ضربالاجل ترامپ؛ حکومت ایران زیر حملات هوایی بر موضع خود پافشاری میکند
خودروها در نزدیکی یک بیلبورد ضدآمریکایی در تهران حرکت میکنند
حملات متقابل در جنگ ایران سهشنبه ۱۸ فروردین ادامه یافت، در حالی که تهران در آستانه ضربالاجلی که دونالد ترامپ تعیین کرده، از بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس خودداری کرده است. ضربالاجلی که بر اساس آن، حکومت ایران یا باید «از میان برداشته شود» یا به خواستههای آمریکا تن دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت که با این حال، در نشانهای احتمالی از پیشرفت دیپلماتیک، سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان اعلام کرد تلاشهای «مثبت و سازنده» اسلامآباد برای میانجیگری بهمنظور پایان جنگ، «به مرحلهای حساس و تعیینکننده» نزدیک شده است.
به گفته یک منبع آگاه، تهران پیشنهاد واشینگتن را که با میانجیگری پاکستان برای آتشبس فوری و رفع انسداد عملی تنگه هرمز و سپس آغاز مذاکرات برای توافقی گستردهتر ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز ارائه شده بود، رد کرد.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) گزارش داد پاسخ تهران شامل ۱۰ بند بوده است؛ از جمله پایان درگیریها در منطقه، تدوین پروتکل عبور امن از تنگه هرمز، رفع تحریمها و بازسازی کشور.
۱۷ فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت «کل کشور [ایران] را میتوان در یک شب از میان برد» و افزود آن شب «ممکن است همین فردا شب باشد».
ترامپ تهدید کرد در صورت عدم توافق تا مهلت تعیینشده، نیروگاهها و زیرساختهای ایران را نابود خواهد کرد.
او هشدار داد در صورت حاصل نشدن توافق، تا نیمهشب چهارشنبه به وقت شرق آمریکا (۰۴:۰۰ به وقت گرینویچ)، «تمام پلهای ایران نابود خواهند شد» و «تمام نیروگاههای برق از کار خواهند افتاد، خواهند سوخت، منفجر خواهند شد و دیگر هرگز قابل استفاده نخواهند بود».
ادامه درگیریها و هشدارهای منطقهای
بامداد ۱۸ فروردین، ارتش اسرائیل اعلام کرد موجی از حملات هوایی را علیه زیرساختهای حکومتی در تهران و مناطق دیگر به پایان رسانده و همزمان سامانههای پدافندی خود را برای رهگیری موشکهای شلیکشده از ایران فعال کرده است.
اسرائیل همچنین با انتشار هشداری از شهروندان ایرانی خواست تا عصر سهشنبه از قطارها و خطوط راهآهن فاصله بگیرند و اعلام کرد: «حضور شما در قطارها و در نزدیکی خطوط ریلی جان شما را به خطر میاندازد.»
از سوی دیگر، وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد موشکهای بالستیکی را که بهسوی مناطق شرقی این کشور شلیک شده بودند، رهگیری کرده و بقایای آنها در نزدیکی تاسیسات انرژی سقوط کرده است؛ بدون آن که عامل شلیک را مشخص کند.
به گفته مقامها، از زمان آغاز جنگ ۹ اسفند، عربستان سعودی هدف صدها موشک و پهپاد قرار گرفته که بیشتر آنها رهگیری شدهاند.
امارات متحده عربی، بحرین و عربستان سعودی نیز ۱۸ فروردین بهطور همزمان هشدارهای عمومی صادر کردند و پل ارتباطی عربستان سعودی و بحرین بهطور موقت و بهعنوان اقدام احتیاطی، بسته شد.
در حالی که زیرساختهای غیرنظامی در سراسر منطقه هدف حملات قرار گرفتهاند، ترامپ نگرانیها را درباره اینکه تهدید او برای نابودی نیروگاههای ایران میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد، رد کرد و گفت «اصلا» نگران چنین موضوعی نیست.
او افزود: «امیدوارم مجبور به انجام این کار نشوم.»
امیرسعید ایروانی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، تهدید ترامپ را «تحریک مستقیم به تروریسم» و «نشانهای روشن از قصد ارتکاب جنایت جنگی بر اساس حقوق بینالملل» توصیف کرد.
فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی نیز ترامپ را «دچار توهم» خواند.
علیرضا رحیمی، معاون وزیر ورزش و جوانان، از هنرمندان و ورزشکاران خواست ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق در سراسر کشور زنجیرههای انسانی تشکیل دهند.
او گفت: «دست در دست هم میایستیم تا بگوییم حمله به زیرساختهای عمومی جنایت جنگی است.»
تنگه هرمز، اهرم فشار و نگرانی بازارها
با نزدیک شدن به زمان تعیین شده در ضربالاجل ترامپ و نبود چشمانداز روشن برای بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه نوسان داشت.
جمهوری اسلامی عملا تنگه هرمز را بسته است. مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران شناخته میشود. اهرمی که حکومت ایران تمایلی به واگذاری آن ندارد.
بهای نفت برنت با افزایش یک درصدی به ۱۱۱.۵۳ دلار در هر بشکه رسید. افزایشی که از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۵۰ درصد بوده است. نفت خام وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد ۰.۸ درصدی به ۱۱۳.۳۱ دلار رسید.
رویترز نوشت: «ترامپ در آستانه یک بحران سیاسی قرار گرفته است، چرا که ایران برخلاف پیشبینیهای اولیه او به حریفی سرسخت تبدیل شده.»
جنگی که به گفته رییسجمهوری آمریکا با هدف جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای و توسعه موشکهای حامل آن آغاز شده بود، با کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی از زمان آغاز درگیریها پیش رفت و وضعیت زمانی حساستر شد که یک جنگنده اف-۱۵یی ایالات متحده ۱۵ فروردین سرنگون شد و یکی از دو خدمه آن در داخل خاک ایران گرفتار ماند.
موفقیت عملیات نجات برای خارج کردن این افسر متخصص تسلیحات از خاک ایران، از تشدید یک بحران سیاسی برای ترامپ جلوگیری کرد.
تاکنون در مجموع هزاران نفر در جریان این جنگ در خاورمیانه کشته شدهاند، از جمله سه هزار و ۵۴۶ نفر در ایران؛ به گفته مجموعه حقوق بشری هرانا مستقر در آمریکا. و نزدیک به هزار و ۵۰۰ نفر در لبنان؛ جایی که اسرائیل نیروهای حزبالله، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.
حملات اسرائیل در روزهای اخیر دو قطب اصلی پتروشیمی ایران، ماهشهر و عسلویه، را هدف قرار داده است؛ در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا شامگاه سهشنبه ۱۸ فروردین، حملات بیشتری به زیرساختهای انرژی در ایران انجام خواهد شد.
مقامهای ایرانی ۱۷ فروردین اعلام کردند تاسیسات صنعتی در منطقه پتروشیمی ماهشهر پیش از مهلت تعیینشده از سوی ترامپ در حال تخلیه هستند.
نیروهای اسرائیل ۱۵ فروردین دستکم هشت مجتمع بزرگ پتروشیمی در منطقه ماهشهر را هدف قرار دادند، همراه با زیرساختهای حیاتی پشتیبان از جمله نیروگاههایی که برق این منطقه صنعتی را تامین میکنند.
دو روز بعد، حملات مشابهی تاسیسات گسترده پتروشیمی در عسلویه، مرکز فعالیتهای گاز و پتروشیمی پارس جنوبی، را هدف قرار داد.
گرچه ابعاد کامل خسارات هنوز روشن نیست، مقامهای ایرانی تایید کردهاند فعالیتها در هر دو منطقه متوقف شده است.
ماهشهر حدود ۲۸ درصد از تولید پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد، در حالی که سهم عسلویه بیش از ۴۸ درصد است. در مجموع، این دو قطب حدود سهچهارم کل تولید پتروشیمی کشور را در اختیار دارند.
صنعت پتروشیمی پس از نفت خام، دومین منبع بزرگ درآمد صادراتی ایران بهشمار میرود. ظرفیت اسمی تولید کشور حدود ۹۵ میلیون تن در سال است، هرچند بهدلیل کمبودهای مداوم برق و گاز طبیعی، تولید واقعی به حدود ۷۵ میلیون تن میرسد.
حدود نیمی از این تولید - به ارزشی در حدود ۱۳ میلیارد دلار در سال - صادر میشود و بیش از یکپنجم صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد.
ضربه به ستون ارزی و صنعتی اقتصاد ایران
بنابراین، توقف فعالیت این تاسیسات فراتر از یک اختلال موقت صنعتی است و مستقیما یکی از مهمترین منابع تامین ارز خارجی ایران را تهدید میکند.
اگر زیرساختهای آسیبدیده در میانمدت قابل بازسازی نباشند، حتی دومین تولیدکننده بزرگ پتروشیمی در خاورمیانه، ممکن است با کمبود مواجه شود.
در دهههای گذشته، ایران حدود ۷۰ میلیارد دلار در توسعه زیرساختهای پتروشیمی سرمایهگذاری کرده است که در صورت وارد شدن خسارات جدی، بازسازی این تاسیسات با چالشهای مالی و فنی بزرگی همراه خواهد بود.
با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها، دسترسی محدود به سرمایه بینالمللی و فشارهای اقتصادی گستردهتر، ایران به احتمال زیاد منابع لازم را برای بازسازی سریع در اختیار نخواهد داشت.
حتی در صورت تامین منابع مالی خارجی، بازگرداندن ظرفیت تولید ممکن است سالها و حتی بیش از یک دهه زمان ببرد.
تاسیسات پتروشیمی سامانههایی بسیار پیچیده هستند که نه تنها به زیرساختهای فیزیکی، بلکه به تامین پایدار انرژی، فناوری پیشرفته و شبکههای کارآمد لجستیکی وابستهاند. عواملی که هماکنون در ایران تحت فشار قرار دارند.
همزمانی حملات با ضعفهای ساختاری
حملات به تاسیسات پتروشیمی همزمان با حملات اخیر به کارخانههای بزرگ فولاد در اصفهان و خوزستان صورت گرفته است. واحدهایی که در مجموع حدود نیمی از تولید فولاد ایران را تشکیل میدهند.
این الگو نشان میدهد هدف، تضعیف ستون فقرات صنعتی در ایران است، نه صرفا بخشهایی پراکنده.
زمانبندی این حملات نیز با توجه به ضعفهای ساختاری پیشین در ایران، اهمیت ویژهای دارد.
در سالهای اخیر، کشور با کمبود مزمن گاز طبیعی، برق و سوختهای پالایششده مواجه بوده و همین امر باعث شده بسیاری از صنایع با ظرفیت پایینتر از حد معمول فعالیت کنند.
این محدودیتها پیشتر نیز به کاهش تولید صنعتی و افزایش هزینهها منجر شده بود.
در عین حال، بخش لجستیک ایران با ناکارآمدیهای عمیق مواجه است.
بر اساس دادههای بانک جهانی، ایران از نظر عملکرد لجستیکی در منطقه در رتبههای پایین قرار دارد و وضعیتش تنها از افغانستان بهتر است که این موضوع توانایی کشور را برای تغییر مسیر زنجیرههای تامین، مدیریت اختلالها یا بازیابی سریع پس از آسیبهای گسترده زیرساختی، محدود میکند.
ترکیب این عوامل میتواند ایران را به سمت یک بحران اقتصادی عمیقتر سوق دهد. اختلال پایدار در صادرات پتروشیمی، ورود ارز خارجی را بهشدت کاهش میدهد و فشار بیشتری بر پول ملی وارد کرده و تورم را تشدید میکند.
در نهایت، بار اصلی این بحران بر دوش شهروندان عادی در ایران خواهد بود که هماکنون نیز با تورم بالا، کمبود انرژی و افزایش بیکاری دستوپنجه نرم میکنند.
در صورت عملی شدن تهدید ترامپ، این درگیری میتواند بیش از پیش وارد حوزه اقتصادی شود و مسیر اقتصاد ایران را دگرگون کرده و حتی بر بازارهای انرژی منطقهای و جهانی نیز اثر بگذارد.
پولیتیکو نوشت که پنتاگون در حال گسترش فهرست تاسیسات انرژی در ایران است، بهنحوی که شامل تاسیساتی شود که انرژی را به غیرنظامیان و نیروهای نظامی میرسانند. آنها احتمال دادهاند که این اقدام راهی برای فرار از اتهام جنایت جنگی در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای اساسی در ایران باشد.
این رسانه آمریکایی بامداد سهشنبه ۱۸ فروردین، کمتر از ۲۴ ساعت به پایان ضربالاجل دونالد ترامپ برای حمله به پلها و نیروگاههای برق در ایران، به نقل از دو مقام دفاعی نوشت که «ماهیت دوگانه» اهداف مندرج در این فهرست میتواند آنها را به اهدافی مشروع تبدیل کند.
یک منبع سوم نیز بهشرط ناشناس ماندن به این رسانه گفت که در میان مقامهای پنتاگون درباره «مرزگذاری میان اهداف نظامی و غیرنظامی» اختلاف نظر وجود دارد و «معتبر بودن این توجیه» سبب بحث میان آنها شده است. این منبع برای روشن شدن موضوع به تاسیسات آبشیرینکُن اشاره کرده که ممکن است هدف تلقی شوند، چون نیروهای نظامی نیز به آب آشامیدنی نیاز دارند.
پولیتیکو نوشته است که پنتاگون پاسخ به پرسشهای این رسانه را به کاخ سفید ارجاع داد و کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید نیز «ایجاد آمادگی لازم جهت فراهم کردن بیشترین گزینهها برای فرمانده کل قوا» را وظیفه پنتاگون خواند.
او همچنین به این رسانه گفت: «این به معنای آن نیست که رییسجمهور تصمیمی گرفته است. حکومت ایران تا سهشنبه ساعت ۸ شب [به وقت شرق آمریکا] فرصت دارد با ایالات متحده به توافق برسد. اگر این کار را انجام ندهد، رییسجمهور همانطور که وعده داده، آنها را به عصر حجر بازمیگرداند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۱۳ فروردین در سخنرانی خود در کاخ سفید از عبارت «عصر حجر» برای توصیف وضعیت ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز به دست جمهوری اسلامی و حمله به زیرساختهای کشور استفاده کرد.
پولیتیکو نوشت که کارزار بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل تاکنون تا حد زیادی از هدف قرار دادن سازههایی که در تامین برق و سوخت در ایران نقش دارند پرهیز کرده است، اما با افزایش نارضایتی در کاخ سفید از امتناع حکومت ایران از تسلیم شدن در برابر خواستههای آمریکا، کاخ سفید در حال تجدید نظر در فهرست اهداف حملات است.
ترامپ دوشنبه ۱۷ فروردین در حاشیه مراسم عید پاک در کاخ سفید گفت که درباره هدف قرار دادن نیروگاههای برق در ایران «نگرانی» ندارد و سپس جمهوری اسلامی را به ارتکاب جنایت جنگی در کشورهای دیگر متهم کرد.
او گفت: «میدانید جنایت جنگی چیست؟ داشتن سلاح هستهای؛ اینکه اجازه دهید کشوری بیمار با رهبری دچار اختلال روانی سلاح هستهای داشته باشد، این یک جنایت جنگی است.»
کنوانسیون ژنو، شامل چهار معاهده مجزا که قواعد بشردوستانه در زمان جنگ را تعیین میکنند، در خصوص حمله به اهدافی که هم به نظامیان و هم غیرنظامیان سود میرساند، انعطاف نشان داده است. یکی از اصول کلیدی این کنوانسیون این است که اگر حمله به یک هدف غیرنظامی به عملیات نظامی «کمک موثر» کند، میتواند مشروع تلقی شود اما همچنان باید اصل تناسب و کاهش آسیب به غیرنظامیان رعایت شود.
شان تیمونز، دادستان نظامی پیشین ارتش آمریکا، در این باره به پولیتیکو گفت: «پیش از تائید اهداف، آنها باید تحت بررسی حقوقی عملیاتی قرار گیرند. برخی زیرساختهای غیرنظامی، اگر بهطور دوگانه از سوی نیروهای نظامی استفاده شوند، طبق قوانین جنگ هدف مشروع تلقی میشوند. نگرانی مردم درباره افراطی شدن این روند، نگرانی بهجایی است، اما سازوکارهای نظارتی وجود دارد.»
این رسانه تاکید کرده است پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پس از بر عهده گرفتن مسئولیت این وزارتخانه در سال گذشته، آن بخشهایی از پنتاگون را که «به عیین اهداف نظامی و جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان کمک میکردند» بهشدت تضعیف کرد و تعداد کارکنان این دفترها را از ۲۰۰ نفر به کمتر از ۴۰ نفر کاهش داد.
کارکنان اخراجی در کمک به فرماندهان نظامی آمریکا در انتخاب اهدافی کمک میکردند که جان غیرنظامیان را حفظ کند و همچنین پس از وقوع حملات، آنها را بررسی میکردند تا در آینده از آسیب به غیرنظامیان جلوگیری شود.
با این حال، تیمونز اشاره کرد که ترامپ بارها از مردم ایران خواسته است که به سرنگونی رهبران حکومت کمک کنند اما حمله به تاسیسات کلیدی پشتیبانی غیرنظامی میتواند خلاف این هدف عمل کند.
او گفت: «اگر هدف واقعا تضعیف توان نظامی آنهاست، بمباران کورکورانه فقط رنج مردم عادی را طولانیتر میکند.»
گزارشهای اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تعمیق بیسابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی است و از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.
به گفته دو منبع نزدیک به دفتر ریاستجمهوری، روز شنبه ۱۵ فروردین گفتوگوی تندی میان مسعود پزشکیان و حسین طائب از چهرههای نزدیک به مجتبی خامنه ای، صورت گرفته که حاضران آن را «بسیار دشوار و بحرانی» توصیف کردهاند.
مسعود پزشکیان در این دیدار با «خودسرانه» خواندن اقدامات احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران و علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء گفته است سیاستهای آنها در راستای تشدید حملات به کشورهای منطقه و خصوصا زیرساختهای کشورهای منطقه، تمامی فرصتها برای دستیابی به آتشبس را از بین برده و جمهوری اسلامی را مستقیما به سمت یک فاجعه عظیم هدایت میکند.
مسعود پزشکیان تاکید کرده است که بر اساس ارزیابیهای دقیق، اقتصاد ایران تحت فشار جنگ فرسایشی، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و فروپاشی کامل اقتصادی حتمی است.
همزمان یک منبع آگاه منطقهای دوشنبه ۱۷ بهمن در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.
به گفته او، انتصاب مجتبی خامنهای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیشنیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.
ایراناینترنشنال، پیش از این نیز در چند گزارش اختصاصی بهنقل از منابع آگاه از اختلافات فزاینده مسعود پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه از جمله احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران خبر داده بود.
ایراناینترنشنال ۱۱ فروردین براساس گزارشهای اختصاصی خبر داد در پی تشدید تنشها میان دولت و فرماندهان نظامی، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در یک «بنبست کامل سیاسی» قرار گرفته است و اختیار انتصاب مقامهای کشتهشده دولت را نیز ندارد.
بر اساس اطلاعات جدیدی که از منابع داخل ایران در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته است، سپاه پاسداران با مقاومت در برابر انتصابات و تصمیمهای پزشکیان و ایجاد حصار امنیتی دور هسته مرکزی قدرت، درعمل مدیریت اجرایی کشور را از کنترل دولت خارج کرده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، تلاشهای رییسجمهوری برای معرفی وزیر اطلاعات در روز پنجشنبه ششم فروردین به بنبست کامل رسید و در پی فشار مستقیم احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، همه گزینههای پیشنهادی، از جمله حسین دهقان، برای تصدی وزارت اطلاعات کنار گذاشته شدند.
گفته میشود وحیدی بهصراحت اعلام کرده است که بهدلیل شرایط بحرانی جنگ، تمامی پستهای کلیدی و حساس مدیریتی باید تا اطلاع ثانوی بهطور مستقیم از سوی سپاه پاسداران انتخاب و اداره شوند.
ایراناینترنشنال در هشتم فروردین نیز از بروز اختلافات جدی میان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، درباره نحوه مدیریت جنگ و پیامدهای مخرب آن بر معیشت مردم و اقتصاد کشور خبر داده بود.
براساس این گزارش، پزشکیان با انتقاد از رویکرد سپاه پاسداران در مورد افزایش تنش و تداوم حملات به کشورهای همسایه، نسبت به تبعات اقتصادی این وضعیت هشدار داده بود.
به گفته منابع آگاه، او تاکید کرده بود که بدون برقراری آتشبس، اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
در این میان، پزشکیان همچنان خواستار بازگرداندن اختیارات اجرایی و مدیریتی به دولت شده بود. این درخواست نیز مخالفت صریح وحیدی را به دنبال داشته است. فرمانده سپاه پاسداران در مقابل انتقادهای پزشکیان، اجرا نشدن اصلاحات ساختاری بهدست دولت پیش از آغاز درگیریها را عامل وضعیت فعلی دانسته بود.
منابع آگاه همچنین پنجم فروردین به ایراناینترنشنال گفتند که مسعود پزشکیان تحت فشار مستقیم فرماندهان سپاه و از جمله احمد وحیدی، محمد باقر ذوالقدر را بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی منصوب کرده است.
این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، تاکید کردند که در پی تشدید درگیریهای درونی در رهبری جدید در جمهوری اسلامی، و در راستای تصاحب کامل قدرت از سوی سپاه پاسداران، انتصاب ذوالقدر به پزشکیان و دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی تحمیل شده است.
بهگفته این منابع پس از کشته شدن علی لاریجانی، در حالی که هیچ نشانهای از حضور مجتبی خامنهای در تصمیمگیریها وجود ندارد و با وجود مخالفت برخی از مقامهای ارشد باقیمانده جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران محمد باقر ذوالقدر را بهعنوان دبیر جدید شورایعالی امنیت ملی انتخاب و با وجود نارضایتی مسعود پزشکیان او را مجبور به صدور این حکم کرده است.
همزمان با این اختلافات سیاسی بین سپاه و دولت، گزارشهای میدانی رسیده به ایراناینترنشنال از وضعیت نیروهای سپاه پاسداران و بسیج نشاندهنده یک بحران انسانی و لجستیکی در این نیرو است.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال اطلاع دادهاند که در ۷۲ ساعت گذشته، نیروهای عملیاتی با کمبود شدید نیازهای اولیه از جمله جیره غذایی سالم، امکانات بهداشتی و محل استراحت مواجه بودهاند.
تخریب زیرساختها و پایگاهها در پی حملات اخیر، باعث شده تا بسیاری از سربازان و نیروهای بسیج در خیابانها بخوابند و در برخی مناطق تنها به یک وعده غذا در روز دسترسی داشته باشند.
این وضعیت منجر به خستگی شدید، تضعیف روحیه و بحرانهای جسمی جدی در میان نیروهای مسلح شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، بهدلیل توزیع غذاهای تاریخمصرفگذشته، گروهی از نیروهای بسیج و سپاه، ناچار شدهاند با هزینه شخصی از فروشگاهها و رستورانها غذا تهیه کنند.
در همین حال، بهدلیل از کار افتادن زیرساختهای الکترونیک «بانک سپه»، حقوق و مزایای نیروهای نظامی نیز پرداخت نشده و این موضوع موجی از نارضایتی و بیاعتمادی را در بدنه سپاه ایجاد کرده است.
پیش از این نیز ایراناینترنشنال از وضعیت بحرانی یگانهای نظامی جمهوری اسلامی، شکاف عمیق میان ارتش و سپاه پاسداران، کمبود شدید تدارکات اولیه و شکست طرحهای بسیج نیرو برای مقابله با بحران کنونی خبر داده بود.
در این گزارش بهنقل از منابع مطلع گزارش داده شده بود که وضعیت در خطوط مقدم و یگانهای صحرایی ارتش به «مرز فاجعه» رسیده است.
بر اساس این گزارش موارد و مشکلاتی که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به سختی با آنها دست و پنجه نرم میکنند، عبارتند از:
کمبود مهمات: روز سهشنبه ۱۹ اسفند گزارش شد در برخی واحدها، به ازای هر دو سرباز تنها ۲۰ فشنگ اختصاص یافته است که عملا توان دفاعی نیروها را سلب میکند.
نبود آب و غذا: در بسیاری از یگانهای صحرایی ارتش، حتی آب آشامیدنی برای نیروها وجود ندارد.
موج فرار: شرایط طاقتفرسا و بیتوجهی فرماندهان باعث شده است سربازان «به صورت گروهی» از پادگانها فرار کنند و به شهرهای اطراف پناه ببرند.
اختلال در یگانهای موشکی سپاه پاسداران؛ اولویت تسلیحات بر معیشت
منابع مطلع همچنین به ایراناینترنشنال گفتند که حتی در یگانهای موشکی سپاه پاسداران که همواره از اولویت برخوردار بودهاند، گزارشهایی از خرابی گسترده تجهیزات ارتباطی و کمبود مواد غذایی مخابره شده است.
با وجود این، پیگیریها نشان میدهند که زنجیره فرماندهی به جای ارسال جیره غذایی یا تجهیزات انفرادی، تنها قطعات فنی مربوط به «عملیاتی نگه داشتن سامانههای موشکی» را به این واحدها ارسال میکند.
روزنامه نیویورکپست در گزارشی درباره فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری ۱۹۷۹ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
این روزنامه در گزارشی که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، نوشت که «گروهی از فعالان مدنی و سازماندهندگان کارزارهای جمعآوری امضا» از دولت آمریکا خواستهاند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکاندهنده مادرش امتناع میکند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.
به نوشته نیویورکپست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش میکند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بیاعتنایی» بیپاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.
معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سالها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگانگیری بهعنوان سخنگوی این گروه فعالیت میکرد.
او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگانهای آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».
اکنون نیویورکپست در این گزارش به فعالیتهای ابتکار اشاره کرده و به نقل از یکی از سازماندهندگان یک کارزار آنلاین جمعآوری امضا علیه هاشمی نوشته است: «در حالی که مادر او هرگز از اشغال سفارت آمریکا -کاری که به زندگی بسیاری از ایرانیان صدمه زد- اظهار پشیمانی نکرد، پسر خودش از زندگی در آمریکا بهرهمند شده است. حالا درخواست ما این است که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، هرچه سریعتر از آمریکا اخراج شوند.»
گروهی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا، دهم بهمن، همزمان با بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده مبنی بر اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها از خاک آمریکا، در مقابل دفتر کار عیسی هاشمی در مدرسه روانشناسی شیکاگو تجمع کردند و خواستار برکناری او از سمت دانشگاهیاش شدند.
بری روزن، گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، پنجم بهمن ۱۴۰۴ با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که ابتکار، سخنگوی گروگانگیرهای سفارت بود و گروگانها را به اعدام تهدید میکرد.
او «زندگی راحت» پسر ابتکار در لسآنجلس و فعالیتش به عنوان یک دانشگاهی را طنز تلخ تاریخ خواند و با اشاره به اخراج دختر علی لاریجانی از دانشگاه ایموری، گفت حضور فرزندان مقامهای حکومت ایران در آمریکا خشم بسیاری از ایرانیان خارج از ایران و گروگانهایی را که از اسارت جمهوری اسلامی جان سالم به در بردند، برانگیخته است.
به گزارش نیویورکپست، عیسی هاشمی در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، سال ۲۰۱۰ به آمریکا مهاجرت کرد و در مقطع دکتری در رشته رهبری سازمانی در مدرسه شیکاگو مشغول شد.
او در حال حاضر بهعنوان استاد مدعو در دانشگاهی که دکتری خود را از آن دریافت کرد، تدریس میکند. همسرش، مریم طهماسبی، نیز مدرس روانشناسی است و در شهر آگورا هیلز در محدوده سانتا مونیکا زندگی میکنند.
مادر گروگانگیر، پدر امنیتی
بخش عمده گزارش نیویورکپست به رابطه خانوادگی عیسی هاشمی با معصومه ابتکار پرداخته، اما به اشارهای گذرا به پیشینه امنیتی پدرش، سیدمحمد هاشمی، بسنده کرده است.
این گزارش به نقل از فرزند یکی از گروگانها میگوید: «پدر او هم یکی از اعضای اصلی گروه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود و چندین نفر از گروگانهای سابق، از جمله پدر من، بهطور مشخص او را بهعنوان فردی که در جریان شکنجه و بازجویی آنها حضور داشته، شناسایی کردهاند.»
هرچند سیدمحمد هاشمی در سالهای گذشته در مصاحبهها و اظهار نظرهای خود از توضیح دقیق درباره مسئولیتهایش در وزارت اطلاعات و همینطور فعالیتهای اقتصادیاش، بهویژه در زمینه گردشگری طبیعت، شکار، حیاتوحش و تجارت چوب، طفره رفته است اما در یکی از مصاحبههایش با خبرگزاری ایلنا تایید میکند که در سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸ مسئولیت معاونت اطلاعات خارجی این وزارتخانه را بر عهده داشت.
کارزار اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و فرزندانشان
در یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی و کشتار گسترده مردم ایران، کارزار شناسایی و اخراج بستگان مقامهای جمهوری اسلامی در ایالات متحده با جدیت بیشتری از سوی دولت آمریکا دنبال میشود.
در تازهترین رویداد مرتبط، وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدهاند و همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شده است.
در این بیانیه، حمیده سلیمانی افشار «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی و به فعالیتهای او برای «تبلیغ برای رژیم ایران، شادی بابت حملات علیه سربازان و تاسیسات نظامی آمریکایی در خاورمیانه، تمجید از رهبر جدید ایران، به کار بردن لفظ "شیطان بزرگ" در مورد آمریکا و حمایت بیقیدوشرط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» اشاره شد.
این وزارتخانه ۹ بهمن ۱۴۰۴ نیز در بیانیهای اعلام کرد: «همزمان با مبارزه مردم ایران برای دست یافتن به حقوق اولیه خود، ایالات متحده برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها در خاک آمریکا اقدام کرده است.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا و اشتغال او در «انستیتو سرطان وینشیپ» وابسته به دانشگاه ایموری در آتلانتا نیز خبرساز شده بود. گروهی از ایرانیان مقیم آتلانتا ۲۹ دی در برابر این موسسه تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان این موسسه درباره استخدام او شدند.
طبق بیانیه اخیر وزارت امور خارجه آمریکا اقامت فاطمه لاریجانی نیز لغو و از آمریکا اخراج شده است. این وزارتخانه اعلام کرد که او و همسرش از ورود مجدد به آمریکا در آینده منع شدهاند.
اورشلیمپست گزارش داد که دستگاه اطلاعاتی روسیه فهرستی حاوی اطلاعات دقیقی از ۵۵ زیرساخت حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار حکومت ایران قرار داده است؛ فهرستی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد حملات موشکی دقیقتری علیه شبکه انرژی اسرائیل انجام دهد.
این رسانه، دوشنبه ۱۷ فروردین به نقل از منبعی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اوکراین، این تبادل اطلاعات را نشانهای از «تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان مسکو و تهران» خواند و نوشت که روسیه به مقامهای جمهوری اسلامی اطلاع داده است که حتی آسیب زدن به چند جزء معدود اما حساس و هستهای شبکه برق اسرائیل میتواند به «فروپاشی کامل و بلندمدت» انرژی در این کشور بینجامد.
بهنوشته اورشلیمپست، روسیه اینطور ارزیابی میکند که شبکه برق اسرائیل «برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی منزوی» است و از آنجا که این کشور یک «جزیره انرژی» بدون اتکا به واردات برق از دیگر کشورها به شمار میآید، آسیب جزئی اما حیاتی به تاسیسات برق آن به خاموشیهای گسترده و اختلالهای فنی منجر میشود که بهراحتی قابل جبران نیست.
این نخستین بار نیست که منابع اطلاعاتی اوکراین روسیه را به همکاری نزدیک با جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری متهم میکنند.
پس از حمله سپاه پاسداران به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در جنوب ریاض در هفتم فروردین، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در گفتوگو با شبکه خبری اِنبیسی گفت که «صددرصد» اطمینان دارد که روسیه مسئول ارائه اطلاعات مرتبط با حمله به جمهوری اسلامی بوده و تنها چند روز پیش از حمله تصاویر ماهوارهای این پایگاه هوایی را در اختیار حکومت ایران قرار داده است.
در این حمله یک فروند هواپیمای «ایی-تری سنتری» که بخشی از سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد آمریکاست، دچار آسیب جدی شد.
زلنسکی در این گفتوگو خلاصهای از گزارش روزانه ریاستجمهوری را که از سوی نهادهای اطلاعاتی اوکراین دریافت میکند به اشتراک گذاشت. این گزارش نشان میداد ماهوارههای روسی در روزهای ۲۰ مارس، ۲۳ مارس و ۲۵ مارس (هفت تا دو روز پیش از حمله ۷ فروردین) از این پایگاه هوایی تصویربرداری کردهاند. بهگفته او این تصویربرداری پیدرپی نشان میدهد حملهای در حال برنامهریزی بوده است.
اورشلیمپست در گزارش تازه خود همچنین تاکید کرد که فهرست ارائهشده به جمهوری اسلامی اهداف مورد نظر را در یک دستهبندی دقیق «بر پایه اهمیت راهبردی» به سه سطح تاسیسات حیاتی تولید، مراکز عمده انرژی شهری و صنعتی، و زیرساختهای محلی تقسیم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سطح یک، مشخصات تاسیسات حیاتی تولید و مکانهایی قرار دارد که تخریب آنها به فلج شدن سیستم ملی انرژی میانجامد. نیروگاه «اوروت رابین» یکی از اهدافی است که مشخصات آن در سطح یک قرار گرفته است.
اوروت رابین [در زبان عبری به معنای چراغهای رابین] نیروگاه برق در شهر بندری خدرا در شمال تلآویو، بزرگترین نیروگاه اسرائیل است و بخش عمده برق این کشور را تامین میکند.
بخش عمده اهدافی که در سطح دوم قرار گرفتهاند در مرکز اسرائیل قرار دارند و به جمعیتهای بزرگ خدمات ارائه میدهند. سطح سوم نیز پستهای برق منطقهای را شامل میشود که از مناطق صنعتی و نیروگاههای کوچکتر پشتیبانی میکنند.
زلنسکی پیشتر در گفتوگو با اورشلیمپست درباره انتقال «دانش روسیه به خاورمیانه» هشدار داده و روسیه را متهم کرده بود که تجربه و اطلاعات بهدستآمده در میدانهای نبرد با اوکراین را به متحد خود، یعنی جمهوری اسلامی میدهد.
او این موضوع را در شبکه اجتماعی ایکس نیز طرح کرده بود. رییسجمهوری اوکراین سوم فروردین با انتشار پستی ادامه حمایت اطلاعاتی روسیه را «بهوضوح مخرب» خواند و افزود در حالی که کشورهای مختلف در تلاشاند امنیت را تضمین و از گسترش بحران جلوگیری کنند، این حمایت اطلاعاتی بحران را تشدید میکند.
پس از سفر زلنسکی به عربستان و دیدار او با مقامهای ارشد این کشور، خبرهایی مبنی بر کمک تکنیکی متخصصان نظامی اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف مقابله موثرتر با حملات جمهوری اسلامی منتشر شد.
اورشلیمپست در ادامه نوشت که روسیه با انتقال این اطلاعات هدفی دوگانه را دنبال میکند؛ تقویت متحد اصلی خود در منطقه از یک سو و منحرف کردن توجه جهانی از جنگ در اوکراین از سوی دیگر.
این روزنامه اسرائیلی در پایان به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل نوشت که روسیه ادعاهای منابع اطلاعاتی اوکراین را رد و بر گفتوگو و همکاری با اسرائیل درباره مسائل امنیتی تاکید میکند.