فعال صنفی فرهنگیان: برخورد با اعتراض معلمان در دولت پزشکیان هم ادامه دارد
روزنامه شرق گزارش داد پرونده معلمان معترض در دادگاهها و آموزش و پرورش همچنان باز است. محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، به این روزنامه گفت دولت مسعود پزشکیان نتوانسته تغییری در سیاستهای برخورد با مطالبات صنفی معلمان ایجاد کند.
حبیبی دوشنبه ۲۷ مرداد به شرق گفت آمار مشخص و روشنی از تعداد معلمانی که بعد از اعتراضات ۱۴۰۱ از آموزش و پرورش اخراج شدند، در دست نیست و بسیاری از افراد هم علاقمند به رسانهای کردن وضعیت خود نیستند.
او توضیح داد در تجمعی که به مناسبت روز معلم برگزار شد، تعدادی از معلمان در تهران بازداشت و بعد از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند و اکنون منتظر برگزاری دادگاه هستند.
به گفته حبیبی، در شهرستانها هم فعالان صنفی احضار و حتی برای چند ساعت بازداشت شدند.
این فعال صنفی تاکید کرد: «دولت چهاردهم هیچگونه تغییری در سیاستهای خود در زمینه تعامل با تشکلهای صنفی مستقل نداشته و تا به حال هیچ دعوتی از سوی دولت یا آموزش و پرورش برای شنیدن نقدها و مطالبات این تشکلها انجام نشده است.»
آبان سال گذشته نیز کانون صنفی معلمان ایران (تهران) با صدور بیانیهای نوشت دولت پزشکیان که با وعده تغییر سیاستها و تحول در آموزش و پرورش به ریاست رسیده است، پروژه سرکوب فعالان صنفی معلم را در دستور کار دارد.
پیش از آن و ۲۵ مهر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران روند رو به افزایش سرکوب معلمان و فعالان صنفی در کشور را محکوم کرده بود.
این تشکل صنفی در بیانیه خود از احضار، بازداشت، صدور احکام حبس، اخراج از کار و بازنشستگی اجباری معلمان، به عنوان نمونههایی از این سرکوبها نام برد.
همزمان با سخنرانی پزشکیان در افتتاحیه سیوهشتمین اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور، شرق گزارش داد سرکوبها علیه معلمان و فعالان صنفی همچنان ادامه دارد.
پزشکیان در این مراسم گفت: «با شعار دادن نمیشود مملکت را درست کرد و با ادعا کردن نمیشود جامعه را اصلاح کرد. با زور هم نمیشود تغییر رفتار ایجاد کرد.»
شرق در گزارش خود به نقل از چند معلم که با احکام حبس و اخراج مواجه شدهاند، نوشت معلمان فقط فعالیتهای صنفی و قانونی میکنند، اما اتهامات دیگری به آنها وارد شده است.
یکی از این پروندهها مربوط به تجمع معلمان استان فارس در اردیبهشت ۱۴۰۱ در اعتراض به مشکلات آموزشی و صنفی است که در آن چند معلم بازداشت شدند.
افشین رزمجویی، معلم بازنشسته شیرازی که در این تجمع بازداشت شد و اکنون دوران حبس با پابند الکترونیکی را میگذراند، گفت اعتراض تجمعکنندگان به مواردی مانند رعایت نشدن اصل ۳۰ قانون اساسی و مواردی چون آموزش رایگان و اجباری بود.
این معلم در دادگاه بدوی و سپس در دادگاه تجدیدنظر به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور» به تحمل پنج سال حبس محکوم شد. این رای در دیوان عالی کشور نقض شد و در شعبه همعرض به دو سال حبس کاهش یافت.
رزمجویی از ۲۹ آبان ۱۴۰۲ به زندان عادلآباد شیراز منتقل و اواخر بهمن همان سال با پابند الکترونیکی از زندان خارج شد.
او به دلیل محدوده هزار متری تعیین شده با پابند و مدت زمان نسبتا کوتاه شارژ آن، با مشکلاتی در زمینه تدریس مواجه شده است.
در یک نمونه دیگر، محمود ملاکی، عضو هیاتمدیره و از موسسان کانون صنفی معلمان استان بوشهر، به شرق گفت با آنکه در اعتراضات صنفی و معیشتی معلمان بوشهری در آذر ۱۴۰۱ حضور نداشت اما بازداشت و با «قرار نظارت قضایی» دادسرای عمومی و انقلاب این شهر مواجه شد.
سال ۱۴۰۲ حکم اخراج او بعد از ۲۰ سال خدمت صادر شد.
ابوالفضل خوران، از دیگر معلمانی است که به دلیل حضور بر سر مزار یکی از کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۱ در اراک بازداشت و به اتهام «توهین به مقدسات» به پنج سال حبس محکوم شد.
سالهاست معلمان به دلیل اعتراضات صنفی، معیشتی و درخواست آزادی همکارانشان با پروندههای امنیتی و قضایی مواجه میشوند.
تجمعهای مرتبط با رتبهبندی که با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان انجام میشود، از سال ۱۴۰۰ اوج گرفت.
کوکب بداغیپگاه، معلم ایذهای که این روزها منتظر رای دادگاه تجدیدنظر است، یکی از سخنرانان همیشگی این تجمعها بوده است.
او گفت از اوایل دی ۱۴۰۰ بابت همین سخنرانیهایش بارها احضار شد. او به دلیل پروندهاش در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ به شش سال زندان محکوم شد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.