استفاده از سپر انسانی، راهبرد جمهوری اسلامی در آستانه سر رسیدن ضربالاجل ترامپ
جمهوری اسلامی در تلاشی سازمانیافته برای افزایش هزینه حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل، با فراخوان کودکان، نوجوانان و غیرنظامیان به سمت نیروگاهها و مراکز حساس، در حال ایجاد سپر انسانی است.
با نزدیک شدن به ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین در ایران، یعنی پایان مهلت تعیینشده از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس، مقامهای جمهوری اسلامی در تلاش برای ایجاد سپر انسانی در اطراف نیروگاهها و حضور کودکان و نوجوانان در مراکز پرخطر هستند.
ترامپ هشدار داده است در صورت تداوم وضعیت کنونی، زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله پلها و نیروگاههای برق، نابود خواهند شد.
فراخوان رسمی برای حضور در نقاط خطرناک
مقامهای دولتی و نظامی جمهوری اسلامی، بهطور علنی از مردم خواستهاند تا بهعنوان مانعی در برابر حملات هوایی عمل کنند.
علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم درخواست کرده است سهشنبه ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق کشور تجمع کنند.
در همین زمینه، حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، با حضور در صداوسیما مستقیما والدین را خطاب قرار داد و خواستار اعزام کودکان به نقاط حساس شد.
او با بیان جملاتی همچون «بچهها را بفرستید ایستبازرسی تا مرد شوند»، بر استفاده از نسل جوان در این بحران تاکید کرد.
نقض پروتکلهای بینالمللی و بهکارگیری کودکان
پیشتر، اقدام سپاه تهران در کاهش سن حضور در طرحهای نظامی به ۱۲ سال، موجی از نگرانیهای بینالمللی را برانگیخته بود.
رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه تهران، رسما از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ ساله برای عضویت در طرح «برای ایران» دعوت کرده است.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» با ارسال نامهای فوری به سازمان ملل، این اقدامات را نقض صریح «کنوانسیون حقوق کودک» و پروتکلهای ممنوعیت استفاده از کودکان در درگیریهای مسلحانه دانست.
زندانیان و غیرنظامیان در خط مقدم
استراتژی استفاده از سپر انسانی تنها به داوطلبان محدود نمیشود و وضعیت زندانیان سیاسی و دوتابعیتی نیز به شدت نگرانکننده است.
خانواده لیندزی و کریگ فورمن، پیشتر اعلام کردند که از این زوج در زندان، عملا بهعنوان «سپر انسانی» استفاده شده است: «انفجاری در نزدیکی زندان اوین موجب شکسته شدن پنجرههای بند محل نگهداری کریگ فورمن شده و تکههای گچ بر سر زندانیانی که برای در امان ماندن زیر تختها پناه گرفته بودند، فرو ریخته است.»
این زوج در جریان یک سفر موتورسیکلتی دور دنیا از ارمنستان وارد ایران شدند و پس از اقامت در شهرهای تبریز، تهران و اصفهان قصد داشتند به کرمان بروند اما ۱۴ دی ۱۴۰۳ در مسیر این شهر به اتهام «جاسوسی» دستگیر شدند؛ اتهامی که هر دو آن را بهطور قاطع رد کردهاند.
در حالی که تنها چند ساعت تا پایان ضربالاجل ترامپ باقی مانده است، به نظر میرسد تهران با جایگزین کردن تدابیر دیپلماتیک با استراتژی مخاطرهآمیز «سپر انسانی»، میخواهد با به خطر انداختن جان غیرنظامیان و کودکان، هزینه انسانی حملات آمریکا و اسرائیل را بالا ببرد.
پس از هشدار فوری ارتش اسرائیل به مردم ایران برای دور شدن از ایستگاههای راهآهن و خطوط ریلی در روز سهشنبه، گزارشها از ایران حاکی از هدف قرار گرفتن برخی پلها و خطوط راهآهن و جاده در چند شهر از جمله کرج، همدان، زنجان، قزوین، کاشان، تبریز و اهواز در ظهر سهشنبه است.
همزمان، معاون استاندار اصفهان اعلام کرد پل راهآهن یحییآباد در کاشان در ظهر سهشنبه هدف حمله قرار گرفته است.
رسانههای ایران همچنین از وقوع انفجارهایی در بندرعباس خبر دادند. برخی رسانهها نیز گزارش دادند یک پل مواصلاتی در اتوبان تبریز به زنجان در ظهر سهشنبه هدف حمله قرار گرفته است.
اداره کل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی در اطلاعیهای اعلام کرد: «به علت اصابت پرتابههای دشمن به محدوده راهدارخانه ورقه در ۹۰ کیلومتری آزادراه تبریز به تهران، مسیر رفت و برگشت این آزادراه مسدود شده است.»
بر پایه این اطلاعیه، جاده قدیم قرهچمن به میانه نیز بهصورت دوطرفه مسدود شده است. اداره کل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی از مردم خواست «تا اطلاع ثانوی از این دو مسیر تردد نکنند و با توجه به ترافیک بالای آزادراه، از سفرهای غیرضروری خودداری کنند.»
در همین حال، معاون استانداری خوزستان از توقف حرکت قطارها از مبدا راهآهن جنوب و زاگرس خبر داد.
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی آغاز شد. دونالد ترامپ ششم فروردین گفت انتظار دارد عملیات ۴ تا ۶ هفته طول بکشد و اکنون این جنگ در هفته پنجم است. چه چیزی در پایان این عملیات در پیش خواهد بود؟
برای آن که به برآوردی درباره آنچه در پیش است دست یابیم، ابتدا باید بر اساس شواهد، روزنهای به واقعیت ایران بیابیم که در قطعی اینترنت، زیر غبار تحلیلها و جنگ روانی پنهان مانده است.
آبدانان شهری از شهرهای استان ایلام است که بسیاری از مردم ایران تا دیماه ۱۴۰۴ نام آن را نشنیده بودند. شهرت اخیر این شهر بهدلیل حجم خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آن بود. اهالی آبدانان حتی وقتی سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، برای مراسم چهلم همشهریان خود گرد هم آمدند، با تیراندازی نیروهای سرکوب مواجه شدند. همان مردم که حتی سوگشان هم سرکوب شد، ۱۷ روز بعد، این صحنه از انفجار مهیب کلانتری شهرشان را دیدند.
این تنها یک مورد از هزاران مورد است که در قطعی اینترنت خبرش به بیرون رسید.
کلانتری و پاسگاه بهویژه در شهرهای کوچک، نماد اقتدار حکومت مرکزی هستند. تعدادشان هم چندان زیاد نیست.
در شهری مثل آبدانان، دو ماه بعد از سرکوب خونین دیماه و حدود دو هفته پس از تیراندازی به مراسم سوگواری، دیدن انفجار و انهدام پاسگاه و مقر سپاه پاسداران، برای اهالی، احتمالا تصویر بسیار عمیقی از عدالت از یکسو و شکست اقتدار جمهوری اسلامی ترسیم میکند.
خبر هدف قرار گرفتن دهها کلانتری و پایگاه بسیج از پایتخت کشور تا شهرهای کوچک تاکنون منتشر شده است. ۱۳۰ مورد آن قابل شناسایی بوده، اما قطعا این عدد نهایی نیست.
اعلانهای رسمی آمریکا و اسرائیل، از دستکم ۱۵ هزار هدف خبر میدهند که روزبهروز در حال افزایش است. قطعا تمام این ۱۵ هزار هدف، کلانتری نبودند و حجم زیادی از آنها مربوط به پایگاههای موشکی و تعداد کمتری مربوط به شناورهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است.
۱۵ هزار هدف قطعا تلفات سنگینی داشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نزدیک به ۵ هزار نیروی سرکوب کشته و حدود ۲۱ هزار نفر نیز زخمی شدند.
شواهد بیشتری نشان میدهد عملیات اسرائیل و تا حدودی ایالات متحده در ایران، صرفا رفع تهدید نظامی علیه اسرائیل نیست.
در مرکز پایتخت، شهروندان وقتی از خیابان شریعتی وارد خیابان معلم میشدند، حال و هوایی غیر عادی بر فضا حاکم بود. پارک کردن در حاشیه بخشی از این خیابان ممنوع بود. آنجا دادگاه انقلاب بود. ساختمانی که نمادی از بیرحمی و بیعدالتی جمهوری اسلامی بهشمار میرفت.
بسیاری از ایرانیان که در طول عمر جمهوری اسلامی، در چند دقیقه احکام اعدام دریافت کردند، در همین ساختمان محاکمه نمایشی شدند.
شعبه محل خدمت ابولقاسم صلواتی، مشهور به «قاضی صلواتی» در همین ساختمان واقع شده بود. یکشنبه ۱۰ اسفند، تمام کسانی که با وحشت وارد آن ساختمان شده بودند، به چشم دیدند که آن بنا منفجر شد، منهدم شد و فروریخت.
این تصویری از ریزش اقتدار جمهوری اسلامی بود.
سازمان صداوسیما که علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، آن را مستقیما زیر نظر داشت، محلی برای اخذ اعترافات اجباری بود.
روحالله زم، مدیر مجموعهای به نام «آمد نیوز»، بهدست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده و در دادگاه جمهوری اسلامی، به اعدام محکوم شد. اما این تمام قصه نبود. ۲۲ مهر ۱۳۹۸، علی رضوانی، یکی از کارکنان سازمان امنیتی صداوسیما، مقابل او نشست و در نمایشی، این زندانی را ریشخند کرد.
موضوع فقط زم نبود؛ وقتی کانال تلگرامی زم را در گوشی موبایل به او نشان میداد و با نیشخند به او میگفت «فکر میکردی به دام بیافتی؟» رضوانی به سایر ایرانیانی که به طور بالقوه احتمال مخالفت داشتند، درس عبرت میداد.
اکنون آن ساختمان برای دومین بار هدف قرار گرفت.
موضوع فقط نیرو نیست!
بسیاری از ساختمانها پیش از حملات تخلیه شده بودند.
یکی از بالاترین تلفات نیروهای سرکوب، در حمله به سالن ۱۲ هزار نفری استادیوم آریامهر (آزادی) رخ داد. جایی در غرب تهران و در نزدیکی مقر یگانهای تخصصی سرکوبگر فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) که به نظر میرسد همان نیروها به آن سالن منتقل شده بودند.
همین یک مورد بهخوبی نشان میدهد بانک اهداف آمریکا و اسرائیل تا چه حد بهروز است.
پس چرا ساختمانها را هدف قرار میدهند؟
پاسخ شاید این است که این ساختمانها نماد هستند. پایگاه بسیج مقداد در غرب تهران، تنها یک ساختمان نیست. اهالی پایتخت به خوبی می دانستند آنجا ساختمانی عادی نیست. در ۲۵ خرداد ۸۸، از بالای در همین پایگاه با سلاح جنگی به معترضان شلیک شد. معترضانی که در راهپیمایی سکوت، راه اعتراض مسالمتآمیز را امتحان میکردند. آنجا، در مجاورت هیات رزمندگان غرب تهران هم قرار داشت. محفلی برای توزیع رانت. بسیاری از مداحان شناخته شده حکومتی، از همین محفل به مراسم بیت رهبری راه یافته بودند.
در شرق تهران هم پایگاه بسیج کربلا، نقشی مشابه پایگاه مقداد داشت.
از طرفی، یگانهای امنیتی «امام علی»، که برخلاف نامشان چیزی جز دستههای موتورسوار نیستند، تجهیزاتی دارند. موتورهای سنگین که اکثرا دستکاری شدهاند تا صدای بیشتری از اگزوزشان خارج شود، در اعتراضات به میان مردم میروند تا رعب و وحشت ایجاد کنند.
این موتورها، کامپیوترها، پروندهها و سرورها و بسیاری دیگر از ابزار سرکوب باید جایی مستقر شوند. آنها چه در این پایگاهها بودند، چه در ورزشگاه، هدف قرار گرفتند.
یکی از همین دستهجات «امام علی» در یک ورزشگاه در تهران مخفی شده بود که همان هم هدف قرار گرفت.
ویدیوهای منتشر شده از حملات هم به دفعات نشان دادهاند که پس از انفجار در ساختمانی بهظاهر مسکونی یا تجاری، ورقههایی از احکام و اسناد رسمی، نظیر امریههای سپاه پاسداران برای سربازی اجباری، در هوا پخش شدهاند.
شلیک به اقتدار
هنوز دو ماه نشده که مجید خادمی، فرمانده کشتهشده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اواخر بهمن ۱۴۰۴ در یک برنامه تلویزیونی گفت به هزاران تن از نیروهای امنیتی که در معرض ریزش بودند، تذکر داده شده و تعداد زیادی از آنها هم احضار شدند.
اکنون او مُرده است. پیش از او هم وزیر اطلاعات کشته شد. اکنون آن کسانی که تذکر دریافت کرده بودند، در صفحه تلویزیون صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلان مرگ او و کسانی را تماشا میکنند که در بالاترین سطح هرمی حضور داشتند که آنها را تهدید کرده بود.
فردای اعلام پایان جنگ و قضیه زیرساختها
اظهارات ترامپ نشان میدهد اطلاعات دقیقتری از واقعیت جامعه ایران نسبت به بسیاری از تحلیلگران دارد. او در ابتدای جنگ دوم به مردم ایران گفته بود در خانه بمانند تا کار ارتش آمریکا و اسرائیل تمام شود.
چیز زیادی تا ۶ هفته شدن حملات باقی نمانده است. شاید با اختلافی کم و بیش، اما عملیات نظامی بالاخره به پایان خواهد رسید. پس از پایان چه باقی میماند؟
گزارش رسمی مرکز آمار از تورم اسفند نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها اسفند ۱۴۰۴، از ۱۱۳ درصد گذشته است. در مواردی نظیر روغن، تورم تا ۲۲۰ درصد هم ثبت شده است. اینها ارقامی تاریخی هستند که در گرد و غبار جنگ، چندان به آنها توجه نشده است. دور از ذهن نیست که این تورم خوراکیها، با فاصلهای کوتاه، در بهار ۱۴۰۵ خود را در اجارهبها نشان دهد.
شهروندان ایرانی میماند و روغنی که ۲۲۰ درصد گران شده است، نانی که ۱۴۰ درصد افزایش قیمت داشته و حقوقی که تنها ۲۰-۳۰ درصد افزایش یافته است.
آن زمان که جنگی رخ نداده بود، توجیه مقامهای جمهوری اسلامی برای وضعیت وخیم اقتصادی، تحریم آمریکا بود. اکنون و پس از جنگ، جنگ هم به آن اضافه میشود. اما به هر دلیل واقعی و بهانهای، این سفره مردم است که از قبل هم کوچکتر خواهد شد.
خاموشیهای منظم در ایران از سال ۱۴۰۳ شدت گرفت. علت هم عدم تخصیص اعتبار ۲۰ تا ۳۵ میلیارد دلاری برای بهینهسازی شبکه توزیع و نوسازی زیرساختهای انتقال بود.
ساخت هر نیروگاه یکهزار مگاواتی، حدودا ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار هزینه دارد. بر این اساس، سالها عدم نوسازی شبکه برق کشور، معادل ۲۰ تا ۷۰ نیروگاه متوسط به کشور آسیب زده است. توجه کنید که این آسیب، ناشی از فعالیت جمهوری اسلامی در خاک ایران بوده، نه حملات خارجی. اکنون در کل کشور، ایران فقط ۲۰ نیروگاه بیش از ۱۰۰۰ مگاواتی دارد.
در واقع ورای تحلیلهای سیاسی، اعداد هم میگویند ادامه حیات جمهوری اسلامی، شبیه به جنگی خانمانبرانداز اما خاموش، بزرگترین آسیبها را به ایران وارد کرده است.
به گفته ترامپ، ۴۵ هزار ایرانی در دیماه قتلعام شدند. با در نظر گرفتن دایره سوگ، اکنون چیزی حدود ۸۰۰ هزار بازمانده از آن روزهای شوم وجود دارد؛ ۸۰۰ هزار بازمانده سوگوار خشمگین که با چشم خود، انهدام مراکز سرکوب و فرماندهانی را دیدند که فرمان قتل عزیزانشان را صادر کردند.
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی دیگر آن اقتدار و هیمنه سابق را ندارد. دیوارهای وزارت اطلاعات فرو ریخته و مردم پشت آن ساختمان مرموز را دیدند.
کسی نمیداند زیرساختهای کشور چرا و چقدر آسیب دیده و چقدر آسیب خواهد خورد. اما احتمالا آسیب به توربین اصلی واحد «فجر-۱» شرکت «فجر انرژی خلیج فارس» در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، آنقدر برای مرد یا زنی که فرزند برومندش در آبدانان دو ماه قبل کشته شد، اهمیت ندارد، که دیدن انفجار کلانتری آبدانان برایش مهم بود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، منابع محلی از وقوع حملات شبانه به یک مجتمع پتروشیمی در شرق عربستان سعودی خبر دادند. این حملات تنها چند ساعت پس از هدف قرار گرفتن تاسیسات مشابه در ایران انجام شد.
یک منبع آگاه در محل حادثه، سهشنبه ۱۸ فروردین به خبرگزاری فرانسه گفت: «حمله باعث بروز آتشسوزی در کارخانههای سابیک (Sabic) در منطقه الجبیل شده است.»
این منبع تاکید کرد که صدای انفجارها «بسیار بلند» بود.
شرکت صنایع پایه عربستان سعودی (سابیک) یکی از غولهای صنعت شیمیایی جهان محسوب میشود.
منطقه الجبیل نیز یکی از بزرگترین مناطق صنعتی دنیاست که در آن فولاد، بنزین، محصولات پتروشیمی، روغن و کودهای شیمیایی تولید میشود.
همزمان با افزایش تنشها در منطقه، پل ملک فهد که عربستان سعودی را به پادشاهی بحرین متصل میکند، اوایل روز سهشنبه به وقت محلی موقتا بسته شد.
موسسه عمومی پل ملک فهد در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد تردد وسایل نقلیه به عنوان یک «اقدام احتیاطی» در پی حملات جمهوری اسلامی موقتا متوقف شده است.
پل ۲۵ کیلومتری ملک فهد، تنها مسیر ارتباط زمینی بحرین با عربستان سعودی است.
همزمان با این تحولات، والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی پرداخت و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، اشاره کرد.
او در یادداشت خود تاکید کرد: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
حملات متقابل در جنگ ایران سهشنبه ۱۸ فروردین ادامه یافت، در حالی که تهران در آستانه ضربالاجلی که دونالد ترامپ تعیین کرده، از بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس خودداری کرده است. ضربالاجلی که بر اساس آن، حکومت ایران یا باید «از میان برداشته شود» یا به خواستههای آمریکا تن دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت که با این حال، در نشانهای احتمالی از پیشرفت دیپلماتیک، سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان اعلام کرد تلاشهای «مثبت و سازنده» اسلامآباد برای میانجیگری بهمنظور پایان جنگ، «به مرحلهای حساس و تعیینکننده» نزدیک شده است.
به گفته یک منبع آگاه، تهران پیشنهاد واشینگتن را که با میانجیگری پاکستان برای آتشبس فوری و رفع انسداد عملی تنگه هرمز و سپس آغاز مذاکرات برای توافقی گستردهتر ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز ارائه شده بود، رد کرد.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) گزارش داد پاسخ تهران شامل ۱۰ بند بوده است؛ از جمله پایان درگیریها در منطقه، تدوین پروتکل عبور امن از تنگه هرمز، رفع تحریمها و بازسازی کشور.
۱۷ فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت «کل کشور [ایران] را میتوان در یک شب از میان برد» و افزود آن شب «ممکن است همین فردا شب باشد».
ترامپ تهدید کرد در صورت عدم توافق تا مهلت تعیینشده، نیروگاهها و زیرساختهای ایران را نابود خواهد کرد.
او هشدار داد در صورت حاصل نشدن توافق، تا نیمهشب چهارشنبه به وقت شرق آمریکا (۰۴:۰۰ به وقت گرینویچ)، «تمام پلهای ایران نابود خواهند شد» و «تمام نیروگاههای برق از کار خواهند افتاد، خواهند سوخت، منفجر خواهند شد و دیگر هرگز قابل استفاده نخواهند بود».
بامداد ۱۸ فروردین، ارتش اسرائیل اعلام کرد موجی از حملات هوایی را علیه زیرساختهای حکومتی در تهران و مناطق دیگر به پایان رسانده و همزمان سامانههای پدافندی خود را برای رهگیری موشکهای شلیکشده از ایران فعال کرده است.
اسرائیل همچنین با انتشار هشداری از شهروندان ایرانی خواست تا عصر سهشنبه از قطارها و خطوط راهآهن فاصله بگیرند و اعلام کرد: «حضور شما در قطارها و در نزدیکی خطوط ریلی جان شما را به خطر میاندازد.»
از سوی دیگر، وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد موشکهای بالستیکی را که بهسوی مناطق شرقی این کشور شلیک شده بودند، رهگیری کرده و بقایای آنها در نزدیکی تاسیسات انرژی سقوط کرده است؛ بدون آن که عامل شلیک را مشخص کند.
به گفته مقامها، از زمان آغاز جنگ ۹ اسفند، عربستان سعودی هدف صدها موشک و پهپاد قرار گرفته که بیشتر آنها رهگیری شدهاند.
امارات متحده عربی، بحرین و عربستان سعودی نیز ۱۸ فروردین بهطور همزمان هشدارهای عمومی صادر کردند و پل ارتباطی عربستان سعودی و بحرین بهطور موقت و بهعنوان اقدام احتیاطی، بسته شد.
در حالی که زیرساختهای غیرنظامی در سراسر منطقه هدف حملات قرار گرفتهاند، ترامپ نگرانیها را درباره اینکه تهدید او برای نابودی نیروگاههای ایران میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد، رد کرد و گفت «اصلا» نگران چنین موضوعی نیست.
او افزود: «امیدوارم مجبور به انجام این کار نشوم.»
امیرسعید ایروانی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، تهدید ترامپ را «تحریک مستقیم به تروریسم» و «نشانهای روشن از قصد ارتکاب جنایت جنگی بر اساس حقوق بینالملل» توصیف کرد.
فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی نیز ترامپ را «دچار توهم» خواند.
علیرضا رحیمی، معاون وزیر ورزش و جوانان، از هنرمندان و ورزشکاران خواست ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق در سراسر کشور زنجیرههای انسانی تشکیل دهند.
او گفت: «دست در دست هم میایستیم تا بگوییم حمله به زیرساختهای عمومی جنایت جنگی است.»
با نزدیک شدن به زمان تعیین شده در ضربالاجل ترامپ و نبود چشمانداز روشن برای بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه نوسان داشت.
جمهوری اسلامی عملا تنگه هرمز را بسته است. مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران شناخته میشود. اهرمی که حکومت ایران تمایلی به واگذاری آن ندارد.
بهای نفت برنت با افزایش یک درصدی به ۱۱۱.۵۳ دلار در هر بشکه رسید. افزایشی که از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۵۰ درصد بوده است. نفت خام وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد ۰.۸ درصدی به ۱۱۳.۳۱ دلار رسید.
رویترز نوشت: «ترامپ در آستانه یک بحران سیاسی قرار گرفته است، چرا که ایران برخلاف پیشبینیهای اولیه او به حریفی سرسخت تبدیل شده.»
جنگی که به گفته رییسجمهوری آمریکا با هدف جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای و توسعه موشکهای حامل آن آغاز شده بود، با کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی از زمان آغاز درگیریها پیش رفت و وضعیت زمانی حساستر شد که یک جنگنده اف-۱۵یی ایالات متحده ۱۵ فروردین سرنگون شد و یکی از دو خدمه آن در داخل خاک ایران گرفتار ماند.
موفقیت عملیات نجات برای خارج کردن این افسر متخصص تسلیحات از خاک ایران، از تشدید یک بحران سیاسی برای ترامپ جلوگیری کرد.
تاکنون در مجموع هزاران نفر در جریان این جنگ در خاورمیانه کشته شدهاند، از جمله سه هزار و ۵۴۶ نفر در ایران؛ به گفته مجموعه حقوق بشری هرانا مستقر در آمریکا. و نزدیک به هزار و ۵۰۰ نفر در لبنان؛ جایی که اسرائیل نیروهای حزبالله، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.
حملات اسرائیل در روزهای اخیر دو قطب اصلی پتروشیمی ایران، ماهشهر و عسلویه، را هدف قرار داده است؛ در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا شامگاه سهشنبه ۱۸ فروردین، حملات بیشتری به زیرساختهای انرژی در ایران انجام خواهد شد.
مقامهای ایرانی ۱۷ فروردین اعلام کردند تاسیسات صنعتی در منطقه پتروشیمی ماهشهر پیش از مهلت تعیینشده از سوی ترامپ در حال تخلیه هستند.
نیروهای اسرائیل ۱۵ فروردین دستکم هشت مجتمع بزرگ پتروشیمی در منطقه ماهشهر را هدف قرار دادند، همراه با زیرساختهای حیاتی پشتیبان از جمله نیروگاههایی که برق این منطقه صنعتی را تامین میکنند.
دو روز بعد، حملات مشابهی تاسیسات گسترده پتروشیمی در عسلویه، مرکز فعالیتهای گاز و پتروشیمی پارس جنوبی، را هدف قرار داد.
گرچه ابعاد کامل خسارات هنوز روشن نیست، مقامهای ایرانی تایید کردهاند فعالیتها در هر دو منطقه متوقف شده است.
ماهشهر حدود ۲۸ درصد از تولید پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد، در حالی که سهم عسلویه بیش از ۴۸ درصد است. در مجموع، این دو قطب حدود سهچهارم کل تولید پتروشیمی کشور را در اختیار دارند.
صنعت پتروشیمی پس از نفت خام، دومین منبع بزرگ درآمد صادراتی ایران بهشمار میرود. ظرفیت اسمی تولید کشور حدود ۹۵ میلیون تن در سال است، هرچند بهدلیل کمبودهای مداوم برق و گاز طبیعی، تولید واقعی به حدود ۷۵ میلیون تن میرسد.
حدود نیمی از این تولید - به ارزشی در حدود ۱۳ میلیارد دلار در سال - صادر میشود و بیش از یکپنجم صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد.
ضربه به ستون ارزی و صنعتی اقتصاد ایران
بنابراین، توقف فعالیت این تاسیسات فراتر از یک اختلال موقت صنعتی است و مستقیما یکی از مهمترین منابع تامین ارز خارجی ایران را تهدید میکند.
اگر زیرساختهای آسیبدیده در میانمدت قابل بازسازی نباشند، حتی دومین تولیدکننده بزرگ پتروشیمی در خاورمیانه، ممکن است با کمبود مواجه شود.
در دهههای گذشته، ایران حدود ۷۰ میلیارد دلار در توسعه زیرساختهای پتروشیمی سرمایهگذاری کرده است که در صورت وارد شدن خسارات جدی، بازسازی این تاسیسات با چالشهای مالی و فنی بزرگی همراه خواهد بود.
با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها، دسترسی محدود به سرمایه بینالمللی و فشارهای اقتصادی گستردهتر، ایران به احتمال زیاد منابع لازم را برای بازسازی سریع در اختیار نخواهد داشت.
حتی در صورت تامین منابع مالی خارجی، بازگرداندن ظرفیت تولید ممکن است سالها و حتی بیش از یک دهه زمان ببرد.
تاسیسات پتروشیمی سامانههایی بسیار پیچیده هستند که نه تنها به زیرساختهای فیزیکی، بلکه به تامین پایدار انرژی، فناوری پیشرفته و شبکههای کارآمد لجستیکی وابستهاند. عواملی که هماکنون در ایران تحت فشار قرار دارند.
همزمانی حملات با ضعفهای ساختاری
حملات به تاسیسات پتروشیمی همزمان با حملات اخیر به کارخانههای بزرگ فولاد در اصفهان و خوزستان صورت گرفته است. واحدهایی که در مجموع حدود نیمی از تولید فولاد ایران را تشکیل میدهند.
این الگو نشان میدهد هدف، تضعیف ستون فقرات صنعتی در ایران است، نه صرفا بخشهایی پراکنده.
زمانبندی این حملات نیز با توجه به ضعفهای ساختاری پیشین در ایران، اهمیت ویژهای دارد.
در سالهای اخیر، کشور با کمبود مزمن گاز طبیعی، برق و سوختهای پالایششده مواجه بوده و همین امر باعث شده بسیاری از صنایع با ظرفیت پایینتر از حد معمول فعالیت کنند.
این محدودیتها پیشتر نیز به کاهش تولید صنعتی و افزایش هزینهها منجر شده بود.
در عین حال، بخش لجستیک ایران با ناکارآمدیهای عمیق مواجه است.
بر اساس دادههای بانک جهانی، ایران از نظر عملکرد لجستیکی در منطقه در رتبههای پایین قرار دارد و وضعیتش تنها از افغانستان بهتر است که این موضوع توانایی کشور را برای تغییر مسیر زنجیرههای تامین، مدیریت اختلالها یا بازیابی سریع پس از آسیبهای گسترده زیرساختی، محدود میکند.
ترکیب این عوامل میتواند ایران را به سمت یک بحران اقتصادی عمیقتر سوق دهد. اختلال پایدار در صادرات پتروشیمی، ورود ارز خارجی را بهشدت کاهش میدهد و فشار بیشتری بر پول ملی وارد کرده و تورم را تشدید میکند.
در نهایت، بار اصلی این بحران بر دوش شهروندان عادی در ایران خواهد بود که هماکنون نیز با تورم بالا، کمبود انرژی و افزایش بیکاری دستوپنجه نرم میکنند.
در صورت عملی شدن تهدید ترامپ، این درگیری میتواند بیش از پیش وارد حوزه اقتصادی شود و مسیر اقتصاد ایران را دگرگون کرده و حتی بر بازارهای انرژی منطقهای و جهانی نیز اثر بگذارد.