• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کودک‌کشی در مصونیت؛ قتل رها شیخی و ابعاد چندوجهی فاجعه خمین

نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار

۲۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

تیراندازی نیروهای امنیتی به خودروی یک خانواده در خمین و کشته شدن چهار عضو آن، از جمله رها شیخی سه‌ساله، موجی از خشم و اندوه در ایران برانگیخت. این فاجعه بار دیگر ابعاد عمیق بحران مصونیت مأموران و نقض فاحش حقوق شهروندان را نمایان کرد.

حادثه شامگاه پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۴ حوالی ساعت ۱۱ شب به وقت محلی، نزدیک یکی از مراکز نظامی شهر خمین واقع در استان مرکزی روی داد.

وحید براتی‌زاده، فرماندار خمین، با تأیید وقوع تیراندازی اعلام کرد که نیروهای حفاظت یکی از مراکز نظامی استان به دو خودروی عبوری مشکوک شدند و به سوی آن‌ها تیراندازی کردند که طی آن سه تن کشته شدند و نفر چهارم نیز روز بعد جان باخت.

ابراهیم گمیزی، دادستان خمین نیز از تشکیل پرونده قضایی برای بررسی ابعاد واقعه خبر داد و گفت: «عوامل این حادثه اکنون در بازداشت هستند.»

مقامات رسمی نام نیروی درگیر را ذکر نکردند، اما منابع محلی گفته‌اند تیراندازی از سوی نیروهای بسیج در یک ایست بازرسی صورت گرفته است. پس از این رخداد، مسئولان محلی بر حفظ آرامش تاکید کردند و از مردم خواستند از انتشار اخبار نادرست خودداری کنند.

ابعاد حقوق بشری

این واقعه از منظر حقوق بشر به مثابه نقض فاحش حق حیات و نمونه‌ای از قتل فراقضایی شهروندان توسط نیروهای حکومتی ارزیابی می‌شود.

بنا بر میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) که ایران عضو آن است، حق حیات یک حق غیرقابل نقض بوده و محروم کردن خودسرانه افراد از زندگی ممنوع است.

تیراندازی مرگبار به یک خانواده غیرمسلح مصداق آشکار استفاده بیش از حد و غیرضروری از قوای قهریه است که خلاف استانداردهای بین‌المللی (از جمله اصول پایه‌ای سازمان ملل در به‌کارگیری سلاح از سوی ماموران) محسوب می‌شود.

100%

در این رویداد هیچ شواهدی از تهدید فوری از سوی قربانیان گزارش نشده و حتی به گفته بازماندگان، هیچ اخطار یا ایست قبلی نیز به خودروی آنان داده نشده؛ بنابراین اقدام ماموران به گشودن آتش مستقیم، ناقض اصل ضرورت و تناسب در به‌کارگیری سلاح گرم بوده است.

کشته شدن کودکان در این حادثه، حساسیت نقض حقوق بشر را دوچندان می‌کند. جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک نیز پیوسته است که طبق آن دولت مکلف به حمایت ویژه از جان کودکان و جلوگیری از خشونت علیه آنان است.

با این حال، در این تیراندازی دختربچه‌ای خردسال همراه والدینش جان باخت.

علاوه بر حق حیات، حق امنیت شخصی و آزادی از خشونت خودسرانه نیز نقض شده است. مطابق تعهدات بین‌المللی، دولت ایران موظف است این حادثه را به طور بی‌طرفانه و شفاف بررسی کرده و عاملان را پاسخگو کند.

مقامات قضایی اعلام کرده‌اند تیراندازی خمین در حال بررسی است و مسببان در بازداشت‌اند. با این حال، سابقه موارد مشابه در ایران نشان می‌دهد که معمولا عدالت و پاسخگویی در قبال نیروهای خاطی محقق نمی‌شود.

سازمان‌های حقوق بشری تاکید دارند که این‌گونه حوادث باید به عنوان قتل‌های غیرقانونی ثبت و از سوی نهادهای بین‌المللی نظیر گزارشگر ویژه سازمان ملل بررسی شود.

سکوت یا ابهام مقامات درباره وابستگی نیروهای عامل (برای مثال، ذکرنکردن نام بسیج یا سپاه در بیانیه‌های رسمی) ممکن است تلاشی برای پنهان‌کاری سازمانی و پرهیز از پاسخگویی علنی باشد.

ابعاد سیاسی

واقعه کشتار خانواده شیخی در خمین می‌تواند تبعات و بازتاب‌های سیاسی گسترده‌ای به دنبال داشته باشد.

در فضای سیاسی داخلی، این رخداد به عنوان نمونه‌ای از بحران مشروعیت و اعتماد عمومی به نیروهای امنیتی قلمداد می‌شود.

حتی برخی رسانه‌ها و مسئولان رسمی که معمولا حوادثی از این دست را انکار یا توجیه می‌کنند، در این مورد ناچار به تأیید اصل ماجرا شدند.

فرماندار و دادستان خمین ضمن اعلام خبر، وعده بررسی قضایی دادند و از مردم خواستند به شایعات توجه نکنند.

100%

درخواست برای پرهیز از انتشار «اخبار نادرست»، از دید برخی ناظران تلاشی برای کنترل روایت در فضای عمومی و جلوگیری از گسترش خشم مردمی است.

مقامات استانی بر «لزوم حفظ امنیت و آرامش جامعه» تأکید کرده‌اند، اما وقوع چنین حادثه‌ای به دست خود نیروهای امنیتی، احساس ناامنی را در جامعه تشدید می‌کند و می‌تواند موقعیت دولت را متزلزل‌تر کند.

در سطح حاکمیت، واکنش سریع به بازداشت عوامل تیراندازی -البته در حد اعلام رسمی- نشان از حساسیت سیاسی موضوع دارد.

جمهوری اسلامی نگران آن است که کشته شدن زنان و کودکان بی‌گناه به دست نیروهایش، به موج تازه‌ای از اعتراضات تبدیل شود. در میان فعالان و چهره‌های سیاسی داخلی هرچند به دلیل فضای سرکوب صدای بلندی شنیده نشده، اما نارضایتی و خشم فروخورده مشهود است.

نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، روایت تکان‌دهنده‌ای از صحنه مرگ این کودک ارائه داد و از سلاح‌های جنگی استفاده‌شده و دریده شدن سینه کودک سخن گفت. چنین اظهاراتی در کنار محکومیت‌های بین‌المللی احتمالی، حکومت را تحت فشار قرار می‌دهد.

افزایش این قبیل حوادث پس از جنگ ۱۲ روزه، نشانه امنیتی‌تر شدن فضای داخلی و دست بازتر نیروهای سرکوب‌گر است.

از آنجا که جمهوری اسلامی پس از آغاز آن جنگ، ایست‌های بازرسی سپاه و بسیج را در بسیاری از شهرها و جاده‌ها برقرار کرد، تیراندازی خمین ممکن است نتیجه مستقیم همین جو نظامی‌ باشد.

از سوی دیگر، وعده همیشگی مقامات درباره «برخورد با عوامل خاطی» تاکنون در موارد گذشته به نتیجه ملموسی نینجامیده و این امر بی‌اعتمادی سیاسی را بیش از پیش دامن می‌زند.

در عرصه بین‌المللی، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور به صورت گسترده این واقعه را پوشش دادند و آن را به عنوان نمونه‌ای تازه از سرکوب مرگبار شهروندان ایرانی مطرح کردند.

تکرار کشتار غیرنظامیان در ایران می‌تواند به تلاش‌های بین‌المللی برای پاسخگو کردن حکومت ایران (از جمله از طریق سازوکارهای شورای حقوق بشر سازمان ملل یا محاکم بین‌المللی) قوت ببخشد.

فضای سیاسی پس از این رویداد متاثر از خشم عمومی و بی‌اعتباری نهادهای امنیتی است؛ موضوعی که به ویژه در آستانه هرگونه تحول سیاسی داخلی می‌تواند نقش کاتالیزور داشته باشد.

ابعاد اجتماعی

بازتاب تیراندازی در خمین در جامعه ایران بسیار گسترده و دردناک بوده است. در فضای مجازی موجی از خشم، اندوه و همدردی به راه افتاده و بسیاری آن را ادامه‌ای از خشونت‌های مرگبار پیشین دانسته‌اند.

100%
تصاویری از مراسم تشییع جانباختگان در خمین

تصاویر قربانیان، به‌ویژه چهره کودک سه‌ساله، رها شیخی، به‌طور گسترده منتشر شده و کاربران با هشتگ‌هایی چون #کودک‌کشی و #گشت_کشتار این جنایت را محکوم کرده‌اند.

این حادثه برای بسیاری یادآور قتل کیان پیرفلک در آبان ۱۴۰۱ است و کاربران، رها را نماد تکرار همان تراژدی می‌دانند؛ نشانه‌ای از ادامه بی‌پروایی نیروهای امنیتی در شلیک به شهروندان غیرمسلح.

روان‌شناسان اجتماعی هشدار داده‌اند که تکرار این صحنه‌های خشونت‌آمیز منجر به خشم انباشته و بی‌اعتمادی عمومی می‌شود.

گفته شده خانواده‌های داغدار تحت فشار برای سکوت قرار می‌گیرند و مراسم خاکسپاری قربانیان نیز تحت نظارت امنیتی برگزار شده است.

نقش رسانه‌های اجتماعی در افشای جزئیات حادثه پررنگ بوده و روایت‌های شهروند-خبرنگاران، در برابر سکوت یا گزارش‌های مبهم رسانه‌های رسمی قرار گرفته‌اند.

کاربران روایت حکومتی را ناکافی و توجیه‌گر می‌دانند و تیراندازی خمین را سندی دیگر از مصونیت نیروهای سرکوب‌گر و قربانی شدن شهروندان بی‌دفاع قلمداد کرده‌اند.

پیشینه و موارد مشابه

حادثه تیراندازی خمین در خلا رخ نداده و ادامه یک روند نگران‌کننده در سال‌های اخیر است. موارد متعددی در مناطق مختلف ایران گزارش شده که ماموران امنیتی یا نظامی با تیراندازی به سوی شهروندان غیرمسلح، فاجعه آفریده‌اند.

بنا بر آمار سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، تنها در کمتر از یک ماه پس از آتش‌بس جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی، دست‌کم هشت شهروند ایرانی از جمله دو کودک در شهرهای خمین، همدان، خاش با تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه و بسیج کشته شده‌اند. تداوم این روند موجب نگرانی جدی جامعه مدنی و نهادهای حقوق بشر شده است.

چند نمونه شاخص از این نوع قتل حکومتی در سال‌های اخیر عبارتند از:

ایذه (خوزستان)، آبان ۱۴۰۱: در جریان اعتراضات سراسری، کیان پیرفلک کودک ۹ ساله به همراه پدر و مادرش در خودروی شخصی بودند که نیروهای سپاه پاسداران به خودروی آن‌ها آتش گشودند و کیان جان باخت.

این قتل موجب خشم ملی و بین‌المللی شد؛ هرچند حکومت ابتدا کوشید با طرح ادعایی کذب، مسئولیت را متوجه «تروریست‌ها» کند و مأمور خود را تبرئه کند.

پرونده کیان هیچ‌گاه به طور شفاف رسیدگی نشد و عاملان حکومتی بدون مجازات ماندند، در حالی که خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفتند. قتل کیان به عنوان نمونه بارز کودک‌کشی حکومتی در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است.

همدان، تیر ۱۴۰۴: تنها دو هفته پیش از حادثه خمین، بامداد ۱۰ تیر ۱۴۰۴ سه جوان طبیعت‌گرد در منطقه تاریک‌دره همدان هدف تیراندازی نیروهای بسیج قرارگرفتند.

در آن واقعه، دو جوان به نام‌های مهدی عبایی و علیرضا کرباسی کشته شدند. مقامات امنیتی گفته بودند این خودرو مشکوک به حمل «عوامل موساد» بوده است، اما بعدها مشخص شد این افراد صرفا در حال گردش و کوهنوردی بودند.

مراسم تشییع پیکر این دو جوان با اعتراض و شعارهای مردمی علیه سرکوب حکومتی همراه شد. تیراندازی همدان و خمین به فاصله کوتاهی از هم نشان داد که یک الگوی خطرناک شلیک بی‌ضابطه در ایست‌های بازرسی شکل گرفته است.

خاش (سیستان‌وبلوچستان)، تیر ۱۴۰۴: در ۱۰ تیر ۱۴۰۴ حادثه دیگری در روستای گُونیچ از توابع خاش رخ داد.

نیروهای نظامی و اطلاعات سپاه به این روستا یورش بردند؛ جایی که به گفته منابع محلی، هیچ فرد مسلحی حضور نداشت.

با این حال، در اثر تیراندازی مستقیم ماموران، یک زن بلوچ به نام خان‌بی‌بی بامری ۴۰ ساله کشته شد و ۱۱ زن بلوچ دیگر زخمی شدند.

در بین مجروحان دو دختر زیر ۱۸ سال و چند زن میانسال و حتی یک زن باردار که بر اثر ضرب و شلیک دچار سقط جنین شد، وجود داشت.

استان سیستان‌وبلوچستان در سال‌های اخیر مکررا شاهد تیراندازی مرگبار ماموران به غیرنظامیان بوده است؛ از جمله در هشت اسفند ۱۴۰۳ هم در ایرانشهر یک کودک بلوچ کشته شد و جنین مادرش هم سقط شد.

نور (مازندران)، مرداد ۱۴۰۳: در یک نمونه دیگر، آرزو بدری زن ۳۱ ساله اصفهانی، به دلیل برداشتن حجاب در خودروی شخصی‌اش، هدف شلیک نیروی انتظامی قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد.

این تیراندازی که در بحبوحه فشارهای حکومتی برای تحمیل حجاب اجباری رخ داد هرچند به مرگ او منجر نشد، اما نشان داد که ماموران در برخورد با شهروندان حتی به بهانه‌های ساده نظیر حجاب)نیز از سلاح گرم استفاده می‌کنند.

آرزو بدری پس از ماه‌ها همچنان از ناحیه نخاع آسیب‌دیده باقی ماند. خطر شلیک خودسرانه صرفا به ایست‌های بازرسی نظامی محدود نیست و در سطح پلیس و گشت ارشاد هم وجود داشته است.

تیراندازی مرگبار ماموران به خودروی خانواده شیخی در خمین، نقض آشکار حقوق بشر و فاجعه‌ای شوک‌آور برای افکار عمومی ایران است.

واکنش‌های داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که جامعه دیگر این‌گونه حوادث را برنمی‌تابد و خواستار پاسخگویی و پایان مصونیت عاملان سرکوب است.

با توجه به پیشینه موارد مشابه، اگرچه مقامات وعده برخورد داده‌اند، اما باید دید آیا این پرونده سرانجام متفاوتی خواهد داشت یا همچون گذشته در پیچ‌وخم سکوت و فراموشی رها خواهد شد.

  • نیروهای امنیتی در سیستان و بلوچستان ۲ نفر را کشتند و ۵۰ نفر را بازداشت کردند

    نیروهای امنیتی در سیستان و بلوچستان ۲ نفر را کشتند و ۵۰ نفر را بازداشت کردند

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
۱
گزارش ویژه

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

۲
روایت شما

شهروندان خطاب به عارف: بنزین سفر شمال مردم را می‌بینید، دور دور خودروهای عراقی را نه؟

۳

نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

۴
تحلیل

شهیار قنبری؛ بهای سنگین نیم‌قرن ترانه‌سرایی دور از وطن

۵

«دستم را در باغچه می‌کارم»؛ از شعر فروغ تا بدن زن

Banner

انتخاب سردبیر

  • رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر
    تحلیل

    رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر

  • حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

    حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

  • رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

    رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

  • بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
    گزارش ویژه

    بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

  • حدادعادل: به‌دلیل شرایط جنگی، فعلا نمی‌توانیم وارد مساله حجاب شویم

    حدادعادل: به‌دلیل شرایط جنگی، فعلا نمی‌توانیم وارد مساله حجاب شویم

  • رسانه شورای عالی امنیت ملی خط و نشان کشید؛ زمینه‌چینی برای برخورد با خانواده کیان پیرفلک

    رسانه شورای عالی امنیت ملی خط و نشان کشید؛ زمینه‌چینی برای برخورد با خانواده کیان پیرفلک

  • سر باز زدن نهادهای امنیتی از رسیدگی به شرایط پزشکی آرزو بدری، قربانی حجاب اجباری

    سر باز زدن نهادهای امنیتی از رسیدگی به شرایط پزشکی آرزو بدری، قربانی حجاب اجباری

  • حاضران در مراسم خاکسپاری دو جوان کشته‌شده در همدان شعار «مرگ بر ستمگر» سر دادند

    حاضران در مراسم خاکسپاری دو جوان کشته‌شده در همدان شعار «مرگ بر ستمگر» سر دادند

  • جو امنیتی در خاکسپاری خانواده‌ای که به دست نیروهای حکومت در خمین کشته شدند

    جو امنیتی در خاکسپاری خانواده‌ای که به دست نیروهای حکومت در خمین کشته شدند

•
•
•

مطالب بیشتر

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.