رویترز: در پی افزایش فشارهای جنگ ایران، ترامپ به خانهتکانی گسترده در کابینه میاندیشد
رییسجمهوری آمریکا در کاخ سفید در حال سخنرانی درباره جنگ ایران
پنج منبع آگاه از گفتوگوهای داخلی کاخ سفید به خبرگزاری رویترز گفتند رییسجمهوری ایالات متحده پس از برکناری پم باندی، دادستان کل، در این هفته، در حال بررسی اعمال تغییرات گستردهتری در کابینه است. اقدامی که در پی افزایش نارضایتی او از پیامدهای سیاسی جنگ با حکومت ایران مطرح شده است.
به گفته این منابع، هرگونه بازچینی احتمالی میتواند تلاشی برای «تنظیم مجدد» وضعیت کاخ سفید در مقطع دشوار سیاسی پیش رو باشد.
رویترز شنبه ۱۵ فروردین نوشت: «جنگی که پنج هفته از آغاز آن میگذرد، موجب افزایش قیمت سوخت، کاهش محبوبیت دونالد ترامپ و تشدید نگرانیها درباره پیامدهای آن برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر شده است.»
بر اساس این گزارش، برخی متحدان ترامپ گفتند سخنرانی تلویزیونی او در ۱۳ فروردین که به گفته یکی از مقامهای ارشد کاخ سفید تلاشی برای القای کنترل و اطمینان درباره روند جنگ بود، «تاثیر مورد انتظار را نداشت» و همین موضوع بر ضرورت تغییر در پیامرسانی یا ترکیب تیم او افزوده است.
یکی از مقامهای کاخ سفید گفت: «یک تغییر برای نشان دادن اقدام، چیز بدی نیست. درست است؟»
سه مقام کاخ سفید و دو منبع دیگر که از تحولات درون دولت آگاه هستند، بهشرط ناشناس ماندن با رویترز گفتوگو کردند.
این منابع تاکید کردند هنوز مشخص نیست کدام یک از اعضای کابینه در کوتاهمدت قطعا برکنار خواهند شد، اما چندین مقام در معرض خطر قرار دارند.
چند منبع گفتند تولسی گبرد، رییس اطلاعات ملی، و هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، از جمله افرادی هستند که ممکن است برکنار شوند، آن هم پس از آن که ترامپ در هفتههای اخیر باندی و کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی، را کنار گذاشت.
به گفته یکی از مقامهای ارشد کاخ سفید، ترامپ در ماههای اخیر از عملکرد گبرد ابراز نارضایتی کرده است. یک منبع دیگر نیز گفت او حتی نظر برخی متحدانش را درباره جایگزینهای احتمالی برای ریاست اطلاعات ملی جویا شده است.
در همین حال، برخی متحدان برجسته ترامپ بهصورت خصوصی خواستار برکناری لوتنیک شدهاند. فردی که رابطهاش با جفری اپستین، مجرم جنسی، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
اسناد منتشرشده در اوایل سال نشان داد لوتنیک در سال ۲۰۱۲ در جزیره خصوصی اپستین در کارائیب با او ناهار خورده است. لوتنیک گفته «تقریبا هیچ ارتباطی» با اپستین نداشته و این دیدار صرفا به این دلیل بوده که در نزدیکی آن جزیره حضور داشته است.
در مقابل، دیویس اینگل، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد ترامپ به گبرد و لوتنیک «اعتماد کامل» دارد و افزود رییسجمهوری «توانمندترین و موثرترین کابینه تاریخ» را تشکیل داده است و اعضای این کابینه بهطور جمعی «دستاوردهای تاریخی برای مردم آمریکا» رقم زدهاند: «از نقش گبرد در پایان دادن به آنچه رژیم نارکوتروریستی نیکولاس مادورو (در ونزوئلا) خوانده شده، تا نقش لوتنیک در تضمین توافقهای بزرگ تجاری و سرمایهگذاری.»
دفتر مدیر اطلاعات ملی نیز به پستی در شبکه ایکس اشاره کرد که در آن استیو چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، تاکید کرده بود ترامپ «اعتماد کامل» به گبرد دارد.
وزارت بازرگانی به درخواست اظهارنظر رویترز پاسخی نداده است.
احتمال تغییرات محدود در برابر فشارهای سیاسی
با این حال، منابع مطلع گفتند ترامپ ممکن است در نهایت تصمیم بگیرد تغییرات عمدهای در سطوح بالای دولت ایجاد نکند.
برخی نزدیکان او گفتهاند رییسجمهور تمایلی ندارد مانند دوره اول ریاستجمهوریاش، کابینه را بهطور مکرر دستخوش تغییر کند. وضعیتی که آن زمان به برداشت «بیثباتی در کاخ سفید» دامن زده بود.
یکی از مقامهای کاخ سفید گفت انتظار میرود بهجای یک «بازآرایی بزرگ و نمایشی»، تغییراتی «هدفمند و محدود» صورت گیرد.
با این حال، یک مقام دیگر هشدار داد پس از سخنرانی نهچندان موفق ترامپ در چهارشنبه، انجام ندادن هیچ تغییری میتواند بهاندازه یک تغییر بزرگ، از نظر سیاسی پرهزینه باشد.
ترامپ این سخنرانی را با همکاری تیم نویسندگان و مشاوران ارشد خود آماده کرده بود؛ پس از آن که مشاورانش هفتهها از او خواسته بودند مستقیما با مردم درباره نقش آمریکا در جنگ با ایران صحبت کند.
در این سخنرانی، او هیچ مسیر مشخصی برای پایان جنگ - که از ۹ اسفند آغاز شده - ارائه نکرد و این برداشت ایجاد شد که درگیری ممکن است ادامهدار باشد.
او همچنین بهجای ارائه راهکار برای نگرانیهای اقتصادی مردم، گفت این فشارها کوتاهمدت است و حکومت ایران را مسئول آن دانست.
یکی از مقامها به رویترز گفت: «این سخنرانی به هدف خود نرسید.»
او افزود اگرچه حامیان اصلی ترامپ همچنان از او حمایت میکنند، اما بهطور گسترده تحت فشار اقتصادی قرار دارند.
این فرد مطلع گفت: «رایدهندگان ممکن است پیامهای ایدئولوژیک را تحمل کنند، اما افزایش قیمت سوخت را فورا احساس میکنند.»
بر اساس تازهترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۳۶ درصد آمریکاییها عملکرد کلی ترامپ را تایید میکنند که پایینترین میزان در دوره فعلی ریاستجمهوری اوست.
جنگ با حکومت ایران نیز بهطور خاص محبوب نیست و ۶۰ درصد پاسخدهندگان با تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز این درگیری مخالفاند.
دو مقام کاخ سفید گفتند ترامپ از آنچه پوشش رسانهای «نابرابر» درباره جنگ ایران میداند، بهشدت ناراضی است و از تیم خود خواسته روایتهای مثبتتری ارائه شود؛ هرچند نشانهای از تغییر در استراتژی پیامرسانی خود نشان نداده است.
با وجود این فشارها، برخی اعضای کابینه با وجود انتقادها همچنان در سمت خود باقی ماندهاند.
برای نمونه، برخی متحدان از آوریل سال گذشته خواستار برکناری لوتنیک شده بودند؛ زمانی که او مجموعهای از تعرفههای جهانی را در «روز آزادی» اعلام کرد که موجب سردرگمی متحدان و کارشناسان شد.
گبرد نیز که منتقد دیرینه مداخلات نظامی آمریکا در خارج از کشور است، از ژوئن گذشته موجب نارضایتی کاخ سفید شده بود. زمانی که ویدیویی منتشر کرد و در آن از «نخبگان جنگطلب سیاسی» پیش از نخستین اقدام نظامی ترامپ علیه جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
با این حال، به گفته منابع، احتمال تغییرات در هفتههای اخیر بهطور جدی افزایش یافته است.
یکی از منابع ارشد کاخ سفید گفت ترامپ ترجیح میدهد هرگونه تغییر بزرگ را اکنون و پیش از انتخابات میاندورهای انجام دهد.
یک مقام دیگر نیز گفت: «بگذارید اینطور بگویم: بر اساس آنچه شنیدهام، باندی آخرین نفر نخواهد بود.»
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد حمله پهپادی ماه گذشته جمهوری اسلامی به سفارت آمریکا در عربستان سعودی خسارتی بیش از آنچه پیشتر اعلام شده بود، بر جای گذاشته است. در سوی دیگر، سپاه پاسداران با انتشار بیانیهای حاضر به پذیرش مسئولیت این حمله نشد.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای پیشین و فعلی آمریکا نوشت یک پهپاد ایرانی ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ از پدافند هوایی منطقه دیپلماتیک ریاض عبور کرد و سفارت ایالات متحده را هدف قرار داد.
بر اساس این گزارش، یک دقیقه بعد پهپاد دیگری از شکاف ایجادشده بهوسیله پهپاد نخست به مجموعه نفوذ کرد و منفجر شد.
منابع آگاه به والاستریت ژورنال گفتند در این عملیات شبانه، یکی از بخشهای حفاظتشده سفارت آمریکا در ریاض هدف قرار گرفت و در پی آن، سه طبقه از ساختمان بهشدت آسیب دید. این در حالی است که این بخش حفاظتشده، محل کار صدها نفر در طول روز بود.
آنها افزودند مقر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز در میان اهداف این حمله قرار داشت.
از زمان آغاز جنگ کنونی، جمهوری اسلامی علاوه بر حملات موشکی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه، ۱۳ کشور از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان، لبنان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای در واکنش به گزارش والاستریت ژورنال، از پذیرش مسئولیت حمله به سفارت آمریکا در ریاض شانه خالی کرد.
سپاه این حمله را «محکوم» کرد و گفت این رویداد «مطلقا به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ارتباطی نداشته» است.
سپاه پاسداران همچنین اسرائیل را به دست داشتن در این حمله متهم کرد و افزود: «کشورهای منطقه غرب آسیا ضروری است نسبت به فتنهانگیزی جریان آمریکایی-صهیونیستی برای بیثباتسازی و نابودسازی منطقه هوشیار شوند.»
این نخستین بار نیست که مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی در جریان مناقشه کنونی از پذیرش مسئولیت اقدامات خود سر باز میزنند. پیشتر حکومت ایران حمله پهپادی به نخجوان در جمهوری آذربایجان را نیز به اسرائیل منتسب کرده بود.
جمهوری اسلامی همچنین مسئولیت شلیک موشک به سوی ترکیه را نپذیرفته است.
والاستریت ژورنال در ادامه نوشت در حالی که وزارت دفاع عربستان سعودی پیشتر اعلام کرده بود حمله پهپادی جمهوری اسلامی تنها به آتشسوزی محدود و خسارات جزیی انجامیده است، منابع آگاه گفتند ابعاد حادثه گستردهتر بوده و حریق حدود نیمروز ادامه داشته است.
به گفته یکی از افراد مطلع، بخشهایی از ساختمان سفارت آمریکا در ریاض بهگونهای آسیب دیده که دیگر قابل بازسازی نبوده است.
حمله به سفارت ساعت ۱:۳۰ بامداد رخ داد. مقامهای آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتند اگر این حمله در ساعات کاری اتفاق میافتاد، میتوانست تلفات گستردهای در پی داشته باشد.
چند ساعت بعد در همان شب، پهپادهای بیشتری رهگیری شدند و بقایای آنها در نزدیکی یک مهدکودک سقوط کرد. گمان میرود یکی از این پهپادها محل اقامت عالیترین دیپلمات آمریکایی در عربستان سعودی را هدف گرفته بود؛ مکانی که تنها چند صد متر با سفارت فاصله دارد.
برنارد هادسون، رییس پیشین بخش ضدتروریسم سیا، که از تجربه قابل توجهی در امور کشورهای حوزه خلیج فارس برخوردار است، به والاستریت ژورنال گفت حمله پهپادی به سفارت آمریکا در ریاض نشان داد جمهوری اسلامی «میتوانست هر نقطهای از آن شهر را هدف قرار دهد».
حکومت ایران اغلب حملات خود را به کشورهای حوزه خلیج فارس با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه توجیه میکند. این در حالی است که تاسیسات غیرنظامی مانند فرودگاهها و هتلها، از جمله اهداف حملات حکومت ایران بودهاند.
در این میان، امارات بیش از همه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته و از زمان آغاز جنگ، حدود ۴۰۰ موشک و دو هزار پهپاد به سوی این کشور شلیک شده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد هرچند دونالد ترامپ و پیت هگست از تسلط کامل بر آسمان ایران سخن میگویند، اما اقدام اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی نشان میدهد جنگندههای ایالات متحده و اسرائیل همچنان در آسمان ایران با خطراتی روبهرو هستند.
رویترز شنبه ۱۵ فروردین نوشت دو هواپیمای آمریکایی پیشتر بر فراز ایران و خلیج فارس هدف قرار گرفتند و ساقط شدند.
در میان خدمه این هواپیماها، دو نفر نجات یافتند، اما یک خلبان همچنان مفقود است و نیروهای جمهوری اسلامی در تلاش برای یافتن او هستند.
این خبرگزاری افزود احتمال زنده بودن خلبان آمریکایی و کوشش او برای گریختن از دست نیروهای حکومت ایران میتواند فشارها را بر واشینگتن افزایش دهد؛ بهویژه در شرایطی که کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی از حمایت گستردهای در میان افکار عمومی ایالات متحده برخوردار نیست و نشانهای از پایان نزدیک آن نیز دیده نمیشود.
بر اساس این گزارش، شهروندان آمریکایی «تا حد زیادی» نسبت به جنگ ایران «بدبین» هستند.
یافتههای تازهترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس که در فاصله هفتم تا نهم فروردین انجام شد، حاکی از آن است که ۸۶ درصد از آمریکاییها نسبت به جان نیروهای نظامی کشورشان در جنگ ایران ابراز نگرانی کردهاند.
همچنین ۵۶ درصد از آمریکاییها معتقدند اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی بر وضعیت مالی آنها تاثیر منفی خواهد داشت، در حالی که تنها ۷ درصد آن را مثبت ارزیابی میکنند.
طبق آمار ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، تاکنون در جریان جنگ ایران ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
سایه جنگندهها بر مذاکرات تهران و واشینگتن
مقامهای ایالات متحده و جمهوری اسلامی ۱۴ فروردین تایید کردند یک جنگنده دو سرنشینه آمریکایی از نوع «اف-۱۵ای» بر اثر آتش حکومت ایران ساقط شده است.
همچنین دو مقام آمریکایی گفتند خلبان یک هواپیمای تهاجمی «ای-۱۰» در پی اصابت آتش جمهوری اسلامی، از هواپیما بیرون پرید و هواپیمای او در کویت سقوط کرد.
رویترز به نقل از منابع آگاه نوشت دو بالگرد بلکهاوک نیز که در جستوجوی خلبان مفقود بودند، از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند، اما موفق شدند از حریم هوایی ایران خارج شوند.
بر اساس این گزارش، جزییات دقیقی درباره میزان جراحات خدمه در دست نیست.
رویترز در ادامه گزارش خود، به واکنش کنایهآمیز محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در پی هدف قرار گرفتن هواپیماهای آمریکا اشاره کرد و نوشت او با لحنی طعنهآمیز گفته هدف واشینگتن از «تغییر رژیم» در ایران، اکنون به جستوجوی خلبان آمریکایی تقلیل یافته است.
از قالیباف بهعنوان طرف مذاکره با مقامهای آمریکایی یاد میشود.
ترامپ ۱۴ فروردین گفت سرنگونی جنگنده آمریکایی در ایران تاثیری بر روند مذاکرات با جمهوری اسلامی ندارد.
این در حالی است روزنامه والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داد جمهوری اسلامی به میانجیها اعلام کرده در شرایط کنونی حاضر به دیدار با مقامهای آمریکایی در پاکستان نیست و شروط آتشبس را نمیپذیرد.
نشریه پولیتیکو در گزارشی نوشت مقامهای نظامی آمریکا هشدار دادهاند پنتاگون در حال نزدیک شدن به نقطهای است که اهداف راهبردی مهمی برای حمله در ایران باقی نمانده، در حالی که دونالد ترامپ همچنان تاکید دارد ایالات متحده تا چند هفته دیگر به حملات خود ادامه خواهد داد.
بر اساس اظهارات دو مقام فعلی وزارت دفاع آمریکا و یک مقام پیشین دولت ترامپ، جدول زمانی جدیدی که ترامپ چهارشنبه در سخنرانی خود اعلام کرد - ادامه حملات تا دو یا سه هفته دیگر - گزینههای محدودی برای انجام حملات هوایی موثر باقی میگذارد. حملاتی که هدف آنها نابودی ذخایر پنهان موشکهای بالستیک حکومت ایران است.
به گفته این منابع، چالشها با کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و همچنین ماهیت متفاوت این جنگ - که بیش از آن که نظامی باشد، ابعاد اقتصادی دارد - تشدید شده است.
آنها هشدار دادند این وضعیت میتواند به تهران اهرم فشاری بدهد که از مذاکره درباره برنامه هستهای، وضعیت امنیتی منطقه یا بازگشایی مسیرهای حیاتی خودداری کند و در نتیجه چرخهای فرسایشی بدون پایان مشخص، شکل بگیرد.
یکی از مقامهای دفاعی به پولیتیکو گفت: «میتوانیم فهرست اهدافی را دنبال کنیم که اهمیتشان مدام کمتر میشود و همچنان به حمله ادامه دهیم، تا جایی که سپاه پاسداران کنترل کاملتری بر حکومت پیدا کند و احساس کند برای جنگی طولانی با آمریکا توجیه دارد.»
او افزود: «ترامپ در هیچ شرایطی نمیتواند بهسادگی عقبنشینی کند؛ اگر خارج شود تحقیر میشود و اگر بماند، در باتلاق گیر خواهد کرد.»
ترامپ در سخنرانی خود اعلام کرد نیروهای نظامی حکومت ایران، زیرساختهای دفاعی و رهبری سیاسی این کشور «کاملا نابود شدهاند»؛ نتیجهای که به گفته او محصول یک ماه حملات شدید آمریکا بوده است.
با این حال، او تاکید کرد این حملات برای دو تا سه هفته دیگر ادامه خواهد یافت و وعده داد «ضربات بسیار شدیدی» وارد خواهد شد؛ بدون آن که مشخص کند چه اهداف مهمی باقی ماندهاند.
او همچنین ۱۳ فروردین ویدیویی از پیامدهای حمله به آنچه «بزرگترین پل ایران» خواند منتشر کرد و گفت: «اقدامات بیشتری در راه است.»
با این حال، به گفته یک مقام پیشین دولت ترامپ، اکنون اهداف نظامی قابل دسترسی بدون عملیات زمینی بسیار محدود شدهاند.
او گفت هدف قرار دادن ذخایر باقیمانده موشکهای بالستیک ایران «هر روز دشوارتر میشود»، زیرا احتمالا در پناهگاههای مستحکم نگهداری میشوند.
به گفته این مقام پیشین، اگر چنین نبود، این موشکها «تا حالا از بین رفته بودند».
پولیتیکو نوشت: «در این میان، راهبرد تهران برای طولانی کردن درگیری تا حدی نتیجهبخش بوده و با افزایش قیمت انرژی، فشار سیاسی بر دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ را افزایش داده است.»
یکی دیگر از مقامهای دفاعی هشدار داد که ترامپ ممکن است ناخواسته به راهبردی مشابه اسرائیل در منطقه کشیده شود: مجموعهای از حملات پراکنده و مداوم برای مهار دشمنان که به «چمنچینی» معروف است.
به گفته او، این رویکرد میتواند آمریکا را در وضعیتی گرفتار کند که تنها حملات محدود و کماثر انجام میدهد، در حالی که حکومت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز - مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان - را در دست دارد.
یک مقام دیگر گفت امید دولت آمریکا این است که «تهران در نهایت تسلیم شود و امتیازهای بیشتری بدهد»، اما افزود: «حتی در آن صورت هم، چگونه میتوان آن را به اجرای تعهداتش وادار کرد؟»
پولیتیکو نوشت که کاخ سفید به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ نداد و وزارت دفاع نیز پرسشها را به فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) ارجاع داد که پاسخی ارائه نکرد.
ترامپ در هفتههای اخیر در شبکههای اجتماعی مطرح کرده بود در صورت کندی مذاکرات، ممکن است زیرساختهای غیرنظامی مانند نیروگاهها و تاسیسات آب نیز هدف قرار گیرند.
با این حال، او در سخنرانی خود اشاره کرد که حملات آمریکا هنوز تاسیسات نفتی ایران را هدف قرار ندادهاند، «با وجود اینکه اینها سادهترین اهداف هستند»، و افزود رهبری جدید حکومت ایران برای بازسازی، به درآمدهای آینده نیاز خواهد داشت.
برخی منابع گفتهاند آمریکا میتواند حملات خود را در اطراف جزیره خارک - مرکز اصلی صادرات نفت ایران - افزایش دهد، بدون آن که مستقیما زیرساختهای نفتی را تخریب کند. اما تصرف این منطقه، احتمالا به استقرار نیروهای زمینی نیاز دارد.
یکی از مقامها هشدار داد: «در صورت چنین اقدامی، حکومت ایران تلفات قابل توجهی به آمریکا وارد خواهد کرد.»
پنتاگون دهها هزار نیروی نظامی آمریکایی را برای احتمال انجام عملیات زمینی در خاورمیانه مستقر کرده، اما ترامپ هنوز نشانهای از تصمیم برای چنین اقدامی نشان نداده است.
حضور نیروهای زمینی ممکن است برای کنترل جزایر کلیدی در تنگه هرمز ضروری باشد، اما چنین اقدامی میتواند واکنشهای سیاسی گستردهای در داخل آمریکا، از سوی هر دو حزب، برانگیزد.
در همین حال، دموکراتهای کنگره پس از سخنرانی ترامپ نسبت به نبود اهداف روشن نظامی ابراز نگرانی کردند.
گرگوری میکس، عضو ارشد کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، گفت: «هنوز برنامه روشنی برای گام بعدی وجود ندارد. مردم آمریکا بیش از اعلامهای مبهم درباره موفقیت، به یک راهبرد جامع نیاز دارند. راهبردی که از تشدید بیشتر تنش جلوگیری کند، منافع ما را حفظ کند و مسیری پایدار به سوی صلح ارائه دهد.»
«آقای هیچکس در برابر پوتین»، ساخته دیوید بورنستین و پاول تالانکین که جایزه اسکار بهترین فیلم مستند سال را از آن خود کرد، تصویر عریانی است از پروپاگاندا در روسیه که برای تماشاگر ایرانی چیزی نیست جز یادآوری دقیق رفتار جمهوری اسلامی.
فیلم تصویر روشنی از یک مدرسه در یک شهر کوچک در روسیه ارائه میدهد. جایی که قرار است تصویر وارونه و دروغینی از جنگ برای بچههای معصوم ترسیم شود و در واقع ذهن و دنیای پاک آنها را با اخبار، اطلاعات و تاریخچه دروغ مربوط به جنگ اوکراین، دستکاری کنند تا به یک مدافع جنگ - و مدافع ولادیمیر پوتین - بدل شوند؛ درست به مانند آنچه که جمهوری اسلامی از زمان انقلاب تا به امروز انجام داده و بدون توجه به قوانین بینالمللی از کودکان در جنگ استفاده ابزاری میکند - چه جنگ ایران و عراق و چه جنگ امروز که در آن تصاویر کودکان اسلحه به دست در خیابان، از هر تصویر انفجاری مخوفتر است و عجیب اینکه در تلویزیون حکومتی، بیتوجه به قوانین بینالمللی، این نوع مغزشویی آشکار و سوءاستفاده از کودکان، به روشنی تبلیغ و ستایش میشود.
فیلم داستان یک جوان ساده در یک شهر کوچک روسیه را روایت میکند. پاشا جوانی بیست و چند ساله که در شهر صنعتی کوچک کاراباش در یک مدرسه، مدیر برنامههای جنبی است و از بچهها در مراسم مختلف تصویر میگیرد.
فیلم اما از لحظه فرار او آغاز میشود؛ جایی که باید روسیه را به سرعت ترک کند. به دو سال و نیم پیشتر باز میگردیم؛ زمانی که او زندگی آرام خود را در مدرسه طی میکند و بچهها سرودخوان، به نمایشها و کنسرتهای مخصوص خودشان مشغولاند. اما از زمان آغاز جنگ همه چیز به هم میریزد و پاشا هم بیآن که خود بخواهد، تمام زندگیاش دگرگون میشود.
با آغاز جنگ، دولت از مسئولان مدرسه میخواهد تمام همّ و غمّ خود را بر جنگ و پروپاگاندا برای آن متمرکز کنند. در نتیجه حالا در مدرسه، معلمان از این که اوکراین به روسیه تعلق دارد و از مبارزه با امپریالیسم میگویند و به طور دائم، میخواهند روسیه و پوتین را کاملا حق به جانب به نمایش بگذارند.
با این که روخوانیهای معلمان از پیامهای تبلیغاتی و فیلم گرفتن پاشا از آنها (که باید همه را در یک پلتفرم امنیتی دولتی بار بگذارد) گاه مضحک میشود و اسباب خنده را فراهم میکند، اما در نهایت به نظر میرسد معلمان با این وضع کنار میآیند.
یکی از آنها که به نیروهای دولتی نزدیکتر است به عنوان معلم نمونه انتخاب میشود و یک آپارتمان جایزه میگیرد؛ کسی که در یک مصاحبه با پاشا، الگوی زندگیاش را بزرگترین جاسوسهای کا گ ب میخواند.
اما فیلم داستان دیگری را روایت میکند، زمانی که یکی از آنها نه میگوید. او کسی نیست جز خود پاشا، قهرمان فیلم یا همان «هیچکس» که ناخواسته به مخالف پوتین بدل میشود.
او که از دروغها و پروپاگانداهای نفرتانگیز به تنگ آمده، تصمیم میگیرد از سمت خود استعفا دهد، اما با ایمیلی که برای یکی از مستندسازان غربی میفرستد، از او دعوت میشود تا وضعیت مدرسه را فیلم کند. او باز میگردد و این بار به قصد ساخت یک مستند وضعیت پروپاگاندای حاکم را ثبت و ضبط میکند.
حاصل کار او هرچند از جهات سینمایی شستهرفته نیست، اما تلاش صادقانهای است برای ترسیم موقعیتی که کسی از آن خبر ندارد. توجه به فیلم و برنده شدن جایزه اسکار هم بیشتر به دلیل اهمیت وجه روشنگری فیلم مستند و قدرت ثبت واقعیت است، جایی که فیلمساز شجاعانه (با راهنمایی یک مستندساز آمریکایی و کار دو نفره) لحظههایی را ثبت میکند که در کنار هم میتواند تصویر روشن - و ترسناکی - از وضعیت حاکم ارائه دهد و همین خشم روسیه را برانگیخته تا نمایش این فیلم در سراسر کشور ممنوع اعلام شود.
فیلم گاه از مدرسه هم بیرون میآید و به تصویر شهر میرسد: شهر کوچکی که همینطور رفتهرفته به تعداد کشتههایش در جنگ افزوده میشود. تصویر کردن مراسم عزاداری برای سربازان جرم تلقی میشود و به همین دلیل پاشا گاه فقط به ضبط صدا بسنده میکند، جایی که یک مادر بر سر مزار فرزند از دست رفتهاش زار میزند.
برادر یکی از شاگردان هم به بخشی از روایت بدل میشود، جایی که از طریق حرفهای پاشا با این شاگرد، به وضعیت برادر او در جبهه پی میبریم. در وهله اول همه چیز مرتب به نظر میرسد اما در دیالوگهای بعدی از سختیهای وضعیت سربازان در جبهه و حتی گرسنگی آنها میشنویم تا سرانجام خبر مرگ این سرباز هم میرسد.
«آقای هیچکس در برابر پوتین» کار چشمگیری را به عنوان یک اثر سینمایی ارائه نمیکند، اما ناخودآگاه به تصویری از شباهتهای رژیمهای تمامیتخواه بدل میشود که برای تماشاگران کشورهای مختلف - و به ویژه ایران - بسیار ملموس است. جایی که دروغ جای حقیقت را میگیرد و همه چیز در منافع حکومت خلاصه میشود.
اورشلیمپست گزارش داد شماری از نیروهای یگان رضوان که بهتازگی بهدست ارتش اسرائیل در جنوب لبنان اسیر شدهاند، از وضعیت بد روحی در میان اعضای این گروه خبر میدهند.
بر اساس این گزارش که جمعه ۱۴ فروردین منتشر شد، این افراد در بازجوییهای انجامشده از سوی واحد ۵۰۴ اطلاعات ارتش اسرائیل، فاش کردند که سازمان آنها با کاهش شدید انگیزه روبهروست.
آنها گفتهاند که بسیاری از نیروها دیگر توان و انگیزهای برای ادامه جنگ ندارند و احساس میکنند حزبالله آنها را فقط برای کشتهشدن، اعزام میکند.
خستگی از جنگ و اعزام اجباری
یکی از اعضای اسیرشده واحد رضوان توضیح داد که خروج از خانه و رفتن به میدان نبرد برای آنها داوطلبانه نیست.
او در بازجویی گفت: «هر کسی که خانه را ترک میکند، برخلاف میلش است. شما نمیتوانید به فرماندهان بگویید نمیخواهید به جنگ بروید.»
او همچنین افزود پس از حدود ۱۸ ماه درگیری در جنگی که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده، نیروهای حزبالله بهشدت فرسوده شدهاند و وضعیت جسمانی مناسبی برای مبارزه ندارند.
این نیرو تاکید کرد اگر مجبور نبود، هرگز به جنگ برنمیگشت؛ چرا که نمیخواهد کشته شود و خانواده و فرزندانش را تنها بگذارد.
بر اساس این گزارش، نیروهای اسیرشده گفتند که هدف اعلامشده به آنها برای این جنگ، گرفتن انتقام کشته شدن علی خامنهای بوده است.
به گفته آنها، در جلسات توجیهی به نیروها اعلام شده علت اصلی مشارکت در این نبرد، انتقامکشی کشته شدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی در ابتدای جنگ است: «این موضوع نشان میدهد که انگیزه اصلی ابلاغشده به رزمندگان، به مسائل داخلی لبنان ارتباطی ندارد.»