افزایش فاصله بین اولویتهای ترامپ و نتانیاهو همزمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان
اسرائیل در حالی بر حفظ نیروهای خود در جنوب لبنان اصرار دارد که دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای پیشبرد توافق با جمهوری اسلامی تلاش میکند؛ روندی که به گفته تحلیلگران، نفوذ بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بر سیاست واشینگتن در قبال تهران را با چالش روبهرو کرده است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه سوم تیر در یک گزارش خبری و یک تحلیل جداگانه، اصرار اسرائیل بر ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان و پیامدهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی برای جایگاه سیاسی نتانیاهو را بررسی کرد.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، چهارشنبه در یک کنفرانس گفت: «حتی در صورت درخواست آمریکا نیز از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهیم کرد.»
او افزود: «سربازان ما در داخل این مناطق و ساکنان در خارج خواهند بود. زیرساختها در آنجا ویران و خانههای تهدیدآمیز نیز تخریب شدهاند و ما عقبنشینی نخواهیم کرد.»
کاتز ادامه داد: «۲۰۰ هزار نفر از ساکنان باز نخواهند گشت. هیچ ساکنی وجود ندارد و هیچ تروریستی هم وجود ندارد. در گذشته، در مناطق امنیتی که جمعیت غیرنظامی نیز در آن حضور داشت، مواد منفجره کار گذاشته میشد و علیه سربازان حمله صورت میگرفت و ما اجازه تکرار آن را نخواهیم داد.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که لبنان و اسرائیل در واشینگتن درباره طرحی مورد حمایت آمریکا گفتوگو میکنند؛ طرحی که بر اساس آن، نیروهای اسرائیلی از بخشی از مناطقی که در جریان جنگ به آن وارد شدهاند خارج شوند و کنترل آن مناطق به ارتش لبنان واگذار شود.
مقامهای اسرائیلی، از جمله نتانیاهو و کاتز، بارها گفتهاند نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج نخواهند کرد؛ منطقهای که به گفته آنان، برای حفاظت از ساکنان شمال اسرائیل به یک منطقه امنیتی تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی نیز توقف درگیریها در لبنان را به یکی از محورهای اصلی خواستههای خود در هرگونه تفاهم با آمریکا تبدیل کرده است.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت: «برای ما، آتشبس در لبنان به همان اندازه آتشبس در ایران اهمیت دارد و پایان جنگ در لبنان به همان اندازه پایان جنگ در ایران مهم است.»
منابع امنیتی و پزشکی لبنان به رویترز گفتند حمله پهپادی اسرائیل به یک خودرو در جنوب لبنان، دستکم دو کشته بر جای گذاشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد در حال بررسی این گزارش است.
ارتش اسرائیل پیشتر گفته بود نیروی هوایی این کشور دو عضو مسلح حزبالله را در نزدیکی منطقه تحت کنترل نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان هدف قرار داده است. هنوز روشن نیست این دو گزارش به یک رویداد واحد مربوط هستند یا نه.
نتانیاهو و کاهش نفوذ بر سیاست واشینگتن
رویترز در تحلیلی جداگانه نوشت بزرگترین پیامد تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی ممکن است نه برای راهبرد اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی، بلکه برای جایگاه سیاسی نتانیاهو باشد؛ نخستوزیری که طی دههها هویت سیاسی خود را بر این تصویر بنا کرده بود که تنها رهبر اسرائیلی قادر به هماهنگ نگه داشتن واشینگتن و تلآویو در پرونده جمهوری اسلامی است.
با این حال، تحلیلگران، مقامهای پیشین آمریکایی و دیپلماتها به رویترز گفتهاند تفاهم موقت واشینگتن و تهران برای پایان دادن به جنگ، این تصویر را وارونه کرده است.
بهگفته آنان، نتانیاهو به جای شکل دادن به سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی، اکنون ناچار است با رویکردی کنار بیاید که ترامپ برای پایان دادن به درگیریها دنبال میکند.
دنیس راس، مقام پیشین آمریکایی، به رویترز گفت نتانیاهو در داخل اسرائیل نیز بیش از پیش میان دو خواسته متضاد گرفتار شده است؛ از یک سو رییسجمهوری آمریکا که خواهان پایان دادن به درگیریهاست و از سوی دیگر، پایگاه سیاسی داخلی او که با امتیازدهی، بهویژه در لبنان، مخالفت میکند.
بهگفته راس، عقبنشینی از لبنان میتواند برای نتانیاهو هزینه سیاسی داخلی داشته باشد و تشدید تنش نیز خطر رویارویی با واشینگتن را افزایش دهد.
رویترز نوشت جنگی که نتانیاهو امیدوار بود میراث سیاسی او را بهعنوان رهبر مقابلهکننده با جمهوری اسلامی تثبیت کند، ممکن است به جنگی تبدیل شود که یکی از مهمترین منابع قدرت او را از میان ببرد.
آویو بوشینسکی، مشاور پیشین نتانیاهو، به رویترز گفت: «توافق آمریکا و جمهوری اسلامی ضربهای تعیینکننده به نتانیاهو است. او نهتنها جنگ با جمهوری اسلامی را باخته، بلکه ترامپ را هم بهعنوان دوست خود از دست داده است.»
دفتر نتانیاهو به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد. نتانیاهو در یک نشست خبری در ماه جاری، رابطه خود با ترامپ را رابطهای میان دو شریک توصیف کرده بود که «بارها با یکدیگر موافق هستند و گاهی هم اختلاف نظر دارند».
نتانیاهو چهارشنبه در کنفرانس استانداران و فرمانداران محلی، با دفاع از سیاست دولت خود گفت امنیت اسرائیل «با کلمات یا بیانیهها» به دست نمیآید، بلکه با «قدرت» و «قاطعیت» تامین میشود.
او در دفاع از عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی افزود: «اگر علیه جمهوری اسلامی دست به عملیات نزده بودیم، این حکومت همین حالا بمبهای اتمی برای نابودی کامل ما در اختیار داشت.»
نتانیاهو اضافه کرد: «ما این تهدید را دور کردیم. ما تهدید فوری را عقب راندیم. همچنین تهدید فوری هزاران و هزاران موشک بالستیک را از میان برداشتیم.»
یک مقام کاخ سفید نیز به رویترز گفت ترامپ و نتانیاهو رابطهای قوی دارند و نیروهای اسرائیلی در جنگ، «شریکهایی فوقالعاده» بودهاند.
با این حال، رویترز نوشت اختلاف میان واشینگتن و تلآویو فراتر از رابطه شخصی دو رهبر است. ترامپ میخواهد آمریکا را از ورود به جنگی دیگر در خاورمیانه دور نگه دارد، اما نتانیاهو ادامه فشار بر جمهوری اسلامی و متحد آن، حزبالله را برای امنیت اسرائیل ضروری میداند.
بهنوشته رویترز، واشینگتن با مذاکره مستقیم با تهران، قرار دادن درگیری میان اسرائیل و حزبالله مورد حمایت جمهوری اسلامی در لبنان در چارچوبی گستردهتر و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت اختلافات مربوط به آتشبس، به گفته سه منبع دیپلماتیک منطقهای، اسرائیل را بهتدریج از برخی تصمیمگیریهای کلیدی کنار گذاشته است.
رویترز همچنین نوشت نتانیاهو سالها حمایت جمهوریخواهان آمریکا را تقویت کرده و از آن بهعنوان ابزاری برای جبران تنش با دولتهای دموکرات استفاده کرده بود، اما تحلیلگران آمریکایی میگویند جمهوریخواهان حاضر نیستند به خاطر نتانیاهو در برابر ترامپ بایستند.
بر اساس این تحلیل، دو هدف اصلی نتانیاهو، یعنی تضعیف یا حتی سرنگونی ساختار حاکم جمهوری اسلامی و گسترش پیمان ابراهیم از طریق عادیسازی روابط با عربستان سعودی، تاکنون محقق نشدهاند.
منابع منطقهای به رویترز گفتند جنگ غزه، بلاتکلیفی الحاق کرانه باختری و این برداشت فزاینده که اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو ممکن است در نظم منطقهای جدید به جای یک دارایی راهبردی، به یک بار سیاسی تبدیل شود، باعث شده برخی کشورهای عربی در عادیسازی روابط با اسرائیل محتاطتر عمل کنند.
وقتی مقامهای جمهوری اسلامی از آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران حرف میزنند، تصویر سادهای به ذهن میرسد: پولی که سالها در حسابهای خارجی مانده، دوباره در اختیار تهران قرار میگیرد اما اظهارات رییسجمهوری آمریکا و معاون او تصویر متفاوتی از این ماجرا میدهد.
بر اساس توضیح مقامهای آمریکایی، بحث فقط آزاد شدن پول نیست. بحث این است که اگر بخشی از داراییهای ایران آزاد شود، این پول چطور خرج شود، چه کسی بر مصرف آن نظارت کند و کالاها از کجا خریداری شوند.
ونس از گندم، ذرت و سویا نام برد. ترامپ هم گفت قرار است از پولی که آزاد میشود برای خرید مواد غذایی استفاده شود؛ آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان آمریکا.
همین جمله، موضوع را از یک بحث صرفا مالی به یک معامله چندلایه تبدیل میکند. معاملهای که در یک طرف آن داراییهای بلوکهشده ایران قرار دارد، در طرف دیگر جامعه تحت فشار ایران، و در طرف سوم کشاورزان آمریکایی. سوال اصلی این است: چرا گندم، ذرت و سویا؟ چرا دولتمردان آمریکا دارو، تجهیزات پزشکی، برنج و روغن پیشنهاد ندادند؟
جیدی ونس گفته است اگر داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود، آمریکا و قطر بر نحوه مصرف آن نظارت خواهند کرد تا این منابع به مردم ایران کمک کند و صرف آنچه واشینگتن فعالیتهای تروریستی مینامد نشود.
او همچنین از طرحی سخن گفت که بر اساس آن بخشی از این منابع برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی، از جمله سویا، ذرت و گندم استفاده شود.ساعاتی بعد، دونالد ترامپ هم همین مسیر را ادامه داد.
او گفت: « پولی که آزاد میشود قرار است برای خرید مواد غذایی استفاده شود... آن هم صرفا از طریق ایالات متحده و از کشاورزان ما.»
ترامپ همچنین گفت کشاورزان آمریکایی از این موضوع خوشحال هستند و تماسهای زیادی از آنها دریافت کرده است.
این بخش از اظهارات ترامپ توجه زیادی را جلب کرد. چون نشان میداد دولت آمریکا این طرح را فقط بهعنوان کمک غذایی به مردم ایران معرفی نمیکند، بلکه آن را فرصتی برای کشاورزان آمریکایی هم میبیند.
به بیان دیگر، اگر این مدل اجرا شود، پول ایران همزمان دو کار می تواند انجام بدهد: بخشی از نیاز غذایی ایران را تامین میکند و برای محصولات کشاورزی آمریکا بازار ایجاد میکند.
واکنش تهران
لحظاتی پس از اظهارات ترامپ، عبدالناصر همتی، رییسکل بانک مرکزی ایران، به این روایت واکنش نشان داد و گفت:«براساس یادداشتهای امضا شده هیچ الزامی برای خرید نهادههای کشاورزی از آمریکا نداریم.»
همتی در عین حال اضافه کرد که اگر قیمت و کیفیت محصولات آمریکایی مناسب باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد.
چرا گندم، ذرت و سویا؟
گندم، ذرت و سویا در آمریکا سه محصول معمولی نیستند. این سه محصول ستون فقرات کشاورزی ایالات متحده محسوب میشوند. آمریکا سالانه حدود ۴۰۰ میلیون تن ذرت، ۱۲۰ میلیون تن سویا و حدود ۴۰ میلیون تن گندم تولید میکند.
ذرت و سویا بهویژه در ایالتهای میانی آمریکا تولید میشوند. همان مناطقی که هم از نظر اقتصادی برای کشاورزی آمریکا اهمیت دارند و هم بخش مهمی از پایگاه رأی جمهوریخواهان و دونالد ترامپ را تشکیل میدهند.
اما مساله فقط سیاست نیست. کشاورزان آمریکایی در سالهای اخیر با کاهش درآمد واقعی، افزایش هزینهها و رقابت شدید در بازارهای جهانی روبهرو بودهاند.
چرا کشاورزان آمریکایی به بازارهای جدید نیاز دارند؟
وقتی ترامپ میگوید کشاورزان آمریکایی از این طرح خوشحال هستند، این فقط یک جمله تبلیغاتی نیست. بخش کشاورزی آمریکا در سالهای اخیر با چند چالش همزمان روبهرو بوده است.
بر اساس پیشبینی وزارت کشاورزی آمریکا (USDA)، درآمد خالص بخش کشاورزی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۵۳ میلیارد دلار خواهد بود. این رقم در ظاهر بالا به نظر میرسد، اما پس از در نظر گرفتن تورم، درآمد واقعی کشاورزان نسبت به سال قبل حدود ۲ تا ۳ درصد کاهش پیدا میکند.
در همین حال، وزارت کشاورزی آمریکا پیشبینی کرده پرداختهای مستقیم دولت به کشاورزان در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۴ میلیارد دلار برسد. رقمی که نزدیک به ۲۹ درصد درآمد خالص کل بخش کشاورزی آمریکاست. به عبارت دیگر، تقریبا یکسوم درآمد کشاورزی آمریکا امسال از محل کمکهای دولتی تامین میشود.
دولت ترامپ نیز در سال ۲۰۲۵ یک بسته حمایتی حدود ۱۲ میلیارد دلاری برای کشاورزان تصویب کرد که بخش مهمی از آن به تولیدکنندگان گندم، ذرت و سویا اختصاص داشت.
در کنار این موضوع، کشاورزان آمریکایی با رقابت فزاینده برزیل و آرژانتین روبهرو هستند. برزیل در سالهای اخیر از آمریکا پیشی گرفته و اکنون بزرگترین صادرکننده سویای جهان محسوب میشود.
بازار چین نیز که زمانی مهمترین مقصد صادرات سویای آمریکا بود، دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست. تنشهای تجاری میان واشینگتن و پکن باعث شده بخشی از خرید چین به سمت برزیل و سایر تامینکنندگان سوق پیدا کند. برای همین، هر بازار صادراتی تازه میتواند برای کشاورزان آمریکایی اهمیت داشته باشد.
در چنین شرایطی، اگر حتی یک میلیارد دلار از داراییهای ایران صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا شود، این رقم معادل حدود ۰.۷ درصد درآمد سالانه کل بخش کشاورزی آمریکاست. ممکن است این عدد در مقیاس اقتصاد آمریکا بزرگ نباشد، اما برای بازار برخی محصولات خاص مانند گندم، ذرت و سویا، یک سفارش چند میلیارد دلاری میتواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
پاسخ کوتاه، بله است. اما نه به یک شکل. گندم مستقیما با نان و آرد مردم ارتباط دارد. اما ذرت و سویا بیشتر وارد زنجیره تولید غذا میشوند. ذرت عمدتا برای خوراک دام و مرغداری استفاده میشود و روی قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت و لبنیات اثر میگذارد. سویا هم در خوراک دام و تولید روغن نباتی نقش مهمی دارد.
ایران سالانه میلیونها تن از این محصولات را وارد میکند و بهویژه در مورد ذرت و نهادههای دامی وابستگی قابلتوجهی به واردات دارد. به همین دلیل اگر بخشی از داراییهای بلوکهشده صرف خرید این کالاها شود، میتواند بر امنیت غذایی کشور تاثیر بگذارد.
با یک میلیارد دلار چه میشود خرید؟
برای درک ابعاد ماجرا، بد نیست نگاهی به اعداد بیندازیم. اگر فقط یک میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران صرف خرید محصولات کشاورزی شود، با قیمتهای فعلی جهانی میتوان حدود ۴ تا ۵ میلیون تن گندم خرید. همین رقم برای ذرت به حدود ۵ تا ۶ میلیون تن میرسد و برای سویا حدود ۲ میلیون تن.
این اعداد کوچک نیستند .برای مقایسه، برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو،نشان میدهد ایران در سال زراعی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به حدود ۳ میلیون تن واردات گندم و حدود ۱۱ میلیون تن واردات ذرت نیاز خواهد داشت.
به بیان دیگر، یک میلیارد دلار میتواند بخش قابلتوجهی از نیاز وارداتی سالانه ایران در برخی از این اقلام را پوشش دهد. اگر رقم مورد بحث به شش میلیارد دلار برسد، ابعاد ماجرا بسیار بزرگتر میشود و روی کاغذ میتواند بخش عمدهای از واردات گندم، ذرت و سویای ایران را تامین کند.
اما این به معنای حل خودکار مشکلات معیشتی مردم نیست. مشکل اصلی بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید است. حتی اگر گندم، ذرت و سویا وارد کشور شوند، تضمینی وجود ندارد که نتیجه آن کاهش محسوس قیمت مواد غذایی باشد. تورم، نرخ ارز، نحوه توزیع، رانت و سیاستهای غلط اقتصادی دولت همگی در نتیجه نهایی نقش دارند.
در شبکههای اجتماعی، واکنشها به این طرح متفاوت بوده است. برخی کاربران آن را با برنامه «نفت در برابر غذا» در عراق دوران صدام حسین مقایسه کردهاند و معتقدند جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که حتی برای استفاده از داراییهای خود نیز تحت نظارت خارجی قرار گرفته است.
یکی از کاربران نوشته: «این ذلتی که به جمهوری اسلامی تحمیل میشود همان نفت در برابر غذاست. قبلا هم با حکومت صدام همین کار را کردند.»
اما همه نگاهها منفی نیست. گروهی دیگر استدلال میکنند اگر پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای موشکی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
یکی از کاربران نوشته:«اگر پول به دست جمهوری اسلامی برسد خرج پهپاد و موشک و غنیسازی میشود.»
غذای برای ایران یا رونق کشاورزی آمریکا؟
در ظاهر، طرحی که ونس و ترامپ از آن حرف میزنند درباره کمک غذایی به مردم ایران است اما انتخاب گندم، ذرت و سویا سوالهای دیگری را هم مطرح میکند. این سه محصول هم برای امنیت غذایی ایران مهماند و هم برای کشاورزان آمریکایی که با کاهش درآمد، رقابت برزیل و از دست رفتن بخشی از بازار چین روبهرو هستند.
به همین دلیل برخی منتقدان میگویند این طرح بیش از آنکه آزادسازی داراییهای ایران باشد، تبدیل داراییهای ایران به سفارش خرید برای کشاورزان آمریکایی است.
در مقابل، حامیان طرح استدلال میکنند که اگر این پول مستقیما در اختیار جمهوری اسلامی قرار نگیرد، احتمال استفاده از آن برای برنامههای نظامی، هستهای یا دستگاه سرکوب کاهش پیدا میکند.
فعلا مشخص نیست روایت تهران به واقعیت نزدیکتر است یا روایت واشینگتن. اما یک نکته روشن است: اختلاف اصلی دیگر فقط بر سر آزاد شدن پول ایران نیست. اختلاف بر سر این است که چه کسی درباره نحوه خرج شدن آن تصمیم میگیرد.
هادی و فضلالله نیکبخت، دو زندانی سیاسی در اصفهان، از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اعدام محکوم شدهاند و محمد نیکبخت، برادر دیگرشان، با اتهامهایی روبهروست که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. همزمان، خانواده این سه زندانی سیاسی خواستار اقدام برای نجات جان آنان شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد هادی و فضلالله حدود دو هفته پیش از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدهاند.
مصادیق دقیق اتهام «افساد فیالارض» در پرونده آنها مشخص نیست، اما در بخشی از پروندهشان آمده است که برای اعتراض علیه حکومت، اقدام به سازماندهی جوانان کردهاند.
پس از صدور این حکم، خانواده نیکبخت وکیلی را برای پیگیری پرونده انتخاب کردند، اما هنوز مشخص نیست این وکیل به پرونده دسترسی پیدا کرده باشد. هادی و فضلالله طبق قانون، ۲۰ روز فرصت دارند تا نسبت به حکم صادرشده اعتراض کنند.
این دو زندانی سیاسی با وکیل تسخیری در جلسه رسیدگی که بهصورت ویدیوکنفرانس برگزار شد، حاضر شدند، اما به گفته یک منبع مطلع، به دلیل اختلال و ضعف اینترنت زندان نتوانستند روند دادرسی را بهدرستی دنبال کنند.
صدور حکم اعدام برای این دو شهروند در شرایطی گزارش شده که کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوبیستوششمین هفته خود از گسترش این کارزار به ۵۷ زندان خبر داده و درباره افزایش صدور و اجرای احکام اعدام هشدار داده است.
موج صدور احکام اعدام در اصفهان به پرونده نیکبختها محدود نیست. بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، مهنام صفوی، رپر ۲۲ ساله اهل اصفهان که ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ پس از انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات در محل کار خود بازداشت شد، در زندان دستگرد اصفهان با خطر اعدام روبهروست.
بر پایه این گزارشها، صفوی پس از اخذ اعترافات اجباری و در پروندهای که نزدیکانش گفتهاند دادگاه آن بهصورت غیرحضوری برگزار شده، از سوی قاضی همتینژاد به اعدام محکوم شده است.
بازداشت برادران نیکبخت پس از اعتراض به تصرف زمین کشاورزی
هادی و فضلالله نیکبخت دوم آبان ۱۴۰۴ پس از آنکه تلاش کردند مانع تصرف زمین کشاورزی خود شوند، در منزلشان در گلپایگان بازداشت و پس از دو ماه بیخبری مطلق به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدند.
هادی ۴۵ ساله و فضلالله ۵۱ ساله، هر دو پدر سه فرزند هستند و پیشتر در کارزار درخواست برگزاری همهپرسی درباره ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی مشارکت داشتند.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرد محمد نیکبخت، برادر دیگر این خانواده، اسفندماه ۱۴۰۴ با خشونت در منزل خود بازداشت شد و دو ماه را در بیخبری مطلق گذراند.
سایت ماده ۱۸ نیز فروردین سال جاری گزارش داده بود محمد نیکبخت، نوکیش مسیحی، ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ به دست نیروهای امنیتی بازداشت و در بند ۲الف زندان دستگرد اصفهان نگهداری شده است.
همچنین عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، ۲۰ خرداد در پیامی صوتی از زندان دستگرد اصفهان، نام این زندانی سیاسی را در میان گروهی از بازداشتشدگان آورد و گفت آثار شکنجه را بر بدن برخی از آنان دیده است.
این نوکیش مسیحی ۴۸ ساله اکنون در بند زندانیان سیاسی زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود و تاکنون دو بار بهصورت شفاهی با اتهامهایی روبهرو شده که میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
درخواست خانواده برای اقدام فوری
نیکی نیکبخت، خواهر این سه زندانی، پیشتر با انتشار یک پیام ویدیویی گفت از طریق تماس کوتاه هادی با خانواده مطلع شدهاند که برای هادی و فضلالله حکم اعدام صادر و تایید شده است. او همزمان نسبت به جان برادرانش ابراز نگرانی کرد.
او گفت خانواده پیشتر از دادگاه گلپایگان پیگیری کرده بودند و به آنها گفته شده بود مجازات احتمالی این دو برادر بین یک تا پنج سال حبس خواهد بود.
به گفته نیکی، سازمان اطلاعات سپاه و محمدتقی کرامتی، امامجمعه گلپایگان، در روند رسیدگی به این پرونده دخالت کردهاند و پس از آن حکم اعدام برای برادرانش صادر شده است.
نیکی همچنین نسبت به وضعیت محمد هشدار داد و از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواست برای نجات جان برادرانش و دیگر زندانیان سیاسی اقدام کنند.
طی یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ایران افزایش چشمگیری داشته است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۴۴ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها تن دیگر احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.
این روند نگرانیها از محاکمههای شتابزده و افزایش خطر برای بازداشتشدگان پروندههای تازه را تشدید کرده و اعتراضهای گستردهای را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشته است.
شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشتهشدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.
بررسی تصاویر محل، دادههای منبعباز، گزارشهای رسانههای داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدفگیری در نیروی هوایی آمریکا و روایتهای شاهدان نشان میدهد آنچه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدفگرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آنجا مخفی شده بودند.
اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانههای مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمانهایی با کاربری خدماتی و عمومی.
نتیجه، پروندهای است که در آن دو مسئولیت همزمان دیده میشود: جمهوری اسلامی، بهدلیل پنهانکردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حملهکننده، بهدلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطهای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.
شب ۱۴ اسفند؛ ساختمانها فروریختند
ساعت حدود ۸:۲۰ شامگاه، صدای موشک و سپس انفجاری مهیب آرامش زیباشهر شیراز را برهم زد. شماری از ساکنان خیابان سروناز دوم، هراسان از خانهها بیرون آمدند؛ لحظاتی بعد، صدای موشکی دیگر آمد و انفجار دوم رُخ داد. چند نفر از همان مردمی که از خانههایشان بیرون آمده بودند، جانشان را از دست دادند.
فردای حمله، استانداری فارس اعلام کرد ۲۰ نفر کشته و ۳۰ نفر زخمی شدهاند. اما در مراسم رسمی یادبود کشتهشدگان، که در مسجد امام محمدباقر زیباشهر برگزار شد، تنها نام و عکس ۱۶ نفر منتشر شد: هفت تن از آنان نیروهای کادر سپاه و بسیج بودند و ۹ غیرنظامی؛ دو تکنیسین اورژانس، یک کادر مرکز بهداشت، چهار کارمند و پیمانکار شهرداری و یک کاسب محلی.
ساختمان اورژانس ۱۱۵ زیباشهر، یک ساختمان مجاور آن و ساختمان بزرگتری در شرق آنها، که بخشی از اقامتگاه اضطراری مسافری شهرداری شیراز بود، کاملا ویران شدند. شماری از ساختمانهای مسکونی روبهروی مرکز اورژانس هم آسیب دیدند.
علاوه بر اینها، آمبولانس اورژانس و چند خودروی دیگر هم منهدم شد و ترکشهای انفجار، به بدنه تعدادی از خودروهای پارکشده خسارت زد. در تصاویر منتشرشده از روز بعد، بقایای یک آمبولانس سوخته و پوشیده از خاکستر در میان ویرانهها دیده میشود؛ نشانهای روشن از کاربری امدادی نقطهای که هدف قرار گرفت یا در شعاع انفجار نابود شد.
ساختمان بزرگ، مخفیگاه نیروهای سپاه بود
ساختمان بزرگ ویرانشده در اقامتگاه مسافری زیباشهر، صرفا یک ساختمان مسافری خالی یا یک سازه ناشناس نبود. شواهد موجود نشان میدهد این ساختمان، شب حمله محل استقرار شماری از نیروهای سپاه و نیروهای مرتبط با آن بود.
خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، که پس از حمله گزارشی ویدیویی از محل منتشر کرد، نوشت موشکها به «ساختمانهای خوابگاه و بخشهای اداری» اقامتگاه اصابت کردند، آتشسوزی گستردهای رخ داد و «شماری از نیروهای نظامی کشته و شماری دیگر مجروح شدند». همین گزارش، اقامت نیروهای نظامی در این اقامتگاه غیرنظامی را به «دورههای آموزشی برای حفاظت از مرزها» نسبت داد.
اما این توضیح با شواهد محل نمیخواند. دادههای منبعباز، از جمله نقشه گوگل و اپلیکیشن ایرانی «نشان»، این محل را بهعنوان اقامتگاه اضطراری فاقد امکانات آموزشی نشان میدهند. تصاویر و ویدیوهای راستیآزماییشده از محل نیز تابلوی همین اقامتگاه را در ورودی آن نشان میدهد.
در منابع در دسترس، نشانهای وجود ندارد که این اقامتگاه در سالهای گذشته کاربری نظامی داشته باشد. شواهد موجود آن را مجموعهای شناختهشده با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی نشان میدهد، نه یک مرکز آموزشی یا نظامی.
از سوی دیگر، اگر مساله این نیروها واقعا «آموزش برای حفاظت از مرزها» بود، مجتمع بزرگ دانشکده علوم و فنون زرهی نیروی زمینی سپاه، با امکانات آموزشی و نظامی، کمتر از ۲۰۰ متر آنسوتر قرار داشت؛ مجتمعی که کار آن روی کاغذ، همان آموزش و آمادهسازی نیروهای زمینی است. به این ترتیب، ادعای آموزش نظامی در یک اقامتگاه مسافری فاقد امکانات در ۲۰۰ متری یک پادگان تجهیزشده برای آموزش، بیپایه به نظر میرسد.
در روزهای آغازین جنگ و همزمان با حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، گزارشهای متعددی از انتقال نیروها، خودروها و تجهیزات نظامی و انتظامی به اماکن غیرنظامی منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، در شهرهای مختلف ایران، این نیروها در تلاش برای حفظ جان خود در مکانهای غیرنظامی و فضاهای عمومی نظیر مدارس، دانشگاهها، مساجد، بیمارستانها، پارکها و اقامتگاههای خصوصی مستقر شدند.
زنجیره شواهد به نتیجهای روشن میرسد: در زیباشهر شیراز هم، نیروهای سپاه برای در امان ماندن از حملات، از مجتمع نظامی مجاور به اقامتگاه غیرنظامی منتقل شده بودند. حمله هوایی نیز به جای پادگان تخلیهشده سپاه در آن سوی بزرگراه، محل استقرار این نیروها در همین اقامتگاه را هدف گرفت.
چرا مجتمع سپاه هدف گرفته نشد؟
تصاویر ماهوارهای و اطلاعات منبع باز، وجود دانشگاه و پادگان بزرگ نیروی زمینی سپاه در آن سوی زیباشهر را تائید می کند، دادههای اوپناستریتمپ، این محدوده را همچنین به لشکر ۱۹ فجر سپاه و واحدی از نیروی هوافضای سپاه در شیراز پیوند میدهد. ادعایی که کشتهشدن یکی از افسران لشکر ۱۹ فجر در همین حمله، احتمال درستی آن را بالا میبرد. با این حال، در تصاویر پس از حمله نشانهای از تخریب این مجتمع دیده نمیشود.
وست برایانت، رییس پیشین تیم هدفگیری ویژه نیروی هوایی آمریکا و مسئول سابق ارزیابی آسیب غیرنظامی در پنتاگون، پس از بررسی شواهد تصویری، با اشاره به اینکه در مجموع، نزدیک به ۱۳۵۰ کیلوگرم بمب در این حمله به کار رفته است، به نیولاینز گفت به ساختمان بزرگتر شرقی، مهماتی در حد یک بمب ۹۰۰ کیلویی، و به دو سازه غربی، از جمله پایگاه اورژانس، مهماتی در حد بمبهای ۲۲۰ کیلویی اصابت کرده است.
به باور این کارشناس، با مهمات دقیق امروزی، خطای ۲۰۰ متری تا آن سوی بزرگراه، آن هم نه در یک اصابت بلکه در چند اصابت جداگانه، بسیار نامحتمل است. اگر سه مهمات جداگانه به سه سازه مشخص در محوطه اقامتگاه اصابت کرده باشند، فرضیه «خطای ساده» یا «انحراف اتفاقی» ضعیف میشود.
این یعنی هدف حمله، با احتمال بسیار بالا، خود اقامتگاه مسافری زیباشهر یا دستکم ساختمانهایی درون آن بود؛ جایی که نیروهای سپاه در آن مستقر شده بودند. مجتمع اصلی سپاه آن سوی بزرگراه سالم ماند، چون هدف این حمله نبود.
عامل حمله چه کسی بود؟
حمله همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. در جریان جنگ مشخص شد که بازیگران منطقهای نیز وارد عملیات نظامی علیه ایران شدهاند و با هماهنگی آمریکا و اسرائیل به اهدافی عمدتا نفتی در ایران حمله کردند. والاستریت ژورنال و بعدتر رویترز، از رسانههایی بودند که گزارشهایی از این حملات منتشر کردند.
اما تا این لحظه هیچ کدام از طرفین درگیری مسئولیت حمله به زیباشهر را نپذیرفته است. یک مقام آمریکایی در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره نقش آمریکا در این حمله گفت «ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) پیشتر ادعای نقش آمریکا در این حمله را بررسی کرده اما هیچ شواهدی در تایید دخالت نیروهای آمریکایی در آن نیافته است.»
وزارت دفاع اسرائیل و ارتش این کشور و همچنین وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پرسشهای ایراناینترنشنال درباره این حمله پاسخی ندادند.
با این حال، الگوی عملیاتی جنگ، مهمترین قرینه برای تشخیص عامل حمله است. بر اساس تحلیل موسسهی بینالمللی مطالعات راهبردی، در روزهای نخستین جنگ، نیروی هوادریای آمریکا پایگاهها و سکوهای پرتاب موشک را در جنوب و مرکز ایران هدف میگرفت، در حالی که اسرائیل و هواپیماهای مستقر در اردن بر شمال و غرب کشور تمرکز داشتند.
بر پایه این الگو، شیراز، در جنوب ایران در حوزهی مسئولیت عملیاتی آمریکا قرار میگرفت. ماهیت حمله نیز با این تصویر همخوان است: حمله با مهمات سنگین هوایی و بمبهای هدایتشونده انجام شده که با شیوهی عملیات هوایی-دریایی آمریکا در جنوب ایران سازگار است.
شمار نظامیان کشتهشده چقدر بود؟
حکومت تنها نام هفت نیروی سپاه و بسیج را در کنار ۹ قربانی غیرنظامی منتشر کرده است. اما این عدد لزوما همه تلفات نظامی حمله را نشان نمیدهد.
آنچنانکه گفته شد به ساختمان بزرگ اقامتگاه مسافری بمبی ۹۰۰ کیلوگرمی اصابت کرده و ویدیوها نشان میدهد که این ساختمان ویران و به تلی از خاکستر بدل شده است. با توجه به اینکه دو ساختمان دیگر مورد هدف، اورژانس و ساختمان اداری اقامتگاه مسافری بود، میتوان گفت که همین ساختمان بزرگ، یکی از محلهای استقرار و خوابگاه نیروهای نظامی بوده که خبرگزاری دانشجو گزارش داده است.
چه تعداد نظامی در آن ساختمان حضور داشتند؟ احتمال دارد همه یا بخشی از نیروهای سپاه پادگان مجاور زیباشهر، از جمله افسران دانشکده نیروی زمینی سپاه که از نقاط مختلف کشور هستند، در ساختمانهای اقامتگاه مسافری از جمله ساختمان بزرگ منهدمشده مستقر شده باشند.
با این حال هرچند مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در این ساختمان جا داده شده بودند و حکومت هم فهرست کامل کشتههای نظامی این حمله را منتشر نکرده، اما میتوان انتظار داشت با توجه به بزرگی این ساختمان و ویرانی کامل آن، شمار کشتههای نظامی حمله بیش از هفت نیروی بومی باشد که در مسجد زیباشهر از خانوادههای آنان تقدیر شده است.
اورژانس چگونه وارد خط آتش شد؟
حضور نظامیان در اقامتگاه مسافری، ماهیت غیرنظامی کل محوطه را از بین نمیبرد. محل هدف، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵ بود؛ ساختمانی درمانی که سالها در همان نقطه فعال بود و در نقشهها و تصاویر عمومی قابل شناسایی بود. در همان محدوده، تابلوی اقامتگاه اضطراری، ساختمانهای خدماتی، آمبولانس، خودروهای غیرنظامی و ساختمانهای مسکونی دیده میشدند.
بنابراین حتی اگر یکی از ساختمانهای اقامتگاه، بهدلیل حضور نظامیان، هدف نظامی تلقی شده باشد، پایگاه اورژانس ۱۱۵ در ۳۶ متری آن، و خانههای اطراف همچنان تحت حمایت حقوق بشردوستانه بودند.
در تحلیل نظامی، محدوده خطر بر اساس شعاع انفجار، موج انفجار، ترکش و احتمال خطای برخورد محاسبه میشود، نه فقط بر اساس فاصله روی نقشه. وقتی نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، در چند قدمی یک مرکز اورژانس و در دل یک محله مسکونی مستقر میشوند، مردم و تاسیسات غیرنظامی در معرض خطر مستقیم هر حمله احتمالی قرار میگیرند.
از طرف دیگر، همین واقعیت، مسئولیت مهاجم را هم سنگین میکند. اگر هدف، ساختمانی در یک محوطه غیرنظامی و کنار مرکز اورژانس بوده، مهاجم باید نشان دهد چه اقداماتی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام داده است: انتخاب زمان حمله، زاویه حمله، نوع مهمات، هشدار احتمالی و ارزیابی شعاع تخریب و ترکش.
مسئولیت جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی در این پرونده دستکم از یک جهت مسئول است: انتقال و استقرار نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، کنار مرکز اورژانس و در دل منطقه مسکونی. همان زنجیره شواهدی که نشان میدهد ساختمان بزرگ اقامتگاه محل حضور نیروهای سپاه بود، همزمان نشان میدهد حکومت با جابهجا کردن نیروهایش از فضای نظامی به یک محل اقامتی و امدادی، خطر جنگ را به میان مردم منتقل کرده است.
حقوق بینالملل بشردوستانه، طرفهای درگیر را موظف میکند تا حد امکان از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت خودداری کنند و غیرنظامیان را از مجاورت اهداف نظامی دور نگه دارند. پنهانکردن نیروهای سپاه در اقامتگاه مسافری، آن هم در چند قدمی پایگاه اورژانس و خانههای مردم، خلاف این اصل است.
این کار، غیرنظامیان را به سپری ناخواسته برای نظامیان بدل کرد. لازم نیست حتما ثابت شود جمهوری اسلامی عامدانه قصد استفاده از مردم بهعنوان «سپر انسانی» داشته است؛ حتی اگر هدف، صرفا حفظ جان نیروهای نظامی بوده باشد، نتیجه آن به خطر انداختن جان مردم عادی بود.
زیباشهر نشان میدهد سیاست پناهدادن نیروهای نظامی در اماکن غیرنظامی چه پیامدی دارد: جنگ از پادگان به کمپ مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم منتقل میشود.
مسئولیت مهاجم
مسئولیت جمهوری اسلامی، مسئولیت مهاجم را از میان نمیبرد. حتی اگر اقامتگاه بهدلیل حضور یا استفاده نیروهای نظامی هدفی نظامی تلقی شده باشد، مهاجم همچنان موظف بوده میان هدف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارد، همه احتیاطهای ممکن را برای کاهش آسیب به کار گیرد و از حملهای نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و مشخص خودداری کند.
در این حمله، علاوه بر ساختمان محل استقرار نیروها، پایگاه اورژانس، خانههای مسکونی و خودروهای غیرنظامیان نیز آسیب دیدند یا از بین رفتند. همین موضوع، روش حمله، نوع مهمات و زمانبندی آن را از منظر اصول تمایز، احتیاط و تناسب محل پرسش میکند.
پایگاه اورژانس ۱۱۵ یک واحد درمانی بود و حضور نظامیان در ساختمانی مجاور، حمایت ویژه از آن را از بین نمیبرد. این حمایت تنها زمانی که واحد درمانی، خارج از کارکرد غیرنظامی خود، برای اقدام زیانبار علیه دشمن استفاده شود، پس از اخطار و مهلت معقول از آن ساقط میشود. هیچ نشانهای از چنین وضعیتی در دست نیست. همچنین حضور نیروهای نظامی در یک مکان غیرنظامی، کل محوطه، ساختمانهای مجاور یا واحد درمانی نزدیک آن را خودبهخود به هدف مشروع تبدیل نمیکند.
بر پایهی اصل تمایز، هدف قراردادن چند نقطهی مجزا در یک محوطهی غیرنظامی، از جمله مرکز اورژانس مجاور خوابگاه موقت نیروها، پرسش جدی دربارهی محدودماندن حمله به اهداف نظامی ایجاد میکند.
بر پایهی اصل احتیاط، استفاده از مهمات سنگین ۹۰۰ و ۲۲۰ کیلویی در چند متری یک مرکز اورژانس و خانههای مسکونی، آن هم در محلی که در نقشههای عمومی و تصاویر منبعباز قابل شناسایی بود، انتخاب روش، زاویه و نوع مهمات را زیر سوال میبرد.
بر پایهی اصل تناسب، ما نمیدانیم دقیقا چند نیروی سپاه و بسیج کشته شدهاند، نقش عملیاتی آنان چه بوده و مهاجم در زمان حمله چه مزیت نظامی مشخص و مستقیمی را انتظار داشته است. اما میدانیم دستکم ۹ غیرنظامی جان باختهاند. اگر مزیت نظامی مورد انتظار محدود بوده باشد، این تلفات غیرنظامی بهروشنی پرسش تناسب را پیش میکشد؛ و حتی اگر مزیت نظامی بیشتری مورد انتظار بوده باشد، نقض احتمالی اصول تمایز و احتیاط و حمایت از واحد درمانی همچنان به قوت خود باقی است.
سرانجام، اگر حملهی دوم، چنانکه شاهدان گفتهاند، پس از حضور مردم و امدادگران رخ داده باشد، مسئولیت مهاجم سنگینتر میشود؛ هدفگیری یا بیاعتنایی به حضور امدادگران، یکی از روشنترین موارد نقض حمایت از غیرنظامیان، امدادگران و ماموریت درمانی است.
پروندهای با دو مسئول
زیباشهر پروندهای ساده با یک روایت تکخطی نیست. ساختمان بزرگ اقامتگاه، بنا بر شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاه بود و به همین دلیل هدف قرار گرفت. اما همین ساختمان در دل محوطهای غیرنظامی قرار داشت.
جمهوری اسلامی، با انتقال نیروهایش به این محل، جان غیرنظامیان را به خطر انداخت. مهاجم هم با حمله به هدفی در کنار اورژانس و میان یک محوطه شناختهشده غیرنظامی، باید پاسخ دهد که چه احتیاطهایی برای جلوگیری از مرگ مردم و تخریب مرکز درمانی بهکار گرفت.
هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است: شمار دقیق نظامیان کشتهشده چقدر بود؟ آیا ساختمان بزرگ اقامتگاه پیش از حمله بهعنوان محل استقرار نظامیان شناسایی شده بود؟ آیا پایگاه اورژانس و آمبولانسها در دادههای پیش از حمله دیده شده بودند؟
اما هم اکنون هم یک واقعیت روشن است: جنگ در زیباشهر از پادگان بیرون آمد و به اقامتگاه مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم رسید. نظامیانی که برای در امان ماندن در میان غیرنظامیان پنهان شده بودند، هدف قرار گرفتند؛ اما هزینه آن را کادر درمانی و مردمی هم پرداختند که تنها گناهشان همسایگی با همان پنهانگاه بود.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، چهارشنبه سوم تیر به شبکه سیانبیسی گفت که وزارت خزانهداری آمریکا بر نحوه استفاده از داراییهای ایران که در چارچوب توافق موقت آمریکا و جمهوری اسلامی آزاد میشوند، نظارت خواهد کرد.
بسنت گفت: «بخش بسیار بزرگی از این منابع صرف خرید مواد غذایی و دارو از ایالات متحده خواهد شد.»
همزمان، دونالد ترامپ نیز در پستی در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال، نوشت: «ما بخشی از پولهای جمهوری اسلامی را که کاملا تحت کنترل ماست، برای خرید ذرت، گندم، سویا و محصولات دیگر از کشاورزان و دامداران آمریکایی آزاد خواهیم کرد.»
او افزود جمهوری اسلامی بهشدت به مواد غذایی نیاز دارد و این محصولات منحصرا از آمریکا برای آن خریداری خواهد شد.
ترامپ در عین حال تاکید کرد: «آمریکا هیچ پولی به جمهوری اسلامی پرداخت نکرده و هیچ بخشی از داراییهای آن را آزاد نکرده است.»
با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی روایتی متفاوت از نحوه هزینه کردن داراییهای آزادشده ایران بهدست داده و گفتهاند که واشینگتن یا متحدانش نمیتوانند تعیین کنند که جمهوری اسلامی داراییهای آزادشده ایران را چگونه هزینه کند. آنها همچنین تاکید کردهاند که هرگونه خرید محصولات کشاورزی نه برمبنای شروط تعیینشده از سوی آمریکا، بلکه بر اساس قیمت و کیفیت کالاها انجام خواهد شد.
با وجود بسنت چهارشنبه در گفتوگو با شبکه سیانبیسی توضیح داد که منابع مالی آزادشده تحت نظارت وزارت خزانهداری آمریکا در خاورمیانه قرار خواهند گرفت؛ موضوعی که نشان میدهد دولت ترامپ در تلاش است برای یکی از حساسترین بخشهای توافق، یعنی دسترسی جمهوری اسلامی به داراییهای بلوکهشده ایران، محدودیتها و سازوکارهای کنترلی تعیین کند.
بسنت گفت نخستین بخش از این پول احتمالا از سوی قطر آزاد خواهد شد و مقامهای وزارت خزانهداری آمریکا در دوحه بر نحوه تخصیص این منابع نظارت خواهند کرد.
به گفته او، این سازوکار باعث خواهد شد که پول در عمل «دوباره به سمت محصولات آمریکایی بازگردد.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که کاخ سفید با انتقاد برخی جمهوریخواهان کنگره روبهرو شده است؛ منتقدانی که معتقدند توافق ترامپ امتیازات زیادی از جمله کاهش تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده را در ازای صرفا یک دوره موقت مذاکره در اختیار ایران قرار میدهد.
بهنوشته سیانبیسی سازوکاری که بسنت توصیف کرد، همچنین میتواند یک استدلال اقتصادی داخلی برای دولت ترامپ ایجاد کند؛ زیرا بخشی از پولهای آزادشده ممکن است در نهایت به کشاورزان آمریکایی، تولیدکنندگان مواد غذایی و شرکتهای دارویی ایالات متحده برسد؛ مشروط بر اینکه تهران ملزم یا تشویق شود این منابع را صرف خرید کالاهای آمریکایی کند.
با این حال، جزئیات اجرایی این طرح همچنان مبهم است.
بسنت توضیح نداد چه میزان پول آزاد خواهد شد، کدام نهاد در قطر کنترل حسابها را بر عهده خواهد داشت، منابع در چه حسابهایی نگهداری میشوند، نقش جمهوری اسلامی در تعیین خریدها چه خواهد بود و وزارت خزانهداری آمریکا از چه ابزارهایی برای جلوگیری از انحراف یا سوءاستفاده از این پول استفاده خواهد کرد.
مقامهای دولت آمریکا استدلال میکنند که توافق موقت با هدف توقف درگیریها و ایجاد یک فرصت ۶۰ روزه برای دستیابی به توافقی گستردهتر طراحی شده است، اما منتقدان میگویند کاخ سفید پیشاپیش امتیازات زیادی ارائه کرده، در حالی که بسیاری از مسائل مهم امنیتی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهور آمریکا، بارها از این توافق دفاع کرده و گفته است که آمریکا هیچ پولی از مالیاتدهندگان خود به حکومت ایران پرداخت نمیکند و تهران تنها در صورت پایبندی به توافق از مزایای اقتصادی آن بهرهمند خواهد شد.
سیانبیسی در گزارش خود افزود این اختلاف روایتها همچنین پرسش اصلی و حلنشدهای را برجسته میکند: آیا وزارت خزانهداری آمریکا پس از آزاد شدن منابع مالی، واقعا کنترل قانونی بر این پولها خواهد داشت، یا اینکه واشنگتن صرفا شرایطی را مطرح میکند که امیدوار است از طریق بانکهای خارجی، حسابهای امانی (Escrow) و فشارهای تحریمی بتواند آنها را اجرا کند؟
دونالد ترامپ سهشنبه و بار دیگر صبح چهارشنبه تاکید کرد که پولها و معافیتهای تحریمی که از سوی وزارت خزانهداری آزاد میشوند، به یک حساب امانی تحت کنترل آمریکا واریز خواهند شد و تنها برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی از ایالات متحده، از جمله ذرت، گندم و سویا، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
بسنت نیز چهارشنبه همین موضع را تکرار کرد و گفت هر پولی که ایران دریافت کند از محل داراییهای مسدودشده خود ایران خواهد بود و در مرحله نخست «برای منفعت مردم ایران» هزینه خواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده حکومت ایران، توافق اخیر تهران و واشینگتن را «اعلام شکست آمریکا» خواند؛ همزمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکید کرد بازرسی از تاسیسات هستهای ایران انجام خواهد شد و پاکستان اعلام کرد مذاکرات فنی دو کشور در هفته آینده از سر گرفته میشود.
رییسجمهوری آمریکا چهارشنبه به فاکسنیوز گفت بازرسان آمریکایی در کنار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تاسیسات هستهای جمهوری اسل
او بار دیگر تاکید کرد: «جمهوری اسلامی با حضور بازرسان و انجام بازرسی از تاسیسات هستهای خود موافقت کرده است.»
ترامپ همچنین گفت: «برای اعزام بازرسان به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی عجلهای وجود ندارد.»
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز چهارشنبه تاکید کرد که بازرسان این نهاد از تاسیسات هستهای ایران بازدید خواهند کرد. او در یک نشست خبری در نیروگاه فوکوشیما در ژاپن گفت یادداشت تفاهم امضاشده میان تهران و واشینگتن بهصراحت نظارت آژانس بر فعالیتها و تاسیسات هستهای ایران را پیشبینی کرده است.
گروسی افزود: «برای انجام این کار باید بازرسی صورت گیرد. اینکه این اتفاق دو روز دیگر یا ده روز دیگر رخ دهد مهم است، اما اصل موضوع این است که این بازرسی انجام خواهد شد.»
دور قبلی گفتوگوها اوایل هفته جاری در ژنو برگزار شد و ریاست هیات آمریکایی را جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، بر عهده داشت. میانجیها پس از آن اعلام کردند دو طرف بر سر چارچوبی برای دستیابی به توافق نهایی به توافق رسیدهاند. ونس نیز موافقت [حکومت] ایران با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را «یک نقطه عطف بزرگ» توصیف کرد.
با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، این ادعا را رد کرد و گفت نه دیداری میان مقامهای ایرانی و رافائل گروسی در سوئیس انجام شده و نه برنامهای برای بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای آسیبدیده ایران وجود دارد.
اعلام شکست آمریکا
در حالی که مذاکرات واشینگتن و تهران برای دستیابی به توافق نهایی وارد مرحله جدیدی شده است، قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، چهارشنبه سوم تیر توافق اخیر میان دو کشور برای پایان دادن به جنگ را «اعلام شکست آمریکا» توصیف کرد.
قالیباف که در یک کنفرانس در جمهوری آذربایجان سخن میگفت، «یادداشت تفاهم اسلامآباد» را نه نتیجه فشار و اجبار، بلکه حاصل «مقاومت و اقتدار ملت ایران» دانست و گفت: «به همین دلیل، یادداشت تفاهم اسلامآباد به اعلام شکست آمریکا تبدیل شد.»
او همچنین بر ضرورت خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه تاکید کرد و گفت حضور این نیروها نه تنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند، بلکه خود عامل بیثباتی است.
رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی همچنین خواستار آن شد که کشورهای منطقه بدون دخالت بازیگران خارجی درباره نظم سیاسی و امنیتی خاورمیانه تصمیم بگیرند.
این اظهارات در حالی بیان شد که دور تازهای از مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا قرار است هفته آینده برگزار شود.
طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، اعلام کرد مذاکرات فنی که با میانجیگری اسلامآباد در جریان است، احتمالا از روز سهشنبه آینده از سر گرفته خواهد شد، هرچند محل برگزاری آن هنوز مشخص نشده است. او گفت دوشنبه یا چهارشنبه نیز از گزینههای احتمالی برای آغاز مذاکرات است.
از زمان آغاز درگیریهای حکومت ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، تهران دسترسی آژانس به مراکز غنیسازی را محدود کرده است. برخی ارزیابیهای غربی مدعیاند [حکومت] ایران در این مراکز اورانیوم غنیشدهای ذخیره کرده که در صورت تصمیم سیاسی، میتواند برای ساخت چندین سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد. جمهوری اسلامی همواره بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید کرده است.
اختلافهای دیگری نیز بر سر نحوه اجرای توافق وجود دارد. یکی از این موارد، چگونگی استفاده از داراییهای مسدودشده ایران است که قرار است آزاد شوند. دونالد ترامپ گفته است این منابع باید برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی از آمریکا هزینه شود، اما علی بحرینی، سفیر جمهوری اسلامی در دفتر سازمان ملل در ژنو، تاکید کرده است که تصمیمگیری درباره نحوه هزینهکرد این پولها بر عهده ایران خواهد بود.
واشینگتن پیشتر با تعلیق ۶۰ روزه تحریمهای ایران موافقت کرده و به تهران اجازه داده است نفت و فرآوردههای مرتبط را صادر و درآمد حاصل از آن را دریافت کند. همین تعلیق تحریمها، همراه با نبود تعهدات روشن ایران در حوزه هستهای، از جمله دلایلی است که مقامهای اسرائیلی نسبت به توافق ابراز نگرانی کردهاند.
در همین حال، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سفر منطقهای خود به کشورهای حوزه خلیج فارس را با حضور در امارات متحده عربی آغاز کرد.
همزمان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با باسم نعیم، عضو دفتر سیاسی حماس، درباره آخرین تحولات منطقه و روند مذاکرات گفتوگو کرد.
به گزارش صداوسیما، عراقچی در این تماس بر ادامه حمایت جمهوری اسلامی از فلسطینیان و «حقوق مشروع ملی» آنها تاکید کرده است. حماس نیز از توافق اخیر میان حکومت ایران و آمریکا استقبال کرده و ابراز امیدواری کرده است که این توافق بتواند به کاهش خشونتها در نوار غزه نیز کمک کند.
اگرچه در متن تفاهمنامه اشاره مستقیمی به غزه نشده است، اما این توافق بر «توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان» تاکید دارد. بر اساس گزارشها، سازوکار کاهش تنش در لبنان که در چارچوب مذاکرات ایران و آمریکا ایجاد شده، شامل ایران است اما اسرائیل در آن حضور ندارد؛ موضوعی که نگرانی مقامهای اسرائیلی درباره پیامدهای توافق را افزایش داده است.