همزمان با تشدید حملات متقابل، روسیه گفت یک روستا را در شرق اوکراین تصرف کرده است
همزمان با ادامه حملات متقابل روسیه و اوکراین، مسکو از تصرف یک روستا در شرق اوکراین خبر داد و کییف نیز اعلام کرد با موشکهای ساخت داخل، یک کارخانه تولید تجهیزات نظامی را در خاک روسیه هدف قرار داده است.
خبرگزاری رویترز شنبه ششم تیر ماه گزارش داد حملات روسیه به زیرساختهای انرژی اوکراین و مناطق مسکونی، دستکم سه کشته و شماری زخمی بر جای گذاشت.
از سوی دیگر، وزارت دفاع روسیه اعلام کرد نیروهای این کشور کنترل روستای «نووسکلیواته» در منطقه «دنیپروپتروفسک» اوکراین را به دست گرفتند.
خبرگزاری دولتی ریانووستی این خبر را به نقل از وزارت دفاع روسیه منتشر کرد، اما رویترز تاکید کرد که نتوانسته است این ادعا را به طور مستقل تایید کند.
در مقابل، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، گفت نیروهای این کشور با استفاده از موشکهای ساخت داخل موسوم به «فلامینگو»، یک کارخانه دفاعی را در منطقه «ولگوگراد» روسیه هدف قرار دادهاند.
به گفته او، این کارخانه سامانههای توپخانهای و قطعات سامانههای پرتاب موشک تولید میکرد و حمله اوکراین باعث آتشسوزی در مجموعه صنعتی «تیتان-باریکادی» شد.
همزمان، شرکت دولتی نفت و گاز اوکراین اعلام کرد روسیه با شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد به تاسیسات تولیدی این شرکت در مناطق «پولتاوا» و «خارکیف» حمله کرده و به آنها خسارت وارد آورده است.
این شرکت جزییاتی درباره میزان خسارت یا تاثیر آن بر تولید انرژی منتشر نکرد.
حملات روسیه به مناطق مسکونی اوکراین نیز ادامه یافت.
مقامهای اوکراینی اعلام کردند در حمله پهپادی به شهر «نیکوپول» در منطقه دنیپروپتروفسک، دو سرنشین یک مینیبوس کشته و ۱۲ نفر، از جمله دو کودک، زخمی شدند.
نیکوپول که در ساحل رود «دنیپرو» و روبهروی نیروگاه هستهای زاپوریژیا قرار دارد، از اهداف مکرر حملات روسیه بوده است.
در منطقه مرزی «سومی» نیز به گفته مقامهای محلی، یک مرد در حمله پهپادی روسیه به روستایی در حومه مرکز استان کشته شد.
همچنین در منطقه زاپوریژیا دو نفر در حملات روسیه زخمی شدند و نمای چند ساختمان مسکونی آسیب دید.
رویترز اعلام کرد که نتوانسته است گزارشهای میدانی منتشرشده از سوی هیچ یک از طرفین درگیر را به طور مستقل راستیآزمایی کند.
این تحولات در حالی رخ دادند که جنگ روسیه و اوکراین وارد پنجمین سال خود شده و حملات متقابل به عمق خاک دو کشور و زیرساختهای نظامی و انرژی، همچنان ادامه دارد.
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
به نوشته این روزنامه، سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریبا بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود.
بر اساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا دو برگ برنده تعیینکننده در اختیار داشت: نخست، عملیات زمینی برای خارج کردن ذخایر اورانیوم؛ اما ترامپ معتقد بود که در نهایت میتواند از طریق توافق نیز به این هدف برسد.
دوم، نابودی زیرساختهای انرژی در ایران.
در حالی که موضوع انرژی در آمریکا مساله اصلی بود، در اسرائیل این موضوع، دغدغه اول نبود.
از سوی دیگر، هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای پاییز ۱۴۰۵ در آمریکا، سقوط خواهد کرد تا ترامپ بتواند روی آن بهعنوان برگ برنده در انتخابات حساب کند.
بنابراین توافق با تهران گزینه در دسترسی بود که به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
بند نانوشته در توافق
اسرائیلهیوم در ادامه تحلیل خود، در ارزیابی توافق تهران و واشینگتن نوشت که اگرچه بسیاری آن را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتا غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی (کم و بیش) به حالت قبل بازگشته است.
در واقع با این توافق، تقریبا تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد.
در ادامه این تحلیل آمده است که درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ نیز اختلافنظر وجود دارد. برخی آن را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند.
در هر صورت، منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
شش ماه دیگر، وقتی شهروندان ایران ببینند گشایشی حاصل نشد
مقامهای ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به احتمال شکلگیری اعتراضات در ایران، در شرایطی که حکومت از فضای جدید سود میبرد، بدبین بودند اما منبع اسرائیلهیوم، دیدگاه خوشبینانهتری دارد.
او گفته است: «نباید فراموش کرد که حتی پیش از این خسارت عظیم نیز مردم با وجود نداشتن چیزی برای از دست دادن، به خیابانها آمدند. شش ماه دیگر، وقتی شهروندان در ایران دریابند شرایط دشوار اقتصادی همچنان ادامه دارد، چه خواهند کرد؟ حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟»
توصیه به خویشتنداری
اسرائیلهیوم در ادامه، به سابقه تنشها بین نتانیاهو و ترامپ اشاره کرد و از قول منابع خود نوشت این اولین بار نیست که این دو در روابط خود دچار تنش شدهاند، اما در موارد قبلی اختلافات پشت درهای بسته حل و فصل میشد.
نویسنده این مقاله نوشت: «تفاوت این بار بیشتر به این دلیل است که ترامپ تصمیم گرفته تقریبا به هر تماس ناشناسی پاسخ دهد؛ حتی اگر خبرنگاری پشت خط باشد.»
اسرائیلهیوم به کنایه تاکید کرد رهبران اسرائیل مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از حمایت حزب دموکرات آمریکا برخوردار نیستند و از طرفی، ایتالیا در دو جبهه درگیر جنگ نیست.
بر این اساس، این مقاله استدلال کرد: «این درگیریهای لفظی فقط زیان به همراه دارند. سکوت کنید، صبر داشته باشید و اجازه دهید زمان بگذرد. این همان کاری است که باید انجام شود.»
منبع آگاه مقاله اسرائیلهیوم تاکید کرد: «هنوز زمان وجود دارد و زمان به سود کسی است که از آن بهدرستی استفاده کند. آیا این توافق یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعا هم یک فاجعه نیست.»
نتایج یک نظرسنجی جدید در اسرائیل نشان میدهد نزدیک به سه چهارم شهروندان این کشور نگران تکرار حملهای مشابه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ هستند. همچنین دو سوم پاسخدهندگان خواستار تشکیل کمیسیون رسمی تحقیق برای بررسی ناکامیهای منتهی به آن حمله شدند.
بر اساس نظرسنجی شبکه ۱۲ اسرائیل که نتایج آن جمعه پنجم تیر منتشر شد، ۷۴ درصد از اسرائیلیها گفتهاند نگران هستند در آینده بار دیگر حملهای در ابعاد حمله هفتم اکتبر رخ دهد. در مقابل، ۲۰ درصد گفتهاند چنین نگرانیای ندارند و شش درصد نیز اعلام کردهاند نظری در این باره ندارند.
در حمله هفتم اکتبر، هزاران نیروی مسلح تحت رهبری حماس به جنوب اسرائیل یورش بردند و حدود یک هزار و ۲۰۰ نفر را کشتند و ۲۵۱ نفر را گروگان گرفتند.
اسرائیل پس از آن جنگهای گستردهای را در غزه آغاز کرد و دامنه درگیریها بعدها به لبنان، سوریه، یمن و ایران نیز کشیده شد.
حمله هفتم اکتبر نقطه عطفی در تحولات امنیتی خاورمیانه بود. این حمله که مرگبارترین حمله به اسرائیل از زمان تاسیس این کشور به شمار میرود، نه تنها جنگ غزه را آغاز کرد، بلکه به رویارویی نظامی گستردهتری میان اسرائیل و شبکه گروههای همسو با جمهوری اسلامی در منطقه انجامید.
در ماههای پس از آن، درگیریها از غزه به مرزهای لبنان، سوریه، عراق و یمن گسترش یافت و در نهایت با حملات مستقیم و متقابل میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، برای نخستین بار رویارویی آشکار دو طرف را رقم زد.
این تحولات به تضعیف بخش قابل توجهی از توان نظامی و فرماندهی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حماس و حزبالله انجامید و در ادامه نیز زمینهساز حملات اسرائیل و آمریکا به مواضع نیروهای وابسته به تهران در منطقه و سپس جنگ مستقیم با ایران شد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران حمله هفتم اکتبر را آغازگر زنجیرهای از رویدادها میدانند که موازنه قدرت در منطقه و جایگاه راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی را به طور اساسی دگرگون کرد.
این نظرسنجی همچنین نشان میدهد افکار عمومی اسرائیل درباره وضعیت امنیتی کشور پس از آن حمله به دو بخش تقریبا برابر تقسیم شده است. ۳۳ درصد از پاسخدهندگان معتقدند وضعیت امنیتی بدتر شده، ۳۳ درصد گفتهاند شرایط بهتر شده، ۲۷ درصد تغییری احساس نمیکنند و هفت درصد نیز پاسخ مشخصی ندادهاند.
بخش دیگری از این نظرسنجی به بررسی دیدگاه شهروندان درباره نحوه رسیدگی به ناکامیهای منتهی به حمله هفتم اکتبر اختصاص یافته است و بر اساس نتایج آن، ۶۶ درصد از شرکتکنندگان خواستار تشکیل یک کمیسیون رسمی تحقیق دولتی شدهاند که اعضای آن از سوی رییس دیوان عالی اسرائیل انتخاب شوند.
در مقابل، ۲۵ درصد با تشکیل چنین کمیسیونی مخالف بودهاند و ۹ درصد نیز اظهار بیاطلاعی کردهاند.
در اسرائیل، کمیسیونهای رسمی تحقیق بالاترین مرجع تحقیقاتی محسوب میشوند و اختیار احضار شهود، جمعآوری اسناد و ارائه پیشنهادهایی برای اصلاحات ساختاری را دارند.
بر اساس قانون کمیسیونهای تحقیق مصوب سال ۱۹۶۸، دولت درباره تشکیل این کمیسیون تصمیم میگیرد، اما انتخاب اعضای آن بر عهده رییس دیوان عالی است.
با این حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با تشکیل چنین کمیسیونی مخالفت کرده و معتقد است دستگاه قضایی نسبت به او جانبدارانه عمل میکند.
دولت نتانیاهو طی سالهای اخیر درگیر تلاش برای محدود کردن اختیارات قوه قضاییه بوده و همچنین انتصاب اسحاق آمیت به ریاست دیوان عالی اسرائیل در اوایل سال گذشته را به رسمیت نشناخته است.
نتانیاهو در عوض پیشنهاد داده است یک کمیسیون سیاسی مسئول بررسی وقایع منتهی به حمله هفتم اکتبر شود.
این نظرسنجی از سوی موسسه افکارسنجی «میدگام» (Midgam) با همکاری شرکت «آیپانل» (iPanel) برای شبکه ۱۲ اسرائیل انجام شده است.
این شبکه جزییاتی درباره تعداد افراد شرکتکننده در نظرسنجی یا میزان خطای آماری آن منتشر نکرده است.
دو روز پس از وقوع دو زمینلرزه ویرانگر در ونزوئلا، شمار قربانیان به ۹۲۰ نفر افزایش یافته و عملیات جستوجو برای یافتن صدها گرفتار زیر آوار و دهها هزار مفقود همچنان ادامه دارد.
همزمان با ورود تدریجی تیمهای امدادی خارجی، دولت آمریکا از اختصاص ۱۵۰ میلیون دلار کمک و کاهش بخشی از تحریمهای ونزوئلا خبر داد.
خبرگزاری رویترز شنبه ششم تیر ماه گزارش داد امدادگران و ساکنان مناطق زلزلهزده همچنان در تلاش برای یافتن بازماندگان هستند، در حالی که کمکهای بینالمللی تازه در حال رسیدن به مناطق آسیبدیده است.
دولت ونزوئلا اعلام کرد تاکنون ۹۲۰ نفر در این دو زمینلرزه جان باخته، سه هزار و ۳۶۰ نفر زخمی و ۱۷۲ نفر همچنان زیر آوار گرفتار هستند. همچنین فهرست مفقودان از ۵۰ هزار نفر فراتر رفته است.
بعدازظهر جمعه پنجم تیر ماه نیز زمینلرزهای دیگر به بزرگی ۴.۹ پایتخت، کاراکاس، و شهر ماراکای را لرزاند. لرزهای که هرچند بهمراتب ضعیفتر از زمینلرزههای اصلی بود، اما نگرانی ساکنان را افزایش داد.
به نوشته رویترز، در برخی از آسیبدیدهترین مناطق، بهویژه ایالت لا گوایرا، روند امدادرسانی با انتقادهای گسترده روبهرو شده است. ساکنان و داوطلبان همچنان با دست خالی در میان آوار جستوجو میکنند و از کمبود تجهیزات سنگین و حضور محدود نیروهای دولتی گلایه دارند.
جنیفر پالاسیوس، زن ۲۵ سالهای که پسر شش سالهاش به همراه پنج نفر دیگر از بستگانش زیر آوار مجتمع مسکونی هشتبرجی «هوگو چاوز» در شهر لا گوایرا گرفتار شدهاند، به رویترز گفت: «این مردم محله بودند که توانستند افراد را زنده از زیر آوار بیرون بیاورند. ما نیاز داریم جرثقیل بیاورند تا بتوانند قطعات بزرگ بتن را جابهجا کنند. هنوز افراد زیادی زیر آوار هستند.»
رویترز نوشت این فاجعه میتواند برای دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، پیامدهای سیاسی داشته باشد. او پس از بازداشت نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده در ماه ژانویه قدرت را در دست گرفته و تلاش کرده است خود را چهرهای برای تغییر سیاسی معرفی کند؛ هرچند پیشتر معاون مادورو بود.
برآورد سازمان ملل نشان میدهد خسارت مستقیم دو زمینلرزه به بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ حدود ۶.۷ میلیارد دلار است. زمینلرزه دوم، نیرومندترین زمینلرزه ثبتشده در ونزوئلا طی بیش از یک قرن گذشته به شمار میرود.
خبرنگاران رویترز در مسیر مناطق زلزلهزده از بزرگراههای شکافتهشده و دهها ساختمان فروریخته گزارش دادند که تنها تودههایی از بتن و فلز از آنها باقی مانده است.
روی برخی از آوارها نام ساختمانها با اسپری نوشته شده تا امدادگران بتوانند محلها را شناسایی کنند. همزمان داوطلبان با موتورسیکلت اقلام امدادی را از کاراکاس و والنسیا به مناطق آسیبدیده منتقل میکنند.
با وجود قدردانی اولیه مقامهای دولتی از داوطلبان، رودریگز و دیگر مسئولان بعدتر از مردم خواستند از سفر به شهر لا گوایرا خودداری کنند، زیرا ازدحام خودروها عملیات امداد را با مشکل مواجه کرده است.
دولت اعلام کرد از ساعت هشت شب جادههای منتهی به منطقه فقط برای خودروهای امدادی رسمی و تیمهای ثبتشده باز خواهد بود.
مشکلات در روند انجام امور مربوط به جانباختگان نیز ادامه دارد.
ریکاردو تریاس، وکیل ۷۳ ساله، به رویترز گفت هنوز موفق نشده گواهی فوت پسرخوانده ۵۴ سالهاش، آرماندو لوپس، را دریافت کند.
جسد او پنجشنبه شب از زیر آوار ساختمان محل سکونتش در شهر ساحلی کارابالدا بیرون کشیده شد اما همچنان در محل باقی مانده است.
او گفت: «میخواهیم جسد را به ما تحویل دهند .... نمیتوانیم آن را ببریم و اگر همینجا بماند، تجزیه خواهد شد. هنوز هیچ مقامی از پزشکی قانونی به اینجا نیامده است.»
خبرنگاران رویترز همچنین در شهر کاتیا لا مار در ایالت لا گوایرا مشاهده کردند که شماری از مردم از یک فروشگاه آسیبدیده کالاهایی مانند دستمال توالت، روغن خوراکی و نان خارج میکردند.
به گفته آنها، پلیس، گارد ملی و دیگر نیروهای دولتی در برابر این اقدامات مداخلهای نکردند.
صنعت نفت ونزوئلا آسیب جدی ندیده
مقامهای ونزوئلا تاکید کردهاند صنعت نفت کشور آسیب جدی ندیده است.
پائولا هنائو، وزیر نفت، در گفتوگویی رادیویی گفت تولید نفت بدون اختلال ادامه دارد و توزیع سوخت نیز تضمین خواهد شد.
مدیران و کارکنان صنعت نفت نیز اعلام کردند زیرساختهای اصلی این بخش از خسارتهای عمده در امان مانده است.
در همین حال، تیمهای امداد و نجات از کشورهای مختلف، از جمله برخی کشورهایی که سالها روابط پرتنشی با ونزوئلا داشتهاند، از اواخر پنجشنبه وارد این کشور شدند.
رودریگز جمعه پنجم تیر ماه تلفنی با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، گفتوگو کرد.
او و دیگر مقامهای ونزوئلا پیشتر نیز با فرماندهی شمال ارتش آمریکا و کارشناسان مدیریت بحران دیدار کرده بودند.
ایالات متحده اعلام کرده است ۱۵۰ میلیون دلار کمک اضطراری به ونزوئلا اختصاص میدهد و همزمان بخشی از تحریمهای این کشور را کاهش خواهد داد.
ارتش آمریکا نیز دو کشتی به منطقه اعزام کرده و اعلام کرده است بالگردها و هواپیماهای نظامی در عملیات امداد و نجات مشارکت خواهند کرد.
در محله ساحلی لوس کورالس، ۵۰ عضو تیم امداد السالوادور با استفاده از پهپاد، اسکنرهای حرارتی و سگهای زندهیاب، در حال جستوجوی بازماندگان در سه ساختمان ۱۰ طبقه هستند.
روبرتو گاویدیا، رییس این تیم، به رویترز گفت: «مردم به ما گفتهاند صدای افراد گرفتار را میشنوند. با آنها تماس تلفنی میگیرند، پاسخ میدهند و صدای فریاد و درخواست کمکشان شنیده میشود.»
نایب بوکله، رییسجمهوری السالوادور، نیز در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد نیروهای کشورش دختری ۱۵ ساله را به همراه حیوان خانگیاش در طبقه نهم یکی از ساختمانهای فروریخته شناسایی کردهاند و در حال تلاش برای نجات آنها هستند.
رویترز در پایان گزارش خود یادآوری کرد که این زمینلرزهها کشوری را هدف قرار دادهاند که سالها بحران اقتصادی و سیاسی، زیرساختهای آن را تضعیف کرده، میلیونها نفر را به مهاجرت واداشته و بخش بزرگی از جمعیت آن را با فقر روبهرو کرده است.
سوهیل سارکیز، زن ۵۰ سالهای که چند ماه پیش شغل خود را از دست داده، گفت: «ساختمان محل زندگیام دیگر قابل سکونت نیست و حالا هیچ چیز ندارم. فقط من و پسرم ماندهایم و هیچ خانوادهای هم در داخل کشور نداریم.»
سازمان زمینشناسی آمریکا برآورد کرده است شمار قربانیان این فاجعه ممکن است از ۱۰ هزار نفر فراتر رود. رقمی که در صورت تحقق، این حادثه را به یکی از مرگبارترین زمینلرزههای آمریکای لاتین در یک قرن اخیر تبدیل خواهد کرد.
همچنین سازمان بینالمللی مهاجرت وابسته به سازمان ملل اعلام کرده است نزدیک به هفت میلیون نفر ممکن است از پیامدهای این زمینلرزهها آسیب ببینند و این نهاد در حال توزیع سرپناههای اضطراری و دیگر اقلام امدادی است.
پیروزی اخیر چند نامزد دموکرات مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در انتخابات مقدماتی کنگره بار دیگر بحث درباره نفوذ جریان «سوسیالیسم دموکراتیک» در حزب دموکرات را به صدر اخبار بازگردانده است.
هر سه نامزد مورد حمایت ممدانی توانستند رقبای مورد حمایت جریان سنتی حزب را شکست دهند؛ رخدادی که برخی رسانهها از آن بهعنوان «زلزله سیاسی» در حزب دموکرات یاد کردند و آن را نشانه افزایش نفوذ جناح چپ این حزب دانستند.
در مقابل، چهرههای میانهرو هشدار دادند که نباید نتایج نیویورک را به کل آمریکا تعمیم داد، زیرا شرایط سیاسی و اجتماعی این شهر با بسیاری از ایالتهای دیگر تفاوت دارد.
این تحولات بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا آمریکا واقعا در مسیر سوسیالیستی شدن قرار دارد یا آنچه امروز در نیویورک و برخی شهرهای بزرگ دیده میشود، بیش از آنکه بازگشت به سوسیالیسم کلاسیک باشد، بازتاب دگرگونیهای اجتماعی، اقتصادی و نسلی در بخشی از جامعه آمریکاست.
در نگاه نخست، حمایت از افزایش مالیات بر ثروتمندان، گسترش خدمات عمومی، تقویت اتحادیههای کارگری یا نقش پررنگتر دولت در حوزههایی مانند آموزش و درمان، یادآور برخی اصول شناختهشده چپ کلاسیک است اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بخش مهمی از حامیان جریانهای چپ جدید را نه طبقه کارگر سنتی، بلکه فارغالتحصیلان دانشگاهی، ساکنان کلانشهرها و اقشار دارای سرمایه فرهنگی تشکیل میدهند.
این تغییر پایگاه اجتماعی اهمیت زیادی دارد. طبقه کارگر سنتی معمولا دغدغههایی مانند اشتغال، دستمزد، تورم و امنیت اقتصادی را در اولویت قرار میدهد، در حالی که بخش قابل توجهی از گفتمان چپ جدید علاوه بر مسائل اقتصادی، بر موضوعاتی چون هویت، عدالت اجتماعی، تغییرات فرهنگی، محیط زیست، نژاد و جنسیت تمرکز دارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جریان بیش از آنکه ادامه مستقیم سنت سوسیالیسم قرن بیستم باشد، محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و نسلی قرن بیستویکم است.
در عین حال، نمیتوان نقش مشکلات اقتصادی را در رشد این گفتمان نادیده گرفت. افزایش هزینه مسکن، هزینههای درمان، بدهیهای دانشجویی و بالا رفتن هزینه زندگی، بهویژه در میان نسل جوان، احساس نارضایتی گستردهای ایجاد کرده است.
بسیاری از آمریکاییها معتقدند دستیابی به سطح رفاه و ثبات اقتصادی که نسلهای پیشین تجربه کردهاند، برای آنها دشوارتر شده است. این احساس، زمینه مناسبی برای استقبال از سیاستهایی فراهم کرده که خواهان مداخله بیشتر دولت در اقتصاد هستند.
با این حال، منتقدان این جریان معتقدند میان اولویتهای فعالان سیاسی شهری و دغدغههای بخش بزرگی از طبقه کارگر فاصلهای قابل توجه وجود دارد.
از نگاه آنها، تمرکز گسترده بر مسائل فرهنگی و هویتی گاهی سبب شده موضوعات معیشتی و اقتصادی در حاشیه قرار گیرد؛ موضوعی که میتواند بخشی از کاهش حمایت رأیدهندگان سنتی از جریانهای چپ را توضیح دهد.
از سوی دیگر، حتی اگر نفوذ جناح چپ در حزب دموکرات افزایش یابد، ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده تحقق الگوهای کلاسیک سوسیالیستی را بسیار دشوار میکند.
نظام فدرال، تفکیک قوا، نقش پررنگ ایالتها، نفوذ گسترده بخش خصوصی، بازار سرمایه قدرتمند و جایگاه تاریخی مالکیت خصوصی در فرهنگ سیاسی آمریکا، همگی موانعی جدی برای حرکت به سمت یک اقتصاد دولتی محسوب میشوند.
به همین دلیل، بسیاری از سیاستمدارانی که در رسانهها «سوسیالیست» خوانده میشوند، در عمل از حذف سرمایهداری دفاع نمیکنند، بلکه خواهان اصلاح آن از طریق افزایش خدمات عمومی، حمایتهای اجتماعی و کاهش نابرابری هستند.
در نتیجه، برخی پژوهشگران ترجیح میدهند به جای واژه «سوسیالیسم» از اصطلاح «سوسیالدموکراسی» استفاده کنند؛ مدلی که در آن اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی حفظ میشود، اما دولت نقش فعالتری در تامین خدمات عمومی و کاهش شکافهای اقتصادی ایفا میکند. این الگو شباهت بیشتری به تجربه کشورهای شمال اروپا دارد تا نظامهای سوسیالیستی قرن بیستم.
بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا آمریکا در حال سوسیالیستی شدن است یا خیر؛ بلکه این باشد که چه گروههایی امروز نمایندگی مطالبات اجتماعی را بر عهده گرفتهاند، این مطالبات تا چه اندازه با نیازهای اقشار مختلف جامعه همخوانی دارد و آیا این جریان میتواند فراتر از کلانشهرهایی مانند نیویورک، در دیگر ایالتهای آمریکا نیز پایگاه اجتماعی گستردهای پیدا کند؛ پرسشی که انتخابات میاندورهای پیش رو، پاسخ روشنتری به آن خواهد داد.
دادگاهی در آلمان یک پزشک اهل عربستان سعودی را بهدلیل حمله با خودرو به بازار کریسمس شهر ماگدبورگ در سال ۲۰۲۴ که به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن صدها نفر انجامید، به حبس ابد محکوم کرد.
این پزشک با یک خودروی اجارهای بیامو در بازار تاریخی کریسمس ماگدبورگ در شرق آلمان، به میان جمعیت رانده بود.
متهم، مطابق قوانین حفظ حریم خصوصی آلمان، تنها با نام «طالب آ.» معرفی شده است. او روانپزشکی اهل عربستان سعودی است که مقامهای آلمانی او را دارای سابقه اظهارات ضداسلامی و گرایش به جریان راست افراطی توصیف کردهاند.
این حمله جامعه آلمان را شوکه کرد و چند ماه پیش از انتخابات سراسری فوریه سال ۲۰۲۵، بار دیگر موضوع مهاجرت را به یکی از محورهای اصلی بحثهای سیاسی تبدیل کرد.
کریستیان لوفلر، سخنگوی دادگاه، در بیانیهای گفت: «رفتار متهم در تمام طول دادگاه نشاندهنده اختلال شخصیت خودشیفته بود؛ تشخیصی که کارشناس پرونده نیز آن را تایید کرد.»
او افزود: «این یعنی او خود را محور همهچیز میداند. فقط خودش را میبیند و رنج دیگران را نمیبیند.»
دادستانی متهم را به قتل شش نفر و تلاش برای قتل صدها نفر دیگر متهم کرده است.
به گفته دادستانها، این حمله تنها یک دقیقه و چهار ثانیه طول کشید، اما طی چند هفته برنامهریزی شده بود.
پنج زن ۴۵ تا ۷۵ ساله و یک پسر ۹ ساله در این حمله کشته شدند.
دادستانها اعلام کردند متهم ظاهرا بهدلیل نارضایتی و سرخوردگی از نتیجه یک پرونده حقوقی و همچنین ناکامی در چند شکایت کیفری، دست به این حمله زده و بهتنهایی عمل کرده است.
دادگاه با تشخیص «شدت استثنایی جرم» او را به حبس ابد محکوم کرد. این حکم به این معناست که متهم، برخلاف روال معمول، پس از گذشت ۱۵ سال نیز بهطور خودکار واجد شرایط درخواست آزادی مشروط نخواهد بود و احتمالا مدت بسیار طولانیتری را در زندان سپری خواهد کرد.
متهم این پرونده از ماه مارس ۲۰۲۰ در یک مرکز تخصصی بازپروری مجرمان مبتلا به اعتیاد در شهر برنبورگ، در حدود ۴۰ کیلومتری ماگدبورگ، به عنوان روانپزشک مشغول به کار بود، اما از اواخر اکتبر ۲۰۲۴ بهدلیل مرخصی و بیماری در محل کار حاضر نشده بود.
در نخستین ساعات پس از حمله، برخی کاربران شبکههای اجتماعی این حادثه را با حمله مرگبار یک مهاجر متاثر از افراطگرایی اسلامگرا به بازار کریسمس برلین در سال ۲۰۱۶ مقایسه کردند، اما خیلی زود توجهها به اظهارات تند و حملات لفظی متهم علیه اسلام معطوف شد.
او در سال ۲۰۱۹ در چند مصاحبه رسانهای درباره فعالیتهایش برای کمک به شهروندان سعودی که از اسلام روی گرداندهاند و قصد خروج از کشور و مهاجرت به اروپا را دارند، صحبت کرده بود. با این حال، یکی از گروههای مخالف حکومت عربستان سعودی در تبعید اعلام کرد با او اختلاف داشته و او فردی منزوی بوده که در همکاری با دیگران مشکل داشته است.
«طالب آ.» در مستندی از بیبیسی در ژوییه ۲۰۱۹ گفته بود پس از آن که بیدین شد و در آلمان درخواست پناهندگی داد، وبسایت «wearesaudis.net» را راهاندازی کرد.
رسانههای محلی گزارش دادند متهم در جریان دادگاه نشانه اندکی از ابراز پشیمانی نشان داد، بارها سخنان پراکنده و نامنسجم بیان کرد و قاضی چندین بار از او خواست مختصر صحبت کند.
سخنگوی دادگاه جمعه پنجم تیر ماه گفت هر زمان متهم از رعایت نظم جلسه خودداری میکرد، از دادگاه خارج میشد. همچنین زمانی که او اعتصاب غذا کرد و مدعی شد از نظر جسمی قادر به حضور در دادگاه نیست، رسیدگی به پرونده در غیاب او ادامه یافت.
متهم در روز حمله چند پیام ویدیویی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده بود.
او در این ویدیوها با اظهاراتی پراکنده، از یک سو «لیبرالیسم» آلمان را عامل مرگ سقراط، فیلسوف یونان باستان، دانست و از سوی دیگر پلیس را متهم کرد حافظه جانبی (USB) او را سرقت و شکایت کیفری ثبتشدهاش را نابود کرده است.
هولگر مونش، رییس اداره فدرال پلیس جنایی آلمان، گفت عربستان سعودی از سال ۲۰۲۳ درباره این فرد به آلمان هشدار داده بود، اما مقامهای آلمانی پس از بررسی، این هشدار را مبهم ارزیابی کردند.
شمار زیادی از قربانیان و آسیبدیدگان این حمله به عنوان شاکیان خصوصی در روند رسیدگی به پرونده حضور داشتند و حدود ۴۰ وکیل، نمایندگی آنان را بر عهده داشتند.
بهدلیل شمار زیاد حاضران، برای برگزاری دادگاه ساختمان موقتی ویژهای در ماگدبورگ ساخته شد.
متهم پنجم تیر ماه در محفظهای شیشهای و تحت حفاظت ماموران نقابدار، در دادگاه حاضر شد.