وقتی جنگ به قلب پتروشیمی ایران رسید

بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.

بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.
حملات اسرائیل در روزهای اخیر دو قطب اصلی پتروشیمی ایران، ماهشهر و عسلویه، را هدف قرار داده است؛ در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا شامگاه سهشنبه ۱۸ فروردین، حملات بیشتری به زیرساختهای انرژی در ایران انجام خواهد شد.
مقامهای ایرانی ۱۷ فروردین اعلام کردند تاسیسات صنعتی در منطقه پتروشیمی ماهشهر پیش از مهلت تعیینشده از سوی ترامپ در حال تخلیه هستند.
نیروهای اسرائیل ۱۵ فروردین دستکم هشت مجتمع بزرگ پتروشیمی در منطقه ماهشهر را هدف قرار دادند، همراه با زیرساختهای حیاتی پشتیبان از جمله نیروگاههایی که برق این منطقه صنعتی را تامین میکنند.
دو روز بعد، حملات مشابهی تاسیسات گسترده پتروشیمی در عسلویه، مرکز فعالیتهای گاز و پتروشیمی پارس جنوبی، را هدف قرار داد.
گرچه ابعاد کامل خسارات هنوز روشن نیست، مقامهای ایرانی تایید کردهاند فعالیتها در هر دو منطقه متوقف شده است.
ماهشهر حدود ۲۸ درصد از تولید پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد، در حالی که سهم عسلویه بیش از ۴۸ درصد است. در مجموع، این دو قطب حدود سهچهارم کل تولید پتروشیمی کشور را در اختیار دارند.
صنعت پتروشیمی پس از نفت خام، دومین منبع بزرگ درآمد صادراتی ایران بهشمار میرود. ظرفیت اسمی تولید کشور حدود ۹۵ میلیون تن در سال است، هرچند بهدلیل کمبودهای مداوم برق و گاز طبیعی، تولید واقعی به حدود ۷۵ میلیون تن میرسد.
حدود نیمی از این تولید - به ارزشی در حدود ۱۳ میلیارد دلار در سال - صادر میشود و بیش از یکپنجم صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد.

ضربه به ستون ارزی و صنعتی اقتصاد ایران
بنابراین، توقف فعالیت این تاسیسات فراتر از یک اختلال موقت صنعتی است و مستقیما یکی از مهمترین منابع تامین ارز خارجی ایران را تهدید میکند.
اگر زیرساختهای آسیبدیده در میانمدت قابل بازسازی نباشند، حتی دومین تولیدکننده بزرگ پتروشیمی در خاورمیانه، ممکن است با کمبود مواجه شود.
در دهههای گذشته، ایران حدود ۷۰ میلیارد دلار در توسعه زیرساختهای پتروشیمی سرمایهگذاری کرده است که در صورت وارد شدن خسارات جدی، بازسازی این تاسیسات با چالشهای مالی و فنی بزرگی همراه خواهد بود.
با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها، دسترسی محدود به سرمایه بینالمللی و فشارهای اقتصادی گستردهتر، ایران به احتمال زیاد منابع لازم را برای بازسازی سریع در اختیار نخواهد داشت.
حتی در صورت تامین منابع مالی خارجی، بازگرداندن ظرفیت تولید ممکن است سالها و حتی بیش از یک دهه زمان ببرد.
تاسیسات پتروشیمی سامانههایی بسیار پیچیده هستند که نه تنها به زیرساختهای فیزیکی، بلکه به تامین پایدار انرژی، فناوری پیشرفته و شبکههای کارآمد لجستیکی وابستهاند. عواملی که هماکنون در ایران تحت فشار قرار دارند.

همزمانی حملات با ضعفهای ساختاری
حملات به تاسیسات پتروشیمی همزمان با حملات اخیر به کارخانههای بزرگ فولاد در اصفهان و خوزستان صورت گرفته است. واحدهایی که در مجموع حدود نیمی از تولید فولاد ایران را تشکیل میدهند.
این الگو نشان میدهد هدف، تضعیف ستون فقرات صنعتی در ایران است، نه صرفا بخشهایی پراکنده.
زمانبندی این حملات نیز با توجه به ضعفهای ساختاری پیشین در ایران، اهمیت ویژهای دارد.
در سالهای اخیر، کشور با کمبود مزمن گاز طبیعی، برق و سوختهای پالایششده مواجه بوده و همین امر باعث شده بسیاری از صنایع با ظرفیت پایینتر از حد معمول فعالیت کنند.
این محدودیتها پیشتر نیز به کاهش تولید صنعتی و افزایش هزینهها منجر شده بود.
در عین حال، بخش لجستیک ایران با ناکارآمدیهای عمیق مواجه است.
بر اساس دادههای بانک جهانی، ایران از نظر عملکرد لجستیکی در منطقه در رتبههای پایین قرار دارد و وضعیتش تنها از افغانستان بهتر است که این موضوع توانایی کشور را برای تغییر مسیر زنجیرههای تامین، مدیریت اختلالها یا بازیابی سریع پس از آسیبهای گسترده زیرساختی، محدود میکند.
ترکیب این عوامل میتواند ایران را به سمت یک بحران اقتصادی عمیقتر سوق دهد. اختلال پایدار در صادرات پتروشیمی، ورود ارز خارجی را بهشدت کاهش میدهد و فشار بیشتری بر پول ملی وارد کرده و تورم را تشدید میکند.
در نهایت، بار اصلی این بحران بر دوش شهروندان عادی در ایران خواهد بود که هماکنون نیز با تورم بالا، کمبود انرژی و افزایش بیکاری دستوپنجه نرم میکنند.
در صورت عملی شدن تهدید ترامپ، این درگیری میتواند بیش از پیش وارد حوزه اقتصادی شود و مسیر اقتصاد ایران را دگرگون کرده و حتی بر بازارهای انرژی منطقهای و جهانی نیز اثر بگذارد.