هنرمندان و فعالان سیاسی در سالگرد قتل حکومتی مهسا: مرگ او سرآغاز جنبشی تازه بود
شماری از هنرمندان و فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی در سومین سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، از دستاوردهای جنبشی گفتند که با قتل حکومتی او آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
سومین سالگرد قتل مهسا بار دیگر موجی از یادبودها، اعتراضها و تاملات اجتماعی و سیاسی را به همراه داشته است.
جعفر پناهی، کارگردان، صدیقه وسمقی، دینپژوه، زهرا رهنورد، از رهبران محصور «جنبش سبز»، پانتهآ بهرام و کتایون ریاحی، دو بازیگر ممنوع از کار، هر یک بخشی از حقیقت این سه سال را روایت کردند.
پناهی: بعد مهسا نسلی برخاست که تصمیم گرفت دیگر سکوت نکند
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس و زندانی سیاسی پیشین، یکشنبه ۲۳ شهریور با انتشار پستی در اینستاگرام، ۲۵ شهریور را یادآور «حقیقتی» خواند که با «خون مهسا» آشکار شد.
او افزود: «مهسا امینی دختری ساده بود، اما جانش را که گرفتند، پردهای از دروغ کنار رفت و نسلی برخاست که تصمیم گرفت دیگر سکوت نکند.»
به گفته پناهی، جمهوری اسلامی با کشتار و ارعاب میخواست سکوت را حاکم کند، اما «فریادی بزرگتر پژواک پیدا کرد» و از آن روز، هیچ چیز مثل قبل نیست؛ چرا که خون مهسا و صدها تن دیگر اجازه نمیدهد که هیچ چیز عادی به نظر برسد.
این زندانی سیاسی پیشین افزود: «مهسا نمرده است؛ او در هر نگاهِ سرکش، در هر قابی که سانسور را میشکند، در هر فریادی که آزادی میطلبد، زنده است. او در نگاه دخترانی که موهایشان را به باد سپردهاند نفس میکشد. ۲۵ شهریور یادآور این است که ما به عقب باز نمیگردیم.»
وسمقی: مهسا جرقه یک جنبش تاریخی بود
وسمقی ۲۳ شهریور با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، کشته شدن مهسا را نه یک حادثه تراژیک، بلکه «جرقهای» خواند که باعث ظهور و درخشش «جنبشی تاریخی» شد.
او گفت این جنبش، زنان را به متن آورد و به جامعه فهماند که زنان دیگر حاشیهنشین نیستند.
به باور وسمقی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» فراتر از مساله حجاب است، چرا که مهمترین دستاوردش این بود که زنان قدرت خود را نشان دادند و توانستند فکر جامعه را تغییر دهند.
مهسا امینی ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ به دست نیروهای گشت ارشاد بازداشت شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او سه روز پس از دستگیری در اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان کسری تهران جان خود را از دست داد.
در پی این رویداد تجمعات اعتراضی در تهران و بسیاری از نقاط ایران راه افتاد و جنبشی اعتراضی با شعار «زن، زندگی، آزادی» در سراسر کشور شکل گرفت.
حرکتی تاریخی که به گفته وسمقی با آگاهی زنان گره خورده و بازگشتی ندارد: «امروز مردان بسیاری مدافع حقوق زنان شدهاند، معتقدند جنسیت نباید عامل تبعیض باشد و برابری به گفتمان مسلط جامعه تبدیل شده است.»
این دینپژوه نشان دادن اهمیت حقوق فردی انسان را از دیگر دستاوردهای جنبش خواند و گفت با این اعتراضات «حقوق انسان و حقوق بشر» باز هم به متن آمد.
او در عین حال هشدار داد برای تداوم این مسیر، تنها شعار کافی نیست و جامعه نیازمند «کار جدی فکری، تئوری و تولیدات هنری و اندیشهای» است.
پیشتر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، نیز در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت جنبش «زن، زندگی، آزادی» هنوز زنده است و زنان عاملیتی یافتهاند که تحولات عمیقی را در بطن جامعه ایجاد کرده است.
بهرام: نام مهسا یادآور آغاز دورانی تازه است
پانتهآ بهرام، بازیگر ممنوع از کار، در آستانه سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی با بازنشر سخن پدر او در شبکههای اجتماعی نوشت: «نام تو یادآور آغاز دورانی تازه است. روزگاری که خودمان با دلیری و ترس و سرکشی و خشم و خون و گاهی دیوانگی، ساختیم، درود بر دخترها.»
امجد امینی، پدر مهسا، پیشتر با انتشار پستی در اینستاگرام یادآوری کرده بود سهشنبه ۲۵ شهریور سومین سالگرد قتل حکومتی دخترش خواهد بود.
انتشار این پست با واکنش گسترده در شبکههای اجتماعی روبهرو شد و شمار قابل توجهی از کاربران آن را نشاندهنده برگزاری مراسم یادبود مهسا امینی در تاریخ ذکرشده دانستند.
ایرانیان شماری از کشورها شنبه ۲۲ شهریور در دهها شهر به مناسبت سومین سالگرد کشته شدن مهسا تجمع اعتراضی برگزار کردند.
رهنورد: مرگ مهسا شلاقی بر وجدان ملت بود
زهرا رهنورد، از رهبران جنبش سبز که همچنان در حصر خانگی به سر میبرد، در پیامی به مناسبت این سالگرد، به جایگاه زنان ایرانی در ساختار تبعیضآمیز جمهوری اسلامی اشاره کرد.
در پیام او آمده است: «زنان ایران با همه تواناییها و استعدادهایشان، جزو سرکوبشدهترین زنان جهان هستند؛ زیرا حکومت با قوانین تبعیضآمیز و فرهنگ واپسگرا، آنان را در بنبست قرار داده است.»
رهنورد کشته شدن مهسا امینی را «شلاقی بر وجدان ملت» توصیف کرد و ادامه داد: «جنبش مهسا بیداری پایانناپذیری را برای ملت تداوم بخشیده که امید به آیندهای عاری از ظلم، تبعیض و عقبماندگی را نوید میدهد.»
او یادآور شد که کشته شدن صدها تن، پر شدن زندانها و چشمها و بدنهای مجروح در جریان این اعتراضات، زخمهایی نیست که فراموش شوند.
در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، دستکم ۵۵۱ معترض، از جمله ۶۸ کودک، کشته شدند.
در جریان این اعتراضات هزاران نفر نیز بازداشت شدند، برخی به اعدام و دهها تن به احکام حبس طولانیمدت محکوم شدند.
انتقاد کتایون ریاحی از فراموش شدن هنرمندان معترضان
کتایون ریاحی، بازیگر، با اشاره به برگزاری جشن روز ملی سینما در ایران و اقدام برخی هنرمندان حاضر در این رویداد برای یادآوری تنها چند بازیگر زن ممنوع از کار، در اینستاگرام خود نوشت: «قاعده این بازی را همه میدانند؛ یا با ما هستید، یا بر ما... اصول حذف هم دو راه دارد: بدنام کردن یا از یاد بردن.»
او با انتقاد از فضای قطبی و حذفگرایانه موجود تاکید کرد آینده از آن نسل جوانی است که این قواعد را نمیپذیرد: «کافی است نور را دنبال کنند، مثل گل نیلوفر آبی.»
ریاحی در پایان نوشت: «ما همچنان هستیم و در تنهایی بیشتر رشد میکنیم، زیرا که چشم به آیندهای روشن دوختهایم.»
این بازیگر سینما و تلویزیون بهدلیل حمایت از اعتراضات مردمی بازداشت و محاکمه شد.
او آبان ۱۴۰۲ در واکنش به خبر ممنوعالتصویری خود و تعداد دیگری از بازیگران زن، در اینستاگرام نوشت: «شرافتم اجازه کار در سینمای امروز را نمیدهد؛ شما کی باشید؟»
ریاحی از جمله دهها بازیگر زن ایرانی بود که پس از قتل حکومتی مهسا امینی و در همراهی با اعتراضات سراسری پس از آن در شهریور ۱۴۰۱، بدون حجاب اجباری در اماکن و برنامههای هنری عمومی حاضر شد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.