والاستریت ژورنال: آیتاللهها مذاکرات هستهای را کش میدهند چون دیگر از ترامپ نمیترسند
روزنامه والاستریت ژورنال، در یادداشتی نوشت مذاکرات هستهای میان جمهوری اسلامی و آمریکا ظاهراً به بنبست رسیده است. نویسندگان این یادداشت با اشاره به اینکه تهران مطمئن شده رییسجمهوری آمریکا دست به اقدام نظامی نمیزند، رویکرد ترامپ در مذاکرات هستهای را مورد بررسی قرار دادهاند.
ری تکیه، پژوهشگر ارشد در شورای روابط خارجی ایالات متحده، و روئل مارک گرشت، افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، نویسندگان این یادداشت که سهشنبه شش خرداد منتشر شد، نوشتهاند: «در چنین شرایطی، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بر آن است که این وضعیت را نوعی پیروزی جلوه دهد و به حفظ شرایط موجود بسنده کند؛ وضعیتی که در آن تهران از آزمایش سلاح هستهای خودداری میکند.»
بهنوشته این دو، «حتی ممکن است کاخ سفید با همان پرسشی آرام بگیرد که مسئولان دولت بایدن نیز از خود میپرسیدند: چرا ایران تاکنون به سلاح هستهای دست نیافته است؟»
نویسندگان این یادداشت در ادامه افزودهاند: «دولت ترامپ بدون موضعگیری شفاف در مسائل کلیدی وارد مذاکرات شد؛ موضوعی که موجب شگفتی و خوشحالی طرف ایرانی شد. اما این خوشحالی دوام چندانی نداشت. استیو ویتکاف، از مذاکرهکنندگان ارشد، بههمراه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، آشکارا اعلام کردند که غنیسازی اورانیوم در ایران قابلقبول نیست. با این حال، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، همچنان مذاکرات را متوقف نکرده است و این نشانه آن است که او امید دارد ترامپ نظرش را تغییر دهد یا حداقل با توافقی موقت موافقت کند که به جمهوری اسلامی اجازه غنیسازی در خاک ایران بدهد.»
بهنوشته تکیه و گرشت، «مانورهای دیپلماتیک و وقتکشیهای مداوم تهران ادامه دارد. اگر ترامپ از این روند خسته شود، ممکن است به اسرائیل چراغ سبز نشان بدهد تا زیرساختهای هستهای و تاسیسات موشکی ایران را هدف قرار دهد. اما این گزینه برای او جذاب نیست، زیرا چنین گزینهای به پشتیبانی نظامی آمریکا نیاز دارد.»
در یادداشت منتشرشده در والاستریت ژورنال افزوده شده است: «گزینه مطلوبتر برای ترامپ، ادامه مذاکرات، جلوگیری از اقدام نظامی اسرائیل و بازگشت به سیاست فشار حداکثری است. او مشکلی ندارد که مسائل بغرنج را به آینده موکول کند و شاید امیدوار است که تحریمها و دیگر ابزارهای در اختیار دولتش، در نهایت ایران را وادار به عقبنشینی کنند. اما این مسیر بار دیگر این پرسش را زنده میکند که چرا حکومت آخوندها تا کنون به سلاح هستهای دست نیافته است؟»
ری تکیه و روئل مارک گرشت در یادداشت خود نوشتهاند: «جمهوری اسلامی بهترین مهندسان هستهای را ندارد و صنعت آن هم در سطح بالایی نیست، اما شبکه پیچیدهای از واردات غیرقانونی اقلام دومنظوره را در اختیار دارد و از نظر منابع انسانی، دستکمی از پاکستان در زمان دستیابیاش به بمب اتم در سال ۱۹۹۸ ندارد.»
در این یادداشت آمده است با اینکه ذخایر اورانیوم غنیشده ایران بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بهشدت افزایش یافته، اما خامنهای در دوران بایدن تصمیم نگرفت آزمایش هستهای انجام دهد.
از نظر نویسندگان این یادداشت، «ترامپ احتمالاً میداند که دور دوم سیاست فشار حداکثری هم بخت زیادی برای توقف پیشرفت برنامه هستهای ایران ندارد. تحریمها همواره گزینه ترجیحی هر دو حزب سیاسی در واشینگتن بودهاند. در دولت نخست ترامپ، این باور وجود داشت که فشار اقتصادی میتواند نظام جمهوری اسلامی را پیش از دستیابی به بمب، در هم بشکند. اکنون افزایش تحریمها علیه ایران بهمراتب دشوارتر شده، زیرا چین آشکارا در کنار تهران ایستاده است. تحریمها راهحل فوری نیستند و برای اثربخشی زمان میطلبند. برنامه تسلیحات هستهای ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری پیش رفته است.»
بهنوشته ری تکیه و روئل مارک گرشت، «ایران تا ابد بهعنوان یک کشور در آستانه هستهای باقی نخواهد ماند. در گذشته، ملاها میتوانستند با جنگ نیابتی یا تهدید به استفاده از موشکهای دوربرد، قدرت خود را به نمایش بگذارند. اما اکنون، به لطف عملیات اسرائیل، حتی از دفاع مؤثر در خاک خود نیز محروماند. خامنهای ۸۶ ساله است؛ آیا جانشین او نیز تصمیم خواهد گرفت بمب را آزمایش نکند؟ فرماندهان سپاه پاسداران که برنامه تسلیحاتی هستهای را در اختیار دارند، چه؟ با عقبنشینی تدریجی آمریکا از صحنه جهانی، چه دوست و چه دشمن، هر دو خواهان امنیتی هستند که تنها یک بمب اتم میتواند فراهم کند.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «در خاورمیانه مسلماننشین، ترس از دشمنان خارجی بهسرعت رنگ میبازد، جایی که سیاست داخلی و خارجی حول قدرت سخت میچرخد. مردان تهاجمی مدام در حال آزمودن مرزها هستند. اکنون، پنج ماه پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، ملاها دیگر از آن رییسجمهوری غیرقابلپیشبینی که در سال ۲۰۲۰ دستور کشتن قاسم سلیمانی را صادر کرد، نمیترسند. به تعبیر نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی: «در موضوعاتی چون خرید غزه و گرینلند، وضع تعرفههای جدید، و حتی مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین، ترامپ ابتدا فشار حداکثری را اعمال کرد، اما در نهایت راه عقبنشینی را باز گذاشت.»
نویسندگان یادداشت والاستریت ژورنال افزودهاند: «دولت ترامپ بسیاری را در تهران قانع کرده که او خواهان جنگی دیگر در منطقه نیست. تهدیدهایش به آتش و خشم، بیشاز پیش رنگ و بوی خاورمیانهای گرفتهاند؛ جایی که واژهها جای عمل را میگیرند. با توجه به سانتریفیوژهای پیشرفته ایران و تاسیسات زیرزمینی مقاومسازیشده، گزینه نظامی روزبهروز کماعتبارتر میشود. برای اسرائیل، مسئله اکنون یا هرگز است. اما آمریکا در مقابل تهدیدهایی که فقط برای متحدانش، و نه خودش، وجودی محسوب میشوند، صبور است.»
ری تکیه و روئل مارک گرشت در پایان مقاله خود نوشتهاند: «خامنهای زمانی که جدیترین تصمیم دوران رهبریاش را بررسی میکند، تمام این واقعیتها را در ذهن خواهد داشت و با در نظر گرفتن آنها به این پرسش جواب خواهد داد که آیا باید از آستانه هستهای عبور کند؟ پرسش کلیدی این است: او آمریکای تحت رهبری ترامپ را چقدر ترسناک میبیند؟ سرنوشت همهچیز به پاسخ این سوال بستگی دارد.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.