مطالبات بازنشستگان مخابرات در «دوشنبههای اعتراضی»: متناسبسازی حقوق و پرداخت معوقات مزدی
تصویر، آرشیوی است
بازنشستگان مخابرات در سه شهر ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالباتشان تجمع کردند. آنها خواستار اجرای فوری رای دیوان عدالت اداری برای اجرای مطالباتشان، اجرای مرحله سوم متناسبسازی حقوق، پرداخت معوقات مزدی و رفاهی بر اساس آییننامه سال ۱۳۸۹ و بهبود خدمات بیمه درمانی شدند.
بازنشستگان مخابرات در ادامه «دوشنبههای اعتراضی» دوشنبه اول تیر در شهرهای اهواز، سنندج و تهران تجمع کردند.
در اهواز، تجمعکنندگان مقابل صندوق بازنشستگی مخابرات استان خوزستان نسبت به «اجرا نشدن احکام قانونی» اعتراض کردند.
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران»، متعلق به کنفدراسیون کار ایران-خارج از کشور، نوشت که در پی این تجمع، مسئولان صندوق بازنشستگی مخابرات وعده دادند که مرحله سوم متناسبسازی در تیرماه اجرا شود.
مرحله سوم طرح متناسبسازی حقوق بازنشستگان، بخش نهایی قانون برنامه هفتم توسعه است که در سال ۱۴۰۵ با هدف رساندن حقوق بازنشستگان به میزان ۹۰ درصد حقوق و فوقالعادههای مشمول کسورات شاغلان همتراز اعلام شد.
در این مرحله، باید افزایش۳۰ درصدی در احکام حقوقی در نظر گرفته شود.
در همین حال، پژواک کار ایران افزود که در سنندج، بازنشستگان با شعارهایی علیه بیعدالتی و تضییع حقوق خود، نسبت به پیامدهای خصوصیسازی شرکت مخابرات و کاهش مداوم قدرت خرید خود اعتراض کردند.
همچنین در تهران، بازنشستگان در تجمع اعتراضی خود، شرکت مخابرات و سهامداران بزرگ آن را مسئول اجرا نشدن تعهدات و انباشت مطالبات معوقه خود دانستند. آنها شعار دادند: «حسین، حسین، شعارشون - دزدی و غارت کارشون.»
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» اشاره کرد که تداوم این تجمعهای اعتراضی نشان میدهد که وعدههای تکراری و تعویق مداوم مطالبات، نهتنها از دامنه نارضایتیها نکاسته، بلکه بازنشستگان را بیش از پیش به تداوم اعتراضات خیابانی سوق داده است.
در همین ارتباط، گروه اتحاد بازنشستگان گفت بازنشستگان مخابرات نسبت به تضییع حقوق قانونی خود پس از واگذاری این شرکت به بخش خصوصی معترض هستند.
این تشکل صنفی اشاره کرد سهامداران عمده شرکت مخابرات، «ستاد اجرایی فرمان امام» و «بنیاد تعاون سپاه پاسداران» هستند.
در سالیان اخیر، بازنشستگان تامین اجتماعی، مخابرات و ذوبآهن هر هفته تجمعهای اعتراضی برگزار کرده و از جمله خواستار بهبود شرایط معیشتی خود شدهاند.
« بحران بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی نتیجه غارت، فساد و دستاندازی دولت است»
سایت کولبرنیوز در گزارشی بحران بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی در ایران را نتیجه غارت، فساد و دستاندازی دولت دانست.
این سایت نوشت: «بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی در هر جامعه باید یکی از مهمترین ستونهای امنیت اجتماعی باشند. فلسفه وجودی این نهادها آن است که کارگران، مزدبگیران، تهیدستان و اقشار آسیبپذیر در دوران بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی و سالمندی بیپناه نمانند. حقوق بازنشستگی، بیمه درمانی و حمایتهای اجتماعی حاصل سالها کار، پرداخت حق بیمه و بخشی از حقوق انباشتهشده کارگران و حقوقبگیران است.»
اما بهنوشته کولبرنیوز، «در ایران، این نهادهای حیاتی بهدلیل غارت داراییها، فساد ساختاری، سوءمدیریت، انجام نشدن تعهدات دولت و سلطه نهادهای حکومتی و نظامی، به ورشکستگی کشانده شدهاند.»
در این گزارش اشاره شده است که بخش بزرگی از کارگران و اقشار فرودست اساساً خارج از پوشش بیمهای قرار دارند.
کولبرنیوز افزود: «اشتغال غیررسمی، قراردادهای موقت، بیکاری، عدم ثبتنام در نظام بیمه، فرار کارفرمایان از پرداخت حق بیمه و ضعف نظارت، میلیونها نفر را از ابتداییترین حمایتهای اجتماعی محروم کرده است. اما حتی آن بخش از جامعه که ظاهراً زیر پوشش بیمهها و صندوقهای بازنشستگی قرار دارد نیز از امنیت واقعی برخوردار نیست.»
بر اساس این گزارش، «بازنشستگان و بیمهشدگانی که سالها حق بیمه پرداختهاند، امروز میبینند صندوقهایی که باید پشتوانه زندگی آنان باشند، خود به دلیل فساد و دستاندازی دولت و نهادهای وابسته، ناتوان و ورشکسته شدهاند.»
این سایت اضافه کرد برای کاهش این بحران، «دولت و کارفرمایان بزرگ باید سهم قانونی خود را به صندوقهای بیمه و بازنشستگی بهطور منظم و کامل پرداخت کنند»، «بدهیهای دولت به صندوقها باید بهصورت واقعی تسویه شود، نه با واگذاری سهام شرکتهای ورشکسته»، «صندوقهای بیمهای باید از دام بنگاهداری رانتی و مدیریت شرکتهای زیانده رها شوند»، و «نمایندگان واقعی کارگران و بازنشستگان باید در تصمیمگیریها، نظارت و مدیریت داراییها نقش داشته باشند.»
کولبرنیوز تاکید کرد: «اصل بنیادین این باشد که صندوقهای بیمهای نهادهای اجتماعیاند، نه شرکتهای سودآور در خدمت دولت و باندهای قدرت.»
تجمع اعتراضی کارکنان شرکت برق منطقهای خوزستان
کارکنان شرکت برق منطقهای خوزستان دوشنبه با برپایی تجمع اعتراضی، نارضایتی خود را از وضعیت دستمزدها، تبعیض در نظام پرداخت و شرایط شغلی اعلام کردند.
معترضان با تاکید بر وخامت وضعیت معیشتی خود، خواستار جلوگیری از کاهش مزایای رفاهی پرداختی، بهبود سطح حقوق، خروج از قانون خدمات کشوری یا تبدیل وضعیت به کارگری و پایان دادن به تبعیض در پرداخت حقوق، مزایا، بیمه و بازنشستگی شدند.
اجرای کامل مواد قانونی مربوط به حقوق و مزایای کارکنان و افزایش دستمزدها متناسب با نرخ تورم از دیگر مطالبات مطرح شده در این تجمع بود.
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» نوشت این تجمع در ادامه موج اعتراضهای کارکنان برق منطقه ای در شهرهای مختلف کشور برگزار شد، و تاکید کرد: «حفظ همبستگی، هماهنگی میان کارکنان و تداوم پیگیری جمعی مطالبات، مهم ترین عامل برای افزایش قدرت اعتراض و وادار کردن مسئولان به پاسخگویی در برابر خواسته های برحق کارکنان است.»
در روزهای اخیر هم کارکنان شرکتهای برق منطقهای در تهران، کرمانشاه، فارس، باختر، سیستانوبلوچستان و اصفهان در اعتراض به تبعیض در حقوق و مزایا، پایین بودن سطح دستمزدها، بیتوجهی به مطالبات کارکنان و شرایط ناعادلانه استخدامی تجمع کردهاند.
در همین حال، کانال اعتراض مدنی بازار گزارش داد که نیروهای مرکز بهداشت اسلامآباد غرب، دوشنبه در اعتراض به وضعیت نامناسب حقوق، مزایا و مشکلات روزافزون معیشتی، تجمع کردند.
تاخیر دو ماهه در پرداخت دستمزد کارگران پیمانکاری ذوبآهن اصفهان
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» از ادامه تأخیر در پرداخت دستمزد کارگران پیمانکاری مجتمع ذوبآهن اصفهان خبر داد و نوشت: «کارگران شرکتهای پیمانکاری تارابگین، پرندگستر سپاهان، پویش ساخت و همچنین کارگران بخش مکانیزه فضای سبز» دستمزدهای اردیبهشت و خرداد را دریافت نکردهاند.
این در شرایطی است که هزینههای معیشت، اجاره مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری زندگی بهطور مداوم افزایش یافته و تأخیر در پرداخت دستمزدها فشار سنگینی بر خانوادههای کارگری وارد کرده است.
پژواک کار ایران نوشت کارگران پیمانکاری مجتمع ذوبآهن اصفهان همچنین به تداوم مشکلاتی مانند اجبار به اضافهکاری، کمبود امکانات رفاهی و بیتوجهی پیمانکاران به وضعیت معیشتی نیروی کار معترض هستند. بر اساس این گزارش، تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق در میان برخی شرکتهای پیمانکاری فعال در ذوبآهن اصفهان به مسئلهای تکراری تبدیل شده و بار دیگر نارضایتی گسترده کارگران را برانگیخته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.