واینت: مرگ «فتوای هستهای»؛ آیا جمهوری اسلامی پس از جنگ بهسوی بمب حرکت میکند؟
نشریه اسرائیلی واینت در گزارشی تحلیلی نوشت پس از کشته شدن علی خامنهای و قدرتگیری جریانهای تندرو، تردیدها درباره پابرجا بودن «ممنوعیت مذهبی سلاح هستهای» که حکومت ایران مدعیاش بود افزایش یافته و بحث حرکت جمهوری اسلامی بهسوی بمب وارد مرحلهای تازه شده است.
گزارش واینت میگوید ادعای دیرینه جمهوری اسلامی درباره صلحآمیز بودن برنامه هستهای، بر فتوایی استوار بود که به علی خامنهای نسبت داده میشد و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را «حرام» اعلام میکرد. این فتوا از سال ۲۰۰۳ بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی تهران در برابر اتهام تلاش برای ساخت سلاح هستهای مطرح شد.
با این حال، این گزارش تاکید میکند که در عمل، همزمان با استناد به این فتوا، ایران سطح غنیسازی اورانیوم را تا ۶۰ درصد افزایش داده - سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی - و فعالیتهایی انجام داده که از نگاه بسیاری از ناظران، با ادعای صرفاً غیرنظامی بودن برنامه هستهای سازگار نیست.
واینت مینویسد نقطه عطف این روند، کشته شدن علی خامنهای در آغاز «عملیات شیر خروشان» بود. پس از آن، مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید معرفی شد، اما تاکنون موضع روشنی درباره ادامه یا لغو این فتوا اعلام نکرده است. همین خلا، به گفته گزارش، فضای جدیدی برای طرح «دیدگاههای تندروانه» ایجاد کرده است.
در این چارچوب، گزارش به اظهارات مقامها و تحلیلگران اشاره میکند که نشان میدهد حتی در سطح رسمی نیز عدم قطعیت وجود دارد. از جمله، عباس عراقچی گفته است که هنوز مشخص نیست رهبر جدید چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت.
این گزارش همچنین به افزایش فشارهای داخلی برای کنار گذاشتن ممنوعیت سلاح هستهای اشاره میکند. به نوشته واینت، شبکههایی مانند سیانان گزارش دادهاند که با تقویت موقعیت جریانهای تندرو در سپاه پاسداران، درخواستها برای تغییر دکترین هستهای شدت گرفته است. برخی چهرههای نزدیک به این جریانها حتی آشکارا از ضرورت حرکت به سمت سلاح هستهای سخن گفتهاند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که با وجود آسیبهای جدی به تاسیسات هستهای در جریان جنگ، حکومت ایران همچنان ظرفیتهای مهمی را حفظ کرده است. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران پیش از جنگ حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته- مقداری که برای تولید چندین بمب هستهای کافی ارزیابی میشود.
واینت مینویسد بخش قابل توجهی از این مواد احتمالاً در تاسیسات زیرزمینی باقی مانده و همین موضوع نگرانیها درباره امکان بازیابی و تکمیل آن را افزایش داده است. در همین حال، مقامهای آمریکایی نیز تاکید کردهاند که حکومت ایران همچنان توان تولید سانتریفیوژ و ادامه برنامه هستهای را دارد.
این گزارش اضافه میکند که همین نگرانیها، ایالات متحده را به بررسی گزینههای نظامی پرخطر- از جمله عملیاتهای ویژه برای دستیابی به ذخایر اورانیوم - واداشته، هرچند واشینگتن همچنان مسیر دیپلماتیک را ترجیح میدهد.
در جمعبندی، واینت تاکید میکند که اگر جمهوری اسلامی از این جنگ عبور کند و کنترل بر ذخایر هستهای خود را حفظ کند، ممکن است مسیر دستیابی به سلاح هستهای کوتاهتر شود؛ حتی در قالب گزینههایی مانند «بمب کثیف» یا سلاحهای ابتداییتر.
به نوشته این نشریه، مجموعه این تحولات نشان میدهد که با تضعیف چارچوبهای قبلی - از جمله فتوای مذهبی - و تغییر توازن قدرت در داخل ساختار جمهوری اسلامی، برنامه هستهای ایران وارد مرحلهای تازه و بالقوه خطرناک شده است.
همزمان با افزایش بحثها درباره احتمال ورود نیروهای زمینی به جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی، ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی میگوید ارتش ایالات متحده سالهاست سناریوهای مختلفی برای عملیات زمینی محدود در ایران، از جمله تصرف جزایر و اجرای حملات ضربتی، طراحی کرده است.
فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در گفتوگو با سیبیاسنیوز اعلام کرد که برنامهریزی برای عملیاتهای زمینی در ایران سابقهای چندساله دارد و بهطور خاص بر حملات محدود و هدفمند در سواحل جنوبی ایران تمرکز داشته است.
او در برنامه «Face the Nation» گفت: «ما سالهاست گزینههایی مانند تصرف جزایر یا پایگاههای کوچک را بررسی کردهایم. اینها معمولاً عملیاتهای ضربتی هستند؛ یعنی ورود، انجام ماموریت و خروج. اما برخی از این مناطق را میتوان تصرف و نگه داشت.»
مککنزی تاکید کرد که چنین اقداماتی میتواند پیامدهای راهبردی مهمی داشته باشد، از جمله افزایش اهرم فشار آمریکا در مذاکرات و وارد کردن ضربه مستقیم به اقتصاد ایران. او با اشاره به جزیره خارک افزود: «اگر این جزیره تصرف شود، عملاً میتوان صادرات نفت ایران را متوقف کرد، بدون اینکه زیرساختها نابود شوند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که روزنامه واشینگتنپست گزارش داده پنتاگون در حال آمادهسازی طرحهایی برای عملیات زمینی چند هفتهای در ایران است؛ عملیاتی که ممکن است شامل نیروهای ویژه و واحدهای پیادهنظام در قالب حملات سریع و محدود باشد.
در همین راستا، اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه نیز ادامه دارد. حدود ۳۵۰۰ نیروی دریایی و تفنگدار دریایی مستقر در ناو «یواساستریپولی» به حوزه عملیاتی خاورمیانه وارد شدهاند. این یگانها مجهز به هواپیماهای جنگنده و تجهیزات آبی-خاکی هستند که برای عملیاتهای سریع و تاکتیکی طراحی شدهاند.
با این حال، مقامهای آمریکایی تاکید کردهاند که این استقرار نیروها به معنای تصمیم قطعی برای ورود به جنگ زمینی نیست و همچنان گزینههای مختلف در حال بررسی است.
مککنزی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت ایالات متحده میتواند بدون ورود به یک جنگ زمینی گسترده نیز به اهداف کلیدی دست یابد. به گفته او، «موفقیت» در این مرحله شامل باز نگه داشتن تنگه هرمز و دستیابی به توافقهایی درباره برنامههای موشکی و هستهای ایران است.
او افزود: «این اهداف دستیافتنی هستند، اما نیازمند ادامه فشار نظامی است. [حکومت] ایران در نهایت به استفاده از زور واکنش نشان خواهد داد.»
در همین حال، فضای سیاسی داخل آمریکا نسبت به گسترش جنگ محتاطانه است. بر اساس نظرسنجی مشترک CBS News و YouGov، حدود ۶۰ درصد از آمریکاییها با جنگ با [حکومت] ایران مخالفاند و تنها ۴۰ درصد از آن حمایت میکنند- نشانهای از تردید افکار عمومی نسبت به ورود به مرحله جدیدی از درگیری.
دادههای تازه نشان میدهد پس از افزایش قابل توجه قیمت بنزین در آمریکا طی یک ماه گذشته، در برخی ایالتها روندی نزولی آغاز شده، هرچند میانگین ملی همچنان در سطح بالایی باقی مانده است.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی «نکستار» (NEXSTAR) با استناد به دادههای «امریکن اتومبیل اسوسیشن» (AAA)، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا طی یک ماه گذشته حدود یک دلار افزایش یافته و به ۳.۹۸ دلار رسیده است؛ رقمی که تا پایان هفته نیز بدون تغییر باقی مانده است.
«امریکناتومبیلاسوسیشن» یک نهاد معتبر در ایالات متحده است که علاوه بر خدمات جادهای، بهصورت روزانه قیمت بنزین را در سطح ملی، ایالتی و حتی محلی پایش و منتشر میکند. این دادهها معمولاً از هزاران پمپبنزین در سراسر آمریکا جمعآوری میشوند و یکی از منابع اصلی رسانهها برای گزارش قیمت سوخت هستند.
این گزارش نشان میدهد در حال حاضر، قیمت بنزین در ۱۳ ایالت به ۴ دلار یا بیشتر رسیده و در ایالتهای کالیفرنیا، هاوایی و واشینگتن حتی از ۵ دلار نیز عبور کرده است. با این حال، در ۱۲ ایالت دیگر نشانههایی از کاهش قیمت در هفته گذشته دیده میشود.
در میان این ایالتها، جورجیا بیشترین کاهش را ثبت کرده و میانگین قیمت بنزین در آن به ۳.۵۸۹ دلار رسیده که بیش از ۱۰ سنت کمتر از هفته قبل است. در ایالتهایی مانند نبراسکا، آیووا و ویسکانسین نیز کاهش حدود ۳ سنتی گزارش شده، در حالی که در کنتاکی، مینهسوتا و تگزاس این کاهش حدود ۲ سنت بوده است. سایر ایالتها از جمله کلرادو، تنسی، میزوری، کانزاس و کارولینای جنوبی نیز کاهشهای جزئیتر، در حد یک سنت یا کمتر، را تجربه کردهاند.
در مقابل، روند افزایشی همچنان در برخی مناطق ادامه دارد. دادهها نشان میدهد در ۱۲ ایالت قیمتها دستکم ۱۰ سنت افزایش یافته و در ایالتهای هاوایی و یوتا این افزایش بیش از ۲۰ سنت بوده است.
بیشترین رشد قیمت از ابتدای ماه در یوتا ثبت شده، جایی که میانگین قیمت هر گالن بنزین از ۲.۷۴۱ دلار به ۴.۱۹۷ دلار رسیده، افزایشی بیش از ۱.۴۵ دلار. در مجموع، از آغاز ماه جاری، قیمت بنزین در ۲۳ ایالت بیش از یک دلار افزایش داشته است.
مارک زاندی، اقتصاددان ارشد موسسه «مودی آنلتیکس» (Moody’s Analytics)، در ارزیابی این روند گفت: «هیچچیز به اندازه افزایش هزینه سوخت، بر ذهن و نگرانی جمعی مصرفکنندگان تاثیر نمیگذارد.»
در همین حال، کارشناسان یکی از عوامل اصلی این افزایش قیمت را تنشهای ژئوپولیتیکی و بهویژه جنگ جاری میان آمریکا و حکومت ایران میدانند. اختلال در عرضه نفت از منطقه خلیج فارس - که بخش قابل توجهی از انرژی جهان را تامین میکند- و نگرانی از بسته شدن مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز، باعث افزایش قیمت جهانی نفت شده و بهطور مستقیم بر قیمت بنزین در آمریکا اثر گذاشته است. این نگرانیها همچنین موجب نوسان بازار و افزایش هزینههای حملونقل و پالایش شده است.
در واکنش به این افزایش قیمتها، دولت دونالد ترامپ در حال بررسی راهکارهایی برای مهار رشد قیمت بنزین است. در همین راستا، آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا اعلام کرده که بهطور موقت فروش گسترده بنزین با ترکیب اتانول بالاتر (E15) را مجاز کرده تا فشار بر مصرفکنندگان کاهش یابد؛ سوختی که معمولاً در تابستان به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی عرضه نمیشود.
کانال ۱۲ اسرائیل فاش کرد که پس از درز اطلاعات مرتبط با عملیات زمینی با مشارکت نیروهای کُرد به ایران و در پی آن تقویت نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی در شمالغرب کشور، متحدان منطقهای آمریکا به دونالد ترامپ فشار آوردند تا این طرح را از دستور خارج کند.
این رسانه اسرائیلی در گزارشی تحقیقی که شنبه هشتم فروردین منتشر شد، نوشت: «ایالات متحده و اسرائیل برنامهریزی کرده بودند نیروهای شبهنظامی کرد در ابتدای جنگ به ایران حمله کنند، اما افشای اطلاعات در رسانهها، لابیگری متحدان و همچنین تردید خود کردها باعث شد واشینگتن این طرح را متوقف کند.»
هدف این طرح «شکستن سد ترس» در میان مخالفان حکومت و کمک به مردم ایران برای قیامی با هدف سقوط جمهوری اسلامی توصیف شده است.
بر اساس این گزارش تلویزیونی «دهها هزار نیروی مسلح کرد شامل نیروهایی از هر شش جناح کردهای ایرانی» برنامه داشتند که در روزهای نخست جنگ، تحت پوشش گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل از مرز عراق وارد ایران شوند.»
پیش از آن نیز حملاتی سنگین علیه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در غرب ایران، از جمله مقامهای حکومتی، پایگاههای ارتش، سامانههای موشکی، ایستگاههای پلیس و مراکز بسیج اجرا شده بود تا مسیر حرکت نیروهای کرد را فراهم کند.
در نخستین روزهای حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی جمهوری اسلامی، گزارشهایی مبنی آغاز قریبالوقوع یک عملیات زمینی از کردستان عراق با مشارکت گروههای کُرد ایرانی حاضر در این منطقه منتشر شد.
۱۲ اسفند خبرهایی درباره گفتوگوی تلفنی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، با مسعود بارزانی و بافل طالبانی، رهبران کرد مستقر در عراق، منتشر شد. وبسایت خبری آکسیوس به نقل از سه منبع آگاه نوشت که این تماس روز یکشنبه ۱۰ اسفند انجام شد. یکی از این منابع، این تماسها را «حساس» توصیف کرد و منبع دیگری نیز این گفتوگوها را حاصل «ماهها لابیگری پشتپرده نتانیاهو» خواند.
یکی از مقامها به اکسیوس گفت: «دیدگاه غالب و بهطور حتم نظر شخص نتانیاهو این است که کردها وارد میدان خواهند شد و قیام خواهند کرد.»
این مقام در ادامه افزود: «نتانیاهو که «بیوقفه» خواستار حمله و تغییر رژیم در ایران بود، نخستین بار در دیداری در کاخ سفید این موضوع را با ترامپ مطرح کرده بود.»
۱۵ اسفند، در هفتمین روز از کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران، موجی از حملات سنگین هوایی علیه ۳۵ مرکز متعلق به سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در نوار غربی ایران اجرا شد. همزمان جمهوری اسلامی، حملاتی پهپادی علیه اهدافی در عراق، بهویژه در اقلیم کردستان، پیاده کرد.
درست یک روز پس از این حملات ترامپ در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کرد که قصد ندارد کُردها را به درگیری با جمهوری اسلامی وارد کند. او تاکید کرد: «ما به دنبال ورود کُردها نیستیم. نمیخواهم ببینم کردها آسیب ببینند یا کشته شوند.»
گزارش تلویزیونی کانال ۱۲ اسرائیل همچنین با استناد به گزارشهای منابع غیراسرائیلی میگوید که موساد سالها روی طرح مشارکت عملیاتی کُردها در براندازی جمهوری اسلامی کار کرده بود و از مدتها پیش همراه با سازمان سیا در حال مسلح کردن نیروهای کُرد بوده است.
همچنین در این گزارش آمده است که دیوید برنئا، رییس موساد، این طرح را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ارائه داده و در آستانه جنگ، آن را در واشینگتن دیسی نیز مطرح کرده بود.
به گفته این گزارش، اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل (امان) معتقد بود این طرح تنها شانس اندکی برای موفقیت دارد و مقامهای ارشد آن را در گفتوگو با کانال ۱۲ «خیالی» و «پر از اشکال» توصیف کردند. با این حال، این طرح هم در اسرائیل و هم در آمریکا بهعنوان طرحی «کاملا مطمئن» ارائه شده بود، در حالی که این باور وجود داشت که «کردها سهم خود را ایفا خواهند کرد.»
کانال ۱۲ میگوید این ارزیابی به نتانیاهو کمک کرد که ترامپ را برای پیشبرد حملات مشترک علیه جمهوری اسلامی متقاعد کند.
به گزارش تایمز اسرائیل، یکی از اعضای حزب آزادی کردستان و دیگر تحلیلگران کرد در مصاحبه با کانال ۱۲ تاکید کردهاند که توافق گستردهای برای «همکاری در سرنگونی حکومت» میان گروههای کُرد وجود داشت و دو زمان مشخص برای آغاز تهاجم تعیین شده بود.
در همین حال، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه به رییسجمهوری آمریکا هشدار داده بود که آنکارا استقلال کردها در هیچ نقطهای از منطقه را تحمل نخواهد کرد. همچنین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به آمریکا گفتندکه تجزیه قومی ایران میتواند کل خاورمیانه را بیثبات کند.
در گزارش آکسیوس که ۱۲ اسفند منتشر شد، یکی از منابع به گفتوگوی ترامپ با رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، درباره موضوع مشارکت کُردها در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی داشته است.
در این میان، خود کردها نیز نسبت به چشماندازشان در برابر حکومت ایران و همچنین میزان قابل اتکا بودن واشینگتن ابراز تردید کردند. به گفته گزارش کانال ۱۲، آنها پس از انتشار عمومی اولین خبرها درباره حمله علاوه بر حمایت نظامی، خواستار «تضمینهای سیاسی» از آمریکا شدند.
تایمز اسرائیل در گزارشی این نگرانیها را به رویدادهای سوریه در جریان سقوط بشار اسد، رییسجمهوری پیشین این کشور مرتبط دانسته و نوشته است: «کردها با در نظر گرفتن اینکه آمریکا برای شکست گروه «دولت اسلامی» در جنگ داخلی آن کشور به نیروهای کرد تکیه کرد، اما سپس از عملیات احمد الشرع، رییسجمهوری کنونی سوریه، برای تصرف مناطق تحت کنترل کردها و بازگرداندن آنها به حاکمیت مرکزی حمایت کرد، از آمریکا تضمینهای سیاسی خواستند.»
گزارش تحقیقی کانال ۱۲ همچنین میگوید که با از دست رفتن عنصر غافلگیری، ترامپ به این نتیجه رسید که این عملیات «بیش از حد خطرناک» است و دستور لغو حمله برنامهریزیشده را صادر کرد. در ادامه نیز زمانی که فرصت دومی برای حمله به وجود آمد، آن هم کنار گذاشته شد و کل این ایده اکنون «از دستور کار خارج شده است.»
نخستوزیر اسرائیل در آستانه یکماهگی عملیات مشترک این کشور و آمریکا در ایران، در یک سخنرانی برای افسران ارشد ارتش، اعلام کرد که اقدامات اسرائیل به ایجاد «شکافهای قابل مشاهدهای در رژیم تروریستی تهران» منجر شده است. او افزود «وضعیت جنوب لبنان با تغییرات جدی» همراه خواهد بود.
نتانیاهو در سخنرانی یکشنبه نهم فروردین به بررسی وضعیت سه دشمن اصلی اسرائیل در منطقه، یعنی جمهوری اسلامی، حماس و حزبالله پرداخت و مدعی شد با ایجاد «سه منطقه امنیتی در عمق لبنان، سوریه و بیش از نیمی از نوار غزه» دیگر هیچیک از این سه دشمن وضعیتی مانند گذشته ندارند.
او گفت: «جمهوری اسلامی، دیگر آن جمهوری اسلامی سابق نیست، حزبالله و حماس هم دیگر آن حزبالله و حماس سابق نیستند؛ هر سه دشمنانی زخمیاند که برای بقای خود میجنگند.»
نخستوزیر اسرائیل مدعی شد در جنگ جاری در جبههای مختلف این اسرائیل است که دیگر طرفها را غافلگیر میکند، ابتکار عمل را به دست دارد و در عمق قلمرو دشمنان حاضر است.
نتانیاهو در توضیح «سه منطقه امنیتی در عمق قلمرو دشمن» گفت که محور اول در سوریه، از قله کوه حرمون تا یرموک را شامل میشود؛ محور دوم در بیش از نیمی از نوار غزه امتداد دارد و محور سوم هم در لبنان، جایی که او دستور پیشروی بیشتر در آن را با هدف کاهش خطر حملات موشکهای ضدتانک به مرزهای اسرائیل صادر کرده است.
او همچنین درباره میزان پیشروی در لبنان گفت: «منطقه امنیتی موجود بیشتر گسترش یابد تا بهطور قطعی تهدید نفوذ [حزبالله] خنثی و آتش موشکهای ضدتانک از مرزهای ما دور شود.» سپس تاکید کرد: «ما وضعیت شمال مرز لبنان را به طور جدی تغییر خواهیم داد.»
در پی تشدید تنشها میان ایران و اسرائیل، جبهه جنوبی لبنان بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل شده و ارتش اسرائیل با هدف قرار دادن مواضع حزبالله، در حال پیادهسازی مجموعهای از حملات هوایی و توپخانهای را در این منطقه است.
این حملات که به گفته مقامهای اسرائیلی در پاسخ به شلیک راکتها و تهدیدهای فزاینده از سوی نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی انجام شد، زیرساختهای نظامی و انبارهای تسلیحاتی را هدف قرار داد، و همزمان به تخریب گسترده مناطق مسکونی و آوارگی هزاران غیرنظامی انجامید.
ارتش اسرائیل هشتم فروردین اعلام کرد که در حملات شبانه به لبنان دهها زیرساخت حزبالله را هدف قرار داد و دو عضو ارشد این گروه را در بیروت کشت.
در مقابل، حزبالله با ادامه حملات راکتی به شمال اسرائیل تلاش میکند موازنه بازدارندگی را حفظ کند.
نخستوزیر اسرائیل در سخنرانی یکشنبه همچنین بر نابودی توان موشکی حزبالله تاکید کرد و با اشاره به حذف سیدحسن نصرالله، رییس بانفوذ حزبالله و هزاران نیروی این گروه، افزود که حزبالله هنوز توانایی محدودی برای شلیک راکت دارد. او افزود: «ارتش در حال تدوین برنامههایی برای مقابله با بقایای تهدید حزبالله است.»
سخنگوی ارتش اسرائیل هفتم فروردین اعلام کرد این نیرو «برنامههای قابل توجهی» برای ادامه عملیات خود در جنوب لبنان در اختیار دارد. همزمان خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه نوشت که از دوم مارس که حزبالله حملات خود در حمایت از جمهوری اسلامی علیه اسرائیل را آغاز کرد، بیش از ۴۰۰ عضو این گروه کشته شدهاند.
ادامه تنشها میان مثلث جمهوری اسلامی، لبنان و اسرائیل نگرانی بابت تبدیل درگیریها به یک جنگ تمامعیار در مرزهای لبنان و اسرائیل را بیش از پیش افزایش داده است.
همزمان با تبادل آتش میان طرفین، جمهوری اسلامی میکوشد نفوذ خود در لبنان را حفظ کند. از سوی دیگر دولت لبنان در تلاش است مانع تشدید درگیریها در این کشور و تسری آن به بخشهایی خارج از جنوب بیروت که مقر اصلی حزبالله به شمار میآید، شود.
در پی این تلاشها، سهشنبه گذشته دولت لبنان سفیر جمهوری اسلامی در این کشور را «عنصر نامطلوب» خواند و اعلام کرد که او تا یکشنبه نهم فروردین فرصت دارد خاک لبنان را ترک کند.
با اینحال، خبرگزاری فرانسه یکشنبه نوشت که محمدرضا شیبانی سفیر جمهوری اسلامی علیرغم اخراج از سوی دولت لبنان، با اتکا به حزبالله و نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، این کشور را ترک نخواهد کرد. ایراناینترنشنال پیشتر فاش کرده بود که جمهوری اسلامی سالانه بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار به بری میپردازد تا از منافع حکومت ایران و حزبالله دفاع کند.
خبرگزاری فرانسه نوشت که سفیر جمهوری اسلامی علیرغم اخراج از سوی دولت لبنان، با اتکا به حزبالله و نبیه بری، رییس پارلمان، این کشور را ترک نخواهد کرد. ایراناینترنشنال پیشتر فاش کرده بود که بری سالانه بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار برای دفاع از منافع حکومت ایران از آنها دریافت میکند.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع دیپلماتیک ایرانی نوشت که هرچند دولت لبنان سفیر جمهوری اسلامی در این کشور را «عنصر نامطلوب» خوانده و به او دستور داده تا یکشنبه نهم فروردین این کشور را ترک کند، اما به دنبال درخواست حزبالله و رییس پارلمان لبنان، محمدرضا شیبانی، این کشور را ترک نخواهد کرد.
ایراناینترنشنال ۲۱ اسفند بر اساس گفتههای منابعی از درون حکومت ایران نوشت که رییس پارلمان لبنان، ماهانه بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار از جمهوری اسلامی دریافت میکند تا منافع حکومت ایران و گروه حزبالله را در لبنان مورد حمایت قرار دهد.
این منابع گفتند: «سالانه و بهطور منظم مقادیر قابل توجهی منابع مالی در اختیار بری قرار میگیرد.»
به نقل از این منابع، اقدامات جمهوری اسلامی تلاشی برای «خریدن» وحدت در میان رهبری شیعیان لبنان به شمار میرود تا اطمینان حاصل شود که آنها «بر اساس منافع ایران عمل میکنند، نه منافع لبنان».
هرچند نبیه بری به تقاضای ایراناینترنشنال برای اظهارنظر پاسخی نداد، اما ساعاتی پس از انتشار این خبر، دفتر او در بیانیهای این مساله را «نادرست و بی اساس» خواند.
وزارت امور خارجه لبنان سهشنبه چهارم فروردین اعلام کرد که اعتبارنامه شیبانی را لغو کرده است و دلیل آن را «نقض هنجارهای دیپلماتیک و رویههای تثبیتشده میان دو کشور» از سوی تهران» توصیف کرد.
یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان، در شبکه ایکس نوشت: «امروز به دبیرکل وزارت امور خارجه دستور دادم کاردار ایران در لبنان را احضار کند تا تصمیم لغو اعتبارنامه سفیر معرفیشده ایران، محمدرضا شیبانی، به او ابلاغ شود، وی عنصر نامطلوب اعلام و از او خواسته شود حداکثر تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶ [مطابق با یکشنبه نهم فروردین] خاک لبنان را ترک کند.»
چند ساعت پس از انتشار این خبر، جمهوری اسلامی برای نخستین بار از آغاز درگیریها به سوی لبنان موشک شلیک کرد. این موشک پیش از اصابت به هدف رهگیری شد.
حزبالله بلافاصله پس از انتشار خبر، این تصمیم را محکوم کرد و حزب امل به رهبری نبیه بری نیز همراه با وزرای حزبالله، در اعتراض به دستور اخراج شیبانی، جلسه کابینه را تحریم کرد.
ساختار قدرت در لبنان بر پایه یک نظام سهمیهبندی مذهبی بنا شده است که در آن مناصب اصلی سیاسی میان گروههای مذهبی تقسیم میشود تا تعادل حفظ شود؛ رییسجمهوری از میان مسیحیان انتخاب میشود، نهاد نخستوزیری به مسلمانان سنی تعلق دارد و رییس پارلمان نیز از میان مسلمانان شیعه انتخاب میشود. در این نظام سیاسی پارلمان و دولت نیز بر اساس نسبت جمعیتی گروههای مختلف از جمله مسیحیان، سنیها، شیعیان و دروزیها میان احزاب و گروهها تقسیم میشوند.
نبیه بری خرداد ۱۴۰۱ با کمترین رای نسبت به گذشته و با وجود مخالفت تعداد قابل توجهی از نمایندگان، برای هفتمین بار پیاپی بهعنوان رییس پارلمان لبنان انتخاب شد.