هشدار عفو بینالملل نسبت به رشد اعدامهای «مخفیانه» و تشدید سرکوب سیاسی در ایران
سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیهای به اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، واکنش نشان داد و نسبت به افزایش اعدامهای «وحشتناک» و «مخفیانه» در بحبوحه تشدید سرکوبهای سیاسی در ایران ابراز نگرانی کرد.
کریستین بکرله، معاون مدیر منطقهای عفو بینالملل در خاورمیانه و شمال آفریقا، سهشنبه هفتم مرداد در بیانیهای، اعدام «خودسرانه» احسانی و حسنی پس از شکنجه و حبس را محکوم کرد و این دو مورد را جدیدترین نمونه از «بحران وحشتناک اعدام در ایران» خواند که جان نزدیک به ۷۰۰ نفر را در سال جاری میلادی گرفته است.
احسانی ۶۹ ساله و حسنی ۴۸ ساله پنجم مرداد به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق، «بغی» و «محاربه» به دار آویخته شدند.
عفو بینالملل یادآوری کرد این دو نفر بهطور مخفیانه و بدون اطلاع قبلی به خود یا خانوادههایشان، پس از محاکمهای «بهشدت ناعادلانه» در دادگاه انقلاب اعدام شدند.
بر اساس بیانیه این سازمان، احسانی و حسنی نزدیک به دو سال از دسترسی به وکیل محروم بودند و در نهایت محاکمهشان تنها پنج دقیقه طول کشید، بدون آنکه اجازه داشته باشند از خود دفاع کنند.
عفو بینالملل تاکید کرد: «اعترافات اجباری که تحت ضرب و شتم، زندان انفرادی طولانیمدت و تهدید به آسیب بیشتر به آنها و خانوادههایشان گرفته شده بود، بهعنوان مدرکی علیه این دو نفر استفاده شد.»
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ اخیر با اسرائیل، سرکوب فعالان و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی را افزایش داده است.
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، پنجم مرداد اجرای صدها حکم اعدام در ایران پس از محاکمههایی ناعادلانه و «پشت درهای بسته» را بسیار نگرانکننده خواند.
احسانی و حسنی بهمدت ۱۸ ماه، هر هفته در کارزار اعتصاب غذای زندانیان با عنوان «سهشنبههای نه به اعدام» شرکت میکردند.
آنها بارها اتهامات وارد شده علیه خود را رد کرده بودند.
عفو بینالملل اعدام آنها را نشاندهنده «استفاده بیرحمانه مقامات از مجازات اعدام بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی در دوران بحران ملی برای خاموشکردن اعتراضات و ایجاد رعب در میان مردم» دانست.
این سازمان بر ضرورت آغاز تحقیقات کیفری علیه تمام مقامهای جمهوری اسلامی که مظنون به ارتکاب شکنجه و سایر جنایات علیه زندانیان هستند، تاکید کرد.
عفو بینالملل رشد فزاینده اعدامها در ایران، در کنار فراخوانهای رسمی برای تکرار کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را عامل تشدید نگرانیها درباره خطر اعدام سایر زندانیان سیاسی خواند.
دستور قوه قضاییه برای تسریع روند محاکمه و اعدام افراد بازداشتشده حین و پس از جنگ ۱۲ روزه به اتهامهایی نظیر «همکاری با دول متخاصم» و «جاسوسی»، به این نگرانیها دامن زده است.
عفو بینالملل پرونده ۱۹ نفر را که در معرض خطر اعدام بهدلیل اتهامات سیاسی هستند، مستند کرد.
در این فهرست نام زندانیانی مانند احمدرضا جلالی، شریفه محمدی، پخشان عزیزی، وریشه مرادی و همچنین شش زندانی متهم به ارتباط با مجاهدین خلق به نامهای بابک علیپور، وحید بنیعامریان، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر، علیاکبر دانشورکار و محمد تقوی به چشم میخورد.
همچنین شماری از بازداشتشدگان در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» شامل فاضل بهرامیان، مهران بهرامیان، مهراب (مهران) عبداللهزاده و شش متهم پرونده شهرک اکباتان یعنی میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوشاقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک در معرض خطر اعدام قرار دارند.
در فهرست عفو بینالملل همچنین نام ۱۳ نفر دیگر در خطر اعدام شامل رزگار بابامیری، پژمان سلطانی، سوران قاسمی، کاوه صالحی، تیفور سلیمی بابامیری، منوچهر فلاح، امین فرحآور گیساوندانی، احسان فریدی، محمدجواد وفایی ثانی، مسعود جامعی، علیرضا مرداسی، فرشاد اعتمادیفر و یعقوب درخشان دیده میشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.