• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مدرسه «زن، زندگی، آزادی»؛ درس‌هایی که جنبش به ایران آموخت

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

۲۴ شهریور ۱۴۰۴، ۱۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

جنبش «زن، زندگی، آزادی» مدرسه‌ای عمومی بود که میلیون‌ها ایرانی در آن شجاعت، زبان تازه، هم‌بستگی و روایتگری را آموختند. کلاس‌هایی که در زندگی روزمره ادامه دارند.

سه سال از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» می‌گذرد. خیزشی که با مرگ حکومتی مهسا (ژینا) امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد و به سرعت به یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران بدل شد.

درباره این جنبش ده‌ها گزارش و تحلیل نوشته شده است: از روایت‌های حقوق بشری تا بحث‌های سیاسی، از امید به تغییر تا روایت‌های تلخ سرکوب. اما اگر بخواهیم در سالگرد آن زاویه‌ای تازه بیابیم، شاید بهتر باشد از پرسشی دیگر شروع کنیم: این جنبش به ما چه آموخت؟

پژوهش‌گران علوم اجتماعی سال‌هاست بر این نکته تاکید دارند که جنبش‌ها تنها اعتراض‌های مقطعی نیستند بلکه همچون «مدرسه» عمل می‌کنند.

چارلز تیلی، تاریخ‌نگار جنبش‌های اجتماعی، جنبش‌ها را «آزمایشگاه‌هایی برای تجربه شکل‌های تازه کنش جمعی» می‌نامد.

سیدنی تارو، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان این حوزه نیز جنبش‌ها را فرایندی می‌داند که در آن مردم با دولت و با یکدیگر درگیر می‌شوند و در این مسیر یاد می‌گیرند و خود را بازآفرینی می‌کنند.

از همین زاویه، جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک مدرسه عمومی بوده است؛ مدرسه‌ای که ایرانیان را چه در خیابان و چه در فضای مجازی به کلاس خود فرا خوانده و درس‌هایی داشته که در حافظه جمعی باقی خواهند ماند، حتی اگر دستاورد سیاسی فوری نداشته باشند.

شجاعت مدنی، نخستین درس خیابان

نخستین درس این مدرسه شجاعت بود. زنانی که روسری از سر برداشتند یا در برابر نیروهای امنیتی ایستادند، تصویر تازه‌ای از حضور در عرصه عمومی ساختند.

آن‌چه سال‌ها غیرممکن به نظر می‌رسید ـ ایستادن آشکار در برابر گشت ارشاد و حجاب اجباری ـ به تجربه‌ای جمعی بدل شد.

مردانی نیز که در کنار زنان ایستادند، شکل تازه‌ای از هم‌بستگی جنسیتی را تمرین کردند.

جامعه در این روند آموخت که ترس، مطلق نیست.

برت کلاندرمنز، روان‌شناس اجتماعی، سال‌ها پیش نوشت نقطه عطف جنبش‌ها همان لحظه‌ای است که «ترس فردی به کنش جمعی تبدیل می‌شود».

میلیون‌ها نفر در ایران این تغییر را لمس کردند: ترس به انرژی برای عمل بدل شد.

100%

انقلاب واژگانی، زبانی تازه برای سیاست

درس دوم، یادگیری یک زبان تازه بود. شعار «زن، زندگی، آزادی» که از دل مبارزات کردستان برخاست، در مدت کوتاهی مرزهای جغرافیایی و قومی را پشت سر گذاشت و به زبان مشترک آزادی‌خواهی در سراسر ایران بدل شد.

این شعار ساده اما پرقدرت، به‌جای واژگان سنگین و ایدئولوژیک گذشته، بر زندگی روزمره انسان‌ها تکیه داشت: بر زن، بر حق زیستن و بر آزادی به‌مثابه تجربه‌ای ملموس.

جنبش‌ها زمانی ماندگار می‌شوند که بتوانند واژه‌ها و نمادهای تازه‌ای بسازند که معناهای قدیمی را جابه‌جا کنند. دقیقا چنین چیزی در ایران رخ داد.

«آزادی» که سال‌ها در حد مفهومی انتزاعی و کلی باقی مانده بود، در پرتو این شعار معنا و جایگاه تازه‌ای یافت: آزادی نه به‌عنوان وعده‌ای دوردست، بلکه به‌عنوان حق بدن و حق بر بدن، حضور در خیابان، انتخاب پوشش و امکان زیستن در لحظه اکنون.

به همین دلیل، زبان سیاسی دیگر همان زبان گذشته نماند.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» با همین سه واژه ساده اما سرشار از معنا، قاموسی تازه برای سیاست در ایران ساخت. قاموسی که مردم با آن توانستند خواسته‌های خود را بازتعریف کنند و آن‌ها را از سطح شعارهای کلی به تجربه‌ای زیسته و ملموس پیوند بزنند.

هم‌بستگی‌های کوچک، درس مقاومت در مقیاس خرد

«مقاومت روزمره» به اشکال کوچک و غیررسمی مقاومت در برابر سلطه اشاره دارد که در زندگی روزمره افراد رخ می‌دهد.

جیمز سی. اسکات، نظریه‌پرداز سیاسی، این مفهوم را به‌عنوان اقداماتی خودجوش و کم‌خطر مانند شوخی‌های سیاسی، دیوارنویسی یا نادیده گرفتن قوانین معرفی کرد.

در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این مقاومت در گروه‌های دانشجویی، محفل‌های دوستانه و اشتراک محتوای انتقادی در شبکه‌های اجتماعی ادامه یافت.

این کنش‌های کوچک اما پیوسته، روح جنبش را زنده نگه می‌دارند، هویت جمعی را تقویت می‌کنند و زمینه را برای تغییرات بزرگ‌تر فراهم می‌سازند.

سرکوب گسترده خیلی زود خیابان‌ها را خلوت‌تر کرد اما مدرسه جنبش تعطیل نشد. درس تازه، هم‌بستگی در مقیاس‌های کوچک بود.

گروه‌های کوچک به شبکه‌های مقاومت بدل شدند. شبکه‌هایی که کارشان تنها اعتراض نبود، بلکه پشتیبانی، مراقبت و زنده نگه داشتن یاد جنبش هم بود.

مقاومت‌های کوچک اما پیوسته اجازه نمی‌دهند سلطه به‌طور کامل مستقر شود.

ایرانیان در این سال‌ها چنین اشکالی از مقاومت را تمرین کردند و همین تجربه، به ذخیره‌ای جمعی بدل شد.

100%

روایتگری، شکستن انحصار رسانه

پژوهش‌های رسانه و جنبش‌های دیجیتال در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که رسانه‌های اجتماعی فقط ابزار ارتباط نیستند بلکه می‌توانند به جنبش‌ها امکان دهند روایت خودشان را بسازند؛ روایتی که با زبان رسمی حکومت یا حتی رسانه‌های بزرگ تفاوت دارد.

در ایران نیز چنین اتفاقی افتاد. از همان روزهای آغازین جنبش، هزاران شهروند تلفن همراه خود را به‌دست گرفتند و به ثبت لحظه‌ها پرداختند: ویدیوهای کوتاه از خیابان‌ها، تصاویر از دیوارنویسی‌ها، صداهایی از فریادها و سرودها.

هر یک از این قطعات کوچک، بخشی از حقیقتی را ثبت کرد که حکومت می‌خواست پنهان سازد.

این روایتگری جمعی، انحصار خبر را از دست رسانه‌های رسمی گرفت.

اگر پیش‌تر تنها صدا و تصویر حکومتی بود که واقعیت را تعریف می‌کرد، اکنون هر فرد می‌توانست با یک ویدیو یا عکس، سهمی در ساختن حقیقت عمومی داشته باشد.

همین فرایند بود که شبکه‌های اجتماعی را به آرشیوی زنده از مقاومت بدل کرد؛ آرشیوی که نه‌تنها در همان لحظه اثر گذاشت، بلکه به حافظه تاریخی جامعه نیز راه یافت.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در این معنا به یک کلاس بزرگ رسانه‌ای تبدیل شد. مرز میان «خبرنگار» و «شهروند» فرو ریخت و هزاران نفر به روایتگران خودانگیخته بدل شدند.

نتیجه آن بود که برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران، مردم توانستند با قدرتی بی‌سابقه روایت رسمی حکومت را به چالش بکشند و صدای خود را به جهان برسانند.

مقایسه تاریخی، مدرسه‌ای متفاوت

اگر جنبش مشروطه را «مدرسه قانون» بدانیم، انقلاب ۵۷ را «مدرسه بسیج سیاسی» و جنبش سبز را «مدرسه مشروعیت‌زدایی از انتخابات»، خیزش «زن، زندگی، آزادی» مدرسه‌ای دیگر بود: مدرسه زندگی روزمره.

جان دیویی، فیلسوف آمریکایی، یک قرن پیش نوشت که دموکراسی بدون آموزش مشارکتی تحقق نمی‌یابد. در ایران، این آموزش به شکلی غیررسمی و خیابانی رخ داد.

این جنبش به عموم مردم یاد داد که چگونه زندگی خود را از قید ایدئولوژی رها کنند، حتی اگر ساختار قدرت همچنان پابرجا باشد.

یادگیری‌های ماندگار

ممکن است پرسیده شود همه این یادگیری‌ها بدون تغییر فوری در ساختار قدرت چه ارزشی دارد؟

پاسخ آن است که تجربه‌های جمعی به‌سادگی پاک نمی‌شوند.

«یادگیری دموکراتیک در جنبش‌ها» به حافظه اجتماعی منتقل می‌شود؛ حتی اگر جنبش سرکوب شود.

یک بار که زنی بی‌حجاب در خیابان بایستد و میلیون‌ها نفر او را ببینند، این تصویر از حافظه جمعی پاک‌شدنی نیست. یک بار که جامعه ترس را کنار بگذارد، دیگر به‌سادگی به حالت پیشین بازنمی‌گردد.

همین است که دستاوردهای آموزشی و فرهنگی جنبش، عمیق و ماندگار می‌شود.

مدرسه‌ای برای آینده

جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک مدرسه عمومی بود. مدرسه‌ای که در آن درس شجاعت، زبان تازه، هم‌بستگی و روایتگری آموخته شد. این مدرسه همچنان باز است، حتی اگر خیابان‌هایش خاموش‌تر باشند.

میلیون‌ها ایرانی دانش‌آموختگان این مدرسه‌اند و تجربه‌هایشان در زندگی روزمره، در هنر، در کنش‌های کوچک مقاومت و در گفت‌وگوهای آینده سیاسی ایران ادامه خواهد یافت.

درس اصلی این مدرسه روشن است: سیاست دیگر فقط در سطح نهادهای حکومتی یا اپوزیسیونی تعریف نمی‌شود. سیاست در خیابان و بدن و زبان و شبکه‌های کوچک زندگی روزمره جریان دارد و این همان «خرد آگاهی» است: خردی که از دل تجربه جمعی برمی‌خیزد و آینده را شکل می‌دهد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

دانیال کریمی، پدر دادخواه و آیدا حیدری، نامزد یک معترض جان‌باخته، به زندگی خود پایان دادند
۱

دانیال کریمی، پدر دادخواه و آیدا حیدری، نامزد یک معترض جان‌باخته، به زندگی خود پایان دادند

۲
روایت شما

استقرار گسترده نیروهای سرکوبگر در شهرها هم‌زمان با افزایش قیمت بنزین

۳

جمهوری اسلامی، آمریکا را به «جنگ اقتصادی» و حملات موشکی تازه تهدید کرد

۴
تحلیل

از هفت‌تیرکشی محمود کریمی تا فحش‌های خداداد عزیزی؛ مصونیت آهنین حامیان جمهوری اسلامی

۵

تغییر نوع سرقت در ایران؛ از گوشت‌قاپی تا سرقت مسلحانه برنج

Banner

انتخاب سردبیر

  • بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
    گزارش ویژه

    بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

  • حدادعادل: به‌دلیل شرایط جنگی، فعلا نمی‌توانیم وارد مساله حجاب شویم

    حدادعادل: به‌دلیل شرایط جنگی، فعلا نمی‌توانیم وارد مساله حجاب شویم

  • ۱۸ متهم در پرونده آتش‌سوزی زندان دستگرد با خطر اعدام روبه‌رو هستند
    اختصاصی

    ۱۸ متهم در پرونده آتش‌سوزی زندان دستگرد با خطر اعدام روبه‌رو هستند

  • کشتار دی ماه و مساله کیسه‌های حمل جسد
    تحلیل

    کشتار دی ماه و مساله کیسه‌های حمل جسد

  • ۲ سند محرمانه از فساد در فروش نفت؛ محمدجواد باوند و شبکه تازه تراستی‌ها در فروش نفت تحریمی
    اختصاصی

    ۲ سند محرمانه از فساد در فروش نفت؛ محمدجواد باوند و شبکه تازه تراستی‌ها در فروش نفت تحریمی

  • نرگس محمدی به ایران‌اینترنشنال: جنبش «زن، زندگی، آزادی» زنده است و ادامه دارد

    نرگس محمدی به ایران‌اینترنشنال: جنبش «زن، زندگی، آزادی» زنده است و ادامه دارد

  • تجمعات اعتراضی ایرانیان خارج از کشور در سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی

    تجمعات اعتراضی ایرانیان خارج از کشور در سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی

•
•
•

مطالب بیشتر

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.

  • هنرمندان و فعالان سیاسی در سالگرد قتل حکومتی مهسا: مرگ او سرآغاز جنبشی تازه بود

    هنرمندان و فعالان سیاسی در سالگرد قتل حکومتی مهسا: مرگ او سرآغاز جنبشی تازه بود

  • پرنده مهسا؛ هزار درنای ناتمام ایران

    پرنده مهسا؛ هزار درنای ناتمام ایران