اوکراین بار دیگر انبارهای بزرگترین خردهفروش آنلاین روسیه را هدف حمله قرار داد

تاتیانا کیم، مدیر و یکی از بنیانگذاران شرکت وایلدبریس، اعلام کرد حملهای دیگر به انبارهای این شرکت، بزرگترین خردهفروش آنلاین روسیه، چندین زخمی بر جای گذاشته است.

تاتیانا کیم، مدیر و یکی از بنیانگذاران شرکت وایلدبریس، اعلام کرد حملهای دیگر به انبارهای این شرکت، بزرگترین خردهفروش آنلاین روسیه، چندین زخمی بر جای گذاشته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، حمله چهارشنبه ۳۱ تیر به شرکتی که نقشی محوری در اقتصاد مصرفی روسیه دارد، ظاهرا نشاندهنده گسترش راهبرد کییف برای استفاده از پهپادهای دوربرد با هدف مختل کردن تلاش جنگی روسیه و وادار کردن کرملین به صلح است.
کیم گفت انبارهای وایلدبریس در کراسنودار و نوینومیسک هدف قرار گرفتهاند.
۲۷ تیر نیز یوگنی پرویشوف، فرماندار منطقه تامبوف روسیه، اعلام کرد پهپادهای اوکراینی به انبار شرکت وایلدبریس در شهر کوتوفْسک برخورد کردند.
پرویشوف گفت: «هفت کارگر شیفت شب در محل کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند.»
او افزود نیروهای روسیه ۲۸ پهپاد دیگر را پیش از رسیدن به هدف سرنگون کردند و در صورت موفقیت کامل حمله، «شمار تلفات غیرنظامیان» میتوانست بیشتر باشد.
در همان روز، در حملهای جداگانه به انبار دیگری از همین شرکت در شهر الکتروستال، در شرق مسکو، ۲۴ نفر زخمی شدند.
تصاویری که ۳۱ تیر در شبکههای اجتماعی منتشر شده و رویترز صحت آنها را تایید کرده است، ستون عظیمی از دود را نشان میدهند که در کراسنودار به هوا برخاسته.
مقامهای محلی همچنین اعلام کردند در شهر آرماویر در جنوب روسیه، بر اثر سقوط بقایای یک پهپاد بر یکی از واحدهای صنعتی، یک کارگر کشته شد.
ونیامین کوندراتیف، فرماندار منطقه کراسنودار، گفت در حمله به یک مجموعه انبار، ۱۰ نفر زخمی شدند. به گفته او، بقایای پهپادها همچنین به دو ساختمان مسکونی بلندمرتبه در کراسنودار آسیب زد، اما کسی در این حادثه زخمی نشد.
مقامها اعلام کردند برای مهار آتشسوزی انبار کراسنودار از بالگرد استفاده میشود.
در مجموع ۱۰۵ نفر در عملیات اطفای حریق مشارکت داشتند.
کیم در پیامی در تلگرام نوشت: «هیچ واژهای نمیتواند تمام احساسات و عواطف ناشی از حمله به مردم عادی، کارکنان ما و همه ما که فقط مشغول انجام کار خود هستیم را توصیف کند.»
کییف درباره حملات اخیر اظهار نظر نکرده است.
اوکراین در هفتههای گذشته حملات خود را به زیرساختهای انرژی روسیه تشدید کرده است؛ اقدامی که با هدف کاهش درآمدهای مسکو و محدود کردن منابع مالی جنگ انجام میشود.
روسیه نیز در جریان کارزار نظامی خود، بارها به زیرساختها و شبکه تامین برق اوکراین حمله کرده است.
مسکو اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان روسیه و اوکراین ادامه داشته است.
درباره وایلدبریس و خرید و فروش آنلاین در روسیه
وایلدبریس فعالیت خود را به عنوان فروشگاهی اینترنتی برای فروش دوباره پوشاک عرضهشده در کاتالوگهای اروپایی آغاز کرد. این شرکت سپس دامنه محصولات خود را گسترش داد و به بازاری آنلاین تبدیل شد که فروشندگان مستقل نیز در آن فعالیت میکنند.
وایلدبریس درباره میزان خسارت واردشده به این مجموعه، اظهار نظر نکرده است.
بر اساس اعلام انجمن شرکتهای تجارت اینترنتی، فروش آنلاین در سراسر روسیه در سال ۲۰۲۵ با ۲۸ درصد افزایش به ۱۱ هزار و ۵۰۰ میلیارد روبل، معادل ۱۴۷ میلیارد دلار، رسید.
الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه، گفته است فروش کالا و خدمات در پلتفرمهای دیجیتال معادل حدود ۸.۵ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.







خبرگزاری رویترز به نقل از مقامهای کنونی و پیشین ایالات متحده گزارش داد تهدید حوثیها به اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی در دریای سرخ میتواند دامنه جنگ ایران را بهطور چشمگیری گسترش دهد و فشار بیشتری بر ارتش آمریکا وارد آورد.
حوثیهای یمن، از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، ۲۹ تیر اعلام کردند اجازه نخواهند داد کشتیها در بنادر عربستان سعودی دست به بارگیری بزنند یا تخلیه بار کنند؛ اقدامی که میتواند صادرات نفت این کشور را تحت تاثیر قرار دهد و عرضه هفت درصد دیگر از نفت جهان را مختل کند.
عربستان سعودی که میزبان نیروهای آمریکایی است، تاکنون از واشینگتن درخواست کمک نظامی نکرده است.
با این حال، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۰ تیر اعلام کرد اقدام حوثیها برای اختلال در کشتیرانی در دریای سرخ، یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، ممکن است پای ایالات متحده را به درگیری باز کند.
ترامپ به خبرنگاران گفت: «اگر چنین اتفاقی بیفتد، به آن رسیدگی خواهیم کرد. قبلا هم با حوثیها این کار را کردهایم.»
چالشی تازه برای ارتش آمریکا
رویترز نوشت برای ارتش آمریکا، ماجرا ممکن است به این سادگی نباشد، زیرا حوثیها بهعنوان نیروهایی سرسخت و چابک شناخته میشوند که توانستهاند در برابر کارزارهای نظامی پیشین ریاض و واشینگتن مقاومت کنند.
بر اساس این گزارش، مقابله با این گروه نیابتی تهران به معنای وارد آمدن فشار بیشتر بر منابع نظامی آمریکا خواهد بود؛ توانی که هماکنون بر جنگ با جمهوری اسلامی و محاصره بنادر ایران متمرکز شده است.
جیسون کمپبل، از مقامهای ارشد پیشین پنتاگون، گفت مقابله با تهدیدها در دریای سرخ ممکن است مستلزم انتقال ناوهای جنگی آمریکا از خلیج فارس به مناطق نزدیکتر به یمن باشد تا ارتش بتواند علیه حوثیها دست به عملیات بزند و در برابر موشکهای آنها اقدامات دفاعی انجام دهد.
رویترز افزود اگر ناوها و هواپیماهای آمریکایی مستقر در منطقه ناچار شوند برای سرنگونی پهپادها و موشکهای حوثیها اقدام کنند، این امر میتواند فشار بر ذخایر مهمات و موشکهای رهگیر پدافند هوایی آمریکا را افزایش دهد.
حوثیها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در دست دارند. با این حال، سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا، حکومت این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسند.
ایالات متحده و اسرائیل حوثیها را در فهرست گروههای تروریستی قرار دادهاند.
کارزارهای نظامی پیشین علیه حوثیها
رویترز در ادامه نوشت کارزار چندساله ائتلافی به رهبری عربستان سعودی علیه حوثیها نتوانست این گروه را شکست دهد. حوثیها همچنین در برابر حملات ایالات متحده مقاومت کردند.
مایکل مالروی، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، گفت: «حوثیها در گذشته بارها نشان دادهاند توانایی و اراده ایجاد اختلال در تردد دریایی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب را دارند.»
در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، ایالات متحده برای باز نگه داشتن مسیر تجاری دریای سرخ، حملاتی هوایی علیه مواضع حوثیها انجام داد.
ترامپ سال گذشته این عملیات را تشدید کرد و حوثیها را که به ناوهای جنگی آمریکا و کشتیهای تجاری در آبهای منطقه حمله میکردند، هدف بمباران قرار داد.
رویترز به نقل از کارشناسان نوشت هیچ یک از این دو کارزار نتوانست توانایی حوثیها را برای تهدید کشتیرانی از بین ببرد.
با این حال، عملیات دو ماهه آمریکا در سال ۲۰۲۵ نیازمند حجم قابل توجهی از توان نظامی آمریکا بود؛ از جمله دو ناو هواپیمابر، چندین ناو جنگی، جنگندهها و هواگردهای راهبردی مانند بمبافکنهای بی۲.
محدودیت منابع نظامی آمریکا در میانه جنگ ایران
به گزارش رویترز، هرچند ارتش آمریکا بیشترین بودجه نظامی را در جهان در اختیار دارد، اما همچنان با محدودیت منابع و تجهیزات روبهروست و بسیاری از سامانههایی که احتمالا برای عملیات علیه حوثیها مورد نیاز خواهند بود، در جنگ ایران به کار گرفته شدهاند.
یک مقام آمریکایی در همین رابطه گفت: «همین حالا هم حسابی درگیر هستیم.»
او افزود بهدلیل شدت بالای عملیات، ابتدا در کارائیب و اکنون در خاورمیانه، برخی ناوهای جنگی مدتزمانی بیش از حد معمول در دریا ماندهاند.
ادامه ماموریتهای طولانی فشار بیشتری بر نیروهای نظامی وارد میکند و ناوها نیز در نهایت باید برای تعمیر و آمادهسازی مجدد به بندر بازگردند.
در حال حاضر بیش از ۲۰ ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا و صدها هواگرد نظامی این کشور در خاورمیانه فعالیت میکنند.
یک مقام دیگر آمریکایی خبر داد نیروهای بیشتری نیز برای کمک به عملیات مرتبط با جنگ ایران راهی منطقه هستند.
رویترز نوشت این وضعیت میتواند نیروها و تجهیزاتی را که برای درگیری احتمالی در نزدیکی یمن در دسترس هستند، محدود کند.
بر اساس این گزارش، چنین نبردی به منابع چشمگیر دریایی و هوایی نیاز خواهد داشت و بخشی از ظرفیتهای اطلاعاتی آمریکا را نیز به خود اختصاص خواهد داد، زیرا توانمندیهای حوثیها که ممکن است از سال گذشته تغییر کرده باشند، باید شناسایی و مکانیابی شوند.
مارک کانسیان، افسر بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، تایید کرد گشوده شدن جبههای دیگر در دریای سرخ، فشار را بر نیروی دریایی آمریکا افزایش خواهد داد.
او در عین حال گفت حوثیها نیز برای تامین مجدد تسلیحات و تجهیزات خود با مشکلاتی روبهرو خواهند شد، زیرا حکومت ایران بهعنوان حامی اصلی این گروه در محاصره قرار دارد.
کانسیان ادامه داد: «محاصره آمریکا ۱۰۰ درصد موثر نیست، اما بسیار موثر است. در نتیجه، حوثیها ممکن است برای تداوم یک کارزار طولانیمدت با دشواری جدی مواجه شوند.»
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بهطور رسمی توافقی تاریخی با عربستان سعودی را تصویب کرده که بر اساس آن، ریاض به یک برنامه هستهای غیرنظامی دست خواهد یافت و بهطور بالقوه راه برای غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان نیز باز خواهد شد.
این روزنامه شامگاه سهشنبه ۳۰ تیر بهنقل از مقامهای آمریکایی نوشت این توافق که مدت آن ۳۰ سال خواهد بود، ارزشی معادل دهها میلیارد دلار دارد و هدف از آن این است که شرکتهای آمریکایی نقش محوری در توسعه زیرساخت هستهای عربستان ایفا کنند و در عین حال سایر رقبای خارجی از این پروژه کنار گذاشته شوند.
بهنوشته والاستریت ژورنال این توافق میتواند سودهای کلانی برای شرکتهای آمریکایی به همراه داشته باشد، اما احتمالا نگرانیها درباره گسترش تسلیحات هستهای در خاورمیانه را نیز افزایش خواهد داد.
یکی از مهمترین بندهای این توافق این است که اگر یک مطالعه مشترک میان آمریکا و عربستان تشخیص دهد چنین اقدامی ضروری است، شرکتهای آمریکایی تاسیسات غنیسازی اورانیوم را در عربستان احداث خواهند کرد.
بهگفته مقامهای دولت ترامپ، این بند به آمریکا امکان میدهد بر برنامه هستهای عربستان نفوذ داشته باشد و از استفاده نظامی احتمالی از آن جلوگیری کند.
با این حال، والاستریت ژورنال تاکید کرده این توافق که انتظار میرود طی روزهای آینده برای بررسی به کنگره ارائه شود، بدون تردید با مخالفت بسیاری از قانونگذارانی روبهرو خواهد شد که با گسترش فناوری هستهای در خاورمیانه پرتنش مخالف هستند.
با وجود این، جلوگیری از اجرای توافق برای کنگره دشوار خواهد بود، زیرا چنین کاری نیازمند تصویب قطعنامه مشترک و در صورت لزوم، کسب آرای دوسوم نمایندگان برای لغو احتمالی وتو رییسجمهوری است.
ترامپ اواخر هفته گذشته این توافق را تایید کرد و انتظار میرود روز چهارشنبه کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، آن را همراه با شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، امضا کند. رایت نخستین بار در جریان سفر خود به منطقه در آوریل ۲۰۲۵ درباره این توافق با همتای سعودی خود گفتوگو کرده بود.
رابرت آینهورن، مقام باسابقه پیشین وزارت امور خارجه آمریکا که در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات در حوزه منع گسترش سلاحهای هستهای مشاور بوده است، به والاستریت ژورنال گفت: «این توافق میتواند به احیای صنعت هستهای آمریکا، تقویت روابط واشینگتن و ریاض و محروم کردن روسیه و چین از نقشی راهبردی در برنامه هستهای عربستان کمک کند.»
او در عین حال افزود: «اما اگر محدودیتهای کافی، از جمله در زمینه غنیسازی، در آن گنجانده نشده باشد، میتواند خطر گسترش تسلیحات هستهای را در خاورمیانه و حتی فراتر از آن افزایش دهد.»
مقامهای سعودی سالهاست استدلال میکنند که این توافق برای توسعه صنعت هستهای این کشور ضروری است؛ صنعتی که قرار است با بهرهگیری از ذخایر اثباتنشده سنگ اورانیوم، بخشی از نیازهای انرژی داخلی را تامین کند.
این اقدام امکان خواهد داد نفت بیشتری برای صادرات آزاد شود و درآمدهای عربستان افزایش یابد.
عربستان تاکید میکند که اهدافش کاملا صلحآمیز است، هرچند محمد بن سلمان، ولیعهد و رهبر عملی این کشور، در سال ۲۰۱۸ گفته بود اگر ایران روزی به سلاح هستهای دست پیدا کند، عربستان نیز همین مسیر را دنبال خواهد کرد.
شرکت آمریکایی وستینگهاوس الکتریک و راکتور ایپی۱۰۰۰ (AP1000) آن از بزرگترین برندگان این توافق خواهند بود.
راکتور ایپی۱۰۰۰ حدود یک هزار و ۱۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ میزانی که برای تامین برق یک شهر متوسط یا یک مرکز بزرگ داده هوش مصنوعی کافی است.
یکی از مهمترین موضوعاتی که اکنون مورد توجه قانونگذاران قرار گرفته، این است که آیا تدابیر حفاظتی این توافق برای جلوگیری از ساخت احتمالی سلاح هستهای، آن هم در شرایط جنگی کنونی خاورمیانه، کافی خواهد بود یا خیر.
بر اساس این توافق، راکتورهای جدید نیروگاهی و سایر فناوریهای هستهای از سوی شرکتهای آمریکایی تامین خواهند شد و برخی تامینکنندگان خارجی این شرکتها نیز ممکن است نقش محدودی داشته باشند.
همزمان با پیشرفت پروژهها، مقامهای آمریکایی و سعودی یک مطالعه دو ساله انجام خواهند داد تا بررسی کنند آیا غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان از نظر اقتصادی و تجاری توجیهپذیر است یا خیر.
اگر نتیجه این مطالعه مثبت باشد، آمریکاییها تاسیسات غنیسازی را بر اساس سازوکاری محرمانه موسوم به «جعبه سیاه» (Black Box) خواهند ساخت؛ سازوکاری که مانع انتقال فناوری حساس غنیسازی به عربستان خواهد شد.
مقامهای دولت ترامپ میگویند حضور آمریکا در این فرآیند مانع انحراف اورانیوم غنیشده به مصارف نظامی خواهد شد و همچنین اجازه نخواهد داد سوخت مصرفشده راکتورها برای تولید بمب بازفرآوری شود.
اگر آمریکا پس از پایان این مطالعه با آغاز غنیسازی مخالفت کند، عربستان اجازه نخواهد داشت به مدت ۱۰ سال بهتنهایی یا با همکاری شریک خارجی دیگری غنیسازی انجام دهد.
دولت ترامپ تاکید میکند که نقش محوری آمریکا تضمین خواهد کرد برنامه غنیسازی عربستان کاملا صلحآمیز باقی بماند.
اما منتقدان میگویند اعطای برنامه هستهای به عربستان، بهویژه اگر شامل توانایی غنیسازی اورانیوم یا بازفرآوری پلوتونیوم باشد، موجب گسترش فناوری هستهای در سراسر خاورمیانه خواهد شد.
برخلاف امارات متحده عربی، عربستان از پذیرش استاندارد موسوم به «استاندارد طلایی» خودداری کرده است؛ تعهدی که بر اساس آن کشورها متعهد میشوند هرگز در داخل خاک خود اورانیوم غنیسازی نکنند یا سوخت مصرفشده راکتورها را بازفرآوری نکنند.
هنری سوکولسکی، مدیر اجرایی مرکز آموزش سیاست منع گسترش تسلیحات هستهای، گفت: «هر مسیری که عربستان برود، امارات، ترکیه و مصر نیز همان مسیر را خواهند رفت. تصور اینکه این روند پایان خوشی خواهد داشت، کاملا توهمآمیز است.»
بحث درباره توافق هستهای عربستان همچنین با اختلافنظر درباره بازرسیهای آینده تشدید شده است.
عربستان از پذیرش «پروتکل الحاقی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی خودداری کرده است؛ توافقی که امکان نظارت و بازرسیهای گستردهتر را فراهم میکرد.
مقامهای دولت ترامپ میگویند توافق جداگانهای که با ریاض مذاکره شده، همچنان نظارت کافی بر سایتهایی را تضمین خواهد کرد که آمریکا در آنها مشارکت دارد.
اما منتقدان معتقدند این سازوکار برای بررسی فعالیتهای مشکوک هستهای که ارتباطی با تاسیسات آمریکایی ندارند، کافی نخواهد بود.
توافق جدید ترامپ از منظر سیاست خارجی نیز بحثبرانگیز است.
دولت جو بایدن نیز آماده همکاری هستهای با عربستان بود، اما آن را مشروط به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل کرده بود.
چشمانداز این عادیسازی پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در غزه عملا متوقف شد.
در حالی که ترامپ از عربستان و دیگر کشورهای اسلامی خواسته است به توافقهای ابراهیم بپیوندند، او برخلاف دولت بایدن، عادیسازی روابط با اسرائیل را شرط خرید فناوری هستهای آمریکا و آغاز برنامه هستهای غیرنظامی عربستان قرار نداده است.
این توافق همچنین در شرایطی منعقد میشود که کاخ سفید همچنان تلاش میکند ایران را برای محدود کردن برنامه هستهای خود و تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا تحت فشار قرار دهد.
ایران و عربستان رقبای منطقهای هستند و منتقدان میگویند این توافق، دولت ترامپ را در موقعیتی متناقض قرار میدهد؛ زیرا از یک سو از تهران میخواهد محدودیتهای سختگیرانهای بر برنامه هستهای خود بپذیرد و از سوی دیگر به عربستان برای توسعه یک برنامه هستهای غیرنظامی کمک میکند.
مقامهای دولت ترامپ این تناقض را رد میکنند و میگویند اگر برنامه عربستان تحت نظارت موثر قرار داشته باشد، مشکلی وجود ندارد.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در بیانیهای گفت: «اطمینان داشته باشید که این توافقها بالاترین استانداردهای ایمنی هستهای و منع گسترش تسلیحات هستهای را رعایت میکنند و بر بهترین فناوری و دانشمندان هستهای جهان که همینجا در ایالات متحده توسعه یافتهاند، متکی هستند.»
او افزود: «به لطف رییسجمهوری ترامپ، رنسانس صنعت هستهای آمریکا آغاز شده و منافع بلندمدتی برای مردم آمریکا و عربستان به همراه خواهد داشت.»
روسایجمهوری دموکرات و جمهوریخواه آمریکا طی دهههای گذشته همواره با تلاش کشورهای خاورمیانه برای غنیسازی اورانیوم مخالفت کردهاند.
با این حال، قانونگذارانی که با این توافق مخالف هستند، احتمالا برای جلوگیری از اجرای آن با نبردی دشوار روبهرو خواهند بود.
برخی نمایندگان معتقدند توافق هستهای با عربستان آنقدر حساس است که باید با معیار سختگیرانهتری در کنگره بررسی شود.
در سال ۲۰۱۸، گروهی از سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه طرحی ارائه کردند که بر اساس آن هرگونه همکاری هستهای با عربستان تنها در صورتی امکانپذیر باشد که کنگره بهطور رسمی به آن رأی مثبت دهد.
یکی از سناتورهایی که خواهان چنین سازوکار سختگیرانهای بود، مارکو روبیو، سناتور وقت جمهوریخواه ایالت فلوریدا و وزیر امور خارجه کنونی دولت ترامپ، بود.
این طرح هرگز به رأی گذاشته نشد.
کمیسیون دفاع پارلمان بلغارستان با وجود هشدار پیشین تهران به این کشور درباره تسهیل عملیات نظامی آمریکا، پیشنهاد دولت برای استقرار موقت سوخترسانهای آمریکایی و نیروهای نظامی این کشور در پایگاه هوایی بزمِر را تایید کرد. اجرای این طرح به تصویب نهایی پارلمان بلغارستان نیاز دارد.
خبرگزاری رسمی بلغارستان شامگاه سهشنبه ۳۰ تیر گزارش داد این کمیسیون پیشنویس مصوبه شورای وزیران را تایید کرد که بر اساس آن، حداکثر هشت فروند هواپیمای سوخترسان و ۲۵۰ نیروی نظامی آمریکایی میتوانند برای پشتیبانی از عملیات در خاورمیانه در پایگاه بزمِر، واقع در جنوب شرقی بلغارستان، مستقر شوند.
بر اساس این گزارش، آمریکا از بلغارستان تقاضا کرده که اجازه استقرار این هواپیماها و نیروها از ۲۴ ژوئیه تا یکم اکتبر، برابر با دوم مرداد تا ۹ مهر، را صادر کند.
پیش از رایگیری کمیسیون دفاع، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، به بلغارستان هشدار داده بود اجازه ندهد آمریکا از خاک یا تاسیسات این کشور برای انجام عملیات نظامی علیه ایران استفاده کند.
به گزارش رسانههای داخلی، بقایی گفت هرگونه مشارکت در برنامهریزی یا اجرای چنین عملیاتی، بهمعنای مشارکت در «جنایت تجاوز و جنایتهای جنگی» خواهد بود. او از نمایندگان پارلمان بلغارستان خواست با استقرار نیروها و هواپیماهای آمریکایی مخالفت کنند و اجازه ندهند این کشور به «شریک متجاوزان و قانونشکنان» تبدیل شود.
سیانان نوشت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در پاسخ به پرسش این رسانه درباره این طرح گفته است: «به دلایل امنیتی مرتبط با عملیات، درباره جابهجایی نیروها اظهارنظر نمیکنیم و در مورد آرایش آینده نیروها نیز گمانهزنی نخواهیم کرد.»
هواپیماهای سوخترسان عمدتا برای سوخترسانی هوایی به هواپیماهای نظامی دیگر به کار میروند. پایگاه بزمِر در حدود ۲۶۰ کیلومتری جنوب شرقی صوفیه، پایتخت بلغارستان، قرار دارد.
بلغارستان، از اعضای ناتو و اتحادیه اروپا، بر اساس توافقنامه دوجانبه همکاری دفاعی سال ۲۰۰۶، پایگاه بزمِر را بهعنوان تاسیساتی برای استفاده مشترک با ارتش آمریکا تعیین کرده است.
این تحولات در شرایطی رخ داد که پس از فروپاشی توافق آتشبس موقتی که یک ماه پیش امضا شده بود، آمریکا و جمهوری حملات به یکدیگر را تشدید کردند. گمانهزنیها در دو روز گذشته از افزایش احتمال بازگشت به جنگی تمامعیار حکایت دارد.
جنجال بر سر استقرار قبلی هواپیماهای آمریکایی
رومن رادف، نخستوزیر بلغارستان، دوشنبه ۲۹ تیر در نشست سالانه سفیران این کشور در صوفیه گفته بود دولت برای استقرار هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در یک فرودگاه نظامی، از پارلمان مجوز خواهد خواست.
گفته رادف، دولت قصد داشت درخواست واشینگتن برای استقرار این هواپیماها در پایگاه نظامی بزمِر بهمنظور پشتیبانی از عملیات ارتش آمریکا در خاورمیانه را به پارلمان ارائه کند.
این تصمیم پس از آن گرفته شد که استقرار هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در یک فرودگاه غیرنظامی در صوفیه، بدون کسب مجوز قبلی از پارلمان، جنجالبرانگیز شد. این هواپیماها که اوایل سال جاری در فرودگاه پایتخت بلغارستان مستقر شده بودند، ماه گذشته این کشور را ترک کردند.
رادف گفت: «مشکل این بود که هواپیماهای نظامی در فرودگاهی غیرنظامی و در فاصله بسیار نزدیک به صوفیه مستقر شده بودند. به همین دلیل به متحدان خود پیشنهاد کردیم از فرودگاههای نظامی استفاده کنند.»
همزمان با حضور جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، در آمریکا و گفتوگوهایش با دونالد ترامپ درباره راههای کاهش تنش میان لبنان و اسرائیل، یک مقام ارشد امنیتی لبنان به رویترز گفت ارتش این کشور پس از خروج نیروهای اسرائیلی از زوطر الغربیه، استقرار در این شهرک جنوبی را آغاز کرده است.
رویترز سهشنبه ۳۰ تیر در گزارشی کوتاه، این اقدام را گام اولیه توافقی خواند که با میانجیگری آمریکا میان اسرائیل و لبنان برقرار شد. بر اساس بخشی از این توافق اولیه، ارتش لبنان همزمان با خروج مرحلهای نیروهای اسرائیلی از جنوب این کشور، خلع سلاح حزبالله را آغاز خواهد کرد.
ترامپ نیز در یک نشست رسانهای در روز سهشنبه خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان را تایید کرد و گفت: «روند استقرار مجدد این نیروها در حال انجام است و آنها به مناطق دیگر منتقل میشوند.»
او همچنین، توافق امضاشده با لبنان را «توافقی بسیار خوب» توصیف کرد.
ارتش اسرائیل که دوشنبه ۲۹ تیر از آغاز اجرای طرح «مناطق آزمایشی» خبر داد، عصر سهشنبه اعلام کرد دوشنبه، پس از ورود سربازان لبنانی به منطقهای تحت کنترل اسرائیل که خارج از مناطق آزمایشی قرار داشت، تیر هشدار شلیک کرده است.
لبنان امیدوار است اجرای طرح به این کشور امکان دهد کنترل نوار زمینی واقع در جنوب را که همچنان در اشغال نیروهای اسرائیلی است، بازپس گیرد.
همزمان، ارتش لبنان بار دیگر از ساکنان خواست تا زمان تثبیت وضعیت امنیتی وارد زوطر الغربیه نشوند و برای حفظ ایمنی خود، دستورهای یگانهای نظامی مستقر در منطقه را رعایت کنند.
لبنان و اسرائیل پنجم تیر بر سر چارچوبی توافق کردند که بر اجرای طرح «مناطق آزمایشی» متمرکز است.
این توافق سه محور اصلی دارد: خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، استقرار ارتش لبنان در مناطق تخلیهشده، پیشبرد روند خلع سلاح حزبالله و کاهش تنش در مرزها. طرح مناطق آزمایشی به محور نخست مرتبط است و بر اساس آن، اسرائیل ابتدا از دو منطقه مشخص در جنوب لبنان عقبنشینی میکند، بلافاصله ارتش لبنان جایگزین آن میشود تا در صورت موفقیت، این الگو به دیگر مناطق گسترش یابد.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، نیز هشتم تیر هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود. او تاکید کرد این توافق اجرایی نخواهد شد.
دیدار ترامپ با عون در کاخ سفید
این تحول در جریان سفر جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، به واشینگتن و دیدار او با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید رخ داد. عون نخستین رییسجمهوری لبنان در نزدیک به ۲۰ سال گذشته است که به کاخ سفید میرود.
یک مقام لبنانی پیش از این دیدار به خبرگزاری رویترز گفت عون طرحی مکتوب درباره چگونگی خلع سلاح حزبالله و تضمین خروج اسرائیل از لبنان به ترامپ ارائه خواهد کرد. به گفته این مقام، عون معتقد است تنها کسی که اهرم فشار لازم برای واداشتن اسرائیل به خروج نیروهایش از لبنان را در اختیار دارد، ترامپ است.
ترامپ در دیدار با عون وعده داد به لبنان کمک کند و گفت با این کشور «بسیار بدرفتاری شده است».
او در یک نشست رسانهای که عصر سهشنبه ۳۰ تیر و در حاشیه این دیدار در کاخ سفید برگزار شد، افزود: «کاری خواهیم کرد با لبنان بهدرستی و با احترامی که شایستهاش است رفتار شود.» ترامپ همچنین گفت مشکلی به نام حزبالله وجود دارد، اما آمریکا اقدامهایی انجام داده است که توجه جهان را جلب خواهد کرد.
رییسجمهوری آمریکا درباره احتمال گفتوگو با حزبالله نیز گفت با همه طرفها گفتوگو میکند، حتی با کسانی که به گفته او بسیاری معتقدند نباید با آنها مذاکره کرد.
او افزود: «اگر رییسجمهوری لبنان از من میخواست با حزبالله گفتوگو کنم، این کار را انجام میدادم. او مدت طولانی با مساله حزبالله سروکار داشته است.»
عون نیز از ترامپ بهدلیل «دستاورد تاریخی» امضای چارچوب توافق میان لبنان و اسرائیل تشکر کرد و گفت: «وقت آن رسیده است که لبنان و سراسر منطقه به ثبات و امنیت برسند.»
در این نشست رسانهای به ارائه طرح عون به ترامپ یا جزئیات گفتوگوهای میان آن دو اشارهای نشد.
عون یکشنبه ۲۸ تیر، بلافاصله پس از ورود به واشینگتن با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دیدار کرد. او در این دیدار گفت اسرائیل باید مطابق توافقی که با لبنان امضا کرده است، خروج از جنوب لبنان را آغاز کند.
برای آمریکا، جنوب ایران یعنی تضعیف توان جمهوری اسلامی در میدان و پشت میز مذاکره احتمالی. در مقابل، گسترش جنگ به منطقه برای جمهوری اسلامی، راهبرد بقا است.
حملات پیاپی آمریکا به جنوب ایران را نمیتوان صرفا ادامه یک رویارویی نظامی یا پاسخی به حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی دانست.
الگوی اهداف انتخابشده، از پایگاههای دریایی و انبارهای تسلیحاتی تا پلها و مسیرهای مواصلاتی، نشان میدهد واشینگتن در حال اجرای راهبردی است که هدف آن تنها نابودی اهداف امروز نیست، بلکه شکل دادن به میدان نبرد فرداست.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرده است حملات اخیر مراکز فرماندهی، انبارهای زیرزمینی تسلیحات، زیرساختهای لجستیکی و قابلیتهای دریایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
سنتکام همچنین از استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است؛ آرایشی که بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک عملیات زمینی فوری باشد، نشان میدهد واشینگتن تلاش کرده همه گزینههای نظامی را برای مراحل بعدی جنگ حفظ کند.
هدف نخست: ایجاد منطقه حائل در جنوب
نخستین هدف، کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید ناوهای آمریکایی در خلیج فارس است.
حمله به رادارها، سامانههای موشکی ساحلی، مراکز دریایی و زیرساختهای پشتیبانی بهتدریج توان حکومت را برای شناسایی و هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی کاهش میدهد و آزادی عمل بیشتری برای حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس ایجاد میکند.
در چنین سناریویی، بدون آنکه نیازی به اشغال خاک ایران باشد، نوعی منطقه حائل عملیاتی در جنوب شکل میگیرد؛ منطقهای که جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است، اما توان نظامی آن برای تهدید نیروهای آمریکایی به شکل محسوسی کاهش یافته است.
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت هدف دولت ترامپ تنها پاسخ به حملات جمهوری اسلامی نیست، بلکه خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست تهران پیش از هر مذاکره احتمالی است.
به نوشته این روزنامه، آمریکا تلاش میکند جمهوری اسلامی در موقعیتی ضعیفتر پای میز مذاکره بازگردد و دیگر نتواند از تهدید بستن تنگه هرمز به عنوان ابزار چانهزنی استفاده کند.
هدف دوم: فرسایش شبکه لجستیکی جنوب
دومین هدف، کاهش تدریجی توان حکومت برای حفظ کنترل بر جنوب است.
هدف قرار گرفتن پلها، جادهها و مسیرهای ارتباطی تنها تخریب چند سازه نیست.
در یک جنگ فرسایشی، این حملات انتقال نیرو، تجهیزات، سوخت و پشتیبانی را از سایر نقاط کشور به جنوب، دشوارتر میکند و به مرور زمان، قدرت حکومت را برای واکنش سریع کاهش میدهد.
واشینگتنپست در تحلیلی تاکید کرده است حفظ برتری دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون تضعیف زیرساختهای پشتیبانی جمهوری اسلامی، با دشواری روبهرو خواهد بود.
از این منظر، حمله به شبکههای ارتباطی بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای فرسایش توان لجستیکی حکومت است، نه صرفا اقدامی تاکتیکی.
هدف سوم: حفظ گزینههای آینده
استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه به معنای تصمیم واشینگتن برای ورود نیروی زمینی نیست و بیشتر تحلیلگران نظامی چنین سناریویی را همچنان پرهزینه میدانند.
اما این آرایش نظامی گزینههای آمریکا را باز نگه میدارد. در صورت گسترش جنگ، کنترل یا تصرف برخی جزایر ایرانی در خلیج فارس، از نگاه بسیاری از کارشناسان، عملیتر از ورود به خاک ایران خواهد بود و میتواند فشار نظامی و سیاسی بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کند.
به همین دلیل، مجموعه حملات اخیر را میتوان تلاشی برای تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنوب ایران دانست؛ راهبردی که بیش از تصرف سرزمین، بر سلب تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی تمرکز دارد.
دکترین جمهوری اسلامی
اگر آمریکا در حال طراحی میدان نبرد آینده است، جمهوری اسلامی نیز دکترین مشخص خود را دنبال میکند: افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و متحدان منطقهای آن.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است تهران با گسترش دامنه حملات به کشورهای منطقه و تهدید زیرساختهای انرژی تلاش میکند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و شرکای عرب آن افزایش دهد.
کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
هدف چنین حملاتی تنها وارد کردن خسارت نظامی نیست، بلکه ایجاد فشار سیاسی بر کاخ سفید و دولتهای منطقه است تا ادامه جنگ، پرهزینهتر از بازگشت به مذاکره به نظر برسد.
آسوشیتدپرس معتقد است دو طرف اکنون از بسیاری از خطوط قرمز گذشتهاند؛ آمریکا دامنه حملات خود را به زیرساختهای لجستیکی گسترش داده و جمهوری اسلامی نیز میدان درگیری را از خاک ایران به سراسر منطقه کشانده است.
چرا ترامپ هنوز از توافق سخن میگوید؟
همزمان با ادامه عملیات نظامی، دونالد ترامپ همچنان از امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی سخن میگوید.
او به تازگی نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده که نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها از توافق میان واشینگتن و تهران حمایت میکنند.
مرکز پژوهشی پیو نیز گزارش داده است اکثریت آمریکاییها از گسترش جنگ و ادامه آن حمایت نمیکنند.
این دو واقعیت نشان میدهد هدف واشینگتن، دستکم در مقطع کنونی، لزوما تغییر حکومت نیست، بلکه افزایش فشار نظامی تا جایی است که جمهوری اسلامی با اهرمهای بسیار کمتری وارد هرگونه مذاکره احتمالی شود.
جنگ برای بقا
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این جنگ را تنها یک نبرد خارجی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از راهبرد بقای خود میداند.
حکومت بهخوبی میداند که در شرایط جنگ، جامعه بیش از هر چیز نگران امنیت، معیشت و بقا خواهد بود و احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده علیه حکومت کاهش پیدا میکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه بحرانهای اقتصادی و معیشتی به نقطه اوج رسیده، خطر اعتراضات سراسری نیز افزایش یافته است.
اما در فضای جنگ، حکومت میتواند بخش مهمی از این فشارها را به شرایط درگیری نسبت دهد و همزمان فضای امنیتی را برای کنترل جامعه تشدید کند.
در همین چارچوب، بحران انرژی مهمترین اهرم باقیمانده جمهوری اسلامی است.
تهران بر این باور است که اگر تهدید علیه صادرات نفت، امنیت انرژی و تنگه هرمز از میان برود، فشارهای خارجی و نارضایتیهای داخلی میتوانند بهطور همزمان بر حکومت متمرکز شوند.
به همین دلیل، راهبرد جمهوری اسلامی تنها دفاع از مرزهای ایران نیست، بلکه دفاع از بقای نظام سیاسی است.
حمله به زیرساختهای انرژی، تهدید مسیرهای کشتیرانی و گسترش دامنه جنگ به کشورهای منطقه تلاشی برای خریدن زمان است؛ زمانی که حکومت امیدوار است یا به توافقی دست یابد یا مانع همزمان شدن فشار خارجی و اعتراضات داخلی شود.
در مقابل، راهبرد آمریکا بر فرسایش تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی استوار شده است؛ از محدود کردن توان دریایی و لجستیکی گرفته تا کاهش اهرم انرژی و تنگه هرمز.
از این منظر، دو طرف دیگر تنها بر سر جغرافیای جنگ رقابت نمیکنند. واشینگتن در پی کاهش تدریجی ظرفیت جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت است و جمهوری اسلامی تلاش میکند با گسترش بحران انرژی و انتقال هزینه جنگ به دیگران، از همزمان شدن فشار خارجی و نارضایتی داخلی جلوگیری کند.
شاید به همین دلیل، این جنگ بیش از آنکه نبردی بر سر خاک باشد، نبردی بر سر زمان و بقا است.
