استقبال فزاینده از درمان اختلال نعوظ با امواج صوتی علیرغم شواهد علمی محدود

درمان اختلال نعوظ از طریق امواج شوک، علیرغم محدود بودن شواهد علمی درباره اثربخشی بلندمدت آن، با استقبال فزایندهای در ایالات متحده روبهرو شده است.

درمان اختلال نعوظ از طریق امواج شوک، علیرغم محدود بودن شواهد علمی درباره اثربخشی بلندمدت آن، با استقبال فزایندهای در ایالات متحده روبهرو شده است.
پایگاه خبری ساینسنیوز گزارش داد برخی مردان برای درمان این عارضه بهجای مصرف داروهایی مانند ویاگرا، به مراکزی مراجعه میکنند که آلت تناسلی را در معرض امواج صوتی کمانرژی قرار میدهند.
طرفداران این روش میگویند امواج شوک میتوانند بدون ایجاد درد، بافت آسیبدیده را ترمیم و جریان خون را بهتر کنند.
این روش که «شوکوِیوتراپی» یا «درمان با امواج شوک» نامیده میشود، همچنان محل مناقشه است. اگر ادعای افزایش خونرسانی درست باشد، این درمان میتواند به میلیونها مردی کمک کند که اختلال نعوظ آنها ریشه عروقی دارد.
با این حال، سازمان غذا و داروی آمریکا این درمان را تایید نکرده و انجمنهای معتبر پزشکی نیز بهدلیل کمبود شواهد، استفاده عمومی از آن را توصیه نمیکنند.
با وجود این، شمار زیادی از مراکز سلامت مردان آن را در کنار دارو و مکملهای تستوسترون عرضه میکنند.
جیمز واینبرگر، جراح اورولوژی در کالیفرنیا، گفت پژوهش او و همکارانش در سال ۲۰۲۲ نشان داد دستکم ۱۵۲ کلینیک در هشت کلانشهر آمریکا این خدمات را ارائه میکردند. به گفته او، شمار مراکز فعال امروز قطعا بسیار بیشتر است.
تحریک فرایند ترمیم با امواج کمانرژی
اختلال نعوظ ممکن است در هر سنی بروز کند و مصرف برخی داروها، اضطراب و عوامل غیرعروقی نیز در ایجاد آن نقش داشته باشند. درمان با امواج شوک اما مشخصا برای بهبود آسیبهای مرتبط با جریان خون طراحی شده است.
واینبرگر با تشبیه بافت نعوظ به اسفنج گفت این بافت در حالت سالم بهآسانی از خون پر میشود و آن را تحت فشار نگه میدارد.
در مردان مبتلا به دیابت، فشار خون یا کلسترول بالا، ممکن است بافت آسیب ببیند و توان نگه داشتن خون را از دست بدهد.
بر پایه دادههای یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۱، حدود ۲۴.۲ درصد مردان شرکتکننده در آمریکا نشانههای اختلال نعوظ داشتند. این میزان در افراد ۷۵ ساله و مسنتر به ۵۲.۲ درصد میرسید.
امواج صوتی پرانرژی دهههاست برای خرد کردن سنگ کلیه استفاده میشوند. پزشکان در سال ۲۰۱۰ اثر امواج کمشدت را بر ۲۰ مرد میانسال مبتلا به اختلال نعوظ آزمودند.
شش ماه بعد، وضعیت نیمی از آنها به اندازهای بهبود یافته بود که بدون مصرف داروهایی مانند ویاگرا رابطه جنسی همراه با دخول داشته باشند.
به گفته واینبرگر، برخلاف درمان سنگ کلیه، هدف این روش تخریب بافت نیست، بلکه تحریک سازوکارهای ترمیمی بدن است.
در هر جلسه، متخصص وسیلهای بزرگ و میلهمانند را ۱۵ تا ۲۰ دقیقه روی چند بخش آلت تناسلی قرار میدهد. دستگاه صدایی شبیه تقتق تولید میکند، اما بیمار نباید دردی احساس کند.
بیماران معمولا به شش تا ۱۲ جلسه نیاز دارند و هزینه هر جلسه ممکن است چند صد دلار باشد.
تیلور کوهن، متخصص اورولوژی در کالج پزشکی بیلور، گفت انرژی دستگاه در سطح سلولی فشارهای مکانیکی بسیار کوچکی ایجاد میکند و بدن را به ترمیم خود وامیدارد.
او افزود برخلاف قرص که پیامدهای مشکل را کاهش میدهد، هدف نظری این روش ترمیم خود بافت است.
شواهد محدود و اهمیت انتخاب متخصص
با این همه، سنجش اثربخشی این روش آسان نیست. پژوهشگران کتابخانه کاکرین، یکی از معتبرترین مراکز ارزیابی شواهد پزشکی، نتایج ۲۱ مطالعه را بررسی کردند.
یافتهها حاکی از آن بود که امواج شوک ممکن است در ماههای نخست اندکی عملکرد نعوظ را بهبود دهد و احتمالا در بلندمدت نیز سودمند باشد.
با این حال، تفاوتهای فراوان میان مطالعات انجامشده از اطمینان پژوهشگران به نتایج کاسته است.
گزارشی که سال ۲۰۲۶ در نشریه «مطالعات پزشکی جنسی» منتشر شد، نشان داد پژوهشهای این حوزه معمولا شرکتکنندگان کمی داشتهاند و شمار جلسات درمانی در آنها یکسان نبوده است.
به گزارش ساینسنیوز، این تفاوتها رسیدن به جمعبندی قطعی را دشوار میکند.
در هیچیک از مطالعات شواهدی از آسیب گزارش نشده است. کوهن گفت بیشتر عوارض مشاهدهشده به واکنش پوستی ناشی از ژل مورد استفاده محدود بودهاند.
او این روش را تنها برای مردانی در نظر میگیرد که هنوز به داروهایی مانند ویاگرا پاسخ میدهند. به گفته کوهن، برای افرادی که دیگر به داروهای خوراکی پاسخ نمیدهند یا اصلا نعوظ ندارند، این درمان کموبیش اتلاف وقت است.
واینبرگر همچنین درباره مراجعه به افراد فاقد تخصص لازم هشدار داد. از میان ۱۵۲ کلینیک شناساییشده، تنها ۲۵ درصد ارائهدهندگان متخصص اورولوژی بودند. پزشکان عمومی، جراحان پلاستیک، متخصصان پوست و حتی کایروپراکتورها این خدمات را عرضه میکردند.
او تاکید کرد درمان باید با بررسی وضعیت هورمونی بیمار و داروهای مصرفی او همراه باشد، در حالی که مراکز مختص اختلال نعوظ ممکن است خدمات پزشکی جامعی ارائه نکنند.
انجمن اورولوژی آمریکا و انجمن پزشکی جنسی آمریکای شمالی اعلام کردهاند شواهد کنونی برای توجیه استفاده از امواج شوک خارج از مطالعات بالینی کافی نیست.






دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با امضای یک یادداشت اجرایی، نهادهای فدرال را مامور کرد زمینه افزایش چشمگیر پرتابهای فضایی تجاری را فراهم کنند. کاخ سفید قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت انجام دستکم هزار پرتاب و عملیات بازگشت فضاپیما به جو را در هر سال ایجاد کند.
براساس گزارش رویترز، آمریکا در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۷۸ پرتاب فضایی انجام داد که ۱۰ برابر شمار پرتابها در سال ۲۰۱۳ بود. شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، با انجام ۱۷۰ پرتاب و استقرار حدود دو هزار و ۵۰۰ ماهواره، سهم غالب این فعالیتها را در اختیار داشت.
یادداشت ترامپ از نهادهای دولتی میخواهد اراضی فدرال مناسب برای ایجاد پایگاههای جدید پرتاب و بازگشت فضاپیماها را شناسایی کنند. رییسجمهوری آمریکا همچنین خواسته است ظرف ۹۰ روز مکان یک پایگاه فدرال جدید برای عملیات بازگشت به جو تعیین شود.
دولت صدور مجوزها را تسریع میکند
این سیاست بر مشارکت گستردهتر بخش خصوصی در توسعه زیرساختهای حملونقل فضایی تاکید دارد. نهادهای فدرال موظف شدهاند برای اجرای پروژههای مشترک با شرکتهای خصوصی مشوق ایجاد کنند، صدور مجوزها و بررسیهای زیستمحیطی را سرعت ببخشند و طیف فرکانسی بیسیم کافی برای عملیات فضایی اختصاص دهند.
دولت آمریکا همچنین قصد دارد حریمهای هوایی اولویتدار برای کریدورهای مهم پرتاب فضایی تعیین و فعالیتهای فضایی را در برنامه نوسازی سامانه کنترل ترافیک هوایی ادغام کند.
ترامپ از سازمانهای دولتی خواسته است، جز در موارد ضروری برای ایمنی عمومی یا امنیت ملی، از فعالیتهایی که مانع حملونقل فضایی تجاری میشوند یا با شرکتهای آمریکایی رقابت میکنند، خودداری کنند.
براساس این یادداشت، درخواست شرکتهای خارجی برای پرتاب فضاپیماهای تجاری از خاک آمریکا نیز بهصورت موردی بررسی خواهد شد.
بازگشت به ماه برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است
بخش دیگری از برنامه فضایی ترامپ به بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه تا سال ۲۰۲۸ اختصاص دارد. ناسا مامور شده است حملونقل تجاری به ماه و ماموریتهای رباتیک بخش خصوصی به مریخ را تسهیل و راههای تجاری اعزام انسان به سیاره سرخ را بررسی کند.
کاخ سفید همچنین استقرار اجزای اولیه یک پایگاه در ماه را تا سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده است. مایکل کراتسیوس، مدیر دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، گفت سیاست جدید با اولویتدادن به بخش تجاری، آمریکا را برای رهبری مرحله بعدی فعالیتهای فضایی آماده میکند.
ترامپ در آغاز دومین دوره ریاستجمهوری خود بارها بر اعزام انسان به مریخ تاکید کرده بود؛ هدفی که ایلان ماسک نیز برای اسپیسایکس دنبال میکند. با این حال، فشار قانونگذاران کنگره سبب شد برنامه «آرتمیس» ناسا و بازگشت به ماه بار دیگر در مرکز سیاست فضایی آمریکا قرار گیرد.
رییس اداره هوانوردی فدرال آمریکا پیشتر گفته بود اسپیسایکس قصد دارد ظرف پنج سال ظرفیت خود را به ۱۰ هزار پرتاب در سال برساند. این شرکت همچنین پیشنهاد کرده است منظومهای متشکل از یک میلیون ماهواره در مدار زمین مستقر کند تا با بهرهگیری از انرژی خورشیدی، برق مراکز داده هوش مصنوعی را تامین کنند.
چین در روزهای آینده یکی از پیچیدهترین ماموریتهای فضایی تاریخ خود را آغاز خواهد کرد. چانگئه-۷ قرار است با موشک سنگین «لانگ مارچ ۵» از پایگاه فضایی ونچانگ در جزیره هاینان راهی قطب جنوب ماه شود، منطقهای که حالا یکی از مهمترین نقاط در رقابت فضایی میان قدرتهای جهان است.
در مرکز این ماموریت یک هدف به ظاهر ساده قرار دارد: یخ.
اما جستوجوی چین به این معنا نیست که دانشمندان تازه میخواهند بفهمند آیا روی ماه آب وجود دارد یا نه. پاسخ این سوال سالهاست تا حد زیادی روشن شده است. ماموریتهای مختلف شواهد محکمی از وجود آب و یخ در مناطق قطبی ماه به دست آوردهاند.
سوال امروز پیچیدهتر و بسیار مهمتر است: این یخ دقیقا کجاست؟ چه مقدار از آن وجود دارد؟ در چه عمقی قرار گرفته و آیا روزی میتوان از آن برای زندگی و فعالیت انسان روی ماه استفاده کرد؟ چانگئه-۷ برای پیدا کردن بخشی از این پاسخها ساخته شده است.
سفر به جایی که خورشید هرگز طلوع نمیکند
قطب جنوب ماه محیط عجیبی دارد. محور چرخش ماه تنها اندکی نسبت به مدارش انحراف دارد. در نتیجه در نزدیکی قطبها، خورشید همیشه بسیار نزدیک افق باقی میماند. لبه بعضی کوهها و دهانهها میتوانند برای مدت طولانی نور خورشید دریافت کنند، در حالی که تنها چند کیلومتر آنطرفتر، کف دهانهها ممکن است میلیاردها سال باشد که شاهد نور مستقیم خورشید نبودهاست. این مناطق با عنوان «نواحی همیشهسایه» شناخته میشوند.
این گودالها، که میلیاردها سال نور خورشید به آنها نتابیده، به «تلههای سرما» معروفاند. دادههای ناسا نشان داده دمای برخی از این نقاط میتواند تا منفی ۲۵۰ درجه سانتیگراد سقوط کند.
یکی از مهمترین مناطق مورد توجه دانشمندان، اطراف دهانه شَکِلتون در نزدیکی قطب جنوب است، دهانهای حدود ۲۱ کیلومتر عرض و چهار کیلومتر عمق که کف آن تقریبا همیشه در تاریکی قرار دارد، در حالی که بخشهایی از لبه آن نور خورشید مناسبی دریافت میکنند.
همین تضاد، این منطقه را بسیار ارزشمند کرده است: جایی برای تولید برق خورشیدی در نزدیکی مکانی که احتمالا یخ در آن حفظ شده است.
یک ماموریت، چهار کاوشگر
چانگئه-۷ برخلاف یک فرودگر ساده، در واقع مجموعهای از چند ابزار فضایی است. یک مدارگرد که از بالای سطح و زیرسطح منطقه را بررسی میکند. فرودگری که تجهیزات علمی را روی ماه قرار میدهد. یک ماهنورد در اطراف محل فرود حرکت و خاک و ساختار زیرسطحی را مطالعه میکند.
اما شاید جالبترین عضو این مجموعه، کاوشگر کوچک جهندهای باشد که برای ورود به نقاطی طراحی شده که یک ماهنورد چرخدار به سادگی نمیتواند به آنها برسد.
این وسیله میتواند از مناطق روشن حرکت کند و به داخل دهانههای تاریک بپرد، مناطقی که هم شیب شدید دارند، هم ارتباط و ناوبری در آنها دشوار است و هم سرمای شدید کار تجهیزات را پیچیده میکند.
این کاوشگر به دستگاهی برای تحلیل مولکولهای آب مجهز شده است. هدف فقط تشخیص هیدروژن از فاصله دور نیست، دانشمندان میخواهند مواد را در همان محل بررسی کنند و ببینند آیا واقعا یخ آب در خاک وجود دارد، چه مقدار است و چه ویژگیهایی دارد.
اگر این بخش ماموریت موفق شود، چانگئه-۷ میتواند یکی از دقیقترین بررسیهای مستقیم از ذخایر یخ در مناطق همیشهسایه ماه را انجام دهد.
اما چرا چند کیلو یخ اینقدر مهم است؟
برای ماموریتهای کوتاه، بردن آب از زمین کار سادهتری است. اما اگر قرار باشد انسان برای هفتهها، ماهها یا حتی سالها روی ماه زندگی کند، حمل تمام نیازهای او از زمین بسیار گران خواهد بود. در چنین شرایطی آب ماه فقط برای نوشیدن اهمیت ندارد.
با تجزیه آب میتوان اکسیژن مورد نیاز برای تنفس تولید کرد. هیدروژن و اکسیژن حاصل از آن نیز بالقوه میتوانند در سامانههای پیشران فضایی به عنوان سوخت استفاده شوند.
در نتیجه اگر روزی استخراج آب در ماه از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر شود، بخشی از مواد مورد نیاز ماموریتهای فضایی دیگر لازم نیست از زمین حمل شود.
این همان چیزی است که در صنعت فضایی استفاده از منابع در محل نامیده میشود: به جای اینکه همه چیز را با خود ببرید، از موادی که در مقصد وجود دارد استفاده کنید.
البته فاصله زیادی میان «پیدا کردن یخ» و ساختن یک کارخانه سوخت فضاپیماها روی ماه وجود دارد. هنوز معلوم نیست یخ در این مناطق چه تراکمی دارد، استخراج آن چقدر انرژی میخواهد و آیا میتوان سامانههایی ساخت که سالها در محیط خشن قطب جنوب ماه کار کنند. ماموریت چانگئه-۷ تنها برای کمک به پاسخ دادن به سوالهایی است که پیش از رسیدن به مراحل بعد باید حل شوند.
از آزمایش علمی تا رقابت فضایی
اهمیت چانگئه-۷ فقط به علم محدود نمیشود. چین طی دو دهه گذشته برنامه اکتشاف ماه را مرحله به مرحله پیش برده است: ابتدا مدارگرد فرستاد، سپس روی ماه فرود آمد، ماهنورد به کار گرفت و در سال ۲۰۲۰ نمونههای ماه را به زمین بازگرداند. چانگئه-۶ در سال ۲۰۲۴ نیز برای نخستین بار در تاریخ نمونههایی از نیمه دور ماه به زمین آورد.
چانگئه-۷ آغاز مرحله دیگری است، مرحلهای که توجه آن از «رسیدن به ماه» به سمت شناخت محیط و منابع مورد نیاز برای حضور طولانیتر حرکت میکند.
ماموریت بعدی، چانگئه-۸، قرار است در سالهای آینده فناوریهای بیشتری را در همین مسیر آزمایش کند. چین همچنین گفته است قصد دارد تا پیش از پایان دهه جاری فضانوردان خود را روی ماه فرود بیاورد و در افق بلندمدت، همراه با شرکای بینالمللی، یک ایستگاه تحقیقاتی در ماه ایجاد کند.
آمریکا نیز تقریبا به همان منطقه چشم دوخته است. پس از پرواز سرنشیندار آرتمیس ۲ به دور ماه در بهار امسال، ناسا برنامه خود برای بازگشت به سطح ماه را ادامه میدهد. طبق برنامه فعلی، آرتمیس ۳ در سال ۲۰۲۷ فناوریهای مورد نیاز فرود را آزمایش خواهد کرد و آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ نخستین فضانوردان را به منطقه قطب جنوب ماه خواهد برد.
همزمان، ناسا برنامهای با عنوان «Moon Base» را برای ایجاد مجموعهای از تجهیزات، رباتها، سامانههای حملونقل و در نهایت زیرساخت لازم برای حضور طولانیمدت انسان در قطب جنوب آغاز کرده است.
در عمل، هر دو قدرت فضایی به یک نتیجه رسیدهاند: اگر قرار باشد حضور انسان در ماه از چند سفر کوتاه فراتر برود، قطب جنوب یکی از بهترین نقاط برای شروع است.
آیا مسابقهای برای تصاحب ماه آغاز شده است؟
عبارت «رقابت بر سر ماه» جذاب است، اما ممکن است تصویر اشتباهی ایجاد کند.
بر اساس پیمان ماورای جو، هیچ کشوری نمیتواند بخشی از ماه را خاک خود اعلام کند. چین با فرود در یک دهانه و آمریکا با ساخت یک پایگاه نمیتوانند مالک آن منطقه شوند. اما حضور زودتر همچنان اهمیت دارد.
کشوری که زودتر بتواند مناطق مناسب را با جزئیات نقشهبرداری کند، منابع را بشناسد، سیستمهای ارتباطی و ناوبری ایجاد کند و فناوری کار در محیط قطب جنوب را توسعه دهد، تجربه و زیرساختی به دست میآورد که دیگران فاقد آن هستند.
رقابت واقعی احتمالا نه بر سر کاشتن یک پرچم، بلکه بر سر توانایی ماندن، کار کردن و ساختن زیرساخت خواهد بود. همین موضوع است که ماموریتی مانند چانگئه-۷ را از یک آزمایش علمی صرف فراتر میبرد. موفقیت واقعی این ماموریت زمانی خواهد بود که بتواند نشان دهد آن یخ دقیقا کجاست، چه شکلی دارد و تا چه اندازه قابل دسترس است.
اگر این اتفاق بیفتد، تاریکترین دهانههای ماه دیگر فقط نقاط ناشناختهای روی نقشه نخواهند بود. آنها ممکن است به یکی از مهمترین مکانها برای حضور انسان در فضا در مراحل بعد تبدیل شوند.
شرکت داروسازی «اِنوِدا» از نتایج مثبت نخستین مرحله آزمایش بالینی داروی «ایانوی-۳۰۸» خبر داد؛ قرصی که با تقلید از عملکرد یکی از مولکولهای تولیدشده هنگام ورزش میتواند بهمنظور کمک به درمان چاقی و حفظ توده عضلانی مورد استفاده قرار گیرد.
این شرکت بهتازگی اعلام کرد نتایج آزمایش روی داوطلبان سالم نشان میدهد داروی ایانوی-۳۰۸ احتمالا ایمن است و بدن آن را بهخوبی تحمل میکند.
انودا امیدوار است این دارو بدون عوارض گوارشی رایج داروهای خانواده «جیالپی-۱»، مانند سماگلوتاید، در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل عضلات موثر باشد.
ویسوا کولورو، بنیانگذار و مدیرعامل انودا، گفت هدف این شرکت ارائه بخشی از «سازوکار شیمیایی ورزش» در قالب قرصی روزانه است؛ راهکاری آسان و پایدار که بتوان آن را با زندگی روزمره هماهنگ کرد.
تقلید از مولکولی که هنگام ورزش تولید میشود
ایانوی-۳۰۸ عملکرد مولکولی تازهکشفشده به نام «ان-لاکتویل فنیلآلانین» یا «Lac-Phe» را تقلید میکند. بدن هنگام ورزش شدید و همچنین پس از صرف غذا، مقدار بیشتری از این مولکول تولید میکند.
پژوهشها نشان دادهاند این مولکول در کاهش اشتها نقش دارد و تجویز آن به موشهای چاق، به کاهش وزن آنها منجر شده است.
همین یافتهها دانشمندان را به بررسی ظرفیت آن برای تولید دارویی تازه علیه چاقی ترغیب کرد.
مولکول طبیعی لاکفه مدت کوتاهی در بدن باقی میماند، اما داروی ایانوی-۳۰۸ بهگونهای ساخته شده است که ماندگاری بیشتری داشته باشد و مصرف روزانه یک قرص از آن کفایت کند.
بهگفته انودا، این دارو با بهرهگیری از مدل اختصاصی هوش مصنوعی شرکت موسوم به «پریسم» کشف شده است.
در نخستین آزمایش انسانی، ۸۸ بزرگسال سالم دوزهای متفاوتی از این دارو را دریافت کردند. آزمایشهای مرحله نخست بیش از هر چیز برای سنجش ایمنی داروها و واکسنهای آزمایشی انجام میشوند و نتایج اولیه ایانوی-۳۰۸ امیدوارکننده بود.
هیچ عارضه جانبی جدی در داوطلبان گزارش نشد و هیچیک از آنان مصرف دارو را متوقف نکرد.
انودا همچنین اعلام کرد این دارو از «نمایه ایمنی گوارشی استثنایی» برخوردار بوده است.
نشانههای اولیه از کاهش لپتین
این آزمایش همچنین شواهد اولیهای از تاثیر احتمالی دارو بر بدن به دست داد.
افراد مبتلا به چاقی معمولا سطح بالاتری از هورمون لپتین دارند؛ هورمونی که پیام سیری را به مغز منتقل میکند.پژوهشگران معتقدند بالا بودن لپتین در این افراد ممکن است ناشی از کاهش حساسیت بدن به این هورمون باشد.
ایانوی-۳۰۸ در آزمایشهای حیوانی، سطح لپتین را بهسرعت کاهش داد و در آزمایش انسانی نیز کاهش این هورمون در خون داوطلبان مشاهده شد.
با این حال، پژوهش درباره این دارو هنوز در مراحل ابتدایی است و نتایج مرحله نخست، اثربخشی آن در کاهش وزن یا حفظ عضلات را ثابت نمیکند.
حتی در صورت موفقیت مراحل بعدی، این قرص نمیتواند جای ورزش را بگیرد، زیرا لاکفه تنها یکی از تغییرات مثبت فراوانی است که فعالیت بدنی در بدن ایجاد میکند.
با وجود این، یافتن درمانهای تازه برای چاقی و اختلالات سوختوساز اهمیت دارد.
چنین دارویی ممکن است در آینده برای افرادی مناسب باشد که عوارض گوارشی داروهای جیالپی-۱ را تحمل نمیکنند، قرص روزانه را به تزریق هفتگی ترجیح میدهند یا مانند برخی سالمندان، بیشتر در معرض تحلیل عضلات قرار دارند.
نتایج یک آزمایش گسترده نشان میدهد واکسن شخصیسازیشده «مدرنا» و «مرک» خطر بازگشت و گسترش ملانوما را کاهش میدهد. کارشناسان میگویند این دستاورد میتواند زمینه را برای درمان انواع دیگری از سرطان فراهم کند.
شرکتهای داروسازی مدرنا و مرک چهارشنبه ۲۸ مرداد اعلام کردند واکسن شخصیسازیشده آنها در یک آزمایش مرحله پایانی با مشارکت بیش از هزار بیمار مبتلا به ملانوما، به جلوگیری از بازگشت و گسترش این سرطان کمک کرده است.
تومورهای موضعی شرکتکنندگان در این آزمایش پیشتر با جراحی برداشته شده بود، اما خطر بازگشت بیماری در آنها بالا ارزیابی میشد. مدرنا پیشبینی میکند در صورت دریافت مجوز، هزاران بیمار مبتلا به ملانوما بتوانند در نخستین سالهای عرضه این واکسن از آن بهرهمند شوند.
این روش درمانی که «اینتیسمِران اتوژن» نام دارد، یک واکسن مبتنی بر پیامرسان آرانای یا امآرانای است که متناسب با ویژگیهای تومور هر بیمار ساخته میشود. واکسن به دستگاه ایمنی آموزش میدهد جهشهای اختصاصی سلولهای سرطانی را شناسایی کند و به آنها حملهور شود.
این ویژگی، واکسن شخصیسازیشده را از درمانهایی مانند شیمیدرمانی متمایز میکند. شیمیدرمانی علاوه بر سلولهای سرطانی، ممکن است به سلولهای سالم نیز آسیب برساند؛ اما واکسن جدید برای هدفگرفتن ویژگیهای مختص تومور هر بیمار طراحی شده است.
واکسن همراه با کیترودا تجویز میشود
درمان آزمایششده مدرنا و مرک از ترکیب واکسن شخصیسازیشده و داروی ایمنیدرمانی «کیترودا» تشکیل شده است. بیماران میتوانند حداکثر ۹ دوز واکسن و ۹ دوز کیترودا دریافت کنند. کیترودا هر شش هفته یکبار تزریق میشود و با فعالکردن دستگاه ایمنی، توان بدن برای مقابله با سرطان را افزایش میدهد.
کیترودا در حال حاضر پس از جراحی ملانوما نیز بهتنهایی استفاده میشود و ممکن است تا یک سال، هر سه تا شش هفته یکبار، به بیمار داده شود. این دارو میتواند عوارضی مانند خستگی، اسهال، بثورات پوستی و التهاب مفاصل، عضلات یا اندامهای سالم ایجاد کند.
مدرنا و مرک گفتهاند افزودن واکسن به این درمان، عارضه جانبی تازهای ایجاد نکرده است. به گفته استیون هوگ، رییس مدرنا، واکنشهای مشاهدهشده به واکسن بهطور عمده شبیه عوارضی بوده که پس از تزریق واکسن آنفلوآنزا یا کووید-۱۹ بروز میکند.
این آزمایش همچنان ادامه دارد و شرکتها هنوز جزئیات کامل نتایج آن را منتشر نکردهاند. پژوهشگران شرکتکنندگان را در سالهای آینده نیز زیر نظر خواهند داشت تا مشخص شود این درمان تا چه اندازه میتواند طول عمر آنها را افزایش دهد.
نتایج پنجساله از کاهش چشمگیر خطر حکایت دارد
دادههای پنجساله یک آزمایش مرحله میانی که در ماه ژوئن منتشر شد، نشان داد ترکیب واکسن و کیترودا در مقایسه با استفاده صرف از کیترودا، خطر بازگشت سرطان را ۵۰ درصد کاهش داده است. خطر گسترش سرطان به دیگر نقاط بدن نیز ۵۹ درصد کمتر گزارش شد.
دکتر رایان سالیوان، مدیر مرکز ملانوما در موسسه سرطان «مسجنرال بریگام»، نتیجه این مطالعه را رویدادی مهم برای حوزه درمان سرطان توصیف کرد. به گفته او، موفقیت این آزمایش امیدها و احتمالاً سرمایهگذاریها را برای گسترش چنین رویکردی به انواع دیگر سرطان افزایش خواهد داد.
دکتر جولی گرالو، مدیر ارشد پزشکی انجمن انکولوژی بالینی آمریکا، نیز این دستاورد را «جهشی بزرگ» دانست که ظرفیت فناوری امآرانای را در درمان سرطان تایید میکند.
آزمایش درمان سرطانهای دیگر آغاز شده است
شرکتهای مرک و مدرنا اکنون چند آزمایش بزرگ را روی مبتلایان به سرطان ریه سلول غیرکوچک انجام میدهند که تومور آنها با جراحی برداشته شده است. این ترکیب درمانی همچنین در آزمایشهای مرحله میانی برای سرطانهای مثانه و کلیه و در مطالعات اولیه برای سرطانهای معده و لوزالمعده بررسی میشود.
به گفته رییس مدرنا، نتایج شماری از این مطالعات طی یک تا دو سال آینده منتشر خواهد شد.
شرکتهای «روش» و «بایونتک» نیز درمان رقیبی با نام «اتوژن سوومران» را برای بیماران مبتلا به سرطانهای روده بزرگ و لوزالمعده آزمایش میکنند. انتظار میرود نتایج مطالعه سرطان روده بزرگ در سال ۲۰۲۷ و نتیجه آزمایش سرطان لوزالمعده در سال ۲۰۳۱ منتشر شود.
دکتر رابرت واندرهاید، مدیر مرکز سرطان «آبرامسون» در پن مدیسین، گفته است طی چند سال آینده نتایج مطالعات متعددی در این زمینه منتشر خواهد شد و دستاورد مدرنا و مرک، امید به موفقیت برخی از آنها را افزایش داده است.
چرا ملانوما برای این آزمایش انتخاب شد؟
متخصصان میگویند ملانوما جهشهای ژنتیکی فراوانی ایجاد میکند و همین ویژگی، شناسایی سلولهای سرطانی را برای دستگاه ایمنی آسانتر میسازد. از آنجا که بسیاری از سرطانهای دیگر نیز دارای جهشهای متعدد هستند، پژوهشگران احتمال میدهند این فناوری در برابر طیف گستردهتری از تومورها کاربرد داشته باشد.
دکتر الیزابت بوکبایندر، متخصص ملانوما در موسسه سرطان مسجنرال بریگام، گفت پزشکان معمولا مزایای درمان با کیترودا را با عوارض احتمالی آن مقایسه میکنند؛ بهویژه برای بیمارانی که خطر بازگشت سرطان در آنها نسبتا پایین است. به گفته او، مزیت افزوده واکسن میتواند این موازنه را به سود آغاز درمان تغییر دهد.
بااینحال، متخصصان تاکید میکنند که برای ارزیابی اثر واکسن بر طول عمر بیماران و تعیین میزان کارایی آن در سایر سرطانها، باید نتایج کامل آزمایشها و دادههای بلندمدت منتشر شود.
بازارهای مالی به نتایج واکنش نشان دادند
انتشار خبر موفقیت آزمایش، واکنش چشمگیری در بازار سهام آمریکا داشت. سهام مدرنا نزدیک به ۱۷۷ درصد افزایش یافت و بزرگترین رشد روزانه تاریخ این شرکت را ثبت کرد. سهام مرک نیز ۱۲.۶ درصد و سهام بایونتک در بازار آمریکا ۲۲ درصد بالا رفت.
رشد سهام شرکتهای فعال در حوزه واکسن و زیستفناوری، شاخص بخش سلامت اساندپی ۵۰۰ را ۳.۵ درصد افزایش داد و آن را به رکورد تازهای رساند. این بخش بزرگترین رشد یکروزه خود را از آوریل ۲۰۲۵ ثبت کرد.
واکنش بازار نشان میدهد سرمایهگذاران نتایج این آزمایش را نهتنها پیشرفتی برای درمان ملانوما، بلکه نشانهای از ظرفیت تجاری گستردهتر واکسنهای شخصیسازیشده سرطان ارزیابی کردهاند. با وجود این خوشبینی، موفقیت نهایی این فناوری به تایید نهادهای ناظر، انتشار نتایج کامل و اثبات کارایی آن در درمان سرطانهای دیگر بستگی خواهد داشت.
انتشار فیلم «بیداد» در یوتیوب، بحثی فراتر از عبور آن از خطوط قرمز سینمای رسمی به راه انداخته است: آیا این فیلم تصویری جسورانه و واقعی از زندگی امروز ایرانیان ارائه میکند یا جامعه ایران پیشتر از مرزهایی عبور کرده است که فیلم تازه میکوشد آنها را بشکند؟
چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی برای گروهی از تماشاگران، یکی از معدود آثار سالهای اخیر است که تصویری آشنا از ایران را نشان میدهد: زنانی بدون حجاب اجباری، همآغوشی زنان و مردان، موسیقی زیرزمینی و خواننده جوانی که حاضر نیست بپذیرد صدایش نباید شنیده شود.
در مقابل، گروهی دیگر میگویند فیلم از جامعهای که قصد به تصویر کشیدن آن را دارد عقب مانده است. از نگاه این منتقدان، انباشت مواد مخدر، الکل، روابط جنسی و روابط ازهمگسیخته در فیلم نیز توجه را از واقعیتهایی منحرف میکند که ایرانیان در عمل با آنها زندگی میکنند.
یکی از کاربران در صفحه اینستاگرام ایراناینترنشنال نوشت: «فیلم را دیدم. داستان عمیقا تاثیرگذار و بازتابدهنده چیزی است که ما بهعنوان یک جامعه در حال تجربه آن هستیم.»
او ضمن ستایش فیلم بهدلیل شکستن تابوها، از برخی دیالوگها و ریتم آن انتقاد کرد.
کاربر دیگری فیلم را صرفا «عقبتر از جامعه» توصیف کرد و گفت ایرانیان اکنون دغدغههایی «بسیار بسیار جدیتر» از مسائلی دارند که در فیلم به نمایش درآمده است.
این اختلاف نظر، «بیداد» را به موضوع بحثی فراتر از سینما تبدیل کرده است: شکاف فزاینده میان آنچه حکومت همچنان نمایش آن را ممنوع میکند، آنچه فیلمسازان با نادیده گرفتن سانسور به تصویر میکشند و آنچه مدتهاست برای بخشی از جامعه به واقعیتی عادی تبدیل شده است.
وقتی خیابان به صحنه تبدیل میشود
«بیداد» داستان ستی، با بازی سروین ضابطیان، را روایت میکند؛ خوانندهای جوان و مشتاق که آرزوهایش با محدودیتهای اعمالشده بر صدای زنان روبهرو میشود.
او در ابتدای فیلم، در اعتراض به یک مدرس موسیقی، میگوید: «صدای من را نمیشنوی!» در پاسخ به او گفته میشود صدای خوانندگان زن نباید از صدای مردانی که آنها را همراهی میکنند بلندتر باشد.
ستی حاضر نیست این سازشکاری را بپذیرد. سرانجام به خیابان میرود و آواز میخواند. رهگذران از او فیلم میگیرند، تصاویرش را منتشر میکنند و او به نماد نسلی تبدیل میشود که میکوشد آنچه را نهادهای رسمی از او دریغ کردهاند، در فضای عمومی به دست آورد.
ساخت فیلم بدون هزینه نبود. ماموران امنیتی به دفتر تولید آن یورش بردند، تجهیزات و تصاویر ضبطشده را توقیف کردند و بیرقی، شماری از بازیگران و اعضای گروه تولید تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
کارگردان ابتدا به حبس محکوم شد. این حکم بعدتر به جریمه نقدی تبدیل شد. ضابطیان و لیلی رشیدی، بازیگر نقش مادر ستی، نیز محکوم شدند. قوه قضاییه در نهایت دیگر متهمان پرونده را تبرئه کرد.
آیا جامعه پیشتر از این تابوها عبور کرده است؟
برای گروهی از تماشاگران، ارزش «بیداد» در به تصویر کشیدن بخشهایی از زندگی ایرانیان است که جایی در سینمای رسمی و مورد تایید حکومت ندارند.
یکی از کاربران اینستاگرام نوشت: «همین که در خانه روسری یا شال سرشان نبود خیلی خوب بود.»
او افزود اینکه فیلم از دل زندگی واقعی آمده، آن را تلختر میکند.
کاربر دیگری آن را «واقعیت زندگی ما زنان» در ایران خواند.
با این حال، برخی تماشاگران این پرسش را مطرح کردند که آیا نمایش چنین صحنههایی همچنان شکستن تابو محسوب میشود؟ یکی از کاربران نوشت فیلم به دغدغههای مرحلهای پیشین از جامعه ایران میپردازد و نتوانسته خود را با خواستههای کنونی مردم متناسب کند.
محمد عبدی، نویسنده و منتقد سینما، «بیداد» را در چارچوب سینمای زیرزمینی ایران قرار میدهد، اما معتقد است بیرقی با کنار گذاشتن محدودیتهای تحمیلی از سوی سیاستگذاران فرهنگی جمهوری اسلامی، از دیگر فیلمسازان این جریان فراتر رفته است.
عبدی به ایراناینترنشنال گفت: «نکته مهم این است که فیلم وقتی به حکومت میرسد، دیگر سازش نمیکند و بسیار مستقیم درباره نسلی حرف میزند که خسته شده و مطالباتش را به خیابان آورده است.»
او برداشت برخی کاربران مبنی بر بازتاب یافتن رویکرد اصلاحطلبانه در این فیلم را رد و به مسیر ستی اشاره کرد؛ مسیری که با مذاکره در چارچوب قواعد آغاز میشود و در نهایت به طرح علنی خواستههای او در فضای عمومی میرسد.
عبدی گفت: «فیلم در واقع درباره عبور از اصلاحطلبی است. او همه این آزمونها را پشت سر میگذارد تا در نهایت به این نتیجه برسد که طلب کردن اصلاح درون ساختار موجود دیگر معنایی ندارد و باید در خیابان مقابل محدودیتهای اعمالشده از سوی قدرت مسلط ایستاد.»
بخش تندتری از انتقادها به تصویر ارائه شده در فیلم از افرادی وارد میشود که از قواعد سرپیچی میکنند. یکی از کاربران به حضور پررنگ الکل، ماریجوانا، روابط جنسی و روابط ناکارآمد در فیلم اعتراض کرد و هشدار داد چنین انتخابهایی ممکن است در ذهن مخاطبان، هنرمند و معترض را با نابسامانیهای اجتماعی پیوند بزند.
هالیوود ریپورتر همین مساله را به شکلی متفاوت تفسیر کرده و بیداد را فیلمی مملو از «شورشیان و طردشدگان» توصیف کرده است.
بهنوشته این نشریه، ستی در این جهان تنها نیست. هرچند بیداد داستان یک خواننده را دنبال میکند، اما اهمیت گستردهتر آن در قرار دادن او در میان شمار فزایندهای از جوانان ایرانی است که در برابر محدودیتهای اعمالشده بر آزادی بیان و ابراز فردی مقاومت میکنند.
همین نکته انتقادهایی را نیز به همراه داشته است. یکی از کاربران، ضمن تحسین فیلم بهدلیل ارائه تصویری آشنا از زندگی در ایران، نوشت که فیلم میکوشد بیعدالتیهای بسیار زیادی را یکجا به تصویر بکشد. این کاربر پرداختن به آزار جنسی، خط داستانی مادر ستی که برای آزادی دختر بازداشتشدهاش وادار به رابطه جنسی با بازجو میشود و پریود شدن ستی در بازداشت را غیرضروری دانست.
این بحث موقعیت دشوار و دوگانه «بیداد» را نشان میدهد: رهایی از سانسور به فیلم امکان داده است از خطوط قرمزی عبور کند که سینمای مورد تایید حکومت قادر به عبور از آنها نیست. با این حال، عبور از این خطوط در نگاه مخاطبانی که زندگیشان سریعتر از قوانین تغییر کرده است، دیگر لزوما رادیکال به نظر نمیرسد.
مواجهه دو نسل
این شکاف در خود فیلم نیز در رابطه ستی با مردی مسنتر و بینام، با بازی امیر جدیدی، دیده میشود؛ مردی که از ستی میخواهد او را فقط «ببین» صدا بزند.
بهگفته عبدی، این مرد با بدن خالکوبیشدهاش، در حالی که اغلب نشئه است و ظاهرا از آرمانهای گذشته خود تهی شده، در نقطه مقابل ستی قرار دارد که مصمم است راهش را به عرصه عمومی باز کند.
رابطه صمیمانه اما نامتعارف این دو، به مواجهه دو نسل تبدیل میشود: یک نسل بار سرخوردگی را به دوش میکشد و نسل دیگر حاضر نیست با محدودیتها کنار بیاید.
صدای خواننده فیلم نیز روایت داستانی آن را به زمان حال پیوند میدهد. قطعات آوازی «بیداد» با صدای پرستو احمدی اجرا شدهاند؛ خوانندهای که بهدلیل اجرای موسیقی بدون رعایت حجاب اجباری تحت پیگرد قضایی قرار گرفته است.
در خرداد ۱۴۰۵، دادگاهی در قم احمدی و هشت نفر از نوازندگان و اعضای گروه او را بهدلیل «کنسرت کاروانسرا» در سال ۲۰۲۴، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت فعالیت هنری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.
«بیداد» تصویری از ایران به مخاطب غیرایرانی ارائه میدهد که در چارچوب قواعد سینمای مورد تایید حکومت امکان نمایش ندارد. واکنشها به انتشار آنلاین فیلم، شکاف دیگری را نیز آشکار کرده است: گروهی از تماشاگران از دیدن زیر پا گذاشته شدن این قواعد استقبال میکنند و گروهی دیگر میپرسند چرا پرده سینما همچنان میکوشد خود را به جامعهای برساند که پیشتر از این قواعد عبور کرده است.