وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی مفصل نوشت که اگرچه عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه حکومت ایران ضربات سنگینی به برنامه هستهای، توان موشکی، صنایع دفاعی و سامانههای پدافندی جمهوری اسلامی وارد کرد، اما یادداشت تفاهمی که دولت دونالد ترامپ با تهران امضا کرد، بسیاری از این دستاوردها را از نظر راهبردی تضعیف کرد و [حکومت] ایران را در موقعیتی برتر قرار داد.
رون بنیشای، تحلیلگر نظامی واینت، عملیات «شیر خیزان» را نقطه اوج موفقیتهای نظامی اسرائیل در جنگ با [حکومت] ایران توصیف کرد، اما نوشت یادداشت تفاهمی که با میانجیگری آمریکا به امضا رسید و به عملیات «شیر غران» پایان داد، اسرائیل را به پایینترین جایگاه راهبردی خود در سالهای اخیر رساند. به نوشته او، [حکومت] ایران توانست شکست نظامی خود را به یک پیروزی سیاسی و روانی تبدیل کند، در حالی که آمریکا و اسرائیل بخشی از دستاوردهای نظامی خود را در عرصه دیپلماتیک از دست دادند.
این تحلیل میگوید عملیات نظامی، برنامه هستهای ایران را بین سه تا پنج سال به عقب انداخته است. به نوشته واینت، تاسیسات اصلی غنیسازی از کار افتاده، تاسیسات فردو با بمبافکنهای آمریکایی به شدت آسیب دیده، شماری از دانشمندان هستهای کشته شدهاند و حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی در سایتهای نطنز، فردو و اصفهان زیر آوار مدفون شده است. با این حال، نویسنده تاکید میکند که اورانیوم غنیشده همچنان از بین نرفته و دانش فنی ایران نیز حفظ شده است؛ بنابراین تهدید هستهای به طور کامل برطرف نشده، بلکه تنها برای چند سال به تعویق افتاده است.
بنیشای معتقد است [حکومت] ایران در آینده نزدیک قادر نخواهد بود ظرف چند هفته یا چند ماه به سلاح هستهای دست یابد، زیرا علاوه بر مواد شکافتپذیر، برای تولید یک سلاح قابل اتکا به آزمایشهای هستهای، تولید چندین کلاهک و اطمینان از عملکرد آنها نیاز دارد؛ فرآیندی که به گفته او از دید نهادهای اطلاعاتی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنهان نخواهد ماند. او میافزاید موساد، اطلاعات نظامی اسرائیل و نهادهای اطلاعاتی آمریکا همچنان برنامه هستهای ایران را به دقت زیر نظر دارند.
به نوشته واینت، عملیات نظامی همچنین بیش از نیمی از موشکهای بالستیک و پرتابگرهای ایران را نابود کرد و کارخانههای تولید موشک، مجتمعهای فولاد، صنایع پتروشیمی و مراکز تحقیق و توسعه مرتبط با برنامههای نظامی جمهوری اسلامی تقریباً به طور کامل منهدم شدند. نویسنده این بخش را مهمترین دستاورد راهبردی عملیات میداند، زیرا معتقد است بازسازی صنایع دفاعی ایران حتی در صورت لغو تحریمها و دسترسی تهران به منابع مالی، دستکم دو تا سه سال زمان خواهد برد.
با وجود این، تحلیلگر واینت هشدار میدهد که تهدید موشکی همچنان پابرجاست. به نوشته او، [حکومت] ایران هنوز بیش از هزار موشک بالستیک و چند هزار پهپاد انفجاری در اختیار دارد و هرچند دیگر قادر به اجرای طرح اولیه خود برای تولید هشت هزار موشک و اشباع سامانههای دفاعی اسرائیل نیست، اما همچنان میتواند اسرائیل، کشورهای منطقه و حتی اروپا را تهدید کند.
این گزارش همچنین از نابودی گسترده سامانههای پدافند هوایی ایران به عنوان یکی دیگر از موفقیتهای مهم اسرائیل یاد میکند. به گفته نویسنده، نیروی هوایی اسرائیل اکنون آزادی عمل قابل توجهی در آسمان ایران دارد و تهران میداند تقریباً همه زیرساختهای حیاتی نظامی، هستهای، صنعتی و اقتصادیاش در معرض حمله قرار دارند. با این حال، او هشدار میدهد که اگر ایران با کمک چین یا روسیه سامانههای پدافندی خود را بازسازی کند، این برتری ممکن است از میان برود.
بنیشای در ادامه به روند مذاکرات منتهی به تفاهم نیز میپردازد و تاکید میکند ایران با بستن تنگه هرمز و ایجاد فشار اقتصادی بر آمریکا و جهان، توانست ترامپ را به پذیرش توافقی سوق دهد که بیش از آنکه منافع اسرائیل را تامین کند، به بقای حکومت ایران کمک میکند. او مینویسد تهران از این توافق برای دریافت منابع مالی، بازسازی توان نظامی و محدود کردن آزادی عمل ارتش اسرائیل در ایران و لبنان استفاده خواهد کرد و همچنین موفق شده میان واشینگتن و تلآویو شکاف سیاسی ایجاد کند.
در بخش دیگری از این تحلیل، نویسنده به وضعیت داخلی ایران پرداخته و مینویسد موساد همچنان سقوط حکومت جمهوری اسلامی را محتمل میداند. به گفته او، بحران آب، برق، تورم، بیکاری و مشکلات اقتصادی میتواند در دو تا سه سال آینده حکومت را با فشارهای داخلی بیشتری روبهرو کند، اما اگر آمریکا تحریمها را لغو و داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند، این روند ممکن است متوقف شود.
واینت همچنین وضعیت گروههای نیابتی حکومت ایران را بررسی کرده و نوشته است که جمهوری اسلامی در جریان جنگ دریافت حزبالله، حوثیها و گروههای مسلح عراقی آنگونه که انتظار میرفت از تهران حمایت نکردند. با این حال، در مراحل بعدی درگیری، حزبالله بار دیگر به درخواست [حکومت] ایران حملات خود علیه اسرائیل را از سر گرفت و همین امر، به گفته نویسنده، بهانهای شد تا ترامپ آزادی عمل اسرائیل در لبنان را نیز محدود کند.
به نوشته این تحلیل، اگرچه حزبالله بخش بزرگی از توان موشکی و هزاران نیروی خود را از دست داده و با مخالفت فزاینده در داخل لبنان روبهرو است، اما همچنان قادر است با راکت، موشکهای ضدتانک، پهپادها و عملیات چریکی زندگی در شمال اسرائیل را مختل کند. نویسنده تاکید میکند که خلع سلاح کامل حزبالله تنها با عملیات گسترده زمینی در لبنان امکانپذیر است، اما ارتش اسرائیل در حال حاضر توان انسانی و لجستیکی لازم برای چنین جنگی را ندارد.
بنیشای در پایان جمعبندی میکند که اگرچه وضعیت امنیتی اسرائیل نسبت به پیش از آغاز جنگ بهتر شده و تهدیدهای حکومت ایران و حزبالله تا حدی به عقب رانده شدهاند، اما این تهدیدها از میان نرفتهاند. او مینویسد اسرائیل در عرصه نظامی به موفقیتهای مهمی دست یافته، اما فاقد راهبرد سیاسی و دیپلماتیک برای تبدیل این موفقیتها به دستاوردهای پایدار است. به اعتقاد نویسنده، بعید است جنگ با [حکومت] ایران در آینده نزدیک از سر گرفته شود، زیرا هم آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ تمایلی به بازگشت به درگیری ندارد و هم جمهوری اسلامی برای دستیابی به لغو تحریمها، فعلاً از تشدید تنش با واشینگتن پرهیز خواهد کرد. با این حال، او نتیجه میگیرد که هرچند شهروندان اسرائیل امروز نسبت به قبل امنیت بیشتری دارند، اما این کشور از منظر راهبردی در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است.