سلیمان پرهیزکار، رزمیکار، در تهران به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، سلیمان پرهیزکار، ورزشکار کیک بوکسینگ در جریان انقلاب ملی ایرانیان، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در نارمک تهران به دست نیروهای سرکوب نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.
آنطور که منابع نزدیک به او اطلاع دادهاند، ابتدا نیروهای سرکوب با گلولههای ساچمهای جاویدنام را هدف قرار میدهند، او با اینکه مصدوم شده بود، پا به فرار میگذارد، اما نیروهای سرکوب با یک کلت از پشت به پهلوی جاویدنام پرهیزکار شلیک میکنند.
پس از این، او را زنده به آمبولانس منتقل میکنند، اما دوستانش ساعتی بعد پیکرش را درحالی پیدا میکنند که علائم کبودی روی گردنش نمایان بوده است.
راوی گفته است که جاویدنام پرهیزکار، پیش از حضور در اعتراضات گفته «داریم میریم عروسی». او حتی پیش از آن به آرایشگاه رفته و سپس در اعتراضات شرکت کرده است.
مخاطبی از کرج در پیامی به ایراناینترنشنال گفت ماموران حکومتی به خانواده معترضان کشتهشده اعلام کردهاند باید پیکر عزیزانشان را در روستاهای دورافتاده دفن کنند.
این مخاطب که پس از سرکوب اعتراضات در نوزدهم دی، برای تحویل پیکر یکی از نزدیکانش به بهشت سکینه کرج رفته بود، گفت تنها در یک روز، بیش از هزار و ۵۰۰ نفر دیگر برای تحویل پیکرها به این مکان مراجعه کرده بودند.
به گفته این شهروند، مردم هنگام تحویل هر پیکر، به جای ذکر مذهبی، شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر میدادند.
مخاطبی دیگر از تهران نیز گفت صبح بیستم دی پس از سرکوب اعتراضات، در مسجد کنار کلانتری منطقه هفتحوض «پر از جنازه بود» و همزمان، خانوادههایی که بچههایشان از شب قبل به خانه برنگشته بودند، روبهروی کلانتری ایستاده بودند.
یک فرد نزدیک به خانواده جاویدنام محمود گودرزی، جزییاتی از کشته شدن این معترض اهل استان لرستان را در اختیار ایراناینترنشنال گذاشت که بر اساس آن، خانواده او پس از سه روز موفق به یافتن پیکرش شدند و ماموران امنیتی از دفنش در مکان مورد نظر خانواده، ممانعت کردند.
به گفته او، این جوان معترض در اعتراضات شامگاه جمعه ۱۹ دیماه گلشهر کرج ناپدید شد و خانواده او، پیکرش را دوشنبه ۲۳ دیماه در «بهشت سکینه» کرج یافتند و سهشنبه ۲۳ دیماه در «بهشت علی» به خاک سپردند.
این فرد مطلع درباره روند طی شده تا خاکسپاری گودرزی گفت: «بعد از ناپدید شدن او در اعتراضات جمعه شب، یکی از دوستانش به خانواده خبر داد که فکر میکند او را گرفته باشند. خانواده شنبه به پلیس امنیت مراجعه کرد و گفتند کسانی را که بازداشت کردهاند به ندامتگاه قزلحصار بردهاند.»
به گفته این فرد، خانواده در قزلحصار با لیست بلندی از اسامی روبهرو شده است: «کلی اسم بوده ولی گفته بودند هنوز اسامی کسانی را که جمعه دستگیر شدهاند، نزدهاند. گفته بودند فردایش باید بروند اما وقتی مراجعه کردند باز هم اسم او را نیافتند.»
خانواده گودرزی به بازداشتگاههای دیگر و بیمارستانها مراجعه میکند تا اینکه یکی از آشنایانشان خبر میدهد ۷۰۰ پیکر به «بهشت سکینه» منتقل شده است: «آنجا که میروند، عکس محمود را در مانیتور میبینند....»
این فرد مطلع در ادامه گفت که علت مرگ گودرزی، «شلیک با سلاح گرم به سر» بوده است.
او افزود: «خلاصه کارهایش را انجام دادند اما گفتند نمیشود در بهشت سکینه دفن شود و باید در بهشت علی دفنش کنند. خیلی تلاش کردند اما نگذاشتند و در نهایت، سهشنبه او را در بهشت علی به خاک سپردند.»
پس از تیمهای ملی کشتی و رییس فدراسیون قایقرانی که نتوانستند ویزای کرواسی، روسیه و هند را بگیرند، ایسنا خبر داده که به دلیل قطعی اینترنت در ایران پس از انقلاب ملی ایرانیان، اعضای تیم ملی دوچرخهسواری نتوانستند ویزای عربستان سعودی را برای حضور در مسابقات قهرمانی آسیا را بگیرند.
رسول اسدی، رئیس فدراسیون دوچرخهسواری دراین باره به ایسنا گفت: «زمانی که باید از طریق اپلیکیشن برای درخواست ویزای عربستان سعودی اقدام میکردیم، اینترنتها قطع بود. وقتی شرایط برای ارسال ایمیل فراهم شد تلاش کردیم با ارسال ایمیل ویزا بگیریم اما سفارت عربستان سعودی اعلام کرد خارج از اپلیکیشن نمیتواند کاری کند و بر خلاف قوانینشان است و اپلیکیشن هم بسته شده است.»
او ادامه داد: «در حال حاضر از طریق وزارت امور خارجه عربستان سعودی در حال پیگیری صدور ویزا هستیم و مدارک را هم ارسال کردیم و همه چیز دست وزارت امورخارجه عربستان سعودی است اما فعلا خبری نیست. نهایتا باید چهاردهم بهمن به عربستان سعودی برویم. البته جلسه فنی ۱۳ بهمن است اما حالا در جلسه شرکت نمیکنیم و بعد از جلسه فنی هم بتوانیم به مسابقات برسیم، میشود کاری کرد.»
پیش از این، اعضای تیم ملی کشتی آزاد و فرنگی ایران نیز بهدلیل صادرنشدن ویزا از سوی سفارتهای کرواسی و روسیه، حضور در مسابقات رنکینگ زاگرب و یاریگین روسیه را از دست دادهاند.
همچنین رییس فدراسیون قایقرانی و نایبرییس و عضو هیئت اجرایی کنفدراسیون آبهای آرام آسیا، که قرار بود در اجلاس آسیایی آبهای آرام شرکت کند، موفق به اخذ ویزای هند نشد و حضور در این اجلاس را از دست داد.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به خانوادههای جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان تاکید کرد سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی و اجرای عدالت بهزودی محقق خواهد شد.
شاهزاده رضا پهلوی چهارشنبه هشتم بهمن در این پیام گفت: «سخن من امروز با تمام خانوادههایی است که عزیزشان را این رژیم جنایتکار به قتل رسانده است. بهعنوان یک پدر، بهعنوان یک همسر، درد شما را از ته دل حس میکنم و شریک این درد شما هستم.»
او افزود: «بدانید که آزادی و عدالت در راه است. ما به زودی از شر این رژیم جنایتکار خلاص خواهیم شد و آینده و آزادی خودمان را با هم جشن خواهیم گرفت.»
جمهوری اسلامی همزمان با شکلگیری انقلاب ملی ایرانیان از هفتم دی، موجی از سرکوب سازمانیافته را علیه معترضان آغاز کرد.
اوج این سرکوب در ۱۸ و ۱۹ دی و بهدنبال تظاهرات سراسری با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی رقم خورد. این تجمعات علیه جمهوری اسلامی با خشونت گسترده نیروهای حکومتی، بهویژه سپاه پاسداران و بسیج، روبهرو شد و به کشتار خونین هزاران نفر انجامید.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
روزنامه گاردین هفتم بهمن در گزارشی از احتمال دفن دستهجمعی اجساد برای مخفی کردن آمار واقعی کشتهشدگان خبر داد.
سوم بهمن، سازمان عفو بینالملل هشدار داد بازداشتهای خودسرانه گسترده، ناپدیدسازیهای قهری، ممنوعیت برگزاری تجمعات و حملات برای خاموش کردن صدای خانوادههای قربانیان، نشانههای یک سرکوب نظامی است که جمهوری اسلامی برای پنهان کردن کشتار معترضان اعمال کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی: امیدوارم هرچه زودتر در میان شما باشم
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه پیام ویدیویی خود خطاب به خانوادههای جاویدنامان انقلاب ملی، وعده داد روز آزادی ایران نزدیک خواهد بود.
او اضافه کرد: «امیدوارم هرچه زودتر در میان شما باشم، شما را در آغوش بگیرم و به دست یکدیگر کشورمان را از نو بسازیم.»
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد سوم بهمن در جریان نشست ویژه خود، با تصویب قطعنامهای وضعیت حقوق بشر در ایران را «بهشدت نگرانکننده» خواند و اقدام جمهوری اسلامی در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات اخیر را قاطعانه محکوم کرد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، همزمان با موج گسترده دستگیری معترضان در پی انقلاب ملی ایرانیان، زندانها و بازداشتگاهها در کشور با تراکمی چندبرابری روبهرو شدهاند.
گزارشها همچنین از شکنجه، محرومیت از درمان، بیخبری خانوادهها، انتقال به مراکز غیرقانونی و افزایش جدی خطر تهدید جان بازداشتشدگان حکایت دارند.
یک معترض دزفولی که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در این شهر حضور داشته و اکنون زندگی مخفی دارد، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به شمار بالای معترضان در خیابان میگوید یگان اصلی سرکوب در دزفول سپاهی بودند و بیش از ۲۰۰ نفر از شهروندان را با شلیک مستقیم یا تیر خلاص کشتند.
این روایت یکی از معترضان جوان اهل دزفول و شاهد عینی مقاومت مردم و سرکوب خونین آنان در این شهر است که میگوید مردم دزفول «در شامگاه جمعه شاهد جنایتی بودند که با کلمات نمیتوانم برای شما توضیح دهم».
به گفته او، مردم زیادی از زن و مرد و دختر و پسر، پنجشنبه ۱۸ دیماه در دزفول از ساعت هشت شب وارد خیابانها شدند و با توجه به گستردگی جمعیت، ماموران کنترل خیابانها را از دست دادند: «بعد از نیم ساعت درگیری تن به تن با نیروهای سرکوب، فراریشان دادیم و همه خیابانهای شهر دست مردم بود. جمعیتی که آمده بود بیسابقه بود.»
او میگوید همه خیابانهای اصلی دزفول در محله سیاهپوشان در مرکز شهر، کوی مدرس در شرق، زیباشهر در شمال و منطقه پشت نمازجمعه در جنوب و خیابان خمینی که خیابان اصلی شهر است، در روز پنجشنبه سرشار از جمعیت معترضان بود و «نیروهای سرکوب جرات ماندن مقابل مردم را نداشتند».
این معترض جوان میگوید شعارها بیشتر در حمایت از «شاهزاده» بود و مردم شعار میدادند «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنهای» و «نه غزه نه لبنان/ جانم فدای ایران».
به گفته او، پنجشنبه تظاهرات تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت و مردم در بیشتر جاها کمکم خودشان متفرق شدند و رفتند.
او در ادامه میگوید پنجشنبه در جاهایی که تیراندازی شد، بیشتر ساچمهای و گاز اشکآور بود اما در این شب دستکم یک نفر هم جان باخت: «تا جایی که من اطلاع دارم، محمد ارقش از اقوام سعید اسماعیلی، کشتیگیر قهرمان المپیک، مقابل پایگاه بسیج محله سیاهپوشان کشته شد. یک بسیجی به نام مجید شیخ لیوسی از پشتبام پایگاه به او شلیک کرد. چند نفر هم همانجا زخمی شدند.»
بر اساس روایت این شاهد عینی، جمعه ۱۹ دیماه در دزفول هم همچون سایر شهرهای ایران که درگیر اعتراضات بودند، ماموران سرکوب تا جایی که توانستند آدم کشتند.
به گفته این معترض دزفولی، اگرچه فراخوان برای ساعت هشت شب بود، ماموران سرکوب از ساعت پنج بعدازظهر در خیابانها و معابری که شب پنجشنبه محل تجمع مردم بود، مستقر شده بودند: «نیروهایی که مستقر شده بودند، شب قبل در خیابان نبودند. اینها نیروی زمینی سپاه پاسداران بودند که لباس فرم نظامی به تن داشتند و نقابدار بودند. همه کلاشنیکف دستشان بود و با تویوتاهای سفید هایلوکس جابهجا میشدند. علاوه بر این، بالای بیشتر ساختمانهای بلند هم تکتیرانداز مستقر کرده بودند که فقط به سر بچهها شلیک میکردند.»
به گفته این شاهد عینی، با جمع شدن مردم، تیراندازیها شروع شد. شب جمعه چهارراه قاضی در محله سیاهپوشان که عمده ساکنان آن بختیاری هستند، یکی از کانونهای اصلی مقاومت مردم و کشتار آنان بود: «درگیری و کشتار اصلی سر چهار راه قاضی بود. یک ساختمان بلند چندطبقه سر این چهارراه است که تا جایی که من دیدم، چهار تکتیرانداز مسلح به قناصه از بالای آن به مردم شلیک میکردند. آنها فقط به سر مردم میزدند.»
او با اشاره به شدت تیراندازی در این منطقه و تشبیه آن به میدان جنگ میگوید: «صدای تیراندازی زیاد بود و احساس میکردی میدان جنگ است. حس میکردی ۵۰۰ اسلحه با هم رگباری شلیک میکنند.»
او میگوید نیروهای داخل خیابان هم بهصورت رگباری و کور به مردم شلیک میکردند: «من آنجا بودم و شاهد کشتار بودم. آنها تیر هوایی هم شلیک نمیکردند. مستقیم رو به مردم شلیک میکردند. یکی پایش تیر میخورد، یکی شکمش، یکی کتفش، یکی دستش. اما تکتیراندازهای بالای ساختمان هدفگیری میکردند و دقیق به سر میزدند. بر اساس برآورد من و چند نفر از دوستانم که آنجا شاهد کشتار بودیم، همانجا دستکم ۱۰۰ نفر از مردم را کشتند.»
دزفول، جمعهشب، ۱۹ دیماه
شلیک تیر خلاص به زخمیها
این معترض هم در دزفول شاهد شلیک تیر خلاص به معترضان زخمی بوده است: «وقتی از شدت تیراندازی در چهارراه قاضی فرار کردیم و پشت دیوار خیابانهای فرعی پناه گرفتیم با چشم خودم دیدم ماموران نقابپوش سپاه بالای سر زخمیهای افتاده بر زمین در چهارراه رفته و به آنها تیر خلاص میزدند.»
بر اساس گفتههای این شاهد عینی، در کشتار بزرگ دزفول در عصر و شب جمعه «برعکس شب قبل، اصلا گاز اشکآور نزدند و فقط مستقیم به سمت مردم شلیک کردند.»
گزارشهای زیادی از شاهدان عینی منتشر شده که در همه شهرهای درگیر اعتراضات در شب جمعه، ماموران از بازداشت معترضان حتی وقتی خود را تسلیم میکردند یا زخمی به زمین میافتادند، خودداری کردهاند.
مشاهدات شاهد عینی، معترض دزفولی هم همین رویه را نشان میدهد: «شب جمعه حتی یک نفر را دستگیر نکردند. به هر کسی گیر میافتاد یا تسلیم میشد، زخمی یا سالم، شلیک میکردند. به هیچ عنوان اجازه نمیدادند کسی به خیابان خمینی نزدیک شود. حتی به کسانی که از داخل خیابانهای فرعی عبور میکردند، شلیک میکردند. بدجوری داخل دزفول مردم را قتل عام کردند. آماری که ما به دستمان رسید بیش از ۲۰۰ کشته است.»
این معترض میگوید محله سیاهپوشان فقط یک نقطه از نقاط درگیری شب جمعه بود: «یک نقطه دیگر درگیری فلکه ساعت بود که آنجا هم ماموران خیلی از مردم را کشتند. در کوی مدرس، زیباشهر و منطقه پشت نمازجمعه هم در جمعه شب معترضان زیادی را کشتند.»
او با اشاره به شجاعت مردم معترض در دزفول میگوید: «من دلاوری و جانفشانی زیادی از بچههای دزفول دیدم. زن و مرد، هیچکس نمیترسید. فقط مشکل این بود که جنگ نابرابر بود و مردم جلوی گلوله دست خالی بودند.»
به گفته این معترض، شماری در خیابانها جان باختند و شماری پس از انتقال به بیمارستان یا در راه فرار: «به جز زخمیهایی که به بیمارستان برده شدند و آنجا شهید شدند، نزدیک به ۳۰ جنازه سر همین چهارراه قاضی نزدیک نیروهای سپاه روزی زمین افتاده بودند که آخر شب بار کامیون و وانت کردند و بردند.»
این معترض جان به در برده از کشتار بزرگ دزفول میگوید یکی از دوستان مجروحش را ساعت ۹ شب به بیمارستان گنجویان رسانده که نزدیک چهارراه قاضی است: «وضعیت این بیمارستان به هم ریخته بود. داخل اورژانس و سالن و حیاط بیمارستان پر بود از جنازه و زخمی. وضعیت وحشتناکی بود. هر کسی با هر وسیلهای که میتوانست زخمی و جنازه میآورد.»
به گفته این معترض، «نزدیک ۱۰۰ جنازه آنجا بود. غیر از محمد ارقش که پنجشنبه شب کشته شد، من حمید شاکریان، عظیم زارع و ابراهیم حسینوند را هم از نزدیک میشناختم. آنان از کشتههای جمعه شب بودند. کادر درمان از آنچه میدیدند شوک شده بودند و گریه میکردند.»
او با اشاره به حضور نیروهای امنیتی سرکوبگر در سردخانه بیمارستان گنجویان، میگوید: «کادر درمان نمیدانستند به چه کسی رسیدگی کنند از بس که زخمی زیاد بود. چند نفر لباس شخصی مسلح داخل سردخانه بودند و اجازه نمیدادند کسی وارد شود یا فیلم بگیرد. اینقدر جنازه زیاد بود که سردخانه جا نداشت و پیکرها روی زمین کنار هم افتاده بودند.»
به گفته او، تعداد پیکرها بسیار زیاد بوده و او توانسته یک لیست از کشتهها را ببیند: «سرپرست حراست بیمارستان داخل دفتر پذیرش داشت به لیست اسامی کشتههایی که وارد بیمارستان شده بودند نگاه میکرد. به بهانه پرسیدن سوال نزدیکش شدم و لیست را دیدم. در صفحهای که باز بود اسامی به ۹۴ کشته رسیده بود.»
این معترض با اشاره به اینکه آنچه او دیده تنها آمار همان بیمارستان بوده است، میافزاید: «ساعت نزدیک ۱۰ شب بود و هنوز مجروح میآوردند و صدای تیراندازی هم تا ۱۲ شب ادامه داشت. البته این تنها آمار این بیمارستان در ساعت ۱۰ شب بود و تنها شامل کشتههایی هم بود که به آنجا منتقل شده بودند و کسی همراه آنان بود یا به طریقی شناسایی شده بودند. هنوز در خیابان کشتههایی روی زمین بودند و تیراندازی هم ادامه داشت.»
گزارشهای متعددی از اخاذی حکومت از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزان آنها منتشر شده و در مواردی هم تحویل پیکرها به امضای برگهای منوط شده که جانباخته را بسیجی معرفی میکند.
در دزفول هم حکومت برای آزار خانوادهها تنها به کشتن عزیزان آنها بسنده نکرده است: «پیکر کشتهها را هم با فشار زیاد و تهدید خانوادهها تحویل میدادند. از خانوادهها تعهد میگرفتند که خاکسپاری نیمهشبها - معمولا پس از ساعت دو بامداد - و تنها با حضور اعضای درجه یک خانواده انجام شود.»
به گفته این معترض دزفولی فضای این شهر همچنان به شدت امنیتی است: «جوری از حکومت نظامی است. از روز شنبه بازداشتها شروع شده و افراد زیادی را بازداشت کردهاند. اینترنت سه روز است که تقریبا وصل شده اما سرعت آن به شدت پایین است و فقط ساعت پنج صبح تا هشت صبح با بدبختی وصل میشود و باقی ساعتهای شبانهروز در حدی ضعیف است که قابل استفاده نیست.»
او تاکید میکند خبرهای دزفول را منتشر کنید که مردم تنها ماندهاند: «همه مردم خشمگین و آماده هستند و فقط منتظرند آمریکا حمله کند تا دست به کار شوند و از سپاه انتقام بگیرند.»