ادامه تقابل تهران و واشینگتن در خلیج فارس؛ سپاه یک کشتی با پرچم تایلند را هدف قرار داد
همزمان با تشدید درگیریها میان آمریکا و جمهوری اسلامی و بالا گرفتن احتمال گسترش دامنه جنگ، تنگه هرمز به کانون اصلی تنشها تبدیل شده است. حمله به کشتیها و کاهش چشمگیر تردد شناورها در آبهای منطقه، از شدت گرفتن مخاطرات برای دریانوردی تجاری حکایت دارد.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، جمعه ۲۶ تیر از حمله به یک کشتی با پرچم تایلند در تنگه هرمز خبر داد.
این رسانه حکومتی نوشت این کشتی «بدون توجه به هشدارها و بدون اخذ مجوز از نیروی دریایی سپاه قصد داشت از تنگه هرمز عبور کند که با ممانعت نیروی دریایی سپاه مواجه شد و مورد هدف قرار گرفت».
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
۲۴ تیر، اداره کل کشتیرانی هند به مالکان شناورها و شرکتهای مدیریت کشتیرانی دستور داد با توجه به مخاطرات موجود، تا اطلاع ثانوی از اعزام دریانوردان هندی به تنگه هرمز خودداری کنند.
کاهش چشمگیر تردد کشتیها از تنگه هرمز
شبکه انبیسی نیوز جمعه ۲۶ تیر با اشاره به تشدید تنشهای منطقهای گزارش داد تردد کشتیها از تنگه هرمز به پایینترین سطح خود در سه هفته گذشته رسیده است.
بر پایه دادههای شرکت رهگیری دریایی کپلر، تنها هشت کشتی پنجشنبه ۲۵ تیر از این گذرگاه راهبردی عبور کردند.
هفت فروند از این هشت کشتی بهجای استفاده از مسیر مورد حمایت آمریکا در امتداد سواحل عمان، مسیر مورد نظر جمهوری اسلامی را در تنگه هرمز انتخاب کردند؛ اقدامی که به نوشته این رسانه، نشاندهنده نگرانی شرکتهای کشتیرانی از حملات پهپادی و موشکی حکومت ایران است.
در هفتههای اخیر، اقدام عمان در اعلام مسیر جایگزین برای تردد کشتیها در تنگه هرمز واکنش تهران را در پی داشته است.
جمهوری اسلامی این اقدام را مغایر با تفاهمنامه اسلامآباد میداند و به همین دلیل، برخی شناورها را در این گذرگاه راهبردی هدف قرار داده است.
جمهوری اسلامی از حمله موشکی آمریکا به یک نفتکش در جزیره خارک خبر داد
احسان جهانیان، معاون سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر، ۲۶ تیر خبر داد دو موشک آمریکایی به نفتکش «بلما انآی ۲۲» که در جزیره خارک پهلو گرفته است، اصابت کردند.
جهانیان افزود این نفتکش دو روز پیش نیز از سوی «دشمن» هدف قرار گرفته بود تا «از پهلوگیری آن در این پایانه مهم صادراتی نفت جلوگیری شود».
بهگفته این مقام امنیتی جمهوری اسلامی، تانکر این شناور در حال حاضر خالی است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۶ تیر در واکنش به حملات سپاه پاسداران در تنگه هرمز، مجوز موقت فروش نفت ایران را لغو کرد.
این مجوز پیشتر در قالب معافیتی ۶۰ روزه، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران را تا ۳۰ مرداد از تحریمها مستثنا کرده بود.
ایالات متحده همچنین از شامگاه ۲۳ تیر محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفت؛ اقدامی که چشمانداز اقتصاد ایران را بیش از پیش با ابهام مواجه کرده است.
لفاظی مقامهای حکومت و تشدید محدودیتهای رسانهای
مقامهای جمهوری اسلامی همزمان با ادامه درگیریها، به لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه آمریکا و اسرائیل ادامه میدهند.
محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، ۲۶ تیر تهدید کرد پاسخ جمهوری اسلامی به حملات آمریکا «فراتر از کلیشههای معمول، پشیمانکننده و متحیرکننده» خواهد بود.
او اضافه کرد: «دشمن زمانی متوجه ابعاد این طراحی محاسباتی میشود که دیگر راه برگشتی ندارد.»
محمدرضا رضاییکوچی، رییس کمیسیون عمران مجلس، نیز گفت: «اگر دشمن یک پل را هدف قرار دهد، ما دو پل از زیرساختهای آنها را هدف قرار خواهیم داد.»
این در حالی است که امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، از احتمال «اشغال» شماری از جزایر ایران خبر داد.
ثابتی گفت «اشغال» برخی جزیرهها و نقاط کلیدی کشور زمانی ممکن است که پیش از آن، زیرساختهای مواصلاتی آسیب دیده باشند، تا «دشمن» از طریق «گروههای تجزیهطلب» یا عملیات هلیبرن بتواند آسانتر به اهداف خود برسد و در جابهجایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی اخلال ایجاد کند.
ثابتی با اشاره به پایان جام جهانی فوتبال، روزهای پیشرو را «بسیار حساس» خواند و از کسانی که به گفته او، تصور میکردند توافق با آمریکا به پایان جنگ منجر میشود، انتقاد کرد.
پایگاه خبری اکسیوس جمعه ۲۶ تیر گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حال بررسی اجرای حملهای گستردهتر علیه مواضع حکومت ایران است؛ عملیاتی که دامنه آن فراتر از حملات کنونی در مناطق پیرامون تنگه هرمز خواهد بود.
شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ۲۶ تیر در دستورالعملی تازه به رسانهها ابلاغ کرد از انتشار جزییات آسیبهای واردشده به زیرساختها خودداری کنند.
بر اساس این دستورالعمل که نسخهای از آن به دست ایراناینترنشنال رسیده، رسانهها از انتشار جزییات مربوط به آسیب زیرساختهای غیرنظامی، میزان تخریب و تاثیر حملات بر روند خدماترسانی منع شدهاند.
در این ابلاغیه با اشاره به «تداوم شرایط جنگی و احتمال گسترش دامنه آن» تاکید شده است رسانهها در پوشش اخبار حملات از انتشار «اطلاعات حیاتی»، «ایجاد رعب و وحشت در مردم» و پرداختن به جزییات میزان موفقیت حملات و آثار آن بر خدمات عمومی بپرهیزند.
ایراناینترنشنال به نسخهای از یک دستورالعمل جدید شورایعالی امنیت ملی دست یافته که در آن بار دیگر با تعیین نحوه پوشش اخبار از سوی رسانهها در ایران، بر سانسور خبرهای مربوط به حملات آمریکا به جنوب کشور، اهداف مورد اصابت و میزان خسارت و تلفات ناشی از این حملات تاکید شده است.
در روزهای اخیر و با ادامه و گسترش حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در جنوب ایران، شهروندان رسانههای حکومتی را به تلاش برای کوچک و بی اثر نشان دادن حملات و پنهانکاری متهم کردهاند.
شورایعالی امنیت ملی در دستورالعمل تازه خود که جمعه ۲۶ تیر خطاب به مدیران و سردبیران رسانهها نوشته شده، با تاکید بر «تداوم شرایط جنگی و احتمال گسترش دامنه آن»، از رسانهها خواسته است: « درخصوص اطلاعرسانی از حملات دشمن به امکانات و زیرساختهای غیرنظامی، لطفا اصول «خودداری از انتشار اطلاعات حیاتی»، «پرهیز از ایجاد رعب و وحشت در مردم» و «پرهیز از پرداختن به جزئیات نظیر میزان موفقیت دشمن در تخریب یا اثرگذاری در روند خدمات رسانی» که میتواند از منظر بازخوردگیری مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد، رعایت شود و به منظور ایجاد تمرکز در انتشار اخبار، اطلاعرسانی از طریق مقام ارشد دستگاههای آسیب دیده در سطح استان صورت گیرد.»
در ادامه این دستورالعمل گفته شده است: « در صورتی که آسیب به زیرساختها خدماترسانی را با وقفه مواجه سازد، در انعکاس اخبار مربوطه از تعابیری نظیر «در دست بررسی و رفع اشکال است» استفاده و میزان تخریب و جزئيات آن به هیچ وجه برجسته نشود.»
شورای عالی امنیت ملی در بند سوم دستورالعمل خود افزوده است: «مرجعیت رسمی و قابل استناد در اعلام آمار شهدای غیرنظامی همچنان با وزارت بهداشت (اورژانس) است.»
این اولین بار نیست که شورای عالی امنیت ملی که رسانهها و مقامهای جمهوری اسلامی از آن به نام «شعام» یاد میکنند، با صدور دستور رسانهها موظف میکند که بدون در نظر گرفتن معیارهای حرفهای، از گفتن واقعیتها خودداری کنند و در مقابل به انعکاس روایت رسمی حکومت بپردازند.
شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، شنبه ۳۰ خرداد، در دستورالعملی دیگر، رسانهها را از القای آنچه «دوگانه میدان- دیپلماسی» نامید بر حذر داشت و تاکید کرد رسانهها باید از هرگونه روایتسازی مبتنی بر تعارض میان این دو حوزه خودداری کنند.
در این دستورالعمل شورایعالی امنیت ملی که ایراناینترنشنال به نسخهای از آن دست یافت، آمده بود: «با توجه به مسدود شدن مجدد تنگه هرمز در واکنش به تداوم نقض آتشبس و تجاوزات رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و در عین حال حضور همزمان هیات مذاکرهکننده کشورمان در گفتوگوهای ژنو، رسانهها در پوشش اخبار و تحلیلها از القای دوگانه «میدان/ دیپلماسی» بهطور جدی پرهیز نمایند.»
شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در آستانه مذاکرات ژنو نیز با ارسال دستورالعملی به رسانهها در ایران، شیوه خبررسانی درباره این مذاکرات را برای آنان تعیین کرد.
در متن این دستورالعمل که نسخهای از آن دوشنبه ۲۷ بهمن در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، خطاب به مدیران و سردبیران رسانهها آمده است که در آستانه برگزاری مذاکرات ژنو، نکات و ملاحظات مطرحشده در این دستورالعمل بهطور دقیق رعایت شود.
شورایعالی امنیت ملی در متنی که به رسانهها ابلاغ کرده، نوشته است: «جمهوری اسلامی ایران بر اساس سیاست اعلامشده و قطعی خود، با جدیت و در عین پایبندی کامل به خطوط قرمز اساسی ـ صرفا در موضوع هستهای، و نه در موضوعات موشکی و منطقهای ـ در مذاکرات حضور یافته است. هدف، دستیابی به تفاهمی موثر و حداکثری در چارچوب منافع ملی، در فضایی مبتنی بر احترام متقابل، پرهیز از اتلاف وقت و در چارچوب اصول عزت، حکمت و مصلحت است.»
در این دستورالعمل، رسانهها از انتقاد به تیم مذاکرهکننده یا منع شدهاند و حمایت از این تیم «تکلیفی ملی و راهبردی» خوانده شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی چند هفته پیش نیز به مدیران مسئول روزنامهها و رسانههای آنلاین دستور داد تا از انتشار هرگونه خبر مستقل درباره شمار کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان خودداری کنند و صرفا به آمارهای اعلامی نهادهای حکومتی ارجاع دهند.
بنابراین اطلاعات، این دستور در نشستی با حضور مدیران رسانههای داخلی به آنها ابلاغ و در آن، بهصراحت تاکید شد که هیچگونه مصاحبه یا گفتوگویی با خانوادههای کشتهشدگان انجام نشود.
شبکه اسکای نیوز در گزارشی تحقیقی به موضوع حمله به مدرسه میناب در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در اولین روز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخته و به کوتاهیهای انجام گرفته و ابعاد سیاسی این حمله را بررسی کرده و از جمله گفت است که اطلاعات ارتش آمریکا درباره مدرسه قدیمی بود.
مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، رخ داد، به جان باختن بیش از ۱۷۵ دانشآموز و معلم انجامید. با این حال، در هفتههای گذشته بارها از عبارت «میناب ۱۶۸» برای یادبود ۱۶۸ دانشآموز کشتهشده استفاده کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز که پیش از این در گزارشی تحقیقی درباره حمله به مدرسه «شجره طیبه» شمار جانباختگان شامل دانشآموزان و کارکنان مدرسه را بین ۱۵۷ تا ۱۶۸ نفر و تعداد مجروحان را بین ۹۵ تا ۱۱۱ نفر گزارش کرد که ارقام اعلامشده از سوی مقامهای حکومتی در ایران تفاوت دارد.
تسلیحات و شواهد موقعیت نظامی
شبکه اسکای نیوز در گزارش خود گفت در تصاویر منتشرشده از روز حمله، قطعات و بالههای هدایتکننده یک موشک کروز تاماهاک (Tomahawk) در ساختمانهای مجاور دیده میشود که از تسلیحات مورد استفاده ارتش آمریکا است. بررسی تصاویر ماهوارهای نیز نشان میدهد که ناوگروه هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن در روز حادثه در دریای عمان و در برد عملیاتی نسبت به شهر میناب مستقر بوده است.
بهگفته این شبکه، بررسیهای میدانی خبرنگاران نشان میدهد که اگرچه چند ساختمان در مجاورت مدرسه به یک تیپ موشکی نیروی دریایی مرتبط بودند، اما محوطه مدرسه با یک دیوار از بخش نظامی جدا شده بود و وقوع انفجارهای ثانویه در آن رخ نداد که نشاندهنده عدم وجود مهمات نظامی در مدرسه است.
خطاهای اطلاعاتی و نقایص سیستم هدفگیری
فرماندهان ارشد نظامی آمریکا اعلام کردند که این حمله بر پایه فرضیه هدف قرار دادن یک مقر فرماندهی نیروی دریایی انجام شده است.
در ادامه گزارش شبکه اسکای نیوز گفته شده شواهد نشان میدهند اطلاعات و تصاویر مبنای این حمله قدیمی و متعلق به سال ۲۰۱۵ بودهاند؛ زمانی که این ساختمان هنوز بخشی از یک پادگان نظامی فعال بود. با وجود اینکه از اواخر سال ۲۰۱۵ کاربری محل تغییر یافته، برجهای دیدهبانی حذف شده و زمینهای بازی ایجاد شده بودند، این تغییرات در ارزیابی نهایی لحاظ نشدند.
بهگفته کارشناسان، در تصاویر ماهوارهای دسامبر ۲۰۲۵ نیز سایه افراد و کودکان در حیاط مدرسه قابل تشخیص بوده است.
بهگفته این شبکه منابع آگاه در آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) فاش کردهاند که بهدلیل حجم بالای بانک اطلاعاتی اهداف در ایران (چند صد هزار هدف بالقوه)، روند بازبینی و بهروزرسانی دورهای اهداف (که باید هر ۳ تا ۵ سال انجام شود) برای اکثر مکانها صورت نگرفته بود.
علاوه بر این، بر اساس بخشنامههای اجرایی صادر شده در ژانویه ۲۰۲۶، نهادهای تخصصی مربوط به کاهش آسیبهای غیرنظامی (Civilian Protection Center of Excellence) در پنتاگون منحل یا به شدت تضعیف شدند و تعداد کارشناسان این واحد از حدود ۴۰ نفر به ۷ نفر کاهش یافت.
بهگفته متخصصان تدارکات نظامی، حجم و سرعت بالای حملات در ۲۴ ساعت اول (بیش از ۱۰۰۰ هدف) در عمل فرصت کافی برای بررسیهای حقوقی و ارزیابیهای ثانویه اهداف را از پرسنل سلب کرده بود.
مقامات دولت آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، رییسجمهوری،و پیت هگست، وزیر دفاع، در مواضع رسانهای خود مسئولیت این حمله را رد کرده و از احتمال خطای موشکی از سوی جمهوری اسلامی سخن گفتهاند.
بهگفته شبکه اسکای نیوز، منابع نظامی نزدیک به پرونده تایید کردهاند که تحقیقات اولیه ارتش به نتیجهگیری خطای انسانی رسیده است.
از سوی دیگر، حقوقدانان بینالمللی اشاره کردهاند که عدم اتخاذ تدابیر لازم برای تایید ماهیت غیرنظامی هدف، میتواند نقض قوانین بینالمللی و مصداق جرایم جنگی باشد. گزارش رسمی و نهایی ارتش آمریکا درباره این حادثه هنوز به صورت عمومی منتشر نشده است.
پایگاه خبری اکسیوس به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد آمریکا در آستانه گسترش احتمالی کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، اسرائیل را از تصمیم خود برای اعزام دهها هواپیمای سوخترسان دیگر به این کشور مطلع کرده است.
این رسانه جمعه ۲۶ تیر نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حال بررسی اجرای حملهای گستردهتر علیه مواضع حکومت ایران است؛ عملیاتی که دامنه آن فراتر از حملات کنونی در مناطق پیرامون تنگه هرمز خواهد بود.
بر اساس این گزارش، گزینههای مورد بررسی شامل حمله به زیرساختهای ایران از جمله نیروگاههای برق، تشدید حملات به تاسیسات هستهای با هدف دفن عمیقتر ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی و همچنین بمباران سایت زیرزمینی «کلنگ گزلا» است.
اکسیوس افزود هرچند ترامپ هنوز تصمیم نهایی را در این خصوص اتخاذ نکرده، اما او مایل است با وارد آوردن «خسارت کافی»، تهران را به بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش خواستههای هستهای واشینگتن وادار کند.
بهگفته مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، ترامپ ممکن است طی چند روز آینده دستور گسترش عملیات را صادر کند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
رییسجمهوری آمریکا ۱۷ تیر این حملات را نقض تفاهمنامه اسلامآباد دانست و از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
بندرعباس، «مرکز اصلی» عملیات سپاه در تنگه هرمز
اکسیوس در ادامه به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت ارتش ایالات متحده دستکم هفت پل را در اطراف بندرعباس بمباران کرده است؛ شهری که از آن بهعنوان «مرکز اصلی» عملیات سپاه پاسداران در تنگه هرمز یاد میشود.
بهگفته او، مهمات، تجهیزات و نیروهای کمکی از طریق بندرعباس به دیگر نقاط این آبراه راهبردی منتقل میشوند.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی حملات خود را به پایگاههای آمریکا در اردن، قطر، بحرین و کویت شدت بخشیده است.
حکومت ایران همچنین از حمله به یک پایگاه ایالات متحده در سوریه خبر داد، اما اکسیوس نوشت نیروهای آمریکایی چند ماه پیش این پایگاه را تخلیه کرده بودند. دولت سوریه نیز خبر انجام این حمله را تکذیب کرده است.
افزایش شمار هواپیماهای سوخترسان آمریکا در اسرائیل
اکسیوس در ادامه گزارش داد آمریکا هماکنون حدود ۳۰ هواپیمای سوخترسان نظامی را در فرودگاه بنگوریون تلآویو و تقریبا همین تعداد را در فرودگاه رامون در جنوب اسرائیل مستقر کرده است.
بهگفته مقامهای اسرائیلی، واشینگتن قصد دارد طی روزهای آینده دهها فروند هواپیمای سوخترسان دیگر را به اسرائیل اعزام کند تا شمار آنها به سطح ابتدای جنگ ایران بازگردد.
این مقامها افزودند ارتش ایالات متحده ترجیح میدهد این هواپیماها در فرودگاه بنگوریون مستقر باشند، زیرا دیگر پایگاههای هوایی منطقه بیش از این فرودگاه در معرض حملات احتمالی جمهوری اسلامی قرار دارند.
جمهوری اسلامی در روزهای اخیر از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۳ تیر هشدار داد هرگونه حمله احتمالی حکومت ایران با پاسخی «کاملا متفاوت و بسیار قدرتمندتر» روبهرو خواهد شد.
اختلاف در اسرائیل بر سر استقرار هواپیماهای سوخترسان
به گزارش اکسیوس، حضور گسترده هواپیماهای سوخترسان آمریکا در اسرائیل اکنون به موضوعی سیاسی در این کشور تبدیل شده است.
استقرار دهها فروند از این هواپیماها در فرودگاه بنگوریون طی ماههای گذشته بخش زیادی از ظرفیت این فرودگاه را به اشغال خود درآورده است.
این وضعیت در اوج درگیریها که حریم هوایی اسرائیل بسته بود و بیشتر شرکتهای هواپیمایی پروازهای خود را به تلآویو لغو کرده بودند، بحرانساز نبود.
اما اکنون در پی بازگشایی آسمان اسرائیل و آغاز سفرهای تابستانی، تداوم حضور این سوخترسانها میتواند باعث لغو گسترده پروازهای مسافربری شود.
اکسیوس افزود این مساله در فاصله تنها سه ماه به انتخابات سرنوشتساز اسرائیل میتواند به زیان ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو تمام شود.
در همین راستا، میری رگو، وزیر حملونقل اسرائیل و از متحدان نزدیک نتانیاهو، خواستار انتقال هواپیماهای سوخترسان آمریکا از فرودگاه بنگوریون یا دستکم کاهش تعداد آنها شده است، اما وزارت دفاع و ارتش اسرائیل با این درخواست مخالفت کردهاند.
جنگ آمریکا و ایران دوباره آغاز شده است. واشنگتن و تهران، هر دو خود را پیروز یک جنگ تمام نشده میدانند. در حالیکه هیچیک پیروز قطعی نیستند. اما این بازی بیبرنده یک بازنده آشکار دارد: مردم ایران.
اگر یکی از دو طرف واقعا قاطعانه پیروز شده بود، مذاکره معنا نداشت. پیروز قاطع، شروط را تحمیل میکرد، نه آنکه از میانجیگران بخواهد آنها را منتقل کند. آنچه طرف آمریکایی، بهخصوص ترامپ و ونس میگویند این است که حکومت ایران شروط را پذیرفته بود: آزادسازی و امنیت تنگه هرمز، توقف غنیسازی.
جمهوری اسلامی هم معتقد بود و هست که توان دریافت خسارت، آزادسازی پولهای بلوکه شده و بیرون راندن آمریکا از منطقه را دارد و دست را فراتر گذاشت و لبنان را نیز در این میان دخیل کرد.
از متن تفاهمنامه منتشر شده برمیآمد که این شروط برآورده خواهد شد. اما در آمریکا، صداهای مخالف ترامپ به وضوح بالا رفت. در ایران نیز، طیف تندرو خشم خود را نشان داد.
دو روایت پیروزی که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود میسازند، در یک نقطه به هم میرسند: انکار واقعیت میدان. واقعیتی که در آن، نه آمریکا توانست نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد، نه حکومت ایران توانست از فروپاشی اقتصادی و انزوای منطقهای رهایی یابد.
تحلیلگران آمریکایی، خود این تشخیص را روشنتر از هر منتقد بیرونی بیان کردهاند. مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی، بیان میکند که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقهای نیست.
بهگفته او، با وجود خسارات سنگین وارد شده به توان نظامی ایران، تهران توانست با ابزارهای کمهزینهای مثل پهپاد و موشکهای ارزان قیمتش منافع آمریکا و متحدانش را به چالش بکشد.
به عقیده فرومن وقتی ابزار ارزان بتواند سامانهای گران را تهدید کند، نظم نظامی جهانی دچار اختلال میشود. هزینه همکاری امنیتی با آمریکا برای متحدان منطقهای، بالا میرود. کشورهای عربی خلیج فارس، که حملات به اهدافی در خاکشان نگرانی ایجاد کرده، ممکن است به سمت روسیه، چین یا توافق مستقیم با ایران سوق پیدا کنند.
او نتیجه میگیرد که «تغییر قواعد بازی با پیروزی در آن یکسان نیست.»
آمریکا قواعد بازی منطقه را تغییر داد، اما در این بازی پیروز نشد. توان نظامی داشت اما اراده سیاسی برای ادامه نداشت. کاخ سفید میان تهدید نظامی و تلاش برای دستیابی به توافق در نوسان است، و توافق احتمالی بیشتر بر بازگشایی تنگه و ادامه مذاکرات متمرکز است، نه محدود کردن برنامه موشکی یا شبکه نیروهای نیابتی جمهوریاسلامی.
روایت جمهوری اسلامی در سطحی متفاوت اما همان منطق را دنبال میکند. نظام حاکم در رسانههای رسمی، از پیروزی قاطع میگوید، اما در پشت پرده، شروطی را پذیرفت که در گذشته خط قرمز محسوب میشدند.
سیاست بینالملل برای نظام جمهوری اسلامی تقریبا از دست رفته، وضعیت داخلی سیاست هم چندان تعریفی ندارد؛ سران نظام مورد هجمه طیف تندرو قرار دارند و در رسانه و خیابان مورد دشنام قرار میگیرند. وضعیت معیشتی مردم که مشخص است. دولت در این میان، با محدودیت و ناتوانی بسیار تقلا میکند جلو ورشکستگی نهایی اقتصاد را بگیرد.
پارادوکس هزینه
اما اگر هیچیک از دو طرف پیروز قاطع نبوده، چه کسی هزینهی واقعی این جنگ را پرداخت؟
درست است که این جنگ به لحاظ ابزاری برای جمهوری اسلامی ارزان بود، به این معنی که پهپادها و موشکهای ساخت ایران بسیار ارزانتر از مشابه خارجی هستند. اما این ارزانی کمکی به بهبود وضعیتاقتصادی و معیشتی مردم نکرده است.
به تحلیل فرومن بازگردیم؛ ایران با ابزار ارزان به اقتصاد جهانی ضربه زد؛ اما هزینه آن ابزار ارزان نه در پنتاگون پرداخت شد نه در بیت رهبری. راهبردی که قرار بود نظام جهانی را به چالش بکشد، به بار دیگری بر گرده سنگین زندگی مردمی بدل شد که هزینه این جنگ را ناخواسته میپردازند.
این، منطق پنهان جنگهای نامتقارن است. وقتی یک طرف با ابزار ارزان میجنگد، نشانه هوشمندی استراتژیکاش نیست؛ نشانه این است که قدرت تولید ابزار گران را ندارد، و چون به جنگ کشانده شده، با هرچه دارد میجنگد.
اما این «هرچه دارد» نیز خود ساخت دستی نیست. از منابعی برداشت شده که جای دیگری برای زندگی مردم لازم بود. هر پهپاد ارزان، چندین کیسه برنج، چندین جعبه دارو و چندین ساعت برق است که حذف میشود.
ایران در ماههای اخیر شاهد سهرقمی شدن تورم بوده است. صندوق بینالمللی پول ایران را در میان سه کشور با بالاترین تورم جهان قرار داده. حدود دو میلیون نفر در دو ماه گذشته بیکار شدهاند. اقتصاد دیجیتال، با شصتوپنج روز قطعی اینترنت سراسری، نابود شده است. اینها، هزینه واقعی آن جنگ ارزان است.
بازندهای که دیده نمیشود
مذاکرات حالا شکست خورده است و جنگ، اگر چه فعلا بیشتر در جنوب ایران در جریان است، هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. با توجه به نیت آمریکا بر محاصره دوباره دریایی ایران، فشار بر معیشت مردم بیشتر میشود. جنگی که فاتح نداشت، یک بازنده واضح داشت. و آن بازنده، در هیچ یک از روایتهای پیروزی، نه دیده میشود نه صدایش شنیده میشود؛ مردم.
دولت بریتانیا اعلام کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر اساس «قانون امنیت ملی (تهدیدهای دولتی) ۲۰۲۶» به طور رسمی به عنوان تهدید علیه امنیت ملی این کشور معرفی کرده و در فهرست گروههای غیرقانونی قرار داده است.
بر اساس اعلام جمعه ۲۶ تیر لندن، این اقدام با تصویب مجلس بریتانیا اجرایی شده و پیامدهای کیفری جدیدی برای حمایت از این نهاد به همراه دارد.
بر اساس این قانون، ابراز حمایت از سپاه پاسداران، از جمله تمجید یا تشویق فعالیتهای آن که از نظر دولت بریتانیا امنیت این کشور را تهدید کند، جرم کیفری محسوب میشود و مرتکبان ممکن است به حداکثر ۱۴ سال زندان محکوم شوند.
همچنین کمک به سپاه پاسداران یا دریافت هرگونه منفعت مادی، از جمله پول، از این نهاد نیز جرم کیفری است و مجازات مشابهی دارد.
تصمیم بریتانیا برای ایجاد چارچوب حقوقی جدید علیه سپاه پاسداران، بیش از آن که ناشی از فشارهای سیاسی باشد، نتیجه افزایش فعالیتهای منتسب به حکومت ایران در خاک این کشور بوده است.
از سوی دیگر، دولت بریتانیا اعلام کرد افرادی که به نمایندگی از سپاه پاسداران اقداماتی مانند خرابکاری انجام دهند، ممکن است بر اساس مفاد «قانون امنیت ملی ۲۰۲۳» تحت پیگرد قرار گیرند؛ جرایمی که مجازات آنها میتواند حبس ابد باشد.
اوایل ماه جاری، دادگاهی در لندن دو شهروند رومانیایی را بهدلیل حمله با چاقو به پوریا زراعتی، روزنامهنگار ایراناینترنشنال، در برابر خانهاش در ویمبلدون در سال ۲۰۲۴، در مجموع به ۲۰ سال زندان محکوم کرد.
قاضی استدلال دادستانی را پذیرفت که این حمله به نمایندگی از حکومت ایران انجام شده بود.
جمهوری اسلامی پیشتر اتهام دست داشتن در حملات یا توطئهها در بریتانیا را رد کرده است.
اکنون و بر اساس اعلام لندن، سپاه پاسداران، جنبش اسلامی یاران حق (IMCR) و سپاه داوطلبان وابسته به سازمان اطلاعات نظامی روسیه (GRU)، نخستین گروههایی هستند که بر اساس اختیارات جدید «قانون امنیت ملی (تهدیدهای دولتی) ۲۰۲۶» به عنوان تهدید علیه امنیت ملی بریتانیا معرفی شدهاند.
دولت بریتانیا این هفته اعلام کرده بود قصد دارد سپاه پاسداران را بر اساس قوانین جدید مقابله با تهدیدهای دولتی، در فهرست ویژه قرار دهد.
مقامهای بریتانیایی بارها گفتهاند در سالهای اخیر چندین طرح منتسب به جمهوری اسلامی را خنثی کردهاند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ۲۲ تیر در بیانیهای اعلام کرد: «این اختیارات جدید، پیگرد قضایی و زندانی کردن هر کسی را که در بریتانیا کارهای کثیف آنها را انجام میدهد، آسانتر خواهد کرد.»
آنجلا ایگل، وزیر امنیت بریتانیا، نیز در بیانیهای کتبی به پارلمان این کشور اعلام کرد دولت فعالیتهای مرتبط با سپاه پاسداران را شناسایی کرده است که از جمله شامل «تهدید جان افراد و ارعاب در خاک بریتانیا» میشود.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که دولت بریتانیا در راستای تحقق وعده نخستوزیر این کشور، روند بررسی قانون امنیت ملی (تهدیدات دولتی) را سرعت بخشید و آن را به تصویب رساند.