رویترز: با احتمال پایان جنگ، حاکمان ایران باید جواب جمعیتی خشمگین و سرخورده را بدهند
رویترز با اشاره به امضای یادداشت تفاهم بین تهران و واشینگتن نوشت که حاکمان جمهوری اسلامی توانستهاند از یک جنگ جان سالم به در ببرند، اما شاید مشکلات واقعی آنان تازه شروع شود: مدیریت مطالبات متضاد تندروهایی که از بقا در این جنگ روحیه گرفتهاند و مردمی فقیر، خشمگین و سرکوبشده.
بهنوشته رویترز تندروهای جمهوری اسلامی از رویارویی سهماههای که آن را پیروزی خود میدانند، انرژی گرفتهاند. آنها خواهان آن هستند که رهبری حکومت در مذاکرات آینده با آمریکا موضعی سختگیرانه اتخاذ کند و بازسازی توان نظامی را در اولویت قرار دهد؛ زیرا اطمینان دارند که میتوانند هرگونه نارضایتی داخلی را با زور مهار کنند، اما مردم ایران بهشدت خواهان آن هستند که هرگونه دستاورد صلح یا گشایش مالی صرف بهبود سطح زندگی و ایجاد چشماندازهای بهتر شود؛ آن هم پس از جنگی ویرانگر که در ادامه سالها تحریمهای دردناک بر کشور تحمیل شده است.
هر دو اردوگاه انتظارات بالایی دارند، خواستههایشان با یکدیگر در تضاد است و صبر چندانی نیز ندارند. در پسزمینه نیز شبح اعتراضات گستردهای قرار دارد که حکومت در دی ماه با کشتن هزاران معترض آن را سرکوب کرد.
خشم عمومی در جامعه ایران
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مهمان موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت در برلین، گفت: «به محض پایان جنگ، و در حالی که این توافق موقت همچنان شکننده است، مشکلات واقعی برای حاکمیت روحانی ایران آغاز خواهد شد.»
چهار مقام فعلی و یک مقام سابق جمهوری اسلامی، که نامشان اعلام نشده، در گفتوگو با رویترز فشارهایی را تشریح کردند که اکنون جمهوری اسلامی با آن مواجه است؛ فشاری که ناشی از بازگشت توجه مردم از جنگ به ویرانههای اقتصاد کشور است.
سه نفر از این مقامات گفتند انتظار عمومی آن است که هرگونه گشایش مالی ناشی از تعلیق تحریمها یا آزادسازی داراییها برای تقویت اقتصاد و بهبود زندگی مردم هزینه شود.
یکی از آنها، که بهگفته رویترز مقامی ارشد است، گفت ایرانیان از جنگ و دشواریهای اقتصادی خستهاند و احتمالا این منابع مالی صرف بازسازی، تزریق نقدینگی به بانکها و حمایت گستردهتر از اقتصاد خواهد شد.
هر چهار مقام بهصراحت یا بهطور ضمنی تایید کردند در صورتی که حکومت نتواند سطح زندگی مردم را بهبود بخشد، خطر بازگشت اعتراضات جدی خواهد بود. یکی از آنان توافق پایان جنگ را «شمشیری دولبه» توصیف کرد؛ زیرا سطح انتظارات عمومی بهشدت افزایش یافته است.
یک مقام سابق که به جریان اصلاحطلب جمهوری اسلامی تعلق دارد، نیز گفت این خطرات در بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی به خوبی درک شده و یکی از دلایل پذیرش توافق بازگشایی تنگه هرمز از سوی تهران نیز همین بوده است.
بهنوشته رویترز و با اینکه هنوز متن یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن منتشر نشده، انتظار میرود تفاهمنامه پایان جنگ که قرار است روز جمعه آن را امضا کنند، شامل مقداری گشایش مالی برای جمهوری اسلامی باشد و در صورت دستیابی دو طرف به توافقی گستردهتر در ادامه تابستان، مزایای بیشتری نیز به دنبال داشته باشد.
اقتصاد ایران با تورم بسیار بالا، سقوط ارزش پول ملی، بیکاری گسترده و همچنین خسارتهای عظیم به صنعت و زیرساختها از زمان آغاز جنگ روبهرو است؛ خسارتهایی که بازسازی آنها هزینه بسیار سنگینی خواهد داشت.
سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی ایرانی، گفت: «از منظر داخلی، جمهوری اسلامی اکنون فرصت محدودی برای کنترل شرایط داخلی دارد. ایالات متحده همواره بر تحولات داخلی ایران تمرکز داشته و همچنان نیز چنین میکند.»
تخفیف بلندمدت تحریمها، که به شرکتهای ایرانی امکان دسترسی دوباره به بازارها و منابع مالی جهانی را بدهد، مستلزم توافقی گستردهتر با آمریکا درباره برنامه هستهای تهران است؛ موضوعی که هنوز دور از دسترس به نظر میرسد.
تندروهای منتظر پاداش
در طول جنگ، مقامات جمهوری اسلامی از طریق هشدارهای شدید، مجازاتهای سختگیرانه و همچنین بسیج حامیان خود در خیابانها در قالب تجمعات و برنامههای تقریبا مداوم حمایت از نظام، مانع بروز نارضایتی شدند.
تندروها که سالها از حاکمیت خواسته بودند موضع سختتری در قبال غرب اتخاذ کند و قدرت جمهوری اسلامی را از طریق اقداماتی نظیر بستن تنگه هرمز به نمایش بگذارد، اکنون احساس میکنند حقانیتشان ثابت شده و انتظار دارند تلاشهایشان پاداش بگیرد.
اردوگاه تندروها شامل طیفهای مختلفی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اما در حالی که سپاه اکنون آماده پذیرش توافقی برای کمک به بقای جمهوری اسلامی است، جبهه موسوم به پایداری چنین موضعی ندارد.
این جبهه شامل نمایندگانی در مجلس، سیاستمداران باسابقه و چهرههای بانفوذ رسانهای است و در میان افرادی که از آغاز جنگ به خیابانها آمدهاند، از حمایتهایی برخوردار است.
بهنوشته رویترز، اگرچه آنها قدرت کافی برای تغییر سیاستهای کلان نظام را ندارند، اما میتوانند برای حاکمیت دردسر ایجاد کنند.
بسیاری از آنان بهویژه ناراحتاند که پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین روز درگیریها، جمهوری اسلامی اکنون به جای آنکه برای دستیابی به شرایط بهتر صبر کند، وارد مذاکره با آمریکا شده است.
یکی از چهار مقام جمهوری اسلامی که رویترز با آنها گفتوگو کرده، ضمن پذیرش ضرورت رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم، گفت جنگ نشان داد که تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی همچنان مهمترین اولویت کشور است.
او افزود بازسازی قدرت نظامی با سرعت تمام ادامه خواهد یافت.
حمیدرضا عزیزی گفت اگر توافق موقت باعث تزریق سریع منابع مالی به اقتصاد شود، دولت شاید بتواند فعلا رویارویی با مطالبات مردم را به تعویق بیندازد.
او افزود: «فوریترین چالش پیش روی رهبری جدید جمهوری اسلامی این است که چگونه پایگاه تندرو و حامیان سرسخت خود را متقاعد کند که این توافق در واقع توافق خوبی است. زیرا در طول جنگ و همچنین در دوره آتشبس، حکومت تا حد زیادی به همین اقلیت سرسخت تکیه کرده بود.»
آزادیهای اجتماعی، اما نه آزادیهای سیاسی
بهنوشته رویترز، یکی دیگر از مشکلاتی که حکومت با آن روبهرو است، پیامدهای آخرین موج بزرگ اعتراضات در سال۱۴۰۱ است که به عقبنشینی عملی حکومت در موضوع پوشش زنان منجر شد.
از زمان اعتراضات گسترده پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت، زنان توانستهاند بدون روسری اجباری در اماکن عمومی حاضر شوند؛ موضوعی که همواره موجب نارضایتی تندروها بوده است.
در طول جنگ، سپاه پاسداران بیش از پیش قدرتمند شد و به روی کار آمدن گزینه مورد نظر خود، مجتبی خامنهای، بهعنوان جانشین پدرش کمک کرد. تحلیلگران میگویند مجتبی خامنهای هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده و سپاه همچنان دست بالا را در ساختار قدرت دارد.
الکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشینگتن، گفت سپاه ممکن است همانقدر که با معترضان مخالف نظام برخورد میکند، با تندروهای ایدئولوژیکی که توافق مورد حمایت آن را نپذیرند نیز مقابله کند.
او گفت: «فکر میکنم آنها با هر کسی که اجماع موجود را به چالش بکشد برخورد خواهند کرد، زیرا کنترل داخلی پس از علی خامنهای اهمیت فوقالعادهای دارد. آزادیهای اجتماعی وجود خواهد داشت؛ مثل زنانی که بدون حجاب در خیابان رفتوآمد میکنند، اما هیچگونه تحملی نسبت به آزادیهای سیاسی وجود نخواهد داشت.»
رویترز در گزارشی درباره نگاه مقامهای اسرائیلی به تفاهمنامه واشینگتن و تهران نوشت هرچند آنها به دلیل نگرانی از احتمال واکنش خصمانه ترامپ، در اظهارنظرهای علنی بسیار محتاطاند، اما در مکالمات خصوصی آشکارا ناراضیاند. یک مقام ارشد اسرائیلی این تفاهم را برای اسرائیل «وحشتناک» خواند.
این خبرگزاری در گزارشی که شامگاه دوشنبه ۲۵ خرداد، تقریبا ۲۴ ساعت پس از اعلام امضای اولیه یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی، منتشر شد، به نقل از این مقام ارشد اسرائیلی نوشت توافق مقدماتی برای اسرائیل وحشتناک استو هیچکس در رهبری اسرائیل، از نخستوزیر گرفته تا رییس ستاد کل ارتش، نگاه دیگری به آن ندارد.»
مقامهای اسرائیلی به رویترز گفتند احتمال میدهند دوره ۶۰ روزه مذاکرات درباره شرطهای مد نظر طرفین و رسیدن به یک توافق نهایی تمدید شود و در حالی که نگرانیهای اسرائيل همچنان به قوت خود باقی است، دست این کشور برای اقدام نظامی نیز بسته بماند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در ماههای گذشته بارها بر سر مساله ایران درگیر شدهاند.
چندی پیش ترامپ در یک تماس تلفنی، نتانیاهو را «لعنتی دیوانه» توصیف کرد و به او دستور داد در زمانی که آمریکا در پی دستیابی به توافق با ایران بود، به بیروت حمله نکند.
نتانیاهو آن روز حملات را لغو کرد، اما یک هفته بعد به حومه جنوبی بیروت حمله کرد. این اقدام اسرائیل، حملات تلافیجویان جمهوری اسلامی را به دنبال داشت و در نهایت ترامپ با نوشتن یک پست در شبکه اجتماعی تروث سوشال هر دو طرف را توبیخ کرد.
چند ساعت پیش از اعلام توافق موقت، در حالی که ترامپ بر قریبالوقوع بودن امضای یادداشت تفاهم در روز تولدش تاکید داشت، اسرائیل بار دیگر پایتخت لبنان را هدف قرار داد. ترامپ نیز در پستی که از خشم او بابت حملات اسرائیل حکایت داشت، راکتهای شلیکشده از سوی لبنان به اسرائیل را «کوچک و بیاهمیت» توصیف کرد.
هرچند نتانیاهو در ماههای گذشته بارها بر همسویی و توافق خود با رییسجمهوری آمریکا تاکید کرده بود، اما دوشنبه ۲۵ خرداد در یک نشست رسانهای در اورشلیم اذعان کرد که او و ترامپ گاهی اختلاف نظر داشتهاند.
او گفت: «ترامپ رییسجمهوری ایالات متحده است، من نخستوزیر اسرائیلم. ما بیشتر وقتها همنظریم و البته زمانهایی هم هست که این توافق نظر کمتر است. من مسئول منافع امنیتی اسرائیل هستم.»
دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و پژوهشگر اندیشکده شورای آتلانتیک، این موقعیت را «لحظهای آشکار از واگرایی منافع» خواند و به رویترز گفت: «نتانیاهو تلاش خواهد کرد آشکارا با این تفاهم مخالفت نکند تا وارد درگیری با ترامپ نشود. اما نشان خواهد داد که اسرائیل خود را این توافق ملزم نمیداند و حقوق خود را محفوظ میدارد.»
روزنامه نیویورکپست ساعاتی پس از امضای یادداشت تفاهم در گزارشی از گسترش خشم و نارضایتی از توافق پیشنهادی در طیفهای مختلف سیاسی اسرائیل خبر داد؛ بهویژه به این دلیل که اسرائیل در مذاکراتی که با هدایت دولت ترامپ میان آمریکا و حکومت ایران جریان داشته، نقش مستقیمی نداشته است.
انتظار میرود یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی، جمعه ۲۸ خرداد در سوئیس امضا شود. هرچند مفاد این یادداشت هنوز روشن نیست، اما مقامهای پاکستان و جمهوری اسلامی تاکید دارند که این پیمان خواستار توقف دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله در لبنان، است.
نتانیاهو گفت اسرائیل نیروهای خود را در جنوب لبنان حفظ خواهد کرد و «آزادی عمل» خود را در برابر حملات حزبالله نگه خواهد داشت.
او دوشنبه به خبرنگاران گفت: «ایران میخواست ما از آنجا عقبنشینی کنیم، اما من محکم ایستادم.» او افزود: «ما آزادی عمل خود را حفظ میکنیم و منطقه امنیتی را برای حفاظت از شهروندان شمالی اسرائیل نگه میداریم.»
توافق موقت، تنگه هرمز، گلوگاه نفتی مهم جهان، را دوباره باز خواهد کرد، در حالی که سرنوشت برنامه هستهای تهران قرار است در دورهای ۶۰ روزه از مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی تعیین تکلیف شود.
دو موضوع دیگر که نتانیاهو و ترامپ هر دو در آغاز جنگ بهعنوان دلایل توجیهی آن مطرح کرده بودند، یعنی مهار برنامه موشکی جمهوری اسلامی و پایان دادن به حمایت تهران از گروههای مسلح منطقهای، ظاهرا در دستور کار گفتوگوها قرار ندارد.
سه مقام اسرائیلی به رویترز گفتند اسرائیل بسیار محتمل میداند که پیمان ۶۰ روزه به ۹۰ روز تمدید شود و آمریکا در حالی که درباره توافقی گستردهتر مذاکره میکند، استقرار داراییهای نظامی خود را در منطقه حفظ کند.
دو مقام اسرائیلی دیگر نیز به این رسانه گفتند اسرائیل هفته گذشته، زمانی که ترامپ نخستین بار گفت توافق با ایران نزدیک است، غافلگیر شد. آنها اذعان کردند که اسرائیل در اثرگذاری بر مذاکرات موفقیت چندانی نداشته است.
تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا در حالی از سوی دو طرف «پیروزی» خوانده شده و با استقبال شماری از کشورها روبهرو شده است که متن آن هنوز هم منتشر نشده و گمانهزنیها درباره مفادش ادامه دارد. روایتهای تهران و واشینگتن از این تفاهم در مواردی با یکدیگر در تضاد است.
بر اساس اعلام مقامهای دو طرف، قرار است هیاتهای جمهوری اسلامی و آمریکا روز جمعه، ۲۸ خرداد در ژنو حاضر شوند تا یادداشت تفاهمی را که یکشنبه بهصورت اولیه امضا شده است، نهایی و بهطور رسمی امضا کنند. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۵ خرداد اعلام کرد که احتمالا جمعه در سوئیس دیداری میان روسای هیاتهای دو طرف برگزار و پس از امضای تفاهمنامه، نخستین دور مذاکرات بعدی آغاز میشود.
در همین حال، یک دیپلمات آگاه به این مذاکرات، به پیبیاس گفت که مقامهای ایرانی و آمریکایی پیش از مراسم امضای جمعه، نشستهای مقدماتی را در دوحه برگزار خواهند کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز دوشنبه در یک نشست رسانهای در فرانسه در حاشیه نشست گروه هفت، گفت متن تفاهم «احتمالا مدتی پس از جمعه» منتشر خواهد شد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه خبر داد که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای پیگیری مرحله بعدی مذاکرات به روند اجرای توافق وارد میشود و هدایت مرحله مذاکرات فنی و اجرایی توافق را بر عهده خواهد داشت.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره چارچوب تفاهم، این توافق فقط یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکره درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا و آینده برنامه هستهای ایران ایجاد میکند.
ترامپ روز شنبه، یک روز پیش از امضای اولیه تفاهم، گفت که رهبران جمهوری اسلامی «دیگر سلاح هستهای نمیخواهند و چنین سلاحی هم نخواهند داشت؛ نه از طریق خرید، نه از طریق توسعه و نه از هیچ شکل دیگری از تامین آن».
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۲۵ خرداد در مصاحبه با ایبیسی در توضیح محتوای تفاهمنامه اولیه گفت این توافق دو مسیر پیش روی جمهوری اسلامی میگذارد.
به گفته او، اگر تهران به تلاش برای بازسازی برنامه هستهای خود ادامه دهد، توافق تضمین میکند که حکومت ایران منابع لازم برای این کار را در اختیار نداشته باشد، اما اگر جمهوری اسلامی حاضر باشد تعهدی بلندمدت و قابل راستیآزمایی برای کنار گذاشتن مسیر دستیابی به سلاح هستهای بدهد، آمریکا آماده است از ورود ایران به اقتصاد جهانی استقبال کند و بخشی از تحریمها را بردارد.
یک مقام ارشد آمریکایی نیز در گفتوگو با العربیه گفت واشینگتن «سازوکاری» در اختیار دارد که مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای خواهد شد. این مقام افزود طی ۳۰ روز آینده مشخص میشود روند روابط و مذاکرات با ایران به چه سمتی خواهد رفت.
اما دنیل بی. شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در مورد مسائل هستهای، واقعا هیچ توافقی وجود ندارد. ایران میداند چگونه این مذاکرات را طولانی کند و بکوشد در مسیر آن امتیازهایی به دست آورد.»
شاپیرو همچنین هشدار داد که ممکن است هیچ توافقی حاصل نشود و اگر هم توافقی به دست آید، «بسیار محتمل است» از چیزی که پیش از جنگ از راه دیپلماسی قابل دستیابی بود، بدتر باشد.
انتقال پول به جمهوری اسلامی و رفع تحریمها
رفع تحریمها و دسترسی جمهوری اسلامی به منابع مالی، از محورهای اصلی اختلاف در روایتهای دو طرف است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت، در پاسخ به این پرسش که آیا توافق شامل کاهش تحریمها برای ایران میشود، گفت: «نه، شامل نمیشود.» او افزود جمهوری اسلامی باید «واقعا رفتارش را تغییر دهد» و تاکید کرد توافق کنونی بر باز بودن تنگه هرمز و عبور و مرور آزادانه و بدون عوارض متمرکز است.
ونس نیز در توضیح محتوای تفاهمنامه گفت ایران «حتی یک سنت» پول دریافت نمیکند، مگر آنکه تعهدات خود را انجام دهد. او تاکید کرد آمریکا «حتی یک دلار» از پول خود را به ایران نخواهد داد و آنچه درباره آن صحبت میشود، اساسا کاهش تحریمهاست.
به گفته ونس، اگر جمهوری اسلامی اقداماتی برای از بین بردن ذخایر مواد غنیشده خود انجام دهد یا سازوکار راستیآزمایی مورد نظر واشینگتن را بپذیرد، کاهش تحریمها در پی خواهد آمد.
او همچنین از احتمال دسترسی ایران به یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری سخن گفت، اما تاکید کرد چنین دسترسیای فقط در صورت پایبندی تهران به تعهداتش ممکن خواهد بود و این صندوق از سوی ائتلافی از کشورهای خلیج فارس تامین مالی میشود.
ونس گفت هدف ترامپ این است که توافق برای مردم ایران نیز یک برد باشد، اما این امر مستلزم «اعتمادسازی واقعی» و «رفتار مثبت واقعی» از سوی نظام سیاسی ایران است.
در مقابل، روایت برخی چهرههای نزدیک به جریان تندرو در ایران متفاوت است. محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طبق یادداشت تفاهم، آمریکا متعهد شده است تا زمان خاتمه تحریمها، مجوزهای وزارت خزانهداری برای صادرات نفت خام ایران، مواد پتروشیمی و مشتقات آن و همه خدمات مرتبط، از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل را صادر کند.
نبویان همچنین نوشت در متن یادداشت تفاهم درباره آزادسازی پولهای مسدودشده «تناقض درونمتنی» وجود دارد؛ زیرا به گفته او، طبق بند ۱۳، بند ۱۱ باید بلافاصله اجرا شود، اما در بند ۱۱ آزادسازی پولها به «پیشرفت مذاکرات» مشروط شده است. او خواستار ارائه گزارش دقیق اجرای یادداشت تفاهم به «ملت ایران» شد.
عباس عراقچی نیز به گزارش خبرگزاری مهر گفت اقتصاد ایران نباید خود را «متکی و موکول» به این قبیل توافقات اقتصادی از طریق مذاکره با آمریکا کند؛ اظهاراتی که نشان میدهد مقامهای جمهوری اسلامی همزمان با دفاع از تفاهم، میکوشند انتظارهای اقتصادی از آن را کنترل کنند.
مخالفتهای اسرائیل و تندروهای داخلی با متن تفاهمنامه
اگرچه مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی تفاهمنامه را موفقیت سیاسی خود معرفی کردهاند، واکنشهای اعتراضی و انتقادی در دو سوی منازعه نیز شکل گرفته است.
قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مردم ایران نوشت جمهوری اسلامی با «مقاومت تاریخی» مردم و «رشادت نیروهای مسلح» در برابر کسانی که به گفته او قصد «نابودی و تسلیم» ایران را داشتند، «گامی بلند به سوی پیروزی نهایی» برداشته است. او افزود: «ایستادهایم و در نهایت ایران پیروز خواهد شد.»
در طرف آمریکایی، مقامهای ارشد دولت ترامپ نیز تفاهمنامه را حاصل فشار بر جمهوری اسلامی معرفی کردهاند. یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه گفت کشاندن ایران به میز مذاکره نتیجه مستقیم فشارهای اعمالشده و اجرای محاصره بوده است. این مقام همچنین گفت ایران برای نخستین بار امتیازاتی «بیسابقه» ارائه کرده و رفع محاصره و تحریمها تهران را به ادامه مسیر گفتوگو ترغیب کرده است.
اما در اسرائیل، نگرانی اصلی این است که تفاهم تهران و واشینگتن بدون الزام روشن جمهوری اسلامی به محدودیتهای هستهای و بدون توقف قطعی فعالیتهای حزبالله در لبنان، به کاهش فشار بر ایران منجر شود. مقامهای اسرائیلی تاکید کردهاند کشورشان طرف تفاهمنامه نیست و نیروهای اسرائیلی جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
در داخل ایران نیز بخشی از تندروها، همزمان با تکرار روایت «پیروزی»، درباره مفاد تفاهم ابراز نگرانی کردهاند. نبویان از «تناقض درونمتنی» سخن گفته و خواستار گزارش دقیق درباره اجرای یادداشت تفاهم شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز به نقل از یک منبع آگاه از اعمال «تغییرات مهم» در متن نهایی تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا خبر داد. فارس نوشت با تصریح نقش جمهوری اسلامی و عمان در تعیین آینده خدمات دریانوردی در تنگه هرمز، حق حاکمیتی دو کشور بر این گذرگاه تثبیت شده است.
بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی، فوریترین بخش اجرایی تفاهمنامه معرفی شده، اما همین موضوع نیز با روایتهای متفاوت همراه است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت گفت تنگه هرمز تا جمعه بهطور کامل باز خواهد شد. او همچنین گفت بر اساس توافق، تنگه باز نخواهد شد.
رییسجمهوری آمریکا همچنین بر «آزادی عبور بدون عوارض» تاکید کرد و افزود آمریکا و طرف مقابل «کمی بر سر این موضوع بحث» داشتهاند، اما به گفته او، عبور و مرور آزادانه خواهد بود.
سیانان صبح دوشنبه گزارش داد که ارتش آمریکا دستور آمادهسازی برای پایان دادن به محاصره دریایی تنگه هرمز از جمعه را دریافت کرده است. البته این رسانه، اجرای این دستور را منوط به امضای توافق میان واشینگتن و جمهوری اسلامی خواند.
سیانان همچنین به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که در صورت امضای توافق، نیروهای آمریکایی روند لغو محاصره دریایی را آغاز میکنند. این مقام در عین حال تاکید کرده است که این برنامه بر اساس شرایط فعلی تنظیم شده و ممکن است تا پیش از جمعه تغییر کند.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت ترافیک تنگه هرمز از همین حالا رو به افزایش است و در طول زمان افزایش بیشتری خواهد یافت. او افزود احتمالا بازگشت کامل تردد به وضعیت عادی تا دو هفته زمان خواهد برد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه نیز گفت طی دو هفته آینده، تردد کشتیها در تنگه هرمز بهطور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. او همچنین گفت آمریکا موفق شده حدود هفت میلیون بشکه نفت را از منطقه خارج کند و ایران دریافته است که کنترل کاملی بر شرایط ندارد.
در مقابل، خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع آگاه روایت متفاوتی ارائه کرد. این منبع به فارس گفت در متن تفاهم آمده است که جمهوری اسلامی فقط برای ۶۰ روز عبور بدون هزینه کشتیها را خواهد پذیرفت. به گفته او، آمریکا «اصل دریافت هزینه» را پذیرفته و فقط برای ۶۰ روز از تهران تخفیف گرفته است.
این منبع همچنین به فارس گفت جمهوری اسلامی پس از ۶۰ روز قصد دارد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه، از عواید مالی حاصل از تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز برای توسعه اقتصادی کشور بهرهمند شود.
در بخش دیگری از گزارش فارس آمده است که یکشنبه، در لحظات آخر مذاکرات، متن تفاهمنامه تغییراتی داشت که بر اساس آن اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی و عمان بر تنگه هرمز را بهصورت «قطعی و مصرح» مورد تاکید قرار گرفت.
همزمان، ارتش آمریکا در یک یادداشت هشدار اعلام کرد محاصره بنادر ایران تا زمان تکمیل توافق آتشبس که برای ۱۹ ژوئن برنامهریزی شده، همچنان برقرار است. در این هشدار آمده است: «محاصره نظامی بنادر ایران همچنان برقرار است و تمامی ترددهای ورودی و خروجی از این بنادر را محدود میکند.» ارتش آمریکا همچنین هشدار داد: «تا زمانی که دستور صریح صادر نشده است، از تلاش برای عبور خودداری کنید.»
خروج آمریکا از منطقه
یکی دیگر از مفاد بحثبرانگیز تفاهمنامه، ادعای خروج نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران است؛ ادعایی که تا کنون از سوی مقامهای آمریکایی بهصورت علنی تایید نشده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع مطلع نوشت بر اساس ماده چهار تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای رزمی آمریکایی باید از محیط پیرامونی ایران خارج شوند.
همین منبع به تسنیم گفت بر اساس بند ۹ تفاهمنامه، در طول ۶۰ روز مذاکرات برای توافق نهایی، نیروی جدید آمریکا به منطقه اضافه نمیشود و جمهوری اسلامی نیز در این بازه اقدام هستهای انجام نمیدهد.
مساله لبنان و پایان جنگ در همه جبههها
یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات در جریان مذاکرات و اکنون در ر روایتهای منتشرشده از هر دو سو، جایگاه لبنان در تفاهمنامه و تنشها میان حزبالله، گروه نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی، با اسرائیل است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۲۵ خرداد گفت: «لبنان و خاتمه جنگ در لبنان بخش لاینفک تفاهم خاتمه جنگ است.»
او افزود در یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا سه بار از لبنان نام برده شده و عبارت «پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان» در متن آمده است. به گفته بقائی، هر تفاهمی باید شامل احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان باشد.
حزبالله لبنان نیز در بیانیهای از گنجانده شدن نام لبنان در توافق با آمریکا استقبال کرد و آن را نشانه تعهد جمهوری اسلامی به توقف جنگ و حفظ حقوق لبنان دانست.
این گروه در نخستین واکنش عمومی خود پس از اعلام تفاهم، آن را «دستاوردی بزرگ» برای جمهوری اسلامی خواند و گفت این توافق میتواند به «آزادسازی کامل سرزمین ما، بازگشت زندانیان ما به میهن و خانوادههایشان» و بازسازی مناطق ویرانشده بر اثر جنگ منجر شود.
در مقابل، اسرائیل روایت تهران و حزبالله را نمیپذیرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده از موضع وزرای کابینه اسرائیل، مقامهای این کشور بهطور شفاف به ترامپ اطلاع دادهاند که اسرائیل طرف تفاهمنامه تهران و واشینگتن نیست و نیروهایش جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
دیوید منسر، سخنگوی دفتر بنیامین نتانیاهو، در پاسخ به پرسشهای خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره موضع اسرائیل گفت اسرائیل و آمریکا در جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای «کاملا همسو» هستند، اما اسرائیل حملات حزبالله به خاک خود را تحمل نخواهد کرد و به اقدام علیه کسانی که در پی آسیب رساندن به شهروندانش هستند، ادامه خواهد داد.
ارتش لبنان از ساکنان روستاهای تخلیهشده در مرزهای جنوبی این کشور خواست برای بازگشت عجله نکنند و به دلیل خطر «نقضها و تجاوزات اسرائیل» از دستورهای نظامی پیروی کنند. همزمان، گزارشهایی از حمله پهپادی اسرائیل به لبنان در صبح دوشنبه منتشر شد و حزبالله در بیانیهای هشدار داد هیچ حملهای را که ناقض حاکمیت لبنان باشد یا مردم این کشور را هدف قرار دهد، نخواهد پذیرفت.
جمهوری اسلامی سالها کوشید در برابر هر «خیابانِ معترض»، یک «خیابان حکومتی» بسازد، اما اکنون بخشی از همان نیروهایی که برای تصرف خیابان و عرضاندام در برابر معترضان به میدان آورده شدند، در برابر توافق مدنظر حکومت با آمریکا ایستادهاند. چگونه خیابان حکومتی به دردسر حکومت تبدیل شد؟
حکومتهای اقتدارگرا همیشه از خیابان میترسند. خیابان برای اقتدراگرایان جایی است که ترس خصوصی به قدرت عمومی تبدیل میشود. دیکتاتوری میتواند روزنامه را ببندد، حزب را منحل کند، دانشگاه را امنیتی کند، انتخابات را مهندسی کند و دادگاه را به شعبه بازجویی بدل کند، اما خیابان همچنان میدانی متفاوت با قواعد خاص خود در شکلدهی به قدرت جمعی است؛ خیابان یعنی بدنهای واقعی، جمعیت واقعی، خشم واقعی و امکان سرایت. برای همین وقتی خیابان، حتی برای مدت زمانی کوتاه، صحنه قدرتنمایی شهروندان عادی و معترض میشود، جمهوری اسلامی علاوه بر سرکوب، خیابان را بهشیوهای نمایشی بازسازی میکند و میکوشد حضور واقعی مردم را با صحنهآرایی حکومتی بپوشاند؛ تلاشی برای از معنا تهی کردن میدان قدرت جمعی.
این خیابانِ بدلی همان جمعیت سازمانیافته هواداران حکومت است؛ گروههایی که با اتوبوس، وعده غذا، پاداش، کارت هدیه، کنسرت، مناسک مذهبی، شعارهای حکومتی و تهدیدهای اداری یا حتی با اتکا به باورهای قلبیشان به میدان آورده میشوند و طوری سازمان مییابند تا تصویر مشخص و دستکاریشده ساخته شود: حکومت تنها نیست. در ظاهر، هدف ساده است: معترضان باید ببینند خیابان در اختیار آنان نیست، جهان باید ببیند رژیم هنوز پایگاه اجتماعی دارد و نیروهای درون حکومت باید مطمئن شوند سقوط نزدیک نیست. اما مساله از همینجا آغاز میشود: دیکتاتوری برای شکست خیابان واقعی، خیابان مصنوعی تولید میکند، و و همین خیابان مصنوعی، در نقطهای، میتواند به نیرویی بدل شود که از حکومت مطالبه میکند.
این پدیده را میتوان ذیل «بسیج طرفداران حکومت» در نظامهای اقتدارگرا فهمید. حکومتهای بسته فقط بر انفعال جامعه تکیه نمیکنند. برخلاف تصور رایج، دیکتاتورها همیشه جامعهای کاملا ساکت نمیخواهند، جامعه محبوب آنها باید بهطور گزینشی فعال باشد؛ یعنی مردم عادی خاموش بمانند، مخالفان مرعوب شوند، اما هواداران حکومت در لحظههای بحران به خیابان بیایند. این شکل از بسیج عمومی، هم نمایش قدرت است، هم ابزار سرکوب نرم، هم پیام به نخبگان مردد و نیروهای درونِ ساختار. حکومت با جمعیت وفادار، به مخالفان میگوید شما تنهایید و به نیروهای خودی اطمینان میدهد که هنوز اکثریتاند و از آن مهمتر، شهر در اختیار و کنترلشان است.
اما این سازوکار یک تناقض بنیادین دارد. وقتی حکومت به هواداران میآموزد که خیابان ابزار سیاست است، دیگر نمیتواند تضمین کند این ابزار همیشه فقط در خدمت خودش بماند. وقتی به هوادار میگوید برای دفاع از نظام به خیابان بیا، نوعی احساس استحقاق سیاسی در آن ایجاد میکند: اینکه حق دارد درباره میزان وفاداری حکومت به شعارهای خودش داوری کند. از آن لحظه به بعد، خیابان حکومتی فقط جمعیت نمایشی نیست و قابلیت این را دارد که به نیروی فشار ایدئولوژیک تبدیل شود. آنچه در شبهای گذشته در بعضی خیابانهای تهران و دیگر شهرها دیده میشود گروههایی است که از حکومت انتظار دارند همانقدر تندرو، ضدتوافق، ضدعقبنشینی و ضدانعطاف بماند که سالها از تریبونهای رسمی شنیده و در اجرای آن در برابر شهروندان معترض آزاد بوده است.
الگوبرداری از آلمان نازی
نمونه تاریخی این دام کم نیست. در آلمان نازی، نیروهای خیابانی ابتدا ابزار شکستن مخالفان، مرعوب کردن جامعه و تثبیت قدرت بودند، اما پس از قدرتگیری، بخشی از همان نیروی بسیجشده به مسالهای برای خود رژیم تبدیل شد که انتظارات، منافع و منطق خشونت خود را داشت.
جمهوری اسلامی نیز از نخستین سالهای استقرار خود، خیابان وفادار را به بخشی از سازوکار حفظ قدرت تبدیل کرده است. خیابان برای حکومت فقط محل راهپیمایی رسمی نیست، بخشی از معماری قدرت و سازوکار کنترل سیاسی است. از کمیته و حزباللهیهای دهه شصت تا بسیج، لباسشخصیها، مداحان سیاسی، هیاتهای حکومتی و شبکههای سازمانیافته وفادار، جمهوری اسلامی همواره کوشیده است در برابر هر خیابان معترض، یک خیابان مطیع بسازد. وقتی دانشجو اعتراض کرده، جمعیت وفادار آمده است؛ وقتی زنان علیه حجاب اجباری ایستادهاند، گروههای حکومتی به خیابان فرستاده شدهاند؛ وقتی کارگر، معلم، بازنشسته یا خانواده کشتهشدگان صدای اعتراض بلند کردهاند، حکومت تلاش کرده تصویر «مردم طرفدار نظام» را در برابر تصویر جامعه معترض بنشاند.
جنگی که نظم سابق را به چالش کشید
جنگ اخیر این منطق را به نقطهای تازه رساند. جمهوری اسلامی در شرایطی که زیر فشار نظامی، سیاسی و روانی قرار داشت، بار دیگر به خیابان وفادار پناه برد. نظامی که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی موج مردم معترض را دیده بود و ضربه اولیه جنگ را تجربه میکرد، دوباره به سراغ فرمول آشنای خود رفت: سازماندهی جمعیت وفادار در برابر خیابان نگران، خشمگین یا معترض.
حکومت هوادارانش را با ترکیبی از اجبار، تطمیع، مناسک، برنامههای نمایشی، غذا، کنسرت، کارت پول و تبلیغات حکومتی به میدان کشاند تا نشان دهد هنوز کنترل را از دست نداده است. هدف روشن بود: خیابان باید به سپر روانی حکومت تبدیل میشد. حکومتی که در میدان نظامی ضربه خورده بود، میخواست دستکم در میدان تصویرسازی پیروز به نظر برسد.
اما تفاوت این بود که با عمیقتر شدن ترکهای هویتی و سیاسی، نمایش کوتاهمدت دیگر برای حکومت کافی نبود. دستگاه سرکوب این بار سناریویی بلندمدت داشت: تسخیر کامل خیابان بهنحوی که روزنهای برای حضور جمعیت معترض و مخالف باقی نمانَد.
رژیم پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، این باور را در میان هوادارانش ترویج کرد و آنها را به خیابان کشاند: جنگ، جنگ عزت است؛ عقبنشینی، خیانت است؛ توافق، تسلیم است؛ مذاکره، فریب دشمن است؛ کوتاه آمدن، عبور از خون «امام شهید» و نادیده گرفتن پیششرطهای «امام حاضر» است. حالا همان خیابان، در برابر توافق، همان ادبیات را علیه خود حکومت به کار میگیرد. جمهوری اسلامی سالها هیولا ساخت تا مردم معترض را بترساند، اکنون همان هیولا از خود حکومت خون، انتقام و عدم عقبنشینی میخواهد.
اینجا لحظه تبدیل ابزار به بحران است. حکومت اقتدارگرا تصور میکند هوادار خیابانی را هر وقت خواست روشن و خاموش میکند، اما واقعیت این است که هواداران ایدئولوژیک ماشین نیستند. آنها با روایت، خشم، تحقیر، امتیاز، هویت و دشمنسازی تغذیه شدهاند. وقتی بارها و بارها در گوش آنها خواندهاند که هر توافقی خیانت است، ناگهان با یک بیانیه وزارت خارجه نمیپذیرد که توافق، عقلانیت است؛ اگر سالها با آنها از «ایستادگی تا نابودی دشمن» سخن گفته شده، یکشبه عقبنشینی را «نرمش قهرمانانه» نمیبیند. خیابانِ وفادار حافظه دارد و باورمند است، حتی اگر این باور بر اساس تبلیغهای حکومتی ساخته شده و حافظه مملو از شعارهای حکومتی باشد.
این همان چیزی است که میتوان آن را «دام بسیج اقتدارگرا» نامید. رژیم برای مقابله با اعتراض واقعی، بسیج مصنوعی میسازد، برای گرم نگه داشتن این بسیج، شعارهای رادیکال تولید میکند؛ و برای حفظ وفاداران، به آنها امتیاز و منزلت میدهد و القا میکند که رسالتی بر دوششان است.
اکنون حکومت به توافق، عقبنشینی تاکتیکی و عبور از بحران نیاز دارد، اما خیابانِ مصنوعی، توافق را خیانت و عقبنشینی تاکتیکی را شکست ایدئولوژیک میخواند و در برابر میل حکومت به عبور از بحران میایستد.
این تناقض در مورد جمهوری اسلامی عمیقتر است، چون نظام نه یک دولت اقتدارگرای معمولی، بلکه حکومتی ایدئولوژیک و فرسوده است که پایههای مشروعیتش بر دشمنسازی، شهادتطلبی، نفی غرب، نابودی اسرائیل، مقاومت منطقهای و تقدیس خشونت بنا شدهاند. چنین حکومتی اگر بخواهد توافق کند، ناچار است بخشی از مبانی وجودی خود را انکار کند و اگر انکار نکند، نمیتواند توافق را برای هوادارانش توضیح دهد. اینجاست که خیابانِ حکومتی دیگر ابزار سرکوب نیست؛ به زبان بازخواست تبدیل میشود.
طنز تلخ ماجرا این است که مردم معترض ایران سالها به خیابان آمدند تا آزادی، زندگی، کرامت انسانی و آینده بخواهند. حکومت آنان را با گلوله، زندان، شکنجه، اعدام و پروندهسازی عقب راند و در برابرشان خیابان حکومتی ساخت. حالا همان خیابان حکومتی، نه برای آزادی، بلکه برای جلوگیری از عقبنشینی حکومت به میدان میآید. به بیان دیگر جمهوری اسلامی خیابان را علیه مردم مسلح کرد، اما اکنون خیابان خودش علیه امکان تصمیمگیری حکومت مسلح شده است.
خیابانْ بلای جان خیابان؛ یک تناقض خطرناک
این وضعیت برای حکومت خطرناک است، چون آن را میان دو فشار خیابانی متضاد قرار میدهد. خیابانِ مردم، حکومت را به دلیل سرکوب، فساد، فقر، تبعیض و شکستهای ملی نمیخواهد. خیابانِ هواداران نیز حکومت را به دلیل احتمال عقبنشینی، توافق و سازش تهدید میکند. اولی از جمهوری اسلامی عبور کرده است، دومی جمهوری اسلامی را گروگان شعارهای خودش میخواهد. به این ترتیب، حکومت میان جامعهای که دیگر نمیپذیرد و پایگاهی که اجازه عقبنشینی نمیدهد، گیر افتاده است.
در این نقطه، سرکوب هم کارکرد سابق را ندارد. سرکوب مردم معترض برای جمهوری اسلامی عادت حکمرانی است، اما سرکوب هواداران خودش هزینه روانی و تشکیلاتی متفاوتی دارد. اگر آنها را رها کند، علیه توافق و دولت و فرماندهان شعار میدهند. اگر آنها را سرکوب کند، به بدنه وفادار پیام میدهد که مصرف سیاسی شما فقط تا زمانی معتبر است که مزاحم تصمیمهای بالا نباشید. این همان لحظهای است که دیکتاتوری با محصول سیاسی خودش روبهرو میشود.
این وضعیت مصداق روشنی از «خیابانْ بلای جان خیابان» است. در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی با واقعیتی که همیشه انکار کرده است، روبهرو میشود: خیابان منطق خودش را دارد و همیشه قابل کنترل باقی نمیماند. وقتی جمعیت به قدرت خود عادت کند، مطالبه میسازد و وقتی شعار بارها و بارها از تریبونهای رسمی تکرار شود، تعهد ایجاد میکند، و وقتی تندروی پاداش میگیرد، سهم میخواهد.
اکنون جمهوری اسلامی با همان نیرویی روبهروست که سالها برای روز بحران تربیت کرده بود. نیرویی که قرار بود مردم را بترساند، حالا میتواند حکومت را بترساند. نیرویی که قرار بود صدای خیابان واقعی را خفه کند، حالا صدای خیابان بدلی اما دردسرساز حکومت تبدیل شده است. این نه نشانه قدرت جمهوری اسلامی، بلکه نشانه فرسایش سازوکارهای کنترل آن است.
اقتدارگرایان معمولا تصور میکنند جامعه با دو ابزار اداره میشود: ترس برای مخالفان و امتیاز برای وفاداران، اما تاریخ نشان داده است که امتیاز دادن به وفاداران خیابانی همیشه آنها را مطیع نگه نمیدارد؛ گاهی آنها را طلبکارتر، رادیکالتر و خطرناکتر میکند. جمهوری اسلامی امروز فقط با مردم ناراضی روبهرو نیست؛ با هوادارانی هم روبهروست که از دل همان دستگاه تبلیغاتی، امنیتی و ایدئولوژیک بیرون آمدهاند و اکنون از حکومت میخواهند قربانی الگوها و شعارهایی شود که خودش ساخته است.
این پایانِ محتمل همه خیابانهای مصنوعی است. جمهوری اسلامی سالها میخواست خیابانِ مردم را با خیابان خودش شکست دهد، حالا خیابان خودش، بلای جان خودش شده است.
دیوید سیمور، معاون نخستوزیر نیوزیلند، در گفتوگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال اعلام کرد دولت نیوزیلند بهطور جدی در حال بررسی قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی است.
سیمور دوشنبه ۲۵ خرداد حکومت ایران را «یک رژیم شیطانی» خواند و گفت: «ما اقدامات جمهوری اسلامی علیه همسایگانش، حمایت آن از گروههای تروریستی در سراسر خاورمیانه و فعالیتهای مرتبط با آن در نزدیکی ما در استرالیا را محکوم میکنیم. همچنین رفتار این حکومت با مردم ایران را بهشدت محکوم میکنیم.»
به گفته او، پلیس و نهادهای اطلاعاتی نیوزیلند از فعالیتهای سپاه پاسداران «کاملا آگاه هستند» و بهطور مداوم آنها را تحت نظر دارند.
سیمور ادامه داد: «شخصا درباره این موضوع با نخستوزیر نیوزیلند گفتوگو کردهام و موضع او کاملا روشن است. دولت نیوزیلند و نهادهای مختلف آن، از جمله پلیس و سازمانهای اطلاعاتی، نظارت بر فعالیتهای سپاه پاسداران و مقابله با آن را در اولویت خود قرار دادهاند.»
در سالهای گذشته، بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی با اشاره به نقش سپاه پاسداران در سرکوب اعتراضات مردمی در ایران و همچنین فعالیتهای خرابکارانه برونمرزی این نهاد، خواستار قرار گرفتن آن در فهرست سازمانهای تروریستی کشورهای مختلف شدهاند.
این فراخوانها بهویژه پس از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ افزایش چشمگیری یافت.
شهریور ۱۴۰۴، دولت استرالیا در پی اثبات نقش تهران در دستکم دو حمله یهودستیزانه، سفیر جمهوری اسلامی را از این کشور اخراج کرد. استرالیا آذر سال گذشته نیز سپاه پاسداران را در فهرست «تروریسم دولتی» قرار داد.
تاکید بر ضرورت حفاظت از ایرانیان ساکن نیوزیلند
معاون نخستوزیر نیوزیلند در ادامه مصاحبه خود با ایراناینترنشنال اعلام کرد مقابله با فعالیتهای سپاه پاسداران بهویژه در زمینه حفاظت از ایرانیانی که تابعیت نیوزیلند را دریافت کردهاند و این کشور را خانه خود میدانند، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
سیمور تاکید کرد دولت نیوزیلند متعهد است از امنیت این افراد در برابر هرگونه تهدید یا نفوذ احتمالی محافظت کند.
او با اشاره به بیانیه مشترک اخیر نیوزیلند و بیش از ۲۰ کشور دیگر در محکومیت اقدامات برونمرزی جمهوری اسلامی افزود: «ما معتقدیم کشورها باید از راه همکاری و روابط مسالمتآمیز به منافع خود برسند، نه از طریق خشونت و تهدید. به همین دلیل، رفتار حکومت جمهوری اسلامی را، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، محکوم میکنیم.»
در این بیانیه که ۲۰ خرداد منتشر شد، کشورهای امضاکننده «اقدامات تروریستی» جمهوری اسلامی در خاک خود علیه ایرانیان مخالف حکومت، روزنامهنگاران و نیز جوامع و منافع یهودی و اسرائیلی را محکوم کردند و هشدار دادند تهران باید فورا به این اقدامات پایان دهد.
از جمله کشورهای امضاکننده این بیانیه میتوان به آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، فرانسه، آلمان، اتریش، بلژیک، بلغارستان، جمهوری چک، دانمارک، استونی، ایرلند و مقدونیه شمالی اشاره کرد.
معاون نخستوزیر نیوزیلند در ادامه، اقدام جمهوری اسلامی در «کشتار دستکم ۴۰ هزار نفر» از مردم ایران در جریان انقلاب ملی را «شرمآور و نفرتانگیز» خواند و تاکید کرد: «چنین رفتاری نباید در جهان وجود داشته باشد.»
سیمور گفت: «این حکومت مدت زیادی را صرف تثبیت و محافظت از خود کرده، اما من معتقدم روزی خواهد رسید که این حکومت دیگر نتواند به بقای خود ادامه دهد و در قدرت نخواهد ماند.»
او افزود: «ایران تاریخی باشکوه و پنج هزار ساله دارد. سرزمینی شگفتانگیز است و مردم بزرگی از آنجا برخاستهاند. عظمت و شکوه ایران با وجود این حکومت از بین نخواهد رفت. این رژیم در نهایت به یک پاورقی در تاریخ طولانی یکی از بزرگترین تمدنهای جهان تبدیل خواهد شد.»
معاون نخستوزیر نیوزیلند در پایان به دهها هزار معترض کشتهشده در اعتراضات دیماه ادای احترام کرد و یاد آنها را گرامی داشت.
عکس آرشیوی: مردم مقابل «پاله لومیِر» پیش از آغاز نشست گروه۷ در اویان-له-بن ایستادهاند
رهبران کشورهای گروه هفت از ۲۵ تا ۲۷ خرداد در فرانسه گرد هم میآیند. نشستی که تفاهم اولیه برای توافق جمهوری اسلامی و آمریکا به منظور پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، یکی از مهمترین محورهای آن خواهد بود.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۲۵ خرداد نوشت اجلاس سه روزه سران کشورهای گروه هفت علاوه بر تحولات مرتبط با ایران، به موضوعاتی چون جنگ اوکراین، نابرابریهای اقتصادی جهانی و تامین مواد معدنی راهبردی خارج از زنجیرههای تحت تسلط چین نیز میپردازد.
گروه هفت (G7) مجمعی سیاسی و اقتصادی است که شامل آلمان، ایالات متحده آمریکا، ایتالیا، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و کانادا میشود. علاوه بر این، اتحادیه اروپا بهعنوان «عضو غیررسمی» در آن حضور دارد.
قرار است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۵ خرداد وارد شهر اویان-له-بن شود تا در نشست گروه هفت شرکت کند.
حضور ترامپ در این نشست در شرایطی صورت میگیرد که بسیاری از متحدان واشینگتن نسبت به سیاستهای متغیر دولت آمریکا در عرصه بینالمللی، ابراز نگرانی کردهاند.
مقامهای فرانسوی از حضور ترامپ در اجلاس امسال استقبال کردهاند؛ بهویژه پس از آن که او سال گذشته نشست گروه هفت در کانادا را پیش از پایان آن ترک کرده بود.
آن نشست، همزمان با جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی برگزار شد.
بسیاری از رهبران حاضر در اجلاس بهطور مستقیم تحت تاثیر تصمیمها و سیاستهای ترامپ در خاورمیانه، تجارت جهانی و روابط دیپلماتیک قرار گرفتهاند.
تحولاتی که به گفته ناظران، پرسشهای تازهای درباره میزان پایبندی آمریکا به نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرده است.
رهبران گروه هفت در نشست خود تلاش خواهند کرد جزییات بیشتری از تفاهمنامه تهران و واشینگتن برای توافق به دست آورند.
بر اساس گزارشها، قرار است یادداشت تفاهم میان دو کشور، جمعه ۲۹ خرداد در ژنو سوئیس بهطور رسمی امضا شود، اما جزییات دقیق مفاد آن هنوز بهصورت عمومی منتشر نشده است.
ترامپ اعلام کرده تنگه هرمز که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان به شمار میرود و تهران طی ماههای گذشته عملا آن را مسدود کرده بود، از ۲۹ خرداد بازگشایی خواهد شد.
او همچنین گفته که دستور پایان محاصره دریایی بنادر جنوب ایران از سوی آمریکا را صادر کرده است.
در همین حال، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی اعلام کرد از شامگاه دوشنبه ۲۵ خرداد، جنگ و عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، بهطور دائمی متوقف خواهد شد.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز گفت در طول یک دوره ۶۰ روزه آتشبس، مذاکرات درباره توافقی گستردهتر ادامه خواهد یافت. توافقی که موضوع رفع تحریمها علیه جمهوری اسلامی را نیز در بر خواهد گرفت.
پیشتر منابعی به رویترز گفته بودند پرونده هستهای جمهوری اسلامی قرار است در مرحله بعدی مذاکرات مورد بررسی قرار گیرد.
امارات متحده عربی که از پیامدهای جنگ آسیب دیده و همچنین قطر و مصر که از میانجیهای اصلی مذاکرات بودهاند، در نشست گروه هفت حضور خواهند داشت.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، میزبان نشست گروه هفت خواهد بود. اجلاسی که بسیاری آن را یکی از مهمترین رویدادهای بینالمللی در واپسین سال ریاستجمهوری او میدانند.
دوره دوم و نهایی ریاستجمهوری مکرون سال آینده به پایان میرسد و او امیدوار است از ریاست فرانسه بر گروه هفت برای پیشبرد برخی اولویتهای اقتصادی و دیپلماتیک خود استفاده کند.
اگرچه جایگاه سیاسی مکرون در داخل فرانسه تضعیف شده، اما او همچنان در عرصه بینالمللی نقش فعالی ایفا میکند.
در همین چارچوب، او موفق شده ترامپ را برای شرکت در ضیافت رسمی کاخ ورسای در روز چهارشنبه ۲۷ خرداد متقاعد کند.
یکی از محورهای مورد نظر پاریس در این نشست، بحث درباره عدم توازنهای اقتصادی در سطح جهان است. موضوعی که سالها مورد توجه آمریکا بوده و قرار است در آستانه ریاست واشینگتن بر گروه ۲۰ و سپس گروه هفت، بیش از پیش مطرح شود.
رویترز نوشت که فرانسه این مساله را مسئولیتی مشترک میان قدرتهای بزرگ توصیف میکند: «وضعیتی که به گفته مقامهای فرانسوی، در آن چین بیش از نیاز تولید میکند، آمریکا بیش از اندازه مصرف میکند و اروپا کمتر از حد لازم سرمایهگذاری انجام میدهد.»
در همین راستا، برزیل، هند، کنیا و کره جنوبی نیز برای مشارکت در گفتوگوهای اجلاس گروه هفت دعوت شدهاند.
مکرون همچنین از چین خواسته است با افزایش مصرف داخلی، نقش فعالتری در کاهش عدم توازنهای اقتصادی جهانی ایفا کند.