زمانی که صحبت از برنامه هستهای ایران و بحرانهای دیپلماتیک پیرامون آن میشود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنیسازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» میرود.
اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید






زمانی که صحبت از برنامه هستهای ایران و بحرانهای دیپلماتیک پیرامون آن میشود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنیسازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» میرود.
اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هستهای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرفشده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرفشده، حاوی مادهای به نام پلوتونیوم است که میتواند بهعنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.
روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم میشود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوتهایی دارد.
چرا غرب از راکتورهای «آب سبک» کمتر میترسد؟
برای درک نگرانی فوربس، ابتدا باید تفاوت دو غول دنیای فناوری هستهای را بدانیم: راکتور آب سبک (مثل بوشهر) و راکتور آب سنگین (مثل طرح قدیم اراک).
در دنیای سیاست، کشورهای غربی همیشه از راکتورهای آب سنگین وحشت داشتهاند. دلیل آن ساده است، این راکتورها را میتوان در حین کار کردن و بدون خاموشی، سوخترسانی کرد. یعنی میشود میله سوخت را فقط چند هفته داخل راکتور گذاشت و سریع خارج کرد تا به ماده اصلی و سوپرمدل دنیای بمبسازی دست پیدا کرد.
پایه اصلی و مهندسی استاندارد یک بمب اتمی پلوتونیومی، بر اساس ایزوتوپ پلوتونیوم-۲۳۹ (ساختار پایه ۲۳۹) طراحی میشود. این ماده همان سوخت ایده ال، تمیز و پایداری است که برای ایجاد یک انفجار سهمگین هستهای به آن نیاز است.
در مقابل، راکتور آب سبک بوشهر تا حدودی خیال غرب را راحت میکرد، زیرا سوخت در آن باید سه تا پنج سال باقی بماند تا برق تولید کند. در این سالهای طولانی، اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ تولید شده در طول واپاشی اورانیوم، مدام زیر بمباران نوترونی قرار میگیرند و یک ذره اضافی به خود جذب میکنند. اینجاست که ماده ناخواستهای به نام پلوتونیوم-۲۴۰ متولد میشود و خلوص ماده اولیه بمب پلوتونیومی را خراب میکند.
وجود پلوتونیوم-۲۴۰ یک کابوس برای طراحان وسازندگان بمب پلوتونیمی است، چرا که:
ریسکهای بزرگ: چرا پسماند داخل استخرها هنوز یک تهدید است؟
اگر پلوتونیوم بوشهر بهدلیل وجود ایزوتوپ مزاحم (پلوتونیوم-۲۴۰) اینقدر بدقلق است و خلوص پایه ۲۳۹ تسلیحاتی را ندارد، پس چرا فوربس هشدار میدهد؟ پاسخ این است: ساخت بمب با این ماده فوقالعاده دشوار است، اما «غیرممکن» نیست.
۱. انبار باروت در استخرهای بوشهر
سوخت هستهای وقتی از راکتور بوشهر خارج میشود، بهشدت داغ و خطرناک است و نمیتوان آن را به سرعت به روسیه فرستاد. این پسماندها باید چندین سال در استخرهای آب خنککننده در خود سایت بوشهر باقی بمانند تا دمای آنها افت کند. کارشناسان برآورد میکنند که در حال حاضر میزان زیادی پلوتونیوم در این استخرها جا خوش کرده است.
۲. مهندسی پیشرفته، ناممکن را ممکن میکند
نگرانی اصلی دانشمندان غربی این است که یک کشور با دسترسی به این حجم عظیم از پلوتونیوم، اگر تکنولوژی و مهندسی فوقسریع فشردهسازی را در اختیار داشته باشد، میتواند بر لجبازی و ناپایداری «پلوتونیوم-۲۴۰» غلبه کند و اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ موجود در این مخلوط را به کار بگیرد. به عبارت سادهتر، اگر بتوان ماده را با چنان سرعتی فشرده کرد که فرصت «انفجار ناقص» پیدا نکند، حتی با همین پلوتونیوم ناخالص درون استخرها هم میتوان یک بمب اتمی ویرانگر ساخت.
۳. سناریو گریز ناگهانی و نقض توافق با روسیه
بزرگترین کابوس غرب این است که در یک موقعیت بحرانی، ایران تصمیم بگیرد توافقات خود با روسیه را زیر پا بگذارد، بازرسان آژانس را اخراج کند و بهصورت ناگهانی به سراغ این استخرهای خنککننده برود. دسترسی به این ذخایر پلوتونیوم آماده، بسیار سریعتر از راه اندازی هزاران سانتریفیوژ برای غنیسازی اورانیوم است. بازفرآوری شیمیایی این پلوتونیوم نیازی به کارخانههای غولپیکر ندارد و در آزمایشگاههای کوچک زیرزمینی هم شدنی است.
۴. تغییر موازنه در روابط ایران و روسیه
در زمان امضای قرارداد بوشهر، روسیه بهعنوان یک ناظر بیطرف بینالمللی عمل میکرد. اما امروز روابط تهران و مسکو به یک اتحاد نظامی و راهبردی عمیق تبدیل شده است. ناظران سیاسی نگرانند که در صورت بروز بحران، روسیه دیگر تمایل یا قدرت سیاسی لازم را برای وادار کردن ایران به بازگرداندن این پسماندها نداشته باشد و این کوه پلوتونیوم در خاک ایران باقی بماند.
در نهایت، تحلیل فوربس یک زنگ خطر دیپلماتیک است. راکتور آب سبک بوشهر اگرچه به دلیل ویژگیهای فنیاش مسیر سرراستی برای ساخت سلاح نیست و سوخت آن خلوص ایده ال پایه ۲۳۹ نظامی را ندارد، اما در دنیای سیاست و امنیت، هیچ احتمالی صفر نیست. ساخت بمب با پلوتونیوم درجه راکتور دشوار است، اما غیرممکن نیست.
اگر دولت ترامپ یا هر قدرت غربی دیگری بخواهد به یک توافق پایدار و واقعی با ایران دست یابد، باید تمرکز سنتی خود را از روی سانتریفیوژهای اورانیوم فراتر ببرد. نادیده گرفتن استخرهای سوخت مصرفشده در بوشهر، مانند قفل کردن در جلویی خانه و باز گذاشتن پنجره پشتی است.
حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، میگوید فرانسه و بریتانیا در حال آمادهسازی یک ماموریت نظامی برای کمک به حفظ امنیت و باز ماندن تنگه هرمز هستند.
به گفته او، نگرانی اصلی این است که جمهوری اسلامی با بهرهگیری از ابهامهای موجود در تفاهمنامههای اخیر، نقش خود را در کنترل تردد دریایی گسترش دهد و از این طریق، مفهوم «کشتیرانی آزاد» را به نفع خود بازتعریف کند.
به گزارش رویترز، جنگ ایران بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ از نظر کاهش روزانه تولید را ایجاد کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که اوج کاهش عرضه به بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز، معادل ۱۳.۶ درصد تقاضای جهانی نفت، رسیده است؛ رقمی که از شوکهای نفتی سال ۱۹۷۳، انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بزرگتر است.
این بحران علاوه بر نفت، عرضه گاز طبیعی مایع، سوختهای پالایششده و کودهای شیمیایی را نیز مختل کرده و حدود یکپنجم تولید جهانی عرضه گاز طبیعی مایع قطر و نزدیک به ۵.۶ درصد تجارت سالانه عرضه گاز طبیعی مایع جهان را تحت تاثیر قرار داده است.
رویترز در عین حال تاکید کرد که انقلاب سال ۵۷ در ایران همچنان از نظر مجموع کاهش عرضه نفت بزرگترین بحران نفتی تاریخ باقی مانده است.
برآوردها نشان میدهد کاهش تولید نفت ایران بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ حدود ۴.۳ میلیارد بشکه بوده، در حالی که کاهش عرضه ناشی از جنگ کنونی تاکنون حدود ۱.۵ میلیارد بشکه برآورد میشود.
این رقم با وجود آنکه از مجموع کاهش عرضه در تحریم نفتی کشورهای عرب (حدود ۵۳۰ تا ۶۵۰ میلیون بشکه) و جنگ خلیج فارس (حدود ۵۱۶ میلیون بشکه) بیشتر است، هنوز به سطح بحران ناشی از انقلاب ایران نرسیده و انتظار میرود اختلال در بازار انرژی برای ماهها و در بخش گاز حتی برای سالها ادامه یابد.
جزییات بیشتر این گزارش را اینجا بخوانید.
وبسایت «کانورسیشن» در تحلیلی نوشت که هرچند حکومت ایران تلاش میکند کنترل تنگه هرمز را به اهرمی دائمی در مذاکرات تبدیل کند، اما بعید است بتواند بهطور دائمی از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند، زیرا چنین اقدامی نه با حقوق بینالملل سازگار است و نه از نظر عملی قابل اجرا.
این وبسایت در تحلیلی به قلم جنیفر پارکر، استاد وابسته موسسه دفاع و امنیت دانشگاه استرالیای غربی، نوشت که تشدید دوباره تنشها میان حکومت ایران و آمریکا در اطراف تنگه هرمز، نگرانیها درباره احتمال دریافت عوارض از کشتیهای عبوری را افزایش داده است. این گزارش میگوید جمهوری اسلامی از زمان حملات آمریکا و اسرائیل، بارها از تبدیل کنترل تنگه هرمز به بخشی دائمی از راهبرد خود سخن گفته و همین موضوع این نگرانی را ایجاد کرده که پس از پایان درگیریها، تهران برای حدود ۱۳۰ کشتی که روزانه از این آبراه عبور میکنند، عوارض تعیین کند.
در این تحلیل آمده است که حتی اگر [حکومت] ایران بخواهد چنین عوارضی را اعمال کند، اجرای آن بدون استفاده مداوم از زور ممکن نخواهد بود. بر اساس این تحلیل، ایران در جریان جنگ با حملات پهپادی، موشکی، مینگذاری دریایی و هدف قرار دادن بیش از ۴۰ کشتی تجاری، توانست کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند، اما ادامه چنین رویکردی در دوران صلح، [حکومت] ایران را با فشارهای دیپلماتیک، تحریمها و انتقادهای گسترده، حتی از سوی کشورهایی مانند چین، روبهرو خواهد کرد. نویسنده نتیجه میگیرد که تهران احتمالاً از توانایی خود برای مختل کردن کشتیرانی بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده خواهد کرد، اما این موضوع با توانایی اعمال کنترل دائمی و دریافت عوارض از کشتیهای عبوری تفاوت دارد.
بر اساس این تحلیل، با وجود تمایل [حکومت] ایران به ایجاد یک منبع درآمد پایدار، چنین اقدامی از نظر حقوقی و عملی با موانع جدی روبهرو است. بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است و همه کشتیها از حق «عبور ترانزیتی» برخوردارند؛ حقی که کشورهای ساحلی نمیتوانند آن را تعلیق یا مشروط به پرداخت عوارض کنند. نویسنده همچنین تاکید میکند که تنگه هرمز برخلاف کانالهای سوئز و پاناما، یک کانال مصنوعی تحت کنترل یک کشور نیست، بلکه آبراهی گسترده است که مسیر اصلی عبور کشتیها نیز در آبهای عمان قرار دارد.
مایکل میلشتاین، پژوهشگر ارشد مرکز دایان دانشگاه تلآویو، در تحلیلی که در وبسایت واینت منتشر شده، مینویسد که هرچند ترکیه در دوران رجب طیب اردوغان به یک چالش راهبردی جدی برای اسرائیل تبدیل شده، اما برخلاف ادعای برخی مقامهای اسرائیلی، هنوز نمیتوان آن را «ایران جدید» دانست، زیرا آنکارا نه راهبرد نابودی اسرائیل را دنبال میکند و نه خواهان رویارویی نظامی مستقیم است.
میلشتاین نوشت که در ماههای اخیر و بهویژه پس از پایان جنگ با ایران، این دیدگاه در میان بخشی از رهبران اسرائیل، از جمله بنیامین نتانیاهو و نفتالی بنت، تقویت شده که «ترکیه، ایران جدید است». با این حال، او معتقد است این ارزیابی بیش از حد اغراقآمیز است و میان لفاظیهای تند سیاسی و اهداف واقعی آنکارا تفاوت وجود دارد.
به نوشته این تحلیل، ترکیه امروز از حماس حمایت میکند، نفوذ خود را در سوریه گسترش داده، در پی خرید جنگندههای اف-۳۵ و توسعه جنگنده بومی KAAN است، حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده و روابطش با مصر را بهبود بخشیده است. همچنین آنکارا از فعالیت دفتر حماس در استانبول حمایت میکند و به گفته نویسنده، این دفتر در هدایت عملیات کرانه باختری نقش دارد. افزون بر این، ترکیه با طرح «میهن آبی» و مخالفت با پروژه کابل برق اسرائیل، یونان و قبرس، در حال گسترش نفوذ دریایی خود است.
با وجود این، نویسنده تاکید میکند که ترکیه همچنان روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را حفظ کرده و برخلاف حکومت ایران، حزبالله و حماس، راهبردی برای نابودی اسرائیل دنبال نمیکند. به گفته کارشناسانی که در این گزارش با آنها گفتوگو شده، آنکارا حتی در سوریه نیز تلاش کرده از درگیری مستقیم با اسرائیل پرهیز کند و کانالهای ارتباطی امنیتی میان دو طرف همچنان برقرار است. این تحلیل نتیجه میگیرد که اسرائیل، در شرایطی که همزمان با چالشهای ایران، لبنان، غزه، تنش با آمریکا و فشارهای بینالمللی روبهرو است، نباید وارد رویارویی تازهای با یک قدرت منطقهای مانند ترکیه شود و بهتر است اختلافها را از مسیر دیپلماسی مدیریت کند.