میثم نوری؛ جاویدنامی که ماموران پیکرش را سه هفته نگه داشتند
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر میثم نوری ۲۵ ساله، از جانباختگان اعتراضات ۱۹ دیماه در اصفهان، پس از تحویل به بیمارستان عسگریه برای حدود سه هفته ناپدید شد و در نهایت پس از پیگیریها و فشارهای فراوان به خانواده تحویل داده شد.
میثم شامگاه ۱۹ دیماه، حدود ساعت ۱۰ شب، در جریان تظاهرات روبروی پایگاه بسیج شیخطوسی در اصفهان هدف شلیک ماموران حکومت از پشت سر قرار گرفت و کشته شد.
به گفته یک منبع مطلع، پیکر میثم تا حدود ساعت چهار بامداد در خانه باقی ماند و سپس به بیمارستان عسگریه منتقل شد. پس از آن، پیکر او ناپدید شد و خانواده حدود سه هفته برای تحویل گرفتن آن پیگیری کردند.
ماموران امنیتی به خانواده اجازه ندادند میثم را در باغ رضوان اصفهان به خاک بسپارند. پیکر او در نهایت، با تدابیر امنیتی، در روستای هفتشویه اصفهان به خاک سپرده شد.
میثم تحصیلکرده رشته ریاضی و از خانوادهای کمبرخوردار بود
روزنامه شرق گزارش داد که در ادامه تشکیل پروندههای انضباطی برای دانشجویان در مراکز آموزش عالی پس از اعتراضات دیماه در اسفندماه گذشته، دانشگاهها در ایران شروع به پیگیری پروندهها و تشکیل پروندههای انضباطی جدید کردهاند. این روزنامه اشاره کرد که احکام صادره کمسابقه هستند.
شرق دوشنبه ۱۱ خرداد در مورد این احکام «کمسابقه» نوشت: «در دانشگاه شریف، پنج تا هفت دانشجو حکم اخراج گرفتهاند و بیش از ۲۰ دانشجو یک تا سه ترم از تحصیل تعلیق شدهاند.»
به نوشته این روزنامه، «سامانههای آموزشی ۲۰ تا ۲۵ دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی از دسترسشان خارج شده است، برای بیش از ۱۰۰ دانشجوی دانشگاه علم و صنعت پرونده انضباطی تشکیل شده و ۱۵۰ تا ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران در حال نوشتن دفاعیههای خود هستند.»
این گزارش حاکی است که تشکیل و رسیدگی به این پروندهها نیز با «نقض گسترده» اصول «شیوهنامه انضباطی» توسط دانشگاهها همراه است.
این برخوردها در شرایطی انجام شدهاند که حسین سیماییصراف، وزیر علوم دولت مسعود پزشکیان، ششم شهریور سال گذشته گفته بود: «ما مانعی برای تحصیل هیچ دانشجویی نداریم؛ به تمام پروندههایی که به دلایل مختلف ـ از جمله رخدادهای ۱۴۰۱ ـ منجر به محرومیت شده بود رسیدگی شد و همگی به دانشگاه برگشتند.»
در این حال، روزنامه شرق اشاره کرد تا بهحال، وزارت علوم دراینباره اظهار نظری نکرده و تلاشها برای گفتوگو با مسئولان این وزارتخانه و معاونان دانشجویی دانشگاهها تاکنون نتیجهای نداشته است.
محمد، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف تهران به شرق گفت از هفتم اسفند، موج تماسها و احضارها در دانشگاه صنعتی شریف شروع شد و افزود: «با بچهها تماس میگرفتند که برای جلسه تفهیم اتهام به کمیته انضباطی بیایند؛ روندی که بسیار سریع بود و گاهی جلسه تفهیم و صدور رأی را در یک روز برگزار میکردند. حتی به دانشجویانی که در آن زمان تهران نبودند، فشار میآوردند که باید سریعا خود را برسانند تا تکلیف پروندهشان روشن شود.»
او اضافه کرد: «در حال حاضر، حدود ۲۵ تا ۳۰ پرونده مشخص وجود دارد، اما با احتساب مواردی که هنوز علنی نشدهاند، برآورد ما عددی بین ۳۰ تا ۴۰ پرونده است. تا این لحظه حدود شش یا هفت حکم اخراج از سوی کمیته بدوی صادر شده و باقی بچهها با احکام تعلیق یک تا سه ترم مواجه شدهاند.»
بر اساس این گزارش، اتهامات وارد شده به دانشجویان شامل «رعایتنکردن شئونات دانشجویی»، «حمایت از مکاتب الحادی»، «برهمزدن نظم دانشگاه» و حتی «فعالیت در تلگرام و توییتر» میشود.
محمد در مورد اخراج سه دانشجو بهدلیل فعالیت در تلگرام و توییتر به شرق گفت مصداق حکم یکی از آنها صرفا عکس پروفایلش بوده و دیگری بهخاطر پیامی در گروه خصوصی دانشکدهای دچار مشکل شده است.
این روزنامه به نقل از این دانشجو، ترکیب اعضای کمیته را شامل استادانی دانست که «حتی در خارج از دانشگاه به تندروی شهرت دارند» و اشاره کرد: «جلسات به تفتیش عقاید شبیه است و از بچهها درباره نظرات شخصیشان سؤال میکنند.»
در همین ارتباط، جاوید، دیگر دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف تهران به شرق گفت که «جلسات تفهیم اتهام و صدور احکام» از نهم اردیبهشت شروع شد، و افزود: «نه مدرک درستوحسابی نشان میدهند، نه بررسی واقعی انجام میشود.»
پیش از این، جمعی از دانشجویان دانشگاه شریف با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال، از احضار حدود ۳۰ تن از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی طی یک ماه اخیر خبر داده بودند.
بر اساس پیام رسیده به مدیابات ایراناینترنشنال، برای دستکم شش دانشجو حکم اولیه «اخراج» صادر شده که در اغلب موارد با «پنج سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاهها» همراه بوده است.
همچنین سایر دانشجویان عمدتا با احکامی مانند «محرومیت از تحصیل به مدت یک یا چند ترم» مواجه شدهاند.
حراست دانشگاه بهشتی میگوید دستورات بهطور مستقیم از سوی قوه قضائیه صادر شده است
یوسف، دانشجوی دانشگاه بهشتی تهران، هم در مورد اتهامات وارد شده به دانشجویان احضار شده، به شرق گفت عمده اتهامات «مواردی نظیر برهمزدن نظم عمومی دانشگاه، توهین به مقدسات و توهین به شعائر ایرانی-اسلامی» بودند.
او اضافه کرد درحالحاضر «سامانه برای حدود ۲۵ نفر به طور کامل بسته شده است که در میان آنها، سه تا چهار نفر از فعالان شورای صنفی دانشگاه هستند.»
به گفته این دانشجو، حراست دانشگاه بهشتی میگوید دستورات مستقیم از سوی قوه قضائیه صادر شده است.
«تفهیم اتهام به دانشجویان دانشگاه تهران با فشار روانی و تهدید صورت میگیرد»
در مورد دانشگاه تهران هم یکی از دانشجویان به نام سارا به شرق گفت که احضارها و تشکیل پروندهها از هفته اول اردیبهشت شروع شد و به شکل «موجوار و هفتگی» ادامه پیدا کرد.
او اشاره کرد که تاکنون برای حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ دانشجو پرونده تشکیل شده است و «تفهیم اتهام به دانشجویان با فشار روانی و تهدید صورت میگیرد.»
این گزارش میگوید که اتهامات وارد شده به دانشجویان بهصورت «تلفنی» است و «هیچ سندی هم نشان نمیدهند.»
سارا گفت: «محور اتهامها، اقدام علیه نمادهای مذهبی و ملی، اخلال در برنامههای دانشگاه، ایجاد آشوب و بلوا و دادن شعارهای ساختارشکنانه است» که از حراست دریافت شده است.
به گفته او، در دانشگاه تهران برای اعضای شورای صنفی دانشجویان که در ماههای اخیر پیگیر کمیتهها و مطالبات دانشجویان بودند نیز پرونده تشکیل شده است؛ «برای دو نفر از بچههای شورای صنفی هم پرونده تشکیل دادهاند؛ برای دو نفر از دبیران پیامک ممنوعالورودی فرستادند و بعد تماس گرفتند که دفاعیه را ایمیل کنید.»
در این حال، محمد، دانشجوی دانشگاه تهران، اشاره کرد که «برای بچههای شهرستان، تفهیم اتهام بهصورت تلفنی انجام شده و برای دانشجویان ساکن تهران، جلسات حضوری است.»
در همین ارتباط، گروه دانشجویان متحد ۲۴ اردیبهشتماه گزارش داد که کمیته انضباطی دانشگاه تهران دستکم ۱۰ تا ۱۵ نفر از دانشجویان این دانشگاه را به صورت تلفنی احضار کرده و از آنها خواسته است دفاعیه خود را از طریق ایمیل ارسال کنند تا جلسه کمیته به شکل غیرحضوری برگزار شود.
بر اساس این گزارش، این احضارها به صورت تماس تلفنی انجام شده و دانشجویان موظف شدهاند متن دفاعیه خود را برای بررسی به کمیته ارسال کنند.
در این حال، در بخشی از گزارش روزنامه شرق اشاره شده است: «در زمستان ۱۴۰۴، کانالهایی در تلگرام ایجاد شدند که در آنها افرادی ناشناس عکس و اطلاعات دانشجویان را همراه با اتهاماتی که خود به آنها منتسب میدانستند، منتشر میکردند و حالا همان اطلاعات بدون مرجع، تبدیل به پرونده انضباطی و علتی برای فشارهای روانی شده است.»
آغاز برخوردها در دانشگاه علم و صنعت تهران در زمستان سال گذشته
در ادامه برخوردها با دانشجویان، کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت تهران در بهمن و اسفند سال گذشته تشکیل پرونده و ابلاغ احکام انضباطی به شکل غیرحضوری برای حداقل ۱۰۰ دانشجو شروع شد. رضا به این روزنامه گفت: «پس از جنگ، موج جدیدی از تشکیل پرونده شروع شد. تعداد این پروندهها تابهحال طبق شنیدههای من ۱۰ پرونده است» و «اتهامات نیز بیشتر شامل اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی» هستند.
پیشتر ایراناینترنشنال هفتم اسفند سال گذشته گزارش داده بود که پنج روز تجمع پیدرپی دانشجویان در دانشگاههای ایران با موجی از برخوردهای انضباطی و امنیتی، از حمله بسیج و حراست تا احضارهای گسترده، بازداشت، ممنوعالورودی، محرومیت از تحصیل و مجازی کردن دانشگاهها، همزمان با تهدید صریح دانشجویان از سوی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی پاسخ داده شد.
حکومت جمهوری اسلامی از آغاز استقرار در ایران همواره دانشجویان و استادان منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه یا از دانشگاه اخراج کرده است.
برخوردهای امنیتی و قضایی همراه با محرومیتهای انضباطی دانشجویان در دانشگاههای سراسر ایران از زمان تظاهرات سراسری پس از کشته شدن ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور سال ۱۴۰۱ و گسترده شدن دامنه اعتراضات دانشجویی تشدید شده است.
از آن زمان تاکنون گزارشهای بسیاری درباره برخوردهای قهری با دانشجویان و صدور احکام اخراج، تعلیق یا ممنوعیت از تحصیل برای آنان منتشر شده است.
بر اساس گزارشها، بیش از ۱۲ هزار دانشجو در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت، تعلیق، اخراج، تبعید تحصیلی و لغو اسکان شدند.
دستکم ۴۰۰ استاد دانشگاه نیز در جریان اعتراضات به «بهانههای واهی» و تنها به دلیل حمایت از دانشجویان با احکام اخراج، بازنشستگی اجباری یا تعلیق مواجه شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، اشکان مالکی و مهرداد محمدینیا، دو معترض بازداشتشده در جریان انقلاب ملی در دیماه ۱۴۰۴، در خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام قرار دارند.
بنا بر این گزارش، این دو جوان معترض در زندان قزلحصار محبوس هستند.
دادگاه رسیدگی به پرونده مالکی و محمدینیا روز دوم اسفند در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد.
این دو معترض در نهایت به اعدام محکوم شدند و بر اساس اطلاعات دریافتی، در معرض اجرای حکم قرار دارند.
مالکی و محمدینیا در این پرونده به «محاربه از طریق تحریق و تخریب مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی در کوی نصر تهران» متهم شدهاند.
در همین پرونده، آرمان معرفتی، دیگر معترض بازداشتشده که هماکنون در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود، به «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی کشور» متهم شده است.
افزایش اعدامها در ایران
در حال حاضر صدها زندانی سیاسی و شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات، در زندانهای ایران با اتهامهای سیاسی و امنیتی روبهرو هستند.
فعالان حقوق بشر هشدار دادهاند بسیاری از این زندانیان در خطر صدور، تایید یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ احکامی که اغلب در روندهایی غیرشفاف، همراه با محدودیت شدید دسترسی به وکیل، نگهداری طولانیمدت در بازداشتگاههای امنیتی و فشار برای گرفتن اعترافات اجباری صادر میشوند.
در هفتههای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی بارها از برخورد «قاطع و سریع» با متهمان پروندههای امنیتی و ادعاهایی مرتبط با اسرائیل سخن گفتهاند.
نهادهای حقوق بشری هشدار دادهاند که ادامه بازداشتهای گسترده، همراه با روندهای قضایی شتابزده و پروندههای مبتنی بر اتهامهای امنیتی، میتواند جان شمار بیشتری از بازداشتشدگان را در معرض خطر قرار دهد.
پیشتر کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با اشاره به موج تازه اعدام زندانیان سیاسی و تداوم اعتراض زندانیان، از جمله زنان زندانی در بند زنان اوین، اعلام کرد شماری از این زندانیان به دلیل اعتراض به اعدامها از ملاقات و تماس تلفنی با خانواده محروم شدهاند.
اعضای این کارزار تاکید کردند: «در کارزار سهشنبههای نه به اعدام نیز زنان مقاوم در زندانهای مختلف همواره صدای آزادی و حق حیات سر دادهاند. حکومت حتی نمیتواند صدای زنان را تحمل کند، چرا که زنستیزی یکی از پایههای اصلی حاکمیت از روز اول است.»
خواهر جاویدنام احمد خسروانی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه صنعتی شریف و بسکتبالیست در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «گفتند چون قد احمد بالای ۱۹۸ است و سایز قبرهای قطعه بابام ۱۹۳ است باید پاهایش را بشکنیم تا داخل قبر جا شود.»
او در این پست نوشته است: «بعد از التماس و پول دادن به گرسنگان جمهوری اسلامی، قبول کردند احمدو روی مزار بابام بزاریم، اما از عذاب دادنمان سیر نشده بودند؛ فهمیدند هنوز هم میتوانند از ما پول بگیرند. گفتند چون قد احمد بالای ۱۹۸ است و سایز قبرهای قطعه بابام ۱۹۳ است باید پاهایش را بشکنیم تا داخل قبرجا شود.»
خواهر جاویدنام احمد خسروانی، همچنین در پست دیگری نوشت: «در سالن پذیرش بهشت زهرا برای کارهای دفن خواستیم طبقه بالای مزار بابام برای داداش احمدم باشد. گفتند: «نمی توانید اغتشاشگر را کنار مزار جانباز دفن کنید، آنها مطهرند، اما اینها اغتشاشگر.» احمد را می گفتند و ما فقط تحقیر شدیم میان درد و اون ها فقط دنبال پول بودند.»
جاویدنام احمد خسروانی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه صنعتی شریف و بسکتبالیست که با تیم فرزان شمیران در مسابقات بسکتبال سه نفره تهران قهرمان شده بود و عنوان برترین بازیکن لیگ تهران در سال ۱۴۰۴ هم داشت، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
شهاب خورشید، ۲۲ ساله و دانشجوی رشته معماری، شامگاه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۲ در جریان اعتراضات میدان کاج سعادتآباد تهران هدف شلیک گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و در همان محل جان باخت. نهادهای امنیتی به خانواده او اجازه دفنش را در مزاری که مدنظرشان بود، ندادند.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، گلوله از پشت کتف به او اصابت کرد و دو گلوله جنگی قلب و ریههایش را هدف قرار داد.
شهاب در محل حادثه جان باخت و پیکرش روز بعد در کهریزک به خانواده تحویل داده شد.
به گفته دوستانش، این جوان پیش از پیوستن به تجمعات گفته بود: «مگر خون من از دیگران رنگینتر است که در خانه بمانم؟ یا همهچیز تغییر میکند، یا من هم میمیرم.»
شهاب خورشید فرزند دوم خانواده و اصالتا اهل اهواز بود. او از بدو تولد با بیماری دیابت درگیر بود و انسولین مصرف میکرد.
بستگانش از او بهعنوان جوانی شجاع، شاد، خوشخنده، مهربان و پرانرژی یاد میکنند.
پیکر شهاب در قطعه ۲۱۱، ردیف ۲۳، شماره ۱۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.
بنا بر گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، به خانواده او اجازه داده نشد مزاری جداگانه برایش در نظر بگیرند و او در قبر سهطبقه خانوادگی و در طبقه بالایی متعلق به پدربزرگش دفن شد.
بر اساس اطلاعات و روایتهای شاهدان عینی، ماموران برای سرکوب اعتراضها در رشت، با شلیک مستقیم به مردم، گیر انداختنشان در بازار این شهر حین آتشسوزی و ممانعت از امدادرسانی، جان صدها نفر را گرفتند.
ایراناینترنشنال در کارزاری مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را با ما از طریق چتبات اینتلمدیا در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
در جریان اعتراضات، بخشهایی از بازار قدیم رشت از جمله بازار کتابفروشان، بازار طاقی و بازار مسگران دچار آتشسوزی شد. یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت نیروهای سرکوب، معترضان را به مناطقی هدایت کردند که ورودی و خروجیهای محدود و مشخص داشت و پس از محاصره، آتشسوزی در همان محدودهها رخ داد.
محاصره در میان آتش
به گفته این شاهد، بوی آتش، دود و سوختگی آنقدر شدید بود که تا نزدیک صبح، هوای رشت از دود مهآلود شده بود و بوی سوختگی در بخشهایی از شهر بهشدت احساس میشد.
بر اساس روایتها، اعتراضات رشت از چهارشنبه ۱۷ دیماه و با تجمع مردم در بازار آغاز شد. معترضان ابتدا در بازار جمع شدند و از مغازهداران خواستند مغازههای خود را ببندند. سپس جمعیت به سمت میدان شهرداری حرکت کرد. پس از ورود نیروهای بسیج، جمعیت برای مدتی متفرق شد اما از غروب همان روز، تجمعها بار دیگر در سبزهمیدان و اطراف خیابان بیستون شکل گرفت.
به گفته یک شاهد عینی، جمعیت در سبزهمیدان ابتدا حدود هزار تا دو هزار نفر بود اما بهتدریج بیشتر شد. به گفته او، نیروهای بسیج در ابتدا سر در گم بودند، چون معترضان بهصورت پراکنده در نقاط مختلف شعار میدادند و با حرکت نیروها به یک نقطه، تجمع دیگری در نقطهای دیگر شکل میگرفت.
جمعیتی که از هر جای شهر میجوشید
اعتراضهای ۱۸ دیماه به صورت همزمان در نقاط مختلف شهر شکل گرفت و در خیابانهای مرکزی به هم پیوند خورد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت از محدوده چهارراه توتونکاران تا میدان شهرداری، جمعیت گستردهای در خیابانها حضور داشت.
این شاهد شمار جمعیت در خیابان امام و اطراف میدان شهرداری را دهها هزار نفر توصیف کرد و گفت اعتراضات به خیابانهای اصلی محدود نماند و محلهها و گذرهای فرعی نیز درگیر شدند.
به گفته او، زمانی که جمعیت افزایش یافت و معترضان در بخشهایی از شهر دست بالا را پیدا کردند، نیروهای سرکوب با شلیک گاز اشکآور و گلوله جنگی وارد عمل شدند.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب مسیرهای عقبنشینی جمعیت را از چند طرف بستند، از کوچههای اطراف وارد شدند و به سمت معترضان شلیک کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده، در فلکه گاز، خیابان معلم، میدان شهرداری، سبزهمیدان، خیابان شریعتی و مسیرهای اطراف بازار، تیراندازیهای گستردهای به سمت معترضان صورت گرفت.
روایتها نشان میدهند پس از ساعت ۱۰:۳۰ شب، با ورود نیروهای سپاه پاسداران، شدت سرکوب افزایش یافت و شلیک مستقیم با سلاح جنگی آغاز شد.
انگار آمده بودند شکار
یکی از حاضران در تجمع ۱۸ دیماه رشت، وضعیت را این گونه توصیف کرد: «در ساعتهای اولیه، سرکوب بیشتر دست بسیج بود؛ اما از حدود ۱۰:۳۰ شب، سپاه وارد شد. با کلاشنیکف آمدند. نفر اول موتور را میراند و نفر پشتی نشانه میگرفت و شلیک میکرد. انگار آمده باشند شکار. عمده کشتههای رشت از همان ساعت شروع شد.»
به گفته او، نیروها به ویژه پسران نوجوان و جوان را هدف قرار میدادند و در برخی موارد با شلیک به شیشه خودروها، رانندگان را مجبور میکردند از موانع خیابانی عبور کنند و مسیر نیروهای سرکوب را باز کنند.
هنگامی که آتش به بازار رسید
آتشسوزی در محدوده بازار رشت زمانی آغاز شد که ماموران در نقاط مختلف شهر درگیر سرکوب مردم بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، آتشسوزی از محدوده خیابان شریعتی و نزدیکی مسجد حاج مجتهد شروع شد و بهدلیل تراکم بالای بازار، به سرعت به بخشهای دیگر گسترش یافت.
به گفته شاهدان، در جریان سرکوب، گروهی از مردم که تلاش داشتند از تیراندازی و حمله نیروها فرار کنند، به سمت بازار رشت رانده شدند. بازاری با گذرهای تنگ و راههای خروج محدود.
به گفته این شاهدان، ماموران مسیرهای خروجی بازار را از دو طرف بستند و پس از آن، بخشهایی از بازار در آتش فرو رفت.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، معترضان و مردم گرفتار در بازار، در برابر دو انتخاب مرگبار قرار گرفته بودند: ماندن در میان دود و آتش، یا تلاش برای خروج از بازار و قرار گرفتن در معرض شلیک نیروهای مسلح.
شاهدان گفتند شماری از کسانی که در محدوده بازار جان باختند، هنگام تلاش برای فرار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری دیگر در میان دود و آتش گرفتار شدند.
بخشی از کشتهشدگان در محدوده بازار، مغازهدارانی بودند که برای تخلیه اجناس و نجات اموال خود وارد بازار شده بودند اما در میان آتش و بسته بودن مسیرها گرفتار شدند.
یک شاهد عینی در رشت به ایراناینترنشنال گفت حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد و پس از وصل شدن دوباره تلفنها، خبر رسید که بازار رشت در آتش میسوزد: «من و چند نفر دیگر به سمت بازار رفتیم و دیدیم چند کاروانسرای قدیمی در آتش میسوزد. مردم تلاش میکردند وسایل مغازههایی را که آتش به آنها نزدیک شده بود، بیرون بکشند.»
او در توصیف وضعیت گفت: «همه یا مشغول کمک بودند یا گریه میکردند. یکی از کسبه که مغازهاش با همه اجناسش سوخته بود، فریاد میزد تمام عمرم رفت. همانجا چند نفر شروع کردند شعار دادن علیه خامنهای.»
دستور به آتشنشانها برای خاموش نکردن أتش
بر اساس اطلاعات رسیده، در ساعات اولیه آتشسوزی، خودروهای آتشنشانی امکان ورود کامل به محدوده بازار را پیدا نکردند و نخستین خودروها با تاخیر چندساعته به محل رسیدند.
یکی از شاهدان گفت مردم با مشت به بدنه یک خودرو آتشنشانی میکوبیدند و از راننده میخواستند سریعتر وارد بازار شود و آتش را مهار کند، اما راننده آتشنشانی که در نزدیکی مغازهها متوقف شده بود، میگفت: «من تا همینجا دستور دارم. نمیگذارند بیشتر از این عبور کنم. ماموریت من تا همینجاست.»
روایتهایی نیز به ایراناینترنشنال رسیده که بر اساس آن، نهادهای امنیتی از جمله اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران، به آتشنشانها دستور داده بودند فعلا برای مهار آتش وارد عمل نشوند.
شاهدان گفتند برخی معترضان هنگام فرار از محدوده بازار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری نیز در میان دود و آتش گرفتار شدند.
در سحرگاه جمعه، نیروها بخشی از میدان شهرداری، در ابتدای خیابان سعدی را بسته بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، پیکر شماری از معترضان در آن محل جمعآوری شده بود و سپس با خودروهای نیسان منتقل شدند.
شلیک کور به معترضان
شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، خشونت نیروهای سرکوب ابعاد گستردهتری پیدا کرد. جمعیت کمتری در خیابانها حضور داشت و نیروها بدون هشدار قبلی، به هر تجمع چندنفره شلیک میکردند.
خیابان مطهری، خیابان معلم و کوچههای اطراف از جمله مناطقی بودند که شاهدان از وجود خون روی آسفالت و شلیک مستقیم در آنها خبر دادهاند.
یکی از شاهدان گفت: «دیگر نه هشدار بود، نه گاز اشکآور، نه باتوم. فقط شلیک مستقیم با اسلحه جنگی حتی داخل کوچهها هم آسفالت خونی بود.»
پس از این سرکوب، فضای شهر پر از خبر کشته شدن و زخمی شدن معترضان بود.
در روزهای بعد، مردم در فروشگاهها و خیابانها خبر کشته شدن افراد را به هم میدادند.
به گفته یکی از شاهدان، یکشنبه ۲۱ دیماه، جمعیت زیادی در اطراف آرامستان «باغ رضوان» رشت حضور داشتند و مسیرهای اطراف تا چند کیلومتر پر از خودرو بود.
او گفت یکی از آشنایانش که برای مراسم تدفین یکی از بستگان خود به باغ رضوان رفته بود، روایت کرده که در همان روز صدها پیکر برای شناسایی به آنجا منتقل شده بودند.
فشار مضاعف حکومت به خانوادههای داغدار
بر اساس گفته خانوادهها، پیکر برخی کشتهشدگان تنها پس از گرفتن تعهد و امضا تحویل داده شده است. تعهدهایی که در آن، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا بپذیرند عزیزانشان به دست «عوامل اسرائیل و آمریکا» کشته شدهاند.
روایتهای رسیده از رشت نشان میدهند آنچه در دیماه در این شهر رخ داد، تنها یک سرکوب خیابانی نبود، بلکه مجموعهای از شلیک مستقیم، محاصره معترضان، آتشسوزی گسترده در بازار، تاخیر در امدادرسانی، انتقال پنهانی پیکرها و فشار امنیتی بر خانوادههای کشتهشدگان بود.
ایراناینترنشنال در ادامه کارزار مردمی خود برای ثبت حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادهها و نزدیکان کشتهشدگان میخواهد روایتها، تصاویر، ویدیوها و اطلاعات خود را ارسال کنند تا نام و سرگذشت کشتهشدگان رشت در سکوت و بیخبری دفن نشود.