از هفتتیرکشی محمود کریمی تا فحشهای خداداد عزیزی؛ مصونیت آهنین حامیان جمهوری اسلامی

فحاشی خداداد عزیزی، مدیر تیم تراکتور، به امید عالیشاه پس از دیدار با گلگهر، بار دیگر موجی از واکنشها را در فضای عمومی و رسانهای کشور برانگیخت.
ایراناینترنشنال

فحاشی خداداد عزیزی، مدیر تیم تراکتور، به امید عالیشاه پس از دیدار با گلگهر، بار دیگر موجی از واکنشها را در فضای عمومی و رسانهای کشور برانگیخت.
با گذر از ابعاد اخلاقی و حرفهای این واقعه، پرسش بنیادیتر و کلیدیتری پیش میآید: چرا چهرههای وابسته به حکومت و مدافعان ایدئولوژیک آن، فراتر از قانون و عرف رفتار میکنند و خود را در برابر هرگونه پاسخگویی مصون میبینند؟
این احساس خودبزرگبینی و خودبرتربینی ریشه در ساختار تبعیضآمیزی دارد که شهروندان را به دو گروه «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میکند. الگوی رفتاری عزیزی حادثهای غریب در زیست سیاسی و اجتماعی دههٔ اخیر نیست؛ بلکه استمراری از یک رویهٔ جاافتاده است.
از تیراندازی محمود کریمی، مداح سرشناس حکومتی در خیابانهای تهران که بدون پاسخگویی حقوقی مؤثر پایان یافت، تا اهانتها و رفتارهای فراقانونی دیگر چهرههای وابسته به نظام، همگی پیام مشخصی را به جامعه مخابره میکنند: قانون برای همه یکسان اجرا نمیشود.
در فرهنگ عامه و ادبیات کوچه و خیابان، مردم از این اتکای غیرقانونی به قدرت با تعابیری مانند «به بالا وصل است» یا «پشتش به بالا گرم است» یاد میکنند.
«بالا» نماد نهادهای قدرت و کانونهای تصمیمگیری است که حاشیه امنی تمامعیار برای هواداران خود میسازند.
افرادی که در خط مقدم دفاع از گفتمان رسمی قرار میگیرند، کاملاً آگاهند که خطاهای آشکار و مجرمانهٔ آنها با پوشش سیاسی، سکوت مراجع نظارتی و در نهایت مجازاتهای نمادین و تخفیفهای ویژه روبهرو خواهد شد.
نتیجه مستقیم این مصونیت ساختاری، فرسایش هرچه بیشتر سرمایه اجتماعی، رواج گستردهتر بیقانونی و تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت است.
زمانی که جامعه میبیند منتقدان و شهروندان عادی برای کوچکترین رفتاری با سختترین برخوردهای قضایی روبهرو میشوند، اما وابستگان قدرت پس از آشکارترین قانونشکنیها همچنان موقعیت و تریبون خود را حفظ میکنند، احساس تبعیض به اوج میرسد.
رفتارهایی مانند رفتار اخیر خداداد عزیزی، صرفا یک بداخلاقی ورزشی نیست؛ بلکه معلول ساختاری است که در آن «پشتگرمی به بالا» جایگزین حاکمیت قانون شده است.
اگرچه هنوز ابعاد و نوع برخورد انضباطی با خداداد عزیزی مشخص نیست، اما حتی صدور حکم محرومیت یا جریمه نقدی برای او نیز نقضکننده این ساختار مصونیتساز نخواهد بود.
تجربه نشان داده است که در چنین مواردی، برخوردهای قانونی احتمالی صرفا کارکردی «ویترینی» و «تسکیندهنده» دارند تا از حجم التهاب عمومی بکاهند.
چنین برخوردهای مقطعی، بیش از آنکه حاصل ارادهای واقعی برای برخورد برابر با قانونشکنان باشد، نمایشی برای مهار افکار عمومی است و پس از فروکش کردن حواشی، همان حاشیه امن کماکان برای چهرههای خودی برقرار خواهد ماند.






اسکاینیوز گزارش داد که فیفا تایید کرده جیانی اینفانتینو در انتخابات سال ۲۰۲۷ برای ادامه ریاست این نهاد نامزد میشود. اینفانتینو پیشتر از پاسخ دراینباره خودداری کرده بود. اینفانتینو در حالی بهدنبال انتخاب مجدد است که یوفا کارزاری برای کنار زدن او از فیفا به راه انداخته است.
سخنگوی فیفا به اسکاینیوز گفت: «رییس فیفا در ماه آوریل اعلام کرد که در انتخابات سال ۲۰۲۷ برای انتخاب مجدد نامزد خواهد شد. البته هیچ چیز تغییر نکرده است. آقای اینفانتینو برای انتخاب مجدد نامزد خواهد شد.»
اینفانتینو روز شنبه هنگام ورود به مسابقه افتتاحیه جام جهانی فوتبال زنان زیر ۲۰ سال در کاتوویتسه لهستان، برای نخستین بار از زمان آغاز جنجال فروش سهام جام جهانی در ماه ژوییه، با رسانههای خارج از فیفا صحبت کرد.
او بهطور کلی درباره ماموریت خود برای توسعه فوتبال و این مسابقات صحبت کرد و گفت درباره موضوعات دیگر «حرفهای زیادی برای گفتن وجود خواهد داشت»، اما افزود «امروز زمان آن نیست».
اینفانتینو در حالی که تنها چند دقیقه به شروع مسابقه افتتاحیه باقی مانده بود، از پاسخ به سوالهای بیشتر خودداری کرد و وارد ورزشگاه شد.
در همین برنامه، اسکاینیوز از اینفانتینو پرسیده آیا او از نظر رسمی تصمیم دارد در انتخابات برنامهریزیشده برای ماه مارس برای یک دوره دیگر نامزد شود یا اینکه به استعفا فکر کرده است که رییس کنونی فیفا از پاسخ به این سوال خودداری کرد.
اینفانتینو روز شنبه به اسکاینیوز گفت: «حرفهای زیادی برای گفتن وجود خواهد داشت، اما مکان و زمان مناسبی برای گفتن آنها وجود دارد. امروز و اینجا زمان آن نیست. امروز و اینجا از فوتبال لذت میبریم.»
او افزود: «ما در فیفا، البته، به تلاش خود ادامه میدهیم تا به هر گوشه جهان یک فرصت، یک امکان و شان بدهیم و راهها و ابزارهایی پیدا کنیم تا آنها بتوانند بهتر شوند، مشارکت کنند و فوتبالی را که همه دوست داریم، جشن بگیرند.»
این درحالی است که یوفا کارزاری را برای کنار زدن او از ریاست فیفا بهدلیل تلاش برای خصوصیسازی جام جهانی هدایت کرده است.
این وضعیت تا حدی درباره برنامههای آینده او ابهام ایجاد کرد، اما سخنگوی فیفا اکنون به اسکاینیوز گفته است: «رییس فیفا در ماه آوریل اعلام کرد که در انتخابات سال ۲۰۲۷ برای انتخاب مجدد نامزد خواهد شد. البته هیچ چیز تغییر نکرده است. آقای اینفانتینو برای انتخاب مجدد نامزد خواهد شد.»
با وجود اینکه برخی فدراسیونهای فوتبال حمایت خود از اینفانتینو را پس گرفتهاند، هنوز هیچ نامزد رقیبی وارد رقابت نشده است. مهلت کسب حمایت پنج کشور عضو فیفا برای نامزدی، در ماه نوامبر به پایان میرسد.
یوفا بهطور جمعی اعلام کرده است که بهدلیل نقض اعتماد ناشی از مذاکرات محرمانه برای فروش سهام جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی، اعتماد خود را به اینفانتینو از دست داده است.
مدیران فوتبال آسیا و آمریکای شمالی نیز اکنون با اینفانتینو مخالف هستند.
با این حال، مدیران فدراسیون فوتبال لهستان در آخر هفته از حضور اینفانتینو در این کشور استقبال کردند.
مناقشهای که دادگاهی شد
این مناقشه اکنون به دادگاههای آمریکا کشیده شده است. فیفا در حال مقابله با اقدامی است که آن را «کارزار تخریب» یوفا میخواند؛ یوفا در تلاش است اسناد مرتبط با این طرح را به دست آورد تا از آنها برای اقدام کیفری احتمالی علیه اینفانتینو در سوییس استفاده کند. ادعا شده است که اینفانتینو برای منفعت مالی خود، ارزش جام جهانی را کمتر از میزان واقعی برآورد کرده است.
اینفانتینو طرح کنار گذاشتهشده را تلاشی برای ایجاد درآمد بیشتر برای فدراسیونهای فوتبال توصیف کرده است.
اینفانتینو نخستین بار در سال ۲۰۱۶ برای جانشینی سپ بلاتر، رییس سابق و رسواشده فیفا، انتخاب شد.
تیم فوتبال بارسلونا با پیروزی ۵ بر صفر مقابل والنسیا در مستایا، چهارمین برد پیاپی خود در لالیگا را کسب کرد و با ۱۲ امتیاز بهتنهایی، سه امتیاز بیشتر از رئال مادرید و بتیس، صدرنشین شد. شاگردان هانسی فلیک در چهار هفته ابتدایی ۱۷ گل زدهاند.
لامین یامال در دقایق ۶ و ۸۴، لوپز در دقیقه ۲۲، رافینیا در دقیقه ۵۵ و پدری در دقیقه ۷۹ گلهای بارسا را در این بازی ثبت کردند.
۱۷ گل در چهار هفته
بارسلونا اکنون بهتنهایی صدرنشین لالیگا است. در رقابتی که به ثبات و استمرار معروف است، شاگردان فلیک پادشاه بلامنازع فوتبال اسپانیا هستند.
به نوشته مارکا، فرقی نمیکند خولیان آلوارس به تیم نیامده باشد، مهاجم نوک تخصصی نداشته باشند یا مجبور شوند ساعت چهار بعدازظهر و در گرمای ۳۴ درجه در والنسیا بازی کنند؛ هیچکدام اهمیتی ندارد. آنها ماشین بردن و گل زدن هستند.
هدف بزرگ این تیم لیگ قهرمانان اروپا است و آنجا مشخص خواهد شد که آیا برتری چشمگیرش در لالیگا برای فتح جام قهرمانی اروپا کافی خواهد بود یا نه.
دیدار در مستایا نخستین مسابقه رودری بهعنوان بازیکن اصلی بود. بازیکن سابق منچسترسیتی در میانه میدان کنار پدری قرار گرفت و زوجی ترسناک را تشکیل دادند.
داستان والنسیا اما کاملا متفاوت است؛ باشگاهی بزرگ که بهدلیل مدیریتی فاجعهبار افول کرده و در سالهای اخیر بسیار بیشتر از آنچه شایسته تاریخش است، رنج کشیده است. اعتراض هواداران به جایگاه ویژهای که کیات لیم در آن حضور داشت، در تمام مسابقه ادامه یافت و خستگی و نارضایتی آنها را بهروشنی نشان داد.
در دقیقه ششم، پاس چیپ فرمین از بالای خط دفاعی میزبان، لامین را در موقعیت تکبهتک قرار داد و او با ضربهای چیپ و با بیرون پا، دیمیتریفسکی را مغلوب کرد.
کمتر از دو دقیقه بعد، همان دو بازیکن بار دیگر گل ساختند. فرمین توپ را برای لامین مهیا کرد و او با پای چپ دیمیتریفسکی را شکست داد. با این حال، VAR پس از بررسی دقیق سهدقیقهای گل را مردود اعلام کرد.
هواداران «کوروا نورد والنسیا» در اعتراض به مدیران باشگاه در دقیقه ۱۹ وارد ورزشگاه شدند؛ اتفاقی که همزمان با حمله خوب میزبان بود که کوبارسی آن را خنثی کرد.
در حالی که اعتراض هواداران والنسیا به مالکان باشگاه شدت گرفته بود، بارسلونا به گل دوم رسید. این بار فرمین با پاس گوردون، توپ را با ضربهای دور از دسترس دیمیتریفسکی به گوشه دروازه فرستاد.
لامین میتوانست گل دوم خود را هم بزند، اما دیمیتریفسکی ضربه او به سمت گوشه بالای دروازه را دفع کرد. والنسیا پس از کنترل اشتباه رودری فرصتی برای بازگشت به مسابقه پیدا کرد و دانجوما در موقعیت تکبهتک قرار گرفت، اما واکنش فوقالعاده خوان گارسیا مانع از ثبت نتیجه ۲ بر یک شد.
با این حال، این موقعیت تنها یک اتفاق گذرا بود و بارسلونا کنترل کامل مسابقه را در اختیار داشت. لامین که بسیار آماده نشان میداد، بار دیگر دو بار تا آستانه گل دوم پیش رفت؛ یک شوت او با فاصلهای اندک از کنار تیر گذشت و ضربه دیگر را دروازهبان میزبان مهار کرد.
فرمین نیز پس از عبور از سه مدافع تا آستانه زدن گلی تماشایی پیش رفت، اما ضربهاش به تیر دروازه برخورد کرد. نیمه نخست با برتری کامل بارسلونا به پایان رسید؛ تیمی که به نظر میرسید سطح لالیگا برایش کوچک شده است.
پس از شروع نیمه دوم انتظار میرفت والنسیا واکنشی نشان دهد، اما چنین اتفاقی نیفتاد. تنها سه دقیقه گذشته بود که گوردون در پی ضدحملهای با هدایت لامین تا آستانه زدن گل سوم پیش رفت.
یک دقیقه بعد، گل سوم از راه رسید. این بار در یک ضدحمله دیگر، فرمین توپ را برای رافینیا، صدرنشین جدول گلزنان، مهیا کرد و او دروازه را باز کرد.
در حالی که ساختار والنسیا در زمین کاملا از هم پاشیده بود، دیمیتریفسکی در ۱۰ دقیقه ابتدایی نیمه دوم دو بار مانع گل چهارم شد. کوربران برای تغییر شرایط سه تعویض همزمان انجام داد. گایا و تارگا وارد زمین شدند و هاروی الیوت نیز نخستین بازی خود را انجام داد؛ بازیکنی که احتمالا از شرایط تیمی که به آن پیوسته، شگفتزده شده است.
ضربه سر رودری چند دقیقه پیش از آنکه فلیک با توجه به بازی مقابل فاینورد به او استراحت بدهد، به تیر افقی دروازه برخورد کرد. رافینیا نیز تنها چند میلیمتر با رسیدن به پاس-شوت فرمین فاصله داشت. با توجه به روند مسابقه، برتری ۳ بر صفر بارسلونا بسیار کم به نظر میرسید.
والنسیا بهسختی میتوانست توپ را حفظ کند و هر زمان موفق به خروج از فشار میشد، بازیکنان بارسلونا بدون تردید با خطاهایی که حتی میتوانست کارت داشته باشد، جلوی ضدحملات را میگرفتند.
فشار بارسلونا ادامه یافت و گل چهارم با شوت پای راست و زمینی پدری به گوشه دروازه به ثمر رسید.
گابریل ژسوس نیز نخستین بازی خود را انجام داد و با شوتی که با فاصلهای اندک از کنار تیر گذشت، تا آستانه گلزنی پیش رفت.
در نهایت گل پنجم هم از راه رسید تا پاداش نمایش درخشان لامین باشد.
یک پیروزی پنجگله دیگر برای تیمی که در چهار هفته ابتدایی فصل ۱۷ گل به ثمر رسانده و رکورد خود در سال ۲۰۱۲ را تکرار کرده است. همانطور که گفته شد، به نظر میرسد لالیگا برای این بارسلونا کوچک شده است.
در فوتبال ایران گاهی برای اینکه زنان سهم بیشتری از سکوهای ورزشگاهها داشته باشند، اول باید مردان محروم شوند.
پس از حواشی دیدار چادرملو مقابل تراکتور در هفته چهارم لیگ برتر فوتبال ایران، محرومیت تعلیقی باشگاه اردکانی از حضور تماشاگران اجرایی شد و حالا بازی خانگی چادرملو برابر شمسآذر در هفته ششم لیگ برتر، فقط با حضور تماشاگران زن برگزار میشود.
این نخستین بار نیست که ارکان قضایی فدراسیون فوتبال چنین حکمی میدهند. در سالهای اخیر، تخلف تماشاگران مرد در چند پرونده با محرومیت آنها و برگزاری مسابقه فقط با حضور زنان پاسخ داده شده است.
حکمی که از قضا خوشایند بخشی از هواداران زن فوتبال در ایران هم بوده است. برای زنانی که سالها از ورود به ورزشگاه محروم بودهاند و بعد هم با بلیطهای اندک و ظرفیت محدود روبهرو شدهاند، حق ورود به ورزشگاه با هزاران صندلی، فرصت کوچکی نیست.
وقتی داشتن یک حق محدود باشد، طبیعی به نظر میرسد که دسترسی بیشتر به همان حق، حتی اگر نتیجه یک حکم تنبهی و انضباطی باشد، با استقبال روبهرو میشود.
پرونده فولاد خوزستان در دیماه ۱۴۰۳ شاید نمونه روشنی از منطق این احکام باشد. کمیته انضباطی ابتدا حکم داد دیدار خانگی فولاد مقابل ملوان با ۵۰ درصد ظرفیت و فقط با حضور زنان برگزار شود. فولاد به این رای اعتراض کرد و کمیته استیناف حکم را تغییر داد.
اما نکته، استدلال استیناف بود؛ اینکه تخلف هواداران فولاد در حدی نبوده که محرومیت مردان از حضور در ورزشگاه را توجیه کند.
به این ترتیب، در منطق خود ارکان قضایی فدراسیون، محرومیت از سکو بر اساس جنسیت بخشی از مجازات تعریف میشود؛ مردان به دلیل تخلف گروهی دیگر از مردان میتوانند از ورزشگاه محروم شوند و زنان، به دلیل زن بودن، جای آنها را روی سکوها بگیرند.
این منطق از یک جهت دیگر هم تبعیضآمیز است. اگر تماشاگری فارغ از جنسیتش، فحاشی کرده، شیئی به زمین پرتاب کرده یا رفتار خشونتآمیز داشته، باید همان فرد را شناسایی و محروم کرد.
اگر باشگاه در کنترل سکوهایش کوتاهی کرده، باید باشگاه را جریمه کرد. اما در این احکام، تخلف چند نفر میتواند به محرومیت هزاران مردی منجر شود که هیچ نقشی در آن اتفاق نداشتهاند.
در دنیای هواداری فوتبال در بیشتر نقاط جهان، هوادار بلیط میخرد و وارد ورزشگاه میشود. ممکن است سامانه بلیط فروشی اطلاعات مختلفی از خریدار بگیرد، اما جنسیت تعیین نمیکند که یک تماشاگر حق خرید بلیط دارد یا نه. اما در جمهوری اسلامی اینگونه نیست و جنسیت فرد تعیین میکند که حق حضور در ورزشگاه را دارد یا ندارد.
نمونه دیگر، دیدار سپاهان و پرسپولیس در ۲۶ آذر ۱۴۰۳ در ورزشگاه نقشجهان بود؛ مسابقهای که با حکم انضباطی فقط با حضور زنان برگزار شد و حدود ۴۵ هزار زن روی سکوها نشستند.
این حضور زنان در ورزشگاه اصفهان به عنوان نمونهای از تدبیر مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال در صفحه شخصی جیانی اینفانتینو، رییس فیفا بازتاب داده شد اما اشارهای به تفکیک جنسیتی و حکم تنبیهی برای مردان نشده بود.
اگر صندلیای در ورزشگاههای ایران وجود دارد هر هواداری باید بتواند بلیط آن را بخرد. زن بودن نه باید امتیاز ورود به ورزشگاه باشد و نه دلیل محرومیت از ورود. چرا که همه فارغ از جنسیتاشان، تماشاگرانی با حق دسترسی به استادیومهای ورزشی هستند.
در فاصله شش هفته، دو همسایه ایران راه ورود استارلینک به بازارهای ارتباطی خود را باز کردند. عراق در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ مجوز فعالیت این شرکت را صادر کرد و امارات متحده عربی نیز در ۲۸ اوت یک مجوز عمومی دهساله به آن داد. فروش عمومی استارلینک در امارات از سوم سپتامبر آغاز شد.
برای مشتریان عراقی و اماراتی، این تحول در درجه اول به معنای دسترسی به راه و روشی تازه برای اتصال به اینترنت است. اما برای کاربران ایرانی، موضوع معنای متفاوتی دارد: آیا قانونیشدن استارلینک در نزدیکی مرزهای ایران میتواند مقابله با سانسور و خاموشی اینترنت را آسانتر کند؟
گسترش خدمات استارلینک در منطقه، زمانی اتفاق افتاده که اسپیسایکس در ژانویه ۲۰۲۶ هزینه اشتراک پایانههای فعال در ایران را بخشید و این هزینه در ماههای اخیر همچنان رایگان مانده است. کاربر ایرانی در حال حاضر مشکلی برای هزینه اشتراک استارلینک ندارد. مانع اصلی او دسترسی به خود تجهیزات است.
قانونیشدن استارلینک در عراق و امارات میتواند فشار را از همین گلوگاه بردارد. سختافزاری که تاکنون باید از به صورت قاچاق و با چندین واسطه تهیه میشد، حالا در دو بازار همسایه به کالایی قانونی و در دسترس تبدیل شده است. این اتفاق میتواند مسیر انتقال دستگاهها را کوتاهتر کند و قیمت آنها را در بازار سیاه ایران کاهش دهد.
تاثیر ورود هر دستگاه، تنها بر خریدارش محدود نخواهد ماند. برخی دارندگان استارلینک در ایران، اتصال خود را به شکل فیلترشکن یا VPN در اختیار دیگران قرار میدهند. بنابراین افزایش تعداد دیش های استارلینک میتواند به اتصال طیف بزرگتری از کاربران ایرانی به اینترنت منجر شود.
تجهیزات استارلینک حتی پیش از صدور مجوز عمومی امارات نیز در مناطق آزاد تجاری دبی پیدا میشدند. بخشی از دستگاههای موجود در ایران از همین مناطق تهیه و از طریق واسطهها، بنادر و لنجها وارد کشور میشدند. صدور مجوز عمومی امارات این مسیر را سهلتر خواهد کرد.
یک کیت استاندارد استارلینک اکنون در امارات با قیمتی حدود ۴۰۰ دلار عرضه میشود. تقاضای اولیه در دبی و ابوظبی اما به اندازهای بوده که ظرفیت برخی مناطق به سرعت تکمیل شد؛ اتفاقی که نشان میدهد بازار قانونی منطقه از مرحله وعده و صدور مجوز عبور کرده و فروش واقعی آغاز شده است.
از آن سو دو کشور ایران و عراق مرز زمینی طولانی، تجارت گسترده و رفتوآمدی دائمی دارند. کالاهای مختلف سالهاست بدون عبور از گمرک رسمی، از عراق و بهویژه اقلیم کردستان وارد بازار ایران میشوند.
احمد احمدیان، فعال اینترنت آزاد و مدیر موسسه غیرانتفاعی Holistic Resilience که برای گسترش دسترسی ایرانیان به استارلینک فعالیت میکند، میگوید اربیل از مبادی مهم ورود غیررسمی تجهیزات ارتباطی به ایران بوده است.
بهگفته او، قانونیشدن استارلینک در عراق میتواند پای تجار محلی، رانندگان، خودروهای مسافربری و افرادی را که مرتب میان دو کشور رفتوآمد میکنند، به این بازار باز کند. در دورههایی مانند اربعین، زیارت سالانه شیعیان که میلیونها مسافر میان ایران و عراق جابهجا میشوند، کنترل دقیق همه بارها دشوارتر میشود.
احمدیان پیشبینی میکند برخی مسافران و کاروانها، تجهیزات استارلینک را برای مصرف شخصی یا فروش به ایران بیاورند. به تعبیر او، این دستگاهها حتی ممکن است به نوعی «سوغاتی» سفر عراق تبدیل شوند.
اندازه دیش استارلینک نیز مهم است. مدل مینی تقریبا به اندازه یک لپتاپ است و پنهانکردنش، بهویژه در خودرو، آسانتر از دیشهای استاندارد است. عرضه رسمی مینی در عراق هنوز تایید نشده است، اما گسترش بازار قانونی استارلینک در خلیج فارس میتواند دسترسی منطقهای به مدلهای مختلف را افزایش دهد.
بهایی که با خاموشی بالا میرود
بازار سیاه استارلینک در ایران به وضعیت سیاسی و مدت خاموشی اینترنت واکنش مستقیم نشان میدهد.
بر اساس دادههای گردآوریشده Starlink4Iran، قیمت فروش یک کیت استاندارد در ایران در اوج خاموشی اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶، به حدود سه هزار دلار و قیمت مینی به حدود ۲۳۰۰ دلار رسید. پس از بازگشت ناقص اینترنت، قیمتها کاهش یافتند، اما تا پایان ماه اوت، قیمتها در بازار سیاه حدود ۲۱۰۰ دلار برای مدل استاندارد و ۱۸۵۰ دلار برای مینی بودند.
به این ترتیب، دستگاهی که اکنون در امارات حدود ۴۰۰ دلار فروخته میشود، در بازار سیاه ایران بیش از پنج برابر قیمت دارد. این اختلاف فقط مربوط به سود فروشنده نیست. تعدد واسطهها، خطر مصادره دستگاه، مجازات احتمالی فروشنده، هزینه انتقال پنهانی و افزایش ناگهانی تقاضا، همگی در قیمت نهایی نقش دارند.
بازارهای قانونی عراق و امارات همه این هزینهها را از بین نخواهد برد، اما میتوانند از تعداد واسطهها بکاهند و بخشی از هزینه انتقال را کاهش دهند. پایینآمدن قیمت و افزایش حاشیه سود هم ممکن است افراد بیشتری را به قاچاق این تجهیزات ترغیب کند.
برای بسیاری از روزنامهنگاران، فعالان مدنی، کسبوکارها و خانوادههای ایرانی، استارلینک دیگر فقط ابزاری برای دور زدن فیلترینگ نیست. پس از تجربه خاموشیهای مکرر، این فناوری به نوعی مسیر اتصال پشتیبان، در برابر خاموشی اینترنت به دست حکومت تبدیل شده است. پس احتمالا میزان تقاضا همچنان بالا خواهد ماند.
یک دستگاه برای دهها نفر
جمهوری اسلامی بارها در بحران ارتباط کاربران ایرانی را با اینترنت قطع کرده و همزمان شبکه داخلی و خدمات مورد تایید حکومت را باز نگه داشته است. این ساختار که در ایران با عنوان «شبکه ملی اطلاعات» یا NIN شناخته میشود، اجازه میدهد در مواقع قطعی اینترنت، برخی از خدمات داخلی کار کند.
برخی فعالان حوزه دسترسی اینترنت، راهی یافتهاند تا بتوان از شبکه ملی اطلاعات برای رسیدن به یک اتصال استارلینک استفاده کرد. برای نمونه، NasNet Connect میتواند اینترنت داخلی و استارلینک را روی یک روتر ترکیب کند. کاربران از طریق شبکه ملی اطلاعات (NIN) به یک دروازه یا گیت متعلق به صاحب دیش متصل میشوند و ترافیک بینالمللی آنان، از استارلینک خارج میشود.
در این معماری، ممکن است که ارتباط اولیه کاربر با دروازه محلی، همچنان از زیرساخت مخابراتی ایران عبور کند، اما راه خروج از زیرساخت مخابراتی به دروازههای بینالمللی اینترنت، دیگر تحت کنترل حکومت نیست چون از دیش استارلینک خارج میشود.
یک دیش استارلینک میتواند برای پیامرسانی، مرور وب و استفادههای سبک، ترافیک حدود ۲۰ تا ۳۰ کاربر را بر دوش بکشد. بدیهی است که تماشای ویدئو، تماس تصویری و دانلود سنگین میتواند تعداد کاربران را کاهش دهد.
اما در این بین مدلی تجاری پدیدار میشود. صاحب دیش میتواند با فروش فیلترشکن یا VPN، بخشی از هزینه خرید را جبران و حتی به طور ثابت درآمدزایی کند. این حاشیه سود ممکن است افراد بیشتری را به خرید، قاچاق و راهاندازی فیلترشکنهای مبتنی بر استارلینک ترغیب کند.
البته چنین شبکههایی کاملا غیرقابل شناسایی نیستند. حکومت میتواند پروتکلهای ارتباطی را مختل، سرورها را شناسایی یا برای یافتن محل دیش تلاش کند. با این حال، توزیع مسیرهای اتصال در بین تعداد زیادی از دیشهای خصوصی، مقابله متمرکز با آنها را دشوار خواهد کرد.
بازار چهلتکه عراق
تبدیل عراق به بازاری برای فراهم کردن تجهیزات استارلینک برای کاربران ایرانی، البته بیمانع و فوری نیست. مجوز استارلینک را هیات ارتباطات و رسانه عراق صادر کرده، اما وزارت ارتباطات این کشور میگوید قرارداد مستقلی با اسپیسایکس امضا نشده و با بخشهایی از طرح، از جمله قیمتگذاری، عبور ترافیک از قطر و نبود ایستگاه زمینی در عراق، مخالف است.
در مقابل، نهاد تنظیم مقررات عراق میگوید مجوز معتبر است و ضمیمه امنیتی آن امکان شناسایی دستگاهها و پاسخ به درخواستهای قانونی را فراهم میکند.
بنابراین و براساس گزارش ۹۶۴ مدیا درباره اختلاف نهادهای عراقی، خرید قانونی استارلینک در عراق لزوما خریدی ناشناس نخواهد بود.
طبق آخرین موضع اعلامشده دولت اقلیم کردستان،این اقلیم نیز مقررات جداگانه خود را دارد. تا اوایل سپتامبر، توافق نهایی میان دولت اقلیم و اسپیسایکس اعلام نشده بود و مقامهای اقلیم خواستار تعطیلی فروشگاههای بدون مجوز و جلوگیری از ورود دستگاههای ثبتنشده شده بودند.
با این حال، بازار واقعی همین حالا هم شکل گرفته و بهگفته مقامات عراقی، پیش از صدور این مجوز، حدود ۴۰ هزار پایانه غیرقانونی در عراق فعال بودند و نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر از آنها استفاده میکردند.
براساس آمار بازار غیررسمی عراق، در میان این کاربران مقامات دولتی و نهادهای امنیتی هم حضور دارند.
به همین دلیل شبکه خرید، نصب و پشتیبانی استارلینک در عراق از قبل وجود داشته است. اختلافات میان مقامات این کشور ممکن است رشد بازار رسمی را کند کند، اما بعید است شبکهای با دهها هزار دستگاه را از بین ببرد.
رایگان، اما بدون تضمین
استارلینک در ایران مجوز رسمی ندارد و خرید یک دستگاه در عراق یا امارات تضمین نمیکند که آن پایانه با همان حساب در ایران کار کند. کنترل نهایی فعالسازی و ادامه فعالیت همچنان در اختیار اسپیسایکس است.
این شرکت در ژانویه ۲۰۲۶، همزمان با قطع گسترده اینترنت ایران، هزینه اشتراک پایانههای فعال در داخل کشور را بخشید. آسوشیتدپرس در آن زمان گزارش داد که دارندگان دیش استارلینک در ایران، میتوانند بدون پرداخت هزینه ماهانه متصل شوند. اسپیسایکس جزئیات این تصمیم و مدت اعتبار آن را اعلام نکرد.
احمدیان میگوید پایانههای فعال در ایران در ماههای اخیر همچنان هزینه اشتراک نپرداختهاند. بهگفته او، برخی حسابهایی که پیشتر به دلیل پرداختنشدن هزینه غیرفعال شده بودند نیز دوباره به شبکه متصل شدند.
این وضعیت به معنای تضمین فعالشدن هر دستگاه تازهوارد نیست. روشن نیست که این معافیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت یا اسپیسایکس برای پایانههایی که از عراق یا امارات وارد ایران میشوند نیز، بهطور خودکار سرویس رایگان فراهم کند.
با این حال استفاده از استارلینک در ایران همچنان پر خطر است و جرمانگاری شده. جمهوری اسلامی این تجهیزات را غیرقانونی میداند و برای پارازیتاندازی، ارسال سیگنالهای جعلی موقعیتیاب و یافتن و مجازات کاربران تلاش کرده است.
استارلینک عراق و امارات جایگزین اینترنت عمومی ایران نخواهد شد. تجهیزات همچنان برای بسیاری از مردم گراناند و استفاده از آنها میتواند خطر امنیتی جدی داشته باشد.
اما رایگان ماندن این سرویس در ایران و نزدیکترشدن بازار قانونی تجهیزات استارلینک به مرزهای این کشور، همزمان دو مانع موجود در مسیر را کوتاهتر کردهاند.
این تحولات کلید خاموشی اینترنت ایران را از چنگ متولیاناش خارج نمیکنند، اما میتوانند تعداد درهایی را که با چرخاندن آن قفل میشوند، کمتر کنند.
مرکز تحقیقات ایدز ایران در تازهترین گزارش خود از وضعیت ابتلا به این بیماری در کشور اعلام کرد در سال ۱۴۰۴ حدود ۶۵ درصد موارد شناساییشده، از طریق رابطه جنسی مبتلا شدهاند و روند ابتلای زنان نیز در سالهای اخیر افزایش یافته است. اما در زیر پوست این گزارش چه میگذرد؟
به نظر میرسد در جامعهای که حکومتش چند دهه تحریم و چند جنگ را بر آن تحمیل کرده و در اقتصادی که هزینه مسکن و مواد غذایی با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد بسیاری از خانوارها افزایش یافته، مرز میان فقر و تنفروشی، باریک و باریکتر میشود.
در چنین شرایطی، زنانی که شبکه حمایتی ضعیفتری دارند، ممکن است زودتر از دیگران از لبه فقر به سمت بیخانمانی و اقتصاد غیررسمی رانده شوند.
این به معنای آن نیست که فقر بهطور خودکار به تنفروشی منجر میشود، اما فقر شدید، بیخانمانی و وابستگی اقتصادی، میتوانند قدرت انتخاب و امکان مقاومت در برابر استثمار را به شدت محدود کنند.
یک
با اصرار علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، بر سیاستهای افزایش جمعیت در کشور، فشار ساختاری و خطرهای پرشماری بر حقوق، بهداشت و امنیت اقتصادی زنان تحمیل شده است.
ممنوعیت یا جرمانگاری ارائه رایگان وسایل پیشگیری در شبکه بهداشت عمومی، ریسک ابتلای زنان را افزایش داده است و فقدان زیرساختهای حمایتی واقعی، گاهی زنان را مجبور به تن دادن به مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و کمدرآمد میکند.
فشار اقتصادی، استقلال مالی زنان را کاهش داده و قدرت تصمیمگیری و توان خروج آنها را از روابط آسیبزا یا سوءاستفادهگرانه، سلب میکند و در این میان، بیشترین تبعات این سیاستها متوجه زنان طبقات فرودست و مناطق محروم است که به بهداشت استانداردهای درمان و اقلام پیشگیری، دسترسی ندارند.
دو
مطالعات مربوط به زنان تنفروش در ایران یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند: تنفروشی اغلب یک پدیده منفرد نیست. مصرف مواد، بیخانمانی، خشونت جنسی و ناامنی اقتصادی، بارها در زندگی زنان مورد مطالعه، در کنار یکدیگر دیده شدهاند.
در یکی از پیمایشهای بزرگ، بخش قابل توجهی از زنان تجربه خشونت جنسی داشتند و گروه قابل توجه دیگری مصرف مواد را گزارش کرده بودند.
این همان چرخهای است که مددکاران اجتماعی نیز در کف خیابان مشاهده میکنند.
ممکن است زنی ابتدا خانهاش را از دست بدهد و بعد برای تحمل زندگی خیابانی به مواد روی بیاورد. زن دیگری ممکن است ابتدا گرفتار اعتیاد شود و برای تامین هزینه مواد به رابطه جنسی در برابر پول برسد. و برای زنی دیگر، طلاق یا خشونت خانگی میتواند نقطه آغاز سقوط اقتصادی باشد.
در زندگی واقعی، مرز این عوامل همیشه روشن نیست. همزمان، الگوی اچآیوی هم تغییر کرده است.
درست در زمانی که مددکاران درباره تغییر جمعیت زنان در معرض آسیب هشدار میدهند، نظام سلامت ایران نیز با تغییر دیگری مواجه شده است.
سه
یک مطالعه تطبیقی، - مقایسه با پاکستان -، همسایه مسلمان ایران، نشان میدهد چرا باید در استفاده از عبارت «کاهش سن تنفروشی» محتاط بود.
پاکستان هم مانند ایران با فقر، نابرابری جنسیتی، انگ شدید اجتماعی و پنهان بودن تنفروشی روبهروست. با این حال، این کشور در دورههایی پایشهای منظمتری درباره گروههای در معرض اچآیوی انجام داده است.
در یک تحقیق که زنان تنفروش در ۹ شهر پاکستان را در فاصله چند سال بررسی کرد، پژوهشگران واقعا توانستند یک تغییر سنی را اندازهگیری کنند: سن میانه ورود به تنفروشی طی پنج سال حدود دو سال پایین آمد.
به عبارت دیگر، در پاکستان برای یک دوره مشخص شواهد آماری وجود دارد که اجازه میدهد از «کاهش سن ورود» صحبت شود.
برای ایران چنین شواهد روشنی وجود ندارد و این تفاوت مهم است.
دادههای ایران بیشتر جمعیتی از زنان بزرگسال را نشان میدهند که تعداد قابل توجهی از آنان ازدواج و طلاق را تجربه کردهاند و در دهههای ۳۰ و ۴۰ زندگی همچنان در چرخه تنفروشی قرار دارند.
از سوی دیگر، در هر دو کشور یک نقطه مشترک دیده میشود: تنفروشی در خلأ اتفاق نمیافتد.
در پاکستان نیز پژوهشها میان آسیبپذیری در برابر اچآیوی با عواملی مانند فقر و ناتوانی در استفاده مداوم از کاندوم ارتباط یافتهاند.
در هر دو سوی مرز، جنسیت، فقر و سلامت عمومی به هم میرسند؛ هرچند مسیر ورود زنان به این چرخه لزوما یکسان نیست.
چهار
شاید مهمترین تغییر در تنفروشی در ایران را نتوان با یک عدد درباره سن توضیح داد.
دختران نوجوان همچنان در معرض استثمار جنسی قرار دارند و وجود زنانی که پیش از ۱۸ سالگی وارد تنفروشی شدهاند یک واقعیت ثبتشده در پژوهشهای ایران است.
گاهی زنی پس از سالها زندگی خانوادگی، پس از طلاق، از دست دادن شغل یا خانه و در میانه زندگی، به این نقطه میرسد. اگر چنین تغییری در حال گسترش باشد، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که سن تنفروشی در ایران بالا رفته یا پایین آمده است.
پرسش این است که چه چیزی در ساختار اقتصادی و حمایتی جامعه ایران تغییر کرده که زنان بیشتری ممکن است حتی در میانسالی، فاصله میان یک زندگی معمولی و «ته خط» را در مدتی کوتاه طی کنند؟
پنج
وقتی رییس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته است در سال گذشته حدود دو سوم موارد جدید شناساییشده اچآیوی از طریق رابطه جنسی منتقل شدهاند، این تحول برای کشوری که اپیدمی اچآیوی آن زمانی بیش از هر چیز با اعتیاد تزریقی بود، تغییر مهمی است.
حال، برای زنانی که در شرایط اقتصادی و اجتماعی آسیبپذیر، وارد رابطه جنسی در برابر پول میشوند، تغییر الگوی اچآیوی یک خطر مضاعف ایجاد میکند؛ بهخصوص اگر حکومت، امکان استفاده از کاندوم یا توان اقتصادی مراجعه به خدمات درمانی را محدود کرده باشد.