پیامهای شهروندان درباره مراسم حکومتی دفن علی خامنهای
چهار ماه پس از کشته شدن علی خامنهای و در حالی که حکومت تمام توان خود را برای برگزاری مراسم دفن او به کار بسته است، پیامهای بسیاری از شهروندان درباره واکنش به این خبر به ایراناینترنشنال رسیده است.
سبا حیدرخانی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، از پیامهای شهروندان میگوید
بیش از دو هفته است که اختلال در سیستم بانکی ایران دسترسی شهروندان به حسابهایشان، انجام خریدهای روزمره، انتقال پول و برداشت وجه نقد را با مشکل روبهرو کرده است.
روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد این وضعیت، در کنار فشارهای اقتصادی پس از جنگ و آتشبس، زندگی بسیاری از مردم را مختل کرده است.
پولهایی که از حسابها کم شد، اما به مقصد نرسید
اختلال در خدمات برخی بانکها از ۲۳ خرداد در ایران آغاز شد و مردم در استفاده از همراهبانک و انجام برخی تراکنشهای روزمره با مشکلاتی مواجه شدند.
بانک مرکزی در اطلاعیه رسمی خود، دلیل این اختلال را «حمله سایبری» به زیرساخت این بانکها اعلام کرد و گفت اطلاعات مشتریان آسیب ندیده، دادههای بانکی محفوظ مانده و هیچ دسترسی غیرمجازی به آنها صورت نگرفته است.
با این وجود، پس از گذشت دو هفته، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که مشکلات بانکی هنوز برطرف نشده است.
مخاطبان میگویند کماکان در استفاده از همراهبانک، اینترنتبانک، کارتبهکارت، خدمات چک، دریافت موجودی و برخی تراکنشهای روزمره با خطا، کندی یا انجام نشدن موفق عملیات مواجهاند.
شماری از پیامها از پولهایی حکایت دارد که از حساب شهروندان کسر شده، اما به حساب مقصد نرسیدهاند.
یکی از شهروندان نوشت هفتم تیر مبلغ پنج میلیون تومان از حسابش در بانک صادرات به کارت بانک رفاه واریز کرده، اما با وجود کسر شدن پول، این مبلغ به حساب مقصد منتقل نشده است.
مخاطبی از تهران خبر داد پس از بازنشستگی، از او خواستهاند در بانک صادرات حساب باز کند، اما اکنون نهتنها این بانک خدمات مناسبی نمیدهد، بلکه طی روزهای اخیر و پس از اختلال گسترده در سیستمهای بانکی، مبلغ ۵۰ میلیون تومان از حسابش بدون هیچ توضیحی کسر شده است.
شهروند دیگری به قطعی سیستم بانک تجارت اشاره کرد و نوشت از سوم تیرماه پولی به حسابش واریز شده، اما هنگام مراجعه به بانک با وجود داشتن کد پیگیری، به او گفتهاند چنین واریزی انجام نگرفته است.
بنا بر روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، اختلال در دستگاههای کارتخوان، خرید و فروش روزمره را هم مختل کرده است.
در برخی موارد پول از حساب مشتری کم میشود، اما به حساب فروشنده نمیرسد و شهروندان میگویند بانکها، از جمله بانک ملی، پاسخ روشنی درباره سرنوشت این تراکنشها نمیدهند.
شهروندی در پیام خود با اشاره به همین مساله گفت در چنین شرایطی حتی امکان کارتبهکارت کردن به حساب فروشنده از طریق اپلیکیشنهای بانکی وجود ندارد و خرید کردن غیرممکن شده است.
یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «نه خرید اینترنتی امکانپذیر است، نه کارتبهکارت، نه خرید با دستگاه کارتخوان و نه دسترسی عادی به حساب بانکی. این معضلات در کنار گرانی و فقر، فقط فشار را بر مردم بیشتر کرده است.»
یک صاحب کسبوکار هم از تاثیر این اختلال بر شغلش خبر داد و گفت: «واریزیها وارد کارت نمیشود و همین مساله کسبوکارم را مختل کرده است. ما مردم باید هرچه سریعتر پولهایمان را از بانک بیرون بکشیم.»
اختلال در سیستم بانکی تنها به تراکنشهای ناموفق و کارتخوانها محدود نمانده و به گفته مخاطبان، دسترسی عادی شهروندان به حسابهایشان را هم مختل کرده است.
یکی از مخاطبان در پیامی نوشت پول در حسابها جابهجا میشود، اما پیامک تراکنشها ارسال نمیشود، صورتحساب فعال نیست و امکان دریافت موجودی هم وجود ندارد.
شهروند دیگری نیز از واریز نشدن سود بانکی و قطع پیامکهای تراکنشها خبر داد.
به گفته او، پیگیری وضعیت حساب و اطلاع از جابهجایی پول از سوی مشتریان بانکها تا به امروز ناکام مانده است.
بلوکه شدن حساب شهروندان در بانکهایی همچون ملی، سپه، صادرات، رفاه و حتی بلو بانک از جمله مواردی است که بارها در پیامها به آن اشاره شده است.
مسدود شدن حسابها در حالی ادامه دارد که بسیاری از مردم، بهویژه کارمندان و بازنشستگان، در انتظار دریافت حقوق خود بودهاند و حالا حتی دسترسی به حداقل منابع مالی روزمره برایشان دشوار شده است.
یکی از شهروندان با گلایه از اختلال و قابلدسترس نبودن بانکهایی مانند ملی نوشت: «کارمندان هنوز حقوق نگرفتهاند. من هفتهای چهار روز کار میکنم و الان که باید حقوق ماهیانه را واریز کنند، حسابم بلوکه شده است.»
چکهایی که برگشت خورد، اقساطی که برداشت شد
قطع خدمات بانکی طی روزهای اخیر همچنین موجب برگشت خوردن چکها و بلاتکلیفی در پرداختها شده است.
یکی از مخاطبان در پیامی به ایراناینترنشنال خبر داد بانکها چکها را پاس نمیکنند و انتقالهای بانکی هم انجام نمیگیرد، اما در همین شرایط، اقساط بانکی همچنان بهموقع از حسابها برداشت میشود.
شهروندی از اصفهان گفت: «برای خرید یک تلویزیون به فروشنده چک دادم و با وجود اینکه پول به اندازه در حساب بانکی داشتم، اما چک برگشت خورده و امکان برداشت پول نبوده است.»
پس از آنکه دوم تیرماه خدمات سه بانک ملی، تجارت و صادرات از کار افتاد، شرکت خدمات انفورماتیک علت آن را «حمله سایبری» اعلام کرد.
با این حال، شماری از مخاطبان اختلال در سیستم بانکی را نه یک مشکل فنی یا حمله سایبری، بلکه نتیجه «تصمیمهای عامدانه» حکومت دانستهاند.
یکی از شهروندان با ذکر همین موضوع در پیام خود نوشت: «بانکها از ترس خارج کردن پولها از حسابهای بانکی توسط مردم، در انجام تراکنشها اخلال ایجاد کردهاند.»
مخاطب دیگری تاکید کرد پس از جنگ و آتشبس، «دیگر پولی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده» و به همین دلیل، پول مردم در بانکها بلوکه شده است.
مخاطبی از تبریز نیز با اشاره به اختلال دو هفتهای بانکها در کنار گرانی، فقر و فساد نوشت «سفرهها خالی و یخچالها خالیتر» شده است و هیچکس هم پاسخگو نیست.
برنامهریزی حکومتی برای تشییع دیرهنگام علی خامنهای با واکنشهایی از سوی شهروندان مواجه شده است. مخاطبان ایراناینترنشنال به غیبت مجتبی خامنهای در مراسم پدرش و همچنین پولپاشی حکومت برای شلوغ جلوه دادن مراسم خاکسپاری اشاره کردند.
مقامهای جمهوری اسلامی از برنامهریزی برای برگزاری مراسم تشییع و تدفین خامنهای، دیکتاتور کشته شده ایران، در روزهای ۱۳ تا ۱۸ تیر خبر دادهاند.
دومین رهبر جمهوری اسلامی صبح روز نهم اسفند و در نخستین ساعات آغاز جنگ با اسرائیل و آمریکا کشته شد.
شهروندان در چهار ماه اخیر، تاخیر در خاکسپاری او را دستمایه شوخی قرار داده و برای آن روزشماری میکردند.
برخی نیز به از بین رفتن کامل جسد او و اینکه «چیزی برای دفن باقی نمانده» اشاره کردند.
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «تشییع جنازه یک تابوت خالی، نشانه وحشت تفالههای باقیمانده رژیم غاصب اسلامی است. آنها میدانند که خودشان هم دیگر امنیت ندارند و فعلا با زور اسلحه و کشتار ملت ایران، چند صباحی بیشتر میمانند.»
مخاطبی دیگر از این مراسم با عنوان «سیرک تشییع برای جنازهای که وجود ندارد» یاد کرد و گفت حتی خبری از سومین رهبر جمهوری اسلامی نیست.
او با استناد به طنزهای تصویری که پس از اعلام رهبری مجتبی خامنهای در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت «رهبر مقوایی» حتی قرار نیست در مراسم پدرش شرکت کند.
شماری دیگر هم اشاره کردند نه اثری از «بقایای خامنهای پدر» در کار است و نه خامنهای پسر.
سومین رهبر جمهوری اسلامی از زمان انتصاب به این سمت تاکنون با هوادارانش دیداری نداشته و پیامی به شکل تصویری یا صوتی منتشر نکرده است. آنچه تاکنون از او منتشر شده، منحصر به پیامهای مکتوب است.
در مورد بقایای علی خامنهای نیز ابهاماتی وجود دارد. منصور ارضی، مداح مورد علاقه خامنهای، پیشتر در یکی از تجمعهای شبانه حامیان حکومت، گفت: «بعدها گفته خواهد شد که از بدن رهبر ما چه باقی مانده است.»
شمار دیگری از پیامها، واکنش به اظهارات محمدرضا عارف، معاون مسعود پزشکیان، است که هفتم تیر در صحبتهایی، تشییع خامنهای را «مهمترین رویداد قرن بیستویکم» خواند.
مخاطبی این اظهارات را «چرندیات» دانست و گفت این خاکسپاری برای مردم خود ایران هم اهمیت چندانی ندارد، چه برسد به کشورهای دیگر.
شهروندی عارف را خطاب قرار داد و گفت مشخص است که خاکسپاری یکی از «بزرگترین دیکتاتورهای خونریز قرن» بعد از چهار ماه، آن هم با «نهایت خفت و خواری»، یکی از مهمترین و شادترین حوادث قرن ۲۱ محسوب میشود.
جنازه خامنهای قرار است ۱۳۲ روز پس از مرگش در شهر مشهد به خاک سپرده شود.
پیشتر کاربران شبکههای اجتماعی با استناد به فقه شیعه یادآوری کرده بودند که بر زمین ماندن جنازه، «دارای کراهت» است.
برخی دیگر نیز بارها و بارها تاکید کردند با این حجم از ظلم و قساوتی که خامنهای در سه دهه رهبری خود به خرج داد، حتی خاک هم او را نمیپذیرد.
شهروندی در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بزرگترین رویداد قرن نه خاکسپاری خامنهای که کشتار بزرگ شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بود که به دستور او اتفاق افتاد.
مخاطبی دیگر در پاسخ به عارف گفت: «نه عزیزم، این مرگ خامنهای بود که بزرگترین رویداد قرن شد.»
پولپاشی برای شلوغ جلوه دادن مراسم
بخشی از پیامها به تلاش حکومت برای «شلوغتر» کردن مراسم خاکسپاری خامنهای با اجبار یا تطمیع اشاره کردند.
برخی گفتند جمهوری اسلامی خودش هم میداند برای تشییع جنازه خامنهای در تهران تعداد کمی قرار است به شکل خودجوش حضور داشته باشند، برای همین میخواهد هرچه نیرو دارد را از همه شهرها جمع کند و در مدارس پایتخت اسکان دهد.
مدیر یک دبیرستان در تهران گفت از دو هفته پیش به آنها بخشنامهای درباره آمادگی اجباری برای پذیرایی از کسانی ابلاغ شده که از شهرها و کشورهای همسایه برای تشییع جنازه خامنهای به پایتخت میآیند.
او افزود: «این در صورتی است که مدرسه تحت مدیریت من کمبرخوردار است و هیچ امکاناتی، حتی فرش نمازخانه و کولر ندارد.»
بر اساس این پیامها و در یک نمونه، معاونت نیروی انسانی اپراتور همراه اول به کارکنان خود پیام داده که طی یک هفته برگزاری مراسم خامنهای تمامی درخواستهای «مرخصی و دورکاری» لغو شده و ۱۰۰ درصد کارکنان باید در محل کار خود حضور داشته باشند.
مخاطبی دیگر گفت بخشنامه حضور کارکنان شهرداری در تشییع خامنهای نشان میدهد حضور میلیونی که مقامهای حکومت ادعایش را میکنند، قرار است با اجبار کارمندانی رخ دهد که باید در خاکسپاری حاضر شوند.
شهروندی به شدت گرفتن «فعالیتهای التماسی-خواهشی» سپاهیها، بسیجیها و ارزشیها در گروههای مجازی برای شرکت در تشییع جنازه خامنهای اشاره کرد. این در حالی است که در سالهای گذشته شهروندان بارها با اشاره به تورم و فقر فزاینده مردم، به برگزاری جشنهای پرهزینه حکومت برای اعیاد مذهبی یا صرف مبالغ بالا برای سالگرد مرگ روحالله خمینی اعتراض کردند.
جمهوری اسلامی پس از تحمیل دو جنگ به ایران، در مدیریت بحران اقتصادی ناتوانتر از قبل شده و این شکافها در ماههای اخیر بیشتر شده است.
شهروندی ساکن تهران به ایراناینترنشنال گفت برای دفن خامنهای به اتوبوسهای سرویس کارمندان و پایانههای مسافربری گفتهاند برای انتقال مردم به روستاها بروند و آنها را بهصورت رایگان و با وعده غذا و امتیازات شورایی به روستا، به مراسم تشییع جنازه بکشانند.
او این رویکرد را «سناریوی تکراری برای شلوغ کردن تجمعات حکومتی» توصیف کرد.
شهروندی از کرج نیز گفت: «برای هماهنگی مهمترین اتفاق قرن، و تشییع رهبر بعد از سه فصل، همین بس که سرباز و کارمند و کارگر و دانشجو مجبور به شرکت در آن هستند.»
تبدیل فضای تشییع جنازه به فرصتی برای اعتراض
برخی شهروندان در پیامهایشان، این مراسم یک هفتهای را فرصتی برای اعتراض دیدهاند.
شهروندی در همین زمینه گفت در شبهای خاکسپاری، مردم میتوانند بدون هزینه سنگین، اقدام اعتراضی انجام دهند؛ مثلا از پشت پنجرههای خانهها با سوت و دست و جیغ، فریاد شادی از مرگ دیکتاتور سر دهند
دستهای از مخاطبان اما خواهان اقداماتی جدیتر شدند.
شهروندی گفت: «به نظر من بهترین فرصت برای فراخوان ملی و سرنگونی رژیم همین مراسم تدفین خامنهای است، چون حکومت بهخاطر کمبود طرفدار مجبور است همه حامیانش را یکجا جمع کند؛ مخصوصا در مشهد.»
در هفتههای اخیر صدها شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال از انتظار برای «فراخوان نهایی» شاهزاده رضا پهلوی بهمنظور حضور در خیابان گفتند.
شاهزاده رضا پهلوی هشتم تیر فراخوانی برای ایرانیان خارج از کشور منتشر کرد.
دفتر رسانهای او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت از چهار تا ۹ ژوییه (١٣ تا ١٨ تیر) و همزمان با «برنامههای تبلیغاتی و فریبکارانه رژیم برای دفن بقایای جنایتکار اعظم»، ایرانیان مهینپرست و آزادیخواه در قالب هفته جهانی اقدام برای آزادی ایران، به خیابانهای سراسر جهان میآیند.
شماری از شهروندان در واکنش به این فراخوان، از ایرانیان مهاجر خواستند در این تجمعهای اعتراضی حضوری پرشور داشته باشند.
حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی با موجی از واکنشها همراه شد. بخش قابل توجهی از مخاطبان در پیامهای خود، شکست این تیم را به مواضع سیاسی برخی بازیکنان، بهویژه رامین رضاییان، و حمایت آنان از جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سراسری نسبت دادند.
پس از حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، این نتیجه را نه صرفاً یک ناکامی ورزشی، بلکه بازتاب مواضع سیاسی برخی بازیکنان تیم در سالهای اخیر توصیف کردند.
در بسیاری از این پیامها، نام رامین رضاییان بیش از دیگر بازیکنان تکرار شد. کاربران با اشاره به حضور او و دیگر بازیکنان تیم در تجمعات حکومتی پس از اعتراضات سراسری و اظهاراتشان درباره کشتار دیماه، نوشتند که حذف تیم «سالها پیش» و در زمان فاصله گرفتن از مردم رقم خورده بود. یکی از شهروندان خطاب به رضاییان نوشت: «شما خیلی وقت پیش حذف شدید؛ همانجا که به جاویدنامان پشت کردید.»
گروهی دیگر از مخاطبان، شکست تیم را با مفاهیمی مانند «کارما» یا «آه خانوادههای دادخواه» توصیف کردند و نوشتند این نتیجه، پیامد حمایت برخی بازیکنان از حکومت و بیتوجهی به سرکوب معترضان است. در شماری از پیامها آمده بود که «دعای خیر مردم» دیگر پشت این تیم نبود و به همین دلیل نتوانست به مرحله بعدی جام جهانی صعود کند.
برخی از مخاطبان نیز تیم کنونی را با بازیکنانی که در سالهای گذشته مواضع متفاوتی اتخاذ کرده بودند، مقایسه کردند. در تعدادی از پیامها از رشید مظاهری به عنوان نمونه بازیکنی یاد شد که به گفته شهروندان «در کنار مردم ایستاد». در مقابل، از اعضای فعلی تیم به دلیل آنچه «حمایت از رژیم» یا «نادیده گرفتن سرکوب مردم» خوانده شد، انتقاد شد.
در بخش دیگری از واکنشها، مخاطبان تاکید کردند که این تیم دیگر از حمایت عمومی برخوردار نیست. برخی نوشتند که برخلاف دورههای گذشته، این بار خبری از گردهماییهای گسترده برای تماشای مسابقات یا دعا برای پیروزی تیم نبود و حتی شماری از مردم از حذف آن ابراز خوشحالی کردند. یکی از شهروندان نوشت: «این تیم، تیم ملی و مردمی نیست؛ از باختش بیشتر خوشحال میشویم.»
همچنین تعدادی از شهروندان به گل مردود اعلامشده شجاع خلیلزاده اشاره کردند و آن را به اظهارات پیشین او درباره تقدیم گل به رهبر جمهوری اسلامی پیوند زدند. برخی دیگر نیز با اشاره به اشکهای رامین رضاییان پس از حذف ایران، نوشتند که این نتیجه پیامد انتخابهای سیاسی بازیکنان است.
وجه مشترک بسیاری از این پیامها، پیوند زدن نتیجه ورزشی تیم با مواضع سیاسی بخشی از بازیکنان و تاکید بر این بود که از نگاه این شهروندان، حمایت اجتماعی و موفقیت ورزشی از یکدیگر جدا نیستند و فاصله گرفتن از افکار عمومی، در نهایت بر سرنوشت تیم نیز تاثیر گذاشته است.