زندانیان سیاسی زن اوین: شمار اعدامها و محکومان به اعدام از کشتهشدگان جنگ فزونی گرفته است
جمعی از زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان اوین در نامهای خطاب به مردم ایران، نسبت به روند پرشتاب اعدامها در زندانهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه هشدار دادند و نوشتند که شمار اعدامیان و محکومان به اعدام از شمار کشتهشدگانِ این جنگ فراتر رفته است.
در این نامه که چهارشنبه ۲۱ آبان نوشته شده و تصویر آن به دست ایراناینترنشنال رسیده، آمده است: «دستگاه سرکوب اعدام همچنان در حال پیشروی است. دشمنان زندگی و آزادی با زدن اتهامهایی جون بغی و صبالنبی حیات بسیاری از انسانها را سلب کردهاند.»
آنها با اشاره به اینکه اعدامها پس از جنگ اسرائیل و امریکا با جمهوری اسلامی افزایش یافته است، تاکید کردهاند که «ما زمان را با مرتجعین رو به عقب طی میکنیم.»
زندانیان سیاسی زن در ادامه نوشتهاند که سایه اعدام در روزهای اخیر چنان «پرشتاب در حال گسترش است که با محکوم کردن و یادآوری آن دیگر نمیتوان قدمی رو به جلو برداشت.»
آنها در ادامه نوشتهاند: «با این وجود وظیفه خود میدانیم که در برابر این وضعیت سکوت نکنیم و صدا و هشدارمان را به گوش شما برسانیم.»
این نامه با اشاره به «احسان افراشته» و زندانی دیگری به نام «حمید» آغاز شده که در سلولهای دیوار به دیوار بند زنان در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند و در ادامه به نقش حاکمیت در ترویج فرهنگ «جاسوسی» اشاره کرده و نتیجه گرفته است که «حکومتی که خود تا اعماق ریشههایش به جاسوسی آلوده است، اولین متهمِ خیانت به مردم است.»
زنان زندانی در ادامه این پرسش را مطرح کردهاند که «این همه جاسوس» که جمهوری اسلامی ادعای دستگیریشان را دارد، «از کجا آمدهاند؟».
نویسندگان نامه جمهوری اسلامی را به «تناقضگویی» و بیان سخنانی «از سر تزویر و ریا» متهم کرده و نوشتهاند: «حاکمیت از یک سو از مدارا با زندانیا سیاسی پرچانگی میکند و از سوی دیگر اعدام و سرکوب را پیش میبرد.»
«حکومت نابودی خود را دیر یا زود رقم خواهند زد»
آنها با تشبیه اعدامها به «نمایش اقتدار پوشالی» بر این باورند که جمهوری اسلامی «دیگر توان از سر گذراندن بحرانها را ندارد» و پیشبینی میکنند که حاکمیت دیگر قادر نیست با «تشدید اعدام بر عجز و ترس خود سرپوش بگذارد.»
این نامه به امضای «جمعی از زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین» اینطور پایان یافته است: «چنین حکومتی محکوم به شکست در برابر مردم است. مادامیکه حاکمیت موجود و نیروهای سیاسی آن اراده یکدستی برای حل بحرانهای خود ندارند و تنها به دیپلماسی غربی دلخوشاند، و از سوی دیگر سرنیزهشان را رو به مردم گرفته و قدمی برای رفع بحرانهای داخلی که صف اول آن مسئله اعدام است، بر نمیدارند، نابودی خود را، دیر یا زود، رقم خواهند زد.»
پس از جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، صدها شهروند با عناوین اتهامی نامشخص و به ویژه «جاسوسی» بازداشت شدهاند که از شرایط و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.
۱۹ آبان، مهدی محمودیان، زندانی سیاسی پیشین خبر داد ماموران زندان با حمله به بند محل نگهداری احسان افراشته، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، او را پس از ضرب و شتم شدید و در حالیکه غرق خون از دیگران کمک میخواست، به مکان نامعلومی منتقل کردند.
زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین، طی هفتههای اخیر و در چند نوبت با مقاومت در برابر ماموران از انتقال افرشته برای اجرای حکم جلوگیری کرده بودند.
افرشته (افراشته) اوایل سال ۱۴۰۳، پس از بازگشت از ترکیه به ایران بازداشت و اواخر خردادماه سال جاری، با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شد.
مهدی فرید، دیگر زندانی امنیتی محبوس در زندان اوین به اتهام جاسوسی به نفع اسرائیل به اعدام محکوم شد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.