دو روز مانده به دومین دیدار نمایندگان جمهوری اسلامی و آمریکا در روز شنبه ۳۰ فروردینماه، عباس عراقچی وزیر امور خارجه از سفر به روسیه، برای تسلیم نامه علی خامنهای به ولادیمیر پوتین خبر داد.
عراقچی چهارشنبه، ۲۷ فروردینماه، این خبر را در جمع خبرنگاران اعلام کرد. طبق اعلام قبلی، او روز شنبه ۳۰ فروردینماه، برای دومین بار با هیئت مذاکرهکننده آمریکا دیدار خواهد کرد.
این اولین بار نیست که رهبر جمهوری اسلامی در بزنگاهها با پوتین نامهنگاری میکند. ۲۰ بهمنماه سال ۱۳۹۹، همزمان با پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در زمانی که جمهوری اسلامی امیدوار بود در دوران پس از دونالد ترامپ، دوباره به شرایط پیش از خروج او از برجام بازگردد، خامنهای پیامی کتبی برای روسیه ارسال کرد.
دیدار سال ۱۳۸۶
در حالی که در آن زمان همچنان دولت حسن روحانی بر سر کار بود، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی پیام خامنهای برای پوتین را به روسیه برد.
حدودا یکسال بعد در دیماه سال ۱۴۰۰، کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در روسیه گفت محتوای نامه خامنهای به پوتین، در رابطه با برنامه هستهای جمهوری اسلامی، برجام و توافق بلند مدت بوده است.
علی خامنهای در طول دوران رهبری خود هرگز به خارج از ایران سفر نکرده، اما ولادیمیر پوتین تاکنون چندین بار به ایران سفر و با رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرده است.
دیدار سال ۱۳۹۴
مهرماه سال ۱۳۸۶، در زمان ریاست جمهوری محمود احمدینژاد و دورانی که برنامه هستهای جمهوری اسلامی بهطرز بی سابقهای تا آن زمان مورد توجه جهان قرار گرفته بود، پوتین به تهران سفر کرد. در آن دیدار خامنهای ابراز امیدواری کرد که مناسبات تهران و مسکو بهشکلی همه جانبه گسترش پیدا کند و تاکید کرد وجود «روسیه مقتدر» به نفع جمهوری اسلامی است.
سفر بعدی پوتین، در آذرماه ۱۳۹۴، اندکی پس از توافق برجام انجام شد. در آن سفر خامنهای دیداری غیر معمول و دوساعته با پوتین داشت و در آن باز هم به «تمجید» از روسیه مقتدر پرداخت و از حضور روسیه در منطقه بهویژه سوریه، تمجید کرد.
دیدار سال ۱۳۹۶
در آن دیدار، پوتین یک قرآن بهظاهر عتیقه هم به خامنهای هدیه داد که بعدها شایعاتی درباره بدل بودن آن مطرح شد.
کمتر از دو سال بعد، در آبانماه سال ۱۳۹۶، در حالی که دونالد ترامپ دور اول ریاست جمهوری خود را آغاز کرده بود، پوتین باز به تهران رفت.در آن دیدار خامنهای به پوتین پیشنهاد داد در زمینه حمل و نقل، از ظرفیت بندر چابهار ایران برای اتصال به بندر سنپترزبورگ استفاده کند.
اقدام برای عملی کردن این پیشنهاد از همان سال با پروژه راهآهن شمال جنوب آغاز شد و هم اکنون نیز دولت پزشکیان در حال رفع موانع برای احداث آخرین قطعه این راه آهن در ایران از طریق محور رشت آستارا است. طرحی که تبعات محیط زیستی و اقتصادی قابل توجهی برای ایران دارد، اما برای اتصال روسیه به جنوب ایران حیاتی است.
دیدار سال ۱۳۹۷
در شهریورماه سال ۱۳۹۷، کمتر از یکسال پس از دیدار قبلی، در شرایطی که ترامپ از برجام خارج شده بود، پوتین سفر بعدی خود به تهران را انجام داد.
در دیدار شهریورماه ۱۳۹۷، خامنهای پیشنهاد داد جمهوری اسلامی و روسیه، با هم در زمینه «مهار آمریکا» همکاری بیشتری داشته باشند و نمونه موفق این طرح خود را، حضور نظامی جمهوری اسلامی و روسیه در سوریه عنوان کرد.
هم اکنون حدود هفت سال پس از آن دیدار، جمهوری عربی سوریه بهطور کامل از زیر نفود جمهوری اسلامی خارج شده و رییس جمهوری سابق آن، بشار اسد، به روسیه پناه برده است. جمهوری اسلامی که دیگر هیچ نیرویی در سوریه ندارد، برخی از فرماندهان رده بالای نظامی خود در سوریه را از دست داده است.
دیدار سال ۱۴۰۱
آخرین بار پوتین در تیرماه سال ۱۴۰۱ و در دوران ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی به تهران سفر کرد. خامنهای در آن دیدار خواهان نهایی شدن قراردادهای جمهوری اسلامی و روسیه در زمینه نفت و گاز و سایر تفاهمنامههای بلند مدت شد.
پس از آنکه ابراهیم رئیسی در اردیبهشت سال ۱۴۰۳ در سانحه هلیکوپتر کشته شد، خامنهای اندکی پیش از آغاز به کار مسعود پزشکیان، محمد مخبر، معاون اول رئیسی را با پیامی شفاهی به مسکو فرستاد. برخی رسانهها فاش کردند مخبر در روسیه به پوتین اطمینان داده بود که قراردادها و تفاهمنامهها در دوران ریاست جمهوری پزشکیان تداوم خواهند یافت.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.