدرضا جلایی‌پور در گفت‌وگویی، سلول انفرادی را «تجربه‌ای لذت‌بخش و فرصتی بی‌نظیر برای خلوت، بالندگی و مراقبه» دانست. این نگاه برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوک‌آور است و برای مخاطبی که روایت زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را خوانده، عجیب و پرسش‌برانگیز.

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب که می‌گوید خودش هم انفرادی کشیده است، چگونه می‌تواند تجربه‌ای را که برای بسیاری از بازداشت‌شدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذت‌بخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کند؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که گوینده، چهره‌ای نزدیک به حاکمیت است و سخن او درباره یکی از تاریک‌ترین بخش‌های تجربه بازداشت. جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشت‌شده است.

انفرادی کجاست؟

انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجره‌ای در فاصله‌ای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک، مورچه و دیگر حشرات ….

شما زمان و مکان را از دست می‌دهید و در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتاب‌های مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری می‌کنند.

بازداشتی‌هایی که انفرادی گذرانده‌اند، گفته‌اند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.

این تصویر، با تصویری که جلایی‌پور از انفرادی ارائه می‌دهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربه‌ای که آثارش می‌تواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند. در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».

100%

جلایی‌پور نباشیم!

یکی از بازداشت‌شدگان در زمان جنگ ۱۲ روزه می‌گوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمیده ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش می‌شده: ضجه‌های مادرش … و بعد سکوت مرگ‌آور.

نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمی‌شده و خودش می‌گوید از آن عاجز شده بوده.

اما تجربه تلخ او با پایان انفرادی تمام نشده است: «هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»

یغما فشخامی، روزنامه‌نگار، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست.

چیزی که برای بعضی‌ها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربه‌اش کرده، یک تروماست.

سیمین یغمایی، یک کاربر ایکس، نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشته است؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگ‌زده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زار زار گریه کرده است.

سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است: «من یک ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین می‌خوردم.»

و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیما در برابر روایت جلایی‌پور قرار می‌گیرد: «معلوم نیست این‌ها به چه می‌گویند انفرادی که برایشان بالندگی آورده ….»

این روایت‌ها از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کرده‌اند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربه‌ای همراه با فشار و فرسایش بوده است.

بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کرده‌اند، به همین دلیل اظهارات جلایی‌پور را شبیه «ادبیات تواب‌ها» دانسته‌اند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کرده‌اند.

سیاست تواب‌سازی در زندان‌های دهه ۶۰ اجرا می‌شد و طی فرایندی، زندانیان سیاسی در هم شکسته به‌وسیله بازجویان و مقامات زندان، تواب می‌شدند.

  • غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

    غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

وقتی شکنجه، بالندگی نام می‌گیرد

مساله اصلی همین وارونگی است.

انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشت‌شدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربه‌ای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه است. اما وقتی چنین تجربه‌ای «لذت‌بخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف می‌شود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن می‌کند.

در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا می‌کند. جلایی‌پور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کرده‌اند، تصویری از آن ارائه می‌کند که با روایت آنان در تضاد است.

به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن می‌تواند به سفیدشویی تجربه‌ای منجر شود که بازداشت‌شدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کرده‌اند.

وقتی از انفرادی به‌عنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته می‌شود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار می‌گیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژه‌ها شکل دیگری پیدا می‌کند.

اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا می‌کند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج.

وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشت‌شدگان از آن روایت کرده‌اند، «لذت‌بخش» و «فرصت بالندگی» نامیده می‌شود، فجایع و شکنجه‌هایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملا از متن روایت کنار زده می‌شود.

سخن جلایی‌پور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه می‌کند و به‌جای آن که صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن می‌گوید.

این همان نقطه‌ای است که سفیدشویی اتفاق می‌افتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل می‌شود و رنج قربانی، با چند واژه خوش‌آهنگ، از معنای خود تهی می‌شود.

اگر روایت کسانی که انفرادی را زیسته‌اند جایی برای شنیده‌شدن داشته باشد، دیگر نمی‌توان اتاق انفرادی را با واژه‌های «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژه‌ها، روایت انسان‌هایی ایستاده‌ است که از فشار، گریه، فرسایش و زخم‌هایی گفته‌اند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.

و شاید مساله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار می‌گذاریم و به جای آن از بالندگی حرف می‌زنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکرده‌ایم، بلکه خودِ رنج‌دیده را از روایتش حذف کرده‌ایم.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی با حکم اعدام مواجهند

۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان‌های دره‌شهر و مشگین‌شهر به ۶۶ زندان گسترش یافت. این کارزار اعلام کرد برای حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی، از جمله بسیاری از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، حکم اعدام صادر شده است.

در بیانیه هفته صدوچهلم کارزار که سه‌شنبه هفتم مهر منتشر شد، با اشاره به این آمار آمده است: «این وضعیت بیانگر سرکوب عریان مردم ایران از سوی حکومت فاشیست دینی است که هیچ مرزی در سرکوب، کشتار و اعدام نمی‌شناسد.»

اعضای کارزار در ادامه بیانیه نوشتند با وجود این سرکوب‌ها، مقاومت زندانیان، اعضای کارزار و حامیان آن در ایران و سراسر جهان ادامه دارد.

در ماه‌های پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شمار زیادی از بازداشت‌شدگان این اعتراضات را به مجازات‌هایی از جمله اعدام، حبس و شلاق محکوم کرده و در مواردی نیز حکم مصادره اموال صادر کرده است.

این کارزار همچنین به صدور حکم اعدام برای محبوبه شعبانی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، که در زندان مشهد به سر می‌برد، اشاره کرد.

وب‌سایت حقوق بشری هرانا ششم مهر از انتقال شعبانی به سلول انفرادی در زندان وکیل‌آباد مشهد خبر داد و نوشت شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد به‌تازگی او را بابت اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروه‌های اپوزیسیون»، به اعدام محکوم کرده است.

شعبانی که به‌دلیل انتقال مجروحان اعتراضات دی‌ماه به بیمارستان به اعدام محکوم شده است، در یک فایل صوتی که پیش از انتقال به سلول انفرادی به بیرون زندان فرستاد، هشدار داد جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در خطر است و درخواست کمک کرد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» همچنین اعلام کرد در شهریور دست‌کم ۷۹ نفر، از جمله شش زن و ۱۰ شهروند بلوچ، اعدام شدند.

هرانا اول مهر در گزارش ماهانه خود، شمار اعدام‌های شهریور را دست‌کم ۷۵ نفر، از جمله پنج زن، اعلام کرد و از صدور دست‌کم ۲۹ حکم اعدام و تایید هشت حکم اعدام در دیوان عالی کشور در همین ماه خبر داد.

  • دست‌کم ۷۵ نفر در شهریور ماه در ایران اعدام شدند

    دست‌کم ۷۵ نفر در شهریور ماه در ایران اعدام شدند

بررسی آمارهای منتشرشده از سوی هرانا نشان می‌دهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از دی‌ماه ۱۴۰۴ تا پایان شهریور، دست‌کم هزار و ۸۶ نفر را در ایران اعدام کرده است. این در حالی است که شمار اعدام‌ها از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰ به دست‌کم دو هزار و ۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است.

در ادامه بیانیه آمده است زندانیان زندان‌های دره‌شهر در استان ایلام و مشگین‌شهر در استان اردبیل به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوسته‌اند و تعداد زندان‌هایی که شماری از زندانیان آنها هر سه‌شنبه در اعتراض به مجازات اعدام اعتصاب غذا می‌کنند، به ۶۶ زندان رسیده است.

این کارزار هم‌زمان با آغاز سال تحصیلی جدید، یاد دانش‌آموزان، معلمان، دانشجویان و استادانی را که در چهار دهه گذشته «در مسیر آزادی و برابری برای ایران» جان باختند، گرامی داشت و به‌طور ویژه از دانش‌آموزان کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ یاد کرد و نوشت امسال جای آنان در کلاس‌های درس خالی است.

  • ماه مهر با نیمکت‌های خالی؛ دانش‌آموزانی که دیگر به مدرسه برنگشتند

    ماه مهر با نیمکت‌های خالی؛ دانش‌آموزانی که دیگر به مدرسه برنگشتند

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نوشت: «گسترش این کارزار و حمایت از آن، نشان‌دهنده تنفر عمیق جامعه از اعدام و همچنین نامشروع بودن حکومت و دستگاه قضایی آن است؛ دستگاهی که با قوانین ضدبشری و قرون وسطایی، در بی‌دادگاه‌های خود و بدون اعطای حداقل حق دفاع، حکم مرگ صادر می‌کند.»

اعضای کارزار در پایان از همراهان این حرکت برای کمک به گسترش و تداوم آن و رساندن صدای محکومان به اعدام قدردانی کردند و خواستار گسترش صدای نه به اعدام، افشای جنایات جمهوری اسلامی و انجام اقدام‌های عملی برای توقف اعدام‌ها شدند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب هفتگی شماری از زندانیان در زندان‌های قزل‌حصار کرج و اوین، در اعتراض به افزایش اجرای احکام اعدام آغاز شد و از آن زمان به زندان‌های بیشتری در سراسر ایران گسترش یافته است.

بر اساس فهرست منتشرشده، زندانیان شرکت‌کننده در هفته صدوچهلم کارزار در ۶۶ زندان زیر اعتصاب غذا کردند:

اراک، اردبیل، اسدآباد اصفهان، اهر، ارومیه، ازبرم لاهیجان، ایلام، ایران‌شهر، اوین (بندهای زنان و مردان)، بانه، برازجان، بروجن، بروجرد، بندرعباس، بم، بهبهان، بوکان، مرکزی بیرجند، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرم‌آباد، خورین ورامین، خوی، دره‌شهر، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزل‌آباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت (بندهای مردان و زنان)، رودسر، زاهدان (بندهای زنان و مردان)، سبزوار، سقز، سلماس، سنندج، سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، شیبان اهواز، ضیابر صومعه‌سرا، طبس، عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائم‌شهر، قرچک، قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گنبدکاووس، گرگان، لنگرود قم، مرکزی کرج، مشهد، مشگین‌شهر، مریوان، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد (بندهای زنان و مردان).

رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، به دادگاه انقلاب احضار شد

۷ مهر ۱۴۰۵، ۰۸:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، با انتشار تصویری از یک ابلاغیه قضایی، از احضار خود به دادگاه انقلاب تهران خبر داد.

درمیشیان همراه با انتشار این ابلاغیه در حساب اینستاگرام خود نوشت: «۲۸ مهر، ساعت ۹ صبح، دادگاه انقلاب.»

بر اساس ابلاغیه‌ای که ۳۱ شهریور صادر شده، او باید در این تاریخ برای رسیدگی به شکایتی که علیه او شده است، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.

در ابلاغیه توضیحی درباره موضوع شکایت یا اتهام احتمالی این کارگردان ارائه نشده و تنها علت حضور او «رسیدگی» ذکر شده است.

امیر رئیسیان، وکیل درمیشیان، ۲۴ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت برای موکلش با اتهام «تبلیغ علیه نظام» پرونده قضایی تشکیل شده و این پرونده در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است.

رئیسیان افزود در دادسرا برای درمیشیان قرار جلب صادر شده و سپاه پاسداران نیز به‌عنوان شاکی، خواستار توقیف اموال او شده است.

درمیشیان، متولد سال ۱۳۶۰ در تهران، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان فیلم‌های «عصبانی نیستم»، «لانتوری» و «مجبوریم» است.

فیلم «عصبانی نیستم» که به پیامدهای اعتراضات سال ۱۳۸۸ می‌پرداخت، پس از چند سال توقیف و اعمال تغییرات، سال ۱۳۹۷ به نمایش عمومی درآمد.

درمیشیان مرداد سال جاری همراه با شماری از سینماگران با هشتگ «اعدام نکنید» به اعدام معترضان اعتراض کرد.

۱۷ مرداد، کانال تلگرامی «خبرانه‌ها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی، گزارش داد نزدیک به ۱۰۰ چهره شناخته‌شده، از جمله ده‌ها هنرمند و سینماگر، در پی اعتراض به موج اعدام‌ها، به‌ویژه اعدام علنی معترضان در اصفهان، به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی احضار شده‌اند.

  • خانه سینما: جشنی در کار نیست، برای ۳۰۰ سینماگر پرونده ساخته شده است

    خانه سینما: جشنی در کار نیست، برای ۳۰۰ سینماگر پرونده ساخته شده است

درمیشیان پیش‌تر نیز با محدودیت‌های قضایی و حرفه‌ای روبه‌رو شده بود.

آذر ۱۴۰۱، در پی انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، گذرنامه درمیشیان هنگام خروج از ایران ضبط شد و او نتوانست برای حضور در جشنواره بین‌المللی فیلم هند به گوا سفر کند.

فشارهای امنیتی و قضایی بر سینماگران

در ماه‌های پس از اعتراضات دی‌ماه و جنگ ۴۰ روزه، گزارش‌های متعددی از احضار، تشکیل پرونده، مسدود شدن حساب‌های بانکی و توقیف دارایی‌های شهروندان و چهره‌های منتقد منتشر شده است.

قوه قضاییه ۲۳ شهریور اعلام کرد در ماه‌های گذشته ۲۴۰ مورد از اموال و دارایی‌های شهروندان توقیف و ۱۸۲ حساب بانکی مسدود شده است.

این نهاد پیش‌تر نیز از توقیف اموال شماری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله روزنامه‌نگاران مستقل، خبر داده بود.

فشار بر سینماگران به ماه‌های اخیر محدود نیست. خانه سینما شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرد برای حدود ۳۰۰ فعال سینمایی به‌دلیل همراهی با اعتراضات سراسری پرونده تشکیل شده است.

ممنوعیت فعالیت، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از خدمات عمومی نیز از جمله محدودیت‌های اعمال‌شده علیه هنرمندان منتقد بوده است.