واکنش آمریکا به حمله پهپادی به یک نفتکش دیگر؛ مواضع نظامی در جنوب ایران دوباره بمباران شد
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این فرماندهی شامگاه شنبه ششم تیر، در موج تازهای از حملات، چندین هدف نظامی جمهوری اسلامی در محدوده تنگه هرمز را هدف قرار دادند؛ حملاتی که به گفته سنتکام در پاسخ به اصابت یک پهپاد نیروهای سپاه به نفتکش تجاری امتی کیکو انجام شد.
این دومین موج حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در کمتر از ۲۴ ساعت است و در حالی انجام میشود که تبادل حملات میان تهران و واشینگتن، آتشبس شکننده میان دو طرف و روند اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا را با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
بر اساس بیانیه سنتکام، این حملات «پاسخ مستقیم به ادامه تجاوز ایران علیه کشتیرانی تجاری» انجام شده است. سنتکام نوشته آمریکا پس از حملات روز جمعه خود، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود به توافق آتشبس پایبند بماند، اما نیروهای جمهوری اسلامی صبح شنبه یک پهپاد انتحاری را به سوی نفتکش امتی کیکیو شلیک کردند.
به گزارش آکسیوس، این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز بیش از دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد. این رسانه به نقل از سنتکام نوشت اهداف حملات تازه آمریکا شامل زیرساختهای نظارتی نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تاسیسات نگهداری پهپاد و توانمندیهای مرتبط با مینگذاری جمهوری اسلامی بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا هم در تروثسوشال نوشت که هواپیماهای آمریکایی مواضع مربوط به انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.
او افزود: «ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر نتوانیم منطقی باشیم و مجبور شویم کاری را که با موفقیت آغاز کردهایم، به صورت نظامی به پایان برسانیم.»
او تهدید کرد: «اگر این اتفاق بیفتد، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت.»
رویترز نیز گزارش داد آمریکا در حملات شنبه، «اهداف مختلفی» در ایران از جمله زیرساختهای نظارتی نظامی را هدف قرار داده است.
تائید حملات هوایی بامداد یکشنبه
در همین حال، رسانههای حکومتی در تهران، بامداد یکشنبه به وقت محلی، از اصابت چهار پرتابه در محدوده شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان خبر دادند.
خبرگزاری صداوسیما اعلام کرد این چهار پرتابه ساعت ۴۵ دقیقه بامداد یکشنبه در محدوده شهرستان بندرلنگه اصابت کرده و صدای انفجارها در بندرلنگه و بندرکنگ شنیده شده است.
هنوز مقامهای جمهوری اسلامی درباره حمله به نفتکش امتی کیکیو واکنش یا خسارات یا تلفات احتمالی حمله آمریکا گزارشی منتشر نکردهاند. اما صداوسیما گزارش داد نیروی دریایی سپاه به سوی کشتیهایی که قصد عبور از مسیرهای مورد تایید تهران را نداشتند، «تیرهای هشداردهنده» شلیک کرده است.
این رسانه حکومتی همچنین مدعی شد «عملیات احتمالی آمریکا برای عبور شناورها از کریدور تنگه هرمز متوقف شده است». صداوسیما در ادامه هشدار داد هرگونه عبور از مسیرهایی غیر از مسیرهای اعلامشده با «واکنش مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» مواجه خواهد شد.
بر اساس همین گزارش، سپاه پاسداران تاکید کرده است تنها مسیرهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی، مسیرهای «ایمن و مجاز» برای تردد در تنگه هرمز هستند و در صورت انجام هرگونه عملیات با هماهنگی نیروهای آمریکایی، پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «قاطع» خواهد بود.
این موضع نشان میدهد تهران میکوشد پس از تفاهمنامه اخیر با آمریکا، عبور شناورها از تنگه هرمز را به کریدورهای مورد تایید خود محدود کند؛ موضوعی که با تاکید واشینگتن بر آزادی ناوبری و عبور ایمن کشتیهای تجاری از این آبراه راهبردی در تضاد قرار گرفته است.
شب دوم حملههای محدود
این رویدادها در ادامه زنجیرهای از حملات و پاسخهای متقابل رخ داده است. روز جمعه، سنتکام اعلام کرد در واکنش به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به کشتی تجاری اموی/اور لاولی در حال خروج از تنگه هرمز، محلهای ذخیره موشکها و پهپادهای ایران و سایتهای راداری ساحلی را هدف گرفته است.
پیشتر ایراناینترنشنال در گزارشی درباره حمله روز جمعه آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی نوشته بود سنتکام حمله جمهوری اسلامی به کشتی تجاری با پرچم سنگاپور را «اقدامی تجاوزکارانه و غیرموجه علیه کشتیرانی تجاری» خوانده و آن را نقض آشکار آتشبس دانسته بود.
در همان گزارش، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی آمده بود شش فروند هواپیمای آمریکایی، چهار هدف را در امتداد سواحل ایران در مجاورت تنگه هرمز و همچنین در جزیره قشم هدف قرار دادهاند.
ایراناینترنشنال همچنین در گزارش جداگانهای درباره روایت فاکسنیوز از حمله آمریکا نوشت این حملات در پاسخ به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.
پس از حملات روز جمعه آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد نیروی دریایی این نهاد در پاسخ به حمله هوایی آمریکا به سواحل ایران، نقاط استقرار ارتش آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. سپاه همچنین هشدار داد در صورت تکرار حمله آمریکا، پاسخ جمهوری اسلامی «گستردهتر» خواهد بود.
در همین حال، بحرین که میزبان مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است، از حمله پهپادی جمهوری اسلامی به خاک خود خبر داده و آن را نقض حاکمیت و تهدیدی برای امنیت منطقه خوانده است. گزارش مستقلی درباره میزان خسارت یا تلفات احتمالی این حمله منتشر نشده است.
تشدید درگیریها در تنگه هرمز در حالی رخ میدهد که آینده تفاهمنامه ایران و آمریکا همچنان نامشخص است. این تفاهمنامه قرار بود زمینه تثبیت آتشبس، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و ادامه مذاکرات برای توافق نهایی را فراهم کند، اما حملات متقابل دو روز اخیر نشان میدهد این روند اکنون در یکی از حساسترین مراحل خود قرار گرفته است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی پایدار در این مسیر میتواند بر کشتیرانی تجاری، قیمت نفت و روند مذاکرات ایران و آمریکا اثر مستقیم بگذارد.
واشینگتن میگوید حملاتش برای حفاظت از آزادی کشتیرانی انجام شده، در حالی که تهران مدعی است آمریکا با حمله به سواحل ایران تفاهمنامه را نقض کرده است.
با ادامه این چرخه حمله و پاسخ، اکنون پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند تنش را پیش از فروپاشی کامل آتشبس مهار کنند یا تنگه هرمز بار دیگر به نقطه آغاز یک رویارویی گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل خواهد شد.
۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای با «مهدورالدم» خواندن دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب شمردند و همزمان خواستار خروج پرونده هستهای از مذاکرات و توقف بازگشایی تنگه هرمز شدند.
این بیانیه، که پس از پیام مجتبی خامنهای، رهبر منصوب جمهوریاسلامی، دربارهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا منتشر شد، فراخوان شرعی بخشی قانونی و رسمی از حاکمیت بالادستی جمهوری اسلامی به ترور دو مقام ارشد خارجی است؛ آن هم در میانهی روندی که قرار است به تثبیت آتشبس و توافق نهایی میان جمهوریاسلامی و یکی از آنها بینجامد.
صدور چنین فراخوانی از سوی تنها نهادی است که در ساختار جمهوری اسلامی، دستکم روی کاغذ، اختیار گزینش، نظارت و در صورت لزوم برکناری رهبر حکومت را دارد، آن را از یک شعار تبلیغاتی معمول در برخی تریبونهای پائیندستی متمایز میکند و به آن معنای متفاوتی میدهد.
هدفگیری مستقیم دو ستون تفاهمنامه
بیانیهی خبرگان در عمل، دو ستون اصلی تفاهمنامهی اسلامآباد را هم هدف گرفته است: بازگشایی تنگه هرمز و ادامهی مذاکرات هستهای.
بر اساس متن تفاهمنامه، جمهوری اسلامی باید عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و برعکس را، بدون دریافت هزینه و برای مدت ۶۰ روز فراهم کند و تردد کامل کشتیها ظرف ۳۰ روز برقرار شود.
با این وجود، امضاکنندگان بیانیه، بازگشایی هرمز را «خطای راهبردی» خواندهاند و آن را «خلاف تعهدات مسئولان» دانستهاند.
آنها این مخالفت را به تحولات لبنان گره زدهاند و با استناد به ادامهی حضور اسرائیل در جنوب لبنان و آنچه نقض بند اول تفاهمنامه خواندند، استدلال کردهاند که تا زمانی که اسرائیل از مناطق اشغالی عقب ننشیند، گشودن هرمز «دشمن را در ادامهی پیمانشکنیها گستاختر» میکند.
به این ترتیب، به نظر میرسد بخشی از دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی، اجرای تعهد ایران دربارهی هرمز را مشروط به رفتار اسرائیل در لبنان کرده است؛ شرطی که میتواند کل روند اجرای تفاهمنامه را به بنبست بکشاند.
در محور هستهای نیز در بیانیه به صراحت گفته شده: «حقوق هستهای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد» و باید از دایرهی گفتوگوها خارج شود.
این در حالی است که متن تفاهمنامهی اسلامآباد، رسیدگی به سرنوشت مواد غنیشده، چارچوب غنیسازی و دیگر مسائل هستهای را به مذاکرات آینده و توافق نهایی موکول کرده است.
به بیان دیگر، خبرگان دقیقا همان دو موضوعی را رد میکند که آمریکا آنها را بخشی جداییناپذیر از توافق میداند.
صفآرایی در برابر تیم مذاکرهکننده
لحنِ بیانیه نشان میدهد یکی از هدفهای آن تثبیت این روایت است که جمهوری اسلامی نه از سر اضطرار، بلکه از موضع پیروزی وارد مذاکره شده است. شاید از همین رو است که در بیانیه به مسئولان هشدار داده شده که گفتن هر سخنی درباره ناتوانی کشور، توهم است. تلاشی برای بستن فضا بر آن بخش از دولت که کاهش تنش را برای جلوگیری از جنگ دوباره ضروری میداند.
به این ترتیب، خبرگان میکوشد در عمل سقف امتیازدهی تیم مذاکرهکننده را پیش از آغاز مذاکرات جدی تعیین کند. پیشتر گزارشهایی دربارهی اختلاف درون حکومت بر سر دامنهی اختیارات مذاکرهکنندگان، نحوهی اجرای مفاد تفاهمنامه و شروط رهبر جمهوری اسلامی برای ادامهی گفتوگوها منتشر شده بود. این بیانیه خبرگان، تایید جدیت این اختلافها درون دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی است.
تنگه هرمز، دریافت عوارض از کشتیها، غرامت جنگی، رفع تحریمها و حق غنیسازی، از مهمترین محورهای این اختلاف بودهاند.
امضاکنندگان همچنین تثبیت مدیریت تنگه هرمز، دریافت غرامت خسارتها، بازگشت اموال بلوکهشده، رفع تحریمها و خروج آمریکا از منطقه را از مطالبات «تخلفناپذیر رهبری و مردم» خواندند و هشدار دادهاند هرگونه «سهلانگاری» در این زمینه با «عکسالعمل ملت» روبهرو خواهد شد.
در این بیانیه، تیم مذاکرهکننده به طور ضمنی تهدید هم شدهاند، چیزی که تا پیش از این در بیانیههای مجلس خبرگان دیده نشده بود.
در بیانیه با اشاره به اینکه هیچ مسئولی پس از اطلاع از نظر قطعی رهبر جمهوریاسلامی نمیتواند خلاف آن اقدام کند، پایان مییابد، گفته شده آنها منتظر تحقق شروط و وعدهها میماند و «عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهد کرد».
بیانیهی خبرگان در شرایطی منتشر شده که آیندهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا همچنان مبهم است. از یک سو، دو طرف قرار است در چارچوب یک بازهی ۶۰ روزه دربارهی توافق نهایی مذاکره کنند؛ از سوی دیگر، تحولات لبنان، وضعیت تنگه هرمز، تهدیدهای متقابل در منطقه و اختلافهای داخلی در تهران، هر یک میتواند مسیر این مذاکرات را دشوارتر کند.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادند حزبالله ممکن است در روزهای آینده بهمنظور تضعیف توافق اخیر میان اسرائیل و دولت لبنان، نیروها یا شهرکهای اسرائیلی را هدف حملات خود قرار دهد.
مقامهای نظامی اسرائیل شامگاه شنبه ششم تیر در مصاحبه با کانال ۱۲ اعلام کردند اسرائیل برای حملات احتمالی حزبالله آماده است و هرگونه اقدام از سوی این گروه نیابتی جمهوری اسلامی با «پاسخی شدید و سخت» روبهرو خواهد شد.
پایگاه خبری واینت نیز به نقل از یک مقام امنیتی اسرائیل نوشت حمله احتمالی حزبالله به خاک اسرائیل لزوما به معنای حمله متقابل این کشور به منطقه ضاحیه بیروت نخواهد بود.
او افزود حمله اسرائیل به پایتخت لبنان میتواند جمهوری اسلامی را به حمله به اسرائیل وادارد و در نهایت، به تشدید تنشهای منطقهای منجر شود.
این در حالی است که اسرائیل پیشتر هرگونه حمله حزبالله به خاک خود را با حمله متقابل به ضاحیه پاسخ میداد.
لبنان و اسرائیل پنجم تیر با میانجیگری واشینگتن بر سر چارچوبی برای ادامه مذاکرات به توافق رسیدند. این چارچوب بهعنوان نخستین گام برای دستیابی به توافقهای بعدی و حرکت به سوی صلح توصیف شده است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نتانیاهو: خروج اسرائیل از لبنان منوط به خلع سلاح حزبالله است
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ششم تیر در یک سخنرانی تلویزیونی، توافق اخیر با دولت لبنان را «یک دستاورد تاریخی» خواند و گفت این رویداد، اسرائیل و لبنان را تقویت و جمهوری اسلامی و حزبالله را تضعیف خواهد کرد.
او افزود بر اساس تفاهمات حاصلشده، آمریکا و لبنان حق اسرائیل برای حفظ یک نوار امنیتی در داخل خاک لبنان را «تا زمانی که برای تامین امنیت اسرائیل ضروری باشد»، به رسمیت شناختهاند.
نتانیاهو تاکید کرد ارتش اسرائیل تا زمان خلع سلاح کامل حزبالله و دیگر «گروههای تروریستی» و رفع هرگونه تهدید از خاک لبنان، در این منطقه حضور خواهد داشت.
نخستوزیر اسرائیل ادامه داد: «تغییرات بنیادینی رخ داده، زیرا ما موازنه قدرت را تغییر دادهایم. حزبالله دیگر حزبالله سابق نیست، حکومت ایران هم دیگر آن حکومت سابق نیست و اکنون فرصتی برای شکلگیری یک واقعیت جدید به وجود آمده است.»
در سوی دیگر، دبیرکل حزبالله از بندهایی که عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان را به خلع سلاح این گروه مشروط میکند، انتقاد کرد و گفت این مفاد عملا به حضور نظامی اسرائیل مشروعیت میبخشد.
مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای اخیر، ادامه حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان و حملات این کشور به مواضع حزبالله را نقض یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن توصیف و بار دیگر بر حمایت خود از این گروه تاکید کردهاند.
کاتز: تهران نتوانست اسرائیل را به عقبنشینی از لبنان وادار کند
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در پیامی ویدیویی، توافق با دولت لبنان را «ضربهای راهبردی» به جمهوری اسلامی دانست و گفت تهران کوشید با تهدید و اعمال فشار بر واشینگتن، اسرائیل را وادار به عقبنشینی از لبنان کند، اما «شکست خورد».
او هشدار داد اگر جمهوری اسلامی برای جلوگیری از اجرایی شدن این توافق به اسرائیل حمله کند، این کشور «با قدرت زیاد» پاسخ خواهد داد.
کاتز در عین حال اذعان کرد «آزمون اصلی اجرای این توافق است» و چالشهای بسیاری همچنان پیشرو خواهند بود.
سوم تیر، امیخای چیکلی، وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، با انتشار یادداشتی در روزنامه واشینگتنپست تاکید کرد نگرانی اسرائیل از تفاهمنامه اخیر واشینگتن و تهران صرفا یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به مساله «بقا، بازدارندگی و توازن قدرت» در خاورمیانه مربوط میشود.
در پی تشدید تنشهای منطقهای و افزایش ابهامها درباره چشمانداز مذاکرات، روند نزولی نرخ ارز در بازار ایران که پس از توافق تهران و واشینگتن آغاز شده بود، متوقف شده و قیمتها بار دیگر در مسیر صعودی قرار گرفتهاند.
بهای دلار در بازار آزاد ایران شنبه ششم تیر به ۱۶۸ هزار تومان رسید. یورو نیز بیش از ۱۹۰ هزار تومان و پوند بیش از ۲۲۰ هزار تومان معامله شدند.
در بازار طلا، قیمت سکه طرح جدید موسوم به «امامی» با رشد ۱.۸ درصدی به ۱۶۶ میلیون تومان رسید. نیمسکه ۸۸ میلیون تومان، ربعسکه ۵۰ میلیون تومان و سکه گرمی ۲۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شدند.
در سالهای اخیر، نرخ ارز در ایران تحت تاثیر سوءمدیریت و فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، روندی صعودی به خود گرفته است.
همزمان با اوجگیری بحران اقتصادی و افزایش مناقشات منطقهای، قیمت دلار در بازار آزاد ایران ۱۴ اردیبهشت به رکورد ۱۹۰ هزار تومان رسید.
سرانجام آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در پی انتشار این خبر، نرخ ارزهای خارجی کاهش یافت و قیمت دلار ۲۶ خرداد تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد.
با این حال، در روزهای اخیر و بهدنبال تشدید دوباره تنشهای منطقهای و افزایش تردیدها نسبت به آینده روند صلح، بازار ارز بار دیگر روندی افزایشی به خود گرفته است.
نوسانات شدید نرخ ارز با تضعیف ثبات اقتصادی، امکان هرگونه برنامهریزی و پیشبینی آینده را از فعالان اقتصادی و خانوارها سلب میکند.
این عدم قطعیت میتواند سرمایهگذاری و تولید را کاهش دهد و با افزایش فشارهای تورمی، هزینههای زندگی و معیشت شهروندان را تحت تاثیر قرار دهد.
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه در خردادماه به حدود ۸۹ درصد و نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد رسید.
در حالی که تورم نقطه به نقطه در کل کشور نزدیک به ۸۹ درصد بود، این رقم در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرد و به ۱۰۸.۱ درصد افزایش یافت.
روزنامه واشینگتنپست ششم تیر بهنقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد اگر جمهوری اسلامی به تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم اخیر عمل نکند، کاخ سفید بهراحتی میتواند معافیتهای تحریمی را لغو کند و فشارها بر حکومت ایران را از سر بگیرد.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
با این حال، تشدید تنشها در ۴۸ ساعت گذشته و حملات متقابل ارتش آمریکا و سپاه پاسداران در تنگه هرمز، آینده این توافق را در هالهای از ابهام قرار داده است.
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
بهجای بیانیههای طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیامهایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف میگرفت؛ گویی قالیباف میخواست رییسجمهوری آمریکا را با روشهای خودش به چالش بکشد: بههم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.
و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپیبرداری رسید.
قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا برای گفتوگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانهها از آن استفاده کرده است.
تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربینها روشن و پاسخهایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.
اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدنها، ترامپ نمیشد.
قالیباف این درس را از ترامپ بهخوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامهها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آنچه قالیباف نیاموخته این است:.
سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفتوگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفتوآمد است.
شماری از کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس حمله پهپادی اخیر جمهوری اسلامی به خاک بحرین را بهشدت محکوم کردند و آن را نقض حاکمیت بحرین، تهدیدی علیه امنیت منطقه و مغایر با حقوق بینالملل دانستند.
وزارت امور خارجه بحرین شنبه ششم تیر ضمن محکوم کردن این حمله هشدار داد اقدام جمهوری اسلامی نقض حاکمیت و تهدیدی علیه امنیت شهروندان و ساکنان بحرین است.
این وزارتخانه افزود منامه «حق کامل و مشروع» دفاع از خود را مطابق حقوق بینالملل محفوظ میداند.
وزارت امور خارجه بحرین همچنین از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست عامل این حمله را پاسخگو کند.
بحرین میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است.
وزارت امور خارجه عربستان سعودی نیز در بیانیهای، با منامه ابراز همبستگی کرد و افزود چنین حملاتی تلاشهای بینالمللی برای برقراری مجدد ثبات در منطقه را به چالش میکشد.
وزارت امور خارجه کشورهای مصر، اردن و امارات متحده عربی هم در بیانیههایی جداگانه حمله پهپادی جمهوری اسلامی را محکوم کردند.
این کشورها با تاکید بر حمایت کامل خود از منامه، اقدام حکومت ایران را نقض آشکار حاکمیت بحرین، تهدیدی علیه امنیت و ثبات آن، و مغایر با حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل خواندند.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
با این حال، حمله اخیر جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در منطقه، بار دیگر به تشدید تنشها انجامیده و به تردیدها درباره پایداری توافق اخیر دامن زده است.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، بامداد ششم تیر اعلام کرد در واکنش به این حمله، انبارهای ذخیره موشک و پهپاد و همچنین سایتهای راداری حکومت ایران را هدف قرار داده است.
در سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد در پاسخ به حمله هوایی ایالات متحده به سواحل ایران، به نقاط استقرار ارتش آمریکا در منطقه حمله کرده است.
واکنش شورای همکاری خلیج فارس
شورای همکاری خلیج فارس با انتشار بیانیهای حمله پهپادی جمهوری اسلامی به بحرین را بهشدت محکوم کرد.
جاسم محمد البدیوی، دبیرکل این شورا، گفت این حمله روند تلاشها برای تقویت امنیت و ثبات منطقه را تضعیف میکند.
او بر حمایت کامل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از بحرین و امنیت و ثبات آن تاکید کرد.
وزارت امور خارجه کویت نیز با انتشار بیانیهای، حمله به بحرین را محکوم و اعلام کرد ادامه چنین اقداماتی، همزمان با تلاشهای منطقهای و بینالمللی برای کاهش تنشها، صلح و ثبات خاورمیانه را با خطر مواجه میکند.
وزارت خارجه قطر هم حمله «غیرموجه» حکومت ایران را «نقض آشکار حاکمیت بحرین و تخطی فاحش از قواعد حقوق بینالملل» دانست و خواستار ادامه مسیر گفتوگو و دیپلماسی، کاهش تنشها و بهرهگیری از دستاوردهای حاصلشده در چارچوب یادداشت تفاهم شد.
در مقابل، محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، ششم تیر با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، واشینگتن را به نقض توافق اخیر متهم کرد.
او تهدید کرد: «پاسخ نقض هر بند از تفاهمنامه، سریع و کوبنده خواهد بود.»
ائتلاف «ایمپکت ایران» ششم تیر در بیانیهای از جامعه جهانی خواست مساله حقوق بشر را همزمان با مذاکرات امنیتی و هستهای با جمهوری اسلامی، در دستور کار قرار دهند.
این ائتلاف شامل سازمانهایی از جمله پن آمریکا، مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند، کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران است.