یخچالهای فروشگاههای زنجیرهای اروپا بار دیگر هدف حمله سایبری قرار گرفتند
تخلیه یخچالهای فروشگاه ایکا کوانتوم در شهر شوبو، سوئد، ۱۱ آبان ۱۴۰۵
فروشگاههایی در بخش گستردهای از قاره اروپا، از سوئد تا بلژیک، دوشنبه ۱۱ آبان با حملهای مواجه شدند که باعث افزایش دمای یخچالهای آنها شد. این حمله یادآور حادثه مشابهی است که ماه گذشته در فرانسه رخ داد.
فروشگاههای زنجیرهای «آهولد دلز» و «کولرویت» اعلام کردند که یک حادثه مرتبط با فناوری اطلاعات در طول شب، یخچالها و فریزرهای دهها فروشگاه در بلژیک و لوکزامبورگ را مختل کرده است.
همزمان، فروشگاههای مواد غذایی «ایکا» و «کوپ» در سوئد نیز از افزایش مشابه دمای تجهیزات سرمایشی خود خبر دادند.
انگلا اینگوال، مدیر فروش یکی از شعبههای ایکا در استکهلم، به رویترز گفت: «یک حمله سایبری رخ داده و دمای تمام فریزرهای ما به ۵۰ درجه سانتیگراد رسیده است.»
او افزود این حمله ساعت ۲ بامداد به وقت محلی رخ داد، اما چند ساعت بعد شناسایی شد.
او گفت: «همهچیز از بین رفته است.»
سخنگوی شرکت خصوصی ایکا در بیانیهای ایمیلی اعلام کرد این شرکت اطلاع دارد که «تعداد محدودی از فروشگاهها در طول شب تحت تاثیر حادثهای قرار گرفتهاند که سامانههای یخچال و فریزر آنها را مختل کرده است».
فروشگاه زنجیرهای آیکیا هم اعلام کرده است که شعباتی از این فروشگاههایش تحت تاثیر این حملات قرار گرفتهاند.
حوادث اخیر پس از حملهای در ماه گذشته در فرانسه رخ دادهاند که بهگفته پلیس، هکرها در آن کنترل تجهیزات سرمایشی صدها سوپرمارکت را به دست گرفتند و باعث وقوع آتشسوزی و از بین رفتن مواد غذایی شدند. شرکت آهولد نیز ماه گذشته یک حادثه امنیت سایبری را به پلیس گزارش کرده بود.
اگرچه تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت هیچیک از این حملات را بر عهده نگرفته است، این حوادث توجهها را به نگرانی فزاینده مقامهای منطقهای درباره گسترش حملات ترکیبی ناشی از مناقشات در مرزهای اروپا، پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، جلب کرده است.
مسکو بارها هرگونه دخالت در عملیات خرابکارانه یا جنگ ترکیبی را رد کرده است. رویترز نتوانست مشخص کند چه کسی پشت حملات دوشنبه قرار داشته یا آیا ارتباطی میان این حملات و حوادث ماه اکتبر در فرانسه وجود داشته است.
جان بیلو، رییس مرکز ملی امنیت سایبری سوئد، دوشنبه گفت این مرکز در حال رسیدگی به چندین حادثه است که فروشگاههای مواد غذایی در سراسر این کشور را تحت تاثیر قرار دادهاند. این مرکز اعلام کرد نمیتواند درباره عاملان حملات گمانهزنی کند.
بیلو گفت: «در هفتههای اخیر متوجه شدهایم که شمار زیادی از تجهیزات فناوری عملیاتی در سوئد در معرض آسیبپذیریهای امنیتی قرار دارند و ما بهروشنی بر ضرورت بهروزرسانی یا نصب وصلههای امنیتی برای آنها تأکید کردهایم.»
«خردهفروشی هدف آسانی است»
از یخچالها و سامانههای گرمایشی گرفته تا دوربینهای امنیتی و شبکههای هشدار، طیف روبهگسترشی از تجهیزاتی که زمانی عمدتا مکانیکی بودند، اکنون قابلیت نظارت و کنترل از راه دور دارند؛ تحولی که فرصتهای تازهای برای مجرمان سایبری ایجاد کرده است.
استفان مولانس، مدیرعامل شرکت بلژیکی تجهیزات سرمایشی «سابکوبل» که سامانههای فروشگاههای دلز را اداره میکند، به خبرگزاری بلگا گفت این حادثه یک حمله سایبری بوده که در جریان آن، اواپراتورها یا تبخیرکنندههای تجهیزات سرمایشی به حالت یخزدایی تغییر وضعیت دادهاند. دفتر مولانس از اظهارنظر در این باره خودداری کرد.
سخنگوی گروه کولرویت که فروشگاههای اسپار را در بلژیک اداره میکند، گفت سامانههای سرمایشی پنج فروشگاه این گروه هدف حمله قرار گرفتهاند.
در ایرلند، شرکت عمدهفروشی مواد غذایی «ماسگریو» اعلام کرد یک حادثه سایبری سامانههای سرمایشی ۱۳ فروشگاه «سوپروَلیو» این شرکت را تحت تاثیر قرار داده و آن را مجبور کرده است برخی محصولات یخچالی و منجمد را از فروش خارج کند.
این شرکت در بیانیهای اعلام کرد: «سامانههای پایش ما درباره این مشکل هشدار دادند و ما بلافاصله اقدام کردیم. تحقیقات ما همچنان ادامه دارد.»
تام هگل، پژوهشگر شرکت امنیت سایبری «سنتینلوان»، گفت حملات سایبری معمولا با هدف اخاذی، انگیزههای سیاسی یا در چارچوب عملیات دولتها انجام میشوند و نبود درخواست مالی در حوادث اخیر فروشگاههای زنجیرهای نشان میدهد که هدف احتمالا خرابکاری بوده است.
او گفت: «خردهفروشی هدف آسانی است، زیرا فروشگاههای زنجیرهای مجموعه عظیمی از کنترلکنندههای تجهیزات سرمایشی، سامانههای مدیریت ساختمان، پنلهای کنترل دسترسی درها و تجهیزات پایانه فروش را در اختیار دارند.»
هگل افزود: «حاشیه سود فروشگاههای مواد غذایی پایین است و موجودی کالاهای آنها ظرف چند ساعت فاسد میشود؛ بنابراین هرگونه اختلال خیلی سریع خسارت وارد میکند و پیامدهای آن در برابر چشم همگان آشکار میشود.»
«واقعا بسیار ترسناک است»
گروه خصوصی خردهفروشی مواد غذایی «کوپ» به روزنامه سوئدی آفتونبلادت گفت شش فروشگاه این شرکت تحت تاثیر حوادث مشابه قرار گرفتهاند.
شرکت کارفور اعلام کرد ۱۵ فروشگاه از مجموع ۷۰۰ فروشگاه این شرکت در بلژیک تحت تاثیر حمله قرار گرفتهاند.
بهگفته شرکت تامینکننده فناوری «کیتمن کولدتک» در گفتوگو با شبکه عمومی ERR، یک فروشگاه زنجیرهای در استونی نیز هدف حمله قرار گرفته و دمای تجهیزات سرمایشی آن روی ۵۰ درجه سانتیگراد تنظیم شده است.
لوک دلات، بنیانگذار و مالک فروشگاههای زنجیرهای قصابی «دلات اند وان هاور» در بلژیک، گفت ساعت ۳:۳۰ بامداد با تماس یکی از کارکنانش که از بروز مشکلی خبر میداد، از خواب بیدار شد. او با عجله خود را به فروشگاهش در شهر هووه، در جنوب آنتورپ، رساند و متوجه شد دمای یخچالها تا ۱۸ درجه سانتیگراد افزایش یافته است.
بهگفته او، این حادثه باعث فاسد شدن حدود ۱۵ هزار یورو گوشت شده است.
دلات به رویترز گفت: «واقعا بسیار ترسناک است. آنها سامانهای را که دما را ثبت میکند هک میکنند و میتوانند از راه دور آن را برنامهریزی کنند.»
او افزود اینکه مجبور شده این حجم از مواد غذایی را دور بریزد، او را خشمگین کرده است.
دلات گفت احساس میکند هکرها در تلاشاند اقتصادهای اروپایی را بیثبات کنند. او افزود با پلیس تماس گرفته، اما نمیداند آیا تحقیقاتی در این زمینه آغاز شده است یا نه.
او گفت: «فقط دو کلمه برایشان دارم: لطفاً بیدار شوید، چون اتفاقی در حال رخ دادن است.»
تاسیسات تولید گاز طبیعی مایع (الانجی) قطرانرژی در شهر صنعتی راسلفان قطر
قطر همزمان با میانجیگری میان تهران و واشینگتن، برای خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا قراردادهای بلندمدت میبندد تا در صورت اختلال دوباره در تنگه هرمز، بخشی از درآمد صادراتی خود را حفظ کند.
وابستگی قطر به تنگه هرمز، صنعت گاز این کشور را در برابر اختلال طولانیمدت در کشتیرانی آسیبپذیر کرده است. برای شرکت دولتی قطرانرژی، خرید گاز تولیدشده در بیرون از خلیج فارس راهی است تا در صورت توقف صادرات قطر، از محل فروش محمولههای دیگر درآمد کسب کند.
قراردادهای تازه از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن اجرا میشوند. این قراردادها میتوانند از زیانهای آینده بکاهند، اما نه تاسیسات آسیبدیده قطر را به مدار تولید بازمیگردانند و نه مسیر صادراتی آن را باز میکنند.
آسیبپذیری قطر جمعه هشتم آبان آشکارتر شد؛ روزی که یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر در خلیج فارس هدف «اجسام ناشناس» قرار گرفت و میانجیهای قطری در تهران برای دستیابی به توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مذاکره میکردند.
شرکت ناقلات، مالک کشتی «المعیده»، اعلام کرد این شناور شامگاه جمعه هدف قرار گرفت. خدمه آسیب ندیدند، آلودگی زیستمحیطی گزارش نشد و کشتی همچنان عملیاتی بود.
دوحه حمله را «اقدامی خطرناک علیه کشتیرانی و عرضه جهانی انرژی» خواند و گفت تحقیق برای شناسایی عاملان ادامه دارد.
قطر بهویژه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیبپذیر است. گاز طبیعی مایع نیمی از درآمد ارزی صادراتی این کشور را تامین میکند و محمولههایی که از خلیج فارس خارج میشوند باید از این آبراه عبور کنند.
برخلاف برخی صادرکنندگان نفت منطقه، قطر خط لولهای ندارد که بتواند جای مسیر دریایی صادرات گاز را بگیرد.
صادرات نفت این کشور در سال گذشته روزانه تنها ۵۳۰ هزار بشکه بود؛ بنابراین درآمد ارزی قطر بهشدت به گاز وابسته است.
بر اساس آمار رسمی دولت قطر، این کشور سال گذشته ۷۹ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرد؛ حجمی معادل ۱۷ درصد مصرف جهانی.
افزون بر آن، ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، معادل حدود ۱۵ میلیون تن، از طریق خط لوله دلفین به امارات متحده عربی و عمان رسید.
گاز طبیعی مایع نزدیک به ۸۴ درصد کل صادرات گاز قطر را تشکیل میداد.
این کشور از اسفند ۱۴۰۴ برای نزدیک به سه ماه صادرات گاز طبیعی مایع را تقریبا متوقف کرد و انتقال محمولهها از خرداد ۱۴۰۵ به تدریج از سر گرفته شدند. با این حال، دادههای شرکت کپلر نشان میدهد قطر در سه ماهه سوم سال فقط ۴.۵۸ میلیون تن صادر کرد؛ کمتر از یکچهارم حجم صادرات در دوره مشابه سال پیش.
صادرات در شهریور به ۱.۶ میلیون تن رسید؛ بیشترین رقم ماهانه از آغاز جنگ ایران، اما همچنان کمتر از یکچهارم میانگین پیش از جنگ.
حدود یکسوم این محمولهها به کویت رفت و در خلیج فارس ماند.
آسیب به زیرساختها نیز چشمگیر بوده است.
حملههای موشکی جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ واحدهای مایعسازی گاز، موسوم به «قطار» (شماره ۴ و ۶) را در راسلفان هدف گرفت. در پی این حملهها، ظرفیت سالانه تولید ۱۲.۸ میلیون تن گاز از مدار خارج شد؛ حدود ۱۷ درصد ظرفیت قطر پیش از جنگ.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، ابتدا زمان تعمیر این واحدها را سه تا پنج سال برآورد کرد.
او در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز در هفتم آبان، گفت تعمیرات حدود سه سال طول میکشد.
شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرد قطرانرژی اجرای بند فورس ماژور درباره تحویل محمولهها را تا پایان آذر تمدید کرده است.
قطر به دلایل تجاری و فنی، احداث خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز را منتفی دانسته است.
الکعبی در شهریور گفت انتقال گاز به ساحلی دیگر مستلزم ساخت تاسیسات تازه مایعسازی است و زیرساختهایی را تکرار میکند که قطر همین حالا در حال ساخت آنهاست.
او همچنین هشدار داد خطوط لوله و تاسیسات وابسته به آنها نیز ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
خرید گاز آمریکا راهی برای جبران درآمد از دست رفته
سرمایهگذاری قطر در خارج از کشور پیش از جنگ آغاز شده بود؛ اما قراردادهای تازه خرید گاز بخشی از برنامه این کشور برای حفظ درآمد در برابر اختلالهای احتمالی آینده در کشتیرانی است.
نخستین منبع عمده گاز قطر در خارج از خلیج فارس، پروژه گلدنپس در تگزاس است. قطرانرژی ۷۰ درصد این پروژه را در اختیار دارد و سهم باقیمانده متعلق به اکسونموبیل است. تولید گاز مایع در این پروژه از ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد.
ظرفیت نهایی گلدنپس سالانه ۱۸ میلیون تن است. پس از راهاندازی کامل، سهم قطرانرژی معادل ۱۲.۶ میلیون تن در سال خواهد بود. ظرفیت قطار نخست این پروژه حدود شش میلیون تن در سال است که ۴.۲ میلیون تن آن به سهم قطرانرژی تعلق میگیرد.
بخش دوم برنامه، خرید بلندمدت از تولیدکنندگان آمریکایی است. قطرانرژی در ۳۰ مهر دو قرارداد با شرکت چنیر انرژی امضا کرد تا سالانه مجموعا چهار میلیون تن گاز بخرد؛ نیمی از پایانه سابینپس در لوئیزیانا و نیم دیگر از پایانه کورپوسکریستی در تگزاس.
تحویل محمولهها از اوایل دهه ۱۴۱۰ آغاز میشود و تا حدود سال ۱۴۳۳ ادامه خواهد داشت. خرید یک میلیون تن از سهم سالانه پایانه سابینپس به تصمیم نهایی سرمایهگذاری برای توسعه آن پایانه بستگی دارد.
یک هفته بعد، قطرانرژی قراردادی ۲۰ ساله برای خرید حداکثر سه میلیون تن گاز در سال از پروژه گاز طبیعی مایع لوئیزیانای شرکت وودساید امضا کرد.
قطرانرژی انتظار دارد تحویل محمولهها از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن آغاز شود و با راهاندازی واحدهای تولیدی تازه افزایش یابد.
این دو قرارداد روی هم امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن گاز را برای قطرانرژی فراهم میکنند.
قیمت خرید از چنیر به شاخص هنریهاب آمریکا، بهعلاوه هزینهای ثابت، وابسته است.
طبق قراردادهای هر دو شرکت، تحویل محمولهها در مبدا انجام میشود و قطرانرژی مسئولیت حملونقل را بر عهده میگیرد.
قیمت پایینتر گاز آمریکا میتواند امکان فروش سودآور در اروپا و آسیا را فراهم کند؛ هرچند میزان سود به هزینه مایعسازی، حملونقل و قیمت بازار مقصد بستگی دارد.
الکعبی به رویترز گفت هدف از این خریدها، کسب درآمد در زمان اختلال احتمالی آینده در تنگه هرمز است.
او هشدار داد محمولههای آمریکا نمیتوانند به آسانی جای قراردادهای بلندمدت کنونی را بگیرند؛ قراردادهایی که پایانه صادراتی و مقصد تحویل مشخص دارند.
قطر همچنین با شرکت ونتیجِر گلوبال مذاکره میکند.
الکعبی گفته است انتظار دارد قطرانرژی تا پایان سال ۱۴۰۵ قراردادهای دیگری با دورههای ۲۰ تا ۲۵ ساله با تولیدکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها امضا کند.
صنعت گاز ایران نیز تحت فشار است، اما این کشور برای جبران خسارتها از راه سرمایهگذاری خارجی و پروژههای برونمرزی، گزینههای بسیار کمتری دارد.
شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده است حملههای اسفند ۱۴۰۴ در چهار پالایشگاه گاز، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته است. در نتیجه، روزانه حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت تولید همچنان از دسترس خارج است؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد تولید روزانه سال گذشته.
ایران پیش از جنگ نیز در ماههای سرد با کمبود گاز روبهرو بود. شرکت ملی گاز هشدار داده است که زمستان امسال ممکن است حدود ۱۱ استان با مشکل تامین گاز مواجه شوند.
بهدنبال آسیب دیدن ظرفیت پالایش گاز، شرکت ملی گاز زمان بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده را دستکم دو سال برآورد کرده است.
توان مالی تهران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده محدود است و امکان حضور شرکتهای خارجی در پروژههای انرژی ایران تقریبا وجود ندارد. این در حالی است که قطر منابع مالی بیشتری برای تعمیر واحدهای آسیبدیده گاز مایع و سرمایهگذاری در خارج کشور دارد.
این تفاوتها نشان نمیدهند تهران تا چه زمانی میتواند اختلال در کشتیرانی را ادامه دهد؛ اما قطر گزینههای تجاری بیشتری برای مدیریت پیامدهای آن دارد.
سهم قطرانرژی از پروژه گلدنپس پس از راهاندازی هر سه قطار، ظرفیت سالانه ۱۲.۶ میلیون تن خواهد بود. قراردادهای چنیر و وودساید نیز امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن دیگر را فراهم میکنند.
این حجم به تدریج در دسترس قرار میگیرد و در مقایسه با ظرفیت سالانه ۷۷ میلیون تنی قطر پیش از جنگ و برنامه این کشور برای افزایش ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن تا سال ۱۴۰۸ یا ۱۴۰۹، همچنان محدود است.
فروش گاز خریداریشده از خارج میتواند بخشی از زیان مالی ناشی از اختلال را جبران کند، اما بازسازی تاسیسات تولیدی قطر و باز ماندن مسیر عبور از تنگه هرمز همچنان برای از سرگیری صادرات خود این کشور ضروری است.
Iran's top security official Mohsen Rezaei (second from right), Pakistan’s Chief of Defence Forces Asim Munir (right), Turkish intelligence chief Ibrahim Kalin (left) and Saudi Arabia’s Defence Minister Prince Khalid bin Salman in Tehran, Iran, October 26, 2026. / Photo by ISNA
گزارشها درباره تلاش جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای دیدار با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در ایران، این پرسش را پیش میکشد که واشینگتن تا چه اندازه مردی را میشناسد که ممکن است روبهرویش قرار بگیرد؟
محسن رضایی بیش از چهار دهه در جایگاههای قدرت حضور داشته است. این جایگاهها به او امکان دادهاند تصمیمهایی بگیرد که هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی برای ایرانیان داشتهاند. او و متحدانش در جمهوری اسلامی همزمان تا حد زیادی از پیامدهای این تصمیمها دور ماندهاند.
شناخت کارنامه رضایی و شیوهای که هزینه دیپلماسی را میسنجد، برای فهم اینکه چگونه با واشینگتن مذاکره میکند، چه اندازه فشار را تحمل میکند و چه چیزی ممکن است او را به مصالحه وادارد، ضروری است.
محاسبه در دوران جنگ
ریشه شیوه محاسبه او به سال ۱۳۶۰ بازمیگردد؛ زمانی که روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، رضایی ۲۷ ساله را به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب کرد. سپاه پاسداران در آن زمان نهادی تازهتاسیس بود و در آن، تعهد انقلابی و آمادگی برای فداکاری، گاه بر داوری حرفهای نظامی اولویت داشت.
رضایی در چنین فضایی پیشرفت کرد و به شکلگیری فرهنگ فرماندهیای کمک کرد که تلفات سنگین را بهای پذیرفتنیِ پیگیری هدفهای ایدئولوژیک یا جناحی میدانست و میداند.
این رابطه دوطرفه بوده است: نهاد به فرماندهانی پاداش داده که حاضر بودند هزینههای سنگین را بپذیرند و آن فرماندهان نیز سامانهای را حفظ کردهاند که در آن، پیامدهای سیاسی این هزینهها به ندرت گریبان تصمیمگیرندگان را گرفته است.
این نگاه پس از بازپسگیری خرمشهر در سال ۱۳۶۱ اهمیت بیشتری یافت؛ زمانی که عراق پیشنهاد مذاکره داد.
رضایی، در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از جمله کسانی بود که خواهان ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق و ادامه جنگ شد. جنگی که با حمله صدام حسین به ایران آغاز شده بود، شش سال دیگر ادامه یافت؛ برای دستیابی به هدفهایی فراتر از توان ایران.
در عملیات رمضان، در تیر ۱۳۶۱، نیروهای ایرانی بارها به مواضع مستحکم عراق در نزدیکی بصره حمله کردند.
آنتونی کوردزمن و آبراهام واگنر، دو پژوهشگر نظامی، برآورد کردهاند در این عملیات ۲۰ تا ۳۰ هزار نیروی ایرانی کشته یا بهشدت زخمی شدند. با این حال، برخی رهبران ایران در آن زمان، فرسوده کردن عراق را نشانه پیشرفت میدانستند.
یکی از عموهای من در عملیات رمضان کشته شد و عموی دیگرم در حملههایی جان باخت که رضایی پس از بازپسگیری خرمشهر از آنها حمایت کرده بود. در این محاسبه، شکست در میدان جنگ به سرمایهگذاری برای پیروزی احتمالی در آینده تبدیل میشد؛ پیروزیای که هرگز به دست نیامد.
نیروهای ایرانی از نظر تاکتیکی پیشرفت کردند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا به حمله موفق ایران به شبهجزیره فاو در سال ۱۳۶۴ اشاره میکند، اما این پیشرفتها بهندرت فرماندهان ایرانی را به بازنگری در پاسخ این پرسش واداشت که آیا هدفهای جنگ ارزش آن همه رنج انسانی و خسارت مادی را داشت یا نه.
در نتیجه، خطاهای راهبردی ادامه یافت؛ حتی وقتی شیوههای جنگیدن تغییر میکرد.
سوم دی ۱۳۶۵، عملیات کربلای ۴ با وجود هشدارها درباره آگاهی نیروهای عراقی از حمله و فاش شدن طرح آن آغاز شد. هزاران نفر، که بیشترشان جوانان ایرانی بودند، کشته، زخمی یا مفقود شدند. رضایی چند دهه بعد این عملیات را «فریب»ی برای آمادهسازی عملیات کربلای ۵ خواند؛ اما بعدتر پذیرفت که کربلای ۴ در آغاز قرار بود حملهای اصلی باشد.
این نمونه، جلوهای دیگر از عادتی خطرناک در میان تصمیمگیرندگان ایرانی بود: شکست در میدان جنگ میتوانست سرمایهگذاری برای پیروزی آینده تلقی شود، حتی وقتی احتمال آن پیروزی کمتر میشد.
در ادامه جنگ، نیروهای ایرانی به عملیات در مسیر بصره ادامه دادند.
پژوهشی از دانشگاه دفاع ملی آمریکا در سال ۱۳۸۸، بر پایه مصاحبه با رعد حمدانی، فرمانده پیشین گارد جمهوری عراق، نبردهای آن سال را با نبرد رود سُم در جنگ جهانی اول مقایسه کرد؛ نبردی که به تلفات سنگین و آتش توپخانه گستردهاش شهرت دارد.
پژوهشگران نتیجه گرفتند که تکرار حملهها نشان میداد ایران از شکستهای پیشین درس نگرفته است. به ارزیابی آنها، در سالهای پایانی جنگ، رهبران سیاسی و نظامی ایران برای ترغیب سربازانی که تلفات سنگین داده بودند و دستاوردی نداشتند، با مشکل روبهرو شده بودند.
خواستههای رضایی در سال پایانی جنگ، عمق مشکل در شیوه فرماندهی او را آشکار کرد. او برای بازسازی توان تهاجمی ایران طی پنج سال، به ۳۵۰ تیپ پیادهنظام، دو هزار و ۵۰۰ تانک و ۳۰۰ هواپیمای جنگی نیاز داشت. این پیشنهادها در حالی مطرح شد که دولت میرحسین موسوی هشدار میداد دیگر توان تامین هزینههای جنگ را ندارد.
رضایی فهرست تسلیحاتی را که برای پیروزی لازم میدانست ارائه کرد، اما محاسبهای مشابه درباره هزینه انسانی ادامه جنگ در میان نگذاشت.
روحالله خمینی آتشبس را پذیرفت و رضایی تا سال ۱۳۷۶ فرمانده سپاه پاسداران ماند.
پس از جنگ، رضایی به جایگاهها و امتیازهای تازهای رسید اما ذهنیتی که هزینههای سنگین را به دیگران تحمیل میکرد، با او به عرصه سیاست آمد. او از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۰ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و نفوذش از حوزه نظامی فراتر رفت.
رضایی در انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ شکست خورد، اما این شکستها دسترسی او را به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از بین نبرد.
پژوهشی از «تهران بیورو» او را مالک وبسایت خبری تابناک معرفی کرده است. رضایی حالا داراییها و شبکههایی برای حفظ کردن داشتههایش دارد؛ در حالی که همچنان فداکاری دیگران را بهایی پذیرفتنی برای پیشبرد هدفهای سیاسی میداند.
واکنش او به مخالفتهای پسرش نیز نشان داد وفاداری سیاسی میتواند بر پیوند خانوادگی غلبه کند. احمد رضایی آشکارا از جمهوری اسلامی انتقاد کرد و از ایران رفت. پدرش او را محکوم کرد و گفت اگر به ایران بازگردد، با او مانند هر مخالف دیگری رفتار خواهد شد. احمد در میانه دهه ۱۳۸۰ به ایران بازگشت و تحت پیگرد قرار نگرفت؛ اما بعدتر بار دیگر کشور را ترک کرد.
احمد رضایی در سال ۱۳۹۰ در دُبی مرده پیدا شد. پلیس مرگ او را خودکشی احتمالی اعلام کرد، هرچند پرسشهایی درباره آن باقی ماند. واکنش علنی محسن رضایی به مخالفت پسرش نشان داد پیوندهای خانوادگی نیز در برابر جایگاهش در نظمی سیاسی که تمام عمر حرفهای خود را صرف ساختنش کرده، جایگاهی ندارد.
در سیاست اقتصادی زمان صلح نیز همین تحملِ هزینههایی که شهروندان ایرانی میپردازند، نمود دیگری پیدا کرد. همکاران پیشین کارزارهای انتخاباتی رضایی به من گفتند او ایدهای را مطرح کرد که بعدتر به «اقتصاد مقاومتی» علی خامنهای تبدیل شد.
رضایی از سوم شهریور ۱۴۰۰ تا ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ معاون اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی بود. او در این دوره، در شرایط تورم و کاهش قدرت خرید مردم، در سیاستگذاری اقتصادی نقش داشت. بار دیگر مردم عادی هزینه «مقاومت» را پرداختند، در حالی که رضایی جایگاه و نفوذ خود را حفظ کرد.
مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان و نماینده علی خامنهای، در گفتوگو با من اعلام کرد رضایی در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خواهان سهمی از قرارداد حدود دو میلیارد یورویی خرید خودروهای برقی تهران از چین بوده است؛ قراردادی که در دوره شهرداری علیرضا زاکانی بسته شد.
نصیری درباره مبنای ادعایش توضیح بیشتری نداد.
یاشار سلطانی، روزنامهنگار تحقیقی، جداگانه گزارش داد که این قرارداد بدون طی روال معمول مناقصه بسته شده و واسطههایی در آن نقش داشتهاند که نحوه انتخاب و توان مالیشان روشن نبوده است.
گزارش سلطانی نامی از رضایی نبرده است.
در مرداد ۱۴۰۵، رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و بار دیگر به تصمیمگیری درباره جنگ و دیپلماسی بازگشت.
این شورا به ریاست مسعود پزشکیان، سیاستهای امنیتی و خارجی جمهوری اسلامی را هماهنگ میکند.
رضایی دههها ارتباط خود با سپاه پاسداران را به این جایگاه آورده است؛ همراه با همان ذهنیتی که مسیر فعالیتهای پیشین او را شکل داده بود.
اظهارات اخیر رضایی نشان میدهد این ذهنیت تا چه اندازه پابرجاست.
او در گفتوگویی پذیرفت محاصره طولانی ایران از سوی آمریکا به خانوادههای ایرانی و سرمایهگذاری آسیب میزند، اما گفت که «درد اقتصادی و فروپاشی راهبردی یکی نیستند».
چهار دهه پس از جنگ ایران و عراق، او همچنان میان رنج مردم عادی و توان حاکمان برای ادامه رویاروییهای پرهزینه تفاوت میگذارد.
با این حال، رضایی دلیلی هم دارد که از دستاوردهای خودش محافظت کند.
رابرت پیپ، پژوهشگر علوم سیاسی، در پژوهشی شناختهشده نشان داد که حتی تروریسم انتحاری هم میتواند بر پایه محاسبات راهبردی شکل بگیرد.
تعهد ایدئولوژیک، محاسبه راهبردی را ناممکن نمیکند.
کارنامه رضایی از تحمل بالا در برابر خسارتهایی حکایت دارد که ایرانیان میپردازند؛ اما آستانه تحمل او ممکن است هنگامی پایینتر بیاید که بقای خودش، ثروتش و نهادهای پشتیبان قدرتش به خطر بیفتد.
پیامدها برای واشینگتن
فشاری که عمدتا بر خانوادههای ایرانی تحمیل شود، شاید انگیزه رهبران جمهوری اسلامی را تغییر ندهد. آنها مدتهاست پیامد تصمیمهایشان را به مردم منتقل میکنند. فاصله رضایی از پسرش احمد نیز نشان میدهد پیوند خانوادگی لزوما نمیتواند مانع تصمیمها شود.
محاسبه زمانی تغییر میکند که رهبران خودشان با هزینههایی روبهرو شوند که دیگر نتوانند به دیگران منتقل کنند؛ بهخصوص اگر نهادها و شبکههایی که قدرتشان به آنها متکی است، مستقیما تهدید شوند.
این موضوع شاید توضیح دهد چرا محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، در خرداد ۱۴۰۵ با ونس در سوئیس دیدار کرد؛ چند ماه پس از حملههای آمریکا و اسرائیل که علی خامنهای و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران را کشت.
تهدیدی معتبر میتواند تهران را به میز مذاکره بکشاند، اما ماندگاری توافق مساله دیگری است.
با عقبنشینی تهدید، انگیزههایی که دههها رویارویی را ممکن کردهاند میتوانند بازگردند و توافق را در معرض نقض قرار دهند.
هر توافق پایداری به راستیآزمایی و پیامدهای روشن و قابل اجرا برای نقض تعهدات نیاز دارد؛ حتی پس از آنکه تهدید فوری از میان رفته باشد.
برای واشینگتن، معنای این کارنامه آن است که تهدید باید محاسبه تصمیمگیرندگان در تهران را تغییر دهد. فشاری که رهبران بتوانند هزینهاش را به مردم منتقل کنند، بارها کافی نبوده است.
برای رسیدن به توافقی پایدار، تصمیمگیرندگان حکومت باید بدانند رویارویی دوباره پیامدهایی ماندگار برای خودشان خواهد داشت؛ پیامدهایی که پس از رفع خطر فوری نیز پابرجا بماند.
رسانههای حکومتی در ایران با اشتیاق این ادعا را تکرار میکنند که سیاستمداران ایرانی مذاکرهکنندگانی سرسخت هستند. بخش بزرگی از این سرسختی از آنجا میآید که میتوانند از جان و دارایی دیگران هزینه کنند و رویارویی را طولانی کنند، بیآنکه خودشان پیامدهایش را بپردازند.
کارنامه رضایی نشان میدهد کسی که تصمیم میگیرد و هزینهاش را دیگران میپردازند، در چانهزنی امتیاز بزرگی دارد. کسی که با جان و دارایی دیگران مذاکره میکند، میتواند مذاکرهکنندهای سرسخت باشد.
مشتریان بایننس پس از حمله سایبری مرتبط با کره شمالی و همزمان با ازسرگیری فعالیت این صرافی، ۳.۶۴ میلیارد دلار، معادل ۲.۱ درصد از داراییهای آن را خارج کردند. بایننس میگوید روند برداشتها پس از جهش اولیه در حال تثبیت است.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۱۱ آبان نوشت میزان برداشتها نخستین محک اعتماد مشتریان به بزرگترین صرافی رمزارزی جهان پس از سرقت ۶.۳ میلیارد دلاری است؛ رویدادی که به باور تحلیلگران ممکن است بزرگترین سرقت مالی تاریخ جهان باشد.
بایننس در تلاش برای جلب اعتماد سرمایهگذاران، از تداوم واریز مبالغ «قابل توجه» به این صرافی و همچنین جبران ۹۵ درصد از داراییهای سرقتشده سخن گفت.
این صرافی با ۳۳۵ میلیون کاربر ثبتشده در سراسر جهان، امکان خرید، فروش و معامله داراییهای دیجیتال را فراهم میکند.
بر اساس آمار بایننس، ارزش داراییهای تحت مدیریت آن تا ششم آبان به ۱۷۱ میلیارد دلار میرسید.
بازگشت تدریجی خدمات و تلاش برای جلب اعتماد مشتریان
بایننس ۱۰ آبان اعلام کرد با استفاده از منابع مالی خود و خرید توکنهای جایگزین، شش میلیارد دلار از رمزارزهای سرقتشده را جبران کرده است.
پنج درصد باقیمانده شامل داراییهایی با نقدشوندگی کمتر است که تامین آنها ممکن است زمان بیشتری ببرد.
به گزارش رویترز، این صرافی که در چین تاسیس شده، خدمات برداشت را بهتدریج و بر اساس تقاضای کاربران از سر گرفته است.
در مرحله نخست، برداشت ۱۵ توکن، از جمله بیتکوین، اتر، تتر، یواسدیسی و دوجکوین، امکانپذیر شد.
با وجود این اقدامات، برخی کاربران در حال بررسی راههای کاهش ریسک سرمایهگذاری خود هستند.
جی کوه، معاون «انجمن وب۳ و هوش مصنوعی آسیا»، گفت داراییهایش را از بایننس خارج نکرده، زیرا بیشتر سرمایه او در کیف پول سرد نگهداری میشود و از این هک آسیبی ندیده است.
او در عین حال توصیه کرد کاربران میزان سرمایه در معرض خطر را مورد بازبینی قرار دهند، داراییهایشان را در محلهای مختلف نگه دارند و از انباشت بیش از حد نیاز در یک پلتفرم بپرهیزند.
پیامدهای این سرقت در بازار رمزارزها نیز بازتاب یافت. قیمت بیتکوین که هشتم آبان به پایینترین سطح شش هفته اخیر سقوط کرده بود، بخشی از افت خود را جبران کرد و دوشنبه ۱۱ آبان از ۷۸ هزار دلار فراتر رفت.
اتر نیز از پایینترین سطح دو ماه اخیر خود اندکی فاصله گرفت و با قیمت ۲۲۸۷ دلار معامله شد.
بر اساس دادههای وبسایت «کوینمارکتکپ»، مجموع ارزش بازار تتر و یواسدیسی، دو استیبلکوین بزرگ، از هشتم آبان حدود ۱.۲ میلیارد دلار کاهش یافته است.
آری ردبورد، مدیر جهانی سیاستگذاری شرکت آمریکایی تحلیل بلاکچین «تیآرام لبز»، گفت: «هک یک موسسه مالی به معنای سرقت نامهای کاربری و گذرواژههاست. هک یک صرافی رمزارزی، سرقت از بانک با سرعت اینترنت است. این رویداد برای هر کسی که مسئول سرمایه دیگران است، وضعیت پرریسک و بیثباتی ایجاد میکند.»
سرقت از بایننس تازهترین مورد از دستبردهای متعدد به بازار رمزارزهاست. به برآورد پژوهشگران تیآرام لبز، سال گذشته در نزدیک به ۱۵۰ مورد، رمزارزهایی به ارزش مجموعا ۲.۹ میلیارد دلار به سرقت رفت.
تصویرسازی کدهای رایانهای مرتبط با هک
افبیآی کره شمالی را مسئول دانست؛ ترامپ ابراز تردید کرد
اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) ۹ آبان گروه «تریدر تریتر» تحت حمایت حکومت کره شمالی را مسئول این حمله معرفی کرد.
به گفته این نهاد، ماموران مجری قانون مشاهده کردهاند که اعضای گروه در حال تبدیل داراییهای سرقتشده به رمزارز اتر هستند و انتظار میرود با استفاده از فناوریهای مرتبط، پولشویی این داراییها ادامه یابد.
با این حال، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ساعاتی بعد درباره نقش پیونگیانگ ابراز تردید کرد و به خبرنگاران گفت: «نمیدانیم کار کره شمالی بوده یا نه؛ اگر بوده باشد، در این باره با کره شمالی صحبت خواهیم کرد.»
پیونگیانگ سالهاست استفاده از واحدهای سایبری وابسته به حکومت برای جاسوسی، سرقت مالی و درآمدزایی را رد میکند.
عبدل السید، نامزد دموکرات سنای آمریکا، پس از مناظره با مایک راجرز، رقیب جمهوریخواهش، در جمع خبرنگاران در شهر گرند رپیدز ایالت میشیگان، ۱۶ مهر ۱۴۰۵. عکس: رویترز.
عبدل السید، نامزد دموکرات میشیگان، در صورت پیروزی نخستین سناتور مسلمان آمریکا خواهد شد. او جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» خواند و با جنگ ایران مخالفت کرد، اما وقتی دانشجویی ایرانیآمریکایی از او خواست سپاه پاسداران را محکوم کند، از حق ایرانیان برای تعیین سرنوشت خود گفت.
این دوگانگی، خلاصهای از پدیده عبدالرحمن محمد السید، مشهور به عبدل السید، در سیاست امروز آمریکاست. السید، پزشک و سیاستمدار ۴۵ ساله مسلمان و مصریتباری از جناح چپ حزب دموکرات آمریکا، میان بسیاری از رایدهندگان ایالت میشیگان، نماد ایستادگی در برابر اسرائیل و لابیهای سنتی واشینگتن است، اما نزد بسیاری از ایرانیان و منتقدان سیاست خارجی چپ رادیکال آمریکا، نمونهای بارز از از سیاستمدارانی است که به نام «مخالفت با جنگ و مداخله خارجی»، از مرز محکومیت صریح جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران عبور نمیکنند.
شهریور ۱۴۰۵، سالن تئاتر میشیگان در شهر انآربر میزبان نشستی دانشجویی با عنوان «دانشجویان در برابر میلیاردرها» بود. در بخشی از این برنامه ایمان دشتی، دانشجوی سال آخر مهندسی در دانشگاه میشیگان و فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی، پشت میکروفون ایستاد.
دشتی برای نامزد پیشتاز دموکراتها از سرکوب خانوادهاش در ایران گفت؛ اینکه دخترعمویش چگونه در خیابانهای ایران به دلیل سرپیچی از حجاب اجباری تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت و عمویش در دادگاههای جمهوری اسلامی به اعدام و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
او سپس خطاب به السید پرسشی کوتاه و صریح مطرح کرد: آیا حاضری بدون ابهام، در برابر سپاه پاسداران و حکومت ایران بایستی و آنها را محکوم کنی؟
پاسخ السید، فضای سالن را به شدت متشنج کرد. او بدون آنکه حتی یک بار نام سپاه پاسداران را به زبان بیاورد یا سرکوب گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را بهطور مستقیم به حکومت ایران نسبت دهد، بحث را به تاریخ مداخلههای نظامی آمریکا و منافع شرکتهای بزرگ بر سر منابع طبیعی کشورها برد.
وقتی دشتی سوال خود را برای بار دوم و حتی سوم تکرار کرد و خواستار اعلام همبستگی با مردم ایران شد، السید در حالی که هوادارانش در سالن برای مخالفت او با جنگ دست میزدند، گفت: «من همیشه در کنار جنبشهای آزادیخواه و دموکراسیخواه میایستم و بدون شک آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران میخواهم، اما معتقدم تصمیمگیری درباره آینده رهبری ایران بر عهده خود مردم ایران است و ما حق نداشتیم برای سرنگونی دولت ایران وارد جنگ شویم.»
باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین آمریکا، دوم آبان ۱۴۰۵ در یک گردهمایی انتخاباتی در دیترویت در کنار عبدل السید، نامزد دموکراتها برای سنای آمریکا، و جوسلین بنسون، نامزد این حزب برای فرمانداری میشیگان. رویترز.
دشتی بعدتر در گفتوگو با رسانهها تاکید کرد که هرگز از السید نخواسته بود از جنگ یا «تغییر رژیم» توسط ارتش آمریکا حمایت کند. او به اورشلیمپست گفت: «من اصلا درباره تغییر رژیم یا جنگ نپرسیدم، درباره مردم پرسیدم. فقط میخواستم بشنوم که او کنار ماست، اما تمام چیزی که تحویل گرفتم یک کلاس تاریخ درباره سیاست خارجی آمریکا بود.»
انتشار ویدیوی این رویارویی در شبکههای اجتماعی، موجی از حملات سایبری، تهدید و افشای اطلاعات شخصی علیه این دانشجوی ایرانی و حتی مادربزرگش را از سوی برخی حامیان افراطی کارزار السید به راه انداخت که دشتی را «عامل صهیونیستها» یا «فرستاده جمهوریخواهان» میخواندند.
معمای دیربورن و فایل صوتی لو رفته درباره کشته شدن علی خامنهای
پرهیز السید از تقابل آشکار با جمهوری اسلامی، تنها به یک نشست دانشجویی محدود نیست، ریشه این مساله را میتوان در محاسبات پیچیده انتخاباتی او در ایالت میشیگان جُست. کلید پیروزی هر نامزد دموکرات در میشیگان، جلب رای جامعه بزرگ مسلمانان و عربتباران در حومه دیترویت و بهویژه شهر دیربورن است؛ شهری با بیشترین اکثریت عرب در آمریکا که بخش قابلتوجهی از آن را مسلمانان شیعه لبنانیتبار و عراقیتبار تشکیل میدهند.
با آغاز جنگ ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ و کشته شدن علی خامنهای، کارزار السید در موقعیت حساسی قرار گرفت. یک ماه بعد، نشریه واشینگتن فری بیکن یک فایل صوتی را منتشر کرد که از جلسه خصوصی استراتژی السید با تیم رسانهایاش در دهم اسفند درز کرده بود.
در این فایل صوتی، السید، آشکارا، به مشاورانش دستور میدهد که درباره مرگ خامنهای سکوت مطلق اختیار کنند تا رایدهندگان دیربورن را نرنجانند: «میخواهم به شما یادآوری کنم که امروز افراد زیادی در دیربورن غمگین هستند. بنابراین، من اصلا نمیخواهم درباره خامنهای اظهارنظر کنم. فکر نمیکنم حتی ارزش دست زدن داشته باشد... خبرنگاران تلاش خواهند کرد ما را به تله بیندازند که بگوییم بله، اما آیا حالا که او را از میان برداشتند این کار توجیه ندارد؟ و به نظر من، ما باید بگوییم "نه".»
او در بخش دیگری از همین فایل صوتی میگوید اگر خبرنگاران برای گرفتن موضع درباره خامنهای پافشاری کنند، او بلافاصله بحث را به ارتباط دونالد ترامپ با پرونده جفری اپستین خواهد کشاند و خواهد گفت که رییسجمهور آمریکا برای فرار از رسواییهایش در صفحه اول روزنامهها، کشور را وارد جنگ جدیدی کرده است.
در طول کارزار انتخاباتی ۲۰۲۶، السید بارها جنگ ایران را «غیرقانونی و احمقانه» خواند و استدلال کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و لابی آیپک، آمریکا را به جنگی کشاندهاند که نتیجه آن بسته شدن تنگه هرمز، تحمیل ۴۷.۱ میلیارد دلار هزینه نظامی به بودجه آمریکا و جهش قیمت بنزین به گالنی ۵ دلار است.
این نگاه تا جایی پیش رفت که در مناظره تلویزیونی اکتبر ۲۰۲۶ در گرند رپیدز، وقتی مجری بارها از او پرسید که «ایران تهدید بزرگتری برای امنیت آمریکاست یا اسرائیل؟»، السید از انتخاب میان این دو سر باز زد و هر دو کشور را به یک اندازه خطرناک خواند: «یکی با خطر حمله به ما [ایران]، و دیگری با کشاندن ما به جنگهایی که هیچ ربطی به ما ندارد [اسرائیل]» او همچنین تاکید کرد که حتی اگر تنگه هرمز بسته بماند و حکومت ایران توان تولید سلاح هستهای را حفظ کند، جنگ باید از طریق دیپلماسی و بازگشت به توافق دوران باراک اوباما (برجام) پایان یابد.
از قاهره تا دیترویت: عبدل السید چگونه به اینجا رسید؟
عبدالرحمن السید در اکتبر ۱۹۸۴ در راچستر هیلز در حومه دیترویت به دنیا آمد. به گزارش سیبیاس، پدرش، محمد السید، مهندس مکانیک و استاد دانشگاه اسکندریه بود که در اواخر دهه ۱۹۷۰، زمانی که دولت انور سادات در مصر منتقدان معاهده صلح با اسرائیل را سرکوب میکرد، ناچار به ترک مصر و مهاجرت به دیترویت شد. پدر و مادر عبدل در سهسالگی او از هم جدا شدند و او در میشیگان نزد پدر و نامادری آمریکاییاش بزرگ شد.
مسیر تحصیلی السید، تصویر کامل «رویای آمریکایی» در بالاترین سطوح نخبگانی است: کاپیتان تیمهای کشتی، فوتبال آمریکایی و لاکراس در دبیرستان، فارغالتحصیل ممتاز زیستشناسی و علوم سیاسی از دانشگاه میشیگان در سال ۲۰۰۷ ، دریافت بورسیه معتبر رودز و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۱، و در نهایت کسب دکترای پزشکی از دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۴ و تدریس به عنوان استادیار اپیدمیولوژی در همان دانشگاه.
السید، شامگاه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ در رقابتهای فرمانداری میشیگان، در کنار همسرش، سارا جوکاکو. عکس: رویترز
ورود او به مدیریت اجرایی در تابستان ۲۰۱۵ رقم خورد. مایک داگن، شهردار دیترویت، السید ۳۰ ساله را به عنوان مدیر اداره سلامت این شهر منصوب کرد تا پس از ورشکستگی دیترویت، سیستم بهداشت عمومی آن را بازسازی کند.
السید با آزمایش سرب در آب مدارس دیترویت همزمان با بحران آب شهر فلینت، توزیع هزاران عینک رایگان میان دانشآموزان کمدرآمد و مقابله با آلایندگی پالایشگاهها به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
او در سال ۲۰۱۷، دو سال پس از بر عهده گرفتن این مسئولیت، برای ورود به انتخابات فرمانداری میشیگان در سال ۲۰۱۸ نامزد استعفا کرد. هرچند در رقابت مقدماتی دموکراتها با کسب ۳۰ درصد آرا مغلوب گرچن ویتمر شد، اما حمایت تمامقد برنی سندرز و الکساندریا اوکاسیو-کورتز از او، نامش را به عنوان ستاره نوظهور سوسیالدموکراتها در سطح ملی مطرح کرد.
السید پس از چند سال میزبانی یک پادکست سیاسی-پزشکی و مدیریت اداره سلامت شهرستان وین، بهار ۲۰۲۵ برای تصاحب کرسی سنای میشیگان وارد میدان شد و تابستان سال بعد در رقابتی نفسگیر با کسب ۴۸.۴ درصد آرا، هیلی استیونز، نماینده میانهروی کنگره را شکست داد تا نامزد نهایی دموکراتها در برابر مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه و مامور سابق افبیآی شود.
حمایت برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمونت، از عبدل السید در نشست «دانشجویان در برابر میلیاردرها» که ۴ آبان ۱۴۰۵ در شهر انآربر، ایالت میشیگان برگزار شد. رویترز.
پرونده اسرائیل، غزه و حماس: عبور از خطوط قرمز واشینگتن
در سیاست آمریکا، انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل در سالهای اخیر در میان جناح چپ حزب دموکرات رایجتر شده است، اما ادبیات عبدل السید از انتقادهای مرسوم هم فراتر است.
او سال ۲۰۲۴، در انتخابات مقدماتی دموکراتها در جریان انتخابات ریاستجمهوری، از دموکراتهای میشیگان خواست در اعتراض به سیاست جو بایدن در قبال جنگ غزه، بهجای انتخاب یک نامزد، روی برگه رای گزینه «غیرمتعهد» را علامت بزنند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر این گزینه را انتخاب کردند.
دو سال بعد، وقتی السید برای سنا نامزد شد، جنگ غزه یکی از موضوعات اصلی رقابت او با هیلی استیونز، نماینده دموکرات کنگره، بود.
استیونز از ادامه کمک نظامی آمریکا به اسرائیل دفاع میکرد. السید در گفتوگو با مجله تایم پرسید سیاستمداری که نمیتواند جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» بنامد، چگونه میخواهد در برابر دونالد ترامپ یا مدیران شرکتهای داروسازی بایستد.
به گزارش نیویورکتایمز، آیپک، گروه حامی اسرائیل، حدود ۳۳ میلیون دلار برای تبلیغات علیه السید و به سود استیونز هزینه کرد. با این همه، در انتخابات مقدماتی ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، السید بود که نامزدی حزب دموکرات را به دست آورد.
در جریان کارزار، مهدی حسن، روزنامهنگار بریتانیاییآمریکایی، از السید پرسید آیا حق موجودیت اسرائیل را زیر سوال میبرد؟ السید در این مصاحبه ۹ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد، به این پرسش پاسخ منفی داد و گفت با تعریف یک کشور بر پایه هویت قومی مخالف است.
حدود یک ماه بعد، در گفتوگویی که ۱۲ مرداد در نیویورکر منتشر شد، توضیح داد که تصمیم درباره آینده این سرزمین را حق فلسطینیان و یهودیان اسرائیلی میداند. به گفته او، اگر دو طرف آزادانه بر سر زندگی در یک کشور مشترک یا تشکیل دو کشور جداگانه به توافق برسند، از انتخابشان حمایت میکند.
السید پیش از ورود به رقابت سنا، در پادکست ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ خود، حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل را «تروریستی» خوانده بود. در کارزار سنا، پرسش مجری سیانان این بود که آیا او دولت اسرائیل را به اندازه حماس «شرور» میداند. السید در مصاحبهای که ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ پخش شد، پاسخ مثبت داد و به کشتار دهها هزار نفر در غزه اشاره کرد. او ۱۶ مرداد نیز به جیم آکوستا، مجری پیشین سیانان، گفت به باورش حماس مرتکب جنایت جنگی شده است.
السید در حال سخنرانی برای هوادارانش در شهر پونتیاک ایالت میشیگان، ۹ آبان ۱۴۰۵. عکس: رویترز
در میشیگان، اختلاف بر سر سخنان السید پس از حمله به کنیسه «تمپل اسرائیل» در حومه دیترویت بالا گرفت.
السید ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، یعنی در روز حمله، در بیانیهای با یهودیان میشیگان اعلام همبستگی کرد. روز بعد در پیامی ویدیویی گفت هیچ توجیهی برای حمله به یک عبادتگاه وجود ندارد. سپس از بستگان مهاجم گفت که در حمله هوایی اسرائیل به لبنان کشته شده بودند و افزود: «آدمهای زخمخورده به دیگران زخم میزنند.»
جِن لِیدر، خاخام همان کنیسه، توضیح السید را «توهینآمیز» خواند و نوشت یهودیان میشیگان نماینده یک دولت خارجی نیستند.
السید هفتم شهریور ۱۴۰۵ در جمع دموکراتهای یهودی ایالت بابت پیام ویدیوییاش عذر خواست. گفت میخواسته توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، اما آن لحظه، وقتی جامعه یهودی داغدار بود، وقت چنین توضیحی نبود و باید به همان بیانیه نخست بسنده میکرد.
اتهام نزدیکی به اخوانالمسلمین و سایه شبکه خانوادگی
در پی مواضع تند السید در سیاست خارجی، جمهوریخواهان و شخص دونالد ترامپ هویت مذهبی و سوابق خانوادگی او را زیر ذرهبین بردهاند. ترامپ در سخنرانیهای انتخاباتی خود در میشیگان بارها السید را «محمد»، «جهادی رادیکال» و «عضو اخوانالمسلمین» خطاب کرده است. السید در واکنش به این حملات، هرگونه عضویت یا ارتباط با اخوانالمسلمین را قاطعانه رد کرده و این اتهامات را «اسلامهراسی» برای انحراف افکار عمومی از گرانی بنزین و مواد غذایی خوانده است.
یکی از دلایل نسبت دادن او به اخوانالمسلمین، پستهای خواهر نانتیاش، ایمان عبدالهادی، استاد دانشگاه شیکاگو، در شبکههای اجتماعی است. او سال ۱۳۹۱ در پستی از سابقه خانوادهاش در اخوانالمسلمین نوشته و به گفتوگویی با مادرشان، فاتن الکومی، اشاره کرده بود. بر اساس این پست، مادر آنها در دوران دانشجویی در مصر در اخوانالمسلمین فعالیت داشت. السید در برابر این اظهارات گفت نزد مادرش بزرگ نشده و خودش هرگز عضو اخوانالمسلمین نبوده است.
الکومی پس از جدایی از پدر السید به میزوری رفت و در یک موسسه امدادرسانی اسلامی پرستار شد. در مهر ۱۳۸۳، ماموران افبیآی دفتر این موسسه را بازرسی کردند و وزارت خزانهداری آمریکا به دلیل حمایت مالی شبکه امدادرسانی از القاعده و گروههای دیگر، داراییهای آن را در آمریکا مسدود کرد. سیبیاس در تحقیقات خود درباره این پرونده تاکید کرده است که با وجود تحریم این موسسه، هیچ اتهامی متوجه شخص الکومی نشد.
حمایت مالی طیب جوکاکو، پدر همسر السید، از کارزار انتخاباتی او از دیگر دلایل انتساب او به گروههای تندروی مسلمان از سوی جمهوریخواهان است. جوکاکو در سه نوبت ۳۰۰ هزار دلار به یک کمیته سیاسی مستقل حامی نامزدی السید برای سنا کمک کرد.
السید، در جریان رقابتهای انتخابات فرمانداری میشیگان، در گردهمایی چند سازمان مسلمان در شهر دیربورن سخنرانی میکند. ۷ مرداد ۱۳۹۷، رویترز
او رییس پیشین و عضو هیاتمدیره شعبه میشیگان «شورای روابط آمریکاییـاسلامی» بود و در کمیته موسسان «جامعه اسلامی آمریکای شمالی» نیز عضویت داشت. در پرونده «بنیاد سرزمین مقدس» درباره تامین مالی حماس، دادستانهای فدرال نام هر دو نهاد را در فهرست کسانی آوردند که به باور دادستانی در این اقدام مشارکت داشتند، اما علیه هیچیک از این دو نهاد کیفرخواست صادر نشد.
جنجالهای داخلی یک پوپولیست چپگرا
جذابیت و حاشیههای عبدل السید تنها به خاورمیانه خلاصه نمیشود. او در سیاست داخلی آمریکا نیز یکی از رادیکالترین برنامهها را نمایندگی میکند که بارها کارزار او را در موقعیت تدافعی قرار داده است.
یکی از مهمترین بحثها بر سر موضوعی بود که السید سالها روی آن کار کرده بود: هزینه درمان.
السید، که درباره بیمه درمانی همگانی کتاب نوشته، خواهان گسترش پوشش «مدیکر» به همه آمریکاییهاست. او در کارزار سنا از بخشودگی ۷۰۰ میلیون دلار بدهی درمانی ساکنان شهرستان وین سخن گفت. بررسی رسانه محلی «بریج میشیگان» نشان داد ۷۰۰ میلیون دلار هدف طرحی بود که در دوره مدیریت او آغاز شد. تا اوایل مهر ۱۴۰۵، این طرح بیش از ۹۵ میلیون دلار از بدهی بیماران را تسویه کرده بود. استفاده السید از عنوان «پزشک» نیز محل بحث شد. او مدرک پزشکی دارد، اما دوره دستیاری را نگذرانده و در میشیگان مجوز طبابت ندارد.
جمهوریخواهان برای نقد موضع السید درباره پلیس به سخنان او پس از کشته شدن جورج فلوید استناد کردند. السید آن زمان از انتقال بخشی از بودجه پلیس به خدمات اجتماعی دفاع میکرد. در کارزار سنا، ستادش گفت او با کاهش بودجه پلیس مخالف است و از تامین هزینه استخدام و بازنشستگی ماموران حمایت میکند.
السید همچنان خواهان انحلال اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، مشهور به آیس، است، هرچند بر ادامه اجرای قوانین مهاجرت و کنترل مرزها تاکید دارد.
انتخاب همراهان انتخاباتیاش نیز در ماههای گذشته بحثبرانگیز شد. السید برای ارتباط با رایدهندگان جوان، با حسن پایکر، چهره چپگرای شبکههای اجتماعی، در گردهماییها حاضر شد. پس از اعتراضها به سخنان پایکر درباره یهودیان آمریکا، السید گفت برنامهای برای حضور دوباره در کنار او ندارد.
در نهایت، نتیجه انتخابات میاندورهای در میشیگان هر چه باشد، کارزار السید نشاندهنده دگردیسی عمیقی در بخشی از حزب دموکرات آمریکاست؛ جریانی که به رهبری چهرههای جوان، کاریزماتیک و ضداسرائیل توانسته انحصار لابیهای سنتی را بشکند، اما وقتی پای دیکتاتوری مذهبی و سرکوب خونین معترضان ایرانی بهدست حکومت به میان میآید، میان «اصول حقوق بشری» و «ملاحظات رایدهندگان دیربورن و ایدئولوژی ضدمداخلهگری» در تناقضی آشکار گرفتار میشود.
دونالد ترامپ، در گردهمایی انتخاباتی میاندورهای در دیتونا بیچ فلوریدا، هشتم آبان ۱۴۰۵
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنترل کنگره را به دست بگیرند، ممکن است آنقدر از حق خود برای رد مصوبات کنگره استفاده کند که به «آقای وتو» تبدیل شود.
ترامپ در گفتوگویی اختصاصی با میراندا دیواین، ستوننویس روزنامه نیویورکپست، که بخشهایی از آن یکشنبه ۱۰ آبان از شبکه فاکسنیوز پخش شد، گفت در صورت پیروزی دموکراتها، ابتدا طرحهای مصوب کنگره را وتو خواهد کرد و احتمالا پس از یک یا دو ماه، برای دستیابی به توافق با آنها وارد مذاکره خواهد شد.
او در عین حال ابراز امیدواری کرد جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بتوانند کنترل کنگره را حفظ کنند.
انتخابات میاندورهای آمریکا سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود و در آن، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی سنا به رای گذاشته میشوند.
موضوع وتوی مصوبات کنگره در حالی مطرح میشود که تلاش قانونگذاران آمریکایی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی نیز با اختلافهای حقوقی و سیاسی همراه بوده است.
سنای آمریکا دوم تیر، پس از مجلس نمایندگان، قطعنامه توقف اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی را با ۵۰ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف تصویب کرد، اما الزامآوری حقوقی این قطعنامه محل اختلاف است.
سنای آمریکا همچنین ۲۶ خرداد قطعنامه دیگری برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ را با ۴۷ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف رد کرد.
ترامپ در بخش دیگری از مصاحبه با نیویورکپست، که قرار است متن کامل آن دوشنبه ۱۲ آبان منتشر شود، درباره احتمال نامزدی دوباره در انتخابات ریاستجمهوری گفت: «اگر فرصتش را داشتم، خیلی دوست داشتم دوباره نامزد شوم، اما متن قانون بسیار صریح است.»
بر اساس متمم بیستودوم قانون اساسی آمریکا، هیچ فردی نمیتواند بیش از دو بار به ریاستجمهوری انتخاب شود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هنگام ترک کاخ سفید در واشینگتن، سوم آبان ۱۴۰۵
آمادگی کاخ سفید برای احتمال پیروزی دموکراتها
رویترز یکشنبه ۱۰ آبان به نقل از یک مقام کاخ سفید و دو فرد آگاه گزارش داد دولت ترامپ ماههاست برای احتمال به دست گرفتن کنترل کنگره از سوی دموکراتها آماده میشود و برنامههایی برای پیشبرد بخشهای مهم برنامههای خود از طریق اختیارات اجرایی رییسجمهوری، بدون نیاز به تایید کنگره، تدوین کرده است.
به گفته این منابع، استیون میلر، معاون رییس دفتر کاخ سفید، و راسل ووت، مدیر دفتر مدیریت و بودجه آمریکا، از ماه آوریل با همکاری دفتر مشاور حقوقی کاخ سفید در حال بررسی اقداماتی در حوزه مهاجرت، تعرفههای تجاری، هزینههای تامین مسکن و مخارج دولت فدرال هستند.
ویل شارف، مشاور حقوقی کاخ سفید، و تیم او نیز در حال بررسی اقداماتی هستند که ترامپ میتواند بهطور قانونی و مستقل انجام دهد، حدود اختیارات خود را تا کجا میتواند گسترش دهد و چگونه از تصمیمهایش در دادگاهها دفاع کند.
ترامپ در جریان این برنامهریزیها قرار گرفته و در گفتوگوهای مربوط به آنها شرکت کرده است.
در حالی که دستیاران ترامپ خود را برای تغییر احتمالی آرایش سیاسی واشینگتن در سال ۲۰۲۷ آماده میکنند، او طی یک ماه گذشته برای حفظ کنترل جمهوریخواهان بر کنگره، گردهماییهای انتخاباتی متعددی برگزار کرده است.
ترامپ یکشنبه ۱۰ آبان، دو روز مانده به انتخابات میاندورهای، برای حمایت از جمهوریخواهان راهی ایالتهای کانزاس و آیووا میشود؛ دو ایالتی که با وجود گرایش سنتی به جمهوریخواهان، رقابت بر سر کرسیهای سنا در آنها نزدیک شده است.
بر اساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، میزان محبوبیت ترامپ میان ساکنان مناطق روستایی آمریکا در ماه اکتبر به پایینترین سطح خود، یعنی ۴۵ درصد، کاهش یافته است.
همچنین طبق دادههای آزمایشگاه انتخابات دانشگاه فلوریدا، بیش از ۵۲ میلیون آمریکایی تاکنون بهصورت حضوری یا پستی رای دادهاند که رکوردی در انتخابات میاندورهای محسوب میشود؛ این رقم در انتخابات سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۴۶ میلیون نفر بود.