• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

وزارت اطلاعات بازداشتگاهی امنیتی در زندان تهران بزرگ راه‌اندازی کرده است

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۱۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
زندان اوین پس از حمله اسرائیل
زندان اوین پس از حمله اسرائیل

اطلاعات اختصاصی ایران اینترنشنال نشان می‌دهد نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، صدها تن از بازداشت‌شدگان اخیر و بازداشتی‌های بازداشتگاه‌های امنیتی اوین را به خانه‌های امن و بازداشتگاهی امنیتی که در زندان تهران بزرگ راه‌اندازی شده است، منتقل کرده‌اند.

بر اساس این اطلاعات، شمار زیادی از بازداشتی‌های اخیر پس از صدور قرار بازداشت موقت و تفهیم اتهام اولیه در دادسرای اوین و برخی نیز بدون ثبت‌نام‌شان به‌عنوان فرد بازداشت‌شده در خانه‌های امن وزارت اطلاعات در مناطق مختلف تهران در حال بازجویی هستند.

علاوه بر این ایران اینترنشنال دریافته که وزارت اطلاعات با کشیدن فنس و دیوارهای کاذب، بخشی از تیپ دوم زندان تهران بزرگ را از دیگر بخش‌های این تیپ جدا کرده و در آن بازداشتگاهی امنیتی برای نگهداری و بازجویی شماری از زندانیان سیاسی که اغلب از بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین به این مکان منتقل شده‌اند، راه‌اندازی کرده است.

احمدرضا جلالی در بی‌خبری کامل

احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی محکوم به اعدام، طی روزهای گذشته به بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات در زندان تهران بزرگ منتقل شد اما پس از آن خبری از وضعیت او نیست و تماسی با خانواده‌اش نداشته است.

یک منبع آگاه درباره انتقال جلالی گفت: «ماموران اطلاعات سپاه سوم تیرماه برای انتقال جلالی به بند رفتند اما با اعتراض هم‌بندی‌هایش مواجه شدند و بین‌شان درگیری‌های لفظی رخ داد. پس از آن ماموران وزارت اطلاعات نیز به موضوع ورود کردند و با ماموران اطلاعات سپاه دچار تنش شدند. در نهایت ماموران وزارت اطلاعات با گفتن اینکه جلالی زندانی ما است او را با خود بردند.»

این منبع آگاه با بیان این که برخی مسئولان زندان به زندانیان گفته‌اند «جلالی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در همین زندان منتقل شده»، گفت: «زندانیان شنیدند اما اعتماد نکردند. جلالی بیش از ۹ سال است زندانی شده و با حکم اعدام دارد و با رویه‌ای که حکومت گروگان‌گیر در پیش گرفته شده، بیش از پیش نگران جانش هستیم. همبندی‌هایش هم نگرانند و منتظرند خبری از او برسد.»

بند امنیتی تازه در زندان تهران بزرگ

یک منبع آگاه از داخل زندان تهران بزرگ از تلاش وزارت اطلاعات برای قطع کامل ارتباط محبوسان در این بند با دیگر بندها خبر داد و گفت برخی بازداشت‌شدگان از جمله شهروندان خارجی بازداشت‌شده اخیر از همان روزهای نخست جنگ به این زندان و در محل کوچک ایزوله‌ای جدا از دیگر زندانیان نگهداری شدند.

او اضافه کرد: «برخی زندانیان در روزهای اول انتقال آن‌ها به این بند، آن‌ها را دیدند اما پس از آن دیگر هیچ اطلاعی از وضعیت‌شان به‌دست نیاوردند و مشخص نیست در کجا و در چه شرایطی نگهداری می‌شوند.»

شهروندی که عضوی از خانواده‌اش در این بند امنیتی نگهداری می‌شود، در خصوص شرایط این بند، گفت: «اینجا فاقد هرگونه امکانات بهداشتی و رفاهی است. برخی زندانیان از زمان حضور در اینجا به وضعیت بدشان اعتراض کردند اما فقط گفتند شرایط موقتی است و ناچارید تحمل کنید.»

والدین یکی از کسانی که در روزهای نخست حمله اسرائیل در تهران بازداشت شد نیز گفت فرزندش فقط در روزهای قبل یک تماس داشت و همان‌زمان خبر داد هر روز بازجویی می‌شود و تا به حال سه بار هم به دادسرا و دادگاه منتقل شده است.

یکی از زندانیان هم در تماسی به خانواده‌اش گفت: «مدت‌هاست اینجا سم‌پاشی نشده. حشرات موزی مثل ساس خواب زندانیان را گرفته و سلامت‌شان را به خطر انداخته است. پلک روی هم می‌گذاریم با گزش ساس از خواب می‌پریم و با خارش و التهاب شدید پوستی قید خواب را می‌زنیم. در این شرایط شبانه‌روز هم بازجویی می‌شویم.»

یک منبع آگاه که پیش از راه‌اندازی بازداشتگاه امنیتی تازه وزارت اطلاعات، این مکان را از نزدیک دیده است، با تاکید بر این‌که در سالن‌های این تیپ از زندان دوربین‌ها نقاط کور بسیاری دارند و عملا امکان نظارت بر آن‌جا وجود ندارد، می‌گوید با شرایطی آن‌جا دارد و صحبت‌هایی در روزهای اخیر مسئولان قضایی و امنیتی کرده‌اند، جان بازداشت‌شدگان به‌شدت در خطر است.

رضا یونسی، برادر علی یونسی، دانشجوی زندانی نیز با بیان این‌که بعد از ۱۲ روز بی‌خبری، برادرش تماس تلفنی کوتاهی با مادرش داشت، گفت او با تعدادی از زندانیان در بندی امنيتی و تحت كنترل وزارت اطلاعات در زندان تهران بزرگ و در شرايط بسيار سخت و اسفناک از نظر بهداشتى و غذايى به‌سر می‌برد.

زندان تهران بزرگ؛ آخر جهنم

گروهی از زندانیان سیاسی منتقل شده از اوین از جمله زندانیان سالن یک بند چهار «معروف به سالن جاسوسی» به سالن سوم تیپ دوم زندان تهران بزرگ منتقل شده‌اند.

یک منبع نزدیک به خانواده‌های این زندانیان سیاسی با بیان اینکه جمهوری اسلامی با آن‌ها مانند «اسیر جنگی» برخورد می‌کند، محل نگهداری آن‌ها را به‌مثابه «آخر جهنم»، توصیف کرد.

این منبع آگاه ادامه داد: «موضوع بهداشت و خوراک وحشتناک بد است و زندانیان به آب مناسب نوشیدن، آب گرم، کارت بانکی، کارت تلفن و لوازم شوینده دسترسی ندارند. برای خرید از فروشگاه فقط پول نقد قبول می‌کنند اما چون کسی همراهش ندارد عملا امکان خرید وجود ندارد.»

او افزود: «زندانیان از مسئولان زندان خواستند برای وسایل بهداشتی و خوراکی اجازه دهند با حساب دفتری به آن‌ها قرض بدهند تا وقتی سیستم پرداخت با کارت بانک درست شد پرداخت کنند اما موافقت نکردند.»

خواهر یکی از زندانیان نیز درباره شرایط زندانیان گفت: «کمبودهای زیادی دارد ولی چیزی خیلی اذیتشان می‌کند کثیفی سالن است. از سوسک و مورچه گرفته تا حشرات و جانوران عجیب و غریب، در زندان رژه می‌روند و شب‌ها در تخت‌ها راه می‌افتند و خواب را از همه می‌گیرند.»

برخی دیگر از زندانیان سیاسی نیز در سالن‌های دیگر تیپ دوم این زندان به‌سر می‌برند و در تماس با خانواده‌هایشان شرایط و محیط نگهداری خود را «بسیار بحرانی» توصیف کرده‌اند.

ویدیویی که سازمان حقوق بشر ایران منتشر کرده وضعیت نامناسب زندانیان را در زندان تهران بزرگ نشان می‌دهد. بسیاری از زندانیان از جمله زندانیان سیاسی پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، به زندان تهران بزرگ منتقل شده‌اند.

حمله به اوین و نگرانی‌ها پس از انتقال زندانیان

در پی حمله هوایی دوم تیرماه ارتش اسرائیل، بخش‌های مختلف زندان اوین از جمله ساختمان‌های اداری، بهداری، ملاقات، دادسرا، و محوطه بازداشتگاه‌های امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ وزارت اطلاعات، بند ۲-الف سپاه پاسداران و بند ۲۴۱ حفاظت اطلاعات قوه قضاییه صدمه دیده یا تخریب شدند.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۹ تیرماه اعلام کرد تاکنون در حمله اسرائیل به زندان اوین ۷۹ نفر از کادر اداری، مراجعین، زندانیان و خانواده‌های آن‌ها و همسایه‌های زندان اوین کشته شده‌اند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است شمار قابل توجهی از مقام‌های قضایی، مسئولان ارشد زندان اوین، بازجویان وزارت اطلاعات، کارمندان زندان و سربازان وظیفه نیز در میان کشته‌شدگان و مجروحان هستند.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۹ تیر اعلام کرد در حمله به اوین هیچ‌کدام از زندانیان سیاسی آسیب ندیده‌اند اما تعدادی زندانی در میان کشته‌شدگان این حادثه بوده‌اند.

حمله هوایی به اوین در شرایطی صورت گرفت که از روزهای نخست درگیری‌ها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، خانواده‌های زندانیان سیاسی با هشدار درباره خطر آسیب‌دیدن زندان‌ها، خواستار آزادی عزیزان خود یا اعزام آن‌ها به مرخصی اضطراری شدند.

پس از مخالفت مسئولان قضایی با درخواست خانواده‌ها و به‌دنبال حملات اسرائیل به اوین، زندانیان سیاسی زن محبوس در بند زنان اوین به زندان قرچک ورامین و مردان زندانی نیز به زندان‌های تهران بزرگ، قزل‌حصار کرج و ساحلی (مرکزی) قم منتقل شدند.

شماری از زندانیان و متهمان سیاسی نیز از بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و اطلاعات قوه قضاییه به زندان تهران بزرگ و شماری دیگر به خانه‌های امن وزارت اطلاعات منتقل شدند.

از سوی دیگر، سخنگوی قوه قضاییه در صحبت‌های روز دوشنبه خود گفت: «از روز اول شروع جنگ با دستور و پیگیری ریاست قوه قضاییه همه افرادی که واجد شرایط بودند و حضورشان در جامعه خطرآفرین نبود به مرخصی رفتند.»

این صحبت‌های جهانگیر در حالی مطرح شد که اکثر زندانیان زندان اوین سیاسی بودند و مشخص نیست چگونه و با چه دیدگاهی آن‌ها را در دسته افراد «خطرآفرین برای جامعه» قرار داده است.

ساختن سپر انسانی از زندانیان در زمان انتقال

یک منبع نزدیک به خانواده‌های زندانیانی به زندان تهران بزرگ منتقل شده‌اند، گفت: «در زمان حمله به زندان بخشی از بند چهار —که بسیاری از زندانیان سیاسی در آن بودند— تخریب شد و شیشه‌های بند شکست. بسیاری زخمی شدند و فضای به‌وجود آمده باعث شد زندانیان وارد حیاط زندان شوند و به یکدیگر کمک کردند تا مجروحانی که وضعیت وخیم‌تری داشتند را به بهداری زندان منتقل کنند.»

این منبع آگاه افزود: «وقتی زندانیان در حیاط زندان بودند، متوجه شدند ساختمان بهداری تخریب شده و جایی ندارند مجروحان را منتقل کنند. بخش‌هایی از ۲۰۹ هم تخریب شده بود و خود زندانیان و برخی ماموران، کسانی را که در بهداری و حوالی بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودند، از زیر آوار بیرون کشیدند.»

او با بیان این‌که علاوه بر آسیب‌های وارد شده به این بخش‌ها، حیاط زندان هم مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، گفت: «بر اثر برخورد این موشک گودالی بزرگی در حیاط زندان ایجاد شد و لوله اصلی آب زندان ترکید و با فشار زیاد آب به‌سرعت در زندان سیل به راه افتاد.»

منبع دیگری نیز درباره جابه‌جایی زندانیان به ایران‌اینترنشنال گفت: «وقتی زندانیان تلاش کردند و زیر آوار ماندگان را بیرون کشیدند، حشمت‌الله حیات‌الغیب، رییس‌ سازمان زندان‌های استان تهران و هدایت‌الله فرزادی، رییس زندان اوین به آن‌ها گفتند به مکان امن می‌بریم‌تان. زندانیان خشمگین بودند و با اعتراض گفتند اوین امن‌ترین مکان‌تان بود این بلا در آن سرمان آمد. از این امن‌تر کجا را دارید؟»

این منبع آگاه افزود: «زندانیان با دست‌بند و پابند و در محاصره نیروهای گارد ویژه زندان و در شرایطی که ماموران مستقیما اسلحه‌هایشان را به سوی سر آن‌ها نشانه رفته بودند، کشان‌کشان و در غل و زنجیر به گوشه‌ای از زندان منتقل شدند. لوله آب در حیاط ترکیده و از روی آوار و لجن به نزدیک دری که در ابتدا هدف قرار گرفته شده بود منتقل شدند. یکی دو ساعت آن‌جا نگهشان داشتند و بعد سوار بر اتوبوس‌ها به زندان تهران بزرگ منتقل‌شان کردند.

او اضافه کرد: «حیات‌الغیب و فرزادی در شرایطی زندانیان را مدت طولانی کنار در زندان با دست‌بند و پابند نگه داشتند که همه از احتمال بمباران دوباره زندان هراس داشتند. عملا ماموران و مسئولان زندان از زندانیان به عنوان "سپر انسانی و قربانی در برابر حملات و گوشت دمِ توپ" استفاده کردند.»

شهروندی که برای پیگیری وضعیت دو عضو خانواده خود در شب حمله به اوین، به این زندان مراجعه کرده بود، گفت: «آن شب اتوبوس‌ها به نوبت به سمت زندان‌های مختلف به راه افتادند. در مواردی از وقتی که زندانیان را سوار کردند تا زمانی که آن‌ها را در زندان تهران بزرگ پیاده کردند، ۱۰ ساعت طول کشید برسند.»

به گفته این منبع آگاه، زندانیان پس از رسیدن به تهران بزرگ حدود سه ساعت در صف بازررسی بودند تا وارد زندان شدند و نهایتا حوالی طلوع آفتاب وارد بند شدند و تمام شب را بی‌خوابی کشیدند.

جمعی از زندانیان سیاسی نیز ۹ تیرماه با انتشار بیانیه‌ای، به توضیح شیوه انتقال خود پرداختند و اشاره کردند: «زندانیان را با دستبند و پابند، دو به دو به هم غل و زنجیر کردند و هر زندانی چند کیسه و ساک از بقایای وسایل ضروری خود را به دوش می‌کشید.»

زنان زندانی در قرچک محروم از ابتدایی‌ترین حقوق

حدود ۷۰ زن زندانی سیاسی پس از فرو ریختن بخش‌هایی از دیوارهای بند زنان اوین، با دست‌بند و پابند و در شرایطی تحقیرآمیز که مصداق آشکار نقض کرامت انسانی و شکنجه روانی آنان بود، سوار بر اتوبوس‌هایی شدند و به زندان قرچک ورامین (ندامتگاه زنان تهران) منتقل شدند.

این زنان که شماری از آن‌ها ۶۰ تا ۷۰ سال سن دارند و برخی دچار بیماری‌های مختلف هستند، پس از انتقال به قرچک شب نخست را در سالن باشگاه ورزشی زندان و در شرایطی اسف‌بار سپری کردند.

آن‌ها یک روز بعد به بند قرنطینه قرچک منتقل شدند و به دلیل کمبود ظرفیت این زندان، بسیاری از آن‌ها کف زمین خوابیدند.

از سوی دیگر، گلرخ ایرایی، ریحانه انصاری و وریشه مرادی، زندانیان سیاسی که پس از حمله اسرائیل از زندان اوین به زندان قرچک منتقل شده‌اند، در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند: «رنج امروز خود را فراتر از آن‌چه بر مردم ایران تحمیل شد، نمی‌دانیم.»

این سه زندانی سیاسی افزودند: «شرایط فعلی خللی در مبارزات‌مان ایجاد نخواهد کرد. چرا که می‌دانیم این مسیری نیست که در آن بی‌مکافات به مقصد رسید.»

آن‌ها با بیان اینکه «آن‌چه در این چند روز ما را مبهوت کرده است حقیقت زندگی زنان زندانی در قرچک است. زنانی خمیده در تخت‌های کوتاه به ابعاد قبر، با حسرت برخوردار بودن از حداقل امکانات زیستی و بهداشتی»، تاکید کردند: «حالا اگرچه در زندان قرچک و جدا از آنان اسکان داده شده‌ایم، اما مصائب‌مان جدا از آنان نیست.»

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است طی روزهای گذشته تعدادی از زنانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده بودند، در پی تخریب بخشی از بند ۲-الف زندان اوین، ابتدا به زندان قرچک و پس از چند روز به مکان نامعلومی منتقل شدند.

در زندان قرچک ورامین بیش از هزار زن با اتهامات مختلف به‌‌سر می‌برند و تعدادی از آن‌ها همراه با کودکانشان دوران حبس خود را می‌گذرانند و با محرومیت‌ها، محدودیت‌ها و مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند.

زنان محبوس در زندان قرچک از ابتدایی‌ترین حقوق خود و آب آشامیدنی سالم محروم‌اند و مشکلات‌شان در گرمای شدید هوای این‌روزها، بسته بودن فضا، خراب بودن کولرها در بسیاری از مواقع و نبود سیستم تهویه، بیش از پیش شده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
۱
گزارش ویژه

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

۲
روایت شما

شهروندان خطاب به عارف: بنزین سفر شمال مردم را می‌بینید، دور دور خودروهای عراقی را نه؟

۳

نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

۴
تحلیل

شهیار قنبری؛ بهای سنگین نیم‌قرن ترانه‌سرایی دور از وطن

۵

«دستم را در باغچه می‌کارم»؛ از شعر فروغ تا بدن زن

Banner

انتخاب سردبیر

  • مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

    مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

  • رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر
    تحلیل

    رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر

  • حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

    حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

  • رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

    رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

  • بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
    گزارش ویژه

    بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

  • ادامه بازداشت‌ گسترده شهروندان در ایران در پی جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی

    ادامه بازداشت‌ گسترده شهروندان در ایران در پی جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی

  • بی‌خبری از وضعیت فعالان سیاسی و مدنی بازداشت‌شده در جنگ ۱۲ روزه

    بی‌خبری از وضعیت فعالان سیاسی و مدنی بازداشت‌شده در جنگ ۱۲ روزه

•
•
•

مطالب بیشتر

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.