آلمان فعالیت سفارت خود در تهران را محدود و بر خروج شهروندانش از ایران تاکید کرد
وزارت خارجه آلمان در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره وضعیت سفارت این کشور در تهران اعلام کرد این سفارتخانه تعطیل نشده، اما بخش کنسولی و صدور ویزا در شرایط کنونی بهصورت اضطراری و با ظرفیت محدود فعالیت میکند. برلین همچنین بار دیگر از شهروندان آلمانی خواست ایران را ترک کنند.
وزارت امور خارجه آلمان جمعه دوم مرداد تاکید کرد وضعیت امنیتی ایران را بهدقت زیر نظر دارد و بهطور مستمر با سفارت خود در تهران درباره تحولات امنیتی و شرایط کارکنان در ارتباط است.
این وزارتخانه افزود تامین امنیت کارکنان سفارت در اولویت قرار دارد و تدابیر حفاظتی بهطور مداوم بر اساس تحولات موجود بازبینی و بهروزرسانی میشود.
طبق اعلام وزارت امور خارجه آلمان، سفارت این کشور در تهران در حال حاضر تنها قادر به ارائه خدمات محدود کنسولی است.
پیشتر یک دیپلمات آلمانی در مصاحبه با شبکه فونیکس گفته بود همه کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
اول مرداد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت بهدنبال انتشار اخباری درباره تعطیلی سفارت بریتانیا در تهران، فرانسه نیز سفارت خود را تخلیه کرده است.
تسنیم دلیل این تصمیم را «نگرانی از تنشهای اخیر» عنوان کرد.
با این حال، ساعاتی بعد سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه این خبر را تکذیب کرد و گفت سفارت فرانسه در تهران تخلیه یا تعطیل نشده است.
تاکید دوباره بر خروج شهروندان آلمانی از ایران
وزارت امور خارجه آلمان در پاسخ خود به ایراناینترنشنال اعلام کرد توصیه برلین به شهروندان آلمانی برای خودداری از سفر به ایران و همچنین خروج از این کشور به قوت خود باقی است.
این وزارتخانه از اتباع آلمان در ایران خواست برای دریافت هشدارها و اطلاعیههای فوری سفارت در صورت وقوع تحولات امنیتی، در سامانه مدیریت بحران ثبتنام کنند.
برلین همچنین اعلام کرد بهدلیل محدودیتهای جمهوری اسلامی در صدور مجوزهای دیپلماتیک، سفارت آلمان در تهران در حال حاضر با ظرفیت کامل نیروی انسانی فعالیت نمیکند.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اول مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرد به تصمیمگیری برای آغاز یک کارزار نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ کارزاری که به گفته او، بزرگتر از عملیات «خشم حماسی» خواهد بود.
وزارت دفاع آلمان دوم مرداد در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت. حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.
نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، گزارش داد جلسهای که در حمله ۹ اسفند آمریکا و اسرائیل هدف قرار گرفت و برخی از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در آن کشته شدند، مربوط به یکی از کمیتههای فرعی شورای دفاع بود و «مدیریت» اعتراضات مردمی، یکی از محورهای اصلی آن به شمار میرفت.
بر اساس این گزارش که جمعه دوم مرداد منتشر شد، مسئولیت برگزاری و پیگیری این جلسه بر عهده علی شمخانی، دبیر وقت شورای دفاع، بود.
نورنیوز نوشت این نشست دو دستور کار اصلی داشت: پیگیری اجرای طرح «سازماندهی منابع، ساختارها، نیروی انسانی و تامین تجهیزات جدید برای مدیریت اغتشاشات» و بررسی احتمال قریبالوقوع بودن حمله آمریکا و اسرائیل.
این رسانه حکومتی اعتراضات مردمی را «تهدید ترکیبی داخلی» توصیف کرد و افزود تجربه دیماه ۱۴۰۴ نشان داد «دشمن بهعنوان زمینهساز و مکمل اقدام نظامی، بهدنبال بهرهبرداری از آن است».
طبق این گزارش، طرح «مدیریت» اعتراضات، پس از خیزش دیماه و با تاکید علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در دستور کار قرار گرفت و دبیرخانه شورای دفاع مامور پیگیری آن شد.
نورنیوز افزود خامنهای با پیشنهاد واگذاری مسئولیت پیگیری این طرح به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مخالفت کرد و خواست شمخانی اجرای آن را تا مرحله نهایی دنبال کند.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در تلاش برای بیاعتبار کردن صدای انتقاد شهروندان، بارها اعتراضات ضدحکومتی را «اغتشاشات»، «آشوب» و «کودتا» نامیده و آنها را به بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، نسبت دادهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور خامنهای کشته شدند.
تلاش برای کمرنگ جلوه دادن نقش حکومت در کشتار معترضان
نورنیوز در ادامه گزارش خود، با طرح ادعاهایی درباره نقش کشورهای خارجی در اعتراضات ایران کوشید مسئولیت جمهوری اسلامی را در سرکوب خشونتآمیز و کشتار معترضان به حاشیه ببرد.
بر اساس این گزارش، اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، «صنایع شهید میثمی» وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی را هدف قرار داد؛ تاسیساتی که به نوشته نورنیوز، ماموریت اصلی آن طراحی و تولید تجهیزات مورد استفاده برای «مدیریت تجمعات و اغتشاشات» بود.
این رسانه حکومتی افزود: «هدف قرار دادن صنایع شهید میثمی نشان میداد دشمن صرفا برای جنگ نظامی خارجی برنامهریزی نکرده است؛ بلکه در کنار حمله نظامی، سناریوی ایجاد بحران و اغتشاش داخلی را نیز دنبال میکرد و همزمان تلاش داشت ظرفیت جمهوری اسلامی برای مدیریت چنین بحرانهایی با کمترین میزان آسیب و تلفات را محدود کند.»
نورنیوز همچنین راهبرد جمهوری اسلامی را در مواجهه با اعتراضات، «مدیریت کمهزینهتر» توصیف کرد.
این در حالی است که بررسی اعتراضات سالهای گذشته، از جمله جنبش سبز، آبان ۹۸ و خیزش مهسا، نشان میدهد نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف بهطور سازمانیافته از خشونت گسترده و مرگبار علیه معترضان استفاده کردهاند.
بر پایه شواهد و روایتهای متعدد از انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، نیروهای حکومتی با استفاده از گلوله جنگی به سوی معترضان شلیک کردند.
روایتها از منابع گوناگون حاکی از آن است که سرکوبگران شماری از معترضان مجروح را در مراکز درمانی هدف «تیر خلاص» قرار دادند و کشتند.
گزارشها همچنین از مشارکت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله عوامل وابسته به حشد شعبی، در کنار اعضای سپاه پاسداران و بسیج در سرکوب و کشتار معترضان در ایران حکایت دارند.
جواد اوجی، وزیر نفت دولت ابراهیم رئیسی، در سخنانی از تماس مستقیم عوامل موساد با او همزمان با انفجار خطوط سراسری انتقال گاز ایران در بهمن ۱۴۰۲ خبر داد. این روایت ابعاد تازهای از نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و دسترسی این کشور به مقامهای ارشد جمهوری اسلامی را آشکار میکند.
اوجی در یک سخنرانی که ویدیوی آن بهتازگی در فضای مجازی منتشر شده است، گفت: «ما ۱۰ خط لوله بزرگ و سراسری گاز داریم. بهمن ۱۴۰۲، شبی ساعت یک بود که موساد روی خط تلفن بنده آمد و گفت امشب میخواهیم آتشبازی کنیم. از من پرسید فلانی، ۳+۵ چند میشود؟ گفتم ۸. بلافاصله گفت همین الان خط هشتم سراسری گاز را زدیم.»
به گفته وزیر پیشین نفت، تنها پنج دقیقه بعد مسئولان شرکت گاز وقوع انفجار را به او اطلاع دادند و این خبر تایید شد.
اوجی افزود: «تا لباس بپوشم، موساد دوباره زنگ زد و از من پرسید ۴+۵ چند میشود؟ من گفتم ۹، گفت خط نهم سراسری گاز را هم منفجر کردیم.»
وزیر پیشین نفت در ادامه گفت که خط سوم سراسری گاز نیز مورد حمله قرار گرفت.
اظهارات اوجی بار دیگر موضوع گستردگی نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ایران را برجسته کرده است؛ مسالهای که بهویژه پس از کشته شدن دهها مقام ارشد جمهوری اسلامی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره ابعاد نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی منتشر شده و شماری از مقامهای حکومت هم بارها نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کردهاند.
اوجی تاکنون بارها اسرائیل را مسئول انفجار خطوط انتقال گاز ایران در بهمنماه ۱۴۰۲ معرفی کرده است.
او اسفند ۱۴۰۲ تایید کرد «دشمن» در چهار خط شبکه سراسری گاز دست به «اقدام خرابکارانه» زده است.
روزنامه نیویورکتایمز در آن مقطع زمانی به نقل از منابع آگاه گزارش داد اسرائیل عامل انفجار خطوط انتقال گاز ایران بوده است.
تماس مستقیم موساد با مقامهای جمهوری اسلامی
پیشتر نیز گزارشهایی درباره تماس مستقیم عوامل اطلاعاتی اسرائیل با مقامهای جمهوری اسلامی و هشدار به آنها منتشر شده است.
علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی که ۲۶ اسفند در یکی از حملات اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه کشته شد، تیرماه ۱۴۰۴ تایید کرد در نخستین روز جنگ ۱۲ روزه، فردی تماس گرفته و او را تهدید کرده است.
او درباره محتوای این تماس گفت: «یک نفر با من تماس گرفت و گفت ۱۲ ساعت وقت داری از ایران خارج شوی یا از تهران فاصله بگیری، وگرنه به سرنوشت دوستانت مثل باقری و رشید دچار و به آنها ملحق خواهی شد.»
لاریجانی افزود: «من از کد تماسگیرنده متوجه شدم از کجاست و پاسخ درخور نتانیاهو به او دادم.»
روزنامه واشینگتنپست تیرماه ۱۴۰۴ با انتشار یک فایل صوتی، از کارزار مخفیانه و گسترده اسرائیل با هدف ارعاب فرماندهان نظامی و ایجاد شکاف و سردرگمی در میان مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی همزمان با آغاز جنگ ۱۲ روزه خبر داد.
بر اساس این گزارش، در بخشی از این عملیات، ماموران سرویسهای امنیتی اسرائیل با شماری از مقامهای ارشد حکومت ایران تماس تلفنی گرفتند و به زبان فارسی به آنها هشدار دادند تنها در صورتی زنده خواهند ماند که از جمهوری اسلامی و علی خامنهای اعلام برائت کنند.
یک کارشناس صداوسیما نیز در همان مقطع، تماس موساد با شماری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تایید کرد.
شبکه فاکسنیوز تیرماه ۱۴۰۴ تصاویری از پیامهای واتساپی ردوبدلشده با فرزند هدایتالله فرزادی، رییس زندان اوین، پیش از حمله اسرائیل به این زندان در جریان جنگ ۱۲ روزه منتشر کرد.
بر پایه این گزارش، عوامل اسرائیل پیش از حمله هشدار داده بودند فرزادی برای نجات جان خود باید درهای زندان را باز و زندانیان را آزاد کند، اما او از محل گریخت.
خبرگزاری رویترز گزارش داد اختلالهای گسترده در کشتیرانی در تنگه هرمز بهدنبال تشدید تنشها در منطقه همچنان ادامه دارد و تردد شناورها از این آبراه راهبردی بهشدت محدود شده؛ وضعیتی که همزمان با تداوم مخاطرات امنیتی، بهای نفت را بار دیگر به محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.
رویترز با استناد به دادههای شرکت رهگیری دریایی کپلر نوشت از ۳۱ تیر تا دوم مرداد، روزانه تنها سه شناور از تنگه هرمز عبور کردهاند.
بر اساس این گزارش، ابرنفتکش «رومانی پراسپریتی» دوم مرداد در آبهای فجیره و خارج از تنگه هرمز مشاهده شد. این نفتکش نفت خام موربان امارات متحده عربی را حمل میکند، اما مقصد آن هنوز مشخص نیست.
در همین روز، دو کشتی فلهبر خالی که برای حمل «کالاهای نرم» به کار میروند، از تنگه هرمز خارج شدند.
«کالاهای نرم» اصطلاحی در بازارهای جهانی برای محصولات عمدتا کشاورزی و دامی، از جمله غلات، شکر، قهوه و پنبه است و در مقابل «کالاهای سخت» مانند نفت، فلزات و مواد معدنی قرار میگیرد.
ابرنفتکش «نیو جاینت» که دو میلیون بشکه نفت خام بصره عراق حمل میکند، اول مرداد از تنگه هرمز خارج شد و انتظار میرود تا اواسط اوت به بندر ریژائو چین برسد.
همچنین دو شناور دیگر، از جمله ابرنفتکش خالی «نوبل»، اول مرداد با عبور از این گذرگاه وارد خلیج فارس شدند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در این گذرگاه راهبردی به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۱ تیر هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هم ۳۱ تیر اقدامات سپاه پاسداران در تنگه هرمز را نقض «یکی از مفاد کلیدی» تفاهمنامه پایان جنگ خواند و تاکید کرد ایالات متحده اجازه نخواهد داد حملات جمهوری اسلامی به شناورها در این آبراه به یک رویه تبدیل شود.
افزایش تردد نفتکشها در بابالمندب همزمان با تهدید حوثیها
در روزهای اخیر، تهدیدهای حوثیهای یمن در دریای سرخ دامنه جنگ ایران را به یکی دیگر از مسیرهای حیاتی کشتیرانی گسترش داده است.
این گروه نیابتی جمهوری اسلامی ۲۹ تیر تهدید کرد مانع عبور کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ خواهد شد.
با وجود این تهدید، رویترز گزارش داد شمار شناورهای کالابر که اول مرداد از بابالمندب عبور کردند، به ۳۲ فروند افزایش یافت؛ رقمی که روز پیش از آن ۲۶ فروند بود.
از مجموع این نفتکشها، ۱۴ فروند وارد دریای سرخ شدند و ۱۸ فروند با عبور از بابالمندب به خلیج عدن رفتند. از میان کشتیهای خروجی، ۹ نفتکش حامل نفت خام بودند.
دو ابرنفتکش چینی حامل مجموعا چهار میلیون بشکه نفت عربستان سعودی در میان این شناورها بودند که اول مرداد از دریای سرخ وارد خلیج عدن شدند و توانستند از محاصره حوثیها عبور کنند.
این در حالی است که شماری دیگر از کشتیهای عربستان سعودی هدف قرار گرفتهاند.
همچنین بر پایه دادههای کپلر و گروه بورس اوراق بهادار لندن، نفتکش «تورم اینوویشن» که حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفتا به مقصد آسیا حمل میکند، مسیر خود را اندکی تغییر داده و بهجای حرکت به سوی بابالمندب، به سمت خروجی کانال سوئز رفته است.
به گزارش رویترز، شرکت آرامکوی عربستان سعودی برای دور زدن محدودیتهای بارگیری در بنادر این کشور در دریای سرخ، عرضه محمولههای اضافی نفت خام از بندر «سیدی کریر» مصر در ساحل مدیترانه را آغاز کرده است.
منابع تجاری منطقهای هشدار دادند انتخاب مسیر کانال سوئز برای کشتیهای عازم آسیا بهجای عبور از بابالمندب میتواند مدت سفر را تقریبا سه برابر کند.
خروج دو شناور نظامی آلمان از منطقه
وزارت دفاع آلمان در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت.
حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.
وزارت دفاع آلمان با اشاره به نامشخص بودن زمان آغاز ماموریت این شناورها افزود ادامه استقرار آنها در منطقه، بدون چشماندازی روشن برای شروع عملیات، فشار غیرضروری بر تجهیزات وارد میکند و به افزایش استهلاک آنها میانجامد.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
شبکه فونیکس اول مرداد به نقل از یک منبع دیپلماتیک گزارش داد کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
در روزهای گذشته چندین کافه در مرکز تهران پلمب شدند. کافههای «جو کافه»، «۱۴۰۱»، «سام کافه»، «دو بار»، «مان»، «نووک» و «تئوری» از جمله واحدهایی بودند که در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تعطیل شدند. برخی از این کافهها پیش از این نیز به دلیل «رعایت نکردن حجاب اجباری» بسته شده بودند.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که طی هفتههای قبل، نشانههای بازگشت فشارها بر موضوع حجاب اجباری آشکار شده بود. فشاری که پس از پایان جنگ ۴۰ روزه و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، دوباره شدت گرفت.
پیش از آغاز این موج، امامان جمعه در چند شهر از ضرورت برخورد با بیحجابی سخن گفتند.
محمدرضا ناصری، امام جمعه یزد، ۲۶ تیر در نماز جمعه این شهر گفت وضعیت حجاب در جامعه «قابل قبول نیست» و از مسئولان، ستاد امر به معروف و دستگاههای فرهنگی خواست تا با جدیت در برابر «فساد و بیحیایی» بایستند.
همزمان رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، با اشاره به اجتماعات شبانه حامیان حکومت و آنچه «دفاع خودجوش مردم از اسلام و انقلاب» خواند، تاکید کرد مقابله با «بیحجابیهای سازمانیافته» نیز باید با حضور مردم انجام شود.
او از دولت و مجلس خواست نسبت به اجرای قانون عفاف و حجاب اهتمام داشته باشند.
چند روز پس از این مواضع، کرکره تعدادی از کافههای مرکز تهران پایین کشیده شد.
مالک یک کافه در خیابان سنایی که ۲۹ تیر پلمب شده، به ایراناینترنشنال گفت در هفتههای اخیر «اتفاقات عجیبی» رخ داده؛ گویی کسانی که دستاندرکار تجمعات شبانهاند، آنها را وصله ناجوری در مرکز شهر تهران میدانستهاند.
به گفته او، در روزهای منتهی به دفن جنازه علی خامنهای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، افرادی با لباس شخصی اما مجهز به بیسیم و اسلحه، دو بار به کافهاش رفتهاند و فضای کافه، کارکنان و مشتریانش را «لکه ننگ» و «پیادهنظام دشمن» خواندهاند.
این کافهدار نقل کرد: «یکی از این افراد میگفت شهر ما در حال آماده شدن برای تشییع نایب امام زمان است، دل امام زمان خون و عزادار است، آن وقت شما اینجا مشغول عیاشی و مطربی و فساد هستید.»
او افزود همان روز به کارکنانش گفته که «امروز و فرداست که یا به زور تعطیلمان کنند یا مجبور شویم خودمان ببندیم».
یک زن جوان، مسئول سالن یکی دیگر از کافههای پلمبشده در همین خیابان، گفت از روز قبل زمزمههایی درباره هشدار به برخی کافهها شنیده بودند، اما: «نوع هجوم و رفتار خشونتآمیز و بیادبانه ماموران آنقدر عجیب بود که همه شوکه شدیم؛ تا جایی که برخی همکاران حتی فرصت نکردند وسایل شخصی خود را از کافه خارج کنند.»
روزهای جنگ؛ وقتی زنان بدون حجاب در قاب رسمی دیده شدند
پلمب کافهها در شرایطی اتفاق افتاد که چند هفته پیشتر، تصویری کاملا متفاوت از برخورد حکومت با موضوع حجاب در خیابانهای ایران دیده میشد.
در زمان جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حتی در مراسم تشییع جنازه خامنهای، زنان بدون حجاب اجباری در میان جمعیت حضور داشتند، رسانهها با آنها مصاحبه میکردند و تصاویرشان در قاب رسمی منتشر میشد.
حتی برخی مداحان نیز در همین فضا با ادبیاتی متفاوت درباره این زنان سخن گفتند.
در یکی از این تجمعات گفته شد: «کمحجابی هم که آمده میان میدان، نور چشممان و دختر کشورمان است.»
این در حالی بود که پیش و پس از آن، بخشهایی از جریان سیاسی و مذهبی حاکم، همین زنان را با شدیدترین ادبیات مورد حمله قرار داده و بیحجابی را نه یک مساله اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دانستند.
تفاوت میان این دو رویکرد، بیش از آن که به تغییر نگاه درباره حق انتخاب پوشش زنان مربوط باشد، به شرایط سیاسی بازمیگشت و بازمیگردد. در زمانی که حکومت به نمایش وحدت و حضور خیابانی گسترده نیاز داشته باشد، حضور زنانی با پوشش متفاوت قابل تحمل میشود و حتی بخشی از همان تصویرسازی رسمی را تشکیل میدهد. اما با پایان آن مقطع، همین مدارا نیز کمرنگ میشود.
سبک زندگی متفاوت فقط در خدمت روایت رسمی پذیرفته میشود
این الگو تنها به حضور زنان بدون حجاب در خیابانها محدود نبوده است. در همین دوره، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نیز در مواردی به سراغ چهرهها و سبکهایی رفتند که در شرایط عادی با محدودیت بیشتری روبهرو هستند. از جمله صداوسیما از رپرهایی برای اجرای آثار با مضمون حمایت از حکومت و نیروهای مسلح استفاده کرد. سبکی از موسیقی که سالها در فضای رسمی جمهوری اسلامی با نگاهی منفی مواجه بوده است.
این تناقض، تصویری از یک سیاست دوگانه ساخت. سبک زندگی، پوشش یا بیان فرهنگی متفاوت، زمانی امکان حضور پیدا میکند که در خدمت یک پیام سیاسی مشخص باشد؛ اما همان تفاوت، وقتی خارج از چارچوب مورد نظر حکومت دیده شود، میتواند به موضوع برخورد امنیتی و قضایی تبدیل شود.
پایان یک مدارا؛ بازگشت برخوردها پس از فروکش کردن نیاز تبلیغاتی
پس از پایان جنگ و فروکش کردن فضای تبلیغاتی «وحدت»، نشانههای بازگشت سیاستهای پیشین آشکار شد. مقامهای قضایی در شهرهای مختلف دوباره از برخورد با بیحجابی سخن گفتند و همزمان، پلمب کافهها، رستورانها و دیگر واحدهای صنفی در دستور کار قرار گرفت.
یک روز پس از پلمب گسترده کافهها در مرکز شهر، مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت برخورد با زنان بدون حجاب در تجمعهای شبانه خیابانی و در کافهها، این تفاوت را نپذیرفت و گفت: «آن وقت کافهها خیلی کافه میشوند.»
او ادامه داد: «اگر کافهها خلاف میکنند، باید جلوی آنها گرفته شود؛ چه جنگ باشد و چه نباشد.»
پلمب کافههای مرکز تهران نخستین برخورد از این دست در ماههای اخیر نبود. پیش از آن نیز در شهرهای مختلف، واحدهای صنفی و اماکن گردشگری با استناد به موضوعاتی مانند حجاب، موسیقی یا «ناهنجاری اخلاقی»، تعطیل شده بودند.
۲۹ اردیبهشت، هتل عامریهای کاشان، یکی از مجموعههای شناخته شده گردشگری این شهر، به دلیل آنچه «عدم رعایت حجاب اجباری» عنوان شد، پلمب شد.
۲۵ خرداد، خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، گزارش داد دادستانی تهران پس از انتشار تصاویری از برنامهای در یک کافه که آن را مغایر با موازین قانونی و شرعی دانسته بود، به موضوع ورود کرد و با دستور مقام قضایی، این کافه پلمب و برای مدیرانش پرونده قضایی تشکیل شد.
موج بعدی به شهرهای دیگر رسید. ۱۱ تیر، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان کهگیلویه از پلمب ۱۰ کافه و قهوهخانه در دهدشت به دلیل «عدم رعایت موازین شرعی» خبر داد و اعلام کرد برای متصدیان این واحدها پرونده قضایی تشکیل شده است.
کمتر از سه هفته بعد، عمارت محسنی در بهبهان، مجموعه تاریخیای که پس از مرمت به هتل-رستوران تبدیل شده، به دلیل «حجاب اختیاری برخی مشتریان» و «پخش موسیقی» پلمب شد.
در هفتههای پیش از آن نیز مقامهای انتظامی و قضایی در لرستان، اردبیل و آران و بیدگل از پلمب واحدهای صنفی با عناوینی مانند «کشف حجاب»، «عدم رعایت شئونات اسلامی»، «اقدامات نابهنجار اخلاقی» و «ارتقای امنیت اجتماعی» خبر داده بودند.
این موارد نشان میدهند برخورد با کافهها و مراکز خدماتی محدود به چند واحد در تهران نیست، بلکه بخشی از روندی گستردهتر است که طی ماههای اخیر در شهرهای مختلف دنبال شده است.
در مقابل روایت صاحبان کافهها و برخی گزارشهای رسانهای، «روایت رسمی» متفاوت است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پس از انتشار خبر و تصاویر پلمب چند کافه در مرکز تهران، اعلام کرد شایعاتی درباره ارتباط این اقدامات با موضوع «امنیت اخلاقی» منتشر شده اما بر اساس «اخبار موثق دریافتی»، این کافهها صرفا به دلیل «مشکلات صنفی» پلمب شدهاند و اقدام مذکور، ارتباطی با امنیت اخلاقی ندارد.
با این حال، صاحبان این کافهها میگویند مساله یک تخلف صنفی نبوده است. آنها از هشدارهای قبلی، حضور افراد لباس شخصی، حساسیت نسبت به نوع پوشش مشتریان و فضای حاکم بر کافهها سخن میگویند. روایتهایی که با توضیح رسمی درباره علت پلمبها تفاوت دارد و درباره انگیزه اصلی این اقدامات، پرسشهایی ایجاد کرده است.
برای صاحبان کافهها، این برخوردها فقط یک موضوع سیاسی یا اجتماعی نیست. بسیاری از این واحدها پس از جنگ، رکود اقتصادی، کاهش قدرت خرید مردم، قطع اینترنت و افت شدید مشتریان، تلاش کرده بودند فعالیت خود را حفظ کنند.
حالا تعطیلی ناگهانی آنها به معنای وجود کارمندانی است که ممکن است حقوق نگرفته باشند، اجارههایی که باید پرداخت شوند، مالیات و بدهیهایی که باقی میماند و کسب و کارهایی که آیندهشان به یک تصمیم اداری گره خورده است.
یک کافه در شهر فقط محل فروش نوشیدنی و غذا نیست و در بسیاری از خیابانها، بخشی از اقتصاد محلی را شکل میدهد. مشتریانی که به کافه میروند، به کتابفروشیها، فروشگاههای کوچک، گالریها و دیگر کسب و کارهای اطراف نیز رفت و آمد میکنند.
فاصله میان دو تصویر اخیر، شاید بیش از هر توضیح دیگری این واقعیت را نشان دهد: چند هفته پیش، حضور زنانی بدون روسری در خیابانها بخشی از تصویری بود که حکومت میخواست از همراهی عمومی نشان دهد. امروز، در همان شهر، کرکره کافههایی پایین کشیده شده که صاحبانشان میگویند به دلیل همان سبک زندگی متفاوت تحت فشار قرار گرفتهاند.
این تفاوت نشان میدهد مساله تنها درباره نوع پوشش نیست، بلکه درباره شرایطی است که حکومت حاضر میشود آن را تحمل کند.
در موقعیتی که حضور افراد با سبک زندگی متفاوت به تقویت تبلیغات رسمی کمک میکند، امکان دیدهشدنشان بیشتر میشود، اما همین که آن تفاوت از چارچوب تبلیغاتی حکومت بیرون بزند، دوباره به موضوع برخورد تبدیل میشود.
آنچه در این میان تغییر کرده، نگاه حکومت به حجاب اجباری نیست، بلکه نحوه استفاده از آن در مقاطع مختلف سیاسی است.
شبکه سیبیاس نیوز به نقل از منابع نظامی و اطلاعاتی آمریکا گزارش داد همزمان با تشدید درگیریها میان تهران و واشینگتن، سرعت بالای بهکارگیری برخی از پیشرفتهترین موشکهای رهگیر پدافند هوایی و مهمات هدایتشونده دقیق آمریکا در خاورمیانه، نگرانیهایی را در کاخ سفید برانگیخته است.
بر اساس این گزارش که شامگاه پنجشنبه اول مرداد منتشر شد، کاهش ذخایر این تسلیحات به نگرانیها درباره میزان آمادگی آمریکا برای درگیری احتمالی در منطقه هند-اقیانوس آرام دامن زده است.
سیبیاس نیوز افزود افت ذخایر موشکهای رهگیر دفاعی و موشکهای دوربرد به یکی از چالشهای جدی مقامهای ارشد نظامی و غیرنظامی آمریکا تبدیل شده است، زیرا آنها اکنون باید میان تامین نیازهای جنگ ایران و حفظ توان بازدارندگی در برابر دیگر رقبای ایالات متحده، بهویژه چین، توازن برقرار کنند.
منابع آمریکایی که بهدلیل حساسیت موضوع به شرط ناشناس ماندن با سیبیاس نیوز گفتوگو کردند، هشدار دادند ایالات متحده نمیتواند مهمات هدایتشونده دقیق را با سرعتی مشابه مراحل اولیه عملیات علیه جمهوری اسلامی مصرف کند.
به گفته این منابع، صنایع دفاعی آمریکا قادر نیستند موشکها و مهماتی را که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته یا به فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) منتقل شدهاند، با سرعت کافی جایگزین کنند.
همزمان، شمار زیادی از موشکهای رهگیر برای حفاظت از نیروها و منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس به کار گرفته شدهاند.
این کشورها میزبان نیروهای آمریکایی هستند و بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند.
این در حالی است که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ماه گذشته وجود هرگونه بحران در ذخایر تسلیحاتی آمریکا را رد کرد، هرچند اذعان داشت تولید برخی مهمات ممکن است بیش از انواع دیگر زمان ببرد.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اول مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرد به تصمیمگیری برای آغاز یک کارزار نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ کارزاری که به گفته او، بزرگتر از عملیات «خشم حماسی» خواهد بود.
تغییر الگوی حملات آمریکا
سیبیاس نیوز در ادامه گزارش داد فرماندهان ارتش آمریکا بهطور فزایندهای به استفاده از بمبهای هدایتشونده با سامانه جیپیاس و «بمبهای کمقطر» روی آوردهاند.
بمبهای کمقطر از جمله مهمات هدایتشونده دقیقی هستند که قابلیت سرخوردن در هوا را دارند و برای هدف قرار دادن مواضع ثابت در بردهای کوتاهتر به کار میروند. این بمبها در برخی ماموریتها میتوانند جایگزین تسلیحات دورایستا و دوربرد شوند.
در مراحل اولیه جنگ، نیروهای آمریکایی بهطور گسترده از موشکهای کروز دوربرد، از جمله موشک دورایستای هوا به سطح موسوم به «JASSM» و موشکهای تهاجم زمینی تاماهاک استفاده کردند.
منابع آگاه گفتند این تسلیحات همچنان در زرادخانه آمریکا موجودند، اما اکنون با محدودیت و صرفهجویی بیشتری به کار گرفته میشوند.
آنها همچنین از محدود بودن ذخایر سامانه موشکی تاکتیکی «اتکمز» خبر دادند. این موشکهای دوربرد از سامانه هیمارس شلیک میشوند؛ پرتابگری سوار بر کامیون که قابلیت شلیک راکتها و موشکهای هدایتشونده دقیق را دارد.
پس از فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، ارتش آمریکا تمرکز حملات خود را به اهدافی در نزدیکی سواحل جنوبی ایران معطوف کرده است.
این تغییر راهبرد نیاز جنگندههای آمریکایی به نفوذ در عمق خاک ایران را کاهش میدهد؛ مناطقی که از شبکههای متراکمتر پدافند هوایی برخوردارند و هواپیماها را با خطر بیشتری از سوی موشکهای زمین به هوا مواجه میکنند.
روزنامه والاستریت ژورنال اول مرداد نوشت جمهوری اسلامی بخشهایی از زیرساختهای نظامی، پایگاههای موشکی، بنادر و مراکز تولیدی آسیبدیده در حملات آمریکا و اسرائیل را سریعتر از انتظار بازسازی کرده است.
جنگ ایران ذخایر پدافندی آمریکا را تحت فشار قرار داده است
منابع آگاه به سیبیاس نیوز گفتند فوریترین نگرانی مقامهای آمریکایی به ذخایر موشکهای رهگیر پدافند هوایی مربوط میشود؛ تسلیحاتی که برای مقابله با موشکهای کروز و بالستیک، هواپیماها و پهپادهای تهاجمی به کار میروند.
آمریکا برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی، شمار زیادی از رهگیرهای سامانههای پاتریوت و تاد را مورد استفاده قرار داده و در نتیجه، ذخایر این تسلیحات با سرعتی بیش از ظرفیت صنایع دفاعی برای جایگزینی آنها کاهش یافته است.
پنتاگون برای پشتیبانی از عملیات در خاورمیانه، بخشی از ذخایر موشکهای رهگیر را از سایر نقاط به این منطقه منتقل کرده است؛ از جمله تسلیحاتی که پیشتر برای استفاده احتمالی در منطقه هند و اقیانوس آرام مستقر شده بودند.
به گزارش سیبیاس نیوز، این جابهجاییها سبب شدهاند سایر فرماندهیهای رزمی آمریکا با ذخایری کمتر از سطح مطلوب برنامهریزان نظامی فعالیت کنند.
این در شرایطی است که واشینگتن میکوشد چین را از اقدام نظامی در اطراف تایوان بازدارد و همزمان به متحدان خود در منطقه اقیانوس آرام درباره تعهدات امنیتی آمریکا اطمینان دهد.